ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
در هر جابجایی بخشی از خودمان را جا میگذاریم و در هر خانه تکانی بخشی از خودمان را دور میریزیم. سخت نگیریم ... زندگی جا گذاشتنها و دور ریختن هاست. تازه باشیم همیشه. عادت هایمان تکراری نشوند.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دست میکنم در خاطرات. آن روز خاص را بیرون میکشم. پرت میکنم روی کاناپه. آنروزها هنوز سیگار میکشیدم. باران هم می بارد.
از ته خیابان می آید. چتر ندارد. مثل همیشه، مثل خودم، شبیه همه ی ادمهایی که چتر ندارند. چشمهایش جای خاصی را دنبال نمیکند. انگار که دارد قدمهایش را میشمارد چشمهایش روی زمین است. می آید نزدیکتر، از درون من رد میشود. کشیده میشوم، شبیه کسی که در محدوده موج انفجار قرار دارد، دستهایم به سمت جلو و پاهایم روی هوا، سیگار از دستم رها شده است، قطرات باران میخورد روی رگه های دود سیگار، چشمهایم بسته است...
صدای زنگ خانه می آید، کسی پشت آیفون می گوید: عاشقم من، عاشقی بی قرارم ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
من این را می دانم
این که تو یک زنی
ولی فقط همین را می دانم، اینکه تو یک زنی
هر که خواست تو را بنویسد
از زلف و لعل لبت آغاز کرد
به برجستگی های تنت که رسید
دیگر لال شده بود، از نفس افتاده بود
ولی کسی نفهمید رنج تو را
کسی ندانست که زن بودن در عین مرد بودن
کار دشوارتری ست
کسی ندانست که باید در روزگار نامردی
زن بود تا فهمید مرد بودن
عادت و جبر روزگار است.

نمی دانم اما
شاید رنج می بری
شاید هم نه ، می پسندی این نوشتن از تنت را
یا انحنای کمان ابرویت را
یا چه می دانم غنج می زند گوشه دلت
وقتی مردی بی تاب زیبائیت می شود
ولی می دانم کسی نمی داند
که رنج تو
از جنس رنج روزگار نیست
رنج تو درد نهفته یک عمر ندیده شدن است
یک عمر مادر بودن بی منت
یک عمر همدم و هم نفس بودن بی تکرار
هر روز غصه ها خوردی
هر روز دردها دیدی
هر روز ... هر روز زن بودی
و کسی نفهمید گوشه ی دلت رنجی پنهان است
رنج درد کشیدن در انگاره های بسته ی روزگار

من می دانم
اینکه تو یک زنی
ولی نمی دانم ، همین را
این که تو یک زنی.

#ای_لیا
@boiereihan
از شور و حال جهان
ما را به قدر طعم گیسویت بس!

#ای_لیا
@boiereihan
عشق راه رفتن روی ابرها نیست. عشق راه رفتن زیر ابرهاست. روی آسفالت خیابان. کشیده خوردن از واقعیت های زندگی و پا پس نذاشتن. عاشقی ادعا نیست، عاشقی تو انتزاع به وجود میاد و تو عمل و در سختی ها حقیقت پیدا میکنه.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
میان خطوط نامه ای
ورق می خورَد ،
و فکر می کند به روزی که
آغوشی بود
صدای قلبی را روی سینه ای می شنید.
و دستی که بین موهایش
نوازش می شد
بوسه می شد
خنده می شد،
و گاهی درد می شد ،
می ریخت روی خیال نازک ذهنی خام.

#ای_لیا
@boiereihan

+ وبلاگ من : http://reihan-7.blogsky.com/
این روزها
که همه چیز رنگ غم دارد،
کاش کسی بیاید
که روی لبانش
سلامی تازه باشد.

#ای_لیا
@boiereihan
شبیه دختری،
مقابل آینه ای کهنه،
ماتیک میکشد روی لبهایش،
زمستان.

#ای_لیا
@boiereihan
گاه برجانی، هرچند تا ابد در جانی ...

#ای_لیا
@boiereihan
(عکس پایین متن را ببینید)

این هم یک نوعش است. از سر استیصال لابد. شاید یک نفر ببیند و دلش به رحم بیاید اما متاسفانه در قسمت مردانه اتوبوس نوشته شده، توی این قبر مرده نیست!
@boiereihan
👇👇💔💞
آمده است،
عطرت
زودتر از بوی نگاهت!

#ای_لیا
@boiereihan
خاطره
درد بی درمان است،
اگر شب بیاید
و روز،
تو را هنوز در آغوش داشته باشد.

#ای_لیا
@boiereihan
گفتمش
بیا من تو را در آغوش
خنده ای کرد
رفت
در بر خاطره ای خاموش!

#ای_لیا
@boiereihan
گل‌ها ضعیفند. بی شیله‌پیله‌اند. سعی می‌کنند یک جوری تهِ دل خودشان را قرص کنند. این است که خیال می‌کنند با خارها چیزِ ترسناکِ وحشت‌آوری می‌شوند.

شازده کوچولو - آنتوان دو سنت‌اگزوپری
#برشی_از_یک_کتاب
@boiereihan
بهار را دوست دارم، فصلش را عرض میکنم. کلن مزاج گرمی دارم. به سمت گرما که برویم حالم بهتر میشود. نور که در فضا بیشتر شد، روزها بلندتر شدند، آرام آرام که زندگی دوباره میدود زیر پوست شهر، راه رفتن حس بهتری میدهد. عصرهای خیابان های خلوت تهران، همان محدوده های اداری شهر، پیاده روی و غرق شدن در ته مانده جذابیت های زندگی دنیوی ...
این را دوست دارم، بهار را دوست دارم. فصلش را عرض میکنم.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
بعضی هایمان نیاز به توجه داریم، بعضی هایمان را باید هر از گاهی یادمان بیاوری که هستیم! در کانون نگاه و توجه باقی مانده ایم ... بعضی هایمان احساساتمان به تردی بال پروانه ایست، به نازکی خیال مورچه ای که دانه ای بر دهان دارد.
بعضی هایمان دل تنگ می شویم زود، خاطر خواه نگاهی هستیم که بریزد احساس بودن را در پیاله خالی تنهائیمان.
بعضی هایمان هم شده ایم سنگ صبور، درد داریم ولی در خفا اشک می ریزیم. دردهایمان را بگذاریم برای تنهائی هایمان، لبخند بزنیم، شاید امروز کسی محتاج همین لبخند است، یکی از همین بعضی هائی که احساشان به تردی بال پروانه هاست ...

+ یادمان باشد،
پنجره ها را باز کنیم
شاید احساسی راه گم کرده باشد
بنشیند کنار تنهائی

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan