این گزارش کوتاه در مورد وضعیت آذربایجان پس از حملهی ارتش شاه در آذرماه سال ۱۳۲۵ رو قبلاً جایی ندیدم برای همین فکر کردم بد نیست ترجمهش کنم شاید بقیه هم خواستن بخونن. گزارش در ۴ مارس ۱۹۴۷ (۱۳ اسفند ۱۳۲۵) در روزنامه Daily Worker آمریکا چاپشده.
بخشی از متن:
«نظام حاکم فعلی را میتوان ذیلِ دیکتاتوری، فاشیسم و یا حکومتِ خودکامهی یک دارودستهی نظامی دستهبندی کرد. برخی از اهالی آذربایجان بهطور پنهانی از تمامی این عناوین برای اطلاق به وضع موجود استفاده میکنند. اما نه نحوهی نامگذاری این نظام و نه شیوهی توجیه اقدامات آن درنهایت امر نمیتواند تغییری در واقعیت قضایا ایجاد کند. آذربایجان و کردستان این روزها بهزور سرنیزه، دادگاههای نظامی بدون حق درخواست تجدید نظر، بازداشتهای خودسرانه و جوخههای اعدام کنترل میشود.»
لینک ترجمه:
https://bit.ly/3ycUbp2
@AlternativeTS
بخشی از متن:
«نظام حاکم فعلی را میتوان ذیلِ دیکتاتوری، فاشیسم و یا حکومتِ خودکامهی یک دارودستهی نظامی دستهبندی کرد. برخی از اهالی آذربایجان بهطور پنهانی از تمامی این عناوین برای اطلاق به وضع موجود استفاده میکنند. اما نه نحوهی نامگذاری این نظام و نه شیوهی توجیه اقدامات آن درنهایت امر نمیتواند تغییری در واقعیت قضایا ایجاد کند. آذربایجان و کردستان این روزها بهزور سرنیزه، دادگاههای نظامی بدون حق درخواست تجدید نظر، بازداشتهای خودسرانه و جوخههای اعدام کنترل میشود.»
لینک ترجمه:
https://bit.ly/3ycUbp2
@AlternativeTS
«مالیخولیای چپ: مارکسیسم، تاریخ و خاطره»|اِنزو تراوِرسو|ترجمهٔ مهرداد رحیمی مقدم|۴۴۰ص.|انتشارات مانِ کتاب|چ اول: زمستان ۱۴۰۱.
اِنزو تراوِرسو در این کتاب، با واکاوی عمیقترین لایههای خاطرۀ چپ و بازخوانی تاریخ مبارزات انقلابی، به صورتبندی مفهومی میپردازد که آن را «فرهنگ شکست» مینامد. کتاب، ضمن پرداختن به تجربههای سیاسی مختلف و وامگیری از نظریهپردازان انتقادی، در پی تبیین تبلورهای گوناگون این فرهنگ شکست است. از منظر تراورسو، پس از فروپاشی دیوار برلین و فروپاشی شوروی، این فرهنگ دیگر همچون گذشته، که در مقام یک سنت مبارزاتی سلسلهای از تجربههای انقلابی را به هم پیوند میداد و امید دستیابی به آرمان رهایی را زنده نگاه میداشت، عمل نمیکند. تراورسو، با وام گرفتن مفهوم «مالیخولیای چپ» و درعینحال فراروی از فهم پاتولوژیک مالیخولیا، بر اهمیت «بهیادآوری» شکستها تأکید میکند. بنابراین مالیخولیا، بهواسطۀ حفظ پیوند اکنون با امیدها و یوتوپیاهای گذشته، تبدیل به سنگری برای مقاومت علیه تمام ایدئولوژیهایی میشود که در جهان تسخیرشده بهدست نئولیبرالیسم امکان خلق آیندههای بدیل را منتفی میدانند.
@AlternativeTS
اِنزو تراوِرسو در این کتاب، با واکاوی عمیقترین لایههای خاطرۀ چپ و بازخوانی تاریخ مبارزات انقلابی، به صورتبندی مفهومی میپردازد که آن را «فرهنگ شکست» مینامد. کتاب، ضمن پرداختن به تجربههای سیاسی مختلف و وامگیری از نظریهپردازان انتقادی، در پی تبیین تبلورهای گوناگون این فرهنگ شکست است. از منظر تراورسو، پس از فروپاشی دیوار برلین و فروپاشی شوروی، این فرهنگ دیگر همچون گذشته، که در مقام یک سنت مبارزاتی سلسلهای از تجربههای انقلابی را به هم پیوند میداد و امید دستیابی به آرمان رهایی را زنده نگاه میداشت، عمل نمیکند. تراورسو، با وام گرفتن مفهوم «مالیخولیای چپ» و درعینحال فراروی از فهم پاتولوژیک مالیخولیا، بر اهمیت «بهیادآوری» شکستها تأکید میکند. بنابراین مالیخولیا، بهواسطۀ حفظ پیوند اکنون با امیدها و یوتوپیاهای گذشته، تبدیل به سنگری برای مقاومت علیه تمام ایدئولوژیهایی میشود که در جهان تسخیرشده بهدست نئولیبرالیسم امکان خلق آیندههای بدیل را منتفی میدانند.
@AlternativeTS
آلترناتیو
«مالیخولیای چپ: مارکسیسم، تاریخ و خاطره»|اِنزو تراوِرسو|ترجمهٔ مهرداد رحیمی مقدم|۴۴۰ص.|انتشارات مانِ کتاب|چ اول: زمستان ۱۴۰۱. اِنزو تراوِرسو در این کتاب، با واکاوی عمیقترین لایههای خاطرۀ چپ و بازخوانی تاریخ مبارزات انقلابی، به صورتبندی مفهومی میپردازد…
«مالیخولیای چپ: مارکسیسم، تاریخ و خاطره»|اِنزو تراوِرسو | ترجمهٔ مهرداد رحیمی مقدم | ویراستار: مهران موسوی|۴۴۰ص.| انتشارات مانِ کتاب|چ اول: زمستان ۱۴۰۱.
لینک خرید:
https://bit.ly/3QoJGaL
تلگرام انتشارات مانِ کتاب:
https://news.1rj.ru/str/maneketab
اینستاگرام انتشارات مانِ کتاب:
https://www.instagram.com/maneketab/
@AlternativeTS
لینک خرید:
https://bit.ly/3QoJGaL
تلگرام انتشارات مانِ کتاب:
https://news.1rj.ru/str/maneketab
اینستاگرام انتشارات مانِ کتاب:
https://www.instagram.com/maneketab/
@AlternativeTS
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«پایان کمونیسم بهمثابۀ مرگ یوتوپیا، یک کوششِ معطوف به یادآوری، و نیز بهعنوان یک مراسمِ سوگواری که توأمان جدی و تراژیک است، شاعرانهترین و حزنانگیزترین تبلورِ خود را در فیلم "نگاه خیرۀ اولیس" (۱۹۹۵) اثر تئو آنگلوپولُس به منصۀ ظهور رسانده است... در ترکینگ شاتِ مشهورِ این فیلم، مجسمۀ شکستۀ لنین را میبینیم که روی قایقی آرمیده و درحال گذر از دانوب است. دیدگان او و انگشت سبابهاش رو به آسمان دارند. در همین حین، ناگهان مردم را میبینیم که در کرانۀ رود صف میکشند تا گذر این مجسمه را تماشا کنند، مردمانی ساکت که بسیاریشان زانو زدهاند و بر سینۀ خود صلیب میکشند... مجسمۀ سقوطکرده و شکستهشده عرصۀ تاریخ را ترک میگوید.» (ص ۱۴۱)
«مالیخولیای چپ: مارکسیسم، تاریخ و خاطره» | اِنزو تراوِرسو | ترجمهٔ مهرداد رحیمیمقدم | ۴۴۰ص. | چ اول: زمستان ۱۴۰۱.
از اینستاگرام انتشارات مان کتاب:
https://www.instagram.com/maneketab/
@AlternativeTS
«مالیخولیای چپ: مارکسیسم، تاریخ و خاطره» | اِنزو تراوِرسو | ترجمهٔ مهرداد رحیمیمقدم | ۴۴۰ص. | چ اول: زمستان ۱۴۰۱.
از اینستاگرام انتشارات مان کتاب:
https://www.instagram.com/maneketab/
@AlternativeTS
Department of Middle Eastern Languages & Cultures, University of Washington
A Workshop on Azerbaijani Turkish Language and Literature in Iran (In English)
http://tinyurl.com/3ze95f4k
The Afrassiabi Distinguished Lecture (Persian Literature Across Borders) (in Persian)
http://tinyurl.com/yc2jkyua
@AlternativeTS
A Workshop on Azerbaijani Turkish Language and Literature in Iran (In English)
http://tinyurl.com/3ze95f4k
The Afrassiabi Distinguished Lecture (Persian Literature Across Borders) (in Persian)
http://tinyurl.com/yc2jkyua
@AlternativeTS
Forwarded from BBCPersian
🔹کتابهایی برای ایام نوروز؛ از رمانهای علمیتخیلی تا روایتهای تاریخی
🔹بهار در راه است و سال نو و تعطیلات نوروزی در افق نزدیک. در کنار دید و بازدید و مسافرت، شاید مجال کتابخوانی هم پیش بیاید و بتوان سفری هم به دیگر سو داشت. پس باید دست جنباند؛ چه بهتر که پیشتر کتابها انتخاب و تهیه شود که فرصت محدود و مغتنم فراغت و مطالعه در زندگی پرمشغله از دسترس نگریزد. نخستین و مهمترین پرسش همواره این است که چه کتابی بخوانم که با حال و روزگارم بخواند و انتظارم را برآورده کند.
✍️بهروز روحانی, روزنامهنگار
https://bbc.in/3TJgfn9
@BBCPersian
🔹بهار در راه است و سال نو و تعطیلات نوروزی در افق نزدیک. در کنار دید و بازدید و مسافرت، شاید مجال کتابخوانی هم پیش بیاید و بتوان سفری هم به دیگر سو داشت. پس باید دست جنباند؛ چه بهتر که پیشتر کتابها انتخاب و تهیه شود که فرصت محدود و مغتنم فراغت و مطالعه در زندگی پرمشغله از دسترس نگریزد. نخستین و مهمترین پرسش همواره این است که چه کتابی بخوانم که با حال و روزگارم بخواند و انتظارم را برآورده کند.
✍️بهروز روحانی, روزنامهنگار
https://bbc.in/3TJgfn9
@BBCPersian
BBC News فارسی
کتابهایی برای ایام نوروز؛ از رمانهای علمیتخیلی تا روایتهای تاریخی
بهار در راه است و سال نو و تعطیلات نوروزی در افق نزدیک. در کنار دید و بازدید و مسافرت، شاید مجالِ کتابخوانی هم پیش بیاید و بتوان سفری هم به دیگر سو داشت. پس باید دست جنباند؛ چه بهتر که پیشتر کتابها انتخاب و تهیه شود که فرصت محدود و مغتنم فراغت و مطالعه…
Forwarded from انتشارات مان کتاب
در باب اهمیت ترجمه: دو جستار و یک گفتوگو منتشر شد. این کتاب بعد از برچیدن کتابخانهام دومین عنوان از مجموعهٔ کتابندگان است.
در جهان انگلیسیزبان، ادیت گروسمن، نویسندهٔ کتاب حاضر، با ترجمهٔ آثاری از نویسندگانی چون گابریل گارسیا مارکز، ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس و، مهمتر از همه، برگردان دن کیشوت اثر سروانتس شناخته میشود.
نویسنده در این کتاب بر برخی از چالشبرانگیزترین مباحث نظری مرتبط با ترجمهٔ آثار ادبی دست میگذارد و بر ضرورت و اهمیت ترجمه در دنیای ادبیات تأکید میکند. امکان ترجمهٔ آثار ادبی، ترجمهٔ شعر و رمان، مشکلات ترجمههای تحتاللفظی، نقش ترجمه در شکلگیری سبک نویسندگان، ترجمه از دیدگاه ناشران و منتقدان کتاب، وضعیت آثار ترجمهشده در بازار نشر اروپا و امریکا، و اهمیت ترجمه در تاریخ فرهنگی از جمله مباحثی است که گروسمن در کتاب حاضر در موردشان بحث کرده است.
در باب اهمیت ترجمه: دو جستار و یک گفتوگو | ادیت گروسمن | ترجمهٔ مهرداد رحیمیمقدم | ۱۴۴ص. | چ اول: ۱۴۰۲ | ۱۶۸٬۰۰۰ تومان
#کتاب #پیشنهاد_کتاب #کتاب_تازه
#انتشارات_مان_کتاب #مان_کتاب
@maneketab
در جهان انگلیسیزبان، ادیت گروسمن، نویسندهٔ کتاب حاضر، با ترجمهٔ آثاری از نویسندگانی چون گابریل گارسیا مارکز، ماریو بارگاس یوسا و کارلوس فوئنتس و، مهمتر از همه، برگردان دن کیشوت اثر سروانتس شناخته میشود.
نویسنده در این کتاب بر برخی از چالشبرانگیزترین مباحث نظری مرتبط با ترجمهٔ آثار ادبی دست میگذارد و بر ضرورت و اهمیت ترجمه در دنیای ادبیات تأکید میکند. امکان ترجمهٔ آثار ادبی، ترجمهٔ شعر و رمان، مشکلات ترجمههای تحتاللفظی، نقش ترجمه در شکلگیری سبک نویسندگان، ترجمه از دیدگاه ناشران و منتقدان کتاب، وضعیت آثار ترجمهشده در بازار نشر اروپا و امریکا، و اهمیت ترجمه در تاریخ فرهنگی از جمله مباحثی است که گروسمن در کتاب حاضر در موردشان بحث کرده است.
در باب اهمیت ترجمه: دو جستار و یک گفتوگو | ادیت گروسمن | ترجمهٔ مهرداد رحیمیمقدم | ۱۴۴ص. | چ اول: ۱۴۰۲ | ۱۶۸٬۰۰۰ تومان
#کتاب #پیشنهاد_کتاب #کتاب_تازه
#انتشارات_مان_کتاب #مان_کتاب
@maneketab
Iranian Nationalism and Azerbaijan from the Constitutional Revolution to the Pahlavi Era
(Journal of Persianate Studies)
Link: doi.org/10.1163/18747167-bja10053
@AlternativeTS
(Journal of Persianate Studies)
Link: doi.org/10.1163/18747167-bja10053
@AlternativeTS
"I would underscore a specific feature of Czech literature that has produced a model fairly rare elsewhere in the world: that of the translator as a major, if not the principal, literary actor. Overall, the greatest literary personages of the century preceding the White Mountain debacle were translators: Řehoř Hrubý of Jelení, Daniel Adam of Veleslavín, Jan Blahoslav. The celebrated translation of Milton by Josef Jungmann established the fundamentals of the Czech language in the era of National Renewal: Czech literary translation is still considered among the world’s finest, and the translator commands the same esteem as any other literary figure. The reason for the major role played by literary translation is obvious: it is thanks to translations that Czech established and honed itself as a full-fledged European language, European terminology included. Indeed, it is by way of literary translation that the Czechs founded their own European literature in the Czech language, and that that literature created European readers who read Czech".
Milan Kundera — Address to the Czech Writers' Congress: The Literature of Small Nations (1967).
Milan Kundera — Address to the Czech Writers' Congress: The Literature of Small Nations (1967).
Forwarded from مجال (مهدی حمیدی)
🖋ترکی آذربایجانی؛ زبانی در متن روزنامهنگاری و مدرنیته ایرانی
17 مرداد در تقویم ایران «روز خبرنگار» نام گرفته است. در این اوضاع و احوال بربادرفته کشور، حرف خاصی برای تبریک ندارم. اما به بهانهی این روز، بد نیست به یکی از جنبههای کمتر دیدهشدهی تاریخ مطبوعات ایران اشاره کنم: تأثیر روزنامهنگاری ترکی آذربایجانی بر شکلگیری، تکوین و گسترش روزنامهنگاری فارسی در ایران.
در مقالهای از مهرداد رحیمیمقدم میخوانیم که نشریات ترکی آذربایجانی در ایران و قفقاز، با وجود گسترهی بیسوادی، مخاطبان فراوانی داشتهاند. روزنامهی ملانصرالدین که در باکو منتشر میشد و به ترکی آذربایجانی مینوشت، نمونهی شاخصی از این جریان است. همانطور که میرزا جلیل محمدقلیزاده سردبیر آن، در سال ۱۹۰۶ اعلام کرد:
رحیمیمقدم بهدرستی بر تأثیر روزنامهنگاری ترکی بر شکلگیری و تکوین روزنامهنگاری فارسی در ایران تأکید میکند. این تأثیر ناشی از موقعیت زبانی، فرهنگی و فکری زبان ترکی آذربایجانی در آن دوران بود؛ زبانی که نهفقط در تبریز و باکو، بلکه در شهرهای مرکزی ایران نیز خواننده داشت و توانست بسیاری از روشنفکران غیرترکزبان چون ابوالقاسم لاهوتی کرد و سید اشرفالدین گیلانی گیلک را نیز جذب کند. چنین گستره و نفوذی صرفاً حاصل ارتباطات سیاسی یا ترجمه نبود، بلکه نتیجهی هژمونی فرهنگی زبان ترکی در فضای مدرن آن دوران بود.
حال اگر مدعیات تاریخی رایج را بپذیریم که زبان ترکی آذربایجانی فاقد سنت ادبی و مکتوب غنی بوده، باید بپرسیم: پس چگونه همین زبان توانسته بهسرعت وارد مدرنترین قالبهای فکری و فرهنگی عصر مشروطه شود؟ چگونه ممکن است زبانی که بهزعم برخی «محلی» تلقی میشود، بستر اصلی نخستین تجربههای روزنامهنگاری انتقادی، رماننویسی، رسالهنویسی اجتماعی و سیاسی، نمایشنامهنویسی و تألیف کتابهای درسی باشد؟
نمونهها بهروشنی گویای ماجرا هستند: فتحعلی آخوندزاده (آخوندف) نخستین رمان ایرانی، آلدانمیش کواکبلر (ستارگان فریبخورده)، را در سال ۱۲۵۳ ش به ترکی نوشت و اولین نمایشنامههای مدرن را نیز به همین زبان خلق کرد. رسالهی انتقادی مشهور او با عنوان مکتوبات (۱۲۴۴ ش)، که دربارهی دین، آزادی و استبداد بود و از نخستین متون مدرن سیاسی و اجتماعی در ایران محسوب میشود، به ترکی نوشته شد و سپس به فارسی ترجمه گردید. میرزا حسن رشدیه نیز که پایهگذار آموزش نوین در ایران بود، نخستین کتاب درسی مدرن مدارس (وطن دیلی، ۱۲۹۷ ش) را به ترکی نوشت و آموزش به زبان مادری را مبنای اصلاحات آموزشی در ایران قرار داد.
کاربرد زبان ترکی در این قالبهای مدرن، آن هم در دورهای که ایران هنوز در حال گذار از مناسبات سنتی به نظم مدرن بود، خود بهترین گواه بر توانایی فرهنگی، ظرفیت بیانی و ریشهداری این زبان در جغرافیای ایران است. در واقع، زبان ترکی آذربایجانی در متن تحولات فکری و فرهنگی ایرانِ مدرن حضور داشته و نهتنها زبانی زنده و پویا بوده، بلکه از نخستین زبانهاییست که توانست در ایران وارد قالبهای نوین اندیشه و بیان شود — و این خود، رد قاطع و مستند ادعاهاییست که این زبان را محلی، کممایه یا صرفاً شفاهی معرفی میکنند. با این وصف، ادعای «الکن بودن» زبان ترکی در تاریخنگاری رسمی، بیش از آنکه مبتنی بر شواهد تاریخی باشد، محصول نوعی حذف سیستماتیک و نادیدهگرفتن واقعیتهای چندزبانی و چندمرکزی ایران است.
@Sociogram2023
17 مرداد در تقویم ایران «روز خبرنگار» نام گرفته است. در این اوضاع و احوال بربادرفته کشور، حرف خاصی برای تبریک ندارم. اما به بهانهی این روز، بد نیست به یکی از جنبههای کمتر دیدهشدهی تاریخ مطبوعات ایران اشاره کنم: تأثیر روزنامهنگاری ترکی آذربایجانی بر شکلگیری، تکوین و گسترش روزنامهنگاری فارسی در ایران.
در مقالهای از مهرداد رحیمیمقدم میخوانیم که نشریات ترکی آذربایجانی در ایران و قفقاز، با وجود گسترهی بیسوادی، مخاطبان فراوانی داشتهاند. روزنامهی ملانصرالدین که در باکو منتشر میشد و به ترکی آذربایجانی مینوشت، نمونهی شاخصی از این جریان است. همانطور که میرزا جلیل محمدقلیزاده سردبیر آن، در سال ۱۹۰۶ اعلام کرد:
«بیش از نصف مشتریان ما ایرانی هستند. بیش از ۱۵۰۰۰ نسخه از مجلهی ما به خراسان، تهران، اصفهان، تبریز فرستاده میشود و حتی در شهرها و روستاهای اطراف توزیع میشود. از این تعداد، ۱۳۶۹۰ نفر مشترک هستند».
رحیمیمقدم بهدرستی بر تأثیر روزنامهنگاری ترکی بر شکلگیری و تکوین روزنامهنگاری فارسی در ایران تأکید میکند. این تأثیر ناشی از موقعیت زبانی، فرهنگی و فکری زبان ترکی آذربایجانی در آن دوران بود؛ زبانی که نهفقط در تبریز و باکو، بلکه در شهرهای مرکزی ایران نیز خواننده داشت و توانست بسیاری از روشنفکران غیرترکزبان چون ابوالقاسم لاهوتی کرد و سید اشرفالدین گیلانی گیلک را نیز جذب کند. چنین گستره و نفوذی صرفاً حاصل ارتباطات سیاسی یا ترجمه نبود، بلکه نتیجهی هژمونی فرهنگی زبان ترکی در فضای مدرن آن دوران بود.
هادجکین اشاره میکند که چهرههایی چون علیاکبر دهخدا فرهنگنویس برجستهی فارسی، از خوانندگان مشتاق نشریهی ملا نصرالدین بودند و الهام زیادی از شعر ترکی آذربایجانی گرفتهاند. او با بررسی ژانر لالایی تمثیلی و با اشاره به تأثیر میرزا علیاکبر طاهرزاده (معروف به صابر)، شاعر برجستهی آذربایجانی، بر شاعران ایرانی، مینویسدکه: «صابر این ژانر را در زبان ترکی آذربایجانی بنیان نهاد و نسخهی او از سوی شاعرانی چون سید اشرفالدین گیلانی، ۱۸۷۰–۱۹۳۴، دهخدا، [ابوالقاسم] لاهوتی [۱۸۸۷–۱۹۵۷] و دیگران به فارسی اقتباس شد.»
حال اگر مدعیات تاریخی رایج را بپذیریم که زبان ترکی آذربایجانی فاقد سنت ادبی و مکتوب غنی بوده، باید بپرسیم: پس چگونه همین زبان توانسته بهسرعت وارد مدرنترین قالبهای فکری و فرهنگی عصر مشروطه شود؟ چگونه ممکن است زبانی که بهزعم برخی «محلی» تلقی میشود، بستر اصلی نخستین تجربههای روزنامهنگاری انتقادی، رماننویسی، رسالهنویسی اجتماعی و سیاسی، نمایشنامهنویسی و تألیف کتابهای درسی باشد؟
نمونهها بهروشنی گویای ماجرا هستند: فتحعلی آخوندزاده (آخوندف) نخستین رمان ایرانی، آلدانمیش کواکبلر (ستارگان فریبخورده)، را در سال ۱۲۵۳ ش به ترکی نوشت و اولین نمایشنامههای مدرن را نیز به همین زبان خلق کرد. رسالهی انتقادی مشهور او با عنوان مکتوبات (۱۲۴۴ ش)، که دربارهی دین، آزادی و استبداد بود و از نخستین متون مدرن سیاسی و اجتماعی در ایران محسوب میشود، به ترکی نوشته شد و سپس به فارسی ترجمه گردید. میرزا حسن رشدیه نیز که پایهگذار آموزش نوین در ایران بود، نخستین کتاب درسی مدرن مدارس (وطن دیلی، ۱۲۹۷ ش) را به ترکی نوشت و آموزش به زبان مادری را مبنای اصلاحات آموزشی در ایران قرار داد.
کاربرد زبان ترکی در این قالبهای مدرن، آن هم در دورهای که ایران هنوز در حال گذار از مناسبات سنتی به نظم مدرن بود، خود بهترین گواه بر توانایی فرهنگی، ظرفیت بیانی و ریشهداری این زبان در جغرافیای ایران است. در واقع، زبان ترکی آذربایجانی در متن تحولات فکری و فرهنگی ایرانِ مدرن حضور داشته و نهتنها زبانی زنده و پویا بوده، بلکه از نخستین زبانهاییست که توانست در ایران وارد قالبهای نوین اندیشه و بیان شود — و این خود، رد قاطع و مستند ادعاهاییست که این زبان را محلی، کممایه یا صرفاً شفاهی معرفی میکنند. با این وصف، ادعای «الکن بودن» زبان ترکی در تاریخنگاری رسمی، بیش از آنکه مبتنی بر شواهد تاریخی باشد، محصول نوعی حذف سیستماتیک و نادیدهگرفتن واقعیتهای چندزبانی و چندمرکزی ایران است.
@Sociogram2023
Telegram
آلترناتیو
Iranian Nationalism and Azerbaijan from the Constitutional Revolution to the Pahlavi Era
(Journal of Persianate Studies)
Link: doi.org/10.1163/18747167-bja10053
@AlternativeTS
(Journal of Persianate Studies)
Link: doi.org/10.1163/18747167-bja10053
@AlternativeTS
«بیست و چهار ساله بودم که از اصفهان به شیراز رفتم؛ فصل بهار بود و صحرا سبز و خرم و ایل در حرکت. تفرّجکنان به همه جا سرکشی مینمودم تا از در چادری گذشتم. جمعی از خوانین ایل را دیدم نشسته، مشغول بازی تختهنرد میباشند و شخصی برای آنها شاهنامه میخواند و پیدا است که مستمعین اشعار فردوسی را میفهمند. با همراه خود از این دراکهی خوانین ایل که از اسباب دانش دورند، اظهار تعجب کردم. گفت: غریب نیست. رسم این طایفه آن است که هر وقت میخواهند به دزدی و غارت روند، چند ساعت کتاب شاهنامه میخوانند، مگر جرأت و جلادت ایشان زیاد شود. پس از بسیاری خواندن و شنیدن آن حکایات و اشعار، به هوش طبیعی، نه به سواد و قانون علمی، معنی شعر حکیم را به خوبی درک میکنند. مجدداً از اثر شعر تعجب نمودم و دانستم سخن مرد بزرگ در نفس اثر میکند و آن را تغییر میدهد».
از یادداشتهای محمدحسین فروغی (ذکاءالملک اول)
از یادداشتهای محمدحسین فروغی (ذکاءالملک اول)
لینک آرشیو دیجیتال انتشارات فرانکلین:
https://findingaids.princeton.edu/catalog/MC057_c00001
https://findingaids.princeton.edu/catalog/MC057_c04212
اخیراً مشاهده شد یک بابایی که بعیده پاش رو از کتابخانهی بروجردی قم اونورتر گذاشته باشه هر روز با نیمچه سند و تصویری از آرشیو انتشارات فرانکلین ادعای کشف جدیدی رو در حوزهی تاریخ نشر مطرح میکنه. فکر کردم بد نیست لینکهای دسترسی به این آرشیو دیجیتال رو منتشر کنم تا احیاناً اگر کسی علاقه داشت خودش بهطور مستقیم به اسناد دسترسی داشته باشه. بد نیست به آن جناب هم بگوییم بهاندازه کوپنتان حرف بزنید.
——-
پ.ن.۱: برای سایر پروندههای آرشیوی انتشارات فرانکلین از منوی سمت چپ سایت ذکرشده گزینهی مورد نظرتان را انتخاب کنید.
پ.ن.۲:
برای دیدن آخرین کارهای پژوهشی مرتبط با انتشارات فرانکلین هم نگاه کنید به این سایت اسماعیل حدادیانمقدم:
https://coldbihot.wordpress.com/
https://findingaids.princeton.edu/catalog/MC057_c00001
https://findingaids.princeton.edu/catalog/MC057_c04212
اخیراً مشاهده شد یک بابایی که بعیده پاش رو از کتابخانهی بروجردی قم اونورتر گذاشته باشه هر روز با نیمچه سند و تصویری از آرشیو انتشارات فرانکلین ادعای کشف جدیدی رو در حوزهی تاریخ نشر مطرح میکنه. فکر کردم بد نیست لینکهای دسترسی به این آرشیو دیجیتال رو منتشر کنم تا احیاناً اگر کسی علاقه داشت خودش بهطور مستقیم به اسناد دسترسی داشته باشه. بد نیست به آن جناب هم بگوییم بهاندازه کوپنتان حرف بزنید.
——-
پ.ن.۱: برای سایر پروندههای آرشیوی انتشارات فرانکلین از منوی سمت چپ سایت ذکرشده گزینهی مورد نظرتان را انتخاب کنید.
پ.ن.۲:
برای دیدن آخرین کارهای پژوهشی مرتبط با انتشارات فرانکلین هم نگاه کنید به این سایت اسماعیل حدادیانمقدم:
https://coldbihot.wordpress.com/