تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
فیلم، کتاب و یا سریالی خوبه که وقتی تموم میشه تو ناراحتی؛
نه بخاطر پایان تلخ؛ بلکه بخاطر اینکه نمی‌خوای از خوندن/دیدن اون دست بکشی.
بیاین یه جوک دارم
مورد داشتیم طرف ﺷﺒﻮﻧﻪ می‌رفته بهزيستی
ﮐﻮﻟﺮ ﺑﭽﻪ ﯾﺘﯿﻤﺎ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ می‌کرده؛ ازش می‌پرسن چرا این کارو می‌کنی؟!
میگه: نمی‌خوام ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﻓﮏ ﮑﻨﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﻧﺪﺍﺭﻥ.
Forwarded from ژاژخایان
وات ایز د کاست اف لایز؟
‌هیچوقت نفهمیدم؛ نفهمیدم رفتن یک کنش است یا واکنش؛ آیا عملی‌است که باعث ناخشنودی‌ها و دلتنگی‌ها و تَر شدن لب‌های خشکی‌ست که تنها با اشک‌ها رنگ می‌گیرند؟! و یا تنها عکس‌العملی‌ست در برابر اتفاقاتی که موجب ناخشنودی و دلدادگی و تر شدنِ لب‌های خشکی‌ست که هر روز با قطره‌هایِ فرو ریخته از دیده‌ها جانی می‌گیرند؟!
حدس می‌زنم؛ نمی‌دانم، تنها حدس می‌زنم پاسخ این سوالات بستگی به من یا تو بودن دارد. اینکه من می‌روم یا تو می‌روی؛ اینکه من می‌مانم یا تو می‌مانی؛ اینکه من می‌روم و تو نمی‌آیی!
احساس می‌کنم؛ نمی‌دانم، تنها احساس می‌کنم هر کداممان آن عزیزِ رفته‌یِ دیگری هستیم؛ من رفتنِ کسی را دیدم و کسی با رفتنِ من رفت و کسی با رفتنش و‌....
انگار، حتما نه، تنها انگار زندگی چرخه‌ایست از رفتن‌ها؛ نماندن‌ها. اما مطمئنم؛ می‌دانم و مطمئنم که در دو جا این چرخه تواناییِ قطع شدن دارد. یکی همانی که رفیقِ جدایی‌ناپذیرِ زندگی‌مان، مرگ و دیگری چرخه‌ای در خلافِ جهتِ زندگی، عشق است.
عشق را دیده‌ام و از آن می‌ترسم؛ می‌دانی، آخر نقطه‌یِ اشتراکی با مرگ دارد!
مهیار.
تا اطلاع ثانوی بدون اسم pinned «‌هیچوقت نفهمیدم؛ نفهمیدم رفتن یک کنش است یا واکنش؛ آیا عملی‌است که باعث ناخشنودی‌ها و دلتنگی‌ها و تَر شدن لب‌های خشکی‌ست که تنها با اشک‌ها رنگ می‌گیرند؟! و یا تنها عکس‌العملی‌ست در برابر اتفاقاتی که موجب ناخشنودی و دلدادگی و تر شدنِ لب‌های خشکی‌ست که هر روز…»
راه ما، راه بد، راه کم‌نوری‌ست
درد، درد رمز پیروزی‌ست.
Forwarded from ژاژخایان
پروفایل مهیار؟
Speech109
🥰🥰🥰
Forwarded from رۆژ☀️ (Rozha)
ببخشید من دارم بفرمایید شام میبینم ولی طغرل کو؟
وااای که چقدر این جدیده رو مخههه.
خنده ام می‌گیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری
می‌گویی : دلم برایت تنگ است؛
یا مرا به بازی گرفته‌ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمی‌دانی
دلتنگی ارزانی خودت . . .
۲۴:۲۴
مجبور نبودی بروی؛
اما مشکل این است اجباری هم در ماندن نیست.
بوکوفسکی :
جایی میان قلب هست که هرگز پر نمیشود، و ما در همان فضا انتظار میکشیم، انتظار میکشیم.
Forwarded from Tyty’s planet☁️ (TYTY🗝)
دو دو دو‌ دو
من دیروز بعد کلی برنامه‌ریزی برای امروز: ساعت ۱۷ فایل رو می‌فرستم.
من ساعت ۲۳:۴۰ : این ایمیل پ چرا نمی‌رههه