🔻سلوکوس دوم و کسب سنت های درباری ایران
در دوره ای که مشروعیت سلوکیان توسط حاکمانی ایرانی مانند آندراگوراس و اشکانیان به چالش کشیده میشد، سلوکوس دوم مجبور شد عناصر ایرانی دربار هخامنشیان را اقتباس کند تا بتواند جایگاه خود را دربرابر این مدعیان حفظ کند. او ایزدان یونانی آرتمیس و نیکه را با شمایل همذات پندارانه با ایزد اناهیتا به تصویر کشید و همچنین دیهیم و چهره ای ریش دار بمانند شاهان هخامنشی برای خود اختیار کرد.(کامل)
@ARSACID_CHRONICLE
در دوره ای که مشروعیت سلوکیان توسط حاکمانی ایرانی مانند آندراگوراس و اشکانیان به چالش کشیده میشد، سلوکوس دوم مجبور شد عناصر ایرانی دربار هخامنشیان را اقتباس کند تا بتواند جایگاه خود را دربرابر این مدعیان حفظ کند. او ایزدان یونانی آرتمیس و نیکه را با شمایل همذات پندارانه با ایزد اناهیتا به تصویر کشید و همچنین دیهیم و چهره ای ریش دار بمانند شاهان هخامنشی برای خود اختیار کرد.(کامل)
📚| Wojcikowwski, R. S. (2019). conography of Power: the Bearded King on the Coinage of Seleucus II Callinicus, Iranian Journal of Archaeological. Studies, 2020, Vol, 10. No, 1. pp.1-9.
@ARSACID_CHRONICLE
👍9❤1
تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag
Photo
🔶 سلوکوس دوم و کسب سنت های درباری ایران
سلوکیان از همان ابتدا به دنبال جلب رضایت و حفظ وفاداری اشراف ایرانی بودند. به هرحال اشراف ایرانی از پتانسیل اقتصادی و نظامی عظیمی برخوردار بودند، ازدواج سلوکوس اول نیکاتور با اپامه، یک شاهزاده خانم سغدی، سلسله تازه تأسیس او به ریشهای مختلط از مقدونی-ایرانی دست یافت. آنتیوخوس اول، پسر و جانشین سلوکوس، از تبار مختلط مقدونی-ایرانی بود که کاملاً منعکس کننده ویژگی چندفرهنگی دربار او بود. این امر همچنین در ایدئولوژی سلطنتی سلوکیان که مبتنی بر عناصر مقدونی و سنتهای ایرانی بود، منعکس شده بود. این امر بدون شک بر نحوه برخورد ایرانیان با سلوکیان تأثیر گذاشت و شاید آرامش حاکم بر بعضی ساتراپی هارا توضیح دهد، آرامشی که به اولین پادشاهان سلوکی، با حمایت نخبگان ایرانی، امکان داد تا نیروهای نظامی قابل توجهی را در غرب به کار گیرند.
در دوره سلوکوس دوم، آندراگوراس و دیودوتوس از امپراتوری سلوکی جدا شدند، این جدایی بدون شک با حمایت قدرتمند جمعیت محلی که دائماً در معرض تهدید تهاجم قبایل ایرانی زبان از شمال بودند، رخ داد. هنگامی که پادشاه سلوکی دور بود و در غرب درگیر جنگ بود، مردم طبیعتاً حاکمان ساتراپها را مدافعان خود میدانستند، که این امر تمایلات جداییطلبانه را تشدید کرد و به وفاداری نه تنها به سلوکوس دوم، بلکه به کل سلسله نیز آسیب رساند. این تمایلات جدید تهدید بزرگی برای اقتدار و اعتبار سلوکوس در ایران بود. در نتیجه سلوکوس دوم کالینیکوس تلاش کرد تا مشروعیتی برای جهان ایرانی کسب کند، سکه هایش او را با ریش و دیهیم های مرتبط با پادشاهان هخامنشی، نشان میداد. چنین سکههایی بدون شک او را به عنوان حاکم مشروع ایران معرفی میکردند. با اشاره به شمایلنگاری هخامنشی، سلوکوس ممکن است به تبار ایرانی خود نیز اشاره کرده باشد و به ایرانیان یادآوری کند که او برخلاف آندراگوراس و دیودوتوس که صرفاً شورشی و غاصب بودند، یا ارشک که یک مهاجم خارجی از شمال تعبیر میشد، او یک پادشاه مشروع با خون ایرانی است.
پشت سکه برنزی از سلوکوس دوم که ضرب شوش میباشد، تصویری از ایزد آرتمیس را با کمانی در حال بیرون کشیدن تیر از ترکش نشان میدهد. این تصویر که به دلیل عدم وجود مشابه در سکههای سلوکی پیشین، تفسیر آن دشوار است، اما وقتی به عنوان تفسیری ایرانی از ایزد یونانی تفسیر شود، معنای روشنی پیدا میکند. تیر و کمان اشارهای آشکار به ویژگیهای پادشاهان هخامنشی است. یونانیان آرتمیس را با اناهیتا یکی میدانستند که یکی از سه خدای مهم پانتئون ایرانیان بود.
بر روی سکه برنزی دیگری از همان ضرابخانه، تصویر سلوکوس دوم ریشدار که در روی آن نشان کاسیا و در پشت آن ایزد نیکه که یک کوادریگا یا بیگا نقش بسته، کاسیا توسط فرماندهان مقدونی متعلق به اشراف بالاتر که واحدی از فیلوی سلطنتی را تشکیل میدادند، پوشیده میشد، بنابراین کاسیا را نمیتوان به عنوان همان نماد قدرت دربار ایرانی مانند دیهیم در نظر گرفت و تصور کرد به شمایلنگاری رسمی یونانی سلوکیان تعلق ندارد. اگرچه کاوسیا (kausia) در سکههای یونانی-باختری به عنوان سرپوش پادشاهان وجود دارد، اما باید به عنوان اشارهای به تبار مقدونی آنها باید مرتبط باشد و به پیوندهای آن با بخش غربی پادشاهی تأکید میکند. اما در دست سکه تصویر ایزد نیکه، خود تفسیری از ایزد اناهیتا بود، که به وضوح پادشاه را به پیروز نشان میداد، که با نمادگرایی کاوسیا به عنوان سرپوش فرماندهان نظامی مقدونی نیز مرتبط است.
در آخر باید گفت که به تصویر کشیدن سلوکوس با ریش و تاج ایرانی از آندراگوراس حاکم سابق پارت الهام گرفته شده بود. هنگامی که پس از آندراگوراس، سلسله اشکانیان به قدرت رسیدند، آنها نیز با اقتباس ویژگی های دربار دوره هخامنشی خود را به وارثان حقیقی پیش از سلوکیان منتسب میکردند، در این فضا قصد اصلی سلوکوس این بود که برای کسب برتری سیاسی بر این مدعیان، جایگاه خود را به عنوان پادشاه مشروع ایران حفظ کند.
@ARSACID_CHRONICLE
سلوکیان از همان ابتدا به دنبال جلب رضایت و حفظ وفاداری اشراف ایرانی بودند. به هرحال اشراف ایرانی از پتانسیل اقتصادی و نظامی عظیمی برخوردار بودند، ازدواج سلوکوس اول نیکاتور با اپامه، یک شاهزاده خانم سغدی، سلسله تازه تأسیس او به ریشهای مختلط از مقدونی-ایرانی دست یافت. آنتیوخوس اول، پسر و جانشین سلوکوس، از تبار مختلط مقدونی-ایرانی بود که کاملاً منعکس کننده ویژگی چندفرهنگی دربار او بود. این امر همچنین در ایدئولوژی سلطنتی سلوکیان که مبتنی بر عناصر مقدونی و سنتهای ایرانی بود، منعکس شده بود. این امر بدون شک بر نحوه برخورد ایرانیان با سلوکیان تأثیر گذاشت و شاید آرامش حاکم بر بعضی ساتراپی هارا توضیح دهد، آرامشی که به اولین پادشاهان سلوکی، با حمایت نخبگان ایرانی، امکان داد تا نیروهای نظامی قابل توجهی را در غرب به کار گیرند.
در دوره سلوکوس دوم، آندراگوراس و دیودوتوس از امپراتوری سلوکی جدا شدند، این جدایی بدون شک با حمایت قدرتمند جمعیت محلی که دائماً در معرض تهدید تهاجم قبایل ایرانی زبان از شمال بودند، رخ داد. هنگامی که پادشاه سلوکی دور بود و در غرب درگیر جنگ بود، مردم طبیعتاً حاکمان ساتراپها را مدافعان خود میدانستند، که این امر تمایلات جداییطلبانه را تشدید کرد و به وفاداری نه تنها به سلوکوس دوم، بلکه به کل سلسله نیز آسیب رساند. این تمایلات جدید تهدید بزرگی برای اقتدار و اعتبار سلوکوس در ایران بود. در نتیجه سلوکوس دوم کالینیکوس تلاش کرد تا مشروعیتی برای جهان ایرانی کسب کند، سکه هایش او را با ریش و دیهیم های مرتبط با پادشاهان هخامنشی، نشان میداد. چنین سکههایی بدون شک او را به عنوان حاکم مشروع ایران معرفی میکردند. با اشاره به شمایلنگاری هخامنشی، سلوکوس ممکن است به تبار ایرانی خود نیز اشاره کرده باشد و به ایرانیان یادآوری کند که او برخلاف آندراگوراس و دیودوتوس که صرفاً شورشی و غاصب بودند، یا ارشک که یک مهاجم خارجی از شمال تعبیر میشد، او یک پادشاه مشروع با خون ایرانی است.
پشت سکه برنزی از سلوکوس دوم که ضرب شوش میباشد، تصویری از ایزد آرتمیس را با کمانی در حال بیرون کشیدن تیر از ترکش نشان میدهد. این تصویر که به دلیل عدم وجود مشابه در سکههای سلوکی پیشین، تفسیر آن دشوار است، اما وقتی به عنوان تفسیری ایرانی از ایزد یونانی تفسیر شود، معنای روشنی پیدا میکند. تیر و کمان اشارهای آشکار به ویژگیهای پادشاهان هخامنشی است. یونانیان آرتمیس را با اناهیتا یکی میدانستند که یکی از سه خدای مهم پانتئون ایرانیان بود.
بر روی سکه برنزی دیگری از همان ضرابخانه، تصویر سلوکوس دوم ریشدار که در روی آن نشان کاسیا و در پشت آن ایزد نیکه که یک کوادریگا یا بیگا نقش بسته، کاسیا توسط فرماندهان مقدونی متعلق به اشراف بالاتر که واحدی از فیلوی سلطنتی را تشکیل میدادند، پوشیده میشد، بنابراین کاسیا را نمیتوان به عنوان همان نماد قدرت دربار ایرانی مانند دیهیم در نظر گرفت و تصور کرد به شمایلنگاری رسمی یونانی سلوکیان تعلق ندارد. اگرچه کاوسیا (kausia) در سکههای یونانی-باختری به عنوان سرپوش پادشاهان وجود دارد، اما باید به عنوان اشارهای به تبار مقدونی آنها باید مرتبط باشد و به پیوندهای آن با بخش غربی پادشاهی تأکید میکند. اما در دست سکه تصویر ایزد نیکه، خود تفسیری از ایزد اناهیتا بود، که به وضوح پادشاه را به پیروز نشان میداد، که با نمادگرایی کاوسیا به عنوان سرپوش فرماندهان نظامی مقدونی نیز مرتبط است.
در آخر باید گفت که به تصویر کشیدن سلوکوس با ریش و تاج ایرانی از آندراگوراس حاکم سابق پارت الهام گرفته شده بود. هنگامی که پس از آندراگوراس، سلسله اشکانیان به قدرت رسیدند، آنها نیز با اقتباس ویژگی های دربار دوره هخامنشی خود را به وارثان حقیقی پیش از سلوکیان منتسب میکردند، در این فضا قصد اصلی سلوکوس این بود که برای کسب برتری سیاسی بر این مدعیان، جایگاه خود را به عنوان پادشاه مشروع ایران حفظ کند.
📚| Wojcikowwski, R. S. (2019). conography of Power: the Bearded King on the Coinage of Seleucus II Callinicus, Iranian Journal of Archaeological. Studies, 2020, Vol, 10. No, 1. pp.1-9.
@ARSACID_CHRONICLE
👍10❤4
Forwarded from رسانه تاریخی Historium (Nima)
🔺از کهنترین اسناد انتظار مردم، برای بازگشت یک منجی
❤15👍2
Forwarded from رسانه تاریخی Historium (Nima)
رسانه تاریخی Historium
🔺از کهنترین اسناد انتظار مردم، برای بازگشت یک منجی
✍آیا بابلیها منتظر بازگشت «داریوش سوم» بودند؟
🔺پس از فتح بابل بهدست اسکندر مقدونی و فروپاشی امپراتوری هخامنشی، معمولا چنین تصور میشود که نظم جدید بهسرعت تثبیت شد و مردم بینالنهرین با قدرت تازه کنار آمدند.
▪️اما این لوح گلی بابلی که تصویر آن را در بالا مشاهده میکنید، تصویری پیچیدهتر و انسانیتر از آن روزگار ارائه میدهد. این متن که با نام «پیشگویی دودمانی» (Dynastic Prophecy) شناخته میشود، به خط میخی نوشته شده، در بابل کشف شده و امروز در British Museum نگهداری میشود.
▫️این متن پیشگویی، به پایان یک دودمان، آشوب، مرگ داریوش سوم و سپس ظهور دوبارهٔ فرمانروایی پیروز اشاره میکند. در بخشهایی از لوح آمده است که این شاهزاده شورشی، تخت را تصاحب و پنج سال پادشاهی خواهد کرد، به جنگ خواهد رفت، مورد حمایت خدایان بابلی (انلیل، شمش و مردوک) قرار میگیرد، دشمنان هانیایی (مقدونی) را شکست میدهد و برای مردم بابل رفاه، شادی و حتی معافیت مالیاتی به ارمغان میآورد.
▪️نکتهٔ بحثبرانگیز اینجاست:
بخش مهمی از متن آسیب دیده و نام شاه مشخص نیست. به همین دلیل، برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که منظور متن میتواند داریوش سوم باشد؛ واپسین شاه هخامنشی که پس از شکست از اسکندر به شکلی تراژیک کشته شد.
▫️در مقابل، گروهی دیگر این توصیف را به خود اسکندر، رهبران محلی، یا حتی سلوکوس نیکاتور نسبت دادهاند. قطعیتی در کار نیست. اما اهمیت این لوح در چیز دیگری است.
▪️این متن نشان میدهد که حداقل در ذهن بخشی از جامعهٔ بابلی، اندیشهٔ «بازگشت شاه نجاتبخش» پس از فروپاشی یک امپراتوری زنده بوده است؛ الگویی که در تاریخ بارها تکرار شده و معمولا در دورههای اشغال، شکست و بیثباتی سیاسی شکل میگیرد.
▫️داریوش سوم باشد یا نباشد، «پیشگویی دودمانی» سندی کمنظیر از امید، تردید و نیاز روانی مردمیست که شاهد فروپاشی نظم کهن خود بودند؛ مردمی که آینده را نه در وضعیت موجود، بلکه در بازگشت یک منجی سیاسی تصور میکردند.
برگرفته از لوح بابلی: Dynastic Prophecy
ترجمه انگلیسی: Bert van der Spek
نگهداری در: British Museum
▪️ @HistoriumClub ▪️
🔺پس از فتح بابل بهدست اسکندر مقدونی و فروپاشی امپراتوری هخامنشی، معمولا چنین تصور میشود که نظم جدید بهسرعت تثبیت شد و مردم بینالنهرین با قدرت تازه کنار آمدند.
▪️اما این لوح گلی بابلی که تصویر آن را در بالا مشاهده میکنید، تصویری پیچیدهتر و انسانیتر از آن روزگار ارائه میدهد. این متن که با نام «پیشگویی دودمانی» (Dynastic Prophecy) شناخته میشود، به خط میخی نوشته شده، در بابل کشف شده و امروز در British Museum نگهداری میشود.
▫️این متن پیشگویی، به پایان یک دودمان، آشوب، مرگ داریوش سوم و سپس ظهور دوبارهٔ فرمانروایی پیروز اشاره میکند. در بخشهایی از لوح آمده است که این شاهزاده شورشی، تخت را تصاحب و پنج سال پادشاهی خواهد کرد، به جنگ خواهد رفت، مورد حمایت خدایان بابلی (انلیل، شمش و مردوک) قرار میگیرد، دشمنان هانیایی (مقدونی) را شکست میدهد و برای مردم بابل رفاه، شادی و حتی معافیت مالیاتی به ارمغان میآورد.
▪️نکتهٔ بحثبرانگیز اینجاست:
بخش مهمی از متن آسیب دیده و نام شاه مشخص نیست. به همین دلیل، برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که منظور متن میتواند داریوش سوم باشد؛ واپسین شاه هخامنشی که پس از شکست از اسکندر به شکلی تراژیک کشته شد.
▫️در مقابل، گروهی دیگر این توصیف را به خود اسکندر، رهبران محلی، یا حتی سلوکوس نیکاتور نسبت دادهاند. قطعیتی در کار نیست. اما اهمیت این لوح در چیز دیگری است.
▪️این متن نشان میدهد که حداقل در ذهن بخشی از جامعهٔ بابلی، اندیشهٔ «بازگشت شاه نجاتبخش» پس از فروپاشی یک امپراتوری زنده بوده است؛ الگویی که در تاریخ بارها تکرار شده و معمولا در دورههای اشغال، شکست و بیثباتی سیاسی شکل میگیرد.
▫️داریوش سوم باشد یا نباشد، «پیشگویی دودمانی» سندی کمنظیر از امید، تردید و نیاز روانی مردمیست که شاهد فروپاشی نظم کهن خود بودند؛ مردمی که آینده را نه در وضعیت موجود، بلکه در بازگشت یک منجی سیاسی تصور میکردند.
برگرفته از لوح بابلی: Dynastic Prophecy
ترجمه انگلیسی: Bert van der Spek
نگهداری در: British Museum
▪️ @HistoriumClub ▪️
❤17👍5
🔻تدوام سیاست های نظامی اشکانیان در دوره ساسانی
هنینگ بورم پیشنهاد میکند جدا از برخی تغییراتی که یک سلسله بدون شک به وجود آورد، اما در حوزه سیاسی و نظامی، ایده «انقلاب ساسانی» مبنا بر اینکه جایگزینی اشکانیان با ساسانیان، سبب تشکیل یک شاهنشاهی بسیار قویتر و بسیار تهاجمیتری از اشکانیان شد، اساساً یک افسانه علمی است. در واقع اگر اشکانیان در ایران در قدرت باقی میماندند، تاریخ قرن سوم تفاوت چندانی نمیداشت. زیرا به نظر بورم، آنها نیز مجبور میشدند دوباره رومیها را از میان رودان بیرون برانند، چنانچه اردوان چهارم پیش از این خواستار تخلیه کامل سرزمینهای ضمیمه شده از ماکرینوس شده بود. در آخر، اگر اشکانیان باقی میماندند، احتمالا سناریویی مشابه لشکرکشی های شاپور را رقم میزدند.
@Arsacid_chronicle
هنینگ بورم پیشنهاد میکند جدا از برخی تغییراتی که یک سلسله بدون شک به وجود آورد، اما در حوزه سیاسی و نظامی، ایده «انقلاب ساسانی» مبنا بر اینکه جایگزینی اشکانیان با ساسانیان، سبب تشکیل یک شاهنشاهی بسیار قویتر و بسیار تهاجمیتری از اشکانیان شد، اساساً یک افسانه علمی است. در واقع اگر اشکانیان در ایران در قدرت باقی میماندند، تاریخ قرن سوم تفاوت چندانی نمیداشت. زیرا به نظر بورم، آنها نیز مجبور میشدند دوباره رومیها را از میان رودان بیرون برانند، چنانچه اردوان چهارم پیش از این خواستار تخلیه کامل سرزمینهای ضمیمه شده از ماکرینوس شده بود. در آخر، اگر اشکانیان باقی میماندند، احتمالا سناریویی مشابه لشکرکشی های شاپور را رقم میزدند.
📚| Börm, H. (2019). DIE GRENZEN DES GROSSKÖNIGS? Überlegungen zur arsakidisch-sasanidischen Politik gegenüber Rom, in Iberien zwischen Rom und Iran Beiträge zur Geschichte und Kultur Transkaukasiens in der Antike Herausgegeben von Frank Schleicher, Timo Stickler & Udo Hartmann, pp. 107-108.
@Arsacid_chronicle
❤14👍7
سپیدهدم امروز، استاد عبدالمجید ارفعی، متخصص برجسته زبانهای باستانی، درگذشت. 🖤
او پس از مدتی مبارزه با مشکلات ریوی، ساعاتی پیش چشم از جهان فروبست. استاد ارفعی فارغالتحصیل رشته زبانهای باستانی از مؤسسه شرقشناسی شیکاگو بود. از مهمترین آثار او میتوان به فرمان کوروش بزرگ (۱۳۸۹) و گلنبشتههای باروی تخت جمشید (۱۳۸۷) اشاره کرد، روانش شاد و نامش پر آوازه باد.
او پس از مدتی مبارزه با مشکلات ریوی، ساعاتی پیش چشم از جهان فروبست. استاد ارفعی فارغالتحصیل رشته زبانهای باستانی از مؤسسه شرقشناسی شیکاگو بود. از مهمترین آثار او میتوان به فرمان کوروش بزرگ (۱۳۸۹) و گلنبشتههای باروی تخت جمشید (۱۳۸۷) اشاره کرد، روانش شاد و نامش پر آوازه باد.
@Achaemenid_Heritage
@Arsacid_chronicle
❤82🔥2
🔻 یاد معبد روز اول: بازتاب دهنده دیدگاه و رویکرد سیاسی هیسپائوسین و مهرداد اول اشکانی درباره سلوکیان
در سال ۱۴۱ ق.م با فتح بابل توسط مهرداد اول اشکانی، نام معبد «روز اول» به عنوان مکانی برای قربانی و وقف از متون و مدارک ناپدید میشود. معبدی که احتمالاً که نامش به یک لحظه آغازین یعنی تأسیس حکومت سلوکیان اشاره میکرد، این معبد توسط مقامات سلوکی به عنوان محل قربانی برای خانواده سلطنتی امتیاز داشت. اما با روی کار آمدن اشکانیان این معبد اهمیت خود را از دست داد، مناسک آن نیز به دستور آنها متوقف و حذف شدند، مأموران اشکانی اجرای مناسک دینی بابل را به معبد اساگیلا، مجموعه معابد مرکزی شهر، و اغلب در «دروازه پسر شاهزاده»، محدود و یا منتقل کردند. اما در طی جنگ اشکانیان با حاکمان میشان، این معبد به طور نمادین و منحصر به فردی توسط دشمنِ اشکانیان، احیاکننده و جانشین معنوی سلوکیان، یعنی هیسپائوسین مورد استفاده مجدد قرار گرفت، کسی که با سنت ها و نهادهای سلوکیان احساس همبستگی میکرد.
@Arsacid_chronicle
در سال ۱۴۱ ق.م با فتح بابل توسط مهرداد اول اشکانی، نام معبد «روز اول» به عنوان مکانی برای قربانی و وقف از متون و مدارک ناپدید میشود. معبدی که احتمالاً که نامش به یک لحظه آغازین یعنی تأسیس حکومت سلوکیان اشاره میکرد، این معبد توسط مقامات سلوکی به عنوان محل قربانی برای خانواده سلطنتی امتیاز داشت. اما با روی کار آمدن اشکانیان این معبد اهمیت خود را از دست داد، مناسک آن نیز به دستور آنها متوقف و حذف شدند، مأموران اشکانی اجرای مناسک دینی بابل را به معبد اساگیلا، مجموعه معابد مرکزی شهر، و اغلب در «دروازه پسر شاهزاده»، محدود و یا منتقل کردند. اما در طی جنگ اشکانیان با حاکمان میشان، این معبد به طور نمادین و منحصر به فردی توسط دشمنِ اشکانیان، احیاکننده و جانشین معنوی سلوکیان، یعنی هیسپائوسین مورد استفاده مجدد قرار گرفت، کسی که با سنت ها و نهادهای سلوکیان احساس همبستگی میکرد.
📚| KOSMIN, P. J. (2018). TIME
AND ITS ADVERSARIES IN THE SELEUCID EMPIRE, pp. 40.
@Arsacid_chronicle
❤18👍2
🔻سکه های اسکندر در کوخلیس گرجستان
این سکه ها(بنگرید) تا پیش از غالب شدن کامل دینار های آگوستوس و درهم های گودرز دوم اشکانی، در کنار سکه های دیگر شاهان اشکانی ارز رایج گرجستان (مناطق غربی) بودند. شاهان فرنوازی گرجستان برخلاف آرتاشسی های ارمنستان اقدام به ضرب سکه نکردند، از این رو از سکه های دیگران بمانند درهم های اشکانی، استاتر های اسکندر، لوسیماخوس(بنگرید) و حتی دینار های آگوستوس استفاده میکردند. قدمت این سکه های اسکندر و لوسیماخوس به قرن یک قبل میلاد برمیگردد.
@Arsacid_chronicle
این سکه ها(بنگرید) تا پیش از غالب شدن کامل دینار های آگوستوس و درهم های گودرز دوم اشکانی، در کنار سکه های دیگر شاهان اشکانی ارز رایج گرجستان (مناطق غربی) بودند. شاهان فرنوازی گرجستان برخلاف آرتاشسی های ارمنستان اقدام به ضرب سکه نکردند، از این رو از سکه های دیگران بمانند درهم های اشکانی، استاتر های اسکندر، لوسیماخوس(بنگرید) و حتی دینار های آگوستوس استفاده میکردند. قدمت این سکه های اسکندر و لوسیماخوس به قرن یک قبل میلاد برمیگردد.
📚| Wheeler, Everett L. (2013). IBERIA AND ROME: A REVIEW ARTICLE. p. 10.
@Arsacid_chronicle
👍11❤5
آن روزی که
هم وطنان ما در سیستان حتی شناسنامه نداشتند
هم وطنان ما در خوزستان آب نداشتند
هم وطنان ما در کردستان بمانند حیوان تحقیر شدند،
هم وطنان ما در مشهد برای نان به تن فروشی افتادند
هم وطنان ما در اصفهان، یزد آذربایجان و سراسر ایران در خفت بودند با همان روحیه سلحشوری شیعه در چشمان ما ملت ایران نگاه کردید و با پرویی گفتید مشکل داری جمع کن برو!
حالا به یاد بیاور
وقت آن رسیده به همان مقام پر مرتبه ای که پدران صحرا نشینتان قرن ها پیش در صفین و جمل و... بدان مفتخر شدند برسید و ما باز بتوانیم بدون هیچ منتی ایرانی باشیم!
ما دیگر، غلام و کلب، مال و برده و موالی هیچ مولا ای در کوفه و دمشق نیستیم، ما دیگر مولای خودمان هستیم !
پاینده باد ایران زیبا
هم وطنان ما در سیستان حتی شناسنامه نداشتند
هم وطنان ما در خوزستان آب نداشتند
هم وطنان ما در کردستان بمانند حیوان تحقیر شدند،
هم وطنان ما در مشهد برای نان به تن فروشی افتادند
هم وطنان ما در اصفهان، یزد آذربایجان و سراسر ایران در خفت بودند با همان روحیه سلحشوری شیعه در چشمان ما ملت ایران نگاه کردید و با پرویی گفتید مشکل داری جمع کن برو!
حالا به یاد بیاور
وقت آن رسیده به همان مقام پر مرتبه ای که پدران صحرا نشینتان قرن ها پیش در صفین و جمل و... بدان مفتخر شدند برسید و ما باز بتوانیم بدون هیچ منتی ایرانی باشیم!
ما دیگر، غلام و کلب، مال و برده و موالی هیچ مولا ای در کوفه و دمشق نیستیم، ما دیگر مولای خودمان هستیم !
پاینده باد ایران زیبا
❤36🔥3