مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
‏از شما هیچ به خاطر نمی‌آورم و نخواهم آورد. تنها می‌دانم باید میبودید تا این صورت ناخوانا در من ایجاد شود و مدام به صورتی دیگر بدل شود.
‏شما را با تنفس شومتان راحت میگذارم.با متنی که هرروز بر پیشانیتان می‌نویسید تا نقشتان را فراموش نکنید .
اسم شب:
‏مورچه‌ها هنوز گاز می‌گیرند.
اگر ما خودمان را دست‌ می‌اندازیم، از این جهت است که شما بزرگواران حساب کار دستتان بیاید و آگاه باشید که احترام‌مان به شما هم ممکن است من باب لودگی باشد. لذا بالاجبار بیشتر در نیات ما تدبر کنید.
‏معشوقْ طرف رو طرد کرده و حالا اون شب‌ها بی‌خواب شده. می‌تونه داروی مورفین‌دار بخوره و بخوابه، ولی می‌گه این مثل هم‌خوابگی با مورفئوس [ایزدِ خواب] می‌مونه و من به معشوقم خیانت نمی‌کنم.

‏—از شگفتی‌های نویسندگیِ برام استوکر.
گفتید اسم شب:
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد

‌ باباجان تمام شب خندیدیم اما بغض آواره خنده‌ خانه‌مان شد
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
کمر خمیده چشمان به خون نشسته

و جهان از هر سلامی خالیست
‌ ‌‌‌ ‌
شرک ببین و لذت ببر
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
سرمستیم‌ و به خواب زبان درازی می‌کنیم

تمام اسم شب ها تكرار نام تو برايم هستند. غزاله ...

ششصد و شش
.
ميگه براي حفظ سلامت روانی آدم بايد دو كار بكنه
كتاب نخونه و فكر نكنه!
كه البته تو از پسِ اينا بر نميای

خوشم مياد ميشناسين منو:)
گفته بودم: سرجوخه جمعه‌ها عمر آدمی را تباه می‌کنند. تو تایید کرده بودی. گفتم جمعه‌ها من سگ هستم. سگ هار، یک سگ هارِ بد. گفتی: سگ بودنت را هم خواهانم. گفتم: این روز کثافت رو نازارم نازار. گفتی: نازار چیزیه که تو فقط می‌گی که معنی خوش نداره.
خب! هرکس اسم خود را دوستدار است؛ من بیشتر. “غزاله”...
صدا کردن اسم بلد بودن می‌خواهد. سه تن تا حد تنیدن به نامم، بلدند خوش صدا کردنم رو. پدرم- پدرم-تو.
هنوز هم زیبا و بلد صدایم می‌کنی. امشب صدایم کردی، زیبا صدایم کردی. اما عزیزم مهم به جان نشستن است. صدا کردن “غزالین نازنین‌م” از زبان تو به جانم نمی‌نشیند. گفتی: «گیان‌کم! تو از اول داشتی نمی‌موندی.» و من زیاد زیاد زیاد به این جمله‌ت خنده کردم. گفتی:« آدم بی‌تعلق هیچ ندارد. می‌خوای هیچی‌نادار باشی؟! [سکوت] تو هیچ‌جا ماندنی نیستی عنکبوت خوش خط و خال.» گفتم: «به من میگه عنکبوت خوش خط و خال! بی‌بی من عنکبوت خوش خط و خال‌م؟!» خنده می‌کنی و من بیشتر از تو نازار می‌شوم همانند این جمعه و جمعه‌های پس و پیش. گفتم: «سرجوخه! همه چیز برای من خسته‌کننده‌س؛ تو بیشتر. »

چهاردهم آذر هزار و سیصد و نود و نه خورشیدی.
بیست ‌و یک : سیزده
.
اسم شب:
بیا باهم X رو پیدا کنیم.
‏می‌دانم آقا، می‌دانم. من به طرز غریبی نومیدکننده‌ام و شما برای سر کردنِ با من، باید رفتار با خاکستر را بیاموزید.
حقیقت اینکه من گاها برای خود هم بیگانه‌ام. متوجهی عزیزم؟
این روزها با هر دوست و آشنایی کمی دمخور می‌شم؛ بلااستثنا معتقدند گاو بودی گاوتر و حتی بی‌شعورتر شدی. همگی یکجوری فهماندند همان غزاله سابق نیستی و چت است؟ نکنه چت است.
یکی‌شان هم که گفت:«تو خود حماقتی؛ یعنی تجلی انسانی حماقت و دیوانگی تویی.»
ولی من چیزی نمی‌گم مگه اصلا باید همیشه چیزی گفت؟ اینجور مواقع باید لبخندید و به مبهم‌ بودن ادامه داد. آدم‌ها اگر زیاد ازت بدونند دیگه امنیت نداری. و اون موقع‌ست که پوزه‌های وراج‌شون باز می‌شه و هی اظهار نظراتی شوهر عمه‌ای تحویلت میدن. اینجور آدم‌ها استهلاک هم رو در نظر ندارند متاسفانه و تو باید بیشتر از پیش ناشعوری‌ت رو ثابت کنی و با بهانه یا بی‌بهانه تماس رو قطع کنی و برای اطمینان بیشتر تلفن‌ت رو خاموش کنی. بعدش هم بری زیر پتو و چراغ‌قوه‌ی کوچیک‌ت رو هی روشن و خاموش کنی و شکلاتت رو بخوری و دلت بخواد کاش تا ابد اون‌جا می‌موندی و هیچ‌کس هیچ‌کس پیدات نمی‌کرد.
گفت اسم شب:
کاش شب برفی تموم نشه.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
With Or Without You - Scala & Kolacny Brothers.
‏به قول بکت شما قادر نیستی به یک لحظه و یا خاطره فکر کنی و فقط در همون لحظه متوقف بشی‌. مدام سُر می‌خوری از جایی به جای دیگه. همینطور دومینووار‌. حالا باید دستی، پایی، صدایی، چیزی حرکتت رو متوقف کنه قبل از رسیدن به ویرانی. اگر بودی و سه‌بار پشت سرهم، غزاله صدام می‌کردی، مسیحا خطابت می‌کردم.
اسم شب:
ما اینجا نیستیم. ما همین امشب فرار کردیم.
طفلک‌م یحیی و من.
‏پتو دور خودم پیچیده‌م. هوا سرده. سرامیک سرده. با پاهای برهنه تا یخچال خودمو می‌رسونم. عاح طبقه‌ی بالا اون ته ته یه نصفه آبجو هست. سر می‌کشم. یه‌آن با خودم می‌گم نکنه با قرص خوابی که خوردم تداخل داشته باشه و بعد خنده خنده خنده می‌کنم.خودم رو به آشپزخونه می‌رسونم عاح من قبلش خودم رو به آشپزخونه رسونده بودم؛ لذت گرمای شعله‌ی گاز روی سرانگشت‌های دستم با همون شیرقهوه داغه‌ی بام یکیه.یکیه؟! امشب کیسه آبی که خریده بودی برام رو پرت کردم تو آشغال . بی‌خیال چای می‌شم. کتری رو برمی‌دارم و میارم وسط هال. درش رو برمی‌دارم. بخار بلند می‌شه. پتو رو می‌کشم روش و می‌خزم زیرش. کیسه آبه منتظر بود؛ مثل تو... منتظر بود توش آب داغ بریزم ولی نریختم. ولی نیومدم. نیومدم و تو گفتی... یادم نیست؛ چی گفتی؟
اینجا من از هرچیزی وارسته‌م.
‏TLV در علم ارگونومی به معنی حد آستانه مجاز برای هر چیزیه. از خواب بیدار شدم و TLV حضور یک‌سری‌ آدم‌ها رو در زندگی‌م، صفر عدد بر کیلومتر مربع محاسبه کردم.

#اخبار‌امروز
بله...بله.
اسم شب:
ببین به کرگدن تک‌شاخ فکر می‌کنم. مثل همیشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آسمون ارس ارغوانی شد.
داری می‌بینی؟ می‌شنوی؟ می‌شنوی. شبت‌بخیر.