تا اطلاع ثانوی بدون اسم – Telegram
تا اطلاع ثانوی بدون اسم
3.45K subscribers
1.35K photos
230 videos
3 files
252 links
Hey there, telegram is using me.

اینجا بعضی از چیزها جدی و بعضی شوخی‌ست‌؛ اما عموم چیزها یک سری شوخی جدی‌ست؛ مثل زندگیت؛ تو ایران.

خط نوشتم که خر کند خنده

http://t.me/BluChtBot?start=61a2aa07bedea2808c
Download Telegram
Forwarded from موج
با این ویس ها میشه مُرد ...
صحبت های سعید، کودک کاری ده ساله در پیرامون کرونا
لطفا در این شرایط هوای کودکان کار را داشته باشیم ...
تا اطلاع ثانوی بدون اسم pinned «با این ویس ها میشه مُرد ... صحبت های سعید، کودک کاری ده ساله در پیرامون کرونا لطفا در این شرایط هوای کودکان کار را داشته باشیم ...»
ساکنان دریا ؛
پس از مدتی
دیگر صدای امواج را
نمی‌شنوند
چه تلخ است روایت غم بار عادت!
تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم.
Channel name was changed to «آخرین اخبار و حواشی ویستا.»
من درد مشترکم مرا فریاد کن.
Forwarded from Sarcasm 1👑1 (TYTY🗝)
کنار تموم خاطره هام با این اهنگ
Forwarded from Sarcasm 1👑1 (TYTY🗝)
امروز فقط مال تو رو یادم اومد :)
من خدا را در قمقمه آب یافته‌ام! در عطر یک گل، در خلوص برخی کتاب‌ها و حتی نزد بی‌دینان.
اما تقریبا هیچ گاه وی را نزد آنانی که کارشان سخن گفتن از اوست، نیافتم.
اشک رازی‌ست
لبخند رازی‌ست
عشق رازی‌ست
اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود.
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...
من دردِ مشترکم
مرا فریاد کن.
درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه‌های تو را دریافته‌ام
با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستانِ من آشناست.
در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند.
دستت را به من بده
دست‌های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سانِ ابر که با توفان
به‌سانِ علف که با صحرا
به‌سانِ باران که با دریا
به‌سانِ پرنده که با بهار
به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید
زیرا که من
ریشه‌های تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست...
تا اطلاع ثانوی بدون اسم pinned «اشک رازی‌ست لبخند رازی‌ست عشق رازی‌ست اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود. قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی... من دردِ مشترکم مرا فریاد کن. درخت با جنگل سخن می‌گوید علف با صحرا ستاره با کهکشان و…»
می‌خوام زود بخوابم.