یکم - بیشترمون اینطوریم، ازدواج میکنیم در حین فرآیند زندگی مشترک به این فکر میکنیم که چه غلطی داریم میکنیم و چرا اصلن ازدواج کردیم.
دوم - اونایی که طلاق میگیرن در صورت ازدواج مجدد عمدتن موفق شدن. انگار باید تو یه زندگی تحربه کسب کنیم برای زندگی بعدی.
سوم - ازدواج کردن ساده نیست. قدیم میگفتن همین که بشه هزینه زندگی داد کفایت میکنه. الان کلی ریزه کاری باید بلد باشی. زن و مرد بیشتر با حقوقشون آشنا شدن. البته بیشتر زنها.
چهارم - اینم حرفه که تا نفهمیدیم چرا میخوایم ازدواج کنیم ازدواج نکنیم. والا کسی نمیفهمه که چرا اصلن میخواد ازدواج کنه، یهو می اوفتیم وسطش. حتی اونایی که کلی براش برنامه ریزی کردن هم بعدن میفهمن خیلی نمیدونستن.
پنجم - ازدواج یک قرارداد است. مثل همه قراردادهای قانونی. دو طرف دارد.
خلاصه که خود دانید ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دوم - اونایی که طلاق میگیرن در صورت ازدواج مجدد عمدتن موفق شدن. انگار باید تو یه زندگی تحربه کسب کنیم برای زندگی بعدی.
سوم - ازدواج کردن ساده نیست. قدیم میگفتن همین که بشه هزینه زندگی داد کفایت میکنه. الان کلی ریزه کاری باید بلد باشی. زن و مرد بیشتر با حقوقشون آشنا شدن. البته بیشتر زنها.
چهارم - اینم حرفه که تا نفهمیدیم چرا میخوایم ازدواج کنیم ازدواج نکنیم. والا کسی نمیفهمه که چرا اصلن میخواد ازدواج کنه، یهو می اوفتیم وسطش. حتی اونایی که کلی براش برنامه ریزی کردن هم بعدن میفهمن خیلی نمیدونستن.
پنجم - ازدواج یک قرارداد است. مثل همه قراردادهای قانونی. دو طرف دارد.
خلاصه که خود دانید ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
از این مدلش هم هست:
زن به عنوان مهریه تقریبن بیشتر دارایی مرد که همان خانه و ماشین بوده را گرفته است. مرد یک جورهایی باید از صفر شروع کند. اینجا ایران است. بعد از پانزده سال کار کردن بخواهی از صفر شروع کنی سخت است. ثمره چهارسال ازدواج تهش این شد.
میشد جور دیگری برخورد کرد. مساله اینجاست کسی توی این دعواها یادش نمیآید که ممکن است به آن مرد هم همچین خوش نگذشته باشد. او هم تاوان میداده و شاید تحمل میکرده این مدت.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن به عنوان مهریه تقریبن بیشتر دارایی مرد که همان خانه و ماشین بوده را گرفته است. مرد یک جورهایی باید از صفر شروع کند. اینجا ایران است. بعد از پانزده سال کار کردن بخواهی از صفر شروع کنی سخت است. ثمره چهارسال ازدواج تهش این شد.
میشد جور دیگری برخورد کرد. مساله اینجاست کسی توی این دعواها یادش نمیآید که ممکن است به آن مرد هم همچین خوش نگذشته باشد. او هم تاوان میداده و شاید تحمل میکرده این مدت.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ما مردها عادت میکنیم به بودن زن. نه اینکه عادی شود و تکراری، به بودنش به بویش، به اتمسفری که ایجاد میکند، به جانی که میریزد در دیوارهای خانه و تازه میکند حس بودن را ... چندروز نباشد حالمان خراب میشود. به هارت و پورتهایمان توجه نکنید. مرد بی زن تلف میشود!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آه از این بوهای لعنتی ...
تورا رها نمیکنند!
در لحظه منجمدت میکنند ازدحام خاطره ها!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
تورا رها نمیکنند!
در لحظه منجمدت میکنند ازدحام خاطره ها!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دوست داشتن ،
طعم دارد
بو دارد
می شود لمسش کرد.
و همه اینها زمانی ست
که تو دیگر نیستی.
#ای_لیا
@boiereihan
وبلاگ من
http://reihan-7.blogsky.com
طعم دارد
بو دارد
می شود لمسش کرد.
و همه اینها زمانی ست
که تو دیگر نیستی.
#ای_لیا
@boiereihan
وبلاگ من
http://reihan-7.blogsky.com
مرد زن را از پشت میکشد در آغوش
خودش را درون موهای زن غرق میکند
بوی شامپو و عطری لطیف میزند زیر پره های بینی مرد
زن خودش را مچاله میکند
جمع میکند توی شکم مرد
مرد در خلسه احساسی ناب
غرق میشود.
زن دست مرد را میکشد توی سینه اش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
خودش را درون موهای زن غرق میکند
بوی شامپو و عطری لطیف میزند زیر پره های بینی مرد
زن خودش را مچاله میکند
جمع میکند توی شکم مرد
مرد در خلسه احساسی ناب
غرق میشود.
زن دست مرد را میکشد توی سینه اش.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
کجا میروی؟ هرکجا بروی خواهی دید هیچکس تورا آنطور که من دیده ام نخواهد دید، آنطور که بوییدن میدانم کسی تورا نخواهد بویید ... حرکت سرانگشتانم روی انحنای تنت شبیه شعری ست که معشوق را سرشوق می آورد، کسی هست اینطور بسراید برای منحنی تنت شعری؟ کجا میروی پس؟
#ای_لیا
@boiereihan
#ای_لیا
@boiereihan
زنها دوست داشتن مردها را درک می کنند، یعنی احساسش می کنند. مانند بو و طعم. با پوستشان درک می کنند، با چشمهایشان و گاهی بو می کنند ... هرچند دوست دارند آنرا از طریق گوشهایشان بشنوند ولی گاهی میشود فهمید که حال زنی خوب است، این دوست داشتن رسیده است به لایه های زیرین پوستش، رفته است درون قلبش. مرد حتی اگر نگوید ، این دوست داشتن می رسد به زیر پوست زن، ولی بهتر است برسد به گوش زن.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن، مرد را می بیند و در دلش، همانجائی که زیر قفسه سینه است ،پائین تر از قلب، کنار کبد، همانجائی که به جناغ می رسد، همانجا ... خنک می شود!
دست می کند زیر مقعنه و چند طره از موهایش را بیرون می کشد و بو می کند، بوی دستان مرد را می دهد، کشوی میز را می کشد. زنی در قاب عکسی، سرش را گذاشته است روی شانه های مردی ... مرد می خندد! زن دندانهایش پیداست. انگار در همه ی دنیا ، چیزی کم ندارد. همه چیز دارد.
مدیر اداری چند نامه را می گذارد روی میز زن. زن کشو را می بندد و انگشتانش می دود روی کی بورد!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دست می کند زیر مقعنه و چند طره از موهایش را بیرون می کشد و بو می کند، بوی دستان مرد را می دهد، کشوی میز را می کشد. زنی در قاب عکسی، سرش را گذاشته است روی شانه های مردی ... مرد می خندد! زن دندانهایش پیداست. انگار در همه ی دنیا ، چیزی کم ندارد. همه چیز دارد.
مدیر اداری چند نامه را می گذارد روی میز زن. زن کشو را می بندد و انگشتانش می دود روی کی بورد!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
نقل است که یک روز، یکی را دید زار می گریست. گفت چرا می گریی؟ گفت دوستی داشتم، بمُرد.
گفت ای نادان، چرا دوستی گیری که بمیرد؟
تذکرۀالاولیاء
@boiereihan
گفت ای نادان، چرا دوستی گیری که بمیرد؟
تذکرۀالاولیاء
@boiereihan
تنهاترین آدم روی زمین هم
دارد جایی به چشمان تو فکر می کند ...
#ای_لیا
@boiereihan
وبلاگ من : http://reihan-7.blogsky.com/
دارد جایی به چشمان تو فکر می کند ...
#ای_لیا
@boiereihan
وبلاگ من : http://reihan-7.blogsky.com/
دوربین عکاسی
عکسی دو نفره
خلسه یک دیدار
پارکی در آغوش خیابان
و نیمکتی تنها،
پیرمردی چرت میزند.
#ای_لیا
@boiereihan
عکسی دو نفره
خلسه یک دیدار
پارکی در آغوش خیابان
و نیمکتی تنها،
پیرمردی چرت میزند.
#ای_لیا
@boiereihan
باور کن هیچکس از حقیقت خوشش نمی آید حتی اگر گلوی خود را پاره کرده باشد برای بیان حقیقت. حقیقت یعنی من آینه ای گرفته باشم مقابلت و تو چهره ی کریه خودت را ببینی و بفهمی که با گفته هایت فرسنگ ها فاصله داری ...
حقیقت تلخ است. تحملش سخت است. آتش می زند در جان عادت.
پس زندگی کن لابلای تکرارهای ملال آور روزگار ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
حقیقت تلخ است. تحملش سخت است. آتش می زند در جان عادت.
پس زندگی کن لابلای تکرارهای ملال آور روزگار ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
باز خیال
باز من و تنهائی خاطرات
کودکی های جا مانده در پس طعم فالوده ای
ظهر روزی گرم
تابستانی شاید
زنی را می بردند بر دوش
دخترکی گریان
ترسان
من هراسان
فالوده ای روی گرمی آسفالتِ روزی کش آمده
دخترک زن شده بود
مادر شده بود
در هفت سالگی .
من
فالوده ای که دیگر نبود
دخترکی نبود
خاطره ای نبود
تنهائی بود
نشسته بود در کنار پیرمردی
روی نیمکتی
در میدانی که اسمش بود : پروانه!
#ای_لیا
@boiereihan
باز من و تنهائی خاطرات
کودکی های جا مانده در پس طعم فالوده ای
ظهر روزی گرم
تابستانی شاید
زنی را می بردند بر دوش
دخترکی گریان
ترسان
من هراسان
فالوده ای روی گرمی آسفالتِ روزی کش آمده
دخترک زن شده بود
مادر شده بود
در هفت سالگی .
من
فالوده ای که دیگر نبود
دخترکی نبود
خاطره ای نبود
تنهائی بود
نشسته بود در کنار پیرمردی
روی نیمکتی
در میدانی که اسمش بود : پروانه!
#ای_لیا
@boiereihan