https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚ساختار نظریههای باستانشناختی
📝نویسنده: مایکل شیفر
📄ترجمه: کامیار عبدی
احتمالاً بهدلیل انتقاد مصرانهی والتر تیلور و براساس تلاشهای پراکندهی دهههای پیش از آن، از دههی 1950 باستانشناسان امریکایی بهطور منظم به شناسایی، طرحِ صریح و شفاف، و ارائهی نظریههای گوناگون روی آوردند. البته باستانشناسان امریکایی بیشتر به مباحث نظری مطرح در باستانشناسی امریکا توجه داشتند، اما روند مشابهی نیز در دیگر کشورها طی میشد. در دهههای 1960 و 1970 نظریهپردازی به مشغلهی فکری باستانشناسی «نو» بدل شد... پس از گذشت سالها باستانشناسان همچنان به نظریهپردازی علاقهمندند... .در این مقاله قصد دارم، بهمنظور ایجاد انسجام بیشتر بین باستانشناسان، چارچوبی تدوین و به کمک آن نوعی هماهنگی بین نظریات گوناگونی قرار کنیم که باستانشناسان بهکار میگیرند و گاهی خود مطرح می کنند. نویسنده ای که بخواهد با کل ساختار نظری باستانشناسی دست به گریبان شود چارهای ندارد جز اینکه موضع خود را در مورد برخی مباحث مورد اختلاف در زمینهی فلسفه باستانشناسی مشخص کند. بعید است که این قبیل مباحث به شکلی به نتیجه برسد که همگان را خرسند سازد؛...
ادامه را در متن اصلی مقاله (در پیام پیشین☝️☝️☝️) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚ساختار نظریههای باستانشناختی
📝نویسنده: مایکل شیفر
📄ترجمه: کامیار عبدی
احتمالاً بهدلیل انتقاد مصرانهی والتر تیلور و براساس تلاشهای پراکندهی دهههای پیش از آن، از دههی 1950 باستانشناسان امریکایی بهطور منظم به شناسایی، طرحِ صریح و شفاف، و ارائهی نظریههای گوناگون روی آوردند. البته باستانشناسان امریکایی بیشتر به مباحث نظری مطرح در باستانشناسی امریکا توجه داشتند، اما روند مشابهی نیز در دیگر کشورها طی میشد. در دهههای 1960 و 1970 نظریهپردازی به مشغلهی فکری باستانشناسی «نو» بدل شد... پس از گذشت سالها باستانشناسان همچنان به نظریهپردازی علاقهمندند... .در این مقاله قصد دارم، بهمنظور ایجاد انسجام بیشتر بین باستانشناسان، چارچوبی تدوین و به کمک آن نوعی هماهنگی بین نظریات گوناگونی قرار کنیم که باستانشناسان بهکار میگیرند و گاهی خود مطرح می کنند. نویسنده ای که بخواهد با کل ساختار نظری باستانشناسی دست به گریبان شود چارهای ندارد جز اینکه موضع خود را در مورد برخی مباحث مورد اختلاف در زمینهی فلسفه باستانشناسی مشخص کند. بعید است که این قبیل مباحث به شکلی به نتیجه برسد که همگان را خرسند سازد؛...
ادامه را در متن اصلی مقاله (در پیام پیشین☝️☝️☝️) بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
کنت فلنری_1380_تطور فرهنگی تمدن ها-.pdf
2.1 MB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 تطور فرهنگی تمدن ها
📝 نویسنده: کنت فلنری
📄مترجم: کامیار عبدی
...هم در دوران باستان و هم در عصر جدید، شماری از جوامع بشری به سطوح بالایی از پیچیدگی اجتماعی-سیاسی تطور یافتهاند. بررسی این فرهنگهای پیشرفته دولتها یا تمدنها، مسایل مهمی را مطرح میکند که فقط معدودی از پژوهشهای مردمنگاری یا باستانشناختی در توضیح آن ها توفیق یافتهاند و این تصادفی نیست؛ در سالهای اخیر دادههای روزافزون حاکی از آناند که جوامع پیچیده را نمیتوان با تحلیل های ساده ساختاری، کارکردی یا فرهنگشناختی متداول در بین...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 تطور فرهنگی تمدن ها
📝 نویسنده: کنت فلنری
📄مترجم: کامیار عبدی
...هم در دوران باستان و هم در عصر جدید، شماری از جوامع بشری به سطوح بالایی از پیچیدگی اجتماعی-سیاسی تطور یافتهاند. بررسی این فرهنگهای پیشرفته دولتها یا تمدنها، مسایل مهمی را مطرح میکند که فقط معدودی از پژوهشهای مردمنگاری یا باستانشناختی در توضیح آن ها توفیق یافتهاند و این تصادفی نیست؛ در سالهای اخیر دادههای روزافزون حاکی از آناند که جوامع پیچیده را نمیتوان با تحلیل های ساده ساختاری، کارکردی یا فرهنگشناختی متداول در بین...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
t.me/AASI_ASI
فلسفه باستانشناسی: در جستجوی معنای گذشته
فلسفه باستانشناسی (Philosophy of Archaeology) یک حوزۀ تخصصی و علمی در شناختشناسی (Epistemology) و فلسفۀ علم است که به بررسی ماهیت، روشها، نظریهها و اهداف دانش باستانشناسی میپردازد. این رشته فراتر از کاوش و طبقهبندی آثار باستانی است؛ هدف آن فهم این است که چگونه میتوانیم از بقایای مادی از جمله دستساختهها (Artifacts) به شناختی معتبر از گذشته، بهویژه جوامع پیش از تاریخ که شواهد مکتوب کمی از آنها وجود دارد، برسیم.
مبانی و سؤالات اساسی
فلسفه باستانشناسی، با زیر سؤال بردن فرضیات بنیادین، به دنبال ارتقاء و روشنسازی چهارچوب نظری این علم است.
برخی از پرسشهای اساسی که این حوزه به آنها میپردازد عبارتند از:
• چیستی دانش باستانشناسی: آیا باستانشناسی یک علم اجتماعی (Social Science) است که به دنبال قوانین کلی رفتاری است، یا یک رشته انسانی (Humanity) که به دنبال درک و تفسیر خاص پدیدههای گذشته است؟
• امکان شناخت گذشته: آیا میتوان از طریق شواهد مادی ناقص و گسسته، واقعیتهای تاریخی را به صورت عینی و بیطرفانه بازسازی کرد، یا این بازسازی همواره تفسیری و متأثر از جهانبینی باستانشناس است؟
• رابطه با شواهد: چگونه میتوان از «دادههای مادی (مانند یک سفال شکسته) به «حقایق» (Facts) درباره رفتارها و اندیشههای انسانی (مانند آیینها یا اقتصاد) رسید؟ این مسئله به استنتاج قیاسی و تئوریهای فرآیند شکلگیری باستانشناختی (Formation Processes) مربوط میشود.
• عینیت و ذهنیت: نقش ذهنیت و ایدئولوژی در فرایند پژوهش باستانشناسی چقدر است؟ آیا باستانشناسی میتواند کاملاً عینی باشد؟
جریانهای اصلی نظری
از دهۀ ۱۹۶۰ میلادی، سه جریان اصلی در فلسفۀ باستانشناسی شکل گرفتهاند که هر یک دیدگاه متفاوتی در مورد اهداف و روشهای این علم ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این جریان، که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با محوریت افرادی چون لِوئیس بینفورد (Lewis Binford) شکل گرفت، شدیداً تحت تأثیر پوزیتیویسم منطقی و فلسفۀ تحلیلی علم (Analytic Philosophy of Science) بود.
• هدف: تبیین و توضیح فرایندها و قوانین کلی که پشت تغییرات فرهنگی در گذشته بودهاند، نه فقط توصیف توالی زمانی رویدادها.
• روش: استفاده از روش فرضی-استنتاجی (Hypothetico-Deductive Method)، تأکید بر عینیت، اندازهگیری و آزمونپذیری (Testability). باستانشناسی باید به یک علم تجربی تبدیل شود.
• نکته کلیدی: فرهنگ به عنوان یک سیستم انطباقی (Adaptive System) دیده میشود که تغییرات آن عمدتاً ناشی از عوامل محیطی و اقتصادی هستند.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این جریان که از دهۀ ۱۹۸۰ به بعد، عمدتاً تحت تأثیر نظریۀ انتقادی، پساساختارگرایی و پستمدرنیسم (Postmodernism) شکل گرفت، چالشی جدی برای روندگرایی ایجاد کرد. ایان هودر (Ian Hodder) از چهرههای برجستۀ آن است.
• هدف: تأکید بر تفسیر و درک معنا و نمادگرایی در گذشته. تمرکز بر نقش عاملیت انسانی (Human Agency)، ایدئولوژی، جنسیت و قدرت در شکلگیری فرهنگها.
• روش: استفاده از رویکردهای هرمنوتیک (Hermeneutics –) نظریهی تفسیر)، نسبیگرایی شناختشناسی (Epistemological Relativism) و تأکید بر چندصدایی (Multiple Voices) و ذاتاً بافتمندی و متنیبودن شواهد و اسناد باستانشناسی. شواهد مادی صرفاً منعکسکنندۀ فرآیندها نیستند، بلکه متونی هستند که باید خوانده و تفسیر شوند.
• نکته کلیدی: گذشته نه یک واقعیت عینی، بلکه یک ساختوساز تفسیری است که توسط باستانشناس شکل میگیرد.
۳. رویکردهای معاصر و انتقادی
امروزه فلسفۀ باستانشناسی در حال ادغام دیدگاهها و فراتر رفتن از دوگانگیهای قدیمی است. رویکردهایی مانند باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) که به دنبال بازسازی جهانبینیها و ساختارهای ذهنی گذشتگان است، یا نظریههای عمل (Practice Theories - مانند نظریۀ گیدنز یا بوردیو) که سعی در آشتی دادن بین ساختارها و عاملیت انسانی دارند، اهمیت یافتهاند.
از دیگر حوزههای مهم میتوان به اخلاق باستانشناسی (Archaeological Ethics) و نقش این دانش در جامعه معاصر اشاره کرد:
• اخلاق: بررسی مسائلی مانند مالکیت و بازگرداندن اشیای فرهنگی، حقوق جوامع بومی، و آسیبرسانی به جایگاههای باستانشناختی.
• اجتماعی: نقش باستانشناسی در ساخت هویتهای ملی و چگونگی استفاده از گذشته برای توجیه یا انتقاد از وضعیت کنونی.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
فلسفه باستانشناسی: در جستجوی معنای گذشته
فلسفه باستانشناسی (Philosophy of Archaeology) یک حوزۀ تخصصی و علمی در شناختشناسی (Epistemology) و فلسفۀ علم است که به بررسی ماهیت، روشها، نظریهها و اهداف دانش باستانشناسی میپردازد. این رشته فراتر از کاوش و طبقهبندی آثار باستانی است؛ هدف آن فهم این است که چگونه میتوانیم از بقایای مادی از جمله دستساختهها (Artifacts) به شناختی معتبر از گذشته، بهویژه جوامع پیش از تاریخ که شواهد مکتوب کمی از آنها وجود دارد، برسیم.
مبانی و سؤالات اساسی
فلسفه باستانشناسی، با زیر سؤال بردن فرضیات بنیادین، به دنبال ارتقاء و روشنسازی چهارچوب نظری این علم است.
برخی از پرسشهای اساسی که این حوزه به آنها میپردازد عبارتند از:
• چیستی دانش باستانشناسی: آیا باستانشناسی یک علم اجتماعی (Social Science) است که به دنبال قوانین کلی رفتاری است، یا یک رشته انسانی (Humanity) که به دنبال درک و تفسیر خاص پدیدههای گذشته است؟
• امکان شناخت گذشته: آیا میتوان از طریق شواهد مادی ناقص و گسسته، واقعیتهای تاریخی را به صورت عینی و بیطرفانه بازسازی کرد، یا این بازسازی همواره تفسیری و متأثر از جهانبینی باستانشناس است؟
• رابطه با شواهد: چگونه میتوان از «دادههای مادی (مانند یک سفال شکسته) به «حقایق» (Facts) درباره رفتارها و اندیشههای انسانی (مانند آیینها یا اقتصاد) رسید؟ این مسئله به استنتاج قیاسی و تئوریهای فرآیند شکلگیری باستانشناختی (Formation Processes) مربوط میشود.
• عینیت و ذهنیت: نقش ذهنیت و ایدئولوژی در فرایند پژوهش باستانشناسی چقدر است؟ آیا باستانشناسی میتواند کاملاً عینی باشد؟
جریانهای اصلی نظری
از دهۀ ۱۹۶۰ میلادی، سه جریان اصلی در فلسفۀ باستانشناسی شکل گرفتهاند که هر یک دیدگاه متفاوتی در مورد اهداف و روشهای این علم ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این جریان، که در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با محوریت افرادی چون لِوئیس بینفورد (Lewis Binford) شکل گرفت، شدیداً تحت تأثیر پوزیتیویسم منطقی و فلسفۀ تحلیلی علم (Analytic Philosophy of Science) بود.
• هدف: تبیین و توضیح فرایندها و قوانین کلی که پشت تغییرات فرهنگی در گذشته بودهاند، نه فقط توصیف توالی زمانی رویدادها.
• روش: استفاده از روش فرضی-استنتاجی (Hypothetico-Deductive Method)، تأکید بر عینیت، اندازهگیری و آزمونپذیری (Testability). باستانشناسی باید به یک علم تجربی تبدیل شود.
• نکته کلیدی: فرهنگ به عنوان یک سیستم انطباقی (Adaptive System) دیده میشود که تغییرات آن عمدتاً ناشی از عوامل محیطی و اقتصادی هستند.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این جریان که از دهۀ ۱۹۸۰ به بعد، عمدتاً تحت تأثیر نظریۀ انتقادی، پساساختارگرایی و پستمدرنیسم (Postmodernism) شکل گرفت، چالشی جدی برای روندگرایی ایجاد کرد. ایان هودر (Ian Hodder) از چهرههای برجستۀ آن است.
• هدف: تأکید بر تفسیر و درک معنا و نمادگرایی در گذشته. تمرکز بر نقش عاملیت انسانی (Human Agency)، ایدئولوژی، جنسیت و قدرت در شکلگیری فرهنگها.
• روش: استفاده از رویکردهای هرمنوتیک (Hermeneutics –) نظریهی تفسیر)، نسبیگرایی شناختشناسی (Epistemological Relativism) و تأکید بر چندصدایی (Multiple Voices) و ذاتاً بافتمندی و متنیبودن شواهد و اسناد باستانشناسی. شواهد مادی صرفاً منعکسکنندۀ فرآیندها نیستند، بلکه متونی هستند که باید خوانده و تفسیر شوند.
• نکته کلیدی: گذشته نه یک واقعیت عینی، بلکه یک ساختوساز تفسیری است که توسط باستانشناس شکل میگیرد.
۳. رویکردهای معاصر و انتقادی
امروزه فلسفۀ باستانشناسی در حال ادغام دیدگاهها و فراتر رفتن از دوگانگیهای قدیمی است. رویکردهایی مانند باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) که به دنبال بازسازی جهانبینیها و ساختارهای ذهنی گذشتگان است، یا نظریههای عمل (Practice Theories - مانند نظریۀ گیدنز یا بوردیو) که سعی در آشتی دادن بین ساختارها و عاملیت انسانی دارند، اهمیت یافتهاند.
از دیگر حوزههای مهم میتوان به اخلاق باستانشناسی (Archaeological Ethics) و نقش این دانش در جامعه معاصر اشاره کرد:
• اخلاق: بررسی مسائلی مانند مالکیت و بازگرداندن اشیای فرهنگی، حقوق جوامع بومی، و آسیبرسانی به جایگاههای باستانشناختی.
• اجتماعی: نقش باستانشناسی در ساخت هویتهای ملی و چگونگی استفاده از گذشته برای توجیه یا انتقاد از وضعیت کنونی.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
t.me/AASI_ASI
شناخت شناسی در باستانشناسی
شناخت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology) به این میپردازد که چگونه میتوانیم بدانیم آنچه از گذشته میگوییم، درست است. بزرگترین چالش در این علم، ناپیوستگی بین دادههای مادی و نتیجهگیریهای انسانی است (Discontinuity between material data and human conclusions).
باستانشناسان با اتکا به سه ابزار اصلی، تلاش میکنند این شکاف را پر کنند:
1. قیاسهای مردمنگارانه (Ethnoarchaeological Analogies): مطالعه جوامع زنده و معاصر برای درک روابط بین رفتار انسانی و بقایای مادی، و استفاده از این دانش برای تفسیر گذشته.
2. باستانشناسی تجربی (Experimental Archaeology): بازسازی و آزمایش فنآوریها و رفتارهای باستانی (مثل ساخت ابزار سنگی یا پخت سفال) برای درک چگونگی شکلگیری شواهد مادی.
3. تئوری فرآیند شکلگیری جایگاههای باستانشناختی (Site Formation Theory): درک عواملی (طبیعی و فرهنگی) که پس از رها شدن یک اثر، آن را تغییر داده یا حفظ کردهاند (مانند رسوبگذاری یا دگرگونیهای شیمیایی).
در نهایت، فلسفه باستانشناسی دانشی است که به باستانشناسان کمک میکند تا به جای صرفاً «یافتن چیزها»، به درک عمیقتر از فرایند شناخت گذشته دست یابند و سهم خود را در گفتگوی بزرگتر بشری درباره چیستی ما و رابطهمان با گذشته و تاریخ درک کنند.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متنهای تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
شناخت شناسی در باستانشناسی
شناخت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology) به این میپردازد که چگونه میتوانیم بدانیم آنچه از گذشته میگوییم، درست است. بزرگترین چالش در این علم، ناپیوستگی بین دادههای مادی و نتیجهگیریهای انسانی است (Discontinuity between material data and human conclusions).
باستانشناسان با اتکا به سه ابزار اصلی، تلاش میکنند این شکاف را پر کنند:
1. قیاسهای مردمنگارانه (Ethnoarchaeological Analogies): مطالعه جوامع زنده و معاصر برای درک روابط بین رفتار انسانی و بقایای مادی، و استفاده از این دانش برای تفسیر گذشته.
2. باستانشناسی تجربی (Experimental Archaeology): بازسازی و آزمایش فنآوریها و رفتارهای باستانی (مثل ساخت ابزار سنگی یا پخت سفال) برای درک چگونگی شکلگیری شواهد مادی.
3. تئوری فرآیند شکلگیری جایگاههای باستانشناختی (Site Formation Theory): درک عواملی (طبیعی و فرهنگی) که پس از رها شدن یک اثر، آن را تغییر داده یا حفظ کردهاند (مانند رسوبگذاری یا دگرگونیهای شیمیایی).
در نهایت، فلسفه باستانشناسی دانشی است که به باستانشناسان کمک میکند تا به جای صرفاً «یافتن چیزها»، به درک عمیقتر از فرایند شناخت گذشته دست یابند و سهم خود را در گفتگوی بزرگتر بشری درباره چیستی ما و رابطهمان با گذشته و تاریخ درک کنند.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متنهای تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی (Ontology) در باستانشناسی به بررسی ماهیت وجودی و چرایی هستی موجودات، پدیدهها و مفاهیم در باستانشناسی میپردازد و یکی از مباحث نظری و فلسفی مهم در این رشته است.
چیستی هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی در کلیترین معنا، شاخهای از فلسفه است که به مطالعه ماهیت بودن، وجود، و واقعیت میپردازد و به پرسشهایی نظیر «چه چیزهایی وجود دارند؟»، «یک شیء چیست؟» و «چگونه میتوان پدیدهها و موجودات را دستهبندی کرد؟» پاسخ میدهد. در باستانشناسی، هستیشناسی به طور خاص بر ماهیت هستیشناختی یافتهها، پدیدهها و مفاهیم کلیدی رشته تمرکز دارد.
این رویکرد، در پی زیر سؤال بردن مفروضات متافیزیکی و پایههای نظری است که باستانشناسی مدرن بر آنها بنا شده است. این چرخش فکری (که گاهی چرخش هستیشناختی نامیده میشود) در دهههای اخیر، تحتتأثیر نظریهپردازانی چون برونو لاتور و ادواردو ویویروس دِکاسترو و همچنین نظریههای مادهگرایی نوین (New Materialism) و واقعگرایی هستیشناختی نوین (New Ontological Realism)، اهمیت فزایندهای یافته است.
پرسشهای بنیادین هستیشناختی در باستانشناسی
هستیشناسی در باستانشناسی به دنبال واکاوی و بازنگری در ماهیت موجودیتهای اصلی این علم است:
• آثار فرهنگی (Artefacts) و اشیاء:
ماهیت شیء چیست؟ آیا یک شیء صرفاً یک "بازمانده مادی" است یا موجودیتی با پتانسیل عاملیت (Agency) و توانایی اثرگذاری؟
آیا شیء فقط "بازتابی" از فرهنگ و ذهن انسان است یا بهصورت فعال در شکلگیری ذهنیت و پدیدههای اجتماعی نقش دارد؟ این رویکرد، دیدگاههای سنتی را که اشیاء را صرفاً به مثابه شواهد یا نمادهایی از گذشته میدیدند، به چالش میکشد.
• زمان و فضا (Time and Space):
زمان باستانشناختی چیست؟ آیا گذشته موجودیتی مجزا و منفک از حال است (هستیشناسی رایج)، یا اینکه «گذشتهها» به صورت همگستره (Coextensive) در فضا و زمان با ما وجود دارند و دائم در حال ساخته شدن هستند؟
بررسی میشود که چگونه مفاهیم غربی از زمان خطی، بر درک ما از تغییر و استمرار تأثیر گذاشته است.
• فرهنگ و طبیعت (Culture and Nature):
یکی از چالشهای اصلی، زیر سؤال بردن دوگانگیهای هستیشناختی (مانند سوژه/ابژه یا فرهنگ/طبیعت) است که ریشه در فلسفه مدرن غرب دارند.
برخی رویکردهای هستیشناختی، مانند باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology)، پیشنهاد میکنند که باید قائل به تساوی هستیشناختی بین موجودات انسانی و غیرانسانی (اشیاء، حیوانات، محیط زیست) بود و همه را بهعنوان «موجوداتی در جهان» با توانایی عاملیت در نظر گرفت.
• هویت و تفاوت/دیگربودگی (Identity and Alterity):
در تعامل با انسانشناسی هستیشناختی، باستانشناسی میپرسد: وقتی با جوامع گذشتهای روبهرو میشویم که مفاهیم بنیادیشان (مانند بدن، شخص، طبیعت) با ما متفاوت است، آیا صرفاً در حال مشاهده تفاوتهای معرفتشناختی (دانشهای متفاوت درباره یک جهان واحد) هستیم یا با تفاوتهای هستیشناختی (جهانهای متفاوت، یا "دنیاهای دیگر") مواجهیم؟
این مسأله بهطور خاص در مطالعه جوامع بومی و نحوهی تعامل آنها با مواد مادی (اشیای فرهنگی) خود اهمیت مییابد.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی (Ontology) در باستانشناسی به بررسی ماهیت وجودی و چرایی هستی موجودات، پدیدهها و مفاهیم در باستانشناسی میپردازد و یکی از مباحث نظری و فلسفی مهم در این رشته است.
چیستی هستیشناسی در باستانشناسی
هستیشناسی در کلیترین معنا، شاخهای از فلسفه است که به مطالعه ماهیت بودن، وجود، و واقعیت میپردازد و به پرسشهایی نظیر «چه چیزهایی وجود دارند؟»، «یک شیء چیست؟» و «چگونه میتوان پدیدهها و موجودات را دستهبندی کرد؟» پاسخ میدهد. در باستانشناسی، هستیشناسی به طور خاص بر ماهیت هستیشناختی یافتهها، پدیدهها و مفاهیم کلیدی رشته تمرکز دارد.
این رویکرد، در پی زیر سؤال بردن مفروضات متافیزیکی و پایههای نظری است که باستانشناسی مدرن بر آنها بنا شده است. این چرخش فکری (که گاهی چرخش هستیشناختی نامیده میشود) در دهههای اخیر، تحتتأثیر نظریهپردازانی چون برونو لاتور و ادواردو ویویروس دِکاسترو و همچنین نظریههای مادهگرایی نوین (New Materialism) و واقعگرایی هستیشناختی نوین (New Ontological Realism)، اهمیت فزایندهای یافته است.
پرسشهای بنیادین هستیشناختی در باستانشناسی
هستیشناسی در باستانشناسی به دنبال واکاوی و بازنگری در ماهیت موجودیتهای اصلی این علم است:
• آثار فرهنگی (Artefacts) و اشیاء:
ماهیت شیء چیست؟ آیا یک شیء صرفاً یک "بازمانده مادی" است یا موجودیتی با پتانسیل عاملیت (Agency) و توانایی اثرگذاری؟
آیا شیء فقط "بازتابی" از فرهنگ و ذهن انسان است یا بهصورت فعال در شکلگیری ذهنیت و پدیدههای اجتماعی نقش دارد؟ این رویکرد، دیدگاههای سنتی را که اشیاء را صرفاً به مثابه شواهد یا نمادهایی از گذشته میدیدند، به چالش میکشد.
• زمان و فضا (Time and Space):
زمان باستانشناختی چیست؟ آیا گذشته موجودیتی مجزا و منفک از حال است (هستیشناسی رایج)، یا اینکه «گذشتهها» به صورت همگستره (Coextensive) در فضا و زمان با ما وجود دارند و دائم در حال ساخته شدن هستند؟
بررسی میشود که چگونه مفاهیم غربی از زمان خطی، بر درک ما از تغییر و استمرار تأثیر گذاشته است.
• فرهنگ و طبیعت (Culture and Nature):
یکی از چالشهای اصلی، زیر سؤال بردن دوگانگیهای هستیشناختی (مانند سوژه/ابژه یا فرهنگ/طبیعت) است که ریشه در فلسفه مدرن غرب دارند.
برخی رویکردهای هستیشناختی، مانند باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology)، پیشنهاد میکنند که باید قائل به تساوی هستیشناختی بین موجودات انسانی و غیرانسانی (اشیاء، حیوانات، محیط زیست) بود و همه را بهعنوان «موجوداتی در جهان» با توانایی عاملیت در نظر گرفت.
• هویت و تفاوت/دیگربودگی (Identity and Alterity):
در تعامل با انسانشناسی هستیشناختی، باستانشناسی میپرسد: وقتی با جوامع گذشتهای روبهرو میشویم که مفاهیم بنیادیشان (مانند بدن، شخص، طبیعت) با ما متفاوت است، آیا صرفاً در حال مشاهده تفاوتهای معرفتشناختی (دانشهای متفاوت درباره یک جهان واحد) هستیم یا با تفاوتهای هستیشناختی (جهانهای متفاوت، یا "دنیاهای دیگر") مواجهیم؟
این مسأله بهطور خاص در مطالعه جوامع بومی و نحوهی تعامل آنها با مواد مادی (اشیای فرهنگی) خود اهمیت مییابد.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
t.me/AASI_ASI
رهیافتهای هستیشناختی در باستانشناسی
چندین رویکرد نظری در باستانشناسی وجود دارند که بهطور فعال درگیر مباحث هستیشناختی هستند:
1. باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology):
توسط بیورنار اولسن مطرح شد. این رویکرد بر عاملیت و مادیّت اشیاء تأکید دارد و معتقد است که انسانها و غیرانسانها (اشیاء) همتراز هستند. اشیاء صرفاً ابزارهایی برای انسانها نیستند، بلکه پدیدهها و موحودیتهایی هستند که از طریق شبکههای ناهمگون، ارتباطات و رویدادهای مختلف، به واسطهگری، ترجمه و خوانش میپردازند.
2. تفکر مونتاژ (Assemblage Thinking):
تحت تأثیر دلوز و گتاری. این رویکرد بر این متمرکز است که چگونه اشیاء، انسانها، و پدیدههای دیگر به صورت موقت در مجموعهها گرد هم میآیند و این گرد هم آمدنها اثرات (Effects) و پتانسیلهای عاملیتزایی جدیدی ایجاد میکنند. تأکید از ماهیت ثابت موجودیتها به روابط و درهمتنیدگیها منتقل میشود. به بیان دیگر، به جای تمرکز بر اجزای جداگانه، به بررسی روابط، برهم کنش ها و شبکه ها بین عناصر مختلف (انسانی، غیرانسانی، فیزیکی و انتزاعی) می پردازد تا بفهمد چگونه این ترکیب ها، واقعیت ها و پدیده های نوظهور را خلق می کنند. این رویکرد بر سیالیت، ناپایداری و پیچیدگی تاکید دارد و به ویژه در مطالعات باستان شناختی برای تحلیل پیچیدگی سازماندهی ها، شکل گیری جوامع، حکومت ها و مانند آنها به مثابه یک "مونتاژ" در حال تطور بسیار کاربرد دارد.
3. تئوری درهمتنیدگی (Entanglement Theory):
نظریه ایان هادر. این رویکرد به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه انسانها، در طول تاریخ، خود را با مواد مادی و اشیاء درهمتنیده (Entangled) ساختهاند، بهطوریکه هر جزء برای بقا به جزء دیگر وابسته است. این درهمتنیدگیها منجر به وابستگیهای متقابل میشود که تغییر و دگرگونی را پیچیده و کُند میسازد.
4. باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) و مادهگرایی:
برخی پژوهشگران در باستانشناسی شناختی، با تأکید بر گیرایش مادی (Material Engagement)، نشان میدهند که شناخت (Cognition) صرفاً یک فرایند ذهنی نیست، بلکه بهطور فعال از طریق تعامل با مواد مادی و اشیاء شکل میگیرد. در این دیدگاه، ذهنیت را نمیتوان به مفاهیم ذهنی تقلیل داد، بلکه از طریق وضعیتهای مادی شکل میگیرد و تقویت میشود.
اهمیت هستیشناسی
طرح مباحث هستیشناختی در باستانشناسی، نه تنها یک بحث نظری صرف است، بلکه دارای پیامدهای عملی و اخلاقی نیز میباشد:
• بازنگری در دادهها: هستیشناسی ما را مجبور میکند که به روشهای طبقهبندی (مانند گونهشناسی)، تعریف جایگاه باستانشناختی و طراحی پایگاههای داده باستانشناختی نگاهی دوباره بیندازیم.
• باستانشناسی پس از انسانمحوری: این رویکرد، دیدگاه انسانمحور (Anthropocentric) باستانشناسی را تضعیف کرده و درهای تحلیل را به سوی بررسی شبکههای پیچیدهتری از روابط بین انسان، حیوان، گیاه، خاک و اشیاء باز میکند.
• مسائل سیاسی و اخلاقی: هستیشناسی در بحثهایی نظیر مالکیت اشیاء، حقوق جوامع بومی و مباحث استعماری اهمیت زیادی دارد، زیرا میتواند چارچوبهای فکری (مانند دوگانگی فرهنگ/طبیعت) را که این روابط را شکل دادهاند، آشکار سازد.
هستیشناسی باستانشناسی در واقع تلاشی است برای فراتر رفتن از پرسش «گذشته چه معنایی داشت؟» (معرفتشناسی) به سمت «گذشته چگونه وجود داشت؟» و «جهانهای آن چگونه ساخته شده بودند؟» (هستیشناسی). این رویکرد، باستانشناسی را به دانشی بدل میسازد که نه تنها به گذشته نگاه میکند، بلکه مفروضات بنیادی ما را در مورد واقعیت خودمان نیز زیر سؤال میبرد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
رهیافتهای هستیشناختی در باستانشناسی
چندین رویکرد نظری در باستانشناسی وجود دارند که بهطور فعال درگیر مباحث هستیشناختی هستند:
1. باستانشناسی متقارن (Symmetrical Archaeology):
توسط بیورنار اولسن مطرح شد. این رویکرد بر عاملیت و مادیّت اشیاء تأکید دارد و معتقد است که انسانها و غیرانسانها (اشیاء) همتراز هستند. اشیاء صرفاً ابزارهایی برای انسانها نیستند، بلکه پدیدهها و موحودیتهایی هستند که از طریق شبکههای ناهمگون، ارتباطات و رویدادهای مختلف، به واسطهگری، ترجمه و خوانش میپردازند.
2. تفکر مونتاژ (Assemblage Thinking):
تحت تأثیر دلوز و گتاری. این رویکرد بر این متمرکز است که چگونه اشیاء، انسانها، و پدیدههای دیگر به صورت موقت در مجموعهها گرد هم میآیند و این گرد هم آمدنها اثرات (Effects) و پتانسیلهای عاملیتزایی جدیدی ایجاد میکنند. تأکید از ماهیت ثابت موجودیتها به روابط و درهمتنیدگیها منتقل میشود. به بیان دیگر، به جای تمرکز بر اجزای جداگانه، به بررسی روابط، برهم کنش ها و شبکه ها بین عناصر مختلف (انسانی، غیرانسانی، فیزیکی و انتزاعی) می پردازد تا بفهمد چگونه این ترکیب ها، واقعیت ها و پدیده های نوظهور را خلق می کنند. این رویکرد بر سیالیت، ناپایداری و پیچیدگی تاکید دارد و به ویژه در مطالعات باستان شناختی برای تحلیل پیچیدگی سازماندهی ها، شکل گیری جوامع، حکومت ها و مانند آنها به مثابه یک "مونتاژ" در حال تطور بسیار کاربرد دارد.
3. تئوری درهمتنیدگی (Entanglement Theory):
نظریه ایان هادر. این رویکرد به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه انسانها، در طول تاریخ، خود را با مواد مادی و اشیاء درهمتنیده (Entangled) ساختهاند، بهطوریکه هر جزء برای بقا به جزء دیگر وابسته است. این درهمتنیدگیها منجر به وابستگیهای متقابل میشود که تغییر و دگرگونی را پیچیده و کُند میسازد.
4. باستانشناسی شناختی (Cognitive Archaeology) و مادهگرایی:
برخی پژوهشگران در باستانشناسی شناختی، با تأکید بر گیرایش مادی (Material Engagement)، نشان میدهند که شناخت (Cognition) صرفاً یک فرایند ذهنی نیست، بلکه بهطور فعال از طریق تعامل با مواد مادی و اشیاء شکل میگیرد. در این دیدگاه، ذهنیت را نمیتوان به مفاهیم ذهنی تقلیل داد، بلکه از طریق وضعیتهای مادی شکل میگیرد و تقویت میشود.
اهمیت هستیشناسی
طرح مباحث هستیشناختی در باستانشناسی، نه تنها یک بحث نظری صرف است، بلکه دارای پیامدهای عملی و اخلاقی نیز میباشد:
• بازنگری در دادهها: هستیشناسی ما را مجبور میکند که به روشهای طبقهبندی (مانند گونهشناسی)، تعریف جایگاه باستانشناختی و طراحی پایگاههای داده باستانشناختی نگاهی دوباره بیندازیم.
• باستانشناسی پس از انسانمحوری: این رویکرد، دیدگاه انسانمحور (Anthropocentric) باستانشناسی را تضعیف کرده و درهای تحلیل را به سوی بررسی شبکههای پیچیدهتری از روابط بین انسان، حیوان، گیاه، خاک و اشیاء باز میکند.
• مسائل سیاسی و اخلاقی: هستیشناسی در بحثهایی نظیر مالکیت اشیاء، حقوق جوامع بومی و مباحث استعماری اهمیت زیادی دارد، زیرا میتواند چارچوبهای فکری (مانند دوگانگی فرهنگ/طبیعت) را که این روابط را شکل دادهاند، آشکار سازد.
هستیشناسی باستانشناسی در واقع تلاشی است برای فراتر رفتن از پرسش «گذشته چه معنایی داشت؟» (معرفتشناسی) به سمت «گذشته چگونه وجود داشت؟» و «جهانهای آن چگونه ساخته شده بودند؟» (هستیشناسی). این رویکرد، باستانشناسی را به دانشی بدل میسازد که نه تنها به گذشته نگاه میکند، بلکه مفروضات بنیادی ما را در مورد واقعیت خودمان نیز زیر سؤال میبرد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology)
شناختشناسی (Epistemology) یا نظریه دانش، شاخهای از فلسفه است که به سرشت، خاستگاه، و محدودیتهای دانش میپردازد. در باستانشناسی، شناختشناسی بهصورت بنیادین با این پرسش سر و کار دارد که چگونه میتوانیم در مورد گذشته دانش کسب کنیم؟، و ماهیت این دانش چیست؟. این حوزه در هستهی مرکزی مباحث نظری باستانشناسی قرار دارد و تعیین میکند که چگونه شواهد مادی (آثار و بقایای باستانی، جایگاههای باستانشناختی، منظر فرهنگی) به دانش معتبر در مورد رفتارهای انسانی، جوامع، و فرآیندهای فرهنگی گذشته تبدیل میشوند.
چالش شناختشناختی: استنتاج از مواد به فرهنگ
چالش اصلی شناختشناختی در باستانشناسی، فاصله زمانی و ماهیت اسناد و شواهد است. باستانشناسان مستقیماً شاهد رویدادهای گذشته نیستند؛ بلکه تنها با بازماندههای مادی (شواهد البته با واسطه) سر و کار دارند.
• ناپیوستگی (Discontinuity): شواهد مادی موجود، تنها بخش کوچکی از کل فرهنگ گذشته را تشکیل میدهند (مانند ابزارهای سنگی، سفالها یا معماری و غیره) و بسیاری از جنبههای فرهنگ (مانند زبان، باورها، ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک) بهطور مستقیم باقی نماندهاند.
• جهش/انتقال استنتاجی (Inferential Leap) دانش از یافتههای فیزیکی (مانند یک ابزارسنگی) به تفسیرهای فرهنگی (مانند روش شکار، تخصص، یا نظام اجتماعی یک گروه)، نیازمند فرآیندهای استنتاجی و تفسیر است. این فرآیندها، که شامل استفاده از نظریههای میانبرد (Middle-Range Theory) و اتکا به علوم دیگر (مانند مردمنگاری) هستند، محل اصلی مباحث شناختشناختی هستند.
مکاتب اصلی شناختشناختی در باستانشناسی
باستانشناسی در طول تاریخ خود، تحت تأثیر جریانات فکری مختلفی قرار گرفته است که هر کدام دیدگاه متفاوتی در مورد چگونگی کسب دانش معتبر ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این مکتب، به شدت متأثر از پوزیتیویسم منطقی (Logical Positivism) بود.
• هدف دانش: کشف قوانین کلی که رفتار انسان و تغییرات فرهنگی را تبیین میکنند (شبیه به علوم طبیعی).
• روش کسب دانش: تأکید بر عینیت (Objectivity)، استفاده از روش علمی فرضی-استنتاجی(Hypothetico-Deductive Method)، کمّیسازی دادهها، و آزمونپذیری (Testability) تفسیرها.
• دیدگاه شناختشناختی: بر این باور است که دانش معتبر باید بر اساس شواهد و قابل تکرار باشد و در پی تفسیرهای علّی (Causal Explanations) است.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این مکتب، یک چرخش انتقادی نسبت به دیدگاه روندگرا ایجاد کرد و تحت تأثیر پساساختارگرایی و هرمنوتیک قرار گرفت.
• هدف دانش: تأکید بر عاملیت (Agency) افراد، معنا (Meaning)، نمادگرایی(Symbolism)، تفسیرهای بافتی (Contextual Interpretations)، و نقش ایدئولوژی در گذشته.
• روش کسب دانش: رد قوانین کلی و عینیت مطلق. تأکید بر تفسیر (Interpretation) به جای تبیین (Explanation)، چندصدایی (Polyvocality) و نسبیتگرایی (Relativism) . باستانشناس یک مفسر است، نه صرفاً یک ناظر عینی.
• دیدگاه شناختشناختی: دانش باستانشناسی ذاتاً ذهنی و محتوامند است. شناخت نه تنها از دادهها، بلکه از چارچوب نظری، موقعیت اجتماعی و پیشفرضهای باستانشناس نیز شکل میگیرد. حقیقت مطلق وجود ندارد؛ تفاسیر مختلف، صحتهای مختلفی دارند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی (Epistemology in Archaeology)
شناختشناسی (Epistemology) یا نظریه دانش، شاخهای از فلسفه است که به سرشت، خاستگاه، و محدودیتهای دانش میپردازد. در باستانشناسی، شناختشناسی بهصورت بنیادین با این پرسش سر و کار دارد که چگونه میتوانیم در مورد گذشته دانش کسب کنیم؟، و ماهیت این دانش چیست؟. این حوزه در هستهی مرکزی مباحث نظری باستانشناسی قرار دارد و تعیین میکند که چگونه شواهد مادی (آثار و بقایای باستانی، جایگاههای باستانشناختی، منظر فرهنگی) به دانش معتبر در مورد رفتارهای انسانی، جوامع، و فرآیندهای فرهنگی گذشته تبدیل میشوند.
چالش شناختشناختی: استنتاج از مواد به فرهنگ
چالش اصلی شناختشناختی در باستانشناسی، فاصله زمانی و ماهیت اسناد و شواهد است. باستانشناسان مستقیماً شاهد رویدادهای گذشته نیستند؛ بلکه تنها با بازماندههای مادی (شواهد البته با واسطه) سر و کار دارند.
• ناپیوستگی (Discontinuity): شواهد مادی موجود، تنها بخش کوچکی از کل فرهنگ گذشته را تشکیل میدهند (مانند ابزارهای سنگی، سفالها یا معماری و غیره) و بسیاری از جنبههای فرهنگ (مانند زبان، باورها، ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک) بهطور مستقیم باقی نماندهاند.
• جهش/انتقال استنتاجی (Inferential Leap) دانش از یافتههای فیزیکی (مانند یک ابزارسنگی) به تفسیرهای فرهنگی (مانند روش شکار، تخصص، یا نظام اجتماعی یک گروه)، نیازمند فرآیندهای استنتاجی و تفسیر است. این فرآیندها، که شامل استفاده از نظریههای میانبرد (Middle-Range Theory) و اتکا به علوم دیگر (مانند مردمنگاری) هستند، محل اصلی مباحث شناختشناختی هستند.
مکاتب اصلی شناختشناختی در باستانشناسی
باستانشناسی در طول تاریخ خود، تحت تأثیر جریانات فکری مختلفی قرار گرفته است که هر کدام دیدگاه متفاوتی در مورد چگونگی کسب دانش معتبر ارائه میدهند:
۱. باستانشناسی روندگرا (Processual Archaeology)
این مکتب، به شدت متأثر از پوزیتیویسم منطقی (Logical Positivism) بود.
• هدف دانش: کشف قوانین کلی که رفتار انسان و تغییرات فرهنگی را تبیین میکنند (شبیه به علوم طبیعی).
• روش کسب دانش: تأکید بر عینیت (Objectivity)، استفاده از روش علمی فرضی-استنتاجی(Hypothetico-Deductive Method)، کمّیسازی دادهها، و آزمونپذیری (Testability) تفسیرها.
• دیدگاه شناختشناختی: بر این باور است که دانش معتبر باید بر اساس شواهد و قابل تکرار باشد و در پی تفسیرهای علّی (Causal Explanations) است.
۲. باستانشناسی فراروندگرا (Post-Processual Archaeology)
این مکتب، یک چرخش انتقادی نسبت به دیدگاه روندگرا ایجاد کرد و تحت تأثیر پساساختارگرایی و هرمنوتیک قرار گرفت.
• هدف دانش: تأکید بر عاملیت (Agency) افراد، معنا (Meaning)، نمادگرایی(Symbolism)، تفسیرهای بافتی (Contextual Interpretations)، و نقش ایدئولوژی در گذشته.
• روش کسب دانش: رد قوانین کلی و عینیت مطلق. تأکید بر تفسیر (Interpretation) به جای تبیین (Explanation)، چندصدایی (Polyvocality) و نسبیتگرایی (Relativism) . باستانشناس یک مفسر است، نه صرفاً یک ناظر عینی.
• دیدگاه شناختشناختی: دانش باستانشناسی ذاتاً ذهنی و محتوامند است. شناخت نه تنها از دادهها، بلکه از چارچوب نظری، موقعیت اجتماعی و پیشفرضهای باستانشناس نیز شکل میگیرد. حقیقت مطلق وجود ندارد؛ تفاسیر مختلف، صحتهای مختلفی دارند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
t.me/AASI_ASI
۳. رویکردهای نوین (مانند باستانشناسی کنشگرایانه، پساساختارگرایی نو)
این رویکردها تلاش میکنند تا نقاط قوت مکاتب پیشین را ترکیب کنند یا به ابعاد دیگری از تولید دانش بپردازند:
• باستانشناسی کنشگرایانه (Practice Theory): تلاش برای پیونددادن ساختارها (محدودیتهای اجتماعی) و عاملیت (انتخابهای فردی) با تأکید بر نقش کنش روزمره در شکلگیری و دگرگونی فرهنگی.
• شناختشناسی فمینیستی و بومی (Feminist and Indigenous Epistemology): این رویکردها، سلطه مردانه و غربی را در تولید دانش باستانشناسی به چالش میکشند و خواستار گنجاندن دیدگاههای متفاوت، دانش بومی و ملاحظات اخلاقی در فرآیند کسب دانش هستند. اینها بر اهمیت موقعیت داننده و تأثیر قدرت بر دانش تأکید دارند.
مفاهیم کلیدی شناخت شناختی
*مفهوم : عینیت (Objectivity)
تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و بافت.
**تعریف در باستانشناسی: توانایی توصیف و تبیین گذشته "همانطور که واقعاً بود"، مستقل از پیشفرضهای باستانشناس.
***چالش معرفتشناختی: آیا دادهها میتوانند کاملاً عینی باشند؟ فرآیند کاوش و ثبت خود یک فرآیند ذهنی است.
*مفهوم: تبیین (Explanation) در مقابل تفسیر (Interpretation)
**تعریف در باستانشناسی: تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و زمینه.
***چالش معرفتشناختی: آیا باستانشناسی باید هدفش کشف علل باشد یا صرفاً درک معنا؟
*مفهوم: نظریه میانبرد (Middle-Range Theory)
**تعریف در باستانشناسی: مجموعهای از نظریهها که پل ارتباطی بین یافتههای باستانشناختی امروزی (Static) و رفتارهای پویای گذشته (Dynamic) ایجاد میکنند. (مانند مردمنگاری یا باستانشناسی تجربی).
***چالش معرفتشناختی: اعتبار این پلها تا چه حد است؟ آیا رفتارهای گذشته عیناً شبیه به جوامع امروزی هستند؟
*مفهوم: دانش و قدرت
**تعریف در باستانشناسی: دانش تولیدشده در باستانشناسی اغلب توسط قدرتهای غالب (مانند دولتها یا ایدئولوژیهای ملیگرا یا مردان) برای مشروعیتبخشی به روایتهای خاص استفاده میشود.
***چالش معرفتشناختی: چه کسی حق دارد روایت گذشته را بنویسد و این روایت چه پیامدهای اجتماعی دارد؟
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی یک حوزه پویا است که دائماً در حال بازاندیشی در مورد امکان و اعتبار دانش خود در مورد گذشته است. باستانشناسی دیگر صرفاً یک فرآیند فنی برای یافتن اشیا نیست، بلکه یک فرایند فکری انتقادی است که با چالشهای اساسی مانند فاصله بین مواد و معنا، نقش ذهنیت و اخلاق در تفسیر، و رابطه بین دانش و قدرت دست و پنجه نرم میکند. در نهایت، شناختشناسی به باستانشناس کمک میکند تا نه تنها به پرسش "چه یافتهایم؟" پاسخ دهد، بلکه به پرسش بنیادینتر "چگونه میدانیم که آنچه یافتهایم، به درستی تفسیر شده است؟" نیز بپردازد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
t.me/AASI_ASI
۳. رویکردهای نوین (مانند باستانشناسی کنشگرایانه، پساساختارگرایی نو)
این رویکردها تلاش میکنند تا نقاط قوت مکاتب پیشین را ترکیب کنند یا به ابعاد دیگری از تولید دانش بپردازند:
• باستانشناسی کنشگرایانه (Practice Theory): تلاش برای پیونددادن ساختارها (محدودیتهای اجتماعی) و عاملیت (انتخابهای فردی) با تأکید بر نقش کنش روزمره در شکلگیری و دگرگونی فرهنگی.
• شناختشناسی فمینیستی و بومی (Feminist and Indigenous Epistemology): این رویکردها، سلطه مردانه و غربی را در تولید دانش باستانشناسی به چالش میکشند و خواستار گنجاندن دیدگاههای متفاوت، دانش بومی و ملاحظات اخلاقی در فرآیند کسب دانش هستند. اینها بر اهمیت موقعیت داننده و تأثیر قدرت بر دانش تأکید دارند.
مفاهیم کلیدی شناخت شناختی
*مفهوم : عینیت (Objectivity)
تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و بافت.
**تعریف در باستانشناسی: توانایی توصیف و تبیین گذشته "همانطور که واقعاً بود"، مستقل از پیشفرضهای باستانشناس.
***چالش معرفتشناختی: آیا دادهها میتوانند کاملاً عینی باشند؟ فرآیند کاوش و ثبت خود یک فرآیند ذهنی است.
*مفهوم: تبیین (Explanation) در مقابل تفسیر (Interpretation)
**تعریف در باستانشناسی: تبیین (روندگرا): یافتن علل، اغلب در قالب قوانین. تفسیر (فراروندگرا): درک معنا و زمینه.
***چالش معرفتشناختی: آیا باستانشناسی باید هدفش کشف علل باشد یا صرفاً درک معنا؟
*مفهوم: نظریه میانبرد (Middle-Range Theory)
**تعریف در باستانشناسی: مجموعهای از نظریهها که پل ارتباطی بین یافتههای باستانشناختی امروزی (Static) و رفتارهای پویای گذشته (Dynamic) ایجاد میکنند. (مانند مردمنگاری یا باستانشناسی تجربی).
***چالش معرفتشناختی: اعتبار این پلها تا چه حد است؟ آیا رفتارهای گذشته عیناً شبیه به جوامع امروزی هستند؟
*مفهوم: دانش و قدرت
**تعریف در باستانشناسی: دانش تولیدشده در باستانشناسی اغلب توسط قدرتهای غالب (مانند دولتها یا ایدئولوژیهای ملیگرا یا مردان) برای مشروعیتبخشی به روایتهای خاص استفاده میشود.
***چالش معرفتشناختی: چه کسی حق دارد روایت گذشته را بنویسد و این روایت چه پیامدهای اجتماعی دارد؟
شناخت/معرفت شناسی در باستانشناسی یک حوزه پویا است که دائماً در حال بازاندیشی در مورد امکان و اعتبار دانش خود در مورد گذشته است. باستانشناسی دیگر صرفاً یک فرآیند فنی برای یافتن اشیا نیست، بلکه یک فرایند فکری انتقادی است که با چالشهای اساسی مانند فاصله بین مواد و معنا، نقش ذهنیت و اخلاق در تفسیر، و رابطه بین دانش و قدرت دست و پنجه نرم میکند. در نهایت، شناختشناسی به باستانشناس کمک میکند تا نه تنها به پرسش "چه یافتهایم؟" پاسخ دهد، بلکه به پرسش بنیادینتر "چگونه میدانیم که آنچه یافتهایم، به درستی تفسیر شده است؟" نیز بپردازد.
تهیه و تنظیم: تیام ملکی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚مطالعات فرهنگ مادی📚
📝 نویسنده: آندره لاگونز
✏️ ترجمه و خلاصه: نشاط متقی
مطالعات فرهنگ مادی حوزهای میانرشتهای است که از دهه ۱۹۹۰ میلادی بهصورت رسمی شکل گرفت و هدف آن بررسی رابطه انسانها با اشیاء، فارغ از زمان و مکان است. باستانشناسی از همان آغاز، مؤسس و مفهومساز این حوزه بوده است.
فرهنگ مادی در سادهترین تعریف شامل همه آن چیزی است که انسان ساخته یا با آن تعامل کرده؛ از دست افزار سنگی گرفته تا شهر و کارخانه که امروز شاهد آنها هستیم. امروزه دیگر آن را صرفاً مادیسازی فرهنگ یا بازتاب اندیشه نمیدانند، بلکه موجودیتی سیال، پویا و کاملاً رابطهمحور میشمارند که دوگانههای سنتی مادی/غیرمادی، طبیعت/فرهنگ و جسم/اندیشه را در هم میشکند.
نویسنده مقاله سیر تاریخی نگاه باستانشناختی به فرهنگ مادی چنین بیان می کند:
در تطورگرایی قرن نوزدهم، پیچیدگی ابزارها و فنون نشانه پیشرفت انسان از طبیعت و جدایی او از حیوان بود. ترتیببندی اشیاء بر پایه افزایش پیچیدگی، دورانهای بزرگ تاریخی مانند پارینهسنگی و نوسنگی را ساخت و انسان را گونهای استثنایی جلوه داد.
در نیمه اول قرن بیستم میلادی و در چارچوب دیدگاههای ایدهآلیستی و تاریخفرهنگی، فرهنگ مادی بازتاب هنجارهای ذهنی و قواعد مشترک یک قوم یا جامعه تلقی شد. الگوهای تکرارشونده در اشیاء برای تعیین نواحی فرهنگی، مطالعه پخش ایدهها، تماسهای قومی و سرامیکسنجی بهکار رفت. این رویکرد در اروپا به توجیه هویتهای قومی و ملیگرایی کمک کرد و در آمریکا به روشسنجیهای دقیق زمانی انجامید.
در دهه ۱۹۶۰ میلادی و باظهور باستانشناسی روندگرا، فرهنگ مادی دیگر صرفاً بازتاب اندیشه نبود، بلکه عنصرفعالی در سازگاری جامعه با محیط زیست شد. فنآوری میانجی میان نظام فرهنگی و نظام زیستمحیطی گردید و هدف اصلی کشف قوانین کلی کارکرد نظامهای فرهنگی بود. فرهنگ مادی عمدتاً به ابزارهای فنی تقلیل یافت. این نگاه در بسیاری از کشورها، بهویژه در دوران دیکتاتوریهای آمریکای لاتین، بهعنوان علم بیطرف و خنثی پذیرفته شد.
در سنت فرانسوی، بهویژه در آثار آندره لورا-گوران، فرهنگ مادی با زنجیره عملیاتی (از ماده خام تا محصول نهایی)، حرکات بدنی، حافظه جمعی و دانش عملی پیوند خورد و بدن انسان نیز بخشی از فرهنگ مادی شمرده شد. این دیدگاه تأثیر عمیقی بر مطالعات فنآوری سنگ در آمریکای جنوبی گذاشت.
از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد و با باستانشناسی فراروندگرا، فرهنگ مادی دارای بعد نمادین و فعال در ساخت وبازتولید ساختارهای اجتماعی شناخته شد. اشیاء همچون متن خوانده میشوند و معنای آنها کاملاً وابسته به بافت است. این نگاه فردمحور بعدها با رویکردهای استعمارزدایی درآمریکای لاتین ترکیب شد.
وضعیت کنونی (۲۰۲۴م.) دیگر بهجای «فرهنگ مادی» بیشتر از واژه «مادیّت» استفاده میکند و رویکردهای غالب عبارتاند از:
● باستانشناسی متقارن که انسان
و شیء را در یک سطح برابر میبیند و برشبکههای ناهمگن تأکید دارد؛
● نظریه ترکیبها که اشیاء را ترتیبات پویا و نوظهور میداند؛
● مادیگرایی نوین که مواد را زنده، ارتعاشدار و دارای نیروی مستقل میشمارد؛
● درهمتنیدگیهای انسان و شیء که
وابستگیهای دوطرفه و بلندمدت را برجسته میکند؛
● مطالعات بدن و جنسیت که بدن را
خود نوعی فرهنگ مادی و جنسیت را ساختاری کاملاً رابطهمحور میدانند؛
● رویکردهای هستیشناختی که هستیشناسیهای بومی را بهعنوان نظریه میپذیرند و ترجمه میانفرهنگی پیشنهاد میکنند.
نتیجهگیری نویسنده این است که مطالعات فرهنگ مادی امروز باستانشناسی را از حالت انسانمحور صرف بیرون آورده و بهسوی پساانسانگرایی برده است. مرزهای رشته در حال گسترش است و موضوعاتی چون ویرانههای معاصر، گذشته نزدیک، آلودگی پلاستیکی، ماهوارهها و میراث صنعتی را دربرمیگیرد. آینده این حوزه در روشهای آرامتر، دقیقتر و توجه به روابط نوظهور میان انسان، شیء، حیوان و محیط نهفته است.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1016/B978-0-323-90799-6.00149-X
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
📚مطالعات فرهنگ مادی📚
📝 نویسنده: آندره لاگونز
✏️ ترجمه و خلاصه: نشاط متقی
مطالعات فرهنگ مادی حوزهای میانرشتهای است که از دهه ۱۹۹۰ میلادی بهصورت رسمی شکل گرفت و هدف آن بررسی رابطه انسانها با اشیاء، فارغ از زمان و مکان است. باستانشناسی از همان آغاز، مؤسس و مفهومساز این حوزه بوده است.
فرهنگ مادی در سادهترین تعریف شامل همه آن چیزی است که انسان ساخته یا با آن تعامل کرده؛ از دست افزار سنگی گرفته تا شهر و کارخانه که امروز شاهد آنها هستیم. امروزه دیگر آن را صرفاً مادیسازی فرهنگ یا بازتاب اندیشه نمیدانند، بلکه موجودیتی سیال، پویا و کاملاً رابطهمحور میشمارند که دوگانههای سنتی مادی/غیرمادی، طبیعت/فرهنگ و جسم/اندیشه را در هم میشکند.
نویسنده مقاله سیر تاریخی نگاه باستانشناختی به فرهنگ مادی چنین بیان می کند:
در تطورگرایی قرن نوزدهم، پیچیدگی ابزارها و فنون نشانه پیشرفت انسان از طبیعت و جدایی او از حیوان بود. ترتیببندی اشیاء بر پایه افزایش پیچیدگی، دورانهای بزرگ تاریخی مانند پارینهسنگی و نوسنگی را ساخت و انسان را گونهای استثنایی جلوه داد.
در نیمه اول قرن بیستم میلادی و در چارچوب دیدگاههای ایدهآلیستی و تاریخفرهنگی، فرهنگ مادی بازتاب هنجارهای ذهنی و قواعد مشترک یک قوم یا جامعه تلقی شد. الگوهای تکرارشونده در اشیاء برای تعیین نواحی فرهنگی، مطالعه پخش ایدهها، تماسهای قومی و سرامیکسنجی بهکار رفت. این رویکرد در اروپا به توجیه هویتهای قومی و ملیگرایی کمک کرد و در آمریکا به روشسنجیهای دقیق زمانی انجامید.
در دهه ۱۹۶۰ میلادی و باظهور باستانشناسی روندگرا، فرهنگ مادی دیگر صرفاً بازتاب اندیشه نبود، بلکه عنصرفعالی در سازگاری جامعه با محیط زیست شد. فنآوری میانجی میان نظام فرهنگی و نظام زیستمحیطی گردید و هدف اصلی کشف قوانین کلی کارکرد نظامهای فرهنگی بود. فرهنگ مادی عمدتاً به ابزارهای فنی تقلیل یافت. این نگاه در بسیاری از کشورها، بهویژه در دوران دیکتاتوریهای آمریکای لاتین، بهعنوان علم بیطرف و خنثی پذیرفته شد.
در سنت فرانسوی، بهویژه در آثار آندره لورا-گوران، فرهنگ مادی با زنجیره عملیاتی (از ماده خام تا محصول نهایی)، حرکات بدنی، حافظه جمعی و دانش عملی پیوند خورد و بدن انسان نیز بخشی از فرهنگ مادی شمرده شد. این دیدگاه تأثیر عمیقی بر مطالعات فنآوری سنگ در آمریکای جنوبی گذاشت.
از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد و با باستانشناسی فراروندگرا، فرهنگ مادی دارای بعد نمادین و فعال در ساخت وبازتولید ساختارهای اجتماعی شناخته شد. اشیاء همچون متن خوانده میشوند و معنای آنها کاملاً وابسته به بافت است. این نگاه فردمحور بعدها با رویکردهای استعمارزدایی درآمریکای لاتین ترکیب شد.
وضعیت کنونی (۲۰۲۴م.) دیگر بهجای «فرهنگ مادی» بیشتر از واژه «مادیّت» استفاده میکند و رویکردهای غالب عبارتاند از:
● باستانشناسی متقارن که انسان
و شیء را در یک سطح برابر میبیند و برشبکههای ناهمگن تأکید دارد؛
● نظریه ترکیبها که اشیاء را ترتیبات پویا و نوظهور میداند؛
● مادیگرایی نوین که مواد را زنده، ارتعاشدار و دارای نیروی مستقل میشمارد؛
● درهمتنیدگیهای انسان و شیء که
وابستگیهای دوطرفه و بلندمدت را برجسته میکند؛
● مطالعات بدن و جنسیت که بدن را
خود نوعی فرهنگ مادی و جنسیت را ساختاری کاملاً رابطهمحور میدانند؛
● رویکردهای هستیشناختی که هستیشناسیهای بومی را بهعنوان نظریه میپذیرند و ترجمه میانفرهنگی پیشنهاد میکنند.
نتیجهگیری نویسنده این است که مطالعات فرهنگ مادی امروز باستانشناسی را از حالت انسانمحور صرف بیرون آورده و بهسوی پساانسانگرایی برده است. مرزهای رشته در حال گسترش است و موضوعاتی چون ویرانههای معاصر، گذشته نزدیک، آلودگی پلاستیکی، ماهوارهها و میراث صنعتی را دربرمیگیرد. آینده این حوزه در روشهای آرامتر، دقیقتر و توجه به روابط نوظهور میان انسان، شیء، حیوان و محیط نهفته است.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1016/B978-0-323-90799-6.00149-X
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
کامیار_عبدی_1381_زبان_شناسی،_باستان_شناسی_و_ژنتیک_انسانی،_دیدگاه.pdf
800.9 KB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 زبانشناسی، باستانشناسی و ژنتیک انسانی: دیدگاههای نو در توضیح نحوهی پراکنش زبانهای باستانی
📝کامیار عبدی
در طول دویست سال گذشته پژوهشگران تلاشهای زیادی بهعمل آورده اند تا ارتباطات زبانشناختی را به کمک دادههای باستانشناختی در چارچوبی تاریخی قرار دهند. در این میان روش تطبیقی در زبانشناسی بیشترین کار را انجام دادهاست. اما تمامی این تلاشها، از جمله روش تطبیقی، درنهایت به دام حدسیات بیاساس باستانشناسانه افتاده و به ساخت و پرداخت ذهنی فرآیندهای خیالی مانند مهاجرتهای طولانی و ناگهانی مردمان گوناگون بدون هیج پیشزمینه و ارتباط منطقی تاریخی روی آورده اند تا فرضیات خود را به کرسی بنشانند. مدتهاست که انسانشناسان به ارتباط بین فرهنگ و زبان اذعان دارند. اما اول بار ادوارد ساپیر بود که با ارائه ی بحثی منطقی و ادلهی قوی چنین مطرح کرد که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 زبانشناسی، باستانشناسی و ژنتیک انسانی: دیدگاههای نو در توضیح نحوهی پراکنش زبانهای باستانی
📝کامیار عبدی
در طول دویست سال گذشته پژوهشگران تلاشهای زیادی بهعمل آورده اند تا ارتباطات زبانشناختی را به کمک دادههای باستانشناختی در چارچوبی تاریخی قرار دهند. در این میان روش تطبیقی در زبانشناسی بیشترین کار را انجام دادهاست. اما تمامی این تلاشها، از جمله روش تطبیقی، درنهایت به دام حدسیات بیاساس باستانشناسانه افتاده و به ساخت و پرداخت ذهنی فرآیندهای خیالی مانند مهاجرتهای طولانی و ناگهانی مردمان گوناگون بدون هیج پیشزمینه و ارتباط منطقی تاریخی روی آورده اند تا فرضیات خود را به کرسی بنشانند. مدتهاست که انسانشناسان به ارتباط بین فرهنگ و زبان اذعان دارند. اما اول بار ادوارد ساپیر بود که با ارائه ی بحثی منطقی و ادلهی قوی چنین مطرح کرد که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
گروه باستانشناسی انسانشناختی ایران برگزار میکند:
⬅️ سلسله برنامههای باستانشناسی انسانشناختی (۱۷):
با اعطای گواهینامهی دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسانشناسی ایران
🔹 بازخوانی فرهنگ مادی؛ نقش تصویربرداری طیفی در مطالعات باستانشناختی 🔹️
سخنران:
بهروز جلوداریان
هیأت علمی دانشکده حفاظت آثار فرهنگی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
دستیار دبیر:
نشاط متقی
📅 زمان برگزاری:
پنجشنبه، ۴ دی ماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی (اسکایروم)
🔴 ثبتنام الزامی و فقط از طریق تلگرام:
@mottaghineshat
🔴 مهلت ثبتنام: شنبه، ۲۹ آذر ماه، ۱۴۰۴
راههای ارتباطی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
⬅️ سلسله برنامههای باستانشناسی انسانشناختی (۱۷):
با اعطای گواهینامهی دوزبانه معتبر از سوی انجمن انسانشناسی ایران
🔹 بازخوانی فرهنگ مادی؛ نقش تصویربرداری طیفی در مطالعات باستانشناختی 🔹️
سخنران:
بهروز جلوداریان
هیأت علمی دانشکده حفاظت آثار فرهنگی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
دبیر نشست:
دکتر حمیدرضا قربانی
دستیار دبیر:
نشاط متقی
📅 زمان برگزاری:
پنجشنبه، ۴ دی ماه ۱۴۰۴
ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۰:۰۰
🔴 برگزاری: مجازی (اسکایروم)
🔴 ثبتنام الزامی و فقط از طریق تلگرام:
@mottaghineshat
🔴 مهلت ثبتنام: شنبه، ۲۹ آذر ماه، ۱۴۰۴
راههای ارتباطی:
📧 رایانامه:
anthropological.archaeology@gmail.com
تلگرام:
باستان شناسی انسان شناختی
AnthropologicalArchaeology
اینستاگرام:
anthropological_archaeology
anthropological_archaeology
جولیا_هندن_1388_رویکردهای_باستان_شناسانه_به_سازماندهی_کار_خانگی.pdf
4.3 MB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 رویکردهای باستانشناسانه به سازماندهی کار خانگی: فعالیتهای خانگی و روابط خانوادگی
📝نویسنده: جولیا هندن
📄مترجم: مژگان جایز
... علاقهی باستانشناسان به خانوار و روابط خانگی، از رهگذر تلاش برای تدوین رویکرد مؤثر میانفرهنگی در این زمینه در انسانشناسی فرهنگی گسترش یافتهاست... . در این نوشتار به پژوهشهای باستانشناختی اخیر دربارهی گروههای خانگی پرداختهشده و در مورد این مسأله بحث میشود که در این پژوهشها تا چه حد به فعالیتهای خانوار و سرشت سیاسی روابط خانگی، در حکم عنصری مهم در درک فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در جوامع گذشته، پرداختهشدهاست. همچنین به این پرداختهشده که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 رویکردهای باستانشناسانه به سازماندهی کار خانگی: فعالیتهای خانگی و روابط خانوادگی
📝نویسنده: جولیا هندن
📄مترجم: مژگان جایز
... علاقهی باستانشناسان به خانوار و روابط خانگی، از رهگذر تلاش برای تدوین رویکرد مؤثر میانفرهنگی در این زمینه در انسانشناسی فرهنگی گسترش یافتهاست... . در این نوشتار به پژوهشهای باستانشناختی اخیر دربارهی گروههای خانگی پرداختهشده و در مورد این مسأله بحث میشود که در این پژوهشها تا چه حد به فعالیتهای خانوار و سرشت سیاسی روابط خانگی، در حکم عنصری مهم در درک فرآیندهای سیاسی و اقتصادی در جوامع گذشته، پرداختهشدهاست. همچنین به این پرداختهشده که ....
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کریم_علیزاده_1394_مطالعات_مرز_رویکردی_انسان_شناختی_برای_پژوهش_های.pdf
639.9 KB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 مطالعات مرز: رویکردی انسانشناختی برای پژوهشهای باستانشناختی در ایران
📝 نویسنده: کریم علیزاده
... مرزها از اهمیت زیادی در زندگی انسانی برخوردارند و جنبههای متعددی از زندگی شخصی و اجتماعی بشر را تحتتأثیر قرار میدهند... . مرزها هرچند بخشی از ساخت اجتماعی قلمرو هستند ولی بهخودیخود موضوع و مسألهای مهم و گسترده برای پژوهشهای مستقل هستند. تمام تاریخ تمدنی بشر نشان میدهد که مرزها به شکلهای مختلفی پدید میآیند، از میان می روند، و ساخته میشوند و یا تغییر میکنند... . از این نظر است که شناخت و درک درست آن برای باستانشناسان اهمیت بالایی پیدا میکند... . وقتی تاریخ تحول علم باستانشناسی را از نظر میگذرانیم، می بینیم...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 مطالعات مرز: رویکردی انسانشناختی برای پژوهشهای باستانشناختی در ایران
📝 نویسنده: کریم علیزاده
... مرزها از اهمیت زیادی در زندگی انسانی برخوردارند و جنبههای متعددی از زندگی شخصی و اجتماعی بشر را تحتتأثیر قرار میدهند... . مرزها هرچند بخشی از ساخت اجتماعی قلمرو هستند ولی بهخودیخود موضوع و مسألهای مهم و گسترده برای پژوهشهای مستقل هستند. تمام تاریخ تمدنی بشر نشان میدهد که مرزها به شکلهای مختلفی پدید میآیند، از میان می روند، و ساخته میشوند و یا تغییر میکنند... . از این نظر است که شناخت و درک درست آن برای باستانشناسان اهمیت بالایی پیدا میکند... . وقتی تاریخ تحول علم باستانشناسی را از نظر میگذرانیم، می بینیم...
ادامه را در متن اصلی مقاله(به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
باستانشناسی استعمارزدایی
رویکردی انتقادی و اصلاحی است که بهدنبال به چالشکشیدن، مقابله و برچیدن میراث و نفوذ استعماری و امپریالیستی در این رشته است. این رویکرد با مباحث مطرح در مطالعات پسااستعماری و استعمارزدایی از روشها ارتباط دارد و سناریوهایی را هدف قرار میدهد که در آن تاریخ و دستساختههای جوامع غیرغربی از لنز غربی تفسیر یا تصاحب شدهاند و قدرت تفسیر و مالکیت را از کنترل انحصاری دانشگاهها و مؤسسات غربی آزاد میکند. در پی این است که باستانشناسی از یک علم استخراجی به یک تلاش مشارکتی و اخلاقی تبدیل شود و به جوامعی که میراثشان مورد بررسی قرار میگیرد، احترام گذاشته و قدرت میبخشد.
باستانشناسی استعمارزدایی چگونه با جوامع بومی همکاری میکند؟
باستانشناسی استعمارزدایی از طریق تغییر توازن قدرت و ایجاد همکاری مشارکتی و برابر با جوامع بومی عمل میکند، بهطوریکه جوامع بومی در مرکز فرآیند پژوهش قرار میگیرند و بهجای اینکه صرفاً "موضوع مطالعه" باشند، به "شرکای فعال" تبدیل میشوند.
این رویکرد شامل مراحل و اصول زیر است:
• مشارکت مستقیم در تصمیمگیری: جوامع بومی از ابتدا درگیر تعریف پرسشهای پژوهشی، هدایت بررسیها و کاوشها، و تعیین اینکه چه چیزی میتواند یا نمیتواند بررسی و کاوش شود، هستند.
• تغییر روششناسی: ترویج روشهای پژوهشی مشارکتی (Collaborative) و مبتنی بر عمل که در آن، جوامع محلی نه تنها به عنوان منابع اطلاعاتی، بلکه به عنوان شرکای برابر یا مدیران پروژه مطرح هستند.
• انتقاد به دانش استعماری: به چالشکشیدن شیوههای سنتی تولید دانش در باستانشناسی که بیشتر توسط قدرتهای استعماری یا نخبگان مرکزگرا شکل گرفته و روایتها و دیدگاههای مردمان و اقوام بومی و غیر غالب و جوامع استعمارزده را به حاشیه رانده است.
• برابرسازی دانش و چند صدایی(Polyvocality): اصرار بر گنجاندن دیدگاهها، تاریخهای شفاهی، و نظامهای دانش بومی (مانند دانش محیطی سنتی و تاریخ شفاهی) در کنار دانش و تفسیرهای باستانشناختی غالب دانشگاهی مورد توجه برابر قرار میگیرد و اعتبارسنجی میشود، نه اینکه صرفاً بهعنوان "اطلاعات خام" استفاده شود و به رسمیت شناختن اینکه یک اثر باستانی میتواند معانی مختلفی برای گروههای مختلف داشته باشد.
• پسااستعماری: در عین نزدیکی به باستانشناسی پسااستعماری(Post-Colonial Archaeology)، استعمارزدایی فراتر رفته و به دنبال اقدام عملی و خروج از ساختارهای استعماریِ باقیمانده است، نه صرفاً نقد و تحلیل آنها.
• بازگرداندن اقتدار، کنترل و مالکیت: هدف نهایی بازگرداندن اقتدار، کنترل و مالکیت میراث فرهنگی (اعم از جایگاههای باستانشناختی، یافتهها و دستساختهها و بقایای انسانی) و روایتهای تاریخی به جوامع بومی-محلی ذینفع است.
• ارتباط پروژهها با نیازهای جامعه: پروژههای باستانشناختی بهگونهای طراحی میشوند که به اهداف و اولویتهای جامعه بومی، مانند احیای فرهنگی، ادعاهای حقوقی زمین، یا ایجاد فرصتهای شغلی محلی، پاسخ دهند.
• شفافسازی و آموزش عمومی: نتایج پژوهشها بهصورت شفاف و قابلفهم به جامعه بومی و عموم مردم ارائه میشود تا تصورات غلط تاریخی اصلاح شده و درک جدیدی از تاریخ محلی ایجاد گردد.
• پایبندی به اخلاق و احترام متقابل: این رویکرد برپایه احترام عمیق به دستورالعملهای فرهنگی بومی و اصل عمل متقابل (Reciprocity) بنا شدهاست؛ به این معنی که باستانشناسان در ازای دانش و بینش دریافت شده، منابع، فرصتهای آموزشی یا حمایتهای دیگر ارائه میدهند.
باستانشناسی استعمارزدایی با چالشهای ساختاری، اخلاقی و عملی گوناگونی روبهرو است که اجرای کامل آنرا دشوار میکند. این چالشها عمدتاً ناشی از میراث دیرینه قدرتهای نابرابر و سیستمهای دانشگاهی ریشهدار غربی هستند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستانشناسی استعمارزدایی
رویکردی انتقادی و اصلاحی است که بهدنبال به چالشکشیدن، مقابله و برچیدن میراث و نفوذ استعماری و امپریالیستی در این رشته است. این رویکرد با مباحث مطرح در مطالعات پسااستعماری و استعمارزدایی از روشها ارتباط دارد و سناریوهایی را هدف قرار میدهد که در آن تاریخ و دستساختههای جوامع غیرغربی از لنز غربی تفسیر یا تصاحب شدهاند و قدرت تفسیر و مالکیت را از کنترل انحصاری دانشگاهها و مؤسسات غربی آزاد میکند. در پی این است که باستانشناسی از یک علم استخراجی به یک تلاش مشارکتی و اخلاقی تبدیل شود و به جوامعی که میراثشان مورد بررسی قرار میگیرد، احترام گذاشته و قدرت میبخشد.
باستانشناسی استعمارزدایی چگونه با جوامع بومی همکاری میکند؟
باستانشناسی استعمارزدایی از طریق تغییر توازن قدرت و ایجاد همکاری مشارکتی و برابر با جوامع بومی عمل میکند، بهطوریکه جوامع بومی در مرکز فرآیند پژوهش قرار میگیرند و بهجای اینکه صرفاً "موضوع مطالعه" باشند، به "شرکای فعال" تبدیل میشوند.
این رویکرد شامل مراحل و اصول زیر است:
• مشارکت مستقیم در تصمیمگیری: جوامع بومی از ابتدا درگیر تعریف پرسشهای پژوهشی، هدایت بررسیها و کاوشها، و تعیین اینکه چه چیزی میتواند یا نمیتواند بررسی و کاوش شود، هستند.
• تغییر روششناسی: ترویج روشهای پژوهشی مشارکتی (Collaborative) و مبتنی بر عمل که در آن، جوامع محلی نه تنها به عنوان منابع اطلاعاتی، بلکه به عنوان شرکای برابر یا مدیران پروژه مطرح هستند.
• انتقاد به دانش استعماری: به چالشکشیدن شیوههای سنتی تولید دانش در باستانشناسی که بیشتر توسط قدرتهای استعماری یا نخبگان مرکزگرا شکل گرفته و روایتها و دیدگاههای مردمان و اقوام بومی و غیر غالب و جوامع استعمارزده را به حاشیه رانده است.
• برابرسازی دانش و چند صدایی(Polyvocality): اصرار بر گنجاندن دیدگاهها، تاریخهای شفاهی، و نظامهای دانش بومی (مانند دانش محیطی سنتی و تاریخ شفاهی) در کنار دانش و تفسیرهای باستانشناختی غالب دانشگاهی مورد توجه برابر قرار میگیرد و اعتبارسنجی میشود، نه اینکه صرفاً بهعنوان "اطلاعات خام" استفاده شود و به رسمیت شناختن اینکه یک اثر باستانی میتواند معانی مختلفی برای گروههای مختلف داشته باشد.
• پسااستعماری: در عین نزدیکی به باستانشناسی پسااستعماری(Post-Colonial Archaeology)، استعمارزدایی فراتر رفته و به دنبال اقدام عملی و خروج از ساختارهای استعماریِ باقیمانده است، نه صرفاً نقد و تحلیل آنها.
• بازگرداندن اقتدار، کنترل و مالکیت: هدف نهایی بازگرداندن اقتدار، کنترل و مالکیت میراث فرهنگی (اعم از جایگاههای باستانشناختی، یافتهها و دستساختهها و بقایای انسانی) و روایتهای تاریخی به جوامع بومی-محلی ذینفع است.
• ارتباط پروژهها با نیازهای جامعه: پروژههای باستانشناختی بهگونهای طراحی میشوند که به اهداف و اولویتهای جامعه بومی، مانند احیای فرهنگی، ادعاهای حقوقی زمین، یا ایجاد فرصتهای شغلی محلی، پاسخ دهند.
• شفافسازی و آموزش عمومی: نتایج پژوهشها بهصورت شفاف و قابلفهم به جامعه بومی و عموم مردم ارائه میشود تا تصورات غلط تاریخی اصلاح شده و درک جدیدی از تاریخ محلی ایجاد گردد.
• پایبندی به اخلاق و احترام متقابل: این رویکرد برپایه احترام عمیق به دستورالعملهای فرهنگی بومی و اصل عمل متقابل (Reciprocity) بنا شدهاست؛ به این معنی که باستانشناسان در ازای دانش و بینش دریافت شده، منابع، فرصتهای آموزشی یا حمایتهای دیگر ارائه میدهند.
باستانشناسی استعمارزدایی با چالشهای ساختاری، اخلاقی و عملی گوناگونی روبهرو است که اجرای کامل آنرا دشوار میکند. این چالشها عمدتاً ناشی از میراث دیرینه قدرتهای نابرابر و سیستمهای دانشگاهی ریشهدار غربی هستند.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی👆
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
چالشهای اصلی باستانشناسی استعمارزدایی
باستانشناسی، مانند بسیاری از علوم اجتماعی و انسانی دیگر، ریشههایی در دوران امپریالیسم اروپا دارد. بسیاری از پروژههای اولیه باستانشناسی در مناطق مستعمره، در خدمت منافع و روایتهای قدرتهای استعماری (مانند اثبات برتری تمدنهای غربی، جمعآوری آثار برای موزههای اروپایی و آمریکای شمالی) بودند.
• توازن قدرت و مقاومت نهادی: شاید بزرگترین چالش، غلبه بر عدم توازن قدرت نهادینهشده میان باستانشناسان دانشگاهی و جوامع بومی باشد. بسیاری از دانشگاهها و موزهها در برابر واگذاری کنترل و مالکیت دستساختهها و بقایای انسانی مقاومت میکنند، زیرا این امر مستلزم رها کردن قدرت و امتیازی است که از برتری علمی (مبتنی بر اندیشههای نژادگرایانه) ناشی میشود.
• استفاده استعاری از اصطلاح: خطر تبدیلشدن "استعمارزدایی" به یک "کلمه پرطرفدار" (buzzword) یا استعارهای بدون اقدام محسوس و ملموس، وجود دارد. برخی از دانشگاهیان ممکناست بدون انجام تغییرات ساختاری بنیادی و عملی، صرفاً به تنوع بخشیدن به منابع مطالعاتی یا سخنرانیهای خود اکتفا کنند.
• اختلاف در سیستمهای دانش: ادغام دانش بومی (مانند تاریخ شفاهی و دانش سنتی محیطی) با روششناسیهای "علمی" غربی میتواند دشوار باشد. سیستمهای دانشگاهی اغلب دانش بومی را بهعنوان "خرافات" یا "غیرعلمی" کماهمیت جلوه دادهاند، که ایجاد یک بستر برابر برای اعتبار بخشیدن به هر دو نوع دانش را پیچیده میکند.
• چالشهای قانونی و بوروکراتیک: فرآیندهای قانونی برای بازگرداندن (repatriation) بقایای انسانی و اشیاء مقدس (مانند قانون NAGPRA در ایالات متحده) میتوانند طولانی، پیچیده و پرهزینه باشند. این فرآیندها اغلب جوامع بومی را مجبور میکنند تا هویت خود را در چارچوبهای حقوقی غربی تعریف کنند.
• تأمین مالی و منابع: پروژههای مبتنی بر جامعه معمولاً جدول زمانی متفاوتی دارند و به منابع مالی بیشتری برای مشارکت و ایجاد ظرفیت در جامعه نیاز دارند. ساختارهای سنتی تأمین مالی پروژههای پژوهشی در بیشتر موارد، مدلهای قدیمیتر و با مدیریت فردی را ترجیح میدهند.
• تضاد درونی جوامع: گاهی اوقات در داخل خود جوامع بومی نیز بر سر نحوهی مدیریت میراث فرهنگی، یا اینکه چه کسی حق صحبت کردن در مورد یک جایگاه باستانشناختی خاص را دارد، اختلافاتی وجود دارد. باستانشناسان باید با حساسیت این پویاییهای داخلی را مدیریت کنند.
• زبان و ارتباطات: تفاوتهای زبانی و اصطلاحات تخصصی باستانشناسی میتواند مانعی برای ارتباط مؤثر و درک متقابل بین پژوهشگران و اعضای جامعه باشد.
باستانشناسی استعمارزدایی تلاش میکند تا:
1. ساختارهای قدرت را در باستانشناسی مدرن (از دانشگاهها گرفته تا موزهها و قوانین میراث فرهنگی) که نابرابریهای گذشته را بازتولید میکنند، افشا و براندازد.
2. با بهرسمیت شناختن آسیبهای تاریخی (مانند غارت آثار، حفاریهای غیرمجاز، و حذف بومیان از روایتهای تاریخی)، به سمت جبران و ترمیم حرکت کند.
تهیه و تنظیم: سروش بروجردی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
چالشهای اصلی باستانشناسی استعمارزدایی
باستانشناسی، مانند بسیاری از علوم اجتماعی و انسانی دیگر، ریشههایی در دوران امپریالیسم اروپا دارد. بسیاری از پروژههای اولیه باستانشناسی در مناطق مستعمره، در خدمت منافع و روایتهای قدرتهای استعماری (مانند اثبات برتری تمدنهای غربی، جمعآوری آثار برای موزههای اروپایی و آمریکای شمالی) بودند.
• توازن قدرت و مقاومت نهادی: شاید بزرگترین چالش، غلبه بر عدم توازن قدرت نهادینهشده میان باستانشناسان دانشگاهی و جوامع بومی باشد. بسیاری از دانشگاهها و موزهها در برابر واگذاری کنترل و مالکیت دستساختهها و بقایای انسانی مقاومت میکنند، زیرا این امر مستلزم رها کردن قدرت و امتیازی است که از برتری علمی (مبتنی بر اندیشههای نژادگرایانه) ناشی میشود.
• استفاده استعاری از اصطلاح: خطر تبدیلشدن "استعمارزدایی" به یک "کلمه پرطرفدار" (buzzword) یا استعارهای بدون اقدام محسوس و ملموس، وجود دارد. برخی از دانشگاهیان ممکناست بدون انجام تغییرات ساختاری بنیادی و عملی، صرفاً به تنوع بخشیدن به منابع مطالعاتی یا سخنرانیهای خود اکتفا کنند.
• اختلاف در سیستمهای دانش: ادغام دانش بومی (مانند تاریخ شفاهی و دانش سنتی محیطی) با روششناسیهای "علمی" غربی میتواند دشوار باشد. سیستمهای دانشگاهی اغلب دانش بومی را بهعنوان "خرافات" یا "غیرعلمی" کماهمیت جلوه دادهاند، که ایجاد یک بستر برابر برای اعتبار بخشیدن به هر دو نوع دانش را پیچیده میکند.
• چالشهای قانونی و بوروکراتیک: فرآیندهای قانونی برای بازگرداندن (repatriation) بقایای انسانی و اشیاء مقدس (مانند قانون NAGPRA در ایالات متحده) میتوانند طولانی، پیچیده و پرهزینه باشند. این فرآیندها اغلب جوامع بومی را مجبور میکنند تا هویت خود را در چارچوبهای حقوقی غربی تعریف کنند.
• تأمین مالی و منابع: پروژههای مبتنی بر جامعه معمولاً جدول زمانی متفاوتی دارند و به منابع مالی بیشتری برای مشارکت و ایجاد ظرفیت در جامعه نیاز دارند. ساختارهای سنتی تأمین مالی پروژههای پژوهشی در بیشتر موارد، مدلهای قدیمیتر و با مدیریت فردی را ترجیح میدهند.
• تضاد درونی جوامع: گاهی اوقات در داخل خود جوامع بومی نیز بر سر نحوهی مدیریت میراث فرهنگی، یا اینکه چه کسی حق صحبت کردن در مورد یک جایگاه باستانشناختی خاص را دارد، اختلافاتی وجود دارد. باستانشناسان باید با حساسیت این پویاییهای داخلی را مدیریت کنند.
• زبان و ارتباطات: تفاوتهای زبانی و اصطلاحات تخصصی باستانشناسی میتواند مانعی برای ارتباط مؤثر و درک متقابل بین پژوهشگران و اعضای جامعه باشد.
باستانشناسی استعمارزدایی تلاش میکند تا:
1. ساختارهای قدرت را در باستانشناسی مدرن (از دانشگاهها گرفته تا موزهها و قوانین میراث فرهنگی) که نابرابریهای گذشته را بازتولید میکنند، افشا و براندازد.
2. با بهرسمیت شناختن آسیبهای تاریخی (مانند غارت آثار، حفاریهای غیرمجاز، و حذف بومیان از روایتهای تاریخی)، به سمت جبران و ترمیم حرکت کند.
تهیه و تنظیم: سروش بروجردی
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚بازبینی مفهوم نوسنگی: ارزیابی کارآمدی ساختار نوسنگی در پرتو پژوهش های اخیر
📝نویسنده: ملیندا زدر
📄ترجمه و خلاصه: الهام مرادی
📚Unpacking the Neolithic: Assessing the Relevance of the Neolithic Construct in Light of Recent Research (2025)
📝Melinda A. Zeder
ملیندا آ. زدر متخصص برجسته در مطالعات اهلیسازی گیاهان و جانوران، اقتصاد معیشتی و گذارهای بلندمدت فرهنگی است. او با اتکا به پیشینه ی پژوهشی گسترده خود در حوزههای باستانشناسی جنوبغرب آسیا، باستان زیستبومشناسی و مطالعات تطبیقی جهانی، در این مقاله به بازنگری انتقادی در رابطه با مفهوم «نوسنگی» میپردازد. هدف او نه رد کامل این مفهوم، بلکه ارزیابی میزان اعتبار تحلیلی آن در پرتو دادهها و رویکردهای نوین باستانشناختی از مناطق مختلف جهان است.
وی استدلال می کند که توالی خطی و یکپارچه مولفههای سنتی نوسنگی _مشهور در مدل " انقلاب نوسنگی" گوردون چایلد_دیگر با واقعیت پیچیده و چند مسیری این فرایند در مقیاس جهانی سازگار نیست. در عوض ظهور ویژگیهای مرتبط با نوسنگی (شامل یکجانشینی، مدیریت منابع، اهلیسازی، کشاورزی و نهادهای اجتماعی پیچیده ) فرایندی غیرخطی، چندکانونی و دارای مسیرهای واگرا بوده است.
زدر ابتدا تاریخچهی شکلگیری مفهوم نوسنگی را از کارهای نخستین لوباک ( برپایه فناوری ابزار) تا تبیین وسیعتر چایلد که بر اهلی سازی، کشاورزی، یکجانشینی، افزایش جمعیت، ذخیره مازاد، نهادهای اجتماعی-آیینی و ظهور فناوریهای جدید تاکید داشت، مرور می نماید، سپس با تمرکز بر جنوبغرب آسیا که منطقهای با غنیترین مدارک است، نشان میدهد حتی در این خاستگاه سنتی مفهوم نوسنگی، تحولات یاد شده در طول چهار هزار سال و در کانونهای متعدد بهگونهای ناهمزمان و مستقل رخ دادهاست.
برای مثال، یکجانشینی هزاران سال پیش از شکلگیری کامل کشاورزی و در میان جوامع شکارورز-گردآورندهی اواخر پلیستوسن، بهویژه در محیطهای غنی از منابع، پدیدار گشت. کشاورزی نیز بهعنوان راهبرد معیشتی که در آن گونههای اهلی نقش غالب را ایفا می کنند دیرتر از اهلیسازی پدیدار شد. اهلیسازی نیز خود نتیجه فرعی مدیریت بلندمدت و رابطه همتطوری تدریجی با گونههای خاص بود، نه یک نوآوری آگاهانه و سریع.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
📚بازبینی مفهوم نوسنگی: ارزیابی کارآمدی ساختار نوسنگی در پرتو پژوهش های اخیر
📝نویسنده: ملیندا زدر
📄ترجمه و خلاصه: الهام مرادی
📚Unpacking the Neolithic: Assessing the Relevance of the Neolithic Construct in Light of Recent Research (2025)
📝Melinda A. Zeder
ملیندا آ. زدر متخصص برجسته در مطالعات اهلیسازی گیاهان و جانوران، اقتصاد معیشتی و گذارهای بلندمدت فرهنگی است. او با اتکا به پیشینه ی پژوهشی گسترده خود در حوزههای باستانشناسی جنوبغرب آسیا، باستان زیستبومشناسی و مطالعات تطبیقی جهانی، در این مقاله به بازنگری انتقادی در رابطه با مفهوم «نوسنگی» میپردازد. هدف او نه رد کامل این مفهوم، بلکه ارزیابی میزان اعتبار تحلیلی آن در پرتو دادهها و رویکردهای نوین باستانشناختی از مناطق مختلف جهان است.
وی استدلال می کند که توالی خطی و یکپارچه مولفههای سنتی نوسنگی _مشهور در مدل " انقلاب نوسنگی" گوردون چایلد_دیگر با واقعیت پیچیده و چند مسیری این فرایند در مقیاس جهانی سازگار نیست. در عوض ظهور ویژگیهای مرتبط با نوسنگی (شامل یکجانشینی، مدیریت منابع، اهلیسازی، کشاورزی و نهادهای اجتماعی پیچیده ) فرایندی غیرخطی، چندکانونی و دارای مسیرهای واگرا بوده است.
زدر ابتدا تاریخچهی شکلگیری مفهوم نوسنگی را از کارهای نخستین لوباک ( برپایه فناوری ابزار) تا تبیین وسیعتر چایلد که بر اهلی سازی، کشاورزی، یکجانشینی، افزایش جمعیت، ذخیره مازاد، نهادهای اجتماعی-آیینی و ظهور فناوریهای جدید تاکید داشت، مرور می نماید، سپس با تمرکز بر جنوبغرب آسیا که منطقهای با غنیترین مدارک است، نشان میدهد حتی در این خاستگاه سنتی مفهوم نوسنگی، تحولات یاد شده در طول چهار هزار سال و در کانونهای متعدد بهگونهای ناهمزمان و مستقل رخ دادهاست.
برای مثال، یکجانشینی هزاران سال پیش از شکلگیری کامل کشاورزی و در میان جوامع شکارورز-گردآورندهی اواخر پلیستوسن، بهویژه در محیطهای غنی از منابع، پدیدار گشت. کشاورزی نیز بهعنوان راهبرد معیشتی که در آن گونههای اهلی نقش غالب را ایفا می کنند دیرتر از اهلیسازی پدیدار شد. اهلیسازی نیز خود نتیجه فرعی مدیریت بلندمدت و رابطه همتطوری تدریجی با گونههای خاص بود، نه یک نوآوری آگاهانه و سریع.
🔴 ادامه در پیام بعد👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
او اشاره میکند، فرایندهای مشابه نوسنگی بدون تبعیت از الگوی جنوبغرب آسیا شکل گرفتهاند. بهعنوان مثال در چین، اگرچه الگویی مشابه جنوبغرب آسیا با تأخیر زمانی کمتر دیدهمیشود، اما تفاوت در سنتهای فناورانه به شکلگیری مسیری متمایز در اهلیکردن گیاهان انجامید همچنین در ژاپنِ دورهی جومون و شرق آمریکای شمالی، تداوم نظامهای «تولید غذا در سطح پایین» نشان میدهد که مدیریت مؤثر منابع میتوانست بدون اتکاء به کشاورزی فشرده یا سازمان اجتماعی سلسلهمراتبی پیچیده، پایداری اقتصادی و جمعیتی را تضمین کند.
در آمریکای مرکزی نیز، فرایندهای اولیه اهلیسازی گیاهان در بستر جوامع نیمهکوچگر شکل گرفت و یکجانشینی و پیچیدگی اجتماعی هزاران سال بعد تحقق یافت. در مقابل، شمالغرب اقیانوس آرام نمونهای است که چارچوبهای متعارف گذار به تولید غذا را به چالش میکشد؛ جاییکه جوامع دارای سلسلهمراتب اجتماعی پیچیده و نظامهای مالکیت، برپایهی مدیریت فشرده و اکوسیستمسازی منابع (نه کشاورزی مبتنی بر گونههای اهلی قدیمی) استوار بودند.
در مواجهه با این ناهمگونی، نویسنده بهجای دور انداختن کامل اصطلاح نوسنگی (که علیرغم ریشههای اروپامحورانه، از نظر تاریخی نهادینه شدهاست)، بازتعریف آن در قالب یک «حوزه بینابینی» مفهومی را پیشنهاد میدهد.
در این بازتعریف، نوسنگی نه یک پدیده واحد، بلکه یک فضای تحلیلی پویا در نظر گرفتهمیشود که بین جوامع شکارگر-گردآورنده کوچکمقیاس از یکسو، و جوامع سلسلهمراتبی مبتنی بر تولید غذا فشرده از سوی دیگر قرار دارد. این فضای بینابینی میتواند شامل ترکیبهای مختلف و توالیهای گوناگونی از مؤلفههای یادشده باشد، بدون اینکه الزاماً همه آنها در هر مورد حاضر باشند یا به نتیجه «پایانی» مشخصی ختم شوند.
زدر در جمعبندی، کنار گذاشتن کامل مفهوم نوسنگی را ضروری نمیداند، بلکه بر بازتعریف انتقادی و انعطافپذیر آن تأکید میکند. به اعتقاد او نوسنگی، در صورت رهایی از جبرگرایی تکاملی و پیشفرضهای اروپامحور، همچنان میتواند بهعنوان چارچوبی مقایسهای و تحلیلی برای بررسی دگرگونیهای بلندمدت در نظامهای معیشتی، الگوهای استقرار و سازمان اجتماعی جوامع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
📍 برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1007/s10963-025-09198-0
https://link.springer.com/article/10.1007/s10963-025-09198-0
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
او اشاره میکند، فرایندهای مشابه نوسنگی بدون تبعیت از الگوی جنوبغرب آسیا شکل گرفتهاند. بهعنوان مثال در چین، اگرچه الگویی مشابه جنوبغرب آسیا با تأخیر زمانی کمتر دیدهمیشود، اما تفاوت در سنتهای فناورانه به شکلگیری مسیری متمایز در اهلیکردن گیاهان انجامید همچنین در ژاپنِ دورهی جومون و شرق آمریکای شمالی، تداوم نظامهای «تولید غذا در سطح پایین» نشان میدهد که مدیریت مؤثر منابع میتوانست بدون اتکاء به کشاورزی فشرده یا سازمان اجتماعی سلسلهمراتبی پیچیده، پایداری اقتصادی و جمعیتی را تضمین کند.
در آمریکای مرکزی نیز، فرایندهای اولیه اهلیسازی گیاهان در بستر جوامع نیمهکوچگر شکل گرفت و یکجانشینی و پیچیدگی اجتماعی هزاران سال بعد تحقق یافت. در مقابل، شمالغرب اقیانوس آرام نمونهای است که چارچوبهای متعارف گذار به تولید غذا را به چالش میکشد؛ جاییکه جوامع دارای سلسلهمراتب اجتماعی پیچیده و نظامهای مالکیت، برپایهی مدیریت فشرده و اکوسیستمسازی منابع (نه کشاورزی مبتنی بر گونههای اهلی قدیمی) استوار بودند.
در مواجهه با این ناهمگونی، نویسنده بهجای دور انداختن کامل اصطلاح نوسنگی (که علیرغم ریشههای اروپامحورانه، از نظر تاریخی نهادینه شدهاست)، بازتعریف آن در قالب یک «حوزه بینابینی» مفهومی را پیشنهاد میدهد.
در این بازتعریف، نوسنگی نه یک پدیده واحد، بلکه یک فضای تحلیلی پویا در نظر گرفتهمیشود که بین جوامع شکارگر-گردآورنده کوچکمقیاس از یکسو، و جوامع سلسلهمراتبی مبتنی بر تولید غذا فشرده از سوی دیگر قرار دارد. این فضای بینابینی میتواند شامل ترکیبهای مختلف و توالیهای گوناگونی از مؤلفههای یادشده باشد، بدون اینکه الزاماً همه آنها در هر مورد حاضر باشند یا به نتیجه «پایانی» مشخصی ختم شوند.
زدر در جمعبندی، کنار گذاشتن کامل مفهوم نوسنگی را ضروری نمیداند، بلکه بر بازتعریف انتقادی و انعطافپذیر آن تأکید میکند. به اعتقاد او نوسنگی، در صورت رهایی از جبرگرایی تکاملی و پیشفرضهای اروپامحور، همچنان میتواند بهعنوان چارچوبی مقایسهای و تحلیلی برای بررسی دگرگونیهای بلندمدت در نظامهای معیشتی، الگوهای استقرار و سازمان اجتماعی جوامع انسانی مورد استفاده قرار گیرد.
📍 برای مطالعه اصل مقاله:
https://doi.org/10.1007/s10963-025-09198-0
https://link.springer.com/article/10.1007/s10963-025-09198-0
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 بُعد فرهنگی شناخت/ادراک
📝 نویسنده: ترور واتکینز
📄 ترجمه و خلاصه: الهام مرادی
📚 The Cultural Dimension of Cognition (2015)
📝Trevor Watkins
ترور واتکینز در این مقاله، با اتکا به چارچوب های نظری نوین در حوزهی باستانشناسی شناختی و اجتماعی با بهرهگیری از نظریه کنامسازی شناختی فرهنگی، به بازخوانی فرآیند نوسنگیشدن در آسیای جنوبغربی میپردازد.
نویسنده با نقد رویکردهای سنتی که «انقلاب نوسنگی» را صرفاً پیامد تغییرات اقلیمی یا اهلیسازی گیاهان و جانوران میدانند، استدلال میکند که محور اصلی این دگرگونی، تحول در شناخت و فرهنگ نمادین انسان بودهاست. «این تحول در قالب ارتقای توانایی انسان در کنامسازی شناختی–فرهنگی همراه بود؛ فرآیندی که از سطح سازگاری صرف با محیط فراتر رفت و به بازآفرینی فعال روابط و ساختارهای اجتماعی انجامید.
واتکینز گذار نوسنگی را برآیند درهمتنیده سه روند موازی و طولانیمدت میداند:
۱.تغییرات معیشتی و فنآورانه: اگرچه اهلیسازی نقطه عطفی مهم است، اما این فرآیند نتیجه هزاران سال مدیریت فزاینده منابع طبیعی، استفاده از ابزارهای ادوات سنگی و ذخیرهسازی خوراک بود که ریشه در دوره فراپارینهسنگی داشت.
۲.دگرگونیهای جمعیتی و الگوی اسکان: اسناد باستانشناختی حاکی از روند فزاینده تراکم جمعیتی و ظهور سکونتگاههای بزرگ، پیچیده و دائمی است. این جوامع از نظر اندازه، از حد نظری «عدد دانبار» (حدود ۱۵۰ نفر برای گروههای همبسته مبتنی بر روابط چهرهبهچهره) فراتر رفته بودند.
۳. انقلاب در فرهنگ نمادین و مادی: همزمان با رشد جمعیت، شاهد ظهور فرمهای بیسابقه و بزرگمقیاسی از بازنمایی نمادین هستیم: معماری آیینی عظیم (نظیر جایگاههای باستانشناختی گوبکلیتپه و ساختمانهای عمومی دایرهای زیرزمینی در جرفالاحمر)، پیکرهسازیهای پیچیده، و شبکههای برهمکنشی کالاهای نمادین (مانند ابسیدین). این نمادها تنها تزئینی نبودند، بلکه کارکردی حیانی در سطح شناختی-اجتماعی داشتند.
🔴 ادامه در پیام بعدی👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
📚 بُعد فرهنگی شناخت/ادراک
📝 نویسنده: ترور واتکینز
📄 ترجمه و خلاصه: الهام مرادی
📚 The Cultural Dimension of Cognition (2015)
📝Trevor Watkins
ترور واتکینز در این مقاله، با اتکا به چارچوب های نظری نوین در حوزهی باستانشناسی شناختی و اجتماعی با بهرهگیری از نظریه کنامسازی شناختی فرهنگی، به بازخوانی فرآیند نوسنگیشدن در آسیای جنوبغربی میپردازد.
نویسنده با نقد رویکردهای سنتی که «انقلاب نوسنگی» را صرفاً پیامد تغییرات اقلیمی یا اهلیسازی گیاهان و جانوران میدانند، استدلال میکند که محور اصلی این دگرگونی، تحول در شناخت و فرهنگ نمادین انسان بودهاست. «این تحول در قالب ارتقای توانایی انسان در کنامسازی شناختی–فرهنگی همراه بود؛ فرآیندی که از سطح سازگاری صرف با محیط فراتر رفت و به بازآفرینی فعال روابط و ساختارهای اجتماعی انجامید.
واتکینز گذار نوسنگی را برآیند درهمتنیده سه روند موازی و طولانیمدت میداند:
۱.تغییرات معیشتی و فنآورانه: اگرچه اهلیسازی نقطه عطفی مهم است، اما این فرآیند نتیجه هزاران سال مدیریت فزاینده منابع طبیعی، استفاده از ابزارهای ادوات سنگی و ذخیرهسازی خوراک بود که ریشه در دوره فراپارینهسنگی داشت.
۲.دگرگونیهای جمعیتی و الگوی اسکان: اسناد باستانشناختی حاکی از روند فزاینده تراکم جمعیتی و ظهور سکونتگاههای بزرگ، پیچیده و دائمی است. این جوامع از نظر اندازه، از حد نظری «عدد دانبار» (حدود ۱۵۰ نفر برای گروههای همبسته مبتنی بر روابط چهرهبهچهره) فراتر رفته بودند.
۳. انقلاب در فرهنگ نمادین و مادی: همزمان با رشد جمعیت، شاهد ظهور فرمهای بیسابقه و بزرگمقیاسی از بازنمایی نمادین هستیم: معماری آیینی عظیم (نظیر جایگاههای باستانشناختی گوبکلیتپه و ساختمانهای عمومی دایرهای زیرزمینی در جرفالاحمر)، پیکرهسازیهای پیچیده، و شبکههای برهمکنشی کالاهای نمادین (مانند ابسیدین). این نمادها تنها تزئینی نبودند، بلکه کارکردی حیانی در سطح شناختی-اجتماعی داشتند.
🔴 ادامه در پیام بعدی👇
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
🔴 ادامه پیام قبلی☝️
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
نویسنده با تلفیق دیدگاههای مرلین دونالد درباره «فرهنگ نظری» و «ذخیره نمادین بیرونی» با مفهوم «ساماندهی شناختی» کیم استرلنی، به بسط مفهوم کنامسازی شناختی–فرهنگی میپردازد. بر این اساس، مغز انسان مدرن، با انعطافپذیری رشدی بالا، نه بهصورت مستقل، بلکه در درون محیطی فرهنگی غنی از نمادها شکل میگیرد. در دوره مورد بحث، این کنام بهطور نظاممند و جمعی از طریق زیرساختهای نمادین مادی ساخته شد. این زیرساختها عملاً نقش پروتزهای شناختی را ایفا کرده و محدودیتهای ذاتی «ذهن اجتماعی» را جبران نمودند. با ایجاد حافظه جمعی پایدار، نهادینهسازی هنجارهای مشترک و تقویت هویت فرافردی، آنها زمینه همکاری و اعتماد را میان صدها و حتی هزاران فرد فراهم کردند.
واتکینز با بهرهگیری از نظریههای«علامتدهی پرهزینه» و «سیگنالدهی تعهد»، به تفسیر کارکرد این نمادها میپردازد. ساخت، نگهداری و حتی تخریب آیینی این بناهای عظیم (همچون تدفین برنامهریزیشده گوبکلیتپه)، خود بخشی از فرآیند اجتماعی بود. این اعمال پرهزینه، بهعنوان «مکانیسمهای تعهد» عمل میکردند که وفاداری اعضا را به ارزشهای جمعی نشان میداد و امکان همکاری گسترده را تسهیل میکرد. بنابراین، این سازهها نه صرفاً «مکانی» برای برگزاری آیین، بلکه «تجسم عینی» خود آیین و ابزاری برای مهندسی اجتماعی بودند.
در جمعبندی نهایی، واتکینز تأکید میکند محور اصلی گذار نوسنگی، یک دگرگونی بنیادین در رابطه بین شناخت، فرهنگ و ماده بود. انسان با خلق کنامسازی شناختی-فرهنگی قدرتمند مبتنی بر نمادهای مادی، بر موانع زیستی زندگی جمعی در مقیاس بزرگ غلبه کرد و بنیانهای تمدن شهری بعدی را پیریزی نمود.
این مقاله نشانمیدهد درک تحولات اجتماعی عمیق در تاریخ بشر، مستلزم درکی یکپارچه و فراتر از تحولات فنآورانه صرف، و توجه به بُعد فرهنگی شناخت و نقش فعال فرهنگ مادی در شکلدهی به ذهنیت و جامعه است.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
http://dx.doi.org/10.1016/j.quaint.2015.02.049
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S1040618215001561
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
نویسنده با تلفیق دیدگاههای مرلین دونالد درباره «فرهنگ نظری» و «ذخیره نمادین بیرونی» با مفهوم «ساماندهی شناختی» کیم استرلنی، به بسط مفهوم کنامسازی شناختی–فرهنگی میپردازد. بر این اساس، مغز انسان مدرن، با انعطافپذیری رشدی بالا، نه بهصورت مستقل، بلکه در درون محیطی فرهنگی غنی از نمادها شکل میگیرد. در دوره مورد بحث، این کنام بهطور نظاممند و جمعی از طریق زیرساختهای نمادین مادی ساخته شد. این زیرساختها عملاً نقش پروتزهای شناختی را ایفا کرده و محدودیتهای ذاتی «ذهن اجتماعی» را جبران نمودند. با ایجاد حافظه جمعی پایدار، نهادینهسازی هنجارهای مشترک و تقویت هویت فرافردی، آنها زمینه همکاری و اعتماد را میان صدها و حتی هزاران فرد فراهم کردند.
واتکینز با بهرهگیری از نظریههای«علامتدهی پرهزینه» و «سیگنالدهی تعهد»، به تفسیر کارکرد این نمادها میپردازد. ساخت، نگهداری و حتی تخریب آیینی این بناهای عظیم (همچون تدفین برنامهریزیشده گوبکلیتپه)، خود بخشی از فرآیند اجتماعی بود. این اعمال پرهزینه، بهعنوان «مکانیسمهای تعهد» عمل میکردند که وفاداری اعضا را به ارزشهای جمعی نشان میداد و امکان همکاری گسترده را تسهیل میکرد. بنابراین، این سازهها نه صرفاً «مکانی» برای برگزاری آیین، بلکه «تجسم عینی» خود آیین و ابزاری برای مهندسی اجتماعی بودند.
در جمعبندی نهایی، واتکینز تأکید میکند محور اصلی گذار نوسنگی، یک دگرگونی بنیادین در رابطه بین شناخت، فرهنگ و ماده بود. انسان با خلق کنامسازی شناختی-فرهنگی قدرتمند مبتنی بر نمادهای مادی، بر موانع زیستی زندگی جمعی در مقیاس بزرگ غلبه کرد و بنیانهای تمدن شهری بعدی را پیریزی نمود.
این مقاله نشانمیدهد درک تحولات اجتماعی عمیق در تاریخ بشر، مستلزم درکی یکپارچه و فراتر از تحولات فنآورانه صرف، و توجه به بُعد فرهنگی شناخت و نقش فعال فرهنگ مادی در شکلدهی به ذهنیت و جامعه است.
📍برای مطالعه اصل مقاله:
http://dx.doi.org/10.1016/j.quaint.2015.02.049
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S1040618215001561
برای مشاهده بیشتر متن های تخصصی (انگلیسی و فارسی)، خلاصه تخصصی آنها صفحات ما را در فضای مجازی دنبال کنید.
کانال اول:
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
Telegram
Anthropological.Archaeology (AASI_ASI) باستان شناسی انسان شناختی
جامعه باستان شناسی انسان شناختی ایران
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
باستان شناسی انسان شناختی چیست؟ چرا و چگونه؟
ارتباط با ادمین: @ghorbanihr
رایانامه:
📧: anthropological.archaeology@gmail.com
تبادل در کانال دوم:
https://news.1rj.ru/str/AnthropologicalArchaeology
جرد_دایمند_1393_بزرگ_ترین_اشتباه_در_تاریخ_نوع_بشر.pdf
455.5 KB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚بزرگترین اشتباه در تاریخ نوع بشر
📝نویسنده: جرد دایمند
📄ترجمه: کامیار عبدی
...مدارک در تأیید دیدگاه پیشرفت گرایانه فراوانند، اما اثبات آن دشوار است. چگونه میتوان نشان داد زندگی مردم ده هزار سال پیش با کنار گذاشتن شکارگری و گردآوری و رویآوردن به کشاورزی بهتر شدهاست؟ تا همین اواخر، باستانشناسان ناچار بودند از آزمایشهای غیرمستقیم استفاده کنند که نتایج آنها (بهنحو حیرتآوری) در تأیید دیدگاه پیشرفتگرایانه ناکام می شدند. این نمونه ای از یک آزمایش غیرمستقیم است: آیا شکارگران و گردآورندگان قرن بیستم واقعاً ....
متن مقاله را (به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚بزرگترین اشتباه در تاریخ نوع بشر
📝نویسنده: جرد دایمند
📄ترجمه: کامیار عبدی
...مدارک در تأیید دیدگاه پیشرفت گرایانه فراوانند، اما اثبات آن دشوار است. چگونه میتوان نشان داد زندگی مردم ده هزار سال پیش با کنار گذاشتن شکارگری و گردآوری و رویآوردن به کشاورزی بهتر شدهاست؟ تا همین اواخر، باستانشناسان ناچار بودند از آزمایشهای غیرمستقیم استفاده کنند که نتایج آنها (بهنحو حیرتآوری) در تأیید دیدگاه پیشرفتگرایانه ناکام می شدند. این نمونه ای از یک آزمایش غیرمستقیم است: آیا شکارگران و گردآورندگان قرن بیستم واقعاً ....
متن مقاله را (به پیوست) مطالعه کنید.
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
کنت_فدر_1381_نقدی_بر_ادعاهای_اریک_فون_دانیکن_نویسنده_کتاب_هایی_درباره.pdf
2.5 MB
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 نقدی بر ادعاهای اریک فندانیکن (نویسنده کتاب هایی درباره فرازمینی ها و بیگانگان)
📝 نویسنده: کنت فدر
📄 ترجمه: کامیار عبدی
...کتابهای چندی به قلم اریک فندانیکن مانند ارابه خدایان، نشانههای خدایان، طلای خدایان و الهه های گذشتگان، معجزه خدایان و مانند آنها بارها به فارسی ترجمه و با استقبال فراوان خوانندگان از همه جا بیخبر مواجه شدهاست. بسیار شاهدیم که افراد تحصیلکرده و حتی باستانشناسان حرفهای یا دانشجویان باستانشناسی بهجای کتابهای موجه باستانشناسی، این قبیل کتابها را میخوانند و مطالب آن را حقیقت تلقی میکنند. این در حالی است که باستانشناسان...
متن مقاله را (به پیوست) مطالعه کنید
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI
📚 نقدی بر ادعاهای اریک فندانیکن (نویسنده کتاب هایی درباره فرازمینی ها و بیگانگان)
📝 نویسنده: کنت فدر
📄 ترجمه: کامیار عبدی
...کتابهای چندی به قلم اریک فندانیکن مانند ارابه خدایان، نشانههای خدایان، طلای خدایان و الهه های گذشتگان، معجزه خدایان و مانند آنها بارها به فارسی ترجمه و با استقبال فراوان خوانندگان از همه جا بیخبر مواجه شدهاست. بسیار شاهدیم که افراد تحصیلکرده و حتی باستانشناسان حرفهای یا دانشجویان باستانشناسی بهجای کتابهای موجه باستانشناسی، این قبیل کتابها را میخوانند و مطالب آن را حقیقت تلقی میکنند. این در حالی است که باستانشناسان...
متن مقاله را (به پیوست) مطالعه کنید
https://news.1rj.ru/str/AASI_ASI