پارت سوم: سرکوب احساسات
آپولو همیشه تلاش میکنه منطقی، خونسرد و متعادل باشه اما این خونسردی گاهی فقط یه دیواره که باهاش جلوی موج احساساتش رو میگیره.
درواقع آپولو احساسات بسیار عمیقی داره ولی اونقدر تمرین کرده و به خودش گفته «احساسات حواس آدمو پرت میکنن» که یاد گرفته سرکوبشون کنه.
و وقتی میپرسن «چی حس میکنی؟»، ممکنه مکث کنه، چون حتی خودش هم از چیزی که داره درونش اتفاق میافته فاصله گرفته.
› #Apollo
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هادس پارتنریه که توی رابطه جنسی دنبال کنترل کامل، تمرکز بالا و درگیر شدن ذهنیه. اون کاری نمیکنه که مطمئن نباشه، و بهجای هیجان لحظهای، با برنامهریزی دقیق توی ذهنش جلو میره. نگاهش سنگینه، لمسهاش حسابشدهان و بیشتر از هرچیزی به این فکر میکنه که چجوری پارتنرش رو توی اون فضا نگه داره.
اون به بدن پارتنرش مثل یه سیستم رمزآلود نگاه میکنه که باید مرحلهبهمرحله حلش کنه. مثلاً دوست داره چند دقیقه فقط پارتنرش رو نگاه کنه یا لمس آروم و پیوستهای داشته باشه که طرف مقابلش رو بهمرور وارد فضا کنه.
هادس معمولاً کمحرفه و از حرف زدن وسط رابطه خوشش نمیاد، مگر اینکه لازم باشه. خودش هم انتظار نداره طرف مقابلش دیالوگ بسازه یا توضیح بده. ترجیحش با پارتنریه که توی فضا قرار بگیره و نیاز به راهنمایی نداشته باشه.
برای اون خیلی مهمه که پارتنرش مقاومت نکنه چون در این صورت خودش هم عقب میکشه. اگه حس کنه طرف مقابلش بهش اعتماد داره میتونه کنترل اوضاع رو به دست بگیره. اون از بالا بودن، نگاه مستقیم، کنترل بدن طرفش و از واکنشهای پنهانی که متوجهشون میشه لذت میبره و رابطه باهاش بیشتر شبیه یه تجربهی عمیق و تاثیرگذاره.
هادس پوزیشنهایی رو دوست داره که توش تسلط داشته باشه و تمام توجه پارتنرش باهاش باشه. حتی ممکنه با کنترل، محدود کردن حرکت یا نگه داشتن بدن طرف مقابل حس مالکیت و تمرکز رو بالا ببره. اگه پارتنرش خودش رو بسپره، هادس تا مرزهای خیلی پرریسک هم جلو میره ولی همیشه با دقت و مراقبت انجامش میده.
بعد از رابطه هادس بیشتر ترجیح میده در سکوت کنار پارتنرش باشه و تحت فشار مکالمات بیش از حد احساسی قرار نگیره و توی ذهنش مشغول مرور اتفاقات و به خاطر سپردن لحظات باشه.
› #Hades
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آرکیتایپ | Archetype
پارت اول
پارت دوم: میمونم حتی وقتی نباید بمونم
هستیا خیلی راحت دل میده، ولی سخت دل میکنه. اگه کسی رو دوست داشته باشه حتی اگه رابطه بهش آسیب بزنه خیلی سخته که از رابطه خارج شه چون ذهنش پر از وفاداری، بخشش و این باوره که «همه لایق یه فرصت دیگهان».
این باعث میشه گاهی تو رابطههایی بمونه که مدتهاست یکطرفه شده یا به جایی نمیرسه. چون قطع رابطه براش بهمعنای شکستن تعهدیه که در درون خودش نسبت به اون ادم احساس میکنه ولی این موندن طولانی بدون تغییر واقعی، کمکم خودش رو از درون خالی میکنه و دچار خستگی عاطفی میشه.
› #Hestia
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: نوسان بین دیدهشدن و پنهانبودن
هرمس از توجه خوشش میاد و دلش میخواد شنیده شه، بدرخشه و اثر بذاره.
ولی یهجایی درونش هم هست که نمیخواد کسی خیلی بهش نزدیک شه یا واقعاً بشناستش.
دلش میخواد ستاره مجلس باشه ولی همزمان مرز بذاره و دست نیافتنی باشه.
و این نوسان بین دیدهشدن و مخفیبودن، براش یه بازی دائمیه که حتی خودش هم نمیفهمه چرا انقدر پیچیده شده و چطوری باید انجامش بده.
› #Hermes
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پرسفون توی رابطه جنسی به آرامش، اعتماد و صمیمت نیاز داره تا بتونه خودش رو درگیر کنه. برای اون، رابطه جنسی یه راه برای نزدیک شدن به کسیه که بهش احساس عمیقی داره و اگر محیط رابطه براش امن و آروم نباشه ممکنه بترسه و عقب بکشه. اون از فضاهای شلوغ، فشار زیاد یا توقعات از پیش تعیینشده خوشش نمیاد چون باعث میشن نتونه از لحظه لذت ببره.
شروع رابطه با پرسفون معمولاً از لمسهای ملایم و ظریف یا بوسههای طولانی شروع میشه. عجله یا شروع تهاجمی ممکنه باعث بشه خودش رو عقب بکشه چون توی رابطه بیشتر از عمل، به احساس توجه میکنه. حتی گاهی مکث میکنه یا دنبال تماس چشمی میگرده تا مطمئن بشه پارتنرش واقعاً باهاشه و حواسش جمعه. اون وقتی احساس امنیت میکنه، به مرور گرم میشه و شروع به همراهی میکنه ولی اگه از اول حس کنه صرفاً برای رفع نیاز جنسی خواسته شده، یا کسی بخواد سریع وارد جزئیات شه دیگه نمیتونه ارتباط بگیره و نقطه شروع خیلی براش مهمه.
پرسفون معمولاً دوست داره پارتنرش اول پیشقدم باشه ولی همزمان منتظر واکنشهاش بمونه. اگه طرف مقابل صبور باشه، به حرفهاش گوش بده و با دقت جلو بره، پرسفون هم بهمرور راحتتر نقش فعالتری میگیره. البته معمولاً به سمت نقشهای پذیرندهتر گرایش داره تا نقشهای خیلی پرهیجان یا چالشبرانگیز و فعال.
با پارتنرهایی که مهربونن، به احساساتش اهمیت میدن و باهاش ارتباط عاطفی میگیرن، پرسفون میتونه خودشو کاملاً رها کنه. اما اگه حس کنه با یه آدم بی توجه یا شتابزده طرفه ممکنه حتی اگه فضا از بیرون خوب به نظر برسه، توی دلش قطع ارتباط کنه. اون نسبت به حالت روحی پارتنرش هم خیلی حساسه و اگه حس کنه طرفش ناراحته یا ذهنش درگیره، خودش هم بیقرار میشه.
پرسفون معمولاً احساسات و نیازهاشو خیلی واضح نمیگه و بیشتر با رفتار نشون میده برای همین خیلی براش مهمه که پارتنرش بهش دقت کنه و جزئیات رو متوجه بشه. اون دنبال پارتنریه که بتونه نشونهها رو بخونه بدون اینکه لازم باشه هیچی بگه.
بعد از رابطه، برای پرسفون خیلی مهمه که هنوز دیده بشه و حتی با یه نوازش ساده یا لبخند بهش نشون داده بشه که هنوز مهمه. اینطوری حس ارزشمندی و امنیتش حفظ میشه و رابطه براش تبدیل به یه خاطرهی مثبت میشه.
› #Persephone
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Arche Daily | آرکیتایپ دیلی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پوزیدون: پارت دوم
۲. وقتی خودش رو زیادی درگیر احساسات طرف مقابل میکنه
پوزیدون مرز بین خودش و بقیه رو خیلی راحت گم میکنه. اگه کسی که دوسش داره حالش خوب نباشه حال خود پوزیدون هم بد میشه و اگه کسی که براش مهمه ازش فاصله بگیره، پوزیدون ممکنه از درون بهم بریزه.
اما مشکل اینجاست که این درگیری عاطفی شدید، گاهی باعث میشه احساس کنه کنترل هیچی رو نداره و اونوقته که یا با خشم واکنش نشون میده یا با قهر و سکوت، چون راه بهتری برای مقابله با فشار احساس پیدا نمیکنه.
› #Poseidon
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دیمیتر: عصای استخوان خردکن
•اول دلیل مشکل رو درک کنیم:
در این مشکل دیمیتر، بهطور مزمن و ناخودآگاه نیازهای روانی و عاطفی فردی خودش رو سرکوب میکنه تا مراقبتکنندهٔ دیگران باشه. این سرکوب نیازها، نه از روی فضیلت اخلاقی، بلکه ناشی از اضطراب و ترسِ بیارزش شدن بهدلیل فایده نرساندن به دیگران هست. هیچ نیازی ارضاءنشده نمیمونه، دیمیتر با وابسته کردن دیگران به خودش نیازهای سرکوبشدهٔ خودش رو ارضاء میکنه.
•این مشکل چه شکلی بروز میکنه؟
وقتی همیشه به دیگران خدمترسانی میکنه، حتی بدون اینکه کسی ازش خواسته باشه. وقتی از تنهایی لذت بردن احساس گناه میکنه و سعی میکنه کسی رو پیدا کنه تا لذایذ رو باهاش تقسیم کنه. وقتی با استقلال یافتن اطرافیان دچار بحران روانی میشه. وقتی سعی میکنه با ایجاد نیاز برای فرد مقابل، اون رو کنار خودش نگهداری کنه.
•ما چطوری میتونیم بهشون کمک کنیم؟
معمولاً خانواده و بهطور کلیتر محیط اطراف در کودکی به دیمیتر نقش مراقب والدین رو تحمیل میکنند. یا ضعف والدین در مراقبت از خواهر و برادران، اون رو مجبور میکنه تا بهجای اونها نقش پدر و مادر حمایتگر رو پر کنه. این پر کردن نقش معمولاً همراه با از خود گذشتن مکرر در طول زندگی همراهه.
•این افراد بهمرور به این باور میرسند که
محبت فقط زمانی دریافت میشه که برای دیگری فداکاری و خدمت کنند و زمانی که دیگران نیازی به اونها نداشته باشند، مورد محبت قرار نخواهند گرفت. در کنار این، اونها نیازها و امیال شخصی خودشون رو سرکوب میکنند و اگر اونها رو تجربه کنند توأم با احساس گناه خواهد بود.
•در نتیجهٔ این چرخهٔ سرکوب خود و احتیاج به وجود آسیبپذیران،
دیمیترها میل به نیازهای فردی رو از دست میدهند و در عوض، میل به وابسته کردن دیگران به خودشون و ارضاء کردن نیازهای اونها پیدا میکنند. دیمیترها بهنوعی فراموش میکنند از ابتدا چرا نیازهای دیگران رو تأمین میکردند و فقط این رو تثبیتشده به یاد میآورند که نمیخواهند وابستگی دیگران به خودشون رو از دست بدهند.
•شدت این نیاز ممکن هست تا حدی پیش بره که
دیمیتر از آسیب دیدن و رنجیدن اطرافیان خودش خرسند میشه، چون اینطوری اونها بهش نیاز پیدا میکنند. بسیاری از مادرانی که فرزندان خود رو ضعیف بار میآورند یا عمداً مانع استقلالیابی اونها میشوند ناخودآگاه از همین راهبرد پیروی میکنند. اونها از بینیازی دیگران به وابستگی هراس دارند.
•دیمیتر باید هویت داشتن بدون وجود عزیزان رو قبول کنه.
این مقداری بیرحمانهست، ولی پذیرفتن این واقعیت امری الزامیست. هر وقت شک این واقعیت در دل دیمیتر افتاد، میتونه درگیر مسألهٔ بعدی بشه: آیا واقعاً به دیگران اهمیت میده یا صرفاً میخواد اونها رو کنار خودش نگه داره؟ اون باید قبول کنه که اگر صلاح دیگران رو میخواد، اتفاقاً باید به اونها مجال استقلال و تنها موندن بده.
•وگرنه این افراد بعدها دچار سختی و تنگنا میشوند
و چون هیچوقت استقلال در اون زمینه رو تجربه نکردند، ضربهٔ بدتری میخورند. دیمیتر باید همچنین نه گفتن رو یاد بگیره، چون ممکن هست علارغم تلاش خودش، شخص اونقدر بهش وابسته شده باشه که نخواد استقلال رو تجربه کنه. (البته اگر نیت سوءاستفاده از خوشقلبی دیمیتر نداشته باشه.)
› #Demeter
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: تنهایی در روابط
دیونوسوس خیلی خوب بلده دل بقیه رو به دست بیاره و حضورش پررنگه و راحت ارتباط میگیره.
اما چیزی که انکار میکنه اینه که بعد از هر ارتباط و زمانی که با بقیه میگذرونه یهجور تنهایی خاص دنبالش میاد.
انگار یهجایی توی وجودش همیشه جدا و تنهاست و اینو نمیخواد ببینه چون دلش نمیخواد باور کنه که این همه صمیمیت، باز هم نتونسته اون فاصله رو پُر کنه.
› #Dionysus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آسمان بهترین مظهر زئوس هست. همونطور که تمامی پادشاهان روی تخت سلطنتی بلندتر و باشکوهتر از دیگران مینشستن، پهنای آسمان و ارتفاع اون حس برتر بودن و خودبزرگبینی رو خلق میکنه.
همچنین آسمان مثل زئوس دستنیافتنی و دور از دسترس هست. همین بلندای آسمان نتیجهٔ دور از دسترس بودن زئوس رو هم نشون میده: در بلندای آسمان، فقط آسمان همیشه میمونه، یعنی آسمان هم مثل زئوس در نهایت تنهاست.
آسمان برقآسا هم هست. رعد و برق آسمان نمادِ تصمیمات ناگهانی و گاهی تنبیهکنندهٔ زئوس هستن که هم نظم میارن هم دیگران رو ویران میکنن. آسمان همینطور باران میفرسته، مثل جنبهٔ حمایتگر زئوس.
› #Zeus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پارت سوم: احساس طردشدن از جمع
هفائستوس معمولاً توی حاشیه میمونه، نه چون نمیخواد، بلکه چون جاشو پیدا نکرده.
جمعهای پرزرقوبرق، آدمهای اجتماعی و خوشزبون همه براش غریبن. چیزی که انکار میکنه اینه که این فاصله فقط انتخاب خودش نیست و یهجور احساس منفیه و درواقع واکنش به اینه که از همون اول، یهجوری کنار گذاشته شده، دیده نشده یا باهاش گرم نگرفتن.
ولی چون نمیخواد اینو به خودش بگه، سعی کرده با سکوت و بی تفاوتی و مشغول کردن خودش، جای اون صمیمیت رو پُر کنه.
› #Hephaestus
› #Fact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM