ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
ایکاش کسی پیدا شود و بگوید:
غصه نخورید، این زندگی نیست فوتوشاپ است!

#ای_لیا
@boiereihan
تا بخودت بیائی
آدمهای دور و برت میشوند عکس
میروند کنج طاقچه
منتظر تو
که بشوی عکس
بیائی بنشینی کنارشان!

#ای_لیا
@boiereihan
دوست کیست؟
شخص عجیبی نیست، با دیدنش حالت خوب میشود، حتی اگر سالها ندیده باشی اش، با خنده اش، دلت میخندد حتی اگر فقط خنده اش را از پس عکس دیده باشی. دوستی با هزاران سال معاشرت ممکن است رخ ندهد و گاهی فقط با یک رودرروئی و مرور خاطرات خودش را تحمیل میکند.

قرار نیست کار خاصی کرده باشد، میتواند در همین فضای مجازی باشد و حالت را خوب کند. دوستی یعنی احساست خوب شود وقتی احساس کنی هنوز احساسش در رگ های زمان جاریست.
باشیم که بودنمان برای برخی همین حس را دارد، حس "دوست" بودن.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گفت : اینکه نوشته ای ممنوعه دوست داشتن، ممنوعه نیست. دوست داشتن است. دوست داشتن ممنوعه نیست.
گفتم به اقتضای عرف نوشتم.
گفت دوست داشتن بی رحم است. می آید، همه ی قواعد را پس میزند، خودخواه است، فقط میخواهد ... به قول خودت دست خودمان نیست، یکهو میبینی افتاده ای در آغوش خواستنش، حال خودش هم ممکن است نداند.

راست میگوید، گاه دست خودمان نیست. دل منطق سرش نمیشود، خواستن و خواهش منطق سرش نمیشود. میخواهد ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
تصویر مرد بلند میشود از کنار صندلی آشپزخانه، میرود طرف یخچال، در یخچال را باز میکند، چیزی برمیدارد، ب برمیگردد، مینشیند روی مبل، نگاه میکند به سقف، نگاه میکند به پنجره، بلند میشود بی صدا مینشیند کنار شرجی دم کرده کنار پنجره ... پرده تکان میخورد!
همه ی اینها را زن دارد میبیند، پاهایش را جمع کرده است توی سینه اش، روی صندلی چوبی، گونه چپش را گذاشته روی زانو، چشمها را باریک کرده، خیره میشود به رد بوی مرد که توی فضای خانه تاب میخورد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
پفیوزتر از اون مردی که از طرف یه زن رد شده به هر دلیلی و بعد تهدیدش میکنه به افشا کردن یه سری چیزا کسی نیست به ولله!
این کار آدمهای ناقص و کوچیکه. کار یه بچه کوچولوی نق نقو!

+ یه مقدار بیشتر مراقب حریم خصوصی هامون باشیم.
در دلم هوای تو
هوای تو در ریه های دیگری!

#ای_لیا
@boiereihan
گفت یه جوری دوسش دارم خودمم حسودیم میشه!

#ای_لیا
@boiereihan
خاطرات من
یک کودک بی دست و پاست
که گاهی می نشیند روی آب
گاهی سنگ می زند شیشه ی همسایه را
یا می دود روی گیسوان باد
یا می نشیند در خواب ستاره ها

خاطرات من
شالیزار سبزی ست
که زنی در میانش
دست گِلی می کشد به صورت
خسته می شود خستگی
می خندد رو به آسمان
زیبا می شود آسمان
شالی زار غنج می زند دلش
عاشق زن شالیکار است انگار.

خاطرات من دریاست
که می کشد دست بر صورت ساحل
کودکی پی مرغابیس
مرغابی پی آزادی
آزادی پی درنگی
تا بخوابد روی خاطرات کودکی تنها
بازی ناکرده پی مردی رفته بود.

خاطرات من زنی تنهاست
زنی در انتهای دریا
نشسته است روی خط افق
آسمان را گرفته است در آغوش
و گاهی خورشید را می رساند به دل دریا.

خاطرات من کودکی های ناکرده است
چیدن تمشکی که گس بود
خوردن یک کونوس* نارس
دویدن لابلای دست های باد خورده جنگل
تیرو کمانی که تیرش تا خدا می رفت

خاطرات من زود پیر شدند
زود دور شدند
زود زود زود ...

#ای_لیا
رشت - پائیز 1380

* همان ازگیل است.
@boiereihan
گاه علی رغم زندگی های روتین و خوبمان یک خلاء احساسی عاطفی، یک شکاف روحی توی پوسته زندگیمان پیدا میشود، از همانجا ممکن است آدمهای تازه ای وارد زندگیهامان شوند، هوای تازه ای وارد شود، هوایی که ممکن است بعدن بفهمیم مسموم بوده. زندگیهامان را دوست داریم، فرزندانمان را، عشقمان را ولی گاهی این خلاء پیش می آید، گاهی میخواهیم با مرد تازه ای، زن تازه ای گپ بزنیم، آدمهایی که به نظرمان حرف تازه ای دارند ولی این را هم بدانیم گاه این هوای تازه، این آدم تازه ارزشش را ندارد که آن زندگی روتین و نرمال، آن زندگی منظم را به هم بزنیم. این حسهای تازه شبیه سلفون روی اجناس تازه خریداری شده هستند، حس نویی ایجاد میکنند، بوی خوبی دارند ولی الزامن سرانجامی ندارند.
قضاوت نمیکنم، آدم بزرگها خودشان میدانند چکار میکنند، میدانند همه ی نصیحتها و حرفهایی که دیگران میخواهند درباره آن رابطه تازه شان بگویند؛ اما ممکن است آنقدر غرق شوند که دیگر بیرون آمدن از آن رابطه برایشان ممکن نباشد.

پ.ن : متن درباره زندگی های روتین و نرمال است. درباره زندگی های از هم پاشیده درونی حرفهای دیگری میشود زد. میشود به آن آدمها حق داد لابد.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ما گاه توی خیال عاشق میشویم
دل میبندیم
زندگی میکنیم
بچه هایمان را بزرگ میکنیم
میمیریم
بعد بیدار میشویم برمیگردیم به زندگی واقعی مان
لابلای واقعیت تیز و برنده زندگی ...

#ای_لیا
@boiereihan
صبح زود زنگ زده که مهندس با ماشین خودم میام دنبالت. آژانس نگیر. گفتم هم فاله و هم تماشا. سانتافه دوهزارو پونزدهش رو هم میبینیم! اصلن گمونم میخواست سانتافه رو ببینم. قرار بود بریم کارگاهش تجهیزاتشو ببینم که اگر درست درمون بود گاهی کار ساخت بهش بدیم.
تو ماشین نشستم یه کلیپی پخش میشد. گفتم کیه این مهندس؟ گفت مژده ست.
"مژده کیه؟"
"مگه استبج نگاه نمیکنی؟ شبکه من و تو؟"
" نه والا، تا حالا ندیدم. ولی اینور اونور خوندم درباره برنامه اش. یکی دوتا اسم هم شنیدم. بیشتر از همه فریال"
" اون فلان فلان شده. ببخشید مهندس میخوام فحش بدم به این زنیکه. جلو شما روم نشد. یه دختر بزک کرده با لنگ و پاچه بیرون انداخته که یه مشت جوجه دهه هفتادی لنگ و پاچه ندیده بهش رای میدن. همین لعنتی باعث شد مژده رای نیاره!"
نگاه میکنم به مژده توی مانیتور ماشین، صدای خوبی دارد. خیلی سعی دارد شبیه هایده باشد. با همان تیپ لباسها. حتی نوع خواندنش.
"مهندس این مژده خیلی خوب بود. حیف شد"
مستقیم نگاه کرد به جاده. عاقله مردی چهل و چند ساله. مژده هنوز داشت توی مانیتور میخواند. با لباس شب مشکی.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
مرد صفحه اول دفتر را باز میکند و مینویسد :
در زندگی لحظاتی هست که هیچ غلطی نمیتوان کرد، دراز میکشی روی کاناپه، خیره میشوی به سقف. جایی که زنی دارد موهایش را در جهان موازی شانه میکند!

+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
شعر یعنی
طعم گیسوی تو در باد
که می رسد در میان دلتنگی ها
تازه می شود چشمان خاطره
ولی افسوس که باد
همیشه به جانب من نمی وزد.

#ای_لیا
@boiereihan
#من_رای_میدهم
چند نکته

یکم - در انتخابات ریاست جمهوری سال نودو دو هم تقریبن از همین سه شنبه آخر سیر تحولات به صورت صعودی شدت گرفت. شب قبلش عارف انصراف داده بود. طبق نظرسنجی آی پوز قالیباف هنوز بالاتر بود ولی شیب صعود رایهای روحانی تندتر شد. پس این دو سه روز باقیمانده تاثیرگذار است.

دوم - توی فضای مجازی خودمان را ایزوله نکنیم. من دیروز سری زدم به یکی از ستادهای اصلاح طلبان و حدود صد کارت کوچک 30+16 گرفتم برای پخش کردن بین همسایه ها و آشناها و همکاران. برخی هنوز لیست دستشان نرسیده است. جای فانتزی بازی های دنیای مجازی کمی هم عملگراتر باشیم. توی دنیای واقعی هنوز اکثریتی هستند که سردرگمند. توی این دو سه روز باید به نتیجه برسانیمشان.

سوم - آیا آدمهای توی لیست اصلاحطلبند؟ توی لیست خبرگان که هیچ، یک دانه هم پیدا نمیکنید. حتی هاشمی و روحانی هم در زمره اصلاح طلبان نیستند. درباره موحدی کرمانی و ری شهری و امثالهم هم حداقل حافظه تاریخی من شاید بهتر از برخی تان باشد. نیایید بگویید "یعنی شما اینهارو نمیشناسی؟" چرا میشناسم. ولی اصل مطلب و آن افق چیز دیگریست. این مجلس خبرگان قرار است رهبر بعدی را تعیین کند. من و شما تحت لوای قانون اساسی فعلی زندگی میکنیم. الزامن راه تغییر فقط انقلاب و سرنگونی نیست. گاهی از همین مسیرهای قانونی میگذرد.
باز وضعیت لیستهای مجلس شورا بهتر است. توی تهران حداقل بیست و دو سه نفر هستند. توی شهرهای دیگر هم کمابیش همینطورند.

چهارم - به آنهایی که نمیخواهند رای بدهند سخت نگیرید. خودشان انتخاب کرده اند هرچند در صورت پیروزی این دوستان هم منتفع خواهند شد. دنبال شرمنده کردنشان نباشید.

پنجم - پیروزی الزامن قبضه کردن مجلس نیست. پیروزی همین جریان عاقلانه ای است که این روزها بین مردم جریان دارد. رشد فکری و عقلانیت.

ششم - تبلیغات را از دنیای مجازی بیرون ببرید. همه به اینترنت دسترسی ندارند. کار سختی نیست. یکیش همان که گفتم. رساندن لیست به دست مردم.

هفتم - در صورت پیروزی نباید در باد غرورش خوابید. از فردای مجلس دهم باید یقه نمایندگان را گرفت و حقوق حقه مان را مطالبه کرد. اینکه قولهایی که داده اند. بله میشود پیگیری کرد و باید پیگیری کرد.

هشتم - برای من ام سخت است به برخی آدمهای توی لیست رای بدهم ولی فی الحال تنها کار ممکن برای پیشبرد اهداف است. سخت نگیریم. امید هویت ماست.

نهم - ارادتمندیم ...

دهم - رای دهنده و یا ندهنده، همچنان دوست باقی بمانیم.

+ وقتمان را با چلنج و جدل تلف نکنیم. مخصوصن با جریان مقابل. برای آنها رای دادن حداکثری خطرناک هست. سرهمین توی بحثها میروند روی اعصاب. وقت تنگ است.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
متن از امیرحسین کامیار

برای دوستی امروز نوشتم جای خسته شدن نداریم. تجربه‌ای که این روزها داریم از سر می‌گذرانیم چیز جدیدی نیست. ساقۀ نهال اصلاح‌طلبی ایرانی همیشه توسط دو تیغۀ یک قیچی بریده شده: یکی زورمداران محافظه‌کار و دیگری انقلابیون رمانتیک. بهترین تصویر تاریخی که تقدیر غم‌بار اصلاح‌طلبی ایرانی را نشان می‌دهد، سید محمد خاتمی است در دانشگاه تهران، روز دانشجو یک سال قبل از برآمدن معجزۀ هزارۀ سوم. آنجا که دانشجویان بر سرش فریاد کشیدند که هیچ نکردی، نجیبانه شنید و گفت بعد من کسی خواهد آمد که لابد عمل خواهد کرد. نتیجۀ آن عمل، خاکسترنشینی یک ملت بود. حالا هم همان، از هر دو سو طعنه شنیدن، سرشت سوگناک اصلاح‌طلبی ایرانی است. فرضم این است اگر پذیرفته‌اید اصلاح‌طلب باشید، دشواری‌های این راه را پذیرفته‌اید، پس تمام آن طعنه‌ها، گزافه‌ها، کم‌لطفی‌ها مبارک‌مان باشد. مبارک ما که این چند روز به جان کوشیده‌ایم از نهالی که خرداد 92 کاشته‌ایم مراقبت کنیم. خسته نشوید رفقا، آن بیرون، اوضاع خیلی هم بد نیست.
رسم مروت نیست،
آخر این چشم تو
خاک میکند دل مرا

#ای_لیا
@boiereihan
1