تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag – Telegram
تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag
5.52K subscribers
2.74K photos
3 videos
3 files
335 links
📜Aškānān ōhibbūd!

بازبینی و بررسی آکادمیک تاریخ اشکانیان و عناصر
مربوط به آن(هخامنشیان-سلوکیان-کوشانیان-ساسانیان)
از این کانال حمایت کنید:
t.me/boost/Arsacid_Chronicle
گروه:
https://news.1rj.ru/str/Arsacid_Chronicle_GP
همچنین بنگرید به :
@Achaemenid_Heritage
Download Telegram
🔻 تفسیر سکه های ترایان و صحنه تاج گذاری پادشاه اشکانی

خسرو یکم اشکانی پس از غلبه بر پاکر دوم و پسرش بلاش(دوم/سوم) و شاهنشاه شدن، فرزند دیگر پاکر یعنی اشخادر (Աշխադար) که بر ارمنستان حکومت می‌کرد را خلع کرد و فرزند دیگر او یعنی پارتاماسیر را بجای او حاکم کرد، این سبب نقض پیمان راندیا شد که از زمان بلاش اول و نرو بسته شده بود؛ در پاسخ این اقدام امپراتور روم یعنی ترایان به بهانه نقص قرارداد برای فتح ارمنستان اقدام کرد، در این میان پارتاماسیر تلاش کرد بمانند تیرداد اول با پذیرش امپراتوری روم بر ارمنستان حکومت کند، از این رو برای کسب تاج و مشروعیت و پایبندی به توافق گذشته به نزد امپراتور روم رفت که نه تنها سبب تأیید پادشاهی او بر ارمنستان نشد، بلکه به نوعی سبب تمسخر و تحقیر اشکانیان در پروپاگاندا ترایان و رومیان شد. زیرا ترایان به دنبال فتح ارمنستان بود و خود نیز توافق برایش دیگر اهمیت نداشت و عملاً تلاش حاکم اشکانی برای پایبندی به توافق را التماس به خود تفسیر کرد.


📚| Kéfélian, A. (2021). Armenia and Armenians in Roman Numismatics.
ELECTRUM. Vol. 28. pp 105–134.


@ARSACID_CHRONICLE
10👍1
تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag
🔻 تفسیر سکه های ترایان و صحنه تاج گذاری پادشاه اشکانی خسرو یکم اشکانی پس از غلبه بر پاکر دوم و پسرش بلاش(دوم/سوم) و شاهنشاه شدن، فرزند دیگر پاکر یعنی اشخادر (Աշխադար) که بر ارمنستان حکومت می‌کرد را خلع کرد و فرزند دیگر او یعنی پارتاماسیر را بجای او حاکم…
🔻روایت تاج گذاری پارتاماسیر توسط ترایان با محوریت سکه شناسی


از زمان مصالحه بین نرون با بلاش اول و برادرش تیرداد اول ارمنستان، چنین توافق شده بود که یک عضو از دودمان اشکانی می‌توانست با تأییدیه امپراتور روم یا نماینده‌ی بر تخت ارمنستان بنشیند. در زمان حکومت ترایان، پادشاه اشکانی ارمنستان، اخشیدارس (اشخادر)، توسط خسرو اول برکنار شد تا تاجگذاری پارتاماسیر بدون توافق روم انجام شود. در پی این اقدام ترایان در بهار ۱۱۴ میلادی به پادشاهی ارمنستان حمله کرد، پارتاماسیر تصمیم گرفت برای حل بحران به الگیا بیاید و امیدوار بود با دریافت تاجگذاری از دست ترایان، جایگاه خود را مشروعیت بخشد. بر اساس روایت نگاری رومی پارتاماسیر تاج خود را در پای ترایان گذاشت، به این امید که مانند گذشته از زمان حاکمیت نرون، توسط امپراتور تاجگذاری شود این شماره، «قاب ثابتی» از ملاقات ترایان و پارتاماسیر به ویژه درخواست پارتاماسیر، که به عنوان یک ردیتیو از طرف رومی‌ها تفسیر شده است، و روند تاجگذاری از طرف پارتاماسیر را به تصویر می‌کشد. با این حال امیدهای پارتاماسیر بیهوده بود، زیرا هدف ترایان فتح کامل ارمنستان به یک عنوان استان رومی بود. تاجگذاری پارتاماسیر بدون تأیید صریح ترایان و رفتار پارتاماسیر به عنوان بهانه‌ای برای حمله به پادشاهی ارمنستان توسط ترایان تلقی می‌شد. روایت های باقی‌مانده از تاریخ روم بمانند دیو کاسیوس، تاحدی سوءتفاهم بین پادشاه اشکانی و رومی‌ها را روایت می‌کنند.

🔻التماس حاکم اشکانی به امپراتور روم
طرح سکه های ترایان در حضور پادشاه اشکانی ارمنستان، اغلب به اشتباه تاجگذاری پادشاه اشکانی توسط ترایان تفسیر می‌شود در واقع این نه صحنه تاج گذاری بلکه التماس و خفت شاه خودخوانده اشکانی را دربرابر ترایان به نمایش می‌گذارد. شمایل‌نگاری ترایان او را در لباس نظامی، نشسته بر زینه کاسترنسیس درحالی که دست راستش را کنار فرمانده‌ی پرتورین بر روی سکو دراز کرده نشان می‌دهد. در پایین تصویر، روی زمین پادشاهی با زانوی خمیده، بازوها و دستانش را دراز کرده، کف دست‌ها رو به بالا است و با حالتی التماس‌آمیز به ترایان نگاه می‌کند. فرد التماس‌کننده توسط سربازانی که کلاه خود و سه نشان نظامی بر سر دارند احاطه شده است. این صحنه نه تاجگذاری، بلکه آیین التماس را به تصویر می‌کشد.


توافق یا التماس ؟
باید گفت نگاره REX PARTHVS در این سکه با نگاره موجود در سکه‌هایی که مراسم تاجگذاری را به تصویر می‌کشند (مانند REX ARMENIIS DATVS) نیز متفاوت است. ثانیاً اگرچه هم تاجگذاری و هم صحنه، آیین توافق ( dextrarum iunctio) را تداعی می‌کنند که حاکی از وفاداری طرف مقابل است، در چنین سکه هایی که توافق طرفین را نشان میدهند تاجگذاری پادشاه توسط امپراتور، با هم قرار دادن تاج بر سر او از دست راست در حالی که پادشاه ارمنستان نیز از دست راست خود تاج را لمس می‌کند، به تصویر کشیده شده است. اما در این سکه، ترایان فقط با دست راست کشیده نشان داده شده است که بر موضع تحقیر طرف مقابل اصرار شده است.



📚| Kéfélian, A. (2021). Armenia and Armenians in Roman Numismatics.
ELECTRUM. Vol. 28. pp 105–134.



@ARSACID_CHRONICLE
9👍1
🔶نقاب ایرانی از دوره اشکانی

ماسک صورت از جنس فویل طلا ورق ای (با چهار حفره) که چکش‌کاری شده است، قدمت این ماسک به قرن دوم میلادی برمی‌گردد، این ماسک در محوطه باستانی کویونجیک(Kouyunjik) نینوا عراق کنونی یافت شده است.

🏛
موزه بریتانیا

@ARSACID_CHRONICLE
👌183👍2🔥2
🔻سلوکوس دوم و کسب سنت های درباری ایران

در دوره ای که مشروعیت سلوکیان توسط حاکمانی ایرانی مانند آندراگوراس و اشکانیان به چالش کشیده میشد، سلوکوس دوم مجبور شد عناصر ایرانی دربار هخامنشیان را اقتباس کند تا بتواند جایگاه خود را دربرابر این مدعیان حفظ کند. او ایزدان یونانی آرتمیس و نیکه را با شمایل همذات پندارانه با ایزد اناهیتا به تصویر کشید و همچنین دیهیم و چهره ای ریش دار بمانند شاهان هخامنشی برای خود اختیار کرد.(
کامل)

📚| Wojcikowwski, R. S. (2019). conography of Power: the Bearded King on the Coinage of Seleucus II Callinicus, Iranian Journal of Archaeological. Studies, 2020, Vol, 10. No, 1. pp.1-9.


@ARSACID_CHRONICLE
👍91
تاریخ اشکانیان | Aškānān gāhnāmag
Photo
🔶 سلوکوس دوم و کسب سنت های درباری ایران


سلوکیان از همان ابتدا به دنبال جلب رضایت و حفظ وفاداری اشراف ایرانی بودند. به هرحال اشراف ایرانی از پتانسیل اقتصادی و نظامی عظیمی برخوردار بودند، ازدواج سلوکوس اول نیکاتور با اپامه، یک شاهزاده خانم سغدی، سلسله تازه تأسیس او به ریشه‌ای مختلط از مقدونی-ایرانی دست یافت. آنتیوخوس اول، پسر و جانشین سلوکوس، از تبار مختلط مقدونی-ایرانی بود که کاملاً منعکس کننده ویژگی چندفرهنگی دربار او بود. این امر همچنین در ایدئولوژی سلطنتی سلوکیان که مبتنی بر عناصر مقدونی و سنت‌های ایرانی بود، منعکس شده بود. این امر بدون شک بر نحوه برخورد ایرانیان با سلوکیان تأثیر گذاشت و شاید آرامش حاکم بر بعضی ساتراپی هارا توضیح دهد، آرامشی که به اولین پادشاهان سلوکی، با حمایت نخبگان ایرانی، امکان داد تا نیروهای نظامی قابل توجهی را در غرب به کار گیرند.


در دوره سلوکوس دوم، آندراگوراس و دیودوتوس از امپراتوری سلوکی جدا شدند، این جدایی بدون شک با حمایت قدرتمند جمعیت محلی که دائماً در معرض تهدید تهاجم قبایل ایرانی زبان از شمال بودند، رخ داد. هنگامی که پادشاه سلوکی دور بود و در غرب درگیر جنگ بود، مردم طبیعتاً حاکمان ساتراپ‌ها را مدافعان خود می‌دانستند، که این امر تمایلات جدایی‌طلبانه را تشدید کرد و به وفاداری نه تنها به سلوکوس دوم، بلکه به کل سلسله نیز آسیب رساند. این تمایلات جدید تهدید بزرگی برای اقتدار و اعتبار سلوکوس در ایران بود. در نتیجه سلوکوس دوم کالینیکوس تلاش کرد تا مشروعیتی برای جهان ایرانی کسب کند، سکه هایش او را با ریش و دیهیم های مرتبط با پادشاهان هخامنشی، نشان می‌داد. چنین سکه‌هایی بدون شک او را به عنوان حاکم مشروع ایران معرفی می‌کردند. با اشاره به شمایل‌نگاری هخامنشی، سلوکوس ممکن است به تبار ایرانی خود نیز اشاره کرده باشد و به ایرانیان یادآوری کند که او برخلاف آندراگوراس و دیودوتوس که صرفاً شورشی و غاصب بودند، یا ارشک که یک مهاجم خارجی از شمال تعبیر می‌شد، او یک پادشاه مشروع با خون ایرانی است.

پشت سکه برنزی از سلوکوس دوم که ضرب شوش می‌باشد، تصویری از ایزد آرتمیس را با کمانی در حال بیرون کشیدن تیر از ترکش نشان می‌دهد. این تصویر که به دلیل عدم وجود مشابه در سکه‌های سلوکی پیشین، تفسیر آن دشوار است، اما وقتی به عنوان تفسیری ایرانی از ایزد یونانی تفسیر شود، معنای روشنی پیدا می‌کند. تیر و کمان اشاره‌ای آشکار به ویژگی‌های پادشاهان هخامنشی است. یونانیان آرتمیس را با اناهیتا یکی می‌دانستند که یکی از سه خدای مهم پانتئون ایرانیان بود.


بر روی سکه برنزی دیگری از همان ضرابخانه، تصویر سلوکوس دوم ریش‌دار که در روی آن نشان کاسیا و در پشت آن ایزد نیکه که یک کوادریگا یا بیگا نقش بسته، کاسیا توسط فرماندهان مقدونی متعلق به اشراف بالاتر که واحدی از فیلوی سلطنتی را تشکیل می‌دادند، پوشیده می‌شد، بنابراین کاسیا را نمی‌توان به عنوان همان نماد قدرت دربار ایرانی مانند دیهیم در نظر گرفت و تصور کرد به شمایل‌نگاری رسمی یونانی سلوکیان تعلق ندارد. اگرچه کاوسیا (kausia) در سکه‌های یونانی-باختری به عنوان سرپوش پادشاهان وجود دارد، اما باید به عنوان اشاره‌ای به تبار مقدونی آنها باید مرتبط باشد و به پیوندهای آن با بخش غربی پادشاهی تأکید می‌کند. اما در دست سکه تصویر ایزد نیکه، خود تفسیری از ایزد اناهیتا بود، که به وضوح پادشاه را به پیروز نشان می‌داد، که با نمادگرایی کاوسیا به عنوان سرپوش فرماندهان نظامی مقدونی نیز مرتبط است.

در آخر باید گفت که به تصویر کشیدن سلوکوس با ریش و تاج ایرانی از آندراگوراس حاکم سابق پارت الهام گرفته شده بود. هنگامی که پس از آندراگوراس، سلسله اشکانیان به قدرت رسیدند، آنها نیز با اقتباس ویژگی های دربار دوره هخامنشی خود را به وارثان حقیقی پیش از سلوکیان منتسب میکردند، در این فضا قصد اصلی سلوکوس این بود که برای کسب برتری سیاسی بر این مدعیان، جایگاه خود را به عنوان پادشاه مشروع ایران حفظ کند.


📚| Wojcikowwski, R. S. (2019). conography of Power: the Bearded King on the Coinage of Seleucus II Callinicus, Iranian Journal of Archaeological. Studies, 2020, Vol, 10. No, 1. pp.1-9.


@ARSACID_CHRONICLE
👍104
Forwarded from رسانه تاریخی Historium (Nima)
🔺از کهن‌ترین اسناد انتظار مردم، برای بازگشت یک منجی
15👍2
Forwarded from رسانه تاریخی Historium (Nima)
رسانه تاریخی Historium
🔺از کهن‌ترین اسناد انتظار مردم، برای بازگشت یک منجی
آیا بابلی‌ها منتظر بازگشت «داریوش سوم» بودند؟

🔺پس از فتح بابل به‌دست اسکندر مقدونی و فروپاشی امپراتوری هخامنشی، معمولا چنین تصور می‌شود که نظم جدید به‌سرعت تثبیت شد و مردم بین‌النهرین با قدرت تازه کنار آمدند.

▪️اما این لوح گلی بابلی که تصویر آن را در بالا مشاهده می‌کنید، تصویری پیچیده‌تر و انسانی‌تر از آن روزگار ارائه می‌دهد. این متن که با نام «پیشگویی دودمانی» (Dynastic Prophecy) شناخته می‌شود، به خط میخی نوشته شده، در بابل کشف شده و امروز در British Museum نگهداری می‌شود.

▫️این متن پیشگویی، به پایان یک دودمان، آشوب، مرگ داریوش سوم و سپس ظهور دوبارهٔ فرمانروایی پیروز اشاره می‌کند. در بخش‌هایی از لوح آمده است که این شاهزاده شورشی، تخت را تصاحب و پنج سال پادشاهی خواهد کرد، به جنگ خواهد رفت، مورد حمایت خدایان بابلی (انلیل، شمش و مردوک) قرار می‌گیرد، دشمنان هانیایی (مقدونی) را شکست می‌دهد و برای مردم بابل رفاه، شادی و حتی معافیت مالیاتی به ارمغان می‌آورد.

▪️نکتهٔ بحث‌برانگیز اینجاست:
بخش مهمی از متن آسیب دیده و نام شاه مشخص نیست. به همین دلیل، برخی پژوهشگران احتمال داده‌اند که منظور متن می‌تواند داریوش سوم باشد؛ واپسین شاه هخامنشی که پس از شکست از اسکندر به شکلی تراژیک کشته شد.

▫️در مقابل، گروهی دیگر این توصیف را به خود اسکندر، رهبران محلی، یا حتی سلوکوس نیکاتور نسبت داده‌اند. قطعیتی در کار نیست. اما اهمیت این لوح در چیز دیگری است.

▪️این متن نشان می‌دهد که حداقل در ذهن بخشی از جامعهٔ بابلی، اندیشهٔ «بازگشت شاه نجات‌بخش» پس از فروپاشی یک امپراتوری زنده بوده است؛ الگویی که در تاریخ بارها تکرار شده و معمولا در دوره‌های اشغال، شکست و بی‌ثباتی سیاسی شکل می‌گیرد.

▫️داریوش سوم باشد یا نباشد، «پیشگویی دودمانی» سندی کم‌نظیر از امید، تردید و نیاز روانی مردمی‌ست که شاهد فروپاشی نظم کهن خود بودند؛ مردمی که آینده را نه در وضعیت موجود، بلکه در بازگشت یک منجی سیاسی تصور می‌کردند.


برگرفته از لوح بابلی: Dynastic Prophecy

ترجمه انگلیسی: Bert van der Spek
نگهداری در: British Museum


▪️ @HistoriumClub ▪️
17👍5
🔻تدوام سیاست های نظامی اشکانیان در دوره ساسانی

هنینگ بورم پیشنهاد می‌کند جدا از برخی تغییراتی که یک سلسله بدون شک به وجود آورد، اما در حوزه سیاسی و نظامی، ایده
«انقلاب ساسانی» مبنا بر اینکه جایگزینی اشکانیان با ساسانیان، سبب تشکیل یک شاهنشاهی بسیار قوی‌تر و بسیار تهاجمی‌تری از اشکانیان شد، اساساً یک افسانه علمی است. در واقع اگر اشکانیان در ایران در قدرت باقی می‌ماندند، تاریخ قرن سوم تفاوت چندانی نمی‌داشت. زیرا به نظر بورم، آنها نیز مجبور می‌شدند دوباره رومی‌ها را از میان رودان بیرون برانند، چنانچه اردوان چهارم پیش از این خواستار تخلیه کامل سرزمین‌های ضمیمه شده از ماکرینوس شده بود. در آخر، اگر اشکانیان باقی می‌ماندند، احتمالا سناریویی مشابه لشکرکشی های شاپور را رقم می‌زدند.

📚| Börm, H. (2019). DIE GRENZEN DES GROSSKÖNIGS? Überlegungen zur arsakidisch-sasanidischen Politik gegenüber Rom, in Iberien zwischen Rom und Iran Beiträge zur Geschichte und Kultur Transkaukasiens in der Antike Herausgegeben von Frank Schleicher, Timo Stickler & Udo Hartmann, pp. 107-108.



@Arsacid_chronicle
14👍7
سپیده‌دم امروز، استاد عبدالمجید ارفعی، متخصص برجسته زبان‌های باستانی، درگذشت. 🖤

او پس از مدتی مبارزه با مشکلات ریوی، ساعاتی پیش چشم از جهان فروبست. استاد ارفعی فارغ‌التحصیل رشته زبان‌های باستانی از مؤسسه شرق‌شناسی شیکاگو بود. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به فرمان کوروش بزرگ (۱۳۸۹) و گل‌نبشته‌های باروی تخت جمشید (۱۳۸۷) اشاره کرد، روانش شاد و نامش پر آوازه باد.



@Achaemenid_Heritage
@Arsacid_chronicle
82🔥2
🔻 یاد معبد روز اول: بازتاب دهنده دیدگاه و رویکرد سیاسی هیسپائوسین و مهرداد اول اشکانی درباره سلوکیان

در سال ۱۴۱ ق.م با فتح بابل توسط مهرداد اول اشکانی، نام معبد «روز اول» به عنوان مکانی برای قربانی و وقف از متون و مدارک ناپدید می‌شود. معبدی که احتمالاً که نامش به یک لحظه آغازین یعنی تأسیس حکومت سلوکیان اشاره می‌کرد، این معبد توسط مقامات سلوکی به عنوان محل قربانی برای خانواده سلطنتی امتیاز داشت. اما با روی کار آمدن اشکانیان این معبد اهمیت خود را از دست داد، مناسک آن نیز به دستور آنها متوقف و حذف شدند، مأموران اشکانی اجرای مناسک دینی بابل را به معبد اساگیلا، مجموعه معابد مرکزی شهر، و اغلب در «دروازه پسر شاهزاده»، محدود و یا منتقل کردند. اما در طی جنگ اشکانیان با حاکمان میشان، این معبد به طور نمادین و منحصر به فردی توسط دشمنِ اشکانیان، احیاکننده و جانشین معنوی سلوکیان، یعنی هیسپائوسین مورد استفاده مجدد قرار گرفت، کسی که با سنت ها و نهادهای سلوکیان احساس همبستگی می‌کرد.

📚| KOSMIN, P. J. (2018). TIME
AND ITS ADVERSARIES IN THE SELEUCID EMPIRE,
pp. 40.


@Arsacid_chronicle
18👍2