مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ – Telegram
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
1.21K subscribers
550 photos
42 videos
1 file
6 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسم شب:
‏آدم مادامی رنج می‌کشه که انتظار داشته باشه.
‏«برداشتن آن گام کُشنده و دور انداختن همه چیز، خودش نوعی رهایی است؛ من حتی نیم‌نگاهی به پیامدهایش نینداختم. تسلیم بی‌قیدوشرط و مطلق در برابر زنی که دوست می‌داری، بریدن از هر پیوندی به جز میل به از دست ندادن او؛ که خودْ وحشتناک‌ترینِ پیوندهاست.»

‏سکسوس|هنری میلر
.
اسم شب:
عاح پدر! کجا بدنبال دستان خشن و فرمان‌دهنده‌ی مورد علاقه‌م باشم؟
وقتی به یخچال نگاه نمی‌کنم، نیست
وقتی به اتاق‌م نگاه نمی‌کنم، نیست
اما وقتی به تو نگاه نمی‌کنم هستی
هیچ‌کس اینجا نیست جز تو.
اما تو... تو کجایی؟ اصلا کی هستی؟
.
اسم شب:
‏می‌دیدیم که مورچه‌ها دست‌پاچه از لقمه‌م بیرون میان. همه‌شونو خوردم.
‏آیا او که اکنون برایت عزیز است، همچنان عزیز خواهد ماند؟

‏[از او بپرسید یا از خودتان.]
اسم شب:
‏من غرب‌زده و کوچک‌م؛ لطفا زیر درخت کریسمس امسال برام کادوهای کمرنگ بذارین. مچکران.
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
‏آیا او که اکنون برایت عزیز است، همچنان عزیز خواهد ماند؟ ‏[از او بپرسید یا از خودتان.]
این رو هم از یک سه چند نفری پرسیدم و متقابلا ازم پرسیدند و جواب من این بود:
“تنها چیزی که من تو این زندگی ازش مطمئن‌م لحظه‌ی حال‌م هستش. تو لحظه‌ی حال برای من عزیز و عزیزتر هستی، لکن هیچ اطمینانی به آینده‌ی پتیاره ندارم.”
‏فکرش رو بکن. خورشید هم یه ستاره‌ست. مثل شباهنگ، مثل رایجل، مثل عیوق..
‏یه ستاره مثل همه‌ی ستاره‌های دیگه که یه روز باد میکنه و بعدشم بووم... میترکه. خدا میدونه اون روز تو کدوم سحابی دارم پرسه میزنم، امیدوارم البته بمیرم از آسمون سر دربیارم.
اسم شب:
‏غم‌انگیز‌ترین چیزِ ممکن، مرگِ دیالوگ بوده و هست. مرگ مکالمه، مرگ حرف‌. مرگِ ناگهانی، بدون این که بفهمی.
این شبه‌ جمله‌ی “ببخشید(و مشتقات‌ش)” ابتذالی برای حفظ آبروست که بشر برای ماست‌مالی گذاشته . برای دلجویی راه‌های زیباتر و صحیح‌تری هم هست. من برای برقراری صلح، آواز-لالایی یا شعر می‌خوانم، تماس می‌گیرم و بعد از سلام سکوت می‌کنم.
گفت اسم شب:
‏شیدا را قدرت انکار معشوق نیست دل‌انگیز.
‏دوست‌داشتن نمی‌تواند بودن را تأیید کند. لکن دوست‌داشته شدن در یک جهانِ مردانه، با زبانِ پدرانه و با ماهیتِ ظالمانه‌، برای من می‌تواند زیستن را تحقق ببخشد.
(پی‌نوشت: دو گزاره‌ی بالا درعین بی‌ارتباطی، تنانگی نزدیکی باهم دارند.
پی پی‌نوشت: از من توضیح نخواهید؛ سعی کنید بفهمید.)
اسم شب:
‏ما همیشه رنج های خودمان را بر رنج دیگری سنجاق میکنیم تا بتوانیم آنها را تاب بیاوریم.