This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ژولیت بینوش: تغییر اقلیم با تبعاتش بر زندگی فقرا تاثیر میگذارد. زمان آگاهی است، زمان باور کردن. زمانهٔ تغییر و دگرگونی اساسی در سیاست، در زندگی شخصی و فشار بر ابرشرکتهای چندملیتی. بپا خیزید و به خیابان بیایید.
#تغییرات_اقلیمی
#GlobalClimatemMarch
@Azegaar
#تغییرات_اقلیمی
#GlobalClimatemMarch
@Azegaar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️کشاورزی ارگانیک: خوب یا بد؟
✔️ تحقیقات جدید پژوهشگران سوئدی نشان میدهد تولید محصولات کشاورزی ارگانیک بیش از کشاورزی سنتی و مرسوم بر تغییرات اقلیمی تاثیر منفی میگذارد. این به دلیل عدم استفاده از کود و روشهای افزایش باروری خاک و در نتیجه کاهش بهرهوری و افزایش سطوح زیر کشت کشاورزی ارگانیک ناشی از جنگلزدایی است. جنگلها از منابع اصلی حبس کربن و تولید اکسیژناند.
✔️ در این تحقیقات از روش جدید Carbon Opportunity Cost برای ارزیابی مقدار تولید گازهای گلخانهای و تاثیر آن بر تغییرات اقلیمی استفاده شده است.
#تغییرات_اقلیمی
@Azegaar
https://apple.news/Am15kPlVoS-OC-0ZM5NZg_A
✔️ تحقیقات جدید پژوهشگران سوئدی نشان میدهد تولید محصولات کشاورزی ارگانیک بیش از کشاورزی سنتی و مرسوم بر تغییرات اقلیمی تاثیر منفی میگذارد. این به دلیل عدم استفاده از کود و روشهای افزایش باروری خاک و در نتیجه کاهش بهرهوری و افزایش سطوح زیر کشت کشاورزی ارگانیک ناشی از جنگلزدایی است. جنگلها از منابع اصلی حبس کربن و تولید اکسیژناند.
✔️ در این تحقیقات از روش جدید Carbon Opportunity Cost برای ارزیابی مقدار تولید گازهای گلخانهای و تاثیر آن بر تغییرات اقلیمی استفاده شده است.
#تغییرات_اقلیمی
@Azegaar
https://apple.news/Am15kPlVoS-OC-0ZM5NZg_A
Forwarded from كاوه مدنى | Kaveh Madani
کاهش مصرف آب در همه بخش ها و در سراسر کشور ضروری است. تمرکز بر افزایش عرضه به جای کاهش مصرف، یک اشتباه استراتژیک است.
▶️ @KavehMadani
▶️ @KavehMadani
Forwarded from آزگار
▪️طرحهای انتقال آب، راه چاره مشکل آب ایران نیستند
🔳 آرمانی بزرگ اما پرنقص برای مشکلات آب ایران
🖋 علی میرچی، کاوه مدنی، ترجمهٔ محمدرضا جعفری
✔️ همچنین برخی از مخالفان میگویند که طرحهای انتقال آب خلاف اصل 50 قانون اساسی ایران است که حفظ محیطزیست را وظیفهای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی و عمرانی را که موجب آلودگی یا باعث ایجاد صدمات جبرانناپذیر به محیطزیست شود، ممنوع کرده است. دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیطزیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزایندهای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند رشد بیرویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است.
✔️ بااینحال ایران باید بیاموزد انتقال میانحوضهای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافتهای طولانی، راهحل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست. در چند دهه، مجموعهای از طرحهای انتقال آب از سرشاخههای رودخانه کارون، جریان طبیعی زایندهرود را به بیش از دو برابر رساند، ذخیرهای بزرگ از آبهای سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی-سیاسی در مرکز ایران. ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجامگسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به این قطب مرکزی بوده است. درعینحال از پیامدهای این طرح، بازگشت کمآبی تنها چند سال پس از پایان هر پروژه بود درحالیکه در پاییندست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیستبومهای آبی مواجه است. بهطورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژههای تأمین آب زایندهرود نهتنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آن را بدتر هم کرده است.
#انتقال_آب
#توسعه
#بحران_آب
#ترجمه
@Azegaar
🖇 متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/R6bXf
🔳 آرمانی بزرگ اما پرنقص برای مشکلات آب ایران
🖋 علی میرچی، کاوه مدنی، ترجمهٔ محمدرضا جعفری
✔️ همچنین برخی از مخالفان میگویند که طرحهای انتقال آب خلاف اصل 50 قانون اساسی ایران است که حفظ محیطزیست را وظیفهای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی و عمرانی را که موجب آلودگی یا باعث ایجاد صدمات جبرانناپذیر به محیطزیست شود، ممنوع کرده است. دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیطزیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزایندهای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند رشد بیرویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است.
✔️ بااینحال ایران باید بیاموزد انتقال میانحوضهای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافتهای طولانی، راهحل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست. در چند دهه، مجموعهای از طرحهای انتقال آب از سرشاخههای رودخانه کارون، جریان طبیعی زایندهرود را به بیش از دو برابر رساند، ذخیرهای بزرگ از آبهای سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی-سیاسی در مرکز ایران. ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجامگسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به این قطب مرکزی بوده است. درعینحال از پیامدهای این طرح، بازگشت کمآبی تنها چند سال پس از پایان هر پروژه بود درحالیکه در پاییندست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیستبومهای آبی مواجه است. بهطورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژههای تأمین آب زایندهرود نهتنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آن را بدتر هم کرده است.
#انتقال_آب
#توسعه
#بحران_آب
#ترجمه
@Azegaar
🖇 متن کامل در Instant View 👇🏼
yon.ir/R6bXf
Telegraph
طرحهای انتقال آب، راه چاره مشکل ایران نیستند
علی میرچی، کاوه مدنی، ترجمهٔ محمدرضا جعفری ▪️آرمانی بزرگ اما پرنقص برای مشکلات آب ایران ✔️ به نظر میرسد آرمانهای عظیم و باشکوه برای حل مسئله کمآبی، برای میلیونهانفر از ساکنان شهرهای خشک مرکزی ایران که با خشکسالی دستوپنجه نرم میکنند بسیار جذاب است.…
▪️اکوسوسیالیسم یا بربریت: یازده تز
🖊 برونو کِرن ، ترجمۀ محمدرضا جعفری
✔️ تز اول:
تاریخ سرمایهداری همواره تاریخ بحرانهای آن بوده است. این به خاطر ماهیت تناقضآمیز "درونیِ" سرمایهداری است که خود موجب ایجاد بحران و تضعیف آن شرایطی میشود که برای کارکرد موفقیتآمیز بدان نیاز دارد. تا کنون اما، سرمایهداری همواره ثابت کرده آن قدر انعطافپذیری دارد که مطمئن شود این بحرانها نابودیاش را در پی نخواهد داشت، هرچند این ادامۀ حیات با هزینههای گزاف انسانی و به قیمت [از دست رفتن] طبیعت همراه بوده است. با این حال، امروزه، در سرتاسر جهان، سرمایهداری برای اولین بار با مانعی غیرقابل عبور، برآمده از ماهیت فیزیکی و زمینشناختیِ طبیعت، مواجه شده که نسبت به او "بیرونی" و از این جهت نهایی و سرنوشتساز است. این مانع شامل محدودیتهایی است که بر "رشد" از طریق 1- کاهش منابع تجدیدناپذیر انرژی و 2- کاهش ظرفیت قابل تحمل اکولوژیکی زمین، اِعمال میشود ، دو موردی که در هر صورت محدوداند. این یعنی گیر افتادن در مخمصهای که رهایی از آن ممکن نیست.
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
🖊 برونو کِرن ، ترجمۀ محمدرضا جعفری
✔️ تز اول:
تاریخ سرمایهداری همواره تاریخ بحرانهای آن بوده است. این به خاطر ماهیت تناقضآمیز "درونیِ" سرمایهداری است که خود موجب ایجاد بحران و تضعیف آن شرایطی میشود که برای کارکرد موفقیتآمیز بدان نیاز دارد. تا کنون اما، سرمایهداری همواره ثابت کرده آن قدر انعطافپذیری دارد که مطمئن شود این بحرانها نابودیاش را در پی نخواهد داشت، هرچند این ادامۀ حیات با هزینههای گزاف انسانی و به قیمت [از دست رفتن] طبیعت همراه بوده است. با این حال، امروزه، در سرتاسر جهان، سرمایهداری برای اولین بار با مانعی غیرقابل عبور، برآمده از ماهیت فیزیکی و زمینشناختیِ طبیعت، مواجه شده که نسبت به او "بیرونی" و از این جهت نهایی و سرنوشتساز است. این مانع شامل محدودیتهایی است که بر "رشد" از طریق 1- کاهش منابع تجدیدناپذیر انرژی و 2- کاهش ظرفیت قابل تحمل اکولوژیکی زمین، اِعمال میشود ، دو موردی که در هر صورت محدوداند. این یعنی گیر افتادن در مخمصهای که رهایی از آن ممکن نیست.
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
▪️اکوسوسیالیسم یا بربریت: یازده تز
🖊 برونو کِرن ، ترجمۀ محمدرضا جعفری
✔️ تز دوم:
به طور دقیق علت اصلی بحرانهای بدهی، مالی واقتصادی کنونی این است: در بسیاری از کشورها رشد اقتصادی به پایان رسیده و باقی کشورها با نرخ رشد در حال کاهش مواجهاند. اصولاً کلیت نظام مالی بر رشد پایدار متکی است. به محض اینکه آشکار شود به رشد اقتصادی مورد نظر نمیتوان رسید، سیستم مالی به صورت اجتنابناپذیری متزلزل میشود. تئوریهای مرسوم بحران (مانند مارکسیستی، کینزی یا شومپیتری) و دستورالعملهای آنها نیز دیگر برای توضیح بحران کافی و موثر نیست. آنها که میخواهند، برای مثال، بر بحران بدهی کنونی با بهکار بستن سیاستهای کینزی تحریک - به عنوان جایگزینِ اقدامات ریاضت عمومی – مقابله کنند، محدودیتهای عینی رشد و این موضوع که عرصههای استثمارنشدۀ کمی برای استثمار و بهرهبرداری باقی مانده، نادیده میگیرند.
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
🖊 برونو کِرن ، ترجمۀ محمدرضا جعفری
✔️ تز دوم:
به طور دقیق علت اصلی بحرانهای بدهی، مالی واقتصادی کنونی این است: در بسیاری از کشورها رشد اقتصادی به پایان رسیده و باقی کشورها با نرخ رشد در حال کاهش مواجهاند. اصولاً کلیت نظام مالی بر رشد پایدار متکی است. به محض اینکه آشکار شود به رشد اقتصادی مورد نظر نمیتوان رسید، سیستم مالی به صورت اجتنابناپذیری متزلزل میشود. تئوریهای مرسوم بحران (مانند مارکسیستی، کینزی یا شومپیتری) و دستورالعملهای آنها نیز دیگر برای توضیح بحران کافی و موثر نیست. آنها که میخواهند، برای مثال، بر بحران بدهی کنونی با بهکار بستن سیاستهای کینزی تحریک - به عنوان جایگزینِ اقدامات ریاضت عمومی – مقابله کنند، محدودیتهای عینی رشد و این موضوع که عرصههای استثمارنشدۀ کمی برای استثمار و بهرهبرداری باقی مانده، نادیده میگیرند.
#اکوسوسیالیسم
@Azegaar
Forwarded from بیگاه؛ کتابچهی تخصصی شعر (سعید اسکندری)
روشنفکری یعنی نگاه انتقادی به کانونهای قدرت
اینجا و آنجا به نوشتههایی برخوردم که از موضع تعریض دربارهی شاملو، شعر و اندیشه، زندگی سیاسی، حتی زندگی خصوصی او و یکی دو جا هم از شب و روزهای او و اخوان، آل احمد و نیما و استاد احسان یارشاطر حرف در میان بود. از فرهنگنامه و دانشنامه، پژوهش و تحقیق و ساعات خواب و بیداری. از نظم و ساعات مفید کاری. از نه صبح تا پنج عصر. نفهمیدم که چرا مدعیان فرهنگ دوستی در تمجید از استاد فقید و ارجمند او را با شاعر بزرگ و هنرمند خلاق قیاس کرده و در شرح اهمیت تحقیق پژوهشگر برجسته فرهنگ، رویه تخریب بزرگمرد فرهنگ ساز را انتخاب کرده و «عرض خود میبرند»؟! نفهمیدم که چرا و چگونه (متکی به استیفای معنا از متن ایشان) دانشنامه و فرهنگنامه یا پژوهش و تحقیق بر آثار درخشان ادبی و هنری مرجح و مقدم است؟ آخر در نبود آثار ارزشمند هنری و ادبی محقق و پژوهشگر چه چیزی را در فرهنگنامه خود بازنمایی خواهد کرد؟ اصلا قیاس شیوه زیستی یک آکادمیسین و پژوهشگر با یک نویسنده و شاعر چگونه قیاسی است؟ مسلما استاد ممتاز و والا احسان یارشاطر بخاطر کوشش عجیب خود حق و جای بزرگی نزد اهالی علم و فرهنگ دارند اما مسلما حوزه روشنفکری جای شاملو، ساعدی و... است و نه جای استاد یارشاطر یا دکتر خانلری و دکتر صورتگر. در اینجا به روشنفکری کانونی یا پیرامونی، با تعلقات حزبی یا استقلال رای و رفتار کاری ندارم. _واژه کانونی اینجا در مقابل پیرامونی به کار رفته و ارتباطی با کانون نویسندگان ایران ندارد_. روشنفکر معصوم و مبری از اشتباه نیست اما لزوماً آگاه است و عالم لزوماً روشنفکر نیست و روشنفکر حتما علیه هر وضع مستقر است. مهمترین خصلت و رفتار روشنفکر نگاه انتقادی او به هر کانون قدرت است و غیاب و ضعف نگاه نقادی روشنفکر مایه فربهی قدرت میشود. روشنفکر همیشه درگیر است و هزینه میپردازد و حال آنکه عالم تقریبا همیشه به مقام و منزلت رسیده قدر میبیند . روشنفکر علیه نظامات مستقر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ایدئولوژیک، هنری و زبانی است و هزینههای گران بیگانگی همیشگی را میپردازد. به زبان ساده روشنفکر با نان، کار و آزادی دیگران کار دارد. به آنچه در خانه دیگران و در خیابان بر دیگران میگذرد کار دارد. عالم اما گاه در تمام عمر (حتی با یک جمله) در سیاست، اقتصاد و اجتماع دخالت نمیکند. بگذریم نفهمیدم که از مستی شبها و نشئگی و خمار روزهای نیما، شاملو، اخوان و... حرف زدن در تاریخ و جغرافیای کیفر و تکفیر و ببند و بگیر، چه جهدی است و راه به کجا میبرد؟
#علیرضا_مکوندی #روشنفکری #بیگاه
اینجا و آنجا به نوشتههایی برخوردم که از موضع تعریض دربارهی شاملو، شعر و اندیشه، زندگی سیاسی، حتی زندگی خصوصی او و یکی دو جا هم از شب و روزهای او و اخوان، آل احمد و نیما و استاد احسان یارشاطر حرف در میان بود. از فرهنگنامه و دانشنامه، پژوهش و تحقیق و ساعات خواب و بیداری. از نظم و ساعات مفید کاری. از نه صبح تا پنج عصر. نفهمیدم که چرا مدعیان فرهنگ دوستی در تمجید از استاد فقید و ارجمند او را با شاعر بزرگ و هنرمند خلاق قیاس کرده و در شرح اهمیت تحقیق پژوهشگر برجسته فرهنگ، رویه تخریب بزرگمرد فرهنگ ساز را انتخاب کرده و «عرض خود میبرند»؟! نفهمیدم که چرا و چگونه (متکی به استیفای معنا از متن ایشان) دانشنامه و فرهنگنامه یا پژوهش و تحقیق بر آثار درخشان ادبی و هنری مرجح و مقدم است؟ آخر در نبود آثار ارزشمند هنری و ادبی محقق و پژوهشگر چه چیزی را در فرهنگنامه خود بازنمایی خواهد کرد؟ اصلا قیاس شیوه زیستی یک آکادمیسین و پژوهشگر با یک نویسنده و شاعر چگونه قیاسی است؟ مسلما استاد ممتاز و والا احسان یارشاطر بخاطر کوشش عجیب خود حق و جای بزرگی نزد اهالی علم و فرهنگ دارند اما مسلما حوزه روشنفکری جای شاملو، ساعدی و... است و نه جای استاد یارشاطر یا دکتر خانلری و دکتر صورتگر. در اینجا به روشنفکری کانونی یا پیرامونی، با تعلقات حزبی یا استقلال رای و رفتار کاری ندارم. _واژه کانونی اینجا در مقابل پیرامونی به کار رفته و ارتباطی با کانون نویسندگان ایران ندارد_. روشنفکر معصوم و مبری از اشتباه نیست اما لزوماً آگاه است و عالم لزوماً روشنفکر نیست و روشنفکر حتما علیه هر وضع مستقر است. مهمترین خصلت و رفتار روشنفکر نگاه انتقادی او به هر کانون قدرت است و غیاب و ضعف نگاه نقادی روشنفکر مایه فربهی قدرت میشود. روشنفکر همیشه درگیر است و هزینه میپردازد و حال آنکه عالم تقریبا همیشه به مقام و منزلت رسیده قدر میبیند . روشنفکر علیه نظامات مستقر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ایدئولوژیک، هنری و زبانی است و هزینههای گران بیگانگی همیشگی را میپردازد. به زبان ساده روشنفکر با نان، کار و آزادی دیگران کار دارد. به آنچه در خانه دیگران و در خیابان بر دیگران میگذرد کار دارد. عالم اما گاه در تمام عمر (حتی با یک جمله) در سیاست، اقتصاد و اجتماع دخالت نمیکند. بگذریم نفهمیدم که از مستی شبها و نشئگی و خمار روزهای نیما، شاملو، اخوان و... حرف زدن در تاریخ و جغرافیای کیفر و تکفیر و ببند و بگیر، چه جهدی است و راه به کجا میبرد؟
#علیرضا_مکوندی #روشنفکری #بیگاه
Forwarded from مجله تلگرامی صدای پای آب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استعفای ۱۸ نماینده استان اصفهان چه تاثیری میتواند بر وضعیت #زیست_محیطی منطقه بگذارد و آیا این یک حرکت سیاسی است یا ملی در گفتگو با نیکآهنگ کوثر روزنامهنگار حوزه آب.
@sedayepayeab1
@sedayepayeab1
Forwarded from آبادان نامه
🔴 درباره کتاب خاطرات دکتر سیدهاشم آقاجری
کتاب "از انجمن حجتیه تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" دومین کتاب از سری کتاب های تاریخ شفاهی آبادان است که به مصاحبه با دکتر سیدهاشم آقاجری، فعال انقلابی و مسئول کمیته امنیت شورای انقلاب در سال اول پیروزی انقلاب اختصاص دارد.
دوره زمانی که محور خاطرات دکتر آقاجری قرار دارد وقایع دهه 40 و 50 شمسی در شهر آبادان است. وی فعالیت های اجتماعی و مذهبی خود را با عضویت در انجمن ضدبهاییت یا حجتیه آبادان آغاز کرد و سپس با جهت گیری به سمت روحانیون انقلابی از جمله آیت الله جمی خط خود را انجمنی ها جدا نمود.
پس از مدتی در اثر آشنایی با شهید غلامحسین صفاتی ابتدا سمپات سازمان مجاهدین خلق شد و پس از تغییر ایدئولوژی این سازمان مدتی به همکاری با اعضای تشکیل دهنده گروه انقلابی منصورون پرداخت.
خاطرات دکتر آقاجری ضمن بازگویی فعالیت های سیاسی و انقلابی در آبادان دهه های 40 و 50 بازنمود فضای اجتماعی و فرهنگی شهر آبادان در دهه های مزبور است.
این کتاب با شرحی بر وقایع سال های انقلاب در آبادان، فاجعه سینما رکس آبادان، عضویت در شورای انقلاب آبادان، تشکیل کانون فرهنگی- نظامی فتح و منازعات و درگیری های سیاسی میان گروه های مارکسیست و مجاهدین با نیروهای خط امام به سردستگی محمد رشیدیان به پایان می رسد.
در کنار کتاب "سال های جوانی و سیاست /خاطرات نجف دریابندری از آبادان" که به شرح وقایع دوره سلطنت رضاشاه تا کودتای 28 مرداد در آبادان می پرداخت، کتاب "از انجمن حجتیه تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" نیز که به دهه های 40 و 50 در آبادان می پردازد بخش مهمی از تاریخ معاصر این شهر را برای مخاطبان خود روشن می کند. این دو کتاب در حال حاضر از معدود منابعی هستند که می توانند به واکاوی و شناخت تاریخ معاصر آبادان قبل از انقلاب کمک کنند.
@abadanname
کتاب "از انجمن حجتیه تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" دومین کتاب از سری کتاب های تاریخ شفاهی آبادان است که به مصاحبه با دکتر سیدهاشم آقاجری، فعال انقلابی و مسئول کمیته امنیت شورای انقلاب در سال اول پیروزی انقلاب اختصاص دارد.
دوره زمانی که محور خاطرات دکتر آقاجری قرار دارد وقایع دهه 40 و 50 شمسی در شهر آبادان است. وی فعالیت های اجتماعی و مذهبی خود را با عضویت در انجمن ضدبهاییت یا حجتیه آبادان آغاز کرد و سپس با جهت گیری به سمت روحانیون انقلابی از جمله آیت الله جمی خط خود را انجمنی ها جدا نمود.
پس از مدتی در اثر آشنایی با شهید غلامحسین صفاتی ابتدا سمپات سازمان مجاهدین خلق شد و پس از تغییر ایدئولوژی این سازمان مدتی به همکاری با اعضای تشکیل دهنده گروه انقلابی منصورون پرداخت.
خاطرات دکتر آقاجری ضمن بازگویی فعالیت های سیاسی و انقلابی در آبادان دهه های 40 و 50 بازنمود فضای اجتماعی و فرهنگی شهر آبادان در دهه های مزبور است.
این کتاب با شرحی بر وقایع سال های انقلاب در آبادان، فاجعه سینما رکس آبادان، عضویت در شورای انقلاب آبادان، تشکیل کانون فرهنگی- نظامی فتح و منازعات و درگیری های سیاسی میان گروه های مارکسیست و مجاهدین با نیروهای خط امام به سردستگی محمد رشیدیان به پایان می رسد.
در کنار کتاب "سال های جوانی و سیاست /خاطرات نجف دریابندری از آبادان" که به شرح وقایع دوره سلطنت رضاشاه تا کودتای 28 مرداد در آبادان می پرداخت، کتاب "از انجمن حجتیه تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" نیز که به دهه های 40 و 50 در آبادان می پردازد بخش مهمی از تاریخ معاصر این شهر را برای مخاطبان خود روشن می کند. این دو کتاب در حال حاضر از معدود منابعی هستند که می توانند به واکاوی و شناخت تاریخ معاصر آبادان قبل از انقلاب کمک کنند.
@abadanname
Forwarded from انتشارات کویر
# معرفی - کتاب # تازه های - کویر #
🔴 منتشر شد 🔴
📗 از انجمن حجتیه تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی /
خاطرات دکتر سید هاشم آقاجری 📗
🖋 # حسین میرزایی # 🖋
✅ چاپ اول آذر 1397 # چاپ دوم دی 1397 ✅
🔴 منتشر شد 🔴
📗 از انجمن حجتیه تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی /
خاطرات دکتر سید هاشم آقاجری 📗
🖋 # حسین میرزایی # 🖋
✅ چاپ اول آذر 1397 # چاپ دوم دی 1397 ✅
▪️نئولیبرالیزه کردن آب
✔️ در روزهای اخیر، دومین همایش دوسالانهی "اقتصاد آب" در تهران برگزار شد. این همایش که از سوی نهادهایی نظیر وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان آب و فاضلاب کشور، سازمان برنامه و بودجه، مرکز ملی مطالعات راهبردی آب و کشاورزی و اتاق بازرگانی، صنایع معادن و کشاورزی ایران برگزار شد. یکی از محورهای اصلی این همایش، همانگونه که از ناماش برمیآید، تبدیل مسئلهی آب از یک حق به یک کالا و همچنین بدل کردن مدیریت منابع آب از وظیفهی دولت (State) به یک کسب و کار سودده است.
✔️ از سال ۱۳۴۷ که "آب" در ایران رسماً ملی شد تا نوشته شدن و حتی تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحتاً آب را از "انفال" دانسته است (اصل ۴۵) و تصویب قانون "توزیع عادلانهی آب" سال ۱۳۶۱ که در آن آب از "مشترکات عمومی" (مباحات عامه) اعلام شده، همواره اصل بر مالکیت عمومی یا بدون مالک خصوصی بودن تمامی منابع آبی کشور بوده است.
در چند سال اخیر، افزایش تنشهای آبی نقاط مختلف ایران که اکنون تهدیدی بسیار جدی و البته نزدیک برای تکتک ساکنان این سرزمین به شمار میرود در کنار رویکرد عیان حاکمیت جهت پیشبرد هرچه بیشتر سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی به شدیدترین شکل ممکن، بحث اقتصاد آب و طبعاً به دنبال آن موضوع مالکیت یا حق بهرهبرداری انحصاری از منابع آبی نیز مطرح شده است.
✔️ در همایشی که بالاتر ناماش برده شد، دبیر کنفرانس چنین میگوید:
《به بیان اقتصادی، هزینهای که جامعه حقیقتا در مصرف یک لیوان آب متحمل میشود باید مبنای تصمیمگیری برای نوشیدن یک لیوان بیشتر یا کمتر باشد. این همان چیزی است که به اندازهی عمر بشر مبنای تصمیمگیری بوده و دانش اقتصاد بیش از یک قرن است آن را در قالب روابط و معیارهای تصمیمگیری مدون کرده است. هزینهٔ نهائی و مطلوبیت نهائی در مورد مصرفکننده نهائی یا ارزش افزودهی تولید آب، دو معیار مهم برای حصول به نقطههٔ تعادل در تصمیمگیری هستند. از همین روست که اگر قیمت هویتی دارد، این هویت مستقل از هزینههای کارآمد عرضه نیست.》
✔️ در واقع سخن آقای دبیر همایش، گذشته از بزکهای دست چندم رتوریک، به سادگی در فرمول اساسی سرمایهداری قابل جمعبندی است: هر کس به میزانی که میپردازد میتواند مصرف کند.
در سوی دیگر ماجرا نباید از چهارچوب حقوقی قضیه غافل ماند. آیا آب و سایر منابع طبیعی (دریاها، جنگلها، دشتها، نفت، گاز و هرآنچه که در طبیعت یافت میشود) در نظام حقوقی حاکم بر ایران قابل مالکیت است؟
✔️ میتوان به دو شکل پاسخ این پرسش اساسی و بسیار مهم را داد:
در بحثهای بیپایان فقهی/ حقوقی در رابطه مفاهیمی نظیر "انفال" و "مشترکات" دست و پا زد و یا اینکه از اساس تمامی منابع طبیعی کشور و بیش از هر چیز آب را از متعلق به عموم دانست، مصرف و دسترسی مردم به آب را نه یک امتیاز یا کالایی که در برابر آن باید پول بپردازند و آنرا بخرند بلکه یک "حق طبیعی" دانست. باید دولت چه در مفهوم State و چه در معنای قوهی اجرایی را موظف به پاسخگویی در برابر افتضاح ویرانگری که همچون طاعون بر سر منابع آبی کشور نازل کرده دانست.
✔️ به نظر میرسد طبقهی کارگر که بالطبع اولین و و قطعیترین قربانی "خصوصی سازی" [احتمالی] منابع آبی در کشور خواهد بود جبههی نوینی برای مقاومت و مبارزه در برابر خویش میبیند: حق آب که برابر است با حق حیات. بورژوازی مسلط اینبار نه معیشت که حیات تکتک مردمان این سرزمین را نشانه رفته است.
منبع: فیسبوک
#کالاییسازی
@Azegaar
✔️ در روزهای اخیر، دومین همایش دوسالانهی "اقتصاد آب" در تهران برگزار شد. این همایش که از سوی نهادهایی نظیر وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان آب و فاضلاب کشور، سازمان برنامه و بودجه، مرکز ملی مطالعات راهبردی آب و کشاورزی و اتاق بازرگانی، صنایع معادن و کشاورزی ایران برگزار شد. یکی از محورهای اصلی این همایش، همانگونه که از ناماش برمیآید، تبدیل مسئلهی آب از یک حق به یک کالا و همچنین بدل کردن مدیریت منابع آب از وظیفهی دولت (State) به یک کسب و کار سودده است.
✔️ از سال ۱۳۴۷ که "آب" در ایران رسماً ملی شد تا نوشته شدن و حتی تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحتاً آب را از "انفال" دانسته است (اصل ۴۵) و تصویب قانون "توزیع عادلانهی آب" سال ۱۳۶۱ که در آن آب از "مشترکات عمومی" (مباحات عامه) اعلام شده، همواره اصل بر مالکیت عمومی یا بدون مالک خصوصی بودن تمامی منابع آبی کشور بوده است.
در چند سال اخیر، افزایش تنشهای آبی نقاط مختلف ایران که اکنون تهدیدی بسیار جدی و البته نزدیک برای تکتک ساکنان این سرزمین به شمار میرود در کنار رویکرد عیان حاکمیت جهت پیشبرد هرچه بیشتر سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی به شدیدترین شکل ممکن، بحث اقتصاد آب و طبعاً به دنبال آن موضوع مالکیت یا حق بهرهبرداری انحصاری از منابع آبی نیز مطرح شده است.
✔️ در همایشی که بالاتر ناماش برده شد، دبیر کنفرانس چنین میگوید:
《به بیان اقتصادی، هزینهای که جامعه حقیقتا در مصرف یک لیوان آب متحمل میشود باید مبنای تصمیمگیری برای نوشیدن یک لیوان بیشتر یا کمتر باشد. این همان چیزی است که به اندازهی عمر بشر مبنای تصمیمگیری بوده و دانش اقتصاد بیش از یک قرن است آن را در قالب روابط و معیارهای تصمیمگیری مدون کرده است. هزینهٔ نهائی و مطلوبیت نهائی در مورد مصرفکننده نهائی یا ارزش افزودهی تولید آب، دو معیار مهم برای حصول به نقطههٔ تعادل در تصمیمگیری هستند. از همین روست که اگر قیمت هویتی دارد، این هویت مستقل از هزینههای کارآمد عرضه نیست.》
✔️ در واقع سخن آقای دبیر همایش، گذشته از بزکهای دست چندم رتوریک، به سادگی در فرمول اساسی سرمایهداری قابل جمعبندی است: هر کس به میزانی که میپردازد میتواند مصرف کند.
در سوی دیگر ماجرا نباید از چهارچوب حقوقی قضیه غافل ماند. آیا آب و سایر منابع طبیعی (دریاها، جنگلها، دشتها، نفت، گاز و هرآنچه که در طبیعت یافت میشود) در نظام حقوقی حاکم بر ایران قابل مالکیت است؟
✔️ میتوان به دو شکل پاسخ این پرسش اساسی و بسیار مهم را داد:
در بحثهای بیپایان فقهی/ حقوقی در رابطه مفاهیمی نظیر "انفال" و "مشترکات" دست و پا زد و یا اینکه از اساس تمامی منابع طبیعی کشور و بیش از هر چیز آب را از متعلق به عموم دانست، مصرف و دسترسی مردم به آب را نه یک امتیاز یا کالایی که در برابر آن باید پول بپردازند و آنرا بخرند بلکه یک "حق طبیعی" دانست. باید دولت چه در مفهوم State و چه در معنای قوهی اجرایی را موظف به پاسخگویی در برابر افتضاح ویرانگری که همچون طاعون بر سر منابع آبی کشور نازل کرده دانست.
✔️ به نظر میرسد طبقهی کارگر که بالطبع اولین و و قطعیترین قربانی "خصوصی سازی" [احتمالی] منابع آبی در کشور خواهد بود جبههی نوینی برای مقاومت و مبارزه در برابر خویش میبیند: حق آب که برابر است با حق حیات. بورژوازی مسلط اینبار نه معیشت که حیات تکتک مردمان این سرزمین را نشانه رفته است.
منبع: فیسبوک
#کالاییسازی
@Azegaar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«آزگار» جایی است برای بیان دغدغهها و خردهپارههای تفکر گرداگرد محیط زیست، عدالت اجتماعی، عدالت زیستمحیطی، حیات شهری و نیز مسائل #خوزستان. «آزگار» را بخوانید و به دیگران معرفی کنید.
برای دسترسی بهتر به مطالب کانال آزگار به هشتگهای زیر بروید:
#اکوسوسیالیسم
#انتقال_آب
#کارگری
#خوزستان
#توسعه
#بحران_آب
#تغییرات_اقلیمی
@Azegaar
برای دسترسی بهتر به مطالب کانال آزگار به هشتگهای زیر بروید:
#اکوسوسیالیسم
#انتقال_آب
#کارگری
#خوزستان
#توسعه
#بحران_آب
#تغییرات_اقلیمی
@Azegaar
▪️تیغ
🖋کوروش کرمپور
يكي از دلايل اين شعر
چيزیاست كه در آن گوشهی خيابان میبينم
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥﻫﺎ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ، میﺭﻭﻧﺪ، تيغ نيستند؛
ﭘﺲ ﻣﻦ ﭼﺮﺍ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﻡ؟
ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﯿﺐ
ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻧﻮﺭ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺗﻮﯼ ﮔﻠﻮﯾﻢ
ﺗﯿﻎ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ
ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ
ﺩﻭ ﻟﻨﮕﻪ ﯼ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺩﻭ ﻟﻨﮕﻪﯼ ﺗﯿﻎ ﺑﺒﯿﻨﻢ؟
ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﻮﯼ ﻣﻌﺸﻮﻕ
ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭههایی ﮐﻪ ﺩﻭ ﺗﯿﻎ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺮﺍﺷﯽﺍﻧﺪ.
ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﭼﻤﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻭﻃﻨﻢ ﺑﻮﺩ
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺧﻮن ﮐﻪ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺩ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺁﺭﻭﺍﺭهی ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ
ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﯼ ﻣﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺗﯿﻎ ﺑﻪ ﺗﯿﻎ
ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻓﺼﻞ ﺗﺨﻢ ﺭﯾﺰﯼ ﺗﯿﻎ ﺗﻮﺳﻂ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭﻡ
ﺻﻮﺭﺕ ﻓﻠﮑﯽ ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺧﺎﮎ ﻭﻃﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩهﺍﻧﺪ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﯿﻎ ﺑﻮد
ﺑﺮﮒ ﻣﯽ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺑﺮﮒ ﺗﯿﻎ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺩﺍﻧﻪ ﯼ ﺑﺮﻑ ﺗﯿﻎ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻫﺮ ﺁﺟﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﺭﻓﺖ ﺗﯿﻎ ﺑﻮﺩ
ﻧﯽ ﺭﺍ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺍﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺣﺮﻑ ﺯﺩ ﻭ ﺧﻂ ﺑﻨﻮﺷﺖ
ﻧﻮﺷﺖ:
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻎ ﺁﺑﺪﯾﺪه
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ستیغ ﮐﻮه
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻎ ﺁﻓﺘﺎﺏ
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻐﻪﯼ ﺁﺟﺮ
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻐﻪی ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻎ ﺯﺩﻥ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﻣﻦ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ فارسي ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺭﻭﺯﯼ
ﺟﻮﺟﻪ ﺗﯿﻐﯽ ﻏﻠﺘﺎﻧﯽ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ و ﮔﻔﺖ:
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﺍه ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﺗﯿﻎ ﻫﺎ
ﺭﻭﯼ ﭘﻮﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺗﻈﺎﻫﺮﺍﺕ ﮐﺮﺩهﺍﻧﺪ...
#ادبیات
@Azegaar
🖋کوروش کرمپور
يكي از دلايل اين شعر
چيزیاست كه در آن گوشهی خيابان میبينم
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥﻫﺎ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ، میﺭﻭﻧﺪ، تيغ نيستند؛
ﭘﺲ ﻣﻦ ﭼﺮﺍ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﺮﺩﻡ؟
ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺍﯾﻦ ﻃﺒﯿﺐ
ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻧﻮﺭ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ ﺗﻮﯼ ﮔﻠﻮﯾﻢ
ﺗﯿﻎ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﺪ
ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﭼﺮﺍ ﺑﺎﯾﺪ
ﺩﻭ ﻟﻨﮕﻪ ﯼ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺩﻭ ﻟﻨﮕﻪﯼ ﺗﯿﻎ ﺑﺒﯿﻨﻢ؟
ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﺮﻡ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﻮﯼ ﻣﻌﺸﻮﻕ
ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭههایی ﮐﻪ ﺩﻭ ﺗﯿﻎ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺮﺍﺷﯽﺍﻧﺪ.
ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﭼﻤﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻭﻃﻨﻢ ﺑﻮﺩ
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺧﻮن ﮐﻪ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺩ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺁﺭﻭﺍﺭهی ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ
ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩﯼ ﻣﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺗﯿﻎ ﺑﻪ ﺗﯿﻎ
ﻣﺘﻮﻟﺪ ﻓﺼﻞ ﺗﺨﻢ ﺭﯾﺰﯼ ﺗﯿﻎ ﺗﻮﺳﻂ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭﻡ
ﺻﻮﺭﺕ ﻓﻠﮑﯽ ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺧﺎﮎ ﻭﻃﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩهﺍﻧﺪ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﯿﻎ ﺑﻮد
ﺑﺮﮒ ﻣﯽ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺑﺮﮒ ﺗﯿﻎ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺩﺍﻧﻪ ﯼ ﺑﺮﻑ ﺗﯿﻎ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻫﺮ ﺁﺟﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﺭﻓﺖ ﺗﯿﻎ ﺑﻮﺩ
ﻧﯽ ﺭﺍ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﺮﺍﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺣﺮﻑ ﺯﺩ ﻭ ﺧﻂ ﺑﻨﻮﺷﺖ
ﻧﻮﺷﺖ:
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻎ ﺁﺑﺪﯾﺪه
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ستیغ ﮐﻮه
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻎ ﺁﻓﺘﺎﺏ
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻐﻪﯼ ﺁﺟﺮ
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻐﻪی ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﺗﯿﻎ ﺯﺩﻥ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﻣﻦ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭼﮑﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ فارسي ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻫﺎﯼ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺭﻭﺯﯼ
ﺟﻮﺟﻪ ﺗﯿﻐﯽ ﻏﻠﺘﺎﻧﯽ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ و ﮔﻔﺖ:
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﺍه ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ
ﺗﯿﻎ ﻫﺎ
ﺭﻭﯼ ﭘﻮﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺗﻈﺎﻫﺮﺍﺕ ﮐﺮﺩهﺍﻧﺪ...
#ادبیات
@Azegaar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️ملموسترین پیامد بحران آبِ ناشی از عدم مدیریت صحیح بهرهبرداری از منابع، ایجاد تنشها، تضادها و تعارضات قومی و منطقهای است. موضوعی که نه تنها به حل بحران کمک نمیکند بلکه فضا را برای سوءاستفاده قدرتمندان و سیاسیون و انحصارات اقتصادی پیرامون طرحهای کلان مهیا میکند.
✔️ تنها شناخت اساسی ریشههای بحران و تغییر ساختاری مدیریت منابع طبیعی، شرایط را به سمت کنترل بحران و کاهش اثرات اقلیمی / انسانی کمآبی پیش خواهد برد.
#بحران_آب
@Azegaar
✔️ تنها شناخت اساسی ریشههای بحران و تغییر ساختاری مدیریت منابع طبیعی، شرایط را به سمت کنترل بحران و کاهش اثرات اقلیمی / انسانی کمآبی پیش خواهد برد.
#بحران_آب
@Azegaar
▪️خواب پیشرفت، سودای عظمت: یک بررسی تاریخی
🔳 نقدی بر سیاستها و نگرشهای راهبردیِ محیط زیست
▫️بخش اول
🖋 محمدرضا جعفری
✔️اگر قرار باشد "اصلاحِ آگاهی مختصراً در این خلاصه میشود... بیدار کردن جهان از خوابی که در مورد خویش میبیند." ِ مارکس را به شکل همزمانی و در رابطهی خاص با وضعیت امروزِ ایران از منظر اکولوژیکی و زیستمحیطی به ویژه بحران آب با پیامدهای عمیق و گستردهاش بر محیط زیست طبیعی و جامعه ببینیم از کجا باید شروع کنیم؟ در نسبت خود با جهانِ محسوسات، جهان طبیعی، ما کدام خوابِ اشتباه دیدهایم یا به تعبیری نادرست آن برآمدهایم ؟
✔️ حیات شهری و اجتماعی ایران با نگاه به این مساله [خشکی سرزمینی ایران] و با درک محدودیتهای اقلیمی شکل گرفته و تاریخ در حکم سازگاری با ابزار قلیل تولید و منابعِ کمِ در دسترس، مسیر بی چرخش و ممتد خود را در فلات ایران طی کرده است. این تاثیرپذیری و سازگاری با اقلیم و محدویتهای ابزار تولید به صورتی است که مکانیابی و تمرکز شهرها و نوعِ پراکندگی جمعیتی، ساختار حکومت و شیوهی اِعمال فرامین حکومتی و وابستگی اجتماعی به قدرت را شکل داده و نوع متفاوتی از سازمان اجتماعی را، آنچه مارکس شیوهی تولید آسیایی بر پایهی روابط استثمارِ غیرطبقاتی میخواند، موجب شده است. در این شیوه و به تاثیر از ابتدایی بودن ابزار تولید، سطح تکامل زندگی به طور مستقیم با سطح تکامل نیروهای تولیدی و شرایط تولید ارتباط داشته و میزان بهرهبرداری از منابع به کنترل تقاضا یا به بیان بهتر به محدود شدن آن میانجامیده است. آن چه فناوریهای بومی و بومگرایی در ایران تاریخی نامیده میشود و عمدتاً در قنات و کاریز نمود دارد ناشی از همین واقعیت است.
🖇 متن کامل در پست بعد و در ماهنامه قلمرو رفاه، شماره 42
#توسعه
#بحران_آب
@Azegaar
🔳 نقدی بر سیاستها و نگرشهای راهبردیِ محیط زیست
▫️بخش اول
🖋 محمدرضا جعفری
✔️اگر قرار باشد "اصلاحِ آگاهی مختصراً در این خلاصه میشود... بیدار کردن جهان از خوابی که در مورد خویش میبیند." ِ مارکس را به شکل همزمانی و در رابطهی خاص با وضعیت امروزِ ایران از منظر اکولوژیکی و زیستمحیطی به ویژه بحران آب با پیامدهای عمیق و گستردهاش بر محیط زیست طبیعی و جامعه ببینیم از کجا باید شروع کنیم؟ در نسبت خود با جهانِ محسوسات، جهان طبیعی، ما کدام خوابِ اشتباه دیدهایم یا به تعبیری نادرست آن برآمدهایم ؟
✔️ حیات شهری و اجتماعی ایران با نگاه به این مساله [خشکی سرزمینی ایران] و با درک محدودیتهای اقلیمی شکل گرفته و تاریخ در حکم سازگاری با ابزار قلیل تولید و منابعِ کمِ در دسترس، مسیر بی چرخش و ممتد خود را در فلات ایران طی کرده است. این تاثیرپذیری و سازگاری با اقلیم و محدویتهای ابزار تولید به صورتی است که مکانیابی و تمرکز شهرها و نوعِ پراکندگی جمعیتی، ساختار حکومت و شیوهی اِعمال فرامین حکومتی و وابستگی اجتماعی به قدرت را شکل داده و نوع متفاوتی از سازمان اجتماعی را، آنچه مارکس شیوهی تولید آسیایی بر پایهی روابط استثمارِ غیرطبقاتی میخواند، موجب شده است. در این شیوه و به تاثیر از ابتدایی بودن ابزار تولید، سطح تکامل زندگی به طور مستقیم با سطح تکامل نیروهای تولیدی و شرایط تولید ارتباط داشته و میزان بهرهبرداری از منابع به کنترل تقاضا یا به بیان بهتر به محدود شدن آن میانجامیده است. آن چه فناوریهای بومی و بومگرایی در ایران تاریخی نامیده میشود و عمدتاً در قنات و کاریز نمود دارد ناشی از همین واقعیت است.
🖇 متن کامل در پست بعد و در ماهنامه قلمرو رفاه، شماره 42
#توسعه
#بحران_آب
@Azegaar