نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
کدام جایزه؟ حماس هیچگاه سلطهٔ اسرائیل بر یک وجب از سرزمین بین روداردن تا دریایمدیترانه را نپذیرفته و به همین جهت با تأسیس کشور فلسطینی در کرانهٔ باختری رود اردن و نوار غزه به عنوان راحل نهایی منازعهٔ عرب-اسرائیل موافقت نکرده است! بنابراین، تشکیل کشور…
برخلاف گفتهی آقای زیدآبادی به نظر میرسد حماس در سالهای گذشته و خاصه پس از جنگ اخیر، از ایدهی آزادسازی سرزمینهای بین رود اردن و دریای مدیترانه عملا کوتاه آمده است. سال گذشته بود که فیدان وزیر امور خارجه ترکیه پس از دیدار با مقامات حماس اعلان کرد که حماس مایل است تا در صورت تشکیل دولت فلسطینی در مرزهای موسوم به 1967، شاخهی نظامی خود را منحل کرده و به یک سازمان سیاسیِ صرف بدل شود[1]. سپس خلیل الحَیه یکی از رهبران شاخهی سیاسی حماس در مصاحبه با دفتر خبرگزاری آسوشیتدپرس در استانبول، بر سخنان وزیر امور خارجه ترکیه صحه گذاشت و گفت:
فارغ از تأثیر دیدگاههای رسمی مقامات دولت حزب عدالت و توسعه در ترکیه[3]، به نظر می رسد که حماس حاضر است همچون گذشته در برخی از آرمانهای خود تجدیدنظر به عمل آورد. دفتر سیاسی حماس در دوحه، در سال 2017 از اساسنامهی جدید خود پرده برداشت که به نسبت اساسنامه اولیهی سال1988، دستخوش تغییرات عمدهای شده بود از جمله: در اساسنامهی 1988 حماس اگرچه بر پایبندی خود به ایدهی میهندوستی (الوطنیة) تصریح میکند(مادهی12) اما نهایتا خود را زیرمجموعهای از الاخوان المسلمون برمیشمارد؛ در حالیکه در اساسنامه2017 هیچ اشارهای به سازمانهای سیاسی فراملی نشده است. نیز حماس در همان مقدمهی اساسنامه1988 بر جنگ بزرگ و دشوار خود علیه یهودیان (الیهود) تصریح کرده و به یهودیان منتقد یا ضد سیاستهای رژیم اسراییل اشاره نمیکند؛ چنانکه با آوردن روایتی از صحیح بخاری، ماموریت خود را تحقق یک وعدهی آخرالزمانی در جنگ جهانی با یهودیان میداند(ماده7). حماس اما در اساسنامه جدید ـ برای متهم نشدن به یهودستیزی ـ این روایت و اشاره به وعدهی آخرالزمانی را حذف کرده و بلکه تفکیک آشکار بین ایدیولوژی "صهیونیسمِ اشغالگر" و دین یهود را متذکر شده است(ماده16). حماس در اساسنامهی قدیمش اشارهای به مرزهای 1967 و تشکیل دولت فلسطینی در این سرحدات نکرده است اما در اساسنامهی دوحه ـ ضمن عدم به رسمیت شناختن "کیان صهیونیستی" ـ تشکیل دولت فلسطینی در چارچوب مرزهای ژوئن1967 و نیز حق بازگشت آوارگان فلسطینی ـ که از مفاد قطعنامهی 242 شورای امنیت است ـ را به مثابه یک راهحل مشترک ملی به رسمیت میشناسد(ماده20). همچنین حماس در اساسنامه قدیمی خود منکر هرگونه ارجاع به قوانین بینالمللی است و تمام ایدههای برآمده از جامعهی جهانی را مصداق وقت تلف کردن میداند(ماده13) اما در اساسنامهی دوحه حماس بارها از منظر توافقات بینالمللی از آرمان خود دفاع میکند(مواد18،25،41). نکتهی برجستهی دیگر دال بر چرخشهای مهم حماس، تغییر دیدگاه حماس دربارهی سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) است. حماس در اساسنامهی قدیم، ضمن تقدیر از ساف، سکولاریسم ساف و جداییاش از تفکر دینی را نقد میکند(ماده17) در حالیکه حماس در اساسنامه دوحه، ساف را یک چهارچوب ملی فلسطینی برشمرده و ضمن تأکید بر بقای آن، صرفا اصلاح ساف از منظر "دموکراتیک" را وجه همت خود خوانده و بدون کوچکترین اشارهای به سکولاریسم یا اسلام، فقط "حقوق فلسطینی" را اصل قرار میدهد(ماده29).
با توجه به این نکات روشن است که چرا زوج ترامپ/نتانیاهو تا این حد مخالف چراغ سبز کشورهای اروپایی به طرح دو دولتی و به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی در چهارچوب قطعنامهی 242 شورای امنیت هستند.
ــــــــــــــــ
ارجاعات
[1].
[2].
[3]. مقامات دولت ترکیه، بارها بر حفظ موجودیت دولت اسراییل و لزوم راهحل دو دولت تأکید کرده اند. از جمله رجب طیب اردوغان در سخنرانی سال2003 در دانشگاه جان اف. کندی امریکا اعلان کرد:
و نیز هاکان فیدان وزیر امور خارجه وقت ترکیه در مقالهی مفصلی با عنوان "سیاست خارجی ترکیه در آغاز قرن ترکیه" بر راه حل تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای1967 برای ایجاد صلح و امنیت پایدار در منطقهی خاورمیانه تأکید میکند (Hakan Fidan, Turkish Foreign Policy at the Turn of the ‘Century of Türkiye’: Challenges, Vision, Objectives, and Transformation, Insight Turkey, 2023, Vol. 25 / No. 3 / pp. 11-25).
@AdnanFallahi
اگر یک دولت مستقل فلسطینی در مرزهای قبل از 1967 تأسیس شود، حماس سلاحهای خود را زمین خواهد گذاشت و به یک حزب سیاسی بدل میشود[2].
فارغ از تأثیر دیدگاههای رسمی مقامات دولت حزب عدالت و توسعه در ترکیه[3]، به نظر می رسد که حماس حاضر است همچون گذشته در برخی از آرمانهای خود تجدیدنظر به عمل آورد. دفتر سیاسی حماس در دوحه، در سال 2017 از اساسنامهی جدید خود پرده برداشت که به نسبت اساسنامه اولیهی سال1988، دستخوش تغییرات عمدهای شده بود از جمله: در اساسنامهی 1988 حماس اگرچه بر پایبندی خود به ایدهی میهندوستی (الوطنیة) تصریح میکند(مادهی12) اما نهایتا خود را زیرمجموعهای از الاخوان المسلمون برمیشمارد؛ در حالیکه در اساسنامه2017 هیچ اشارهای به سازمانهای سیاسی فراملی نشده است. نیز حماس در همان مقدمهی اساسنامه1988 بر جنگ بزرگ و دشوار خود علیه یهودیان (الیهود) تصریح کرده و به یهودیان منتقد یا ضد سیاستهای رژیم اسراییل اشاره نمیکند؛ چنانکه با آوردن روایتی از صحیح بخاری، ماموریت خود را تحقق یک وعدهی آخرالزمانی در جنگ جهانی با یهودیان میداند(ماده7). حماس اما در اساسنامه جدید ـ برای متهم نشدن به یهودستیزی ـ این روایت و اشاره به وعدهی آخرالزمانی را حذف کرده و بلکه تفکیک آشکار بین ایدیولوژی "صهیونیسمِ اشغالگر" و دین یهود را متذکر شده است(ماده16). حماس در اساسنامهی قدیمش اشارهای به مرزهای 1967 و تشکیل دولت فلسطینی در این سرحدات نکرده است اما در اساسنامهی دوحه ـ ضمن عدم به رسمیت شناختن "کیان صهیونیستی" ـ تشکیل دولت فلسطینی در چارچوب مرزهای ژوئن1967 و نیز حق بازگشت آوارگان فلسطینی ـ که از مفاد قطعنامهی 242 شورای امنیت است ـ را به مثابه یک راهحل مشترک ملی به رسمیت میشناسد(ماده20). همچنین حماس در اساسنامه قدیمی خود منکر هرگونه ارجاع به قوانین بینالمللی است و تمام ایدههای برآمده از جامعهی جهانی را مصداق وقت تلف کردن میداند(ماده13) اما در اساسنامهی دوحه حماس بارها از منظر توافقات بینالمللی از آرمان خود دفاع میکند(مواد18،25،41). نکتهی برجستهی دیگر دال بر چرخشهای مهم حماس، تغییر دیدگاه حماس دربارهی سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) است. حماس در اساسنامهی قدیم، ضمن تقدیر از ساف، سکولاریسم ساف و جداییاش از تفکر دینی را نقد میکند(ماده17) در حالیکه حماس در اساسنامه دوحه، ساف را یک چهارچوب ملی فلسطینی برشمرده و ضمن تأکید بر بقای آن، صرفا اصلاح ساف از منظر "دموکراتیک" را وجه همت خود خوانده و بدون کوچکترین اشارهای به سکولاریسم یا اسلام، فقط "حقوق فلسطینی" را اصل قرار میدهد(ماده29).
با توجه به این نکات روشن است که چرا زوج ترامپ/نتانیاهو تا این حد مخالف چراغ سبز کشورهای اروپایی به طرح دو دولتی و به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی در چهارچوب قطعنامهی 242 شورای امنیت هستند.
ــــــــــــــــ
ارجاعات
[1].
https://shly.top/mzLDF[2].
https://shly.top/aw7ib[3]. مقامات دولت ترکیه، بارها بر حفظ موجودیت دولت اسراییل و لزوم راهحل دو دولت تأکید کرده اند. از جمله رجب طیب اردوغان در سخنرانی سال2003 در دانشگاه جان اف. کندی امریکا اعلان کرد:
ترکیه هیچ تصوری را که حق موجودیت اسرائیل را انکار کند، نخواهد پذیرفت. همه باید بدون قید و شرط بپذیرند که اسرائیل عنصری ضروری از موزاییک خاورمیانه است. نیز همواره یک کشور فلسطینی باید در کنار اسرائیل در مرزهای شناخته شده و امن زندگی کند و امنیت و رفاه مردم فلسطین تضمین شود.
https://shly.top/ko9UNو نیز هاکان فیدان وزیر امور خارجه وقت ترکیه در مقالهی مفصلی با عنوان "سیاست خارجی ترکیه در آغاز قرن ترکیه" بر راه حل تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای1967 برای ایجاد صلح و امنیت پایدار در منطقهی خاورمیانه تأکید میکند (Hakan Fidan, Turkish Foreign Policy at the Turn of the ‘Century of Türkiye’: Challenges, Vision, Objectives, and Transformation, Insight Turkey, 2023, Vol. 25 / No. 3 / pp. 11-25).
@AdnanFallahi
👍11👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
چه دلیلی به ما می گوید که کدام دین، در صورت وجود، راهنمای واقعی برای اینکه چگونه باید زندگی روزمره خود را مدیریت کنیم ارائه می دهد؟ آیا می توانیم راه خود به سوی سیستم سیاسی ایده آل را مستدل کنیم؟ آیا دانشکده های مهم ما می توانند مباحث مربوط به سقط جنین، اقدام…
بسیاری از آمریکایی ها یقینا فکر می کنند که عدالت در نهایت مبتنی بر فهرستی کاملا واضح و متقن از اصول اخلاقی است. اما چنین چیزی کاملا دور از حقیقت است. بسیاری از اجزای اصلی نظریه حقوقی آنگلوساکسون این تصور را رد می کنند که قانون باید بر اساس اصول اخلاقی جهانشمول باشد. آنها شامل مطالعات حقوقی انتقادی، حقوق و اقتصاد، پوزیتیویسم حقوقی، واقعگرایی حقوقی و قانونگرایی لیبرال هستند.
به عنوان مثال، واقعگرایان حقوقی بر نحوه تصمیمگیری قضات دربارهی پرونده ها، به ویژه مواردی که قوانین موجود در آن مشخص نیست، تمرکز می کنند. آنها معتقدند که قضات در داوری این پروندههای به اصطلاح سخت، از آزادی عمل قابل توجهی برخوردارند و تصمیمات آنها در نهایت با "قضاوتهای از سر انصاف یا با در نظر گرفتن هنجارهای تجاری" تعیین می شود. به عبارت دیگر، قضات عملگرا هستند: آنها به نحوه تصمیمگیریهای خود در دنیای واقعی توجه عمیق دارند. این به معنای انکار اینکه قانونِ اخلاقیِ خودِ قاضی بر تصمیم وی تأثیر می گذارد نیست، اما چنین چیزی با گفتن اینکه او تصمیم را بر اساس اصول اخلاقی جهانشمول پایهگذاری می کند، بسیار متفاوت است.
John J. Mearsheimer,
The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities,
p. 25,
Yale University Press, 2018.
@AdnanFallahi
به عنوان مثال، واقعگرایان حقوقی بر نحوه تصمیمگیری قضات دربارهی پرونده ها، به ویژه مواردی که قوانین موجود در آن مشخص نیست، تمرکز می کنند. آنها معتقدند که قضات در داوری این پروندههای به اصطلاح سخت، از آزادی عمل قابل توجهی برخوردارند و تصمیمات آنها در نهایت با "قضاوتهای از سر انصاف یا با در نظر گرفتن هنجارهای تجاری" تعیین می شود. به عبارت دیگر، قضات عملگرا هستند: آنها به نحوه تصمیمگیریهای خود در دنیای واقعی توجه عمیق دارند. این به معنای انکار اینکه قانونِ اخلاقیِ خودِ قاضی بر تصمیم وی تأثیر می گذارد نیست، اما چنین چیزی با گفتن اینکه او تصمیم را بر اساس اصول اخلاقی جهانشمول پایهگذاری می کند، بسیار متفاوت است.
John J. Mearsheimer,
The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities,
p. 25,
Yale University Press, 2018.
@AdnanFallahi
👍7👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
صفات ملل عالَم مخلوطی از خوبیها و بدیهاست بعضی اوقات از این اختلاط نتایج نیکو به دست میآید و زمانی آثار بسیار بد از آن حاصل میشود... بارون دو مُنتِسکیو، روح القوانین، 1/576، ترجمه علی اکبر مهتدی، تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391. @AdnanFallahi
... ملت چین اگر هم فرضاً مغلوب ملت دیگر بشود قوانین خود را از دست نخواهد داد برای اینکه در چین آداب و رسوم وعادات و دین یکی است و ملت غالباً نمیتواند به زودی همه اینها را تغییر بدهد بلکه برعکس... ملت فاتح به تدريج شعائر ملت مغلوب را فرا می گیرد. متأسفانه به واسطه همین علت است که دیانت مسیح در چین به طور ثابت و عمومی برقرار نمیشود زیرا قسمتهایی از اصول دیانت مسیح مثل ترک دنیا کردن و شرکت زنان در کلیساها و اعتراف به گناه و ازدواج با یک زن و غیره با شعائر چینیها منافات دارد.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/582،583،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/582،583،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍11👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بسیاری از آمریکایی ها یقینا فکر می کنند که عدالت در نهایت مبتنی بر فهرستی کاملا واضح و متقن از اصول اخلاقی است. اما چنین چیزی کاملا دور از حقیقت است. بسیاری از اجزای اصلی نظریه حقوقی آنگلوساکسون این تصور را رد می کنند که قانون باید بر اساس اصول اخلاقی جهانشمول…
خیلی روشن بگویم، من استدلال نمیکنم که افراد طبیعتا بد یا اهریمن هستند. کارل شمیت، فیلسوف سیاسی، مدعی بود که در نهایت هر نظریه سیاست حول این فرض می چرخد که انسان ها یا اساساً خوب هستند یا اساساً بد، و برخی از متفکران مشهور در واقع نظریه های خود را بر اساس چنین فرضیاتی پایه گذاری کردند. به عنوان مثال، روسو اظهار داشت كه انسان ها اساساً در شرایط طبیعیِ خود خوب هستند اما جامعه آنان را فاسد می کند. رینولد نیبور، از طرف دیگر، معتقد بود كه انسان ها با گناه اصلی متولد می شوند، این بدان معناست كه آنها به طرق گوناگون مهیای بدرفتاری در تتمه عمر خود هستند.
یکی از مشکلات دیدگاه شمیت این است که خوب و بد مفاهیم مبهمیاند که تعیین معنایشان دشوار است...
من همچنین استدلال نمی کنم که انسان ها به طور طبیعی تهاجمی هستند ـ همانطور که برخی از جامعه شناسان ادعا می کنند ـ یا اینکه آنها دارای یک Animus dominandi (اراده به چیرگی) هستند ـ همانطور که معروف است که هانس مورگنتا چنین ادعا می کرد. گونه های انسانی یک رستهی متنوع است. ما همه شخصیت های نوع A نیستیم. علاوه بر این، می توان استدلال کرد که انتخاب طبیعی قبل از هر چیز به همکاری منجر می شود، نه تهاجم. افراد مشوق های قدرتمندی برای همکاری با دیگران، به ویژه دیگر اعضای گروه خود دارند تا چشم انداز بقایشان را بیشینه کنند. البته، انسان ها گاهی اوقات رفتار تهاجمی می کنند ـ و تمایل به تهاجم مطمئناً از یک شخص به شخص دیگر متفاوت است ـ اما بر اساس روایت من، اغلب به این دلیل است که آنها اختلافات اساسی در مورد اصول اولیه دارند، نه به این دلیل که تهاجم اولین واکنش سخت به هر شرایط خاص است. آنها همچنین ممکن است تهاجمی عمل کنند زیرا محیطشان آنها را به انجام این کار ترغیب می کند. به عنوان مثال، آنها ممکن است عضو یک گروه اجتماعی باشند که در یک سیستم آنارشیک فعالیت می کند، گروهی که مصمم است تا شانس بقای خود را بیشینه کند. همین افراد ممکن است در یک سیستم سلسله مراتبی باشند که بسیار کمتر تهاجمی است.
John J. Mearsheimer,
The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities,
pp. 43,44,
Yale University Press, 2018.
@AdnanFallahi
یکی از مشکلات دیدگاه شمیت این است که خوب و بد مفاهیم مبهمیاند که تعیین معنایشان دشوار است...
من همچنین استدلال نمی کنم که انسان ها به طور طبیعی تهاجمی هستند ـ همانطور که برخی از جامعه شناسان ادعا می کنند ـ یا اینکه آنها دارای یک Animus dominandi (اراده به چیرگی) هستند ـ همانطور که معروف است که هانس مورگنتا چنین ادعا می کرد. گونه های انسانی یک رستهی متنوع است. ما همه شخصیت های نوع A نیستیم. علاوه بر این، می توان استدلال کرد که انتخاب طبیعی قبل از هر چیز به همکاری منجر می شود، نه تهاجم. افراد مشوق های قدرتمندی برای همکاری با دیگران، به ویژه دیگر اعضای گروه خود دارند تا چشم انداز بقایشان را بیشینه کنند. البته، انسان ها گاهی اوقات رفتار تهاجمی می کنند ـ و تمایل به تهاجم مطمئناً از یک شخص به شخص دیگر متفاوت است ـ اما بر اساس روایت من، اغلب به این دلیل است که آنها اختلافات اساسی در مورد اصول اولیه دارند، نه به این دلیل که تهاجم اولین واکنش سخت به هر شرایط خاص است. آنها همچنین ممکن است تهاجمی عمل کنند زیرا محیطشان آنها را به انجام این کار ترغیب می کند. به عنوان مثال، آنها ممکن است عضو یک گروه اجتماعی باشند که در یک سیستم آنارشیک فعالیت می کند، گروهی که مصمم است تا شانس بقای خود را بیشینه کند. همین افراد ممکن است در یک سیستم سلسله مراتبی باشند که بسیار کمتر تهاجمی است.
John J. Mearsheimer,
The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities,
pp. 43,44,
Yale University Press, 2018.
@AdnanFallahi
👍4🤔2👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
با حمایت صلاح الدین (و طبق سنن اسلامی) جامعه بزرگی از یهودیان که عمدتا خانواده های آواره شده از فرانسه و انگلستان بودند در بیت المقدس اسکان داده شدند. در این دوران، رژیمی در انگلستان به قدرت رسیده بود که یهودیان را مورد تعقیب و آزار قرار میداد حقوق آنها را…
در این دورهی تاریخی... خاصه سال 581ق/1185م. و پس از آن، دو سر طیف اسلامی ـ به رهبری صلاح الدین ایوبی ـ و طیف بیزانسی ـ به رهبری ایزاک کومینیوس (Isaac Commenus) ـ خود را در برابر یک خطر مشترک یافتند که همانا سلاجقه[ی روم] و صلیبیان بودند؛ سلاجقه و صلیبیان در پی آسیب زدن به صلاح الدین و امپراتور بیزانس بودند... موضوعی که برقراری روابط دیپلماتیک طرفین را موجب شد؛ روابطی که اساسا بر تبادل نامهها و سفیران به منظور سامان دادن تلاشها و ترسیم طرحهای متقن برای مواجهه با دشمن مشترک و محدود کردن گسترهی خطر و نفوذ آن متمرکز بود.
و از اینجا بود که این دو طیف اسلامی و بیزانسی با درک عمق خطری که بقایشان را تهدید میکرد، گامهایی برای ایجاد اعتماد متقابل برداشتند.
تشارلز م. براند،
البيزنطيون والسلطان صلاح الدين الأيوبي (581 -589 هـ/ 1185 -1192م) ومواجهة الحملة الصليبية الثالثة،
ص3،
ترجمه بتصرف وعلق عليه: د. جلال حسني عبد الحميد سلامة (أستاذ مشارك في تاريخ العصور الوسطى جامعة القدس المفتوحة)،
عمادة البحث العلمي، جامعة القدس المفتوحة، فلسطين، 2018.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
و از اینجا بود که این دو طیف اسلامی و بیزانسی با درک عمق خطری که بقایشان را تهدید میکرد، گامهایی برای ایجاد اعتماد متقابل برداشتند.
تشارلز م. براند،
البيزنطيون والسلطان صلاح الدين الأيوبي (581 -589 هـ/ 1185 -1192م) ومواجهة الحملة الصليبية الثالثة،
ص3،
ترجمه بتصرف وعلق عليه: د. جلال حسني عبد الحميد سلامة (أستاذ مشارك في تاريخ العصور الوسطى جامعة القدس المفتوحة)،
عمادة البحث العلمي، جامعة القدس المفتوحة، فلسطين، 2018.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
👍4👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در این دورهی تاریخی... خاصه سال 581ق/1185م. و پس از آن، دو سر طیف اسلامی ـ به رهبری صلاح الدین ایوبی ـ و طیف بیزانسی ـ به رهبری ایزاک کومینیوس (Isaac Commenus) ـ خود را در برابر یک خطر مشترک یافتند که همانا سلاجقه[ی روم] و صلیبیان بودند؛ سلاجقه و صلیبیان…
بیزانسیها سلطان صلاحالدین ایوبی را وسوسه و تشویق کردند که در ازای تجاوز برخی از اهالی جنوا به کشتیِ حامل منبری که صلاحالدین برای مسجد جامع پایتخت بیزانس (قسطنطنیه) در نظر گرفته بود، سفارتی متشکل از تعدادی از علمای مسلمان برای تولیت خطبهخوانی به نام خلیفهی عباسی در این مسجد ایجاد کند. و این پیشنهاد با پاسخ مثبت سلطان مواجه شد و او نسبت به ارسال امامی برای این مسجد، منبر، مؤذنان و قاریان قرآن کریم اقدام کرد. بعد از اینکه این گروه به قسطنطنیه رسیدند، نخستین خطبه در مسجد جامع و در حضور جماعتی از تجار، سفراء، نمایندگان و سایر افراد اعم از جهانگردان و مسافران مسلمانی که در شهرها و نواحی امپراتوری بودند، خوانده شد.
تشارلز م. براند،
البيزنطيون والسلطان صلاح الدين الأيوبي (581 -589 هـ/ 1185 -1192م) ومواجهة الحملة الصليبية الثالثة،
ص24،
ترجمه بتصرف وعلق عليه: د. جلال حسني عبد الحميد سلامة (أستاذ مشارك في تاريخ العصور الوسطى جامعة القدس المفتوحة)،
عمادة البحث العلمي، جامعة القدس المفتوحة، فلسطين، 2018.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
تشارلز م. براند،
البيزنطيون والسلطان صلاح الدين الأيوبي (581 -589 هـ/ 1185 -1192م) ومواجهة الحملة الصليبية الثالثة،
ص24،
ترجمه بتصرف وعلق عليه: د. جلال حسني عبد الحميد سلامة (أستاذ مشارك في تاريخ العصور الوسطى جامعة القدس المفتوحة)،
عمادة البحث العلمي، جامعة القدس المفتوحة، فلسطين، 2018.
#جنگهای_صلیبی
@AdnanFallahi
👍1👎1
🌐مطالعات خاورمیانه: فلسطین یا فلسطینها؟
ابعاد بیسابقهی اقدامات ضد حقوق بشری اسراییل در جنگ اخیر غزه، که حتی صدای سازمانهای حقوق بشری یهودی داخل اسراییل و برخی از مهمترین متحدان غربی این رژیم مانند فرانسه را نیز درآورد، علاوه بر تقلیل و تضعیف چشمگیر مشروعیت اخلاقی و حقوقی اسراییل در نگاه خاصه حامیان سنتی غربیاش، یک پیامد دیگر هم داشت: افزایش قوت و مشروعیت پروژهی دولت مستقل فلسطینی و حمایت روزافزون دولتهای عضو سازمان ملل ـ به ویژه برخی از دول مهم اروپایی ـ از به رسمیت شناختن دولت فلسطین.
با این وجود به نظر میرسد تداوم دههها پدیدار اشغالگری، پروژهی سیاسی واحدی تحت عنوان "دولت فلسطین" یا "سرنوشت فلسطینیان" را عملا منتفی کرده و یا دستکم با چالشهای جدی مواجه کرده است. امروزه ما عملا با چهار فلسطینِ واقعی روبرو هستیم که در عالَم نظر و تخیل، به "فلسطین واحد" تقلیل داده میشوند. سرنوشت این چهار فلسطین لزوما همبسته و وابسته نیست:
• فلسطین1: این فلسطین، مشتمل بر اعراب فلسطینیِ داخل مرزهای اسراییل است (موسوم به اعراب48). اینان چند نسل در اسراییل بوده اند و بعد از 1967 تدریجا به شهروند اسراییل بدل شدند. جمعیت آنان اینک از مرز میلیون میگذرد و در قالب دو حزب عربی، در کِنِسِت هم فعالیت سیاسی دارند. این فلسطینیهای ساکن اسراییل طبعا همدلی آشکاری با بقیه فلسطینیها دارند که این همدلیها در جریان جنگ اخیر غزه بازتابهایی نیز در خود پارلمان رژیم داشته است. اعراب48 ـ برخلاف یهودیان ـ سربازی اجباری ندارند و البته به نوعی شهروند درجه دوم محسوب میشوند.
• فلسطین2: اینها دیاسپورای فلسطین هستند. دهههاست به دلیل آوارگی و مهاجرت اجباری، به شهروندان اردن، مصر، کویت، سعودی، قطر، عمان، ترکیه، اروپای غربی یا امریکای شمالی بدل شدهاند و با تداوم شرایط کنونی بسیار بعید است که نسلهای بعدی اینان که متولد کشورهای مقصد هستند به فلسطین برگردند. در میان اینان البته شخصیتهای مهمی هم قرار دارند: ادوارد سعید، وائل حلاق، عزمی بشاره، رشید خالدی، طریف خالدی و... اینان نیز بالطبع با فلسطینیان و فلسطین همدلی دارند اما سرنوشت سیاسیشان درون یک جغرافیای متفاوت و در کشورهای دیگری رقم خورده است. برای مثال بیش از 3میلیون فلسطینی آواره در اردن زندگی میکنند که گفته میشود بیش از 2میلیون نفر از آنها شهروندی اردن را اخذ کردهاند.
• فلسطین3: اینها اعراب فلسطینی ساکن کرانهی باختری رود اردناند. بر اساس نظرسنجیها این گروه از فلسطینیها از تشکیلات خودگردان راضی نیستند اما همان نظرسنجیها میگویند علاقهی چندانی نیز به فعالیت مسلحانه یا شورش ندارند. تجربه هم عملا نشان داد این حدود 4میلیون فلسطینی، پس از عملیات 7اکتبر، دعوت رهبران حماس به قیام فراگیر را پاسخ درخور ندادند. صدالبته این به معنای رضایت آنها از وضعیت نامناسب کرانهی باختری ـ ناکارآمدی تشکیلات خودگردان، آپارتایدسازی اسراییل و خطر حمله شهرکنشینان افراطی ـ نیست بلکه آنها با همنوعان خود در غزه همدلی بسیاری دارند اما چنین میاندیشند که شورش یا عملیات مسلحانه اوضاعشان را بهبود نخواهد بخشید.
• فلسطین4: این همان غزه است. قحطیزده، ویران و بدون چشمانداز بازسازی دستکم در کوتاه مدت و چهبسا در میان مدت. غزه اکنون در معرض تهدید بالفعل پاکسازی قومی و یا حتی نسلکشی قرار دارد. غزه پیش از 7اکتبر در محاصرهی سیاسی بود و اکنون محاصرهی غذایی و محدودیت کالری نیز بر ناگواریهای پیشین افزوده شده است، ضمن اینکه 70درصد از خاک غزه نیز اکنون به مناطقه ممنوعه بدل شده و عملا تحت اشغال نظامی اسراییل قرار دارند[1]. وضعیت انسانی باریکهی غزه به قدری اسفبار است که بر اساس آخرین نظرسنجی مرکز فلسطینی پژوهشهای سیاسی و پیمایشی (PSR) در رام الله ــ منتشر شده در 6می2025 ـ نزدیک به نیمی از اهالی این باریکه در صورت امکان مایل به ترک غزه هستند[2].
در پرتو این تفکیک امر انتزاعی از امر انضمامی، و نیز در چهارچوب این اصل متقن که "سیاست امری محلی است"، نوع نگاه و رابطهی این چهار فلسطین به مسائل پیرامونی و داخلی ـ برغم برخی شباهتها و همسوییها ـ متفاوت مینماید و عملا مسألهی فلسطین و فلسطینیان را به چهار زیرمسأله تقسیم کرده است.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://www.aljazeera.com/news/2025/5/6/israel-has-turned-70-of-gaza-into-no-go-zones-in-maps
[2]. https://pcpsr.org/ar/node/998
@AdnanFallahi
ابعاد بیسابقهی اقدامات ضد حقوق بشری اسراییل در جنگ اخیر غزه، که حتی صدای سازمانهای حقوق بشری یهودی داخل اسراییل و برخی از مهمترین متحدان غربی این رژیم مانند فرانسه را نیز درآورد، علاوه بر تقلیل و تضعیف چشمگیر مشروعیت اخلاقی و حقوقی اسراییل در نگاه خاصه حامیان سنتی غربیاش، یک پیامد دیگر هم داشت: افزایش قوت و مشروعیت پروژهی دولت مستقل فلسطینی و حمایت روزافزون دولتهای عضو سازمان ملل ـ به ویژه برخی از دول مهم اروپایی ـ از به رسمیت شناختن دولت فلسطین.
با این وجود به نظر میرسد تداوم دههها پدیدار اشغالگری، پروژهی سیاسی واحدی تحت عنوان "دولت فلسطین" یا "سرنوشت فلسطینیان" را عملا منتفی کرده و یا دستکم با چالشهای جدی مواجه کرده است. امروزه ما عملا با چهار فلسطینِ واقعی روبرو هستیم که در عالَم نظر و تخیل، به "فلسطین واحد" تقلیل داده میشوند. سرنوشت این چهار فلسطین لزوما همبسته و وابسته نیست:
• فلسطین1: این فلسطین، مشتمل بر اعراب فلسطینیِ داخل مرزهای اسراییل است (موسوم به اعراب48). اینان چند نسل در اسراییل بوده اند و بعد از 1967 تدریجا به شهروند اسراییل بدل شدند. جمعیت آنان اینک از مرز میلیون میگذرد و در قالب دو حزب عربی، در کِنِسِت هم فعالیت سیاسی دارند. این فلسطینیهای ساکن اسراییل طبعا همدلی آشکاری با بقیه فلسطینیها دارند که این همدلیها در جریان جنگ اخیر غزه بازتابهایی نیز در خود پارلمان رژیم داشته است. اعراب48 ـ برخلاف یهودیان ـ سربازی اجباری ندارند و البته به نوعی شهروند درجه دوم محسوب میشوند.
• فلسطین2: اینها دیاسپورای فلسطین هستند. دهههاست به دلیل آوارگی و مهاجرت اجباری، به شهروندان اردن، مصر، کویت، سعودی، قطر، عمان، ترکیه، اروپای غربی یا امریکای شمالی بدل شدهاند و با تداوم شرایط کنونی بسیار بعید است که نسلهای بعدی اینان که متولد کشورهای مقصد هستند به فلسطین برگردند. در میان اینان البته شخصیتهای مهمی هم قرار دارند: ادوارد سعید، وائل حلاق، عزمی بشاره، رشید خالدی، طریف خالدی و... اینان نیز بالطبع با فلسطینیان و فلسطین همدلی دارند اما سرنوشت سیاسیشان درون یک جغرافیای متفاوت و در کشورهای دیگری رقم خورده است. برای مثال بیش از 3میلیون فلسطینی آواره در اردن زندگی میکنند که گفته میشود بیش از 2میلیون نفر از آنها شهروندی اردن را اخذ کردهاند.
• فلسطین3: اینها اعراب فلسطینی ساکن کرانهی باختری رود اردناند. بر اساس نظرسنجیها این گروه از فلسطینیها از تشکیلات خودگردان راضی نیستند اما همان نظرسنجیها میگویند علاقهی چندانی نیز به فعالیت مسلحانه یا شورش ندارند. تجربه هم عملا نشان داد این حدود 4میلیون فلسطینی، پس از عملیات 7اکتبر، دعوت رهبران حماس به قیام فراگیر را پاسخ درخور ندادند. صدالبته این به معنای رضایت آنها از وضعیت نامناسب کرانهی باختری ـ ناکارآمدی تشکیلات خودگردان، آپارتایدسازی اسراییل و خطر حمله شهرکنشینان افراطی ـ نیست بلکه آنها با همنوعان خود در غزه همدلی بسیاری دارند اما چنین میاندیشند که شورش یا عملیات مسلحانه اوضاعشان را بهبود نخواهد بخشید.
• فلسطین4: این همان غزه است. قحطیزده، ویران و بدون چشمانداز بازسازی دستکم در کوتاه مدت و چهبسا در میان مدت. غزه اکنون در معرض تهدید بالفعل پاکسازی قومی و یا حتی نسلکشی قرار دارد. غزه پیش از 7اکتبر در محاصرهی سیاسی بود و اکنون محاصرهی غذایی و محدودیت کالری نیز بر ناگواریهای پیشین افزوده شده است، ضمن اینکه 70درصد از خاک غزه نیز اکنون به مناطقه ممنوعه بدل شده و عملا تحت اشغال نظامی اسراییل قرار دارند[1]. وضعیت انسانی باریکهی غزه به قدری اسفبار است که بر اساس آخرین نظرسنجی مرکز فلسطینی پژوهشهای سیاسی و پیمایشی (PSR) در رام الله ــ منتشر شده در 6می2025 ـ نزدیک به نیمی از اهالی این باریکه در صورت امکان مایل به ترک غزه هستند[2].
در پرتو این تفکیک امر انتزاعی از امر انضمامی، و نیز در چهارچوب این اصل متقن که "سیاست امری محلی است"، نوع نگاه و رابطهی این چهار فلسطین به مسائل پیرامونی و داخلی ـ برغم برخی شباهتها و همسوییها ـ متفاوت مینماید و عملا مسألهی فلسطین و فلسطینیان را به چهار زیرمسأله تقسیم کرده است.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://www.aljazeera.com/news/2025/5/6/israel-has-turned-70-of-gaza-into-no-go-zones-in-maps
[2]. https://pcpsr.org/ar/node/998
@AdnanFallahi
Al Jazeera
Israel has turned 70% of Gaza into no-go zones, in maps
Since Israel broke the ceasefire, it has declared most of Gaza as no-go or displacement zones.
👍5👎4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از کشاکش میان فارسیدوستان و عربیگرایان در آغاز تقریباً هیچ اطلاعی نداریم اما بازتاب آنها از نیمه دوم قرن ۴ق. به بعد در بسیاری کتابها بیشتر در قالب احادیث نبوی آشکار می شود. محتوای این احادیث و روایات را میتوان در ۴ موضوع منحصر کرد: ۱ـ نخست زبان عربی…
از آغاز قرن ۲ ق.، انبوه عظیمی از آثار ایرانی در زمینه تاریخ و ساختار اجتماعی و اداری و کشورداری و نیز در زمینه حکمت و خردورزی و اندرز به زبان عربی ترجمه شده بود و بسیاری از شیوه های ساسانی در دربارهای خلفا تقلید میشد. احترام اعجاب آمیزی که نسبت به ساسانیان در میان اعراب کهن وجود داشت نه تنها کاهش نیافت که در قرنهای دوم و سوم ق. به اوج رسید.
آذرتاش آذرنوش،
چالش میان فارسی و عربی سدههای نخست،
ص82،
تهران، نشر نی، 1385.
@AdnanFallahi
آذرتاش آذرنوش،
چالش میان فارسی و عربی سدههای نخست،
ص82،
تهران، نشر نی، 1385.
@AdnanFallahi
👍11👎2🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🔎الاهیات سیاسی یا سیاست الاهیاتی؟ تمدن خدا به روایت تیم ترامپ تمدن ما تمدن یهودی ـ مسیحی است... بله! ریشههای عمیق غرب در یونان باستان نهفته است، با اولین فیلسوفان و عشق آنها به حکمت و خرد انسانی. اما دین آنها یک شرک انسانانگارانه بود که در آن، خدایان…
تمنای ما این است که امریکا همواره کنار مردم اسراییل بماند و ما برای حفظ و آرامش اورشلیم دعا میکنیم... این، چیزی است که کتاب مقدس به ما میگوید که انجام دهیم، چنین چیزی برای ما مسألهی ایمان و تعهدی است که داریم.
مایک جانسون (رییس مجلس نمایندگان ایالات متحده) در کنار دیوار ندبه (غربی)
https://www.christianpost.com/news/mike-johnson-leads-republican-delegation-on-visit-to-israel.html
#الهیات_سیاسی
@AdnanFallahi
مایک جانسون (رییس مجلس نمایندگان ایالات متحده) در کنار دیوار ندبه (غربی)
https://www.christianpost.com/news/mike-johnson-leads-republican-delegation-on-visit-to-israel.html
#الهیات_سیاسی
@AdnanFallahi
Christianpost
‘We pray the US will always stand with Israel’: Speaker Mike Johnson leads Republican delegation on visit to Israel
House Speaker Mike Johnson arrived in Israel on Sunday, leading a delegation of House Republicans on his first foreign visit and first trip to Israel since he became speaker
👍2👎2
از وصایای حکماست که... هر کس با شخصی دشمنی کند که یارای دشمنی با او را ندارد صلاح در آنست که با وی مدارا و نرمی کند و نزد وی زاری نماید تا از شرش به طریقی خلاص شود.
ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)،
الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية،
ص67،
ترجمه محمد وحید گلپایگانی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350.
@AdnanFallahi
ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)،
الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية،
ص67،
ترجمه محمد وحید گلپایگانی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350.
@AdnanFallahi
👍13👎9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از آغاز قرن ۲ ق.، انبوه عظیمی از آثار ایرانی در زمینه تاریخ و ساختار اجتماعی و اداری و کشورداری و نیز در زمینه حکمت و خردورزی و اندرز به زبان عربی ترجمه شده بود و بسیاری از شیوه های ساسانی در دربارهای خلفا تقلید میشد. احترام اعجاب آمیزی که نسبت به ساسانیان…
از کشاکش میان فارسیدوستان و عربیگرایان در آغاز تقریباً هیچ اطلاعی نداریم اما بازتاب آنها از نیمه دوم قرن ۴ ق. به بعد در بسیاری کتابها بیشتر در قالب احادیث نبوی آشکار می شود.
محتوای این احادیث و روایات را میتوان در ۴ موضوع منحصر کرد: ۱ ـ نخست زبان عربی است که همگان پیوسته بر آن ارج نهاده اند؛ از تازی و فارسی هیچکس نیست که با آن ستیز کرده باشد یا حتی به چشم تعظیم در آن ننگریسته باشد. روایات در اینباره بیشمار است و ذکر آنها بی فایده ۲ - دوم احادیث نسبتاً متعددی است در بزرگداشت ایرانیان؛ 3 ـ سوم احادیثی است که زبان فارسی را به شدت فرو میکوبد ۴ ـ و سرانجام احادیثی است که زبان فارسی را ارج مینهد.
آذرتاش آذرنوش،
چالش میان فارسی و عربی سدههای نخست،
صص95،96
تهران، نشر نی، 1385.
@AdnanFallahi
محتوای این احادیث و روایات را میتوان در ۴ موضوع منحصر کرد: ۱ ـ نخست زبان عربی است که همگان پیوسته بر آن ارج نهاده اند؛ از تازی و فارسی هیچکس نیست که با آن ستیز کرده باشد یا حتی به چشم تعظیم در آن ننگریسته باشد. روایات در اینباره بیشمار است و ذکر آنها بی فایده ۲ - دوم احادیث نسبتاً متعددی است در بزرگداشت ایرانیان؛ 3 ـ سوم احادیثی است که زبان فارسی را به شدت فرو میکوبد ۴ ـ و سرانجام احادیثی است که زبان فارسی را ارج مینهد.
آذرتاش آذرنوش،
چالش میان فارسی و عربی سدههای نخست،
صص95،96
تهران، نشر نی، 1385.
@AdnanFallahi
👍5👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از وصایای حکماست که... هر کس با شخصی دشمنی کند که یارای دشمنی با او را ندارد صلاح در آنست که با وی مدارا و نرمی کند و نزد وی زاری نماید تا از شرش به طریقی خلاص شود. ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)، الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية، ص67، ترجمه…
به عبدالملک بن مروان گفتند: هوشیاری چیست؟ گفت: فریفتن مردم و به دست آوردن دل ایشان به وسیله مال، زیرا مردم پیرو مالند، هر جا مال باشد ایشان هستند و هر جا برود با آن میروند.
ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)،
الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية،
صص78،79،
ترجمه محمد وحید گلپایگانی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350.
@AdnanFallahi
ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)،
الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية،
صص78،79،
ترجمه محمد وحید گلپایگانی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350.
@AdnanFallahi
👍15👎3🤔3
اطلاعرسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردمنگار #ترجمه @philobooks
جنگها جانها و زیستبومها را نابود میکنند. هشت سال پس از تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳، جنگ ـ به شکل مستقیم یا غیرمستقیم ـ مرگ نیم میلیون را باعث شد. تلفات مستقیم جنگ جهانی دوم بیش از ۶۰ میلیون نفر بود، حدود ۳ درصد از جمعیت جهان. هزینههای زیستمحیطی جنگها کمتر مورد تحقیق قرار گرفته است، اما بدیهی است که آنها نیز سرسامآورند. نیروهای مسلح سوخت را در اَبعاد بی حد و حصر مصرف میکنند: در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۳، وزارت دفاع ایالات متحده حدود ۸۰ درصد از مصرف انرژی دولت فدرال ایالات متحده را به خود اختصاص داد یعنی بین 0/75 تا 1 کوادریلیون BTU در سال ـ کمی کمتر از کل مصرف انرژی دانمارک و بلغارستان و کمی بیشتر از اسلواکی و صربستان در همان سال. نیز جنگها به طور مستقیم و غیرمستقیم زیستگاهها و منابع طبیعی را نابود میکنند ـ برای مثال نشت نفت در جنگ خلیج فارس را در نظر بگیرید. جنگها هم برای سیارهی ما و هم برای ساکنان آن، حقیقتا از بدترین کارهایی هستند که میتوانیم انجام دهیم.
جنگ تنها در صورتی میتواند ضروری و متناسب باشد که به هدفی خدمت کند که ارزش این همه مرگ و ویرانی را داشته باشد. اهمیتِ وجود دلیل عادلانه از همین روست. و نیز اعتقاد گسترده به اینکه دلایل عادلانه کم و نادرند، به همین سبب است.
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
جنگ تنها در صورتی میتواند ضروری و متناسب باشد که به هدفی خدمت کند که ارزش این همه مرگ و ویرانی را داشته باشد. اهمیتِ وجود دلیل عادلانه از همین روست. و نیز اعتقاد گسترده به اینکه دلایل عادلانه کم و نادرند، به همین سبب است.
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🖇پیوند دانش و قدرت: به روایت داود فیرحی (1343ـ1399ش) «...غزالی در رأس مائه ششم جهان اسلام، کل تفکر سنی را دگرگون کرد. اما مدتی بعد، افکار او سنتی شد و دیگران اهل بدعت. امثال آقای فیرحی و دیگران، از این دست هستند. اینها در حقیقت هم قصد شناسایی گذشته…
اصل این ترتیب و قانون اساسی و اعتبار به اکثریت آراء، اگرچه در امور مباحةُبالاصل هم باشد، چون بر وجه قانون التزام شده و میشود حرام تشریعی و بدعت در دین است و كل بدعة ضلالة. مباح را هم اگر التزام به آن نمایند و لازم بدانند و بر مخالفت آن، جزاء مرتب نمایند، حرام است.
شیخ فضل الله نوری،
رسالهی حرمت مشروطه
@AdnanFallahi
شیخ فضل الله نوری،
رسالهی حرمت مشروطه
@AdnanFallahi
👎5👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
💡اندر باب ابهامات بنیادین اصطلاح "سلفیت" در تاریخ اندیشهها درسی که از تاریخ مفهومی سلفیت مدرن می گیریم، ضرورت رهایی از سه عادت بد است: اولاً، ما نباید ادعا کنیم که [جمال الدین] افغانی و محمد عبده در خط مقدم نسخه مدرن سلفیت بودند و سلفیگری را شعار خود قرار…
اگرچه درست است که [سید جمال الدین] افغانی و [محمد] عبده شور اولیه را برای نوعی اصلاحگری اسلامی فراهم کردند که بعدا به مثابه سلفیگری مدرنیستی شناخته شد، اما منابع اولیه این ادعا را که آنها این اصطلاح را ابداع کرده یا از آن برای شناساندن خود در اواخر قرن نوزدهم استفاده کرده باشند، تقویت نمیکنند.
برای مثال، نه "سلفیه" به مثابه یک اسم ذات و نه هیچ وصف سلفیای (سلفی، سلفیون) در [مجلهی] العروة الوثقی [تحت مسئولیت سید جمال] ذکر نشده است. به همین ترتیب، اشارات به «سلفیه» به طرز آشکاری در یادنامههای اصلی افغانی و عبده غایب است که بسی بیشتر نشان میدهد این دو هرگز بر این مفهوم تأکید نکردهاند. در واقع، حجم زمان و انرژی لازم برای یافتن هرگونه وصف سلفی در نوشتههای افغانی و عبده با جایگاه ادعایی آنها به مثابه طرفداران ـ و حتی بنیانگذاران سلفیگری ـ نسبت معکوس دارد. عبده در سال ۱۹۰۲، سه سال قبل از مرگش، اشارهی بسیار مختصری به سلفیها (السلفیین) در صفحات [مجلهی] المَنار کرد. اگرچه او از آنها انتقاد نکرد، اما واضح است که ادعا هم نکرد که یکی از آنهاست و یا اینکه سلفیها پیروان او هستند. بلکه، او به طور خلاصه آنها را به عنوان مسلمانان سُنیای معرفی کرد که در حوزهی کلام با اشاعره تفاوت داشتند. با این حال، برجستهترین ویژگی این عبارت، این است که عبده حتی از خوانندگانش انتظار نداشت که بدانند سلفیها چه کسانی هستند. ظاهراً این کلمه حتی در میان مشترکین المنار، محتاج توضیح بود چراکه عبده مناسب دیده بود که در پرانتز مشخص کند که سلفیها «کسانی هستند که به عقیدهی پیشینیان پایبندند» (الآخذین بعقیدة السلف).
Henri Lauziere,
"THE CONSTRUCTION OF SALAFIYYA: RECONSIDERING SALAFISM FROM THE PERSPECTIVE OF CONCEPTUAL HISTORY", Int. J. Middle East Stud. 42 (2010), 369–389.
@AdnanFallahi
برای مثال، نه "سلفیه" به مثابه یک اسم ذات و نه هیچ وصف سلفیای (سلفی، سلفیون) در [مجلهی] العروة الوثقی [تحت مسئولیت سید جمال] ذکر نشده است. به همین ترتیب، اشارات به «سلفیه» به طرز آشکاری در یادنامههای اصلی افغانی و عبده غایب است که بسی بیشتر نشان میدهد این دو هرگز بر این مفهوم تأکید نکردهاند. در واقع، حجم زمان و انرژی لازم برای یافتن هرگونه وصف سلفی در نوشتههای افغانی و عبده با جایگاه ادعایی آنها به مثابه طرفداران ـ و حتی بنیانگذاران سلفیگری ـ نسبت معکوس دارد. عبده در سال ۱۹۰۲، سه سال قبل از مرگش، اشارهی بسیار مختصری به سلفیها (السلفیین) در صفحات [مجلهی] المَنار کرد. اگرچه او از آنها انتقاد نکرد، اما واضح است که ادعا هم نکرد که یکی از آنهاست و یا اینکه سلفیها پیروان او هستند. بلکه، او به طور خلاصه آنها را به عنوان مسلمانان سُنیای معرفی کرد که در حوزهی کلام با اشاعره تفاوت داشتند. با این حال، برجستهترین ویژگی این عبارت، این است که عبده حتی از خوانندگانش انتظار نداشت که بدانند سلفیها چه کسانی هستند. ظاهراً این کلمه حتی در میان مشترکین المنار، محتاج توضیح بود چراکه عبده مناسب دیده بود که در پرانتز مشخص کند که سلفیها «کسانی هستند که به عقیدهی پیشینیان پایبندند» (الآخذین بعقیدة السلف).
Henri Lauziere,
"THE CONSTRUCTION OF SALAFIYYA: RECONSIDERING SALAFISM FROM THE PERSPECTIVE OF CONCEPTUAL HISTORY", Int. J. Middle East Stud. 42 (2010), 369–389.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
به عبدالملک بن مروان گفتند: هوشیاری چیست؟ گفت: فریفتن مردم و به دست آوردن دل ایشان به وسیله مال، زیرا مردم پیرو مالند، هر جا مال باشد ایشان هستند و هر جا برود با آن میروند. ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)، الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية،…
دیگر از آنچه که عقلِ درست نیکش میشمارد این است که انسان نباید در کاری پای نهد که بیرون آمدن از آن دشوار باشد. شاعر عرب گفته است:
ما من الحزم ان تقارب امرا/تطلب البعد منه بعد قليل
فاذا ما هممت بالشيء فانظر/كيف منه الخروج بعد الدخول
«از دوراندیشی نیست که خود را به چیزی نزدیک کنی که پس از لحظه ای خواهان دوری از آن باشی. هر گاه به کاری همت گماشتی بنگر چِسان پس از داخل شدن باید از آن خارج شوی».
گویند: از این بهتر آنکه انسان پای در امری ننهد که خروج از آن محتاج به اندیشه باشد.
معاویه به عمرو بن عاص گفت: زیرکی تو تا چه حد است؟ عمرو گفت: تا آن حد که هیچگاه در کاری پای ننهادهام مگر آنكه نيک توانسته ام از آن بیرون آیم. معاویه گفت: ولی من هیچگاه در امری داخل نمیشوم که در خارج شدن از آن محتاج به فکر و اندیشه باشم!
ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)،
الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية،
ص92،
ترجمه محمد وحید گلپایگانی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350.
@AdnanFallahi
ما من الحزم ان تقارب امرا/تطلب البعد منه بعد قليل
فاذا ما هممت بالشيء فانظر/كيف منه الخروج بعد الدخول
«از دوراندیشی نیست که خود را به چیزی نزدیک کنی که پس از لحظه ای خواهان دوری از آن باشی. هر گاه به کاری همت گماشتی بنگر چِسان پس از داخل شدن باید از آن خارج شوی».
گویند: از این بهتر آنکه انسان پای در امری ننهد که خروج از آن محتاج به اندیشه باشد.
معاویه به عمرو بن عاص گفت: زیرکی تو تا چه حد است؟ عمرو گفت: تا آن حد که هیچگاه در کاری پای ننهادهام مگر آنكه نيک توانسته ام از آن بیرون آیم. معاویه گفت: ولی من هیچگاه در امری داخل نمیشوم که در خارج شدن از آن محتاج به فکر و اندیشه باشم!
ابو عبدالله ابن طباطبا (ابن طِقطَقا)،
الفخري في الآداب السلطانية والدول الإسلامية،
ص92،
ترجمه محمد وحید گلپایگانی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1350.
@AdnanFallahi
👍9👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... ملت چین اگر هم فرضاً مغلوب ملت دیگر بشود قوانین خود را از دست نخواهد داد برای اینکه در چین آداب و رسوم وعادات و دین یکی است و ملت غالباً نمیتواند به زودی همه اینها را تغییر بدهد بلکه برعکس... ملت فاتح به تدريج شعائر ملت مغلوب را فرا می گیرد. متأسفانه به…
[در روم قدیم] غالباً دختران در دوازده سالگی ازدواج میکردند.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
2/741،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
2/741،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍8🤔3
رفض الرئيس الأميركي وودرو ويلسون Woodrow Wilson (1924-186) الانتداب الأميركي على إسطنبول والمضائق. ونتيجة لذلك، بدأ موقف بريطانيا يتغيّر ، وبدأ الهدف المتمثل في إبعاد العثمانيين عن إسطنبول يُسحب من التداول. هنا، بدأت تتمظهر بدائل تتوافق مع المصالح البريطانية، مثل دعم بقاء السلطان على رأس الإمبراطورية العثمانية، مع فرض شروط السلام عليه... في البداية، بدأ الاحتلال غير الرسمي للعاصمة (لأنه لم يكن منصوصًا عليه في هدنة مودروس) مع وصول أولى قوات الحلفاء، التي سرعان ما تزايدت أعدادها ثم في مرحلة لاحقة، في 8 شباط فبراير 1919 نزل الجنرال الفرنسي لويس فرانشيه ديسبيري Louis Franchet d'Espèrey (1942-1856) ، الذي كان القائد الأعلى لجيوش الحلفاء في سالونيك Thessaloniki، بطريقة استعراضية وانتصارية في إسطنبول، مع كل مظاهر العظمة العائدة للأباطرة الرومان. استمر الوضع غير المحدد وغير الرسمي لهذا الاحتلال حتى 16 آذار / مارس 1920 عندما اكتسب، بمبادرة من البريطانيين، طابعًا رسميًا.
ردا على احتلال عاصمة الإمبراطورية العثمانية وكذلك الجزء الأكبر من أراضيها، برزت حركة تحرر وطنية تهدف إلى طرد القوى الأوروبية المحتلة من الأراضي العثمانية.
أوديل مورو،
"من هدنة مودروس إلى مؤتمر لوزان من السلام المفروض إلى السلام الخاضع لإعادة التفاوض"، أسطور للدراسات التاريخية، ترجمة جان جبّور، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025. قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
ردا على احتلال عاصمة الإمبراطورية العثمانية وكذلك الجزء الأكبر من أراضيها، برزت حركة تحرر وطنية تهدف إلى طرد القوى الأوروبية المحتلة من الأراضي العثمانية.
أوديل مورو،
"من هدنة مودروس إلى مؤتمر لوزان من السلام المفروض إلى السلام الخاضع لإعادة التفاوض"، أسطور للدراسات التاريخية، ترجمة جان جبّور، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025. قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
👍2🤔1
دربارهی نقش دولتهای غربی (به ویژه دو دولت فرانسه و بریتانیا) در ترسیم نظم جدید سیاسی پساعثمانی در منطقهی خاورمیانه یا غرب آسیا بسیار گفته شده است. اما نکتهی مغفول نقش بسیار مهم ضلع سوم "اتفاق مثلث" (متفقین در جنگ اول) در ترسیم این نظم است: اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. شوروی نقش مهمی در تثبیت دو دولت جدید خاورمیانه یعنی اسراییل و ترکیه بازی کرد. در 1947 که شبهنظامیان صهیونیست در فلسطین با بریتانیا و اعراب درگیر بودند، شوروی نیروهای غالبا چپ صهیونیست را چونان عناصر مبارز علیه استعمار و امپرالیسم بریتانیا میدید و به گفتهی کسانی چون بنگوریون و گلدا مئیر، شوروی ـ به مثابه نخستین دولت شورای امنیت که اسراییل را به شکل de jure به رسمیت شناخت ـ ناجی اسراییل در فاصلهی جنگهای 1947 تا 1949 بود که صهیونیستها و هم اعراب در آن دوره، تحت حریم تسلیحاتی دول غربی قرار داشتند.
اما اتحاد جماهیر شوروی نقش مهمی هم در برکشیدن دولت انقلابی نهضت ملی در آنکارا داشت. بعد از شکاف حاصل در عثمانی و ایجاد دو دولت موازی در آنکارا (به رهبری مصطفی کمال و نهضت ملی ترکیه که علیه اشغال متفقین شکل گرفت) و استانبول (که مفاد صلح تحمیلی مودروس را پذیرفته بود)، شوروی نخستین دولتی بود که در برابر بریتانیا، یونان، ایتالیا و سایر دولِ غربیِ ذینفع در اشغال استانبول و ترکیه ـ که فقط سلطان عثمانی را به رسمیت میشناختند ـ فقط دولت آنکارا را به عنوان دولت مشروع ترکیه به رسمیت شناخت و مشروعیت سلطان عثمانی را عملا بلاموضوع کرد. واکنش نخستین روسها به خیزش مصطفی کمال علیه عثمانی، واکنشی مثبت بود و حتی روزنامهی دولتی ایزوستیا آن را "نخستین انقلاب شورایی" در خاورمیانه نامید. با شدت گرفتن درگیریهای بین نیروهای نهضت ملی با سربازان بریتانیا، مصطفی کمال بیش از پیش متوجه روسها و کمک گرفتن از لنین شد. مصطفی کمال بعد از کنگرهی سیواس نمایندهای را عازم شوروی کرد تا با بلشویکها و لنین دربارهی امکان دریافت کمکهای تسلیحاتی گفتگو کند. انقلابیون ترک مکررا از شوروی میخواستند که آنها را در برابر نیروهای امپریالیستی یاری کنند. لنین کلیهی معاهدات پیشین بین عثمانی و روسیه را ملغا کرد و مناطق قابل مناقشهای در قفقاز را به دولت آنکارا واگذار کرد و در عوض دولت آنکارا نیز دست بلشویکها را در جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان باز گذاشت تا بر این منطقه و به ویژه منابع نفتی باکو تسلط یابند. بدهبستانها بین دولت انقلابی مصطفی کمال در آنکارا و دولت انقلابی لنین در مسکو سرانجام نتیجه داد و در 16مارس 1921 توافقی موسوم به "معاهدهی مسکو" بین روسیهی بلشویکی به رهبری ولادیمیر لنین و مجلس کبیر ملی ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک در مسکو بسته شد.
@AdnanFallahi
* در پیوست، شاهد نمایی از "بنای یادبود جمهوری" در میدان تقسیم استانبول هستیم. مصطفی کمال در مرکز تصویر مشخص است و پشت سر او ژنرالهای شوروی میخائیل فرونزه و کلیمنت وروشیلوف، به مثابه نمادی از قدردانی از کمکهای شوروی در طول جنگ استقلال قرار دارند.
اما اتحاد جماهیر شوروی نقش مهمی هم در برکشیدن دولت انقلابی نهضت ملی در آنکارا داشت. بعد از شکاف حاصل در عثمانی و ایجاد دو دولت موازی در آنکارا (به رهبری مصطفی کمال و نهضت ملی ترکیه که علیه اشغال متفقین شکل گرفت) و استانبول (که مفاد صلح تحمیلی مودروس را پذیرفته بود)، شوروی نخستین دولتی بود که در برابر بریتانیا، یونان، ایتالیا و سایر دولِ غربیِ ذینفع در اشغال استانبول و ترکیه ـ که فقط سلطان عثمانی را به رسمیت میشناختند ـ فقط دولت آنکارا را به عنوان دولت مشروع ترکیه به رسمیت شناخت و مشروعیت سلطان عثمانی را عملا بلاموضوع کرد. واکنش نخستین روسها به خیزش مصطفی کمال علیه عثمانی، واکنشی مثبت بود و حتی روزنامهی دولتی ایزوستیا آن را "نخستین انقلاب شورایی" در خاورمیانه نامید. با شدت گرفتن درگیریهای بین نیروهای نهضت ملی با سربازان بریتانیا، مصطفی کمال بیش از پیش متوجه روسها و کمک گرفتن از لنین شد. مصطفی کمال بعد از کنگرهی سیواس نمایندهای را عازم شوروی کرد تا با بلشویکها و لنین دربارهی امکان دریافت کمکهای تسلیحاتی گفتگو کند. انقلابیون ترک مکررا از شوروی میخواستند که آنها را در برابر نیروهای امپریالیستی یاری کنند. لنین کلیهی معاهدات پیشین بین عثمانی و روسیه را ملغا کرد و مناطق قابل مناقشهای در قفقاز را به دولت آنکارا واگذار کرد و در عوض دولت آنکارا نیز دست بلشویکها را در جمهوری سوسیالیستی شوروی آذربایجان باز گذاشت تا بر این منطقه و به ویژه منابع نفتی باکو تسلط یابند. بدهبستانها بین دولت انقلابی مصطفی کمال در آنکارا و دولت انقلابی لنین در مسکو سرانجام نتیجه داد و در 16مارس 1921 توافقی موسوم به "معاهدهی مسکو" بین روسیهی بلشویکی به رهبری ولادیمیر لنین و مجلس کبیر ملی ترکیه به رهبری مصطفی کمال آتاتورک در مسکو بسته شد.
@AdnanFallahi
* در پیوست، شاهد نمایی از "بنای یادبود جمهوری" در میدان تقسیم استانبول هستیم. مصطفی کمال در مرکز تصویر مشخص است و پشت سر او ژنرالهای شوروی میخائیل فرونزه و کلیمنت وروشیلوف، به مثابه نمادی از قدردانی از کمکهای شوروی در طول جنگ استقلال قرار دارند.
👍6🤔2
واقعیت این است که بسیاری از ملتها، در شرق یا غرب، در مرحلهی «نبرد وجودی» با ملتی دیگر، از پیوند دینی برای بسیج مردم خود علیه بیگانه استفاده میکنند؛ زیرا هویت دینی چهبسا متحدکننده باشد در حالی که هویتهای قومی و سیاسی بین بخشهای یک دولت تمایز ایجاد میکنند. و از آنجا که دولت عثمانی اقلیتهای مسلمان بسیاری مانند ترکها، کردها و چرکسها را در بر میگرفت، رشتهی اسلامی و همچنین رشته خلافت آنها را به عنوان آخرین خط دفاعی به هم پیوند میزد. در اینجا به یکی از اعلامیههای مصطفی کمال خطاب به مردم سوریه در پایان سال ۱۹۱۹ اشاره میکنیم؛ او میگوید:
محمود حداد،
"معاني لوزان عند العرب والأتراك"، أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، ص22ـ42، قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
برادران محترم: با صدایی ملتمسانه که از قلبی سرشار از اندوه به خاطر ظلم، شکنجه و خیانتی که دشمن روا میدارد و به خاطر تفرقهای که بین فرزندان یک دین ایجاد شده و توسط مبلغان شر و بدی برافروخته شده است، با شما سخن میگویم. بیایید به سوء تفاهم [بین خود] پایان دهیم، و دستهایمان را برای صلح دراز کنیم و سلاحمان را به سوی خائنانی که میخواهند اسلام را نابود کنند، نشانه رویم، وگرنه هیچ توبهای بعداً سودی نخواهد داشت. فریب وعدههای دروغین را نخورید، در برابر شما توافقات سری سایکس ـ پیکو بین دشمنان دین قرار دارد... بیدار شوید و دوباره به خواب نروید. ما قصد تصرف سرزمینهای مسلمانان را نداریم، بلکه میخواهیم آنها را از دست کسانی که فکر میکنند میتوانند به راحتی آنها را ببلعند، نجات دهیم، و اینها دشمنان اسلام هستند... و از آنجا که ما قونیه را آزاد کردیم، خطوط ارتباطی متفقین در شرق قطع شده است. مجاهدان ما به زودی مهمان برادران عرب خود خواهند بود و با اتحادشان خواهند توانست دشمنان خود را شکست داده و نابود کنند. زنده باد برادران دینی ما و شکستْ فرجام دشمن باد"("A Letter to the Syrians," Enclosure, no. 191. From Colonel Meinershagen to Earl Curzon. Cairo, December 2, 1919. Public Record Office/National [British] Archives] (Kew Gardens, England). F.O 406/41.).
محمود حداد،
"معاني لوزان عند العرب والأتراك"، أسطور للدراسات التاريخية، المجلد11، العدد23، تموز/يوليو 2025، ص22ـ42، قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات.
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
چنانکه گفته شد ما همۀ ایرانیان را دارای هر زبان و مذهبی که باشند جزو ملت ایران و برادر وطنی خود میدانیم و نباید هیچ وقت این وهم باطل در اذهان اقوام غیر فارسیزبان و غير مسلم و غیر شیعه ایرانی ایجاد شود که جماعت ساکن پایتخت میخواهند زبان و آداب و مذهب خود را…
در تمام تاریخ بشر بين اجتماعات مختلف عالَم، قدرت مطلقه و حکومت با زورمندان بود و شدت و یا کمی ستمکاری و بی عدالتی فقط بسته به فطرت حکمران بود و افراط طمع و شهوات یا خدا پرستی آنان در سرنوشت مردم تأثیر داشت. حکومت ها همه استبدادی بود و اگر گاهی امیری عادل ظهور میکرد آن عدالت نیز بسته به دلخواه و سلیقه او بود نه از عدم قدرت بر ظلم و مقاومت مظلومين. البته در اسلام در عهد خلفای راشدین افکار عامه مسلمین دخالت و تأثیر معتدٌبه در روش امراء داشته است و داستان بیانات عمر بن خطاب در موقع جلوس به مسند خلافت معروف است که گفت: «این امر را به من تفویض کردید و من بهترین شما نیستم و اگر در روش من کجی دیدید آن را راست کنید». و عربی بلند شد و شمشیر از نیام کشید و گفت اگر ما در تو انحرافی دیدیم آن را با شمشیرهای خود راست میکنیم و عمر گفت شکر میکنم خدای تعالی را که در امت محمد هستند کسانی که انحراف عمر را با شمشیر راست کنند. در تاریخ قرون اولی و قرون وسطی جز از حکومت استبدادی چیزی وجود نداشته مگر در بعضی ادوار در یونان و روم یعنی در قرن پنجم قبل از میلاد مسیح و بلافصل بعد از آن.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص29،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص29،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍10