خیلی هامون از زندگیمون راضی نیستیم،
ولی خیلی ها هستن که زندگیمون راضی هستن.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ولی خیلی ها هستن که زندگیمون راضی هستن.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
"دوستت دارم" ی
شبیه آخرین سیگار
که مانده است برای روز مبادا
که آنهم
هیچوقت نخواهد رسید!
#ای_لیا
@boiereihan
شبیه آخرین سیگار
که مانده است برای روز مبادا
که آنهم
هیچوقت نخواهد رسید!
#ای_لیا
@boiereihan
موضوع انشا : در تابستان چه کار خواهید کرد؟!
صبح با اخلاق سگی از خواب بیدار می شویم و به این فکر می کنیم که چرا کودک نیستیم تا سه ماه تعطیلی خون به جگر پدرو مادر و بالاخص مادر کنیم! مخصوصن در کوچه پس کوچه های جنوب شهر که هر روز سر یکی می شکست و دواگلی و پرمنگنات بود که در هر خانه ای لکه ای انداخته بود و یا اینکه ... جلوی آینه ایستاده ام و آب به صورتم می پاشم چشمانم به اندازه خط باریکی شده است که توان باز کردن پلکهایم را هم ندارند. تابستان برای آدم بزرگها خیلی تفاوتی با کوفت! ندارد.
پایان
Photo : Emese-durcka Laki
⬇️⬇️⬇️
صبح با اخلاق سگی از خواب بیدار می شویم و به این فکر می کنیم که چرا کودک نیستیم تا سه ماه تعطیلی خون به جگر پدرو مادر و بالاخص مادر کنیم! مخصوصن در کوچه پس کوچه های جنوب شهر که هر روز سر یکی می شکست و دواگلی و پرمنگنات بود که در هر خانه ای لکه ای انداخته بود و یا اینکه ... جلوی آینه ایستاده ام و آب به صورتم می پاشم چشمانم به اندازه خط باریکی شده است که توان باز کردن پلکهایم را هم ندارند. تابستان برای آدم بزرگها خیلی تفاوتی با کوفت! ندارد.
پایان
Photo : Emese-durcka Laki
⬇️⬇️⬇️
گاه تنهایی تو را میخواند
گاه تو در تنهایی میخوانی
گاه کسی تو را در تنهایی میخواند ...
#ای_لیا
@boiereihan
گاه تو در تنهایی میخوانی
گاه کسی تو را در تنهایی میخواند ...
#ای_لیا
@boiereihan
مرد پول را گذاشت روی دراور، همانطور عریان دراز کشید روی تخت و سیگاری گیراند. زن ساقها را که بالا میکشید نگاهی کرد، نصف پول را برداشت، مرد متعجب سیگار را پایین آورد و پرسید : مثل همیشه حساب کردم که؟
زن سرش پایین بود با بند کفشها ور میرفت، گفت : اینبار حین بوسیدن، خودمم خوشم اومد، حالم عوض شد!
+ داستانک
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زن سرش پایین بود با بند کفشها ور میرفت، گفت : اینبار حین بوسیدن، خودمم خوشم اومد، حالم عوض شد!
+ داستانک
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
نوشته یکی از شما دوستان عزیز
سلام آقای ای لیا
جناب ای لیا عزیز شما خیلی کار خوبی دارید میکنید که به دخترتون آموزش میدین اما با تجربه شخصیم به شما میگم که این کافی نیست! اگر جامعه ما به همین منوال سردرگم و بیمار بماند همین جامعه دختر شما را با قضاوتهایش که جنس زنی است که خود قربانی آزار شده و صدایش را بلند کرده به عنوان اولین متهم با انگهای مختلف خواهد شناخت... دختر شما یا کم کم خاموش میشود یا از داد زدن خسته و بارو بندیلش را جمع میکند تا بگریزذ از این فکر بیمار و جامعه متعفن!
من در شهرضا متولد و بزرگ شدم و در اصفهان یزد کاشان و کیش و تهران زندگی کردم شاید شما حق دارید که از میزان بالای مزاحمت ها در جاهای دیگر بی خبر باشید و نشان دادن آلات به زنان توریست را تخیلی بدانید من این خبر را که از ایتالیاییها خواندم اصلا شگفت زده نشدم بله در این ۶ سالی که در تهران زندگی کردم همچین موردی ندیدم و فقط ۲ بار مورد دست درازی (به جز موارد سهوی یا عمدی در تاکسی) و یکی ۲ سالی کیش هیچ موردی بر نخوردم اما تعدی به حریم نوع دیگرهایش بوده اند اما در شهرستانها حسابش را ندارم فقط میدانم که به خصوص ظهرها و شبها و صبح زود ها که خلوت بود هر وقت مدرسه یا دانشگاه یا ... رفتم و خلوت بوده از ترس صدای قلبمو تو گوشم میشنیدم و هر دوچرخه سوار یا موتوری رد میشد دلم میخواست نامریی باشم !!! به وفور آنجا این مسایل وجود دارد!! دراوردن شلوار اصلا تخیلی نیست اتفاقا زیاد اتفاق می افتد! به خصوص در محله های سنتی و مذهبی!! به همین دلیل در مفابل بهت فامیلهایم همیشه گفته ام که اینقدر که در تهران و کیش امنیت داشته ام در هیچ شهری نداشته ام . بارها و بارها نیمه شب رسیده ام تهران و از راه آهن به علت شرایط مالی و زیاد سفر کردن با تاکسی خطی خانه آمدم و حتی یک مورد هم اتفاقی نیافتاده تا به الان!! اما در زادگاهم و شهرستانهایی که نام بردم هرگز ریسک نخواهم کرد!!
تربیت مرد فقط به مادرش نیست جامعه و فرهنگی و قانونی و شریعتی که به او برتری و حق میدهد و آن را میشود راحت دور زد- که در آن بزرگ میشود کجای ماجراست؟
تو تاکسی در تهران هرگز همه را به یک چوب نرانده ام اما تو چند دقیقه چطور آدم بفهمد که این مرد متجاوز نیست و قصد بدی ندارد!! من حتی به زنانی هم که خیلی باز میشینند معترضم اما در دلم! اعتراض جز جدلو و بحث و سر درد نتیجه ای ندارد! اگر مردی حد را بگذراند و اعتراض کنم یا انکار میکند و یا تازه مرا متهم و انگ میزند و اگر سکوت کنم فکر میکند خوشم آمده و نقشه ها در سر میپروراند و دنبال آدم میآیدو هزار حرف رکیک بار آدم میکند! اما بارها . بارها در تاکسی چلانده شده ام از بس هی خودم را جمع کردم و طرف اتگار نه انگار!!!!
به زنان خسته و آزرده این جامعه حق بدهید! همیشه آزار دیده ایم و همیشه متهمیم که اگر اینطور نپوشی و نخندی و آرایش نکنی و هزار دلیل دیگر که اگر زن نخواهد مرد نمیتواند! شما فکر کن از در که میزنی بیرون مدام کلمات مختلف رکیک بشنوی... در تاکسی ماجرا داری... اگر میری خرید فروشنده نوع دیگری حریمت را نقض کند... اگر کوشه خیابان منتظر تاکسی صد کس و نا کس واست بوق بوق کند!! حق بدهید این همه خستگی و آزردگی را و ببخشایید اگر زنان مردها را به یک چشم ببینند!! ازشان دلگیر نشوید!! اینان زخم های عمیقی از کودکی با خود به همراه دارند.
آفای ایلیا جامعه ما زخمی و پریشان است حتی این مردان در بسیاری موارد خود قربانی این جامعه اند... هرچه محیط بسته تر هر چه متعصب و مذهبی تر و هرچه مثل جامعه ما در یک برهه ی زمانی گذار از سنت به مدرنیته باشد درهم ریخته تر نابسامان تر و نا هنجاری هایش بیشتر!!!
بدبینی موج میزند و رنان و مردان همه را با تعصب و یک منظر قضاوت میکنند و نتیجه همین آش شله قلمکاری است که میبینیم!! از طرف دیگر نتیجه همین گیر تاریخی همین میشود که زن میخواهد تمام آزادی ها را داشته باشد اما مهریه هم میخواهد شوهرش هم یک ماشین پولساز باید باشد و... و اگر هم به حریم مرد دیگری در هر فرصت مثل آنکه در پستی مثال زدید وارد شد زنان دیگری پیدا شوند که آن را به گونه ای دیگر تعبیر کرده و طرفداری کنند!
خیلی پر گویی کردم و عذر میخوام اما اینو از سر ارادت یکی از دنبال کننده ها و مخاطبانتون بدانید و ببخشایید.
@boiereihan
سلام آقای ای لیا
جناب ای لیا عزیز شما خیلی کار خوبی دارید میکنید که به دخترتون آموزش میدین اما با تجربه شخصیم به شما میگم که این کافی نیست! اگر جامعه ما به همین منوال سردرگم و بیمار بماند همین جامعه دختر شما را با قضاوتهایش که جنس زنی است که خود قربانی آزار شده و صدایش را بلند کرده به عنوان اولین متهم با انگهای مختلف خواهد شناخت... دختر شما یا کم کم خاموش میشود یا از داد زدن خسته و بارو بندیلش را جمع میکند تا بگریزذ از این فکر بیمار و جامعه متعفن!
من در شهرضا متولد و بزرگ شدم و در اصفهان یزد کاشان و کیش و تهران زندگی کردم شاید شما حق دارید که از میزان بالای مزاحمت ها در جاهای دیگر بی خبر باشید و نشان دادن آلات به زنان توریست را تخیلی بدانید من این خبر را که از ایتالیاییها خواندم اصلا شگفت زده نشدم بله در این ۶ سالی که در تهران زندگی کردم همچین موردی ندیدم و فقط ۲ بار مورد دست درازی (به جز موارد سهوی یا عمدی در تاکسی) و یکی ۲ سالی کیش هیچ موردی بر نخوردم اما تعدی به حریم نوع دیگرهایش بوده اند اما در شهرستانها حسابش را ندارم فقط میدانم که به خصوص ظهرها و شبها و صبح زود ها که خلوت بود هر وقت مدرسه یا دانشگاه یا ... رفتم و خلوت بوده از ترس صدای قلبمو تو گوشم میشنیدم و هر دوچرخه سوار یا موتوری رد میشد دلم میخواست نامریی باشم !!! به وفور آنجا این مسایل وجود دارد!! دراوردن شلوار اصلا تخیلی نیست اتفاقا زیاد اتفاق می افتد! به خصوص در محله های سنتی و مذهبی!! به همین دلیل در مفابل بهت فامیلهایم همیشه گفته ام که اینقدر که در تهران و کیش امنیت داشته ام در هیچ شهری نداشته ام . بارها و بارها نیمه شب رسیده ام تهران و از راه آهن به علت شرایط مالی و زیاد سفر کردن با تاکسی خطی خانه آمدم و حتی یک مورد هم اتفاقی نیافتاده تا به الان!! اما در زادگاهم و شهرستانهایی که نام بردم هرگز ریسک نخواهم کرد!!
تربیت مرد فقط به مادرش نیست جامعه و فرهنگی و قانونی و شریعتی که به او برتری و حق میدهد و آن را میشود راحت دور زد- که در آن بزرگ میشود کجای ماجراست؟
تو تاکسی در تهران هرگز همه را به یک چوب نرانده ام اما تو چند دقیقه چطور آدم بفهمد که این مرد متجاوز نیست و قصد بدی ندارد!! من حتی به زنانی هم که خیلی باز میشینند معترضم اما در دلم! اعتراض جز جدلو و بحث و سر درد نتیجه ای ندارد! اگر مردی حد را بگذراند و اعتراض کنم یا انکار میکند و یا تازه مرا متهم و انگ میزند و اگر سکوت کنم فکر میکند خوشم آمده و نقشه ها در سر میپروراند و دنبال آدم میآیدو هزار حرف رکیک بار آدم میکند! اما بارها . بارها در تاکسی چلانده شده ام از بس هی خودم را جمع کردم و طرف اتگار نه انگار!!!!
به زنان خسته و آزرده این جامعه حق بدهید! همیشه آزار دیده ایم و همیشه متهمیم که اگر اینطور نپوشی و نخندی و آرایش نکنی و هزار دلیل دیگر که اگر زن نخواهد مرد نمیتواند! شما فکر کن از در که میزنی بیرون مدام کلمات مختلف رکیک بشنوی... در تاکسی ماجرا داری... اگر میری خرید فروشنده نوع دیگری حریمت را نقض کند... اگر کوشه خیابان منتظر تاکسی صد کس و نا کس واست بوق بوق کند!! حق بدهید این همه خستگی و آزردگی را و ببخشایید اگر زنان مردها را به یک چشم ببینند!! ازشان دلگیر نشوید!! اینان زخم های عمیقی از کودکی با خود به همراه دارند.
آفای ایلیا جامعه ما زخمی و پریشان است حتی این مردان در بسیاری موارد خود قربانی این جامعه اند... هرچه محیط بسته تر هر چه متعصب و مذهبی تر و هرچه مثل جامعه ما در یک برهه ی زمانی گذار از سنت به مدرنیته باشد درهم ریخته تر نابسامان تر و نا هنجاری هایش بیشتر!!!
بدبینی موج میزند و رنان و مردان همه را با تعصب و یک منظر قضاوت میکنند و نتیجه همین آش شله قلمکاری است که میبینیم!! از طرف دیگر نتیجه همین گیر تاریخی همین میشود که زن میخواهد تمام آزادی ها را داشته باشد اما مهریه هم میخواهد شوهرش هم یک ماشین پولساز باید باشد و... و اگر هم به حریم مرد دیگری در هر فرصت مثل آنکه در پستی مثال زدید وارد شد زنان دیگری پیدا شوند که آن را به گونه ای دیگر تعبیر کرده و طرفداری کنند!
خیلی پر گویی کردم و عذر میخوام اما اینو از سر ارادت یکی از دنبال کننده ها و مخاطبانتون بدانید و ببخشایید.
@boiereihan
معتقدم همه ما یک اثر هنری هستیم, همه ما یک رویداد خارق العاده هستیم, همه ما یک چیدمان خلاقانه از اراده, استعداد و تلاش هستیم, همه ما شبیه آن ضربه های قلموی نقاش روی بوم هستیم که در انتها میشود یک اثر ناب, همه ما منحصر به فردیم, هرچند فقط تعداد معدودی هر صبح که بیدار میشوند این را هنوز میفهمند اینکه آنها یک امضای زیبا پای نقاشی خلقتند, درک میکنند, الباقی ما یادمان رفته است, فقط زندگی میکنیم, توی عادتهایمان تکرار میشویم.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زندگی مثل رانندگی میمونه یهو یه گاو میپره جلو ماشین تو کسری از ثانیه باید تصمیم بگیری هرچند تو زندگی قطعن زمان بیشتری دستمون هست برای تصمیم گرفتن و انجام عکس العمل درست.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
گفت زندگی فقط همونجاییش که صداش میکنی و اونم در جواب میگه "جانم"
همونجاش, بقیه اش دیگه اضافه کاریه میشه ازش فاکتور گرفت.
فلافل را گاز میزدم, با دهان پر گفتم هوووم!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
همونجاش, بقیه اش دیگه اضافه کاریه میشه ازش فاکتور گرفت.
فلافل را گاز میزدم, با دهان پر گفتم هوووم!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
زندگی یعنی
باد در موهایش
بوسه ای
روی تنهایی لبهایش
زندگی یعنی
گنجشکی پرید
از سر شاخه ی خاطره ای
احساسی تر شد
سینه ای بی تاب شد
در میان دستان مَرد.
زندگی یعنی آغوش باد
یعنی نفس نفس های خاک
زندگی یعنی ارضا شدن در خواب
زندگی یعنی معشوق
بی بند
بی لباس
بی نام.
زندگی یعنی
تنهایی
در وقت نیاز ... ناز!
#ای_لیا
@boiereihan
باد در موهایش
بوسه ای
روی تنهایی لبهایش
زندگی یعنی
گنجشکی پرید
از سر شاخه ی خاطره ای
احساسی تر شد
سینه ای بی تاب شد
در میان دستان مَرد.
زندگی یعنی آغوش باد
یعنی نفس نفس های خاک
زندگی یعنی ارضا شدن در خواب
زندگی یعنی معشوق
بی بند
بی لباس
بی نام.
زندگی یعنی
تنهایی
در وقت نیاز ... ناز!
#ای_لیا
@boiereihan
آخ که اگر زنی را نبوسیده باشی!
آخ که اگر موهایش را در آغوشت نبوئیده باشی،
آخ چه شود دنیا، به پشیزی نمی ارزد ... اگر زنی را دوست نداشته باشی!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
آخ که اگر موهایش را در آغوشت نبوئیده باشی،
آخ چه شود دنیا، به پشیزی نمی ارزد ... اگر زنی را دوست نداشته باشی!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این رو بنده نوشتم نه رومن پولانسکی:
عاشق اگر میشوید
عاشق رفتار آدم ها نشوید.
آدم ها گاهی حالشان خوب است گاهی بد
رفتارشان متاثر از حالشان است
عاشق افکارشان شوید
افکار حتی در بدترین حالت آدم ها هم تغییر نمی کند..
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
عاشق اگر میشوید
عاشق رفتار آدم ها نشوید.
آدم ها گاهی حالشان خوب است گاهی بد
رفتارشان متاثر از حالشان است
عاشق افکارشان شوید
افکار حتی در بدترین حالت آدم ها هم تغییر نمی کند..
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این رو هم بنده نوشتم نه پایولو کوییلو یا اوریانا فالاچی یا آدمهای دیگه ای که احتمالن بهشون نسبت داده شده :
برای زنی سی و چند ساله
سی و چند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد. سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت. زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را. زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند. زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد. زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
برای زنی سی و چند ساله
سی و چند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد. سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت. زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را. زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند. زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد. زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
نوشته محمد جواد اکبرین
هر بار که فاجعهای تروریستی در غرب اتفاق میافتد پارهای از کاربران شبکههای اجتماعی ریشهاش را یا در عقدهها جستجو میکنند یا در عقیدهها؛ دستهی اول میگویند ربطی به مسلمانیِ تروریستها ندارد و هرچه هست زیرِ سر عقدههای ناشی از تبعیضها در جوامع غربیست. دستهی دوم اما میگویند هر چه هست زیر سر عقیدهی اسلامیِ آنهاست. اما پرسشهایی هست که هر دو دسته از پاسخ به آن طفره میروند؛ دستهی اول نمیبینند مسلمانانی را که در سایهی آزادی و کرامتِ انسان در همین بلادِ فرنگ به بالاترین مناصب سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و امنیتی رسیدهاند و وزیر و وکیل و فرمانده و ستاره شدهاند. دستهی دوم نمیبینند که دویست و پنجاه مرکز و تشکل اسلامی در همین فرانسه بعد از فاجعهی شارلیابدو آن را محکوم کردهاند و نمازجمعهی ضدتروریسم برگزار کردهاند. فردای آن فاجعه به مسجد بزرگ پاریس رفتم و با «دلیل بوبکر» رييس پارلمان مسلمانان فرانسه گفتگو کردم؛ یکی از رهبران یهودی هم به مسجد آمده بود و کنارش ایستاده بود. بوبکر میگفت «مسلمانان فرانسه عمريست با عزت در این کشور زندگی و همزیستی کردهاند و قدر انسان و آزادی و کرامتاش را میدانند؛ باید بیشتر اندیشید که این جماعت از کجا سربرآوردهاند». ماجرا اما پیچیدهتر از اینهاست؛ از زمان ظهور داعش، بيش از ۱۵۰ هزار مسلمان توسط این جریان كشته شدهاند. در اين سالهاى تلخ، اكثريت قريب به اتفاقِ قربانیان در قتلگاه داعشيزم، مسلمانانند و عجبا که در مقابل، رهبران داعش، ریشههای مسیحی دارند! عمر شیشانی (رهبر گرجستانیتبار نیروهای مسلح داعش) پدرش مسیحی ارتدوکس بود. جون جهادی (جلاد بریتانیاییِ داعش) در مدرسهی مسیحیِ سنتماری مجدلین تحصیل کرده بود و قبل از پیوستن به داعش به علت افراط در مشروبات الکلی بازداشت شده بود. به گواهی گزارشهای رسمیِ منتشرشده، برادران کوآشی (تروریستهای فرانسویِ الجزایریتبار در حوادث پاریس) و عمر متین (تروریست آمریکاییِ افغانیتبار در فاجعهی اورلاندو) التزامی به سنّت مسلمانان نداشتند و مشتريان کلوپهای شبانه بودند. و حالا تروریستِ فرانسویِ تونسیتبارِ فاجعهی دیشب که مسلمانیاش شبیه همانهاست! ماجرا نه از جنس عقده است نه عقیده. نه ریشهی اسلامی دارد نه غربی. باید دربارهی اینگونه از توحش بسیار اندیشید. ما گویی حرفزدن و قضاوتکردن را بیش از اندیشیدن آموختهایم. آن دو دستهی آغاز این یادداشت، وهم و خشم خود را روایت میکنند نه فاجعه را.
@boiereihan
هر بار که فاجعهای تروریستی در غرب اتفاق میافتد پارهای از کاربران شبکههای اجتماعی ریشهاش را یا در عقدهها جستجو میکنند یا در عقیدهها؛ دستهی اول میگویند ربطی به مسلمانیِ تروریستها ندارد و هرچه هست زیرِ سر عقدههای ناشی از تبعیضها در جوامع غربیست. دستهی دوم اما میگویند هر چه هست زیر سر عقیدهی اسلامیِ آنهاست. اما پرسشهایی هست که هر دو دسته از پاسخ به آن طفره میروند؛ دستهی اول نمیبینند مسلمانانی را که در سایهی آزادی و کرامتِ انسان در همین بلادِ فرنگ به بالاترین مناصب سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و امنیتی رسیدهاند و وزیر و وکیل و فرمانده و ستاره شدهاند. دستهی دوم نمیبینند که دویست و پنجاه مرکز و تشکل اسلامی در همین فرانسه بعد از فاجعهی شارلیابدو آن را محکوم کردهاند و نمازجمعهی ضدتروریسم برگزار کردهاند. فردای آن فاجعه به مسجد بزرگ پاریس رفتم و با «دلیل بوبکر» رييس پارلمان مسلمانان فرانسه گفتگو کردم؛ یکی از رهبران یهودی هم به مسجد آمده بود و کنارش ایستاده بود. بوبکر میگفت «مسلمانان فرانسه عمريست با عزت در این کشور زندگی و همزیستی کردهاند و قدر انسان و آزادی و کرامتاش را میدانند؛ باید بیشتر اندیشید که این جماعت از کجا سربرآوردهاند». ماجرا اما پیچیدهتر از اینهاست؛ از زمان ظهور داعش، بيش از ۱۵۰ هزار مسلمان توسط این جریان كشته شدهاند. در اين سالهاى تلخ، اكثريت قريب به اتفاقِ قربانیان در قتلگاه داعشيزم، مسلمانانند و عجبا که در مقابل، رهبران داعش، ریشههای مسیحی دارند! عمر شیشانی (رهبر گرجستانیتبار نیروهای مسلح داعش) پدرش مسیحی ارتدوکس بود. جون جهادی (جلاد بریتانیاییِ داعش) در مدرسهی مسیحیِ سنتماری مجدلین تحصیل کرده بود و قبل از پیوستن به داعش به علت افراط در مشروبات الکلی بازداشت شده بود. به گواهی گزارشهای رسمیِ منتشرشده، برادران کوآشی (تروریستهای فرانسویِ الجزایریتبار در حوادث پاریس) و عمر متین (تروریست آمریکاییِ افغانیتبار در فاجعهی اورلاندو) التزامی به سنّت مسلمانان نداشتند و مشتريان کلوپهای شبانه بودند. و حالا تروریستِ فرانسویِ تونسیتبارِ فاجعهی دیشب که مسلمانیاش شبیه همانهاست! ماجرا نه از جنس عقده است نه عقیده. نه ریشهی اسلامی دارد نه غربی. باید دربارهی اینگونه از توحش بسیار اندیشید. ما گویی حرفزدن و قضاوتکردن را بیش از اندیشیدن آموختهایم. آن دو دستهی آغاز این یادداشت، وهم و خشم خود را روایت میکنند نه فاجعه را.
@boiereihan
کودکی
روی آسفالت خیابانی در نیس
منجمد میشود
دریا کودکی را
به ساحل ترکیه برمیگرداند
کودکی در حلب
در میان لجاجت آدمها گوشتش سرخ میشود
کودکی اینجا دستمال کاغذی را
به زور به زن راننده ای میفروشد
مرگ همیشه در روی خوشش به ما سلام نمیدهد
#ای_لیا
@boiereihan
روی آسفالت خیابانی در نیس
منجمد میشود
دریا کودکی را
به ساحل ترکیه برمیگرداند
کودکی در حلب
در میان لجاجت آدمها گوشتش سرخ میشود
کودکی اینجا دستمال کاغذی را
به زور به زن راننده ای میفروشد
مرگ همیشه در روی خوشش به ما سلام نمیدهد
#ای_لیا
@boiereihan
یک زن خیلی کارها را انجام نمیدهد،
خیلی چیزها را به رویت نمی آورد،
اما یک کار را اگر انجام دهد تمام میشوی، زندگی به پایان میرسد!
با تو حرف نزند ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
خیلی چیزها را به رویت نمی آورد،
اما یک کار را اگر انجام دهد تمام میشوی، زندگی به پایان میرسد!
با تو حرف نزند ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan