🔴 ادامه پیام قبلی👆
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
رویکرد سیاسی، که اسمیت آن را ترجیح میدهد، بر کنترل نخبگان بر اقتصاد برای منافع شخصی تمرکز دارد و به دو جهت تقسیم شده:
_ یکی بر عاملیت (Agency)
_ و دیگری بر اقتصاد سیاسی باستانشناختی (Archaeological Political Economy).
اقتصاد سیاسی باستانشناختی، بهمثابه رویکردی مادیگرایانه (Materialist)، بر سیستمهای باز جهانی، ابعاد اقتصادی رفتار سیاسی، نابرابری طبقاتی و تغییرات محلی تمرکز دارد. اسمیت آن را با کارهای انسانشناسان مانند اریک ولف (Eric Wolf) مرتبط میداند و تمهای کلیدی مانند محدودیت قدرت حکومتی، سازمان اقتصادی، برهمکنشهای مرکز-پیرامون (Center-Hinterland Interactions) و برهمکنشهای میانمنطقهای را برجسته میکند.
او همچنین اقتصاد نهادگرای نوین (New Institutional Economics) را بهمثابه فرصتی برای درک حقوق مالکیت و دارایی (Property Rights) و هزینههای برهمکنشی (Transaction Costs) پیشنهاد میدهد، هرچند کاربرد آن در اقتصادهای نیمهتجاری هنوز محدود است. در بخش گوناگونی اقتصادی حکومتهای باستانی، اسمیت بر میزان تجاریسازی تأکید دارد که شامل بازارهای قیمتساز (Price-Making Markets)، فعالیت کارآفرینانه (Entrepreneurial Activity) و نهادهایی مانند پول و بانکداری است.
او یک مقیاس چهارمرحلهای پیشنهاد میکند:
_ غیرتجاری (Uncommercialized) مانند مصر و اینکا؛
_ تجاریسازی سطح پایین (Low Commercialization) مانند مایای کلاسیک؛
_ تجاریسازی سطح متوسط (Intermediate Commercialization) مانند آزتک و سومری؛
_ و تجاریسازی پیشرفته پیشسرمایهداری (Advanced Precapitalist Commercialization) مانند یونان کلاسیک و روم.
از منظر تحلیلی، مقاله اسمیت نقاط قوت زیادی دارد: او با ترکیب دادههای باستانشناختی و تاریخی، گوناگونی اقتصادی را برجسته میکند و از دیدگاههای پولانیایی فاصله میگیرد.
تأکید بر تجاریسازی به عنوان محور کلیدی، راهی برای ادغام رویکردهای سیاسی و تجاری ارائه میدهد و نشان میدهد که اقتصادهای باستانی نه کاملاً "دیگری" بودند و نه نسخهای ابتدایی از مدرن.
با این حال، مقاله ممکن است بیش از حد بر دولتهای اولیه تمرکز کند و اقتصادهای دوران پسابرنز(مفرغ) را کمتر بررسی کرده باشد. همچنین، پیشنهاد اقتصاد نهادگرای نوین نیاز به تطبیق بیشتر با زمینههای غیرتجاری دارد.
در نهایت، اسمیت پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده ارائه میدهد: تمرکز بر مقیاس اقتصادی از خانوارها تا اقتصادهای بینالمللی، بررسی مبادلات تجاری، پول، مالکیت، نیروی کار و تغییرات اقتصادی.
این مقاله برای انجمنهای علمی الهامبخش است، زیرا باستانشناسی را بهمثابه پلی بین رشتهها معرفی میکند و بر نیاز به سنتزهای تطبیقی تأکید دارد. با توجه به تاریخ فعلی ( ۲۰۲۵)، این کار همچنان پایهای برای مطالعات مدرن است، به ویژه با پیشرفتهای فناوری مانند تجزیه و تحلیل کلانداده (Big Data Analysis) در باستانشناسی.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1146/annurev.anthro.33.070203.144016
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
رویکرد سیاسی، که اسمیت آن را ترجیح میدهد، بر کنترل نخبگان بر اقتصاد برای منافع شخصی تمرکز دارد و به دو جهت تقسیم شده:
_ یکی بر عاملیت (Agency)
_ و دیگری بر اقتصاد سیاسی باستانشناختی (Archaeological Political Economy).
اقتصاد سیاسی باستانشناختی، بهمثابه رویکردی مادیگرایانه (Materialist)، بر سیستمهای باز جهانی، ابعاد اقتصادی رفتار سیاسی، نابرابری طبقاتی و تغییرات محلی تمرکز دارد. اسمیت آن را با کارهای انسانشناسان مانند اریک ولف (Eric Wolf) مرتبط میداند و تمهای کلیدی مانند محدودیت قدرت حکومتی، سازمان اقتصادی، برهمکنشهای مرکز-پیرامون (Center-Hinterland Interactions) و برهمکنشهای میانمنطقهای را برجسته میکند.
او همچنین اقتصاد نهادگرای نوین (New Institutional Economics) را بهمثابه فرصتی برای درک حقوق مالکیت و دارایی (Property Rights) و هزینههای برهمکنشی (Transaction Costs) پیشنهاد میدهد، هرچند کاربرد آن در اقتصادهای نیمهتجاری هنوز محدود است. در بخش گوناگونی اقتصادی حکومتهای باستانی، اسمیت بر میزان تجاریسازی تأکید دارد که شامل بازارهای قیمتساز (Price-Making Markets)، فعالیت کارآفرینانه (Entrepreneurial Activity) و نهادهایی مانند پول و بانکداری است.
او یک مقیاس چهارمرحلهای پیشنهاد میکند:
_ غیرتجاری (Uncommercialized) مانند مصر و اینکا؛
_ تجاریسازی سطح پایین (Low Commercialization) مانند مایای کلاسیک؛
_ تجاریسازی سطح متوسط (Intermediate Commercialization) مانند آزتک و سومری؛
_ و تجاریسازی پیشرفته پیشسرمایهداری (Advanced Precapitalist Commercialization) مانند یونان کلاسیک و روم.
از منظر تحلیلی، مقاله اسمیت نقاط قوت زیادی دارد: او با ترکیب دادههای باستانشناختی و تاریخی، گوناگونی اقتصادی را برجسته میکند و از دیدگاههای پولانیایی فاصله میگیرد.
تأکید بر تجاریسازی به عنوان محور کلیدی، راهی برای ادغام رویکردهای سیاسی و تجاری ارائه میدهد و نشان میدهد که اقتصادهای باستانی نه کاملاً "دیگری" بودند و نه نسخهای ابتدایی از مدرن.
با این حال، مقاله ممکن است بیش از حد بر دولتهای اولیه تمرکز کند و اقتصادهای دوران پسابرنز(مفرغ) را کمتر بررسی کرده باشد. همچنین، پیشنهاد اقتصاد نهادگرای نوین نیاز به تطبیق بیشتر با زمینههای غیرتجاری دارد.
در نهایت، اسمیت پیشنهادهایی برای تحقیقات آینده ارائه میدهد: تمرکز بر مقیاس اقتصادی از خانوارها تا اقتصادهای بینالمللی، بررسی مبادلات تجاری، پول، مالکیت، نیروی کار و تغییرات اقتصادی.
این مقاله برای انجمنهای علمی الهامبخش است، زیرا باستانشناسی را بهمثابه پلی بین رشتهها معرفی میکند و بر نیاز به سنتزهای تطبیقی تأکید دارد. با توجه به تاریخ فعلی ( ۲۰۲۵)، این کار همچنان پایهای برای مطالعات مدرن است، به ویژه با پیشرفتهای فناوری مانند تجزیه و تحلیل کلانداده (Big Data Analysis) در باستانشناسی.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1146/annurev.anthro.33.070203.144016
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 باستانشناسی و اقتصاد حکومتهای باستانی
📝 نویسنده: مایکل اسمیت
📑 ترجمه: کامیار عبدی
بررسی تطبیقی سیستمهای اقتصادی در حکومتهای باستانی از جمله موضوعهایی است که به چند رشته علمی مربوط میشود. پژوهشگران زیادی جنبههای گوناگون این موضوع را بررسی کردهاند، اما تحلیلهای مشروح یا بررسیهای تطبیقی معدودی در این زمینه در دست است. اقتصاددانان و مورخان اقتصادی، از کارل مارکس گرفته تا داگلاس نورت، مدلهای کارایی را در زمینه سیستمهای اقتصادی پیش-سرمایهداری مطرح کردهاند، اما در این مدلها بهندرت به دادههای باستانشناختی توجه شده است؛ چرا روم (یا شاید یونان) ”قدیمترین“ دورهای ای است که بیشتر اقتصاددانان مایل به بررسی آن هستند. انسانشناسان اقتصادی نیز توجهی به حکومتهای باستانی ندارند. مورخانی که خاور نزدیک یا جهان یونانی-رومی را بررسی میکنند، دادههایی غنی و دقیق در زمینه مسایل اقتصادی دارند، اما پژوهشهای آنان همچنان بسیار محدودنگرانه است. باستانشناسان پیرو انسانشناسی دادههای زیادی در این زمینه دارند و از دیدگاه تطبیقی انسانشناسانه نیز بهره می برند، اما از دهه 1980 توجه به سیستمهای اقتصادی باستانی در باستانشناسی...
🗝 ادامه را در متن اصلی مقاله( که توسط آقای دکتر کامیار عبدی به بهترین شکل ممکن به فارسی ترجمه شده است - در پیام پیشین 👆👆👆پیوست شده است) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 باستانشناسی و اقتصاد حکومتهای باستانی
📝 نویسنده: مایکل اسمیت
📑 ترجمه: کامیار عبدی
بررسی تطبیقی سیستمهای اقتصادی در حکومتهای باستانی از جمله موضوعهایی است که به چند رشته علمی مربوط میشود. پژوهشگران زیادی جنبههای گوناگون این موضوع را بررسی کردهاند، اما تحلیلهای مشروح یا بررسیهای تطبیقی معدودی در این زمینه در دست است. اقتصاددانان و مورخان اقتصادی، از کارل مارکس گرفته تا داگلاس نورت، مدلهای کارایی را در زمینه سیستمهای اقتصادی پیش-سرمایهداری مطرح کردهاند، اما در این مدلها بهندرت به دادههای باستانشناختی توجه شده است؛ چرا روم (یا شاید یونان) ”قدیمترین“ دورهای ای است که بیشتر اقتصاددانان مایل به بررسی آن هستند. انسانشناسان اقتصادی نیز توجهی به حکومتهای باستانی ندارند. مورخانی که خاور نزدیک یا جهان یونانی-رومی را بررسی میکنند، دادههایی غنی و دقیق در زمینه مسایل اقتصادی دارند، اما پژوهشهای آنان همچنان بسیار محدودنگرانه است. باستانشناسان پیرو انسانشناسی دادههای زیادی در این زمینه دارند و از دیدگاه تطبیقی انسانشناسانه نیز بهره می برند، اما از دهه 1980 توجه به سیستمهای اقتصادی باستانی در باستانشناسی...
🗝 ادامه را در متن اصلی مقاله( که توسط آقای دکتر کامیار عبدی به بهترین شکل ممکن به فارسی ترجمه شده است - در پیام پیشین 👆👆👆پیوست شده است) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 سازمان های سیاسی پیش از شکل گیری حکومت
📝نویسنده: هنری رایت
📄مترجم: کامیار عبدی
مدتهاست مشخصشده که نخستین حکومتها-جوامعی با نهادهای کنترلکنندهی تخصصی که ساختاری سلسله مراتبی دارند-بهطور ناگهانی از بطن جوامع کوچک، خودگردان و مساوات گرا ظاهر نشدند. نظر پیشینیان ما در قرن نوزدهم، که بیشتر به منابعی چون کتابهای عهد عتیق و اساطیر و تاریخنگاری یونان و روم استناد میکردند، این بود که منشأ حکومتها اشرافیت ابتدایی“ بوده است، یعنی جوامعی که در وضعیت ”بربریت علیا“ یا شبیه آن بهسر میبردند؛ اما با طرح دوبارهی پرسشهای تطورگرایانه در انسانشناسی در اواخر دههی 1950 بیشتر پژوهشگران با استناد به گزارشهای مردمنگاری از پلینزی و افریقا، چنین طرح کردند که حکومت از جوامع ”خانسالار“ شکل گرفتاست. المن سرویس این نوع جامعه را بهوضوح جامعهی خانسالار یعنی ”جامعهای با سیستم اقتصادی بازپخشانی و نهادی مرکزی و دائمی برای رتقوفتق امور“... . اما با پژوهشهای اخیر در زمینهی باستانشناسی و تاریخ قومی همخوانی ندارد. تیموتی ارل تلاش کرده با طرح گروه دیگری از جوامع موسوم به ”خانسالار پیچیده“....
ادامه را در متن اصلی مقاله(در پیام پیشین 👆👆👆پیوست شده است) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 سازمان های سیاسی پیش از شکل گیری حکومت
📝نویسنده: هنری رایت
📄مترجم: کامیار عبدی
مدتهاست مشخصشده که نخستین حکومتها-جوامعی با نهادهای کنترلکنندهی تخصصی که ساختاری سلسله مراتبی دارند-بهطور ناگهانی از بطن جوامع کوچک، خودگردان و مساوات گرا ظاهر نشدند. نظر پیشینیان ما در قرن نوزدهم، که بیشتر به منابعی چون کتابهای عهد عتیق و اساطیر و تاریخنگاری یونان و روم استناد میکردند، این بود که منشأ حکومتها اشرافیت ابتدایی“ بوده است، یعنی جوامعی که در وضعیت ”بربریت علیا“ یا شبیه آن بهسر میبردند؛ اما با طرح دوبارهی پرسشهای تطورگرایانه در انسانشناسی در اواخر دههی 1950 بیشتر پژوهشگران با استناد به گزارشهای مردمنگاری از پلینزی و افریقا، چنین طرح کردند که حکومت از جوامع ”خانسالار“ شکل گرفتاست. المن سرویس این نوع جامعه را بهوضوح جامعهی خانسالار یعنی ”جامعهای با سیستم اقتصادی بازپخشانی و نهادی مرکزی و دائمی برای رتقوفتق امور“... . اما با پژوهشهای اخیر در زمینهی باستانشناسی و تاریخ قومی همخوانی ندارد. تیموتی ارل تلاش کرده با طرح گروه دیگری از جوامع موسوم به ”خانسالار پیچیده“....
ادامه را در متن اصلی مقاله(در پیام پیشین 👆👆👆پیوست شده است) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚ذهن خردمند: باستانشناسی و نورو ساینس📚
📝 نویسنده: کالین رنفرو و همکاران
✏️ ترجمه و خلاصه: نشاط متقی
تلاشی میانرشتهای برای توضیح این پرسش بنیادین است که ذهن انسان چگونه به جایگاه امروزیاش رسیده است. نویسندگان معتقدند برای درک کامل تطور شناخت انسانی، باید فاصلهای را که سالها میان باستانشناسی وعلوم اعصاب وجود داشته، از میان برداشت؛ زیرا هیچیک از این دو حوزه بهتنهایی قادر نیستند پیچیدگیهای پدیدآمدن ذهن انسانی را توضیح دهند. باستانشناسی از طریق شواهد مادی نشان میدهد رفتارهای نمادین، پیچیدگی اجتماعی و تولید فناوری چگونه در طول دهها هزار سال شکل گرفتهاند؛ و علوم اعصاب نیز توانسته است با روشهایی مانند تصویرسازی ساختار و کارکرد شبکههای عصبی درگیر در زبان، تصمیمگیری و شناخت اجتماعی را روشن کند. اما پرسش کلیدی این است که این دو لایه شواهد چگونه به یکدیگر میرسند و چگونه میتوان فرآیندهای عصبی را با تاریخ مادی فرهنگ انسانی درهم آمیخت.
نویسندگان این شکاف را پارادوکس انسان خردمند مینامند: اگر انسان هوشمند از حدود ۲۰۰ هزار سال پیش از نظر زیستی تقریباً همانند انسان امروز بوده، چرا شواهد رفتارهای نمادین، هنری و سازمانی پیچیده تنها از ۵۰ هزار سال پیش بهطور گسترده ظاهر میشوند؟ این فاصله زمانی نشان میدهد که ”ویژگی خردمندی انسان“ فقط محصول ساختار زیستی مغز نیست، بلکه نتیجه برهمکنش طولانی و پیچیده میان مغز، بدن، فرهنگ و اشیای مادی است. به بیان دیگر، فرهنگ و فناوری صرفاً بازتاب وضعیت شناختی انسان نیستند؛ بلکه خود در شکلگیری و تحول شبکههای عصبی نقش فعال دارند. همین نکته موجب میشود ذهن انسان نه موجودیتی محدود به مغز، بلکه ”نظامی گسترشیافته “باشد که در برهمکنش مستمر با محیط مادی و اجتماعی عمل میکند.
در این چارچوب، نقش فرهنگ مادی اهمیت ویژهای پیدا میکند. نویسندگان توضیح میدهند که اشیاء، ابزارها، نشانهها و فضاهای ساختهشده نه فقط نتیجه شناخت انسانیاند، بلکه خود در ساختن آن نیز مشارکت دارند. مفاهیمی مانند ارزش، مالکیت، دین یا هویت اجتماعی بدون اتکا به نشانهها و سازههای مادی قابل فهم نیستند. این منظر با دیدگاه ”شناخت توزیعیافته“ هماهنگ است، زیرا نشان میدهد فرایندهای شناختی میان افراد و اشیاء و ابزارها توزیع میشوند و بخشی از فعالیت ذهن در بیرون از مغز انجام میشود. بنابراین، فهم ذهن انسان بدون درک نحوه کارکرد نظامهای نمادین، ابزارسازی و برهمکنش با اشیاء ناقص خواهد بود.
یکی از نمونههای مهم برای بررسی رابطه مغز و فرهنگ در این مجموعه، پژوهشهای مربوط به ابزارسازی است. مطالعات تصویربرداری عصبی (PET/fMRI) نشان میدهند هنگام ساخت ابزار سنگی، شبکههایی از مغز فعال میشوند که با ”پردازش زبان“همپوشانی دارند. این یافته بر نظریه همتطوری زبان و فناوری استوار است؛ یعنی این دو توانایی احتمالاً در کنار هم و از طریق تقویت متقابل تطور یافتهاند. از دید باستانشناسی نیز ابزارهای درشتساخت دوره آشولی و ابزارهای ظریفتر دورههای بعد نشان میدهند مسیر فناوری، مسیری شناختی نیز بوده است. به این ترتیب، ابزارها نه فقط محصولات مهارت، بلکه رسانههایی برای سازماندهی ذهن و رفتار بهشمار میآیند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
📚ذهن خردمند: باستانشناسی و نورو ساینس📚
📝 نویسنده: کالین رنفرو و همکاران
✏️ ترجمه و خلاصه: نشاط متقی
تلاشی میانرشتهای برای توضیح این پرسش بنیادین است که ذهن انسان چگونه به جایگاه امروزیاش رسیده است. نویسندگان معتقدند برای درک کامل تطور شناخت انسانی، باید فاصلهای را که سالها میان باستانشناسی وعلوم اعصاب وجود داشته، از میان برداشت؛ زیرا هیچیک از این دو حوزه بهتنهایی قادر نیستند پیچیدگیهای پدیدآمدن ذهن انسانی را توضیح دهند. باستانشناسی از طریق شواهد مادی نشان میدهد رفتارهای نمادین، پیچیدگی اجتماعی و تولید فناوری چگونه در طول دهها هزار سال شکل گرفتهاند؛ و علوم اعصاب نیز توانسته است با روشهایی مانند تصویرسازی ساختار و کارکرد شبکههای عصبی درگیر در زبان، تصمیمگیری و شناخت اجتماعی را روشن کند. اما پرسش کلیدی این است که این دو لایه شواهد چگونه به یکدیگر میرسند و چگونه میتوان فرآیندهای عصبی را با تاریخ مادی فرهنگ انسانی درهم آمیخت.
نویسندگان این شکاف را پارادوکس انسان خردمند مینامند: اگر انسان هوشمند از حدود ۲۰۰ هزار سال پیش از نظر زیستی تقریباً همانند انسان امروز بوده، چرا شواهد رفتارهای نمادین، هنری و سازمانی پیچیده تنها از ۵۰ هزار سال پیش بهطور گسترده ظاهر میشوند؟ این فاصله زمانی نشان میدهد که ”ویژگی خردمندی انسان“ فقط محصول ساختار زیستی مغز نیست، بلکه نتیجه برهمکنش طولانی و پیچیده میان مغز، بدن، فرهنگ و اشیای مادی است. به بیان دیگر، فرهنگ و فناوری صرفاً بازتاب وضعیت شناختی انسان نیستند؛ بلکه خود در شکلگیری و تحول شبکههای عصبی نقش فعال دارند. همین نکته موجب میشود ذهن انسان نه موجودیتی محدود به مغز، بلکه ”نظامی گسترشیافته “باشد که در برهمکنش مستمر با محیط مادی و اجتماعی عمل میکند.
در این چارچوب، نقش فرهنگ مادی اهمیت ویژهای پیدا میکند. نویسندگان توضیح میدهند که اشیاء، ابزارها، نشانهها و فضاهای ساختهشده نه فقط نتیجه شناخت انسانیاند، بلکه خود در ساختن آن نیز مشارکت دارند. مفاهیمی مانند ارزش، مالکیت، دین یا هویت اجتماعی بدون اتکا به نشانهها و سازههای مادی قابل فهم نیستند. این منظر با دیدگاه ”شناخت توزیعیافته“ هماهنگ است، زیرا نشان میدهد فرایندهای شناختی میان افراد و اشیاء و ابزارها توزیع میشوند و بخشی از فعالیت ذهن در بیرون از مغز انجام میشود. بنابراین، فهم ذهن انسان بدون درک نحوه کارکرد نظامهای نمادین، ابزارسازی و برهمکنش با اشیاء ناقص خواهد بود.
یکی از نمونههای مهم برای بررسی رابطه مغز و فرهنگ در این مجموعه، پژوهشهای مربوط به ابزارسازی است. مطالعات تصویربرداری عصبی (PET/fMRI) نشان میدهند هنگام ساخت ابزار سنگی، شبکههایی از مغز فعال میشوند که با ”پردازش زبان“همپوشانی دارند. این یافته بر نظریه همتطوری زبان و فناوری استوار است؛ یعنی این دو توانایی احتمالاً در کنار هم و از طریق تقویت متقابل تطور یافتهاند. از دید باستانشناسی نیز ابزارهای درشتساخت دوره آشولی و ابزارهای ظریفتر دورههای بعد نشان میدهند مسیر فناوری، مسیری شناختی نیز بوده است. به این ترتیب، ابزارها نه فقط محصولات مهارت، بلکه رسانههایی برای سازماندهی ذهن و رفتار بهشمار میآیند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی👆
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
در ادامه مقاله، نویسندگان به مسئله (نوآوری) و محدودیتهای زیستی انسان میپردازند. آنها با اشاره به تحلیل رید و وندر لیو توضیح میدهند که در مرحلهای از تاریخ، ظرفیتهای زیستی مانند حافظه کاری سرعت تحول فناوری را محدود میکردند؛ اما در هزارههای اخیر، با رشد ساختارهای فرهنگی–مادی مانند نوشتار، نقشهها، نظامهای عددی وسازمانهای اجتماعی پیچیده، این محدودیتها کاهش یافتند. این تحول نشان میدهد فرهنگ نهتنها بر ذهن اثر میگذارد، بلکه قابلیتهای شناختی را توسعه میدهد و بهاصطلاح”پلاستیسیته فرهنگی“ میآفریند؛ سازوکاری که در آن فرهنگ میتواند محدودیتهای زیستی را دور بزند و ظرفیتهای جدیدی خلق کند.
نویسندگان برای نشاندادن رابطه درهمتنیده ذهن و فرهنگ ازمثال مشهور داویا-ستارهشناس بومی جزایر تروبریاند- استفاده میکنند. داویا توانایی پیچیدهای در تشخیص موقعیت ستاره پلیادیس و تنظیم فعالیتهای کشاورزی بر اساس آن دارد. این مهارت نه محصول یک مغز «استثنایی»، بلکه نتیجه اجتماعیشدن، نقشهای فرهنگی و نظامهای نمادین است. این مثال نشان میدهد که شناخت انسانی بهشدت وابسته به سازوکارهای یادگیری با آموزش است؛ ظرفیتی که انسان را از سایر گونهها متمایز میکند و بستر اصلی ذهن سَپینت را میسازد.
در بخش پایانی، نویسندگان توضیح میدهند که مطالعه ذهن انسان تنها با پژوهشهای آزمایشگاهی یا تنها با شواهد باستانشناختی ممکن نیست. باید دیدگاهی شکلگیرد که فرآیندهای عصبی را با شواهد مادی و اجتماعی پیوند دهد. علوم اعصاب باید از نگاه صرفاً ”نوروسنتریک“ فاصله بگیرد و باستانشناسی نیز باید از تمرکز صرف بر مواد، به سوی تحلیل تجربههای شناختی–فرهنگی حرکت کند. نتیجه این همکاری، شکلگیری حوزهای جدید مانند باستان عصبشناسی یا علوم شناختی مادی (Material Cognitive Science) است؛حوزهای که میتواند توضیح دهد ذهن انسان چگونه در تعامل با ابزارها، اشیاء و نظامهای اجتماعی رشد کرده است.
در جمعبندی، نویسندگان تأکید میکنند که ذهن انسان امروزی نتیجه پیوند سهگانه ”مغز، فرهنگ و ماده“ است. ذهن انسان نه فقط محصول مغز و نه فقط محصول فرهنگ، بلکه محصول درهمتنیدگی و همتطوری این عناصر است. فهم این برهمکنش پیچیده میتواند راه را برای درک عمیقتر از تطور انسانی، نوآوری، زبان، نمادگرایی و ساختارهای اجتماعی هموار کند و بنیانی برای پژوهشهای آینده در علوم شناختی، باستانشناسی و عصبپژوهی فراهم آورد.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
10.1098/rstb.2008.0016
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
در ادامه مقاله، نویسندگان به مسئله (نوآوری) و محدودیتهای زیستی انسان میپردازند. آنها با اشاره به تحلیل رید و وندر لیو توضیح میدهند که در مرحلهای از تاریخ، ظرفیتهای زیستی مانند حافظه کاری سرعت تحول فناوری را محدود میکردند؛ اما در هزارههای اخیر، با رشد ساختارهای فرهنگی–مادی مانند نوشتار، نقشهها، نظامهای عددی وسازمانهای اجتماعی پیچیده، این محدودیتها کاهش یافتند. این تحول نشان میدهد فرهنگ نهتنها بر ذهن اثر میگذارد، بلکه قابلیتهای شناختی را توسعه میدهد و بهاصطلاح”پلاستیسیته فرهنگی“ میآفریند؛ سازوکاری که در آن فرهنگ میتواند محدودیتهای زیستی را دور بزند و ظرفیتهای جدیدی خلق کند.
نویسندگان برای نشاندادن رابطه درهمتنیده ذهن و فرهنگ ازمثال مشهور داویا-ستارهشناس بومی جزایر تروبریاند- استفاده میکنند. داویا توانایی پیچیدهای در تشخیص موقعیت ستاره پلیادیس و تنظیم فعالیتهای کشاورزی بر اساس آن دارد. این مهارت نه محصول یک مغز «استثنایی»، بلکه نتیجه اجتماعیشدن، نقشهای فرهنگی و نظامهای نمادین است. این مثال نشان میدهد که شناخت انسانی بهشدت وابسته به سازوکارهای یادگیری با آموزش است؛ ظرفیتی که انسان را از سایر گونهها متمایز میکند و بستر اصلی ذهن سَپینت را میسازد.
در بخش پایانی، نویسندگان توضیح میدهند که مطالعه ذهن انسان تنها با پژوهشهای آزمایشگاهی یا تنها با شواهد باستانشناختی ممکن نیست. باید دیدگاهی شکلگیرد که فرآیندهای عصبی را با شواهد مادی و اجتماعی پیوند دهد. علوم اعصاب باید از نگاه صرفاً ”نوروسنتریک“ فاصله بگیرد و باستانشناسی نیز باید از تمرکز صرف بر مواد، به سوی تحلیل تجربههای شناختی–فرهنگی حرکت کند. نتیجه این همکاری، شکلگیری حوزهای جدید مانند باستان عصبشناسی یا علوم شناختی مادی (Material Cognitive Science) است؛حوزهای که میتواند توضیح دهد ذهن انسان چگونه در تعامل با ابزارها، اشیاء و نظامهای اجتماعی رشد کرده است.
در جمعبندی، نویسندگان تأکید میکنند که ذهن انسان امروزی نتیجه پیوند سهگانه ”مغز، فرهنگ و ماده“ است. ذهن انسان نه فقط محصول مغز و نه فقط محصول فرهنگ، بلکه محصول درهمتنیدگی و همتطوری این عناصر است. فهم این برهمکنش پیچیده میتواند راه را برای درک عمیقتر از تطور انسانی، نوآوری، زبان، نمادگرایی و ساختارهای اجتماعی هموار کند و بنیانی برای پژوهشهای آینده در علوم شناختی، باستانشناسی و عصبپژوهی فراهم آورد.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
10.1098/rstb.2008.0016
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚ساختار نظریههای باستانشناختی
📝نویسنده: مایکل شیفر
📄ترجمه: کامیار عبدی
احتمالاً بهدلیل انتقاد مصرانهی والتر تیلور و براساس تلاشهای پراکندهی دهههای پیش از آن، از دههی 1950 باستانشناسان امریکایی بهطور منظم به شناسایی، طرحِ صریح و شفاف، و ارائهی نظریههای گوناگون روی آوردند. البته باستانشناسان امریکایی بیشتر به مباحث نظری مطرح در باستانشناسی امریکا توجه داشتند، اما روند مشابهی نیز در دیگر کشورها طی میشد. در دهههای 1960 و 1970 نظریهپردازی به مشغلهی فکری باستانشناسی «نو» بدل شد... پس از گذشت سالها باستانشناسان همچنان به نظریهپردازی علاقهمندند... .در این مقاله قصد دارم، بهمنظور ایجاد انسجام بیشتر بین باستانشناسان، چارچوبی تدوین و به کمک آن نوعی هماهنگی بین نظریات گوناگونی قرار کنیم که باستانشناسان بهکار میگیرند و گاهی خود مطرح می کنند. نویسنده ای که بخواهد با کل ساختار نظری باستانشناسی دست به گریبان شود چارهای ندارد جز اینکه موضع خود را در مورد برخی مباحث مورد اختلاف در زمینهی فلسفه باستانشناسی مشخص کند. بعید است که این قبیل مباحث به شکلی به نتیجه برسد که همگان را خرسند سازد؛...
ادامه را در متن اصلی مقاله (در پیام پیشین☝️☝️☝️) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚ساختار نظریههای باستانشناختی
📝نویسنده: مایکل شیفر
📄ترجمه: کامیار عبدی
احتمالاً بهدلیل انتقاد مصرانهی والتر تیلور و براساس تلاشهای پراکندهی دهههای پیش از آن، از دههی 1950 باستانشناسان امریکایی بهطور منظم به شناسایی، طرحِ صریح و شفاف، و ارائهی نظریههای گوناگون روی آوردند. البته باستانشناسان امریکایی بیشتر به مباحث نظری مطرح در باستانشناسی امریکا توجه داشتند، اما روند مشابهی نیز در دیگر کشورها طی میشد. در دهههای 1960 و 1970 نظریهپردازی به مشغلهی فکری باستانشناسی «نو» بدل شد... پس از گذشت سالها باستانشناسان همچنان به نظریهپردازی علاقهمندند... .در این مقاله قصد دارم، بهمنظور ایجاد انسجام بیشتر بین باستانشناسان، چارچوبی تدوین و به کمک آن نوعی هماهنگی بین نظریات گوناگونی قرار کنیم که باستانشناسان بهکار میگیرند و گاهی خود مطرح می کنند. نویسنده ای که بخواهد با کل ساختار نظری باستانشناسی دست به گریبان شود چارهای ندارد جز اینکه موضع خود را در مورد برخی مباحث مورد اختلاف در زمینهی فلسفه باستانشناسی مشخص کند. بعید است که این قبیل مباحث به شکلی به نتیجه برسد که همگان را خرسند سازد؛...
ادامه را در متن اصلی مقاله (در پیام پیشین☝️☝️☝️) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
کنت فلنری_1380_تطور فرهنگی تمدن ها-.pdf
2.1 MB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 تطور فرهنگی تمدن ها
📝 نویسنده: کنت فلنری
📄مترجم: کامیار عبدی
...هم در دوران باستان و هم در عصر جدید، شماری از جوامع بشری به سطوح بالایی از پیچیدگی اجتماعی-سیاسی تطور یافتهاند. بررسی این فرهنگهای پیشرفته دولتها یا تمدنها، مسایل مهمی را مطرح میکند که فقط معدودی از پژوهشهای مردمنگاری یا باستانشناختی در توضیح آن ها توفیق یافتهاند و این تصادفی نیست؛ در سالهای اخیر دادههای روزافزون حاکی از آناند که جوامع پیچیده را نمیتوان با تحلیل های ساده ساختاری، کارکردی یا فرهنگشناختی متداول در بین...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 تطور فرهنگی تمدن ها
📝 نویسنده: کنت فلنری
📄مترجم: کامیار عبدی
...هم در دوران باستان و هم در عصر جدید، شماری از جوامع بشری به سطوح بالایی از پیچیدگی اجتماعی-سیاسی تطور یافتهاند. بررسی این فرهنگهای پیشرفته دولتها یا تمدنها، مسایل مهمی را مطرح میکند که فقط معدودی از پژوهشهای مردمنگاری یا باستانشناختی در توضیح آن ها توفیق یافتهاند و این تصادفی نیست؛ در سالهای اخیر دادههای روزافزون حاکی از آناند که جوامع پیچیده را نمیتوان با تحلیل های ساده ساختاری، کارکردی یا فرهنگشناختی متداول در بین...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
t.me/AASI_ASI
فلسفه باستانشناسی: در جستجوی معنای گذشته
فلسفه باستانشناسی (Philosophy of Archaeology) یک حوزۀ تخصصی و علمی در شناختشناسی (Epistemology) و فلسفۀ علم است که به بررسی ماهیت، روشها، نظریهها و اهداف دانش باستانشناسی میپردازد. این رشته فراتر از کاوش و طبقهبندی آثار باستانی است؛ هدف آن فهم این است که چگونه میتوانیم از بقایای مادی از جمله دستساختهها (Artifacts) به شناختی معتبر از گذشته، بهویژه جوامع پیش از تاریخ که شواهد مکتوب کمی از آنها وجود دارد، برسیم.
مبانی و سؤالات اساسی
فلسفه باستانشناسی، با زیر سؤال بردن فرضیات بنیادین، به دنبال ارتقاء و روشنسازی چهارچوب نظری این علم است.
برخی از پرسشهای اساسی که این حوزه به آنها میپردازد عبارتند از:
• چیستی دانش باستانشناسی: آیا باستانشناسی یک علم اجتماعی (Social Science) است که به دنبال قوانین کلی رفتاری است، یا یک رشته انسانی (Humanity) که به دنبال درک و تفسیر خاص پدیدههای گذشته است؟
• امکان شناخت گذشته: آیا میتوان از طریق شواهد مادی ناقص و گسسته، واقعیتهای تاریخی را به صورت عینی و بیطرفانه بازسازی کرد، یا این بازسازی همواره تفسیری و متأثر از جهانبینی باستانشناس است؟
• رابطه با شواهد: چگونه میتوان از «دادههای مادی (مانند یک سفال شکسته) به «حقایق» (Facts) درباره رفتارها و اندیشههای انسانی (مانند آیینها یا اقتصاد) رسید؟ این مسئله به استنتاج قیاسی و تئوریهای فرآیند شکلگیری باستانشناختی (Formation Processes) مربوط میشود.
• عینیت و ذهنیت: نقش ذهنیت و ایدئولوژی در فرایند پژوهش باستانشناسی چقدر است؟ آیا باستانشناسی میتواند کاملاً عینی باشد؟
جریانهای اصلی نظری
از دهۀ ۱۹۶۰ میلادی، سه جریان اصلی در فلسفۀ باستانشناسی شکل گرفتهاند که هر یک دیدگاه متفاوتی در مورد اهداف و روشهای این علم ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این جریان، که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با محوریت افرادی چون لِوئیس بینفورد (Lewis Binford) شکل گرفت، شدیداً تحت تأثیر پوزیتیویسم منطقی و فلسفۀ تحلیلی علم (Analytic Philosophy of Science) بود.
• هدف: تبیین و توضیح فرایندها و قوانین کلی که پشت تغییرات فرهنگی در گذشته بودهاند، نه فقط توصیف توالی زمانی رویدادها.
• روش: استفاده از روش فرضی-استنتاجی (Hypothetico-Deductive Method)، تأکید بر عینیت، اندازهگیری و آزمونپذیری (Testability). باستانشناسی باید به یک علم تجربی تبدیل شود.
• نکته کلیدی: فرهنگ به عنوان یک سیستم انطباقی (Adaptive System) دیده میشود که تغییرات آن عمدتاً ناشی از عوامل محیطی و اقتصادی هستند.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این جریان که از دهۀ ۱۹۸۰ به بعد، عمدتاً تحت تأثیر نظریۀ انتقادی، پساساختارگرایی و پستمدرنیسم (Postmodernism) شکل گرفت، چالشی جدی برای روندگرایی ایجاد کرد. ایان هودر (Ian Hodder) از چهرههای برجستۀ آن است.
• هدف: تأکید بر تفسیر و درک معنا و نمادگرایی در گذشته. تمرکز بر نقش عاملیت انسانی (Human Agency)، ایدئولوژی، جنسیت و قدرت در شکلگیری فرهنگها.
• روش: استفاده از رویکردهای هرمنوتیک (Hermeneutics –) نظریهی تفسیر)، نسبیگرایی شناختشناسی (Epistemological Relativism) و تأکید بر چندصدایی (Multiple Voices) و ذاتاً بافتمندی و متنیبودن شواهد و اسناد باستانشناسی. شواهد مادی صرفاً منعکسکنندۀ فرآیندها نیستند، بلکه متونی هستند که باید خوانده و تفسیر شوند.
• نکته کلیدی: گذشته نه یک واقعیت عینی، بلکه یک ساختوساز تفسیری است که توسط باستانشناس شکل میگیرد.
۳. رویکردهای معاصر و انتقادی
امروزه فلسفۀ باستانشناسی در حال ادغام دیدگاهها و فراتر رفتن از دوگانگیهای قدیمی است. رویکردهایی مانند باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) که به دنبال بازسازی جهانبینیها و ساختارهای ذهنی گذشتگان است، یا نظریههای عمل (Practice Theories - مانند نظریۀ گیدنز یا بوردیو) که سعی در آشتی دادن بین ساختارها و عاملیت انسانی دارند، اهمیت یافتهاند.
از دیگر حوزههای مهم میتوان به اخلاق باستانشناسی (Archaeological Ethics) و نقش این دانش در جامعه معاصر اشاره کرد:
• اخلاق: بررسی مسائلی مانند مالکیت و بازگرداندن اشیای فرهنگی، حقوق جوامع بومی، و آسیبرسانی به جایگاههای باستانشناختی.
• اجتماعی: نقش باستانشناسی در ساخت هویتهای ملی و چگونگی استفاده از گذشته برای توجیه یا انتقاد از وضعیت کنونی.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
فلسفه باستانشناسی: در جستجوی معنای گذشته
فلسفه باستانشناسی (Philosophy of Archaeology) یک حوزۀ تخصصی و علمی در شناختشناسی (Epistemology) و فلسفۀ علم است که به بررسی ماهیت، روشها، نظریهها و اهداف دانش باستانشناسی میپردازد. این رشته فراتر از کاوش و طبقهبندی آثار باستانی است؛ هدف آن فهم این است که چگونه میتوانیم از بقایای مادی از جمله دستساختهها (Artifacts) به شناختی معتبر از گذشته، بهویژه جوامع پیش از تاریخ که شواهد مکتوب کمی از آنها وجود دارد، برسیم.
مبانی و سؤالات اساسی
فلسفه باستانشناسی، با زیر سؤال بردن فرضیات بنیادین، به دنبال ارتقاء و روشنسازی چهارچوب نظری این علم است.
برخی از پرسشهای اساسی که این حوزه به آنها میپردازد عبارتند از:
• چیستی دانش باستانشناسی: آیا باستانشناسی یک علم اجتماعی (Social Science) است که به دنبال قوانین کلی رفتاری است، یا یک رشته انسانی (Humanity) که به دنبال درک و تفسیر خاص پدیدههای گذشته است؟
• امکان شناخت گذشته: آیا میتوان از طریق شواهد مادی ناقص و گسسته، واقعیتهای تاریخی را به صورت عینی و بیطرفانه بازسازی کرد، یا این بازسازی همواره تفسیری و متأثر از جهانبینی باستانشناس است؟
• رابطه با شواهد: چگونه میتوان از «دادههای مادی (مانند یک سفال شکسته) به «حقایق» (Facts) درباره رفتارها و اندیشههای انسانی (مانند آیینها یا اقتصاد) رسید؟ این مسئله به استنتاج قیاسی و تئوریهای فرآیند شکلگیری باستانشناختی (Formation Processes) مربوط میشود.
• عینیت و ذهنیت: نقش ذهنیت و ایدئولوژی در فرایند پژوهش باستانشناسی چقدر است؟ آیا باستانشناسی میتواند کاملاً عینی باشد؟
جریانهای اصلی نظری
از دهۀ ۱۹۶۰ میلادی، سه جریان اصلی در فلسفۀ باستانشناسی شکل گرفتهاند که هر یک دیدگاه متفاوتی در مورد اهداف و روشهای این علم ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این جریان، که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با محوریت افرادی چون لِوئیس بینفورد (Lewis Binford) شکل گرفت، شدیداً تحت تأثیر پوزیتیویسم منطقی و فلسفۀ تحلیلی علم (Analytic Philosophy of Science) بود.
• هدف: تبیین و توضیح فرایندها و قوانین کلی که پشت تغییرات فرهنگی در گذشته بودهاند، نه فقط توصیف توالی زمانی رویدادها.
• روش: استفاده از روش فرضی-استنتاجی (Hypothetico-Deductive Method)، تأکید بر عینیت، اندازهگیری و آزمونپذیری (Testability). باستانشناسی باید به یک علم تجربی تبدیل شود.
• نکته کلیدی: فرهنگ به عنوان یک سیستم انطباقی (Adaptive System) دیده میشود که تغییرات آن عمدتاً ناشی از عوامل محیطی و اقتصادی هستند.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این جریان که از دهۀ ۱۹۸۰ به بعد، عمدتاً تحت تأثیر نظریۀ انتقادی، پساساختارگرایی و پستمدرنیسم (Postmodernism) شکل گرفت، چالشی جدی برای روندگرایی ایجاد کرد. ایان هودر (Ian Hodder) از چهرههای برجستۀ آن است.
• هدف: تأکید بر تفسیر و درک معنا و نمادگرایی در گذشته. تمرکز بر نقش عاملیت انسانی (Human Agency)، ایدئولوژی، جنسیت و قدرت در شکلگیری فرهنگها.
• روش: استفاده از رویکردهای هرمنوتیک (Hermeneutics –) نظریهی تفسیر)، نسبیگرایی شناختشناسی (Epistemological Relativism) و تأکید بر چندصدایی (Multiple Voices) و ذاتاً بافتمندی و متنیبودن شواهد و اسناد باستانشناسی. شواهد مادی صرفاً منعکسکنندۀ فرآیندها نیستند، بلکه متونی هستند که باید خوانده و تفسیر شوند.
• نکته کلیدی: گذشته نه یک واقعیت عینی، بلکه یک ساختوساز تفسیری است که توسط باستانشناس شکل میگیرد.
۳. رویکردهای معاصر و انتقادی
امروزه فلسفۀ باستانشناسی در حال ادغام دیدگاهها و فراتر رفتن از دوگانگیهای قدیمی است. رویکردهایی مانند باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) که به دنبال بازسازی جهانبینیها و ساختارهای ذهنی گذشتگان است، یا نظریههای عمل (Practice Theories - مانند نظریۀ گیدنز یا بوردیو) که سعی در آشتی دادن بین ساختارها و عاملیت انسانی دارند، اهمیت یافتهاند.
از دیگر حوزههای مهم میتوان به اخلاق باستانشناسی (Archaeological Ethics) و نقش این دانش در جامعه معاصر اشاره کرد:
• اخلاق: بررسی مسائلی مانند مالکیت و بازگرداندن اشیای فرهنگی، حقوق جوامع بومی، و آسیبرسانی به جایگاههای باستانشناختی.
• اجتماعی: نقش باستانشناسی در ساخت هویتهای ملی و چگونگی استفاده از گذشته برای توجیه یا انتقاد از وضعیت کنونی.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
t.me/AASI_ASI
شناخت شناسی در باستانشناسی
شناخت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology) به این میپردازد که چگونه میتوانیم بدانیم آنچه از گذشته میگوییم، درست است. بزرگترین چالش در این علم، ناپیوستگی بین دادههای مادی و نتیجهگیریهای انسانی است (Discontinuity between material data and human conclusions).
باستانشناسان با اتکا به سه ابزار اصلی، تلاش میکنند این شکاف را پر کنند:
1. قیاسهای مردمنگارانه (Ethnoarchaeological Analogies): مطالعه جوامع زنده و معاصر برای درک روابط بین رفتار انسانی و بقایای مادی، و استفاده از این دانش برای تفسیر گذشته.
2. باستانشناسی تجربی (Experimental Archaeology): بازسازی و آزمایش فنآوریها و رفتارهای باستانی (مثل ساخت ابزار سنگی یا پخت سفال) برای درک چگونگی شکلگیری شواهد مادی.
3. تئوری فرآیند شکلگیری جایگاههای باستانشناختی (Site Formation Theory): درک عواملی (طبیعی و فرهنگی) که پس از رها شدن یک اثر، آن را تغییر داده یا حفظ کردهاند (مانند رسوبگذاری یا دگرگونیهای شیمیایی).
در نهایت، فلسفه باستانشناسی دانشی است که به باستانشناسان کمک میکند تا به جای صرفاً «یافتن چیزها»، به درک عمیقتر از فرایند شناخت گذشته دست یابند و سهم خود را در گفتگوی بزرگتر بشری درباره چیستی ما و رابطهمان با گذشته و تاریخ درک کنند.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متنهای تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
شناخت شناسی در باستانشناسی
شناخت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology) به این میپردازد که چگونه میتوانیم بدانیم آنچه از گذشته میگوییم، درست است. بزرگترین چالش در این علم، ناپیوستگی بین دادههای مادی و نتیجهگیریهای انسانی است (Discontinuity between material data and human conclusions).
باستانشناسان با اتکا به سه ابزار اصلی، تلاش میکنند این شکاف را پر کنند:
1. قیاسهای مردمنگارانه (Ethnoarchaeological Analogies): مطالعه جوامع زنده و معاصر برای درک روابط بین رفتار انسانی و بقایای مادی، و استفاده از این دانش برای تفسیر گذشته.
2. باستانشناسی تجربی (Experimental Archaeology): بازسازی و آزمایش فنآوریها و رفتارهای باستانی (مثل ساخت ابزار سنگی یا پخت سفال) برای درک چگونگی شکلگیری شواهد مادی.
3. تئوری فرآیند شکلگیری جایگاههای باستانشناختی (Site Formation Theory): درک عواملی (طبیعی و فرهنگی) که پس از رها شدن یک اثر، آن را تغییر داده یا حفظ کردهاند (مانند رسوبگذاری یا دگرگونیهای شیمیایی).
در نهایت، فلسفه باستانشناسی دانشی است که به باستانشناسان کمک میکند تا به جای صرفاً «یافتن چیزها»، به درک عمیقتر از فرایند شناخت گذشته دست یابند و سهم خود را در گفتگوی بزرگتر بشری درباره چیستی ما و رابطهمان با گذشته و تاریخ درک کنند.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متنهای تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی (Ontology) در باستانشناسی به بررسی ماهیت وجودی و چرایی هستی موجودات، پدیدهها و مفاهیم در باستانشناسی میپردازد و یکی از مباحث نظری و فلسفی مهم در این رشته است.
چیستی هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی در کلیترین معنا، شاخهای از فلسفه است که به مطالعه ماهیت بودن، وجود، و واقعیت میپردازد و به پرسشهایی نظیر «چه چیزهایی وجود دارند؟»، «یک شیء چیست؟» و «چگونه میتوان پدیدهها و موجودات را دستهبندی کرد؟» پاسخ میدهد. در باستانشناسی، هستیشناسی به طور خاص بر ماهیت هستیشناختی یافتهها، پدیدهها و مفاهیم کلیدی رشته تمرکز دارد.
این رویکرد، در پی زیر سؤال بردن مفروضات متافیزیکی و پایههای نظری است که باستانشناسی مدرن بر آنها بنا شده است. این چرخش فکری (که گاهی چرخش هستیشناختی نامیده میشود) در دهههای اخیر، تحتتأثیر نظریهپردازانی چون برونو لاتور و ادواردو ویویروس دِکاسترو و همچنین نظریههای مادهگرایی نوین (New Materialism) و واقعگرایی هستیشناختی نوین (New Ontological Realism)، اهمیت فزایندهای یافته است.
پرسشهای بنیادین هستیشناختی در باستانشناسی
هستیشناسی در باستانشناسی به دنبال واکاوی و بازنگری در ماهیت موجودیتهای اصلی این علم است:
• آثار فرهنگی (Artefacts) و اشیاء:
ماهیت شیء چیست؟ آیا یک شیء صرفاً یک "بازمانده مادی" است یا موجودیتی با پتانسیل عاملیت (Agency) و توانایی اثرگذاری؟
آیا شیء فقط "بازتابی" از فرهنگ و ذهن انسان است یا بهصورت فعال در شکلگیری ذهنیت و پدیدههای اجتماعی نقش دارد؟ این رویکرد، دیدگاههای سنتی را که اشیاء را صرفاً به مثابه شواهد یا نمادهایی از گذشته میدیدند، به چالش میکشد.
• زمان و فضا (Time and Space):
زمان باستانشناختی چیست؟ آیا گذشته موجودیتی مجزا و منفک از حال است (هستیشناسی رایج)، یا اینکه «گذشتهها» به صورت همگستره (Coextensive) در فضا و زمان با ما وجود دارند و دائم در حال ساخته شدن هستند؟
بررسی میشود که چگونه مفاهیم غربی از زمان خطی، بر درک ما از تغییر و استمرار تأثیر گذاشته است.
• فرهنگ و طبیعت (Culture and Nature):
یکی از چالشهای اصلی، زیر سؤال بردن دوگانگیهای هستیشناختی (مانند سوژه/ابژه یا فرهنگ/طبیعت) است که ریشه در فلسفه مدرن غرب دارند.
برخی رویکردهای هستیشناختی، مانند باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology)، پیشنهاد میکنند که باید قائل به تساوی هستیشناختی بین موجودات انسانی و غیرانسانی (اشیاء، حیوانات، محیط زیست) بود و همه را بهعنوان «موجوداتی در جهان» با توانایی عاملیت در نظر گرفت.
• هویت و تفاوت/دیگربودگی (Identity and Alterity):
در تعامل با انسانشناسی هستیشناختی، باستانشناسی میپرسد: وقتی با جوامع گذشتهای روبهرو میشویم که مفاهیم بنیادیشان (مانند بدن، شخص، طبیعت) با ما متفاوت است، آیا صرفاً در حال مشاهده تفاوتهای معرفتشناختی (دانشهای متفاوت درباره یک جهان واحد) هستیم یا با تفاوتهای هستیشناختی (جهانهای متفاوت، یا "دنیاهای دیگر") مواجهیم؟
این مسأله بهطور خاص در مطالعه جوامع بومی و نحوهی تعامل آنها با مواد مادی (اشیای فرهنگی) خود اهمیت مییابد.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی (Ontology) در باستانشناسی به بررسی ماهیت وجودی و چرایی هستی موجودات، پدیدهها و مفاهیم در باستانشناسی میپردازد و یکی از مباحث نظری و فلسفی مهم در این رشته است.
چیستی هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی در کلیترین معنا، شاخهای از فلسفه است که به مطالعه ماهیت بودن، وجود، و واقعیت میپردازد و به پرسشهایی نظیر «چه چیزهایی وجود دارند؟»، «یک شیء چیست؟» و «چگونه میتوان پدیدهها و موجودات را دستهبندی کرد؟» پاسخ میدهد. در باستانشناسی، هستیشناسی به طور خاص بر ماهیت هستیشناختی یافتهها، پدیدهها و مفاهیم کلیدی رشته تمرکز دارد.
این رویکرد، در پی زیر سؤال بردن مفروضات متافیزیکی و پایههای نظری است که باستانشناسی مدرن بر آنها بنا شده است. این چرخش فکری (که گاهی چرخش هستیشناختی نامیده میشود) در دهههای اخیر، تحتتأثیر نظریهپردازانی چون برونو لاتور و ادواردو ویویروس دِکاسترو و همچنین نظریههای مادهگرایی نوین (New Materialism) و واقعگرایی هستیشناختی نوین (New Ontological Realism)، اهمیت فزایندهای یافته است.
پرسشهای بنیادین هستیشناختی در باستانشناسی
هستیشناسی در باستانشناسی به دنبال واکاوی و بازنگری در ماهیت موجودیتهای اصلی این علم است:
• آثار فرهنگی (Artefacts) و اشیاء:
ماهیت شیء چیست؟ آیا یک شیء صرفاً یک "بازمانده مادی" است یا موجودیتی با پتانسیل عاملیت (Agency) و توانایی اثرگذاری؟
آیا شیء فقط "بازتابی" از فرهنگ و ذهن انسان است یا بهصورت فعال در شکلگیری ذهنیت و پدیدههای اجتماعی نقش دارد؟ این رویکرد، دیدگاههای سنتی را که اشیاء را صرفاً به مثابه شواهد یا نمادهایی از گذشته میدیدند، به چالش میکشد.
• زمان و فضا (Time and Space):
زمان باستانشناختی چیست؟ آیا گذشته موجودیتی مجزا و منفک از حال است (هستیشناسی رایج)، یا اینکه «گذشتهها» به صورت همگستره (Coextensive) در فضا و زمان با ما وجود دارند و دائم در حال ساخته شدن هستند؟
بررسی میشود که چگونه مفاهیم غربی از زمان خطی، بر درک ما از تغییر و استمرار تأثیر گذاشته است.
• فرهنگ و طبیعت (Culture and Nature):
یکی از چالشهای اصلی، زیر سؤال بردن دوگانگیهای هستیشناختی (مانند سوژه/ابژه یا فرهنگ/طبیعت) است که ریشه در فلسفه مدرن غرب دارند.
برخی رویکردهای هستیشناختی، مانند باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology)، پیشنهاد میکنند که باید قائل به تساوی هستیشناختی بین موجودات انسانی و غیرانسانی (اشیاء، حیوانات، محیط زیست) بود و همه را بهعنوان «موجوداتی در جهان» با توانایی عاملیت در نظر گرفت.
• هویت و تفاوت/دیگربودگی (Identity and Alterity):
در تعامل با انسانشناسی هستیشناختی، باستانشناسی میپرسد: وقتی با جوامع گذشتهای روبهرو میشویم که مفاهیم بنیادیشان (مانند بدن، شخص، طبیعت) با ما متفاوت است، آیا صرفاً در حال مشاهده تفاوتهای معرفتشناختی (دانشهای متفاوت درباره یک جهان واحد) هستیم یا با تفاوتهای هستیشناختی (جهانهای متفاوت، یا "دنیاهای دیگر") مواجهیم؟
این مسأله بهطور خاص در مطالعه جوامع بومی و نحوهی تعامل آنها با مواد مادی (اشیای فرهنگی) خود اهمیت مییابد.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
t.me/AASI_ASI
رهیافتهای هستیشناختی در باستانشناسی
چندین رویکرد نظری در باستانشناسی وجود دارند که بهطور فعال درگیر مباحث هستیشناختی هستند:
1. باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology):
توسط بیورنار اولسن مطرح شد. این رویکرد بر عاملیت و مادیّت اشیاء تأکید دارد و معتقد است که انسانها و غیرانسانها (اشیاء) همتراز هستند. اشیاء صرفاً ابزارهایی برای انسانها نیستند، بلکه پدیدهها و موحودیتهایی هستند که از طریق شبکههای ناهمگون، ارتباطات و رویدادهای مختلف، به واسطهگری، ترجمه و خوانش میپردازند.
2. تفکر مونتاژ (Assemblage Thinking):
تحت تأثیر دلوز و گتاری. این رویکرد بر این متمرکز است که چگونه اشیاء، انسانها، و پدیدههای دیگر به صورت موقت در مجموعهها گرد هم میآیند و این گرد هم آمدنها اثرات (Effects) و پتانسیلهای عاملیتزایی جدیدی ایجاد میکنند. تأکید از ماهیت ثابت موجودیتها به روابط و درهمتنیدگیها منتقل میشود. به بیان دیگر، به جای تمرکز بر اجزای جداگانه، به بررسی روابط، برهم کنش ها و شبکه ها بین عناصر مختلف (انسانی، غیرانسانی، فیزیکی و انتزاعی) می پردازد تا بفهمد چگونه این ترکیب ها، واقعیت ها و پدیده های نوظهور را خلق می کنند. این رویکرد بر سیالیت، ناپایداری و پیچیدگی تاکید دارد و به ویژه در مطالعات باستان شناختی برای تحلیل پیچیدگی سازماندهی ها، شکل گیری جوامع، حکومت ها و مانند آنها به مثابه یک "مونتاژ" در حال تطور بسیار کاربرد دارد.
3. تئوری درهمتنیدگی (Entanglement Theory):
نظریه ایان هادر. این رویکرد به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه انسانها، در طول تاریخ، خود را با مواد مادی و اشیاء درهمتنیده (Entangled) ساختهاند، بهطوریکه هر جزء برای بقا به جزء دیگر وابسته است. این درهمتنیدگیها منجر به وابستگیهای متقابل میشود که تغییر و دگرگونی را پیچیده و کُند میسازد.
4. باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) و مادهگرایی:
برخی پژوهشگران در باستانشناسی شناختی، با تأکید بر گیرایش مادی (Material Engagement)، نشان میدهند که شناخت (Cognition) صرفاً یک فرایند ذهنی نیست، بلکه بهطور فعال از طریق تعامل با مواد مادی و اشیاء شکل میگیرد. در این دیدگاه، ذهنیت را نمیتوان به مفاهیم ذهنی تقلیل داد، بلکه از طریق وضعیتهای مادی شکل میگیرد و تقویت میشود.
اهمیت هستیشناسی
طرح مباحث هستیشناختی در باستانشناسی، نه تنها یک بحث نظری صرف است، بلکه دارای پیامدهای عملی و اخلاقی نیز میباشد:
• بازنگری در دادهها: هستیشناسی ما را مجبور میکند که به روشهای طبقهبندی (مانند گونهشناسی)، تعریف جایگاه باستانشناختی و طراحی پایگاههای داده باستانشناختی نگاهی دوباره بیندازیم.
• باستانشناسی پس از انسانمحوری: این رویکرد، دیدگاه انسانمحور (Anthropocentric) باستانشناسی را تضعیف کرده و درهای تحلیل را به سوی بررسی شبکههای پیچیدهتری از روابط بین انسان، حیوان، گیاه، خاک و اشیاء باز میکند.
• مسائل سیاسی و اخلاقی: هستیشناسی در بحثهایی نظیر مالکیت اشیاء، حقوق جوامع بومی و مباحث استعماری اهمیت زیادی دارد، زیرا میتواند چارچوبهای فکری (مانند دوگانگی فرهنگ/طبیعت) را که این روابط را شکل دادهاند، آشکار سازد.
هستیشناسی باستانشناسی در واقع تلاشی است برای فراتر رفتن از پرسش «گذشته چه معنایی داشت؟» (معرفتشناسی) به سمت «گذشته چگونه وجود داشت؟» و «جهانهای آن چگونه ساخته شده بودند؟» (هستیشناسی). این رویکرد، باستانشناسی را به دانشی بدل میسازد که نه تنها به گذشته نگاه میکند، بلکه مفروضات بنیادی ما را در مورد واقعیت خودمان نیز زیر سؤال میبرد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
رهیافتهای هستیشناختی در باستانشناسی
چندین رویکرد نظری در باستانشناسی وجود دارند که بهطور فعال درگیر مباحث هستیشناختی هستند:
1. باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology):
توسط بیورنار اولسن مطرح شد. این رویکرد بر عاملیت و مادیّت اشیاء تأکید دارد و معتقد است که انسانها و غیرانسانها (اشیاء) همتراز هستند. اشیاء صرفاً ابزارهایی برای انسانها نیستند، بلکه پدیدهها و موحودیتهایی هستند که از طریق شبکههای ناهمگون، ارتباطات و رویدادهای مختلف، به واسطهگری، ترجمه و خوانش میپردازند.
2. تفکر مونتاژ (Assemblage Thinking):
تحت تأثیر دلوز و گتاری. این رویکرد بر این متمرکز است که چگونه اشیاء، انسانها، و پدیدههای دیگر به صورت موقت در مجموعهها گرد هم میآیند و این گرد هم آمدنها اثرات (Effects) و پتانسیلهای عاملیتزایی جدیدی ایجاد میکنند. تأکید از ماهیت ثابت موجودیتها به روابط و درهمتنیدگیها منتقل میشود. به بیان دیگر، به جای تمرکز بر اجزای جداگانه، به بررسی روابط، برهم کنش ها و شبکه ها بین عناصر مختلف (انسانی، غیرانسانی، فیزیکی و انتزاعی) می پردازد تا بفهمد چگونه این ترکیب ها، واقعیت ها و پدیده های نوظهور را خلق می کنند. این رویکرد بر سیالیت، ناپایداری و پیچیدگی تاکید دارد و به ویژه در مطالعات باستان شناختی برای تحلیل پیچیدگی سازماندهی ها، شکل گیری جوامع، حکومت ها و مانند آنها به مثابه یک "مونتاژ" در حال تطور بسیار کاربرد دارد.
3. تئوری درهمتنیدگی (Entanglement Theory):
نظریه ایان هادر. این رویکرد به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه انسانها، در طول تاریخ، خود را با مواد مادی و اشیاء درهمتنیده (Entangled) ساختهاند، بهطوریکه هر جزء برای بقا به جزء دیگر وابسته است. این درهمتنیدگیها منجر به وابستگیهای متقابل میشود که تغییر و دگرگونی را پیچیده و کُند میسازد.
4. باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) و مادهگرایی:
برخی پژوهشگران در باستانشناسی شناختی، با تأکید بر گیرایش مادی (Material Engagement)، نشان میدهند که شناخت (Cognition) صرفاً یک فرایند ذهنی نیست، بلکه بهطور فعال از طریق تعامل با مواد مادی و اشیاء شکل میگیرد. در این دیدگاه، ذهنیت را نمیتوان به مفاهیم ذهنی تقلیل داد، بلکه از طریق وضعیتهای مادی شکل میگیرد و تقویت میشود.
اهمیت هستیشناسی
طرح مباحث هستیشناختی در باستانشناسی، نه تنها یک بحث نظری صرف است، بلکه دارای پیامدهای عملی و اخلاقی نیز میباشد:
• بازنگری در دادهها: هستیشناسی ما را مجبور میکند که به روشهای طبقهبندی (مانند گونهشناسی)، تعریف جایگاه باستانشناختی و طراحی پایگاههای داده باستانشناختی نگاهی دوباره بیندازیم.
• باستانشناسی پس از انسانمحوری: این رویکرد، دیدگاه انسانمحور (Anthropocentric) باستانشناسی را تضعیف کرده و درهای تحلیل را به سوی بررسی شبکههای پیچیدهتری از روابط بین انسان، حیوان، گیاه، خاک و اشیاء باز میکند.
• مسائل سیاسی و اخلاقی: هستیشناسی در بحثهایی نظیر مالکیت اشیاء، حقوق جوامع بومی و مباحث استعماری اهمیت زیادی دارد، زیرا میتواند چارچوبهای فکری (مانند دوگانگی فرهنگ/طبیعت) را که این روابط را شکل دادهاند، آشکار سازد.
هستیشناسی باستانشناسی در واقع تلاشی است برای فراتر رفتن از پرسش «گذشته چه معنایی داشت؟» (معرفتشناسی) به سمت «گذشته چگونه وجود داشت؟» و «جهانهای آن چگونه ساخته شده بودند؟» (هستیشناسی). این رویکرد، باستانشناسی را به دانشی بدل میسازد که نه تنها به گذشته نگاه میکند، بلکه مفروضات بنیادی ما را در مورد واقعیت خودمان نیز زیر سؤال میبرد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology)
شناختشناسی (Epistemology) یا نظریه دانش، شاخهای از فلسفه است که به سرشت، خاستگاه، و محدودیتهای دانش میپردازد. در باستانشناسی، شناختشناسی بهصورت بنیادین با این پرسش سر و کار دارد که چگونه میتوانیم در مورد گذشته دانش کسب کنیم؟، و ماهیت این دانش چیست؟. این حوزه در هستهی مرکزی مباحث نظری باستانشناسی قرار دارد و تعیین میکند که چگونه شواهد مادی (آثار و بقایای باستانی، جایگاههای باستانشناختی، منظر فرهنگی) به دانش معتبر در مورد رفتارهای انسانی، جوامع، و فرآیندهای فرهنگی گذشته تبدیل میشوند.
چالش شناختشناختی: استنتاج از مواد به فرهنگ
چالش اصلی شناختشناختی در باستانشناسی، فاصله زمانی و ماهیت اسناد و شواهد است. باستانشناسان مستقیماً شاهد رویدادهای گذشته نیستند؛ بلکه تنها با بازماندههای مادی (شواهد البته با واسطه) سر و کار دارند.
• ناپیوستگی (Discontinuity): شواهد مادی موجود، تنها بخش کوچکی از کل فرهنگ گذشته را تشکیل میدهند (مانند ابزارهای سنگی، سفالها یا معماری و غیره) و بسیاری از جنبههای فرهنگ (مانند زبان، باورها، ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک) بهطور مستقیم باقی نماندهاند.
• جهش/انتقال استنتاجی (Inferential Leap) دانش از یافتههای فیزیکی (مانند یک ابزارسنگی) به تفسیرهای فرهنگی (مانند روش شکار، تخصص، یا نظام اجتماعی یک گروه)، نیازمند فرآیندهای استنتاجی و تفسیر است. این فرآیندها، که شامل استفاده از نظریههای میانبرد (Middle-Range Theory) و اتکا به علوم دیگر (مانند مردمنگاری) هستند، محل اصلی مباحث شناختشناختی هستند.
مکاتب اصلی شناختشناختی در باستانشناسی
باستانشناسی در طول تاریخ خود، تحت تأثیر جریانات فکری مختلفی قرار گرفته است که هر کدام دیدگاه متفاوتی در مورد چگونگی کسب دانش معتبر ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این مکتب، به شدت متأثر از پوزیتیویسم منطقی (Logical Positivism) بود.
• هدف دانش: کشف قوانین کلی که رفتار انسان و تغییرات فرهنگی را تبیین میکنند (شبیه به علوم طبیعی).
• روش کسب دانش: تأکید بر عینیت (Objectivity)، استفاده از روش علمی فرضی-استنتاجی(Hypothetico-Deductive Method)، کمّیسازی دادهها، و آزمونپذیری (Testability) تفسیرها.
• دیدگاه شناختشناختی: بر این باور است که دانش معتبر باید بر اساس شواهد و قابل تکرار باشد و در پی تفسیرهای علّی (Causal Explanations) است.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این مکتب، یک چرخش انتقادی نسبت به دیدگاه روندگرا ایجاد کرد و تحت تأثیر پساساختارگرایی و هرمنوتیک قرار گرفت.
• هدف دانش: تأکید بر عاملیت (Agency) افراد، معنا (Meaning)، نمادگرایی(Symbolism)، تفسیرهای بافتی (Contextual Interpretations)، و نقش ایدئولوژی در گذشته.
• روش کسب دانش: رد قوانین کلی و عینیت مطلق. تأکید بر تفسیر (Interpretation) به جای تبیین (Explanation)، چندصدایی (Polyvocality) و نسبیتگرایی (Relativism) . باستانشناس یک مفسر است، نه صرفاً یک ناظر عینی.
• دیدگاه شناختشناختی: دانش باستانشناسی ذاتاً ذهنی و محتوامند است. شناخت نه تنها از دادهها، بلکه از چارچوب نظری، موقعیت اجتماعی و پیشفرضهای باستانشناس نیز شکل میگیرد. حقیقت مطلق وجود ندارد؛ تفاسیر مختلف، صحتهای مختلفی دارند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology)
شناختشناسی (Epistemology) یا نظریه دانش، شاخهای از فلسفه است که به سرشت، خاستگاه، و محدودیتهای دانش میپردازد. در باستانشناسی، شناختشناسی بهصورت بنیادین با این پرسش سر و کار دارد که چگونه میتوانیم در مورد گذشته دانش کسب کنیم؟، و ماهیت این دانش چیست؟. این حوزه در هستهی مرکزی مباحث نظری باستانشناسی قرار دارد و تعیین میکند که چگونه شواهد مادی (آثار و بقایای باستانی، جایگاههای باستانشناختی، منظر فرهنگی) به دانش معتبر در مورد رفتارهای انسانی، جوامع، و فرآیندهای فرهنگی گذشته تبدیل میشوند.
چالش شناختشناختی: استنتاج از مواد به فرهنگ
چالش اصلی شناختشناختی در باستانشناسی، فاصله زمانی و ماهیت اسناد و شواهد است. باستانشناسان مستقیماً شاهد رویدادهای گذشته نیستند؛ بلکه تنها با بازماندههای مادی (شواهد البته با واسطه) سر و کار دارند.
• ناپیوستگی (Discontinuity): شواهد مادی موجود، تنها بخش کوچکی از کل فرهنگ گذشته را تشکیل میدهند (مانند ابزارهای سنگی، سفالها یا معماری و غیره) و بسیاری از جنبههای فرهنگ (مانند زبان، باورها، ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک) بهطور مستقیم باقی نماندهاند.
• جهش/انتقال استنتاجی (Inferential Leap) دانش از یافتههای فیزیکی (مانند یک ابزارسنگی) به تفسیرهای فرهنگی (مانند روش شکار، تخصص، یا نظام اجتماعی یک گروه)، نیازمند فرآیندهای استنتاجی و تفسیر است. این فرآیندها، که شامل استفاده از نظریههای میانبرد (Middle-Range Theory) و اتکا به علوم دیگر (مانند مردمنگاری) هستند، محل اصلی مباحث شناختشناختی هستند.
مکاتب اصلی شناختشناختی در باستانشناسی
باستانشناسی در طول تاریخ خود، تحت تأثیر جریانات فکری مختلفی قرار گرفته است که هر کدام دیدگاه متفاوتی در مورد چگونگی کسب دانش معتبر ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این مکتب، به شدت متأثر از پوزیتیویسم منطقی (Logical Positivism) بود.
• هدف دانش: کشف قوانین کلی که رفتار انسان و تغییرات فرهنگی را تبیین میکنند (شبیه به علوم طبیعی).
• روش کسب دانش: تأکید بر عینیت (Objectivity)، استفاده از روش علمی فرضی-استنتاجی(Hypothetico-Deductive Method)، کمّیسازی دادهها، و آزمونپذیری (Testability) تفسیرها.
• دیدگاه شناختشناختی: بر این باور است که دانش معتبر باید بر اساس شواهد و قابل تکرار باشد و در پی تفسیرهای علّی (Causal Explanations) است.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این مکتب، یک چرخش انتقادی نسبت به دیدگاه روندگرا ایجاد کرد و تحت تأثیر پساساختارگرایی و هرمنوتیک قرار گرفت.
• هدف دانش: تأکید بر عاملیت (Agency) افراد، معنا (Meaning)، نمادگرایی(Symbolism)، تفسیرهای بافتی (Contextual Interpretations)، و نقش ایدئولوژی در گذشته.
• روش کسب دانش: رد قوانین کلی و عینیت مطلق. تأکید بر تفسیر (Interpretation) به جای تبیین (Explanation)، چندصدایی (Polyvocality) و نسبیتگرایی (Relativism) . باستانشناس یک مفسر است، نه صرفاً یک ناظر عینی.
• دیدگاه شناختشناختی: دانش باستانشناسی ذاتاً ذهنی و محتوامند است. شناخت نه تنها از دادهها، بلکه از چارچوب نظری، موقعیت اجتماعی و پیشفرضهای باستانشناس نیز شکل میگیرد. حقیقت مطلق وجود ندارد؛ تفاسیر مختلف، صحتهای مختلفی دارند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
t.me/AASI_ASI
۳. رویکردهای نوین (مانند باستانشناسی کنشگرایانه، پساساختارگرایی نو)
این رویکردها تلاش میکنند تا نقاط قوت مکاتب پیشین را ترکیب کنند یا به ابعاد دیگری از تولید دانش بپردازند:
• باستانشناسی کنشگرایانه (Practice Theory): تلاش برای پیونددادن ساختارها (محدودیتهای اجتماعی) و عاملیت (انتخابهای فردی) با تأکید بر نقش کنش روزمره در شکلگیری و دگرگونی فرهنگی.
• شناختشناسی فمینیستی و بومی (Feminist and Indigenous Epistemology): این رویکردها، سلطه مردانه و غربی را در تولید دانش باستانشناسی به چالش میکشند و خواستار گنجاندن دیدگاههای متفاوت، دانش بومی و ملاحظات اخلاقی در فرآیند کسب دانش هستند. اینها بر اهمیت موقعیت داننده و تأثیر قدرت بر دانش تأکید دارند.
مفاهیم کلیدی شناخت شناختی
*مفهوم : عینیت (Objectivity)
تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و بافت.
**تعریف در باستانشناسی: توانایی توصیف و تبیین گذشته "همانطور که واقعاً بود"، مستقل از پیشفرضهای باستانشناس.
***چالش معرفتشناختی: آیا دادهها میتوانند کاملاً عینی باشند؟ فرآیند کاوش و ثبت خود یک فرآیند ذهنی است.
*مفهوم: تبیین (Explanation) در مقابل تفسیر (Interpretation)
**تعریف در باستانشناسی: تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و زمینه.
***چالش معرفتشناختی: آیا باستانشناسی باید هدفش کشف علل باشد یا صرفاً درک معنا؟
*مفهوم: نظریه میانبرد (Middle-Range Theory)
**تعریف در باستانشناسی: مجموعهای از نظریهها که پل ارتباطی بین یافتههای باستانشناختی امروزی (Static) و رفتارهای پویای گذشته (Dynamic) ایجاد میکنند. (مانند مردمنگاری یا باستانشناسی تجربی).
***چالش معرفتشناختی: اعتبار این پلها تا چه حد است؟ آیا رفتارهای گذشته عیناً شبیه به جوامع امروزی هستند؟
*مفهوم: دانش و قدرت
**تعریف در باستانشناسی: دانش تولیدشده در باستانشناسی اغلب توسط قدرتهای غالب (مانند دولتها یا ایدئولوژیهای ملیگرا یا مردان) برای مشروعیتبخشی به روایتهای خاص استفاده میشود.
***چالش معرفتشناختی: چه کسی حق دارد روایت گذشته را بنویسد و این روایت چه پیامدهای اجتماعی دارد؟
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی یک حوزه پویا است که دائماً در حال بازاندیشی در مورد امکان و اعتبار دانش خود در مورد گذشته است. باستانشناسی دیگر صرفاً یک فرآیند فنی برای یافتن اشیا نیست، بلکه یک فرایند فکری انتقادی است که با چالشهای اساسی مانند فاصله بین مواد و معنا، نقش ذهنیت و اخلاق در تفسیر، و رابطه بین دانش و قدرت دست و پنجه نرم میکند. در نهایت، شناختشناسی به باستانشناس کمک میکند تا نه تنها به پرسش "چه یافتهایم؟" پاسخ دهد، بلکه به پرسش بنیادینتر "چگونه میدانیم که آنچه یافتهایم، به درستی تفسیر شده است؟" نیز بپردازد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
۳. رویکردهای نوین (مانند باستانشناسی کنشگرایانه، پساساختارگرایی نو)
این رویکردها تلاش میکنند تا نقاط قوت مکاتب پیشین را ترکیب کنند یا به ابعاد دیگری از تولید دانش بپردازند:
• باستانشناسی کنشگرایانه (Practice Theory): تلاش برای پیونددادن ساختارها (محدودیتهای اجتماعی) و عاملیت (انتخابهای فردی) با تأکید بر نقش کنش روزمره در شکلگیری و دگرگونی فرهنگی.
• شناختشناسی فمینیستی و بومی (Feminist and Indigenous Epistemology): این رویکردها، سلطه مردانه و غربی را در تولید دانش باستانشناسی به چالش میکشند و خواستار گنجاندن دیدگاههای متفاوت، دانش بومی و ملاحظات اخلاقی در فرآیند کسب دانش هستند. اینها بر اهمیت موقعیت داننده و تأثیر قدرت بر دانش تأکید دارند.
مفاهیم کلیدی شناخت شناختی
*مفهوم : عینیت (Objectivity)
تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و بافت.
**تعریف در باستانشناسی: توانایی توصیف و تبیین گذشته "همانطور که واقعاً بود"، مستقل از پیشفرضهای باستانشناس.
***چالش معرفتشناختی: آیا دادهها میتوانند کاملاً عینی باشند؟ فرآیند کاوش و ثبت خود یک فرآیند ذهنی است.
*مفهوم: تبیین (Explanation) در مقابل تفسیر (Interpretation)
**تعریف در باستانشناسی: تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و زمینه.
***چالش معرفتشناختی: آیا باستانشناسی باید هدفش کشف علل باشد یا صرفاً درک معنا؟
*مفهوم: نظریه میانبرد (Middle-Range Theory)
**تعریف در باستانشناسی: مجموعهای از نظریهها که پل ارتباطی بین یافتههای باستانشناختی امروزی (Static) و رفتارهای پویای گذشته (Dynamic) ایجاد میکنند. (مانند مردمنگاری یا باستانشناسی تجربی).
***چالش معرفتشناختی: اعتبار این پلها تا چه حد است؟ آیا رفتارهای گذشته عیناً شبیه به جوامع امروزی هستند؟
*مفهوم: دانش و قدرت
**تعریف در باستانشناسی: دانش تولیدشده در باستانشناسی اغلب توسط قدرتهای غالب (مانند دولتها یا ایدئولوژیهای ملیگرا یا مردان) برای مشروعیتبخشی به روایتهای خاص استفاده میشود.
***چالش معرفتشناختی: چه کسی حق دارد روایت گذشته را بنویسد و این روایت چه پیامدهای اجتماعی دارد؟
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی یک حوزه پویا است که دائماً در حال بازاندیشی در مورد امکان و اعتبار دانش خود در مورد گذشته است. باستانشناسی دیگر صرفاً یک فرآیند فنی برای یافتن اشیا نیست، بلکه یک فرایند فکری انتقادی است که با چالشهای اساسی مانند فاصله بین مواد و معنا، نقش ذهنیت و اخلاق در تفسیر، و رابطه بین دانش و قدرت دست و پنجه نرم میکند. در نهایت، شناختشناسی به باستانشناس کمک میکند تا نه تنها به پرسش "چه یافتهایم؟" پاسخ دهد، بلکه به پرسش بنیادینتر "چگونه میدانیم که آنچه یافتهایم، به درستی تفسیر شده است؟" نیز بپردازد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚مطالعات فرهنگ مادی📚
📝 نویسنده: آندره لاگونز
✏️ ترجمه و خلاصه: نشاط متقی
مطالعات فرهنگ مادی حوزهای میانرشتهای است که از دهه ۱۹۹۰ میلادی بهصورت رسمی شکل گرفت و هدف آن بررسی رابطه انسانها با اشیاء، فارغ از زمان و مکان است. باستانشناسی از همان آغاز، مؤسس و مفهومساز این حوزه بوده است.
فرهنگ مادی در سادهترین تعریف شامل همه آن چیزی است که انسان ساخته یا با آن تعامل کرده؛ از دست افزار سنگی گرفته تا شهر و کارخانه که امروز شاهد آنها هستیم. امروزه دیگر آن را صرفاً مادیسازی فرهنگ یا بازتاب اندیشه نمیدانند، بلکه موجودیتی سیال، پویا و کاملاً رابطهمحور میشمارند که دوگانههای سنتی مادی/غیرمادی، طبیعت/فرهنگ و جسم/اندیشه را در هم میشکند.
نویسنده مقاله سیر تاریخی نگاه باستانشناختی به فرهنگ مادی چنین بیان می کند:
در تطورگرایی قرن نوزدهم، پیچیدگی ابزارها و فنون نشانه پیشرفت انسان از طبیعت و جدایی او از حیوان بود. ترتیببندی اشیاء بر پایه افزایش پیچیدگی، دورانهای بزرگ تاریخی مانند پارینهسنگی و نوسنگی را ساخت و انسان را گونهای استثنایی جلوه داد.
در نیمه اول قرن بیستم میلادی و در چارچوب دیدگاههای ایدهآلیستی و تاریخفرهنگی، فرهنگ مادی بازتاب هنجارهای ذهنی و قواعد مشترک یک قوم یا جامعه تلقی شد. الگوهای تکرارشونده در اشیاء برای تعیین نواحی فرهنگی، مطالعه پخش ایدهها، تماسهای قومی و سرامیکسنجی بهکار رفت. این رویکرد در اروپا به توجیه هویتهای قومی و ملیگرایی کمک کرد و در آمریکا به روشسنجیهای دقیق زمانی انجامید.
در دهه ۱۹۶۰ میلادی و باظهور باستانشناسی روندگرا، فرهنگ مادی دیگر صرفاً بازتاب اندیشه نبود، بلکه عنصرفعالی در سازگاری جامعه با محیط زیست شد. فنآوری میانجی میان نظام فرهنگی و نظام زیستمحیطی گردید و هدف اصلی کشف قوانین کلی کارکرد نظامهای فرهنگی بود. فرهنگ مادی عمدتاً به ابزارهای فنی تقلیل یافت. این نگاه در بسیاری از کشورها، بهویژه در دوران دیکتاتوریهای آمریکای لاتین، بهعنوان علم بیطرف و خنثی پذیرفته شد.
در سنت فرانسوی، بهویژه در آثار آندره لورا-گوران، فرهنگ مادی با زنجیره عملیاتی (از ماده خام تا محصول نهایی)، حرکات بدنی، حافظه جمعی و دانش عملی پیوند خورد و بدن انسان نیز بخشی از فرهنگ مادی شمرده شد. این دیدگاه تأثیر عمیقی بر مطالعات فنآوری سنگ در آمریکای جنوبی گذاشت.
از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد و با باستانشناسی فراروندگرا، فرهنگ مادی دارای بعد نمادین و فعال در ساخت وبازتولید ساختارهای اجتماعی شناخته شد. اشیاء همچون متن خوانده میشوند و معنای آنها کاملاً وابسته به بافت است. این نگاه فردمحور بعدها با رویکردهای استعمارزدایی درآمریکای لاتین ترکیب شد.
وضعیت کنونی (۲۰۲۴م.) دیگر بهجای «فرهنگ مادی» بیشتر از واژه «مادیّت» استفاده میکند و رویکردهای غالب عبارتاند از:
● باستانشناسی متقارن که انسان
و شیء را در یک سطح برابر میبیند و برشبکههای ناهمگن تأکید دارد؛
● نظریه ترکیبها که اشیاء را ترتیبات پویا و نوظهور میداند؛
● مادیگرایی نوین که مواد را زنده، ارتعاشدار و دارای نیروی مستقل میشمارد؛
● درهمتنیدگیهای انسان و شیء که
وابستگیهای دوطرفه و بلندمدت را برجسته میکند؛
● مطالعات بدن و جنسیت که بدن را
خود نوعی فرهنگ مادی و جنسیت را ساختاری کاملاً رابطهمحور میدانند؛
● رویکردهای هستیشناختی که هستیشناسیهای بومی را بهعنوان نظریه میپذیرند و ترجمه میانفرهنگی پیشنهاد میکنند.
نتیجهگیری نویسنده این است که مطالعات فرهنگ مادی امروز باستانشناسی را از حالت انسانمحور صرف بیرون آورده و بهسوی پساانسانگرایی برده است. مرزهای رشته در حال گسترش است و موضوعاتی چون ویرانههای معاصر، گذشته نزدیک، آلودگی پلاستیکی، ماهوارهها و میراث صنعتی را دربرمیگیرد. آینده این حوزه در روشهای آرامتر، دقیقتر و توجه به روابط نوظهور میان انسان، شیء، حیوان و محیط نهفته است.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1016/B978-0-323-90799-6.00149-X
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
📚مطالعات فرهنگ مادی📚
📝 نویسنده: آندره لاگونز
✏️ ترجمه و خلاصه: نشاط متقی
مطالعات فرهنگ مادی حوزهای میانرشتهای است که از دهه ۱۹۹۰ میلادی بهصورت رسمی شکل گرفت و هدف آن بررسی رابطه انسانها با اشیاء، فارغ از زمان و مکان است. باستانشناسی از همان آغاز، مؤسس و مفهومساز این حوزه بوده است.
فرهنگ مادی در سادهترین تعریف شامل همه آن چیزی است که انسان ساخته یا با آن تعامل کرده؛ از دست افزار سنگی گرفته تا شهر و کارخانه که امروز شاهد آنها هستیم. امروزه دیگر آن را صرفاً مادیسازی فرهنگ یا بازتاب اندیشه نمیدانند، بلکه موجودیتی سیال، پویا و کاملاً رابطهمحور میشمارند که دوگانههای سنتی مادی/غیرمادی، طبیعت/فرهنگ و جسم/اندیشه را در هم میشکند.
نویسنده مقاله سیر تاریخی نگاه باستانشناختی به فرهنگ مادی چنین بیان می کند:
در تطورگرایی قرن نوزدهم، پیچیدگی ابزارها و فنون نشانه پیشرفت انسان از طبیعت و جدایی او از حیوان بود. ترتیببندی اشیاء بر پایه افزایش پیچیدگی، دورانهای بزرگ تاریخی مانند پارینهسنگی و نوسنگی را ساخت و انسان را گونهای استثنایی جلوه داد.
در نیمه اول قرن بیستم میلادی و در چارچوب دیدگاههای ایدهآلیستی و تاریخفرهنگی، فرهنگ مادی بازتاب هنجارهای ذهنی و قواعد مشترک یک قوم یا جامعه تلقی شد. الگوهای تکرارشونده در اشیاء برای تعیین نواحی فرهنگی، مطالعه پخش ایدهها، تماسهای قومی و سرامیکسنجی بهکار رفت. این رویکرد در اروپا به توجیه هویتهای قومی و ملیگرایی کمک کرد و در آمریکا به روشسنجیهای دقیق زمانی انجامید.
در دهه ۱۹۶۰ میلادی و باظهور باستانشناسی روندگرا، فرهنگ مادی دیگر صرفاً بازتاب اندیشه نبود، بلکه عنصرفعالی در سازگاری جامعه با محیط زیست شد. فنآوری میانجی میان نظام فرهنگی و نظام زیستمحیطی گردید و هدف اصلی کشف قوانین کلی کارکرد نظامهای فرهنگی بود. فرهنگ مادی عمدتاً به ابزارهای فنی تقلیل یافت. این نگاه در بسیاری از کشورها، بهویژه در دوران دیکتاتوریهای آمریکای لاتین، بهعنوان علم بیطرف و خنثی پذیرفته شد.
در سنت فرانسوی، بهویژه در آثار آندره لورا-گوران، فرهنگ مادی با زنجیره عملیاتی (از ماده خام تا محصول نهایی)، حرکات بدنی، حافظه جمعی و دانش عملی پیوند خورد و بدن انسان نیز بخشی از فرهنگ مادی شمرده شد. این دیدگاه تأثیر عمیقی بر مطالعات فنآوری سنگ در آمریکای جنوبی گذاشت.
از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد و با باستانشناسی فراروندگرا، فرهنگ مادی دارای بعد نمادین و فعال در ساخت وبازتولید ساختارهای اجتماعی شناخته شد. اشیاء همچون متن خوانده میشوند و معنای آنها کاملاً وابسته به بافت است. این نگاه فردمحور بعدها با رویکردهای استعمارزدایی درآمریکای لاتین ترکیب شد.
وضعیت کنونی (۲۰۲۴م.) دیگر بهجای «فرهنگ مادی» بیشتر از واژه «مادیّت» استفاده میکند و رویکردهای غالب عبارتاند از:
● باستانشناسی متقارن که انسان
و شیء را در یک سطح برابر میبیند و برشبکههای ناهمگن تأکید دارد؛
● نظریه ترکیبها که اشیاء را ترتیبات پویا و نوظهور میداند؛
● مادیگرایی نوین که مواد را زنده، ارتعاشدار و دارای نیروی مستقل میشمارد؛
● درهمتنیدگیهای انسان و شیء که
وابستگیهای دوطرفه و بلندمدت را برجسته میکند؛
● مطالعات بدن و جنسیت که بدن را
خود نوعی فرهنگ مادی و جنسیت را ساختاری کاملاً رابطهمحور میدانند؛
● رویکردهای هستیشناختی که هستیشناسیهای بومی را بهعنوان نظریه میپذیرند و ترجمه میانفرهنگی پیشنهاد میکنند.
نتیجهگیری نویسنده این است که مطالعات فرهنگ مادی امروز باستانشناسی را از حالت انسانمحور صرف بیرون آورده و بهسوی پساانسانگرایی برده است. مرزهای رشته در حال گسترش است و موضوعاتی چون ویرانههای معاصر، گذشته نزدیک، آلودگی پلاستیکی، ماهوارهها و میراث صنعتی را دربرمیگیرد. آینده این حوزه در روشهای آرامتر، دقیقتر و توجه به روابط نوظهور میان انسان، شیء، حیوان و محیط نهفته است.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1016/B978-0-323-90799-6.00149-X
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
کامیار_عبدی_1381_زبان_شناسی،_باستان_شناسی_و_ژنتیک_انسانی،_دیدگاه.pdf
800.9 KB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 زبانشناسی، باستانشناسی و ژنتیک انسانی: دیدگاههای نو در توضیح نحوهی پراکنش زبانهای باستانی
📝کامیار عبدی
در طول دویست سال گذشته پژوهشگران تلاشهای زیادی بهعمل آورده اند تا ارتباطات زبانشناختی را به کمک دادههای باستانشناختی در چارچوبی تاریخی قرار دهند. در این میان روش تطبیقی در زبانشناسی بیشترین کار را انجام دادهاست. اما تمامی این تلاشها، از جمله روش تطبیقی، درنهایت به دام حدسیات بیاساس باستانشناسانه افتاده و به ساخت و پرداخت ذهنی فرآیندهای خیالی مانند مهاجرتهای طولانی و ناگهانی مردمان گوناگون بدون هیج پیشزمینه و ارتباط منطقی تاریخی روی آورده اند تا فرضیات خود را به کرسی بنشانند. مدتهاست که انسانشناسان به ارتباط بین فرهنگ و زبان اذعان دارند. اما اول بار ادوارد ساپیر بود که با ارائه ی بحثی منطقی و ادلهی قوی چنین مطرح کرد که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 زبانشناسی، باستانشناسی و ژنتیک انسانی: دیدگاههای نو در توضیح نحوهی پراکنش زبانهای باستانی
📝کامیار عبدی
در طول دویست سال گذشته پژوهشگران تلاشهای زیادی بهعمل آورده اند تا ارتباطات زبانشناختی را به کمک دادههای باستانشناختی در چارچوبی تاریخی قرار دهند. در این میان روش تطبیقی در زبانشناسی بیشترین کار را انجام دادهاست. اما تمامی این تلاشها، از جمله روش تطبیقی، درنهایت به دام حدسیات بیاساس باستانشناسانه افتاده و به ساخت و پرداخت ذهنی فرآیندهای خیالی مانند مهاجرتهای طولانی و ناگهانی مردمان گوناگون بدون هیج پیشزمینه و ارتباط منطقی تاریخی روی آورده اند تا فرضیات خود را به کرسی بنشانند. مدتهاست که انسانشناسان به ارتباط بین فرهنگ و زبان اذعان دارند. اما اول بار ادوارد ساپیر بود که با ارائه ی بحثی منطقی و ادلهی قوی چنین مطرح کرد که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
گروه باستانشناسی انسانشناختی ایران برگزار میکند:
⬅️ سلسله برنامههای باستانشناسی انسانشناختی (۱۷):
با اعطای گواهینامهی دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسانشناسی ایران
🔹 بازخوانی فرهنگ مادی؛ نقش تصویربرداری طیفی در مطالعات باستانشناختی 🔹️
سخنران:
بهروز جلوداریان
هیأت علمی دانشکده حفاظت آثار فرهنگی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
دستیار دبیر:
نشاط متقی
📅 زمان برگزاری:
پنجشنبه، ۴ دی ماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی (اسکایروم)
🔴 ثبتنام الزامی و فقط از طریق تلگرام:
@mottaghineshat
🔴 مهلت ثبتنام: شنبه، ۲۹ آذر ماه، ۱۴۰۴
راههای ارتباطی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
⬅️ سلسله برنامههای باستانشناسی انسانشناختی (۱۷):
با اعطای گواهینامهی دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسانشناسی ایران
🔹 بازخوانی فرهنگ مادی؛ نقش تصویربرداری طیفی در مطالعات باستانشناختی 🔹️
سخنران:
بهروز جلوداریان
هیأت علمی دانشکده حفاظت آثار فرهنگی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
دستیار دبیر:
نشاط متقی
📅 زمان برگزاری:
پنجشنبه، ۴ دی ماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی (اسکایروم)
🔴 ثبتنام الزامی و فقط از طریق تلگرام:
@mottaghineshat
🔴 مهلت ثبتنام: شنبه، ۲۹ آذر ماه، ۱۴۰۴
راههای ارتباطی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
جولیا_هندن_1388_رویکردهای_باستان_شناسانه_به_سازماندهی_کار_خانگی.pdf
4.3 MB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 رویکردهای باستانشناسانه به سازماندهی کار خانگی: فعالیتهای خانگی و روابط خانوادگی
📝نویسنده: جولیا هندن
📄مترجم: مژگان جایز
... علاقهی باستانشناسان به خانوار و روابط خانگی، از رهگذر تلاش برای تدوین رویکرد مؤثر میانفرهنگی در این زمینه در انسانشناسی فرهنگی گسترش یافتهاست... . در این نوشتار به پژوهشهای باستانشناختی اخیر دربارهی گروههای خانگی پرداختهشده و در مورد این مسأله بحث میشود که در این پژوهشها تا چه حد به فعالیتهای خانوار و سرشت سیاسی روابط خانگی، در حکم عنصری مهم در درک فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در جوامع گذشته، پرداختهشدهاست. همچنین به این پرداختهشده که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 رویکردهای باستانشناسانه به سازماندهی کار خانگی: فعالیتهای خانگی و روابط خانوادگی
📝نویسنده: جولیا هندن
📄مترجم: مژگان جایز
... علاقهی باستانشناسان به خانوار و روابط خانگی، از رهگذر تلاش برای تدوین رویکرد مؤثر میانفرهنگی در این زمینه در انسانشناسی فرهنگی گسترش یافتهاست... . در این نوشتار به پژوهشهای باستانشناختی اخیر دربارهی گروههای خانگی پرداختهشده و در مورد این مسأله بحث میشود که در این پژوهشها تا چه حد به فعالیتهای خانوار و سرشت سیاسی روابط خانگی، در حکم عنصری مهم در درک فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در جوامع گذشته، پرداختهشدهاست. همچنین به این پرداختهشده که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کریم_علیزاده_1394_مطالعات_مرز_رویکردی_انسان_شناختی_برای_پژوهش_های.pdf
639.9 KB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 مطالعات مرز: رویکردی انسانشناختی برای پژوهشهای باستانشناختی در ایران
📝 نویسنده: کریم علیزاده
... مرزها از اهمیت زیادی در زندگی انسانی برخوردارند و جنبههای متعددی از زندگی شخصی و اجتماعی بشر را تحتتأثیر قرار میدهند... . مرزها هرچند بخشی از ساخت اجتماعی قلمرو هستند ولی بهخودیخود موضوع و مسألهای مهم و گسترده برای پژوهشهای مستقل هستند. تمام تاریخ تمدنی بشر نشان میدهد که مرزها به شکلهای مختلفی پدید میآیند، از میان می روند، و ساخته میشوند و یا تغییر میکنند... . از این نظر است که شناخت و درک درست آن برای باستانشناسان اهمیت بالایی پیدا میکند... . وقتی تاریخ تحول علم باستانشناسی را از نظر میگذرانیم، می بینیم...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 مطالعات مرز: رویکردی انسانشناختی برای پژوهشهای باستانشناختی در ایران
📝 نویسنده: کریم علیزاده
... مرزها از اهمیت زیادی در زندگی انسانی برخوردارند و جنبههای متعددی از زندگی شخصی و اجتماعی بشر را تحتتأثیر قرار میدهند... . مرزها هرچند بخشی از ساخت اجتماعی قلمرو هستند ولی بهخودیخود موضوع و مسألهای مهم و گسترده برای پژوهشهای مستقل هستند. تمام تاریخ تمدنی بشر نشان میدهد که مرزها به شکلهای مختلفی پدید میآیند، از میان می روند، و ساخته میشوند و یا تغییر میکنند... . از این نظر است که شناخت و درک درست آن برای باستانشناسان اهمیت بالایی پیدا میکند... . وقتی تاریخ تحول علم باستانشناسی را از نظر میگذرانیم، می بینیم...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI