آدم است دیگر
دلش یکهو میتپد, با دیدن یک عکس
و تجسم عطری که از عکس متصاعد میشود ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دلش یکهو میتپد, با دیدن یک عکس
و تجسم عطری که از عکس متصاعد میشود ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن آرام نوک انگشتها را میکشد روی ساعد مرد, میرود بالا تا روی آرنج مرد دست میکند از زیر حلقه آستین تیشرت مرد بازوی مرد را میفشارد, مشت میکند, زن دست را بیرون میکشد و با پشت دست مسیر رفته را برمیگردد تاروی دست مرد که روی دنده ماشین است, مرد به جلو نگاه میکند, ته چشمهایش یک جور خوشایندی خیس است, دوست دارد این لحظه منجمد شود ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گفت : همه خاطراتت پاک میشن ولی میتونی یه تصویر رو از بین همه اونا واس خودت برداری! یادگاری.
دست گذاشتم روی تصویر چشمهایش، نگاهی کرد و سری از روی تاسف تکان داد و گفت : دوباره رنج میکشی!
دکمه را زد، تمام تنم یخ کرد!
+ داستانک
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دست گذاشتم روی تصویر چشمهایش، نگاهی کرد و سری از روی تاسف تکان داد و گفت : دوباره رنج میکشی!
دکمه را زد، تمام تنم یخ کرد!
+ داستانک
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یک سری هم هستند که همین جوری خوشگل اَند، دست خودشان هم نیست!
یعنی هرکاری کنند، بی آرایش، موهای ژولیده ...
ساعت شش و نیم صبح با تاپ و شلوارک و موهای در هم پیچ خورده و چشم های پف کرده، لبه ی تخت نشسته باشد، دستش را گذاشته باشد زیر چانه اش و خواب و بیدار، خمیازه ای هم بکشد ... اتفاقن در این ساعت اوریجینال ترین زیبائی خلقت را میشود دید.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یعنی هرکاری کنند، بی آرایش، موهای ژولیده ...
ساعت شش و نیم صبح با تاپ و شلوارک و موهای در هم پیچ خورده و چشم های پف کرده، لبه ی تخت نشسته باشد، دستش را گذاشته باشد زیر چانه اش و خواب و بیدار، خمیازه ای هم بکشد ... اتفاقن در این ساعت اوریجینال ترین زیبائی خلقت را میشود دید.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
"عاشقم شده بود، از احساسش میگفت، اینکه چقدر مرا دوست دارد، اینکه چقدر بی من برایش سخت میگذرد، در نهایت بعدها فهمیدم اینها را به زن دیگری هم همزمان گفته است!"
یکبار یکی گفت بیا تجربه کنیم، گفتم فقط تجربه نیست، ممکن است آدمها درگیر شوند تهش، گفته بود نه تجربه میکنیم هرکسی میرود سراغ کار زندگی خودش. گفتم خب ممکن است یکی این وسط خوشش بیاد، اصلن از استایل و نقش و نگار آن یکی خوشش بیاید و بحث عاطفی هم نباشد تهش به یک جائی میرسد که ممکن است دلشان برای هم تنگ شود، بخواهند همدیگر را بیشتر ببیند، بخواهند بیشتر تجربه کنند، آنوقت است که افتاده اند توی یک رابطه موازی کنار رابطه دیگرشان! شاید خودشان هم نمی خواسته ان درگیرش شوند ولی خب شدند.
"بدبختی اینجاست که طرف رابطه جنسی میخواد ولی میاد عاشقانه آدمو درگیر میکنه، همزمان چند نفر رو درگیر میکنه، بعد نمیگه اینا اونوسط بعدن چی به سرشون میاد، خودش خیلی راحت میره سراغ یکی دیگه! سراغ به قول خودش کِیس های بعدی!"
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یکبار یکی گفت بیا تجربه کنیم، گفتم فقط تجربه نیست، ممکن است آدمها درگیر شوند تهش، گفته بود نه تجربه میکنیم هرکسی میرود سراغ کار زندگی خودش. گفتم خب ممکن است یکی این وسط خوشش بیاد، اصلن از استایل و نقش و نگار آن یکی خوشش بیاید و بحث عاطفی هم نباشد تهش به یک جائی میرسد که ممکن است دلشان برای هم تنگ شود، بخواهند همدیگر را بیشتر ببیند، بخواهند بیشتر تجربه کنند، آنوقت است که افتاده اند توی یک رابطه موازی کنار رابطه دیگرشان! شاید خودشان هم نمی خواسته ان درگیرش شوند ولی خب شدند.
"بدبختی اینجاست که طرف رابطه جنسی میخواد ولی میاد عاشقانه آدمو درگیر میکنه، همزمان چند نفر رو درگیر میکنه، بعد نمیگه اینا اونوسط بعدن چی به سرشون میاد، خودش خیلی راحت میره سراغ یکی دیگه! سراغ به قول خودش کِیس های بعدی!"
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
از اینجا که من ایستاده ام تو چقدر خوبی
از آنجا هم که تو ایستاده ای حتمن خوبی، لابد!
کنار نفسهایت ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
از آنجا هم که تو ایستاده ای حتمن خوبی، لابد!
کنار نفسهایت ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
فامیل لطف کردند مارو تو یه گروه تلگرامی فامیلی اد کردند، البته بعد از چند بار لِفت کردن یکی شان زنگ زد وصدا نازک کرد و گفت :" مهندس شما چرا اینقدر از فامیل کناره گیری میکنی، خوب نیست ها!" یک جوری گفت خوب نیست ها که سری آخر که مارا جوین کردند توی گروه دستمان به لِفت کردن نرفت، یعنی لرزشی افتاد به اندام و جوارحمان که نشد! شبیه یک ناظر لَخت مینشستیم همانجا و لام تا کام حرف نمیزدیم، تا اینکه هرچندوقت یکبار میدیدم نوشته های من بدون اسم توی گروه کپی میشدند، خب این را بگویم که عمرن یک عدد از فامیل و دوستان و آشنایان نزیدک به مخیله اش هم خطور نمیکند که این "ای لیا" همان فلانیِ فامیل خودشان است، یا دوستشان است، یا همکارشان، همه فکر میکنند یک آدم عصا قورت داده ماشینی ست که فقط دارد کار میکند! چندبار گذشت، پیش خودم گفتم که خب یکبار حداقل تذکر بدهم، من که تا بحال هیچ ری اکشنی توی گروه نداشته ام، یکبار نوشتم " بهتر نیست این چیزهائی که از اینور و اونور کپی میکنید اسم نویسند شونو هم بنویسید؟"
ادمین که از بانوان محترم فامیل هم هست نوشت " این نوشته ها همینطوری هستن، نویسنده ندارن!"
بله این نوشته ها خودشون به صورت فوتوسنتز بوجود میان و دوباره به کود تبدیل میشن!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ادمین که از بانوان محترم فامیل هم هست نوشت " این نوشته ها همینطوری هستن، نویسنده ندارن!"
بله این نوشته ها خودشون به صورت فوتوسنتز بوجود میان و دوباره به کود تبدیل میشن!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زندگی یعنی ...
دختر بچه ای که صورتش را به شیشه مغازه آب نبات فروشی چسبانده است!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
دختر بچه ای که صورتش را به شیشه مغازه آب نبات فروشی چسبانده است!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یکبار هم همان سالهای نوجوانی رفته بودیم پشت بام کولر را راه بیاندازیم، دختر اقدس خانم آمد روی بالکن مثلن موهایش را شانه کند، تیرعشقی از میان گیسوانش برداشت و با کمان ابرویش کشید و پرت کرد طرف من!
بنده خدا نمره چشمهایش ده ده بود و بدون عینک هم آمده بود و تیر با فاصله زیادی از من رد شد و خورد به اسکندرزغالی همسایه کناریمان که یحتمل توی توالت خانه شان داشت به دختر اقدس خانم فکر میکرد!!
بعد از 20 سال دختر اسکندر زغالی را دیدم، 15 ساله است، شبیه همان روزهای دختر اقدس خانم ... مو نمیزند!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
بنده خدا نمره چشمهایش ده ده بود و بدون عینک هم آمده بود و تیر با فاصله زیادی از من رد شد و خورد به اسکندرزغالی همسایه کناریمان که یحتمل توی توالت خانه شان داشت به دختر اقدس خانم فکر میکرد!!
بعد از 20 سال دختر اسکندر زغالی را دیدم، 15 ساله است، شبیه همان روزهای دختر اقدس خانم ... مو نمیزند!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
پدری به خاطر ارتباط دخترش با یک پسر و اصرار بر اینکارش اون رو با اسلحه کشته، دختره میخواسته با پسره فرار کنه!
این اتفاق در همین جا رخ داده، توی ایران، جائی که فروش اسلحه و داشتنش آزاد نیست، چندسال پیش توی قلعه حسن خان(شهرقدس فعلی) مردی با سه کلاشینکوف و دو کلت برای چندساعت در حدود هزار گلوله شلیک کرد و چند نفری از خانواده و همسایه هارا کشت، همیشه توی تلوزیون به ما نشان میدادند که توی آمریکا همه وحشی هستند، آنجا امنیت نیست، شب توی خانه ات یکی می آید و دنگ! میزند توی فرق سرت، البته خب تقصیر خودشان هم بود فیلمهایشان اینطور است ولی اینور دنیا که مدعی هستیم اخلاق را داریم گسترش میدهیم نتیجه اش میشود این، کینه و نفرت و خیانت و سرآخر قتل.
شما فقط یک درصد به این فکر کن اگر اینجا هم اسلحه آزاد بود توی همین ساختمان خود ما که چهار واحد بیشتر نیست روزی دوبار فلوجه تسخیر و آزاد میشد!!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این اتفاق در همین جا رخ داده، توی ایران، جائی که فروش اسلحه و داشتنش آزاد نیست، چندسال پیش توی قلعه حسن خان(شهرقدس فعلی) مردی با سه کلاشینکوف و دو کلت برای چندساعت در حدود هزار گلوله شلیک کرد و چند نفری از خانواده و همسایه هارا کشت، همیشه توی تلوزیون به ما نشان میدادند که توی آمریکا همه وحشی هستند، آنجا امنیت نیست، شب توی خانه ات یکی می آید و دنگ! میزند توی فرق سرت، البته خب تقصیر خودشان هم بود فیلمهایشان اینطور است ولی اینور دنیا که مدعی هستیم اخلاق را داریم گسترش میدهیم نتیجه اش میشود این، کینه و نفرت و خیانت و سرآخر قتل.
شما فقط یک درصد به این فکر کن اگر اینجا هم اسلحه آزاد بود توی همین ساختمان خود ما که چهار واحد بیشتر نیست روزی دوبار فلوجه تسخیر و آزاد میشد!!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این فیشهای حقوقی نه تقصیر احمدی نژاده نه روحانی، تقصیر خودمونه والا.
یکم - میگه رئیس و معاونای شرکت واس خودشون صدو بیست ساعت اضافه کاری رد میکنن و برای امثال من فقط سی ساعت، میپرسم :اضافه کاری هم دارید مگه؟ میگه نه روتین به همه میدن، میگم خب شد بری بگی این پول رو برات واریز نکنن، این حقم نیست؟ گفت خب بقیه هم میگیرن!
بله دقیقن با همین استدال که بقیه هم میگیرن پس حقمونه. شبیه زنجیر به هم وصلیم بعد که بریم بالاتر حق خودمون میدونیم خب بیشتر بگیریم حتی اگر کاری نکرده باشم.
دوم - یک سالی توی یکی از پروژه ها تصمیم گرفتن پاداش بدن، هیات مدیره نفری بیست میلیون، مهندسا یکی دو میلیون و کارگرا هم شصت و پنج هزار تومن. یکی از بچه ها اومد گفت بیاید در اعتراض به پاداش کم کارگرا ما پاداش نگیریم، موافقت کردیم، هشت نفر بودیم، شونزده میلیون میشد، صداش که پیچید کارگرا هم فهمیدن گفتن پاداش نمیخوان، بعدش اومدن پاداش کارگرارو کردن چهارصد تومن. کارگری که ششصد حقوق میگرفت چهارصد تومن کلی از لَنگی های زندگیشو راه مینداخت.
سوم - من منکر تفاوت حقوق نمیشم، بله باید باشه، بین یه مهندس و دکتر و کارگر قطعن تفاوت حقوق و دریافتی هست و اینکه کسی که بیزینس منه و بلده پول دربیاره بدون کلاه گذاشتن سر بقیه نوش جونش هرچی در آورد، ولی اشکال جائی پیش میاد که از منبع عمومی که بهش میگن بیت المال یه سری نشستن سرش و تا جائیکه میشه میتپونن تو حلقشون!
چهارم - خیلی سال پیش که میرفتم دنیال وام ازدواج(اون زمان ششصد تومن بود، نفری سیصد تومن!) با رئیس بانک دوست شدیم، یه سری که رفته ببودم مدارکو تحویل بدم نشستم پیشش یه ماجرای جالبی تعریف کرد، گفت قبل انقلاب که صندوق دار بوده تو بانک سپه یه افسری بوده که وقت حقوق گرفتن می اومد به اندازه مبلغ کمتر از اون چیزی که براش واریز کردن چک می کشید و برمیداشت، همیشه بخشی از حقوقش می موند، اوایل فکر میکردم پس انداز میکنه ولی هربار مبلغ باقی مانده فرق میکرد یه بار ازش پرسیدم چرا همه حقوقتو برنمیداری گفت : من خودم حساب و کتاب حقوقم دستمه، اینا بعضی وقتا زیاد میریزن به هر دلیلی، اضافه کاری که نکردم یا چیزای دیگه، این حقم نیست سر همین خودم حسابشو دارم همون مقداری که حقمه برمیدارم.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یکم - میگه رئیس و معاونای شرکت واس خودشون صدو بیست ساعت اضافه کاری رد میکنن و برای امثال من فقط سی ساعت، میپرسم :اضافه کاری هم دارید مگه؟ میگه نه روتین به همه میدن، میگم خب شد بری بگی این پول رو برات واریز نکنن، این حقم نیست؟ گفت خب بقیه هم میگیرن!
بله دقیقن با همین استدال که بقیه هم میگیرن پس حقمونه. شبیه زنجیر به هم وصلیم بعد که بریم بالاتر حق خودمون میدونیم خب بیشتر بگیریم حتی اگر کاری نکرده باشم.
دوم - یک سالی توی یکی از پروژه ها تصمیم گرفتن پاداش بدن، هیات مدیره نفری بیست میلیون، مهندسا یکی دو میلیون و کارگرا هم شصت و پنج هزار تومن. یکی از بچه ها اومد گفت بیاید در اعتراض به پاداش کم کارگرا ما پاداش نگیریم، موافقت کردیم، هشت نفر بودیم، شونزده میلیون میشد، صداش که پیچید کارگرا هم فهمیدن گفتن پاداش نمیخوان، بعدش اومدن پاداش کارگرارو کردن چهارصد تومن. کارگری که ششصد حقوق میگرفت چهارصد تومن کلی از لَنگی های زندگیشو راه مینداخت.
سوم - من منکر تفاوت حقوق نمیشم، بله باید باشه، بین یه مهندس و دکتر و کارگر قطعن تفاوت حقوق و دریافتی هست و اینکه کسی که بیزینس منه و بلده پول دربیاره بدون کلاه گذاشتن سر بقیه نوش جونش هرچی در آورد، ولی اشکال جائی پیش میاد که از منبع عمومی که بهش میگن بیت المال یه سری نشستن سرش و تا جائیکه میشه میتپونن تو حلقشون!
چهارم - خیلی سال پیش که میرفتم دنیال وام ازدواج(اون زمان ششصد تومن بود، نفری سیصد تومن!) با رئیس بانک دوست شدیم، یه سری که رفته ببودم مدارکو تحویل بدم نشستم پیشش یه ماجرای جالبی تعریف کرد، گفت قبل انقلاب که صندوق دار بوده تو بانک سپه یه افسری بوده که وقت حقوق گرفتن می اومد به اندازه مبلغ کمتر از اون چیزی که براش واریز کردن چک می کشید و برمیداشت، همیشه بخشی از حقوقش می موند، اوایل فکر میکردم پس انداز میکنه ولی هربار مبلغ باقی مانده فرق میکرد یه بار ازش پرسیدم چرا همه حقوقتو برنمیداری گفت : من خودم حساب و کتاب حقوقم دستمه، اینا بعضی وقتا زیاد میریزن به هر دلیلی، اضافه کاری که نکردم یا چیزای دیگه، این حقم نیست سر همین خودم حسابشو دارم همون مقداری که حقمه برمیدارم.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
خب شاید اینطور است واقعن، اینکه هر آدمی بخشی از یک آدم کامل را با خود دارد نه همه اش را، یکی خوب محبت میکند، یکی خوب عشق بازی میکند، یکی شخصیت خوبی دارد، یکی چهره خوبی دارد، یکی خوب حرف میزند، یکی خوب عمل میکند و ...
این یکی ها گاه چندتاییشان یکجا جمع میشوند ولی الزامن آن آدم کاملی که در ذهنمان هست نمیشوند ولی آدمی به همین حداقل ها میسازد، عاشق میشود زندگی را به پیش میبرد. هرچند شاید جایی خسته شود و در ایستگاهی پیاده شود و منتظر اتوبوس بعدی بماند، اگر دیر نشده باشد!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این یکی ها گاه چندتاییشان یکجا جمع میشوند ولی الزامن آن آدم کاملی که در ذهنمان هست نمیشوند ولی آدمی به همین حداقل ها میسازد، عاشق میشود زندگی را به پیش میبرد. هرچند شاید جایی خسته شود و در ایستگاهی پیاده شود و منتظر اتوبوس بعدی بماند، اگر دیر نشده باشد!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران میگوید «روزانه ۱۵ هزار تن غذا» در تهران دور ریخته میشود.
بعد میبینی یارو عکس دوتا سفر گذاشته یکیش پر از غذا و تو اون یکی مثلن هیچی و بعد کلی هم فحش خارمادر میده به اینو و اون، بعد که ازش میپرسی مگه وقتی خودت مهمونی میدی سفره ات همین شکلی پر نیست هیچی نمیگه! از تبعات مصرف گرائی و درگیر ظواهر شدن همیناست، شما همینارو برو مقایسه کن با چیزای دیگه، طرف شش ماه یکبار یه گوشی جدید تو دستشه و بعد هرروز دندون درد داره! میگه دندونپزشکی خرجش زیاده، من منکر این نمیشم که دوست داریم از این چیزا لذت ببریم که باید هم ببریم چون کلهم اجمعین مگه قراره چقدر عمر کنیم ولی خب اولویت هامون گم شدن، از سفره های رنگین لذت ببریم ولی یادمون باشه یه سری جاها هستن که با همین خرده ریزهائی که گاهی بیخودی خرج میکنیم میتونن برای یه سری غذا و سرپناه تامین کنن.
اولویت هامون رو درست کنیم ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
بعد میبینی یارو عکس دوتا سفر گذاشته یکیش پر از غذا و تو اون یکی مثلن هیچی و بعد کلی هم فحش خارمادر میده به اینو و اون، بعد که ازش میپرسی مگه وقتی خودت مهمونی میدی سفره ات همین شکلی پر نیست هیچی نمیگه! از تبعات مصرف گرائی و درگیر ظواهر شدن همیناست، شما همینارو برو مقایسه کن با چیزای دیگه، طرف شش ماه یکبار یه گوشی جدید تو دستشه و بعد هرروز دندون درد داره! میگه دندونپزشکی خرجش زیاده، من منکر این نمیشم که دوست داریم از این چیزا لذت ببریم که باید هم ببریم چون کلهم اجمعین مگه قراره چقدر عمر کنیم ولی خب اولویت هامون گم شدن، از سفره های رنگین لذت ببریم ولی یادمون باشه یه سری جاها هستن که با همین خرده ریزهائی که گاهی بیخودی خرج میکنیم میتونن برای یه سری غذا و سرپناه تامین کنن.
اولویت هامون رو درست کنیم ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
میگفت یه زن مثل ویلون میمونه باید بتونی اون نت خاص رو از توش دربیاری و از صداش لذت ببری ولی مشکل جائی پیش میاد که یه سریمون فکر می کنیم مثل گیتاره که بالاخره ناشی هم باشی میتونی یه چیزی بزنی! هرچند از لحاظ ظاهری یه جورائی شبیه همن!
گفتم این دید ابزاری نیست به زن؟
یه جوری نگاه کرد سرش رو تکون داد و بعد یه پک عمیق زد به سیگارش!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گفتم این دید ابزاری نیست به زن؟
یه جوری نگاه کرد سرش رو تکون داد و بعد یه پک عمیق زد به سیگارش!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یک سری چهره ها و قیافه ها هم خیلی خوبند، اصلن لعنتی طور! آرام، مهربان هرچند رگه هائی از نگرانی و سختی های که گذرانده اند توی زندگیهاشان گاهی توی صورتشان پیداست ولی خب خیلی خوبند این چهره ها، یک جورهائی خاص، نگاه میکنی به جزئیات چهره همه خوبند، کنار هم خوبند، آدم میخواهد بپرد یک ماچی از گوشه لپشان بکند ولی خب نمیشود، بقیه ببیند حرف در می آورند، ولی خب اینها خوبند، بیشتر لبخند بزنند حال بقیه هم خوب شود!
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
خواستم از کوچه بیایم بیرون توی خیابان یک راننده خانم میخواست بپیچد داخل کوچه، توی کوچه در حال کشیدن شبکه فاضلاب هستند، کوچه هم بن بست است، یک طرف کوچه کاملن بسته است، یعنی هیچ راهی جز خارج شدن نداشتم اشاره کردم که برود توی جای پارک گوشه خیابان من خارج شوم و بعد راحت وارد کوچه بشود، همانطور که پشت فرمان نشسته بود با دست اشاره میکرد که میخواهد وارد کوچه شود، پیاده شدم و رفتم کنار ماشین و اینبار کلامی توضیح دادم، خیلی راحت گفت : راه برای منه، شما تو فرعی هستید!! چندتائی ماشین آمدند ماندند پشت ماشین خانم، بوق زدن شروع شد، زن آنقدر مصمم بود که برگشتم توی ماشین و دنده عقب گرفتم، آمد داخل کوچه و بعد من هی عقب رفتم و او آمد، رفتم و او آمد، بعد که رسیدیم ته کوچه فهمیدم میخواهد برود توی همان خانه ای که آخر کوچه است و من هم ایستاده ام جلوی درش و به خاطر بن بست بودن کوچه عقبتر نمیتوانستم بروم، بعد دنده عقب گرفت و مسیر را برگشتییم تا سر کوچه و من خارج شدم.
وقتی آمدم توی خیابان به این فکر میکردم لابد انقدر اذیتش کرده اند که اینجا هم فکر کرده دارد حقش پایمال میشود، یعنی ناراحت نشدم ولی دلگیر چرا.
چندباری رخ داده بود که خانمها توی رانندگی راه نداده بودند، حتی یک جاهائی ترافیک کورتر شده بود هرچند خودم سعی کرده ام همه جا به راننده چه زن چه مرد راه بدهم، یعنی یک بحشی از رانندگی شطرنج بازی ست اینکه مثلن با اینکه میدانی حق تقدم با توست ولی ممکن است گره ترافیک کور شود پس بهتر است راه بدهی. ربطی به این ندارد که بگوئیم زنها راننده های بهتری هستند یا بدتر، یا بعضی مردها مثلن سعی میکنند زنها را حین رانندگی اذیت کنند، اتفاقی که امروزرخ داد این را نشان میدهد که این شکاف بیشتر میشود، این شکاف بی اعتمادی، اینکه "زنها اینطورند مردها اینطورند" دارد کم کم همه چیزمان را میبلعد و توی واقعیت تلخ خودش دفنمان میکند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
وقتی آمدم توی خیابان به این فکر میکردم لابد انقدر اذیتش کرده اند که اینجا هم فکر کرده دارد حقش پایمال میشود، یعنی ناراحت نشدم ولی دلگیر چرا.
چندباری رخ داده بود که خانمها توی رانندگی راه نداده بودند، حتی یک جاهائی ترافیک کورتر شده بود هرچند خودم سعی کرده ام همه جا به راننده چه زن چه مرد راه بدهم، یعنی یک بحشی از رانندگی شطرنج بازی ست اینکه مثلن با اینکه میدانی حق تقدم با توست ولی ممکن است گره ترافیک کور شود پس بهتر است راه بدهی. ربطی به این ندارد که بگوئیم زنها راننده های بهتری هستند یا بدتر، یا بعضی مردها مثلن سعی میکنند زنها را حین رانندگی اذیت کنند، اتفاقی که امروزرخ داد این را نشان میدهد که این شکاف بیشتر میشود، این شکاف بی اعتمادی، اینکه "زنها اینطورند مردها اینطورند" دارد کم کم همه چیزمان را میبلعد و توی واقعیت تلخ خودش دفنمان میکند.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
از میان همه خاطره ها
یک شاخه بهارنارنج را
قاب میکنم روی دیوار تنهایی.
عطر موهایت
پیچ در پیچ بهارنارنج
روی تن احساس کوچه ای بن بست
طعم بودن را روی لبهایت
به رقص می آورد
هرچند تو نیستی تا ببینی
مردی
با موهای سفید
خیره است به باغچه ای که دیگر
بهارنارنجی ندارد.
#ای_لیا
@boiereihan
یک شاخه بهارنارنج را
قاب میکنم روی دیوار تنهایی.
عطر موهایت
پیچ در پیچ بهارنارنج
روی تن احساس کوچه ای بن بست
طعم بودن را روی لبهایت
به رقص می آورد
هرچند تو نیستی تا ببینی
مردی
با موهای سفید
خیره است به باغچه ای که دیگر
بهارنارنجی ندارد.
#ای_لیا
@boiereihan
مملکت من چه کم دارد
جز حرف ...
کمی هم شعار
کنتور هم ندارد
فردا دیوار حاشا را
آدرس بدهی
همه بلدند
دروغ زنده است
عمل را خدا آمرزد
الباقی
بقای عمرتان
منتی نیست
زندگی را ببوس
دنیا هم رفتنی ست.
تو اما نترس
حرف بزن
شعار بده
از آرمان سیرمان کن
نان هم نبود
نبود
شعار هست
به اندازه تمام عمرمان!
باقی
بقای عمرتاتن
عمر ما کفاف نداد.
#ای_لیا
@boiereihan
جز حرف ...
کمی هم شعار
کنتور هم ندارد
فردا دیوار حاشا را
آدرس بدهی
همه بلدند
دروغ زنده است
عمل را خدا آمرزد
الباقی
بقای عمرتان
منتی نیست
زندگی را ببوس
دنیا هم رفتنی ست.
تو اما نترس
حرف بزن
شعار بده
از آرمان سیرمان کن
نان هم نبود
نبود
شعار هست
به اندازه تمام عمرمان!
باقی
بقای عمرتاتن
عمر ما کفاف نداد.
#ای_لیا
@boiereihan