دلیلی که بهخاطرش از ژاپنیها خیلی خوشم نمیاد ظهور دمپایی شستیه. اذیت. بیخود. زشت.
باقی ژاپن جالبه.
باقی ژاپن جالبه.
اینکه خداوند توت فرنگی و گوجه سبز رو توی یک فصل قرار داده یعنی جهان رو همچین هم با خصیههاش خلق نکرده. یعنی یک مقدار مبانی رنگ بلده.
اسم شب:
تلنبار تمام سیاهیها شدهام عزیزم.
تلنبار تمام سیاهیها شدهام عزیزم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موندم قدیمترها چطوری اونجوری انرژی داشتم؟ همهش تو دشت و دمن بودم. سیگار-عرق سگی- آلودگی همهش خونم رو سیاه کرده.
اسم شب: حتی حالا دیگه مطمئن نیستم که منتظر چیزی هستم یا نه.
خیلی وقته که مثل همون ناودون شکستهی حیاطتام شاهبیبی. مثلِت توتون مرغوب نمیکشم که سینهم تو پاتالگی خسخس کنه که، تو سن و سال جوونْمشنگی به پاتالگی افتادهم شاهبیبی، ولی آدم به پاتالگی بیفته ولی تاپالگی نه، قبول داری؟!
قربون تنهاییت برم شاهبیبی که الان خیلی وقته تو گورت تنهایی.
قربون تنهاییت برم شاهبیبی که الان خیلی وقته تو گورت تنهایی.
«به مادرم بگو برایم، گاهی، گریه کند. من اینجا پوسیدهام و کسی نمیداند. چهل سال است.»
اسم شب:
و فردای آن روز، این افسانهها هم با من خواهند مرد.
و فردای آن روز، این افسانهها هم با من خواهند مرد.
اسم شب:
یه شب بالاخره این راهها رو میرم و برنمیگردم.
یه شب بالاخره این راهها رو میرم و برنمیگردم.
باید جوری ناپدید شد که به سختی بشه ثابت کرد اصلا از اول وجود داشتی.
خوابگاه اینطوریه که یکی این موقع شب تو آشپزخونه داره تق و وق چس فیل بو میده و یکی مثل من که کون رفتن تا مستراح رو نداره.
عذر میخواهم واژگان من در جیب شماست آقا؟
از بس که مفلوکم، اندازه یک وجب خاک روم نشسته. از بس که مفلوکم.
اسم شب:
دیدی که دیگر ریشه در خاک ندارم، دانستی که هر آن، نسیمی هم مرا یکدسته میبرد؛ خاک و نگهدارم باش.
دیدی که دیگر ریشه در خاک ندارم، دانستی که هر آن، نسیمی هم مرا یکدسته میبرد؛ خاک و نگهدارم باش.