استاندارد BABOK 2.0 در #تحلیل دارای 6 حوزه دانشی می باشد:
📍برنامهریزی و پایش تحلیل کسب و کار
📍استخراج نیازمندیها
📍مدیریت نیازمندیها و ارتباطات
📍تحلیل سازمان
📍تحلیل نیازمندیها
📍صحتسنجی و ارزیابی راهحل
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
📍برنامهریزی و پایش تحلیل کسب و کار
📍استخراج نیازمندیها
📍مدیریت نیازمندیها و ارتباطات
📍تحلیل سازمان
📍تحلیل نیازمندیها
📍صحتسنجی و ارزیابی راهحل
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
🍃ارتباط #تحلیل کسب و کار و #مدیریت_پروژه 🍃
تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه دو نقش بسیار مهم در هر پروژهای محسوب میگردند. نقشهای تحلیلگر و مدیر پروژه، هر دو برای موفقیت یک پروژه لازم و ضروری هستند. این دو از ابتدای پروژه بر اساس یک برنامه منظم، اهدافی را برای به سرانجام رسانیدن پروژه به صورتی درست و شفاف تنظیم نموده و آنها را تا انتها پیگیری مینمایند. میتوان گفت نقشهای مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار به نوعی مکمل یکدیگر میباشند. چرا که این دو هر کدام حوزههای دانش و مهارتهای خاص خودشان را دارند و با به کاربستن این دانش و مهارتها در یک پروژه است که در انتها توفیق حاصل میگردد.
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
در حقیقت مدیر پروژه مسئول است تا اطمینان پیدا نماید که محصول بموقع و با بودجه مشخص شده به مشتری تحویل میگردد. در صورتی که تحلیلگر کسب و کار مسئول است تا اطمینان پیدا نماید که محصول بر اساس نیازمندیها و به صورتی درست ساخته میشود.
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
همچنین در نگاهی کلانتر مدیر پروژه، منابع پروژه، مثل پول، زمان، تیم اجرایی و غیره، را مدیریت میکند. در حالیکه تحلیلگر کسب و کار ذینفعان پروژه، مثل مشاوران، کاربران نهایی، معمار کسب و کار و غیره را مدیریت مینماید. تفاوتی که در اینجا در تمرکز بر فعالیتها ذکر گردید، دال بر این است که هر دو نقش باید در پروژه حضور داشته باشند و در نتیجه این حضور است که محصولی بر اساس نیازمندیها، در زمان مقرر و با بودجه تعیین شده تولید خواهد شد.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه دو نقش بسیار مهم در هر پروژهای محسوب میگردند. نقشهای تحلیلگر و مدیر پروژه، هر دو برای موفقیت یک پروژه لازم و ضروری هستند. این دو از ابتدای پروژه بر اساس یک برنامه منظم، اهدافی را برای به سرانجام رسانیدن پروژه به صورتی درست و شفاف تنظیم نموده و آنها را تا انتها پیگیری مینمایند. میتوان گفت نقشهای مدیر پروژه و تحلیلگر کسب و کار به نوعی مکمل یکدیگر میباشند. چرا که این دو هر کدام حوزههای دانش و مهارتهای خاص خودشان را دارند و با به کاربستن این دانش و مهارتها در یک پروژه است که در انتها توفیق حاصل میگردد.
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
در حقیقت مدیر پروژه مسئول است تا اطمینان پیدا نماید که محصول بموقع و با بودجه مشخص شده به مشتری تحویل میگردد. در صورتی که تحلیلگر کسب و کار مسئول است تا اطمینان پیدا نماید که محصول بر اساس نیازمندیها و به صورتی درست ساخته میشود.
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
همچنین در نگاهی کلانتر مدیر پروژه، منابع پروژه، مثل پول، زمان، تیم اجرایی و غیره، را مدیریت میکند. در حالیکه تحلیلگر کسب و کار ذینفعان پروژه، مثل مشاوران، کاربران نهایی، معمار کسب و کار و غیره را مدیریت مینماید. تفاوتی که در اینجا در تمرکز بر فعالیتها ذکر گردید، دال بر این است که هر دو نقش باید در پروژه حضور داشته باشند و در نتیجه این حضور است که محصولی بر اساس نیازمندیها، در زمان مقرر و با بودجه تعیین شده تولید خواهد شد.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
📌 چهار حالت که در هر کدام #مدیر_پروژه و #تحلیلگر کسب و کار از نظر اجرایی قوی یا ضعیف هستند:
🔸مدیر پروژه قوی، تحلیلگر کسب و کار ضعیف
به دلیل اصرار مدیر پروژه نسبت به رعایت برنامههای زمانی و همچنین ضعف تحلیلگر کسب و کار، ممکن است فعالیتهای تحلیلی با عجله و ناقص انجام شوند. در نتیجه تعدادی از نیازمندیهای مهم نیز دارای نقص بوده و یا اینکه برخی از آنها به کلی جمعآوری نخواهند شد. محصولی که در این حالت تولید میشود ممکن است بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده باشد، ولی قطعاً نیازهای سازمان را برآورده نخواهد کرد و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
🔸مدیر پروژه ضعیف، تحلیلگر کسب و کار قوی
تحلیلگر کسب و کار زمان زیادی را صرف جمعآوری نیازمندیها نموده و علاقهمند است تا همه جزئیات صددرصد کامل و بدون خطا جمعآوری گردند. از طرف دیگر مدیر پروژه نیز به دلیل ضعف خود قادر به کنترل محدودههای بودجهای و زمانی نبوده و خود به خود پروژه با تأخیر و هزینهای بالا به اتمام خواهد رسید. محصولی که در این حالت تولید میشود ممکن است نیازهای سازمان را برآورده کرده و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار گیرد ولی قطعاً بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده، نخواهد بود.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
🔸مدیر پروژه قوی، تحلیلگر کسب و کار ضعیف
به دلیل اصرار مدیر پروژه نسبت به رعایت برنامههای زمانی و همچنین ضعف تحلیلگر کسب و کار، ممکن است فعالیتهای تحلیلی با عجله و ناقص انجام شوند. در نتیجه تعدادی از نیازمندیهای مهم نیز دارای نقص بوده و یا اینکه برخی از آنها به کلی جمعآوری نخواهند شد. محصولی که در این حالت تولید میشود ممکن است بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده باشد، ولی قطعاً نیازهای سازمان را برآورده نخواهد کرد و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
🔸مدیر پروژه ضعیف، تحلیلگر کسب و کار قوی
تحلیلگر کسب و کار زمان زیادی را صرف جمعآوری نیازمندیها نموده و علاقهمند است تا همه جزئیات صددرصد کامل و بدون خطا جمعآوری گردند. از طرف دیگر مدیر پروژه نیز به دلیل ضعف خود قادر به کنترل محدودههای بودجهای و زمانی نبوده و خود به خود پروژه با تأخیر و هزینهای بالا به اتمام خواهد رسید. محصولی که در این حالت تولید میشود ممکن است نیازهای سازمان را برآورده کرده و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار گیرد ولی قطعاً بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده، نخواهد بود.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
📌 چهار حالت که در هر کدام #مدیر_پروژه و #تحلیلگر کسب و کار از نظر اجرایی قوی یا ضعیف هستند: ادامه
🔸 مدیر پروژه ضعیف، تحلیلگر کسب و کار ضعیف: در این حالت حتی اگر قویترین متخصصان زمینه کسب و کار یا قویترین تیم اجرایی هم در پروژه حضور داشته باشند، بازهم شکست پروژه تضمین شده خواهد بود. این وضعیت بدترین حالت ممکن بوده و محصولی که تولید خواهد شد در محدودههای زمانی و بودجهای تعیین شده قابل تحویل نبوده و قطعاً نیازهای سازمان و کاربران را نیز برآورده نخواهد کرد. و از سوی کاربران رد خواهد شد.
🔸 مدیر پروژه قوی، تحلیلگر کسب و کار قوی: مسلماً این حالت بهترین حالت ممکن بوده و یک توازن خیلی خوب بین جمعآوری نیازمندیها و مدیریت زمان و هزینه برقرار خواهد شد. در این وضعیت چالش و نگرانی سازندهای که به آن اشاره شد، بین تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه به وجود خواهد آمد. قطعاً محصولی که در این حالت تولید میشود بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده بوده، و نیازهای سازمان را برآورده کرده و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
🔸 مدیر پروژه ضعیف، تحلیلگر کسب و کار ضعیف: در این حالت حتی اگر قویترین متخصصان زمینه کسب و کار یا قویترین تیم اجرایی هم در پروژه حضور داشته باشند، بازهم شکست پروژه تضمین شده خواهد بود. این وضعیت بدترین حالت ممکن بوده و محصولی که تولید خواهد شد در محدودههای زمانی و بودجهای تعیین شده قابل تحویل نبوده و قطعاً نیازهای سازمان و کاربران را نیز برآورده نخواهد کرد. و از سوی کاربران رد خواهد شد.
🔸 مدیر پروژه قوی، تحلیلگر کسب و کار قوی: مسلماً این حالت بهترین حالت ممکن بوده و یک توازن خیلی خوب بین جمعآوری نیازمندیها و مدیریت زمان و هزینه برقرار خواهد شد. در این وضعیت چالش و نگرانی سازندهای که به آن اشاره شد، بین تحلیلگر کسب و کار و مدیر پروژه به وجود خواهد آمد. قطعاً محصولی که در این حالت تولید میشود بموقع و در محدوده بودجهای تعیین شده بوده، و نیازهای سازمان را برآورده کرده و از سوی کاربران مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
چرا #هوش_تجاری کلید مزیت رقابتی برای سازمان های امروزی بشمار می رود؟ @Andish_System
#هوش_تجاری #Business_Intelligence
هوش تجاری مجموعه ای از متدولوژی ها، فرایندها، معماری ها و فناوری هایی است که داده های خام را به اطلاعات مفید و معنادار برای نیل به اهداف سازمانی تبدیل می کند
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
هوش تجاری مجموعه ای از متدولوژی ها، فرایندها، معماری ها و فناوری هایی است که داده های خام را به اطلاعات مفید و معنادار برای نیل به اهداف سازمانی تبدیل می کند
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
به پیش بینی #گارتنر تا سال 2020، 75درصد از کاربران از سیستم های #هوش_تجاری استفاده می کنند @Andish_System
تصمیم گیری های سریعتر و هوشمندانه تر نسبت به رقبا با سیستم های #هوش_تجاری @Andish_System
مزایای استفاده از سیستم های #هوش_تجاری در فرایندهای مختلف سازمانی @Andish_System
بسیاری از سازمان ها با استفاده از قدرت تحلیل و پیشگویی سیستم #هوش_تجاری، مزیت رقابتی در گزارش های برنامه ریزی و بودجه گذاری ایجاد می کنند
#زنگ_تفریح
مردی به استخدام یك شركت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یك فنجان قهوه برای من بیاورید.»
صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با كی داری حرف می زنی؟»
كارمند تازه وارد گفت: «نه»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره.»
مدیر اجرایی گفت: «نه»
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System
مردی به استخدام یك شركت بزرگ چند ملیتی درآمد. در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یك فنجان قهوه برای من بیاورید.»
صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با كی داری حرف می زنی؟»
كارمند تازه وارد گفت: «نه»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره.»
مدیر اجرایی گفت: «نه»
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.
☘☘☘☘☘☘
@Andish_System
@Andish_System
@Andish_System