من نمیتونم حس مالکیت کسی رو ارضا کنم. چرا که تا ابد یه کودک چموش و بازیگوشم. برای همین باید با این واقعیت کنار بیام که آدما میان و میرن و همبازیهای همیشگی کمی خواهم داشت.
«پسری که برای روزی بارانی کنار گذاشته بودم، کجاست؟» نام یک قطعۀ موسیقیست.
حالا بعد از یک سال، بیست و شیش رو آروم میذارم زیر فرش و بیست و هفت رو لبّیک میگم.
تا حالا هیچ سنیم رو زیر فرش نذاشته بودم ولیکن بیست و شش نقطه عطف ماجرائه.
زیر میزهایی زدم که خودم به بهترین شکل چیده بودمشون، از فرط خیلی چیزها یا فقدان خیلی چیزهای دیگه طوریم نشد، بیشتر برای کسایی که دوستشون دارم شعرهای محبوبم رو خوندم، همین که قدم بعد راهم رو بتونم ببینم کفایت میکنه و دیگه فکر فردا و فردای بعدش نیستم، بیشتر دست میندازم دور خودم و بغلم میکنم، هنوز خودم رو دختر بزرگشده نمیبینم، فقدان و سوگ رو از نزدیک دیدم و خوب باهاشون زندگی کردم،
دیگه از جملهی “غزاله خوب، غزالهی مردهست” استفاده نمیکنم و سعی میکنم خوب شدن رو یاد بگیرم، باورم شد که چیزها همینطوری نمیمونن و اوضاع عوض میشه، بیشتر از قبل، کمتر همهچیز رو جدی گرفتم و بیشتر از جملهی “کاریه که شده” استفاده کردم.
بیپروا موندم و ملحد و آزاد ادامه دادم.
هی! تولدت مبارکه غزالهی نارینم.
تا حالا هیچ سنیم رو زیر فرش نذاشته بودم ولیکن بیست و شش نقطه عطف ماجرائه.
زیر میزهایی زدم که خودم به بهترین شکل چیده بودمشون، از فرط خیلی چیزها یا فقدان خیلی چیزهای دیگه طوریم نشد، بیشتر برای کسایی که دوستشون دارم شعرهای محبوبم رو خوندم، همین که قدم بعد راهم رو بتونم ببینم کفایت میکنه و دیگه فکر فردا و فردای بعدش نیستم، بیشتر دست میندازم دور خودم و بغلم میکنم، هنوز خودم رو دختر بزرگشده نمیبینم، فقدان و سوگ رو از نزدیک دیدم و خوب باهاشون زندگی کردم،
دیگه از جملهی “غزاله خوب، غزالهی مردهست” استفاده نمیکنم و سعی میکنم خوب شدن رو یاد بگیرم، باورم شد که چیزها همینطوری نمیمونن و اوضاع عوض میشه، بیشتر از قبل، کمتر همهچیز رو جدی گرفتم و بیشتر از جملهی “کاریه که شده” استفاده کردم.
بیپروا موندم و ملحد و آزاد ادامه دادم.
هی! تولدت مبارکه غزالهی نارینم.
California Dreamin' (Single)
The Mamas & The Papas
بیاین بعد عمری یه چیز خوب گوش کنیم باهم.
یادتان نرود که هیچ چیز مفصلی خوب نیست، الا سبیل مفصل.
برخلاف علم روانشناسی، فکر میکنم بحرانهای وجودی و هویتی هیچگاه حل نمیشن، فقط تو برهههای مختلف با اتفاقات دیگه همایند میشن و خیلی به چشم نمیان! همینکه اون اتفاقات کمی کمرنگ شن، این بحرانها از پشت میزنن رو شونهتون و میگن کجا به این زودی جگر؟ برنج خیس کردیم. :))))))
ویتگنشتاین در جواب دوستی که از حال و روزگارش پرسیده بود خیلی دقیق نوشت: «من خوبم و بجز این مابقی چیزها افتضاحه.»
من نمیخوام تابستون تموم شه؛ من به تنپروری عادت کردم.
زمانی بود که سری داشتم و هزار سودا!
حالا؟
کو سرم؟
کو سوداهایم؟
ای وای امیدهای بسیارم.
حالا؟
کو سرم؟
کو سوداهایم؟
ای وای امیدهای بسیارم.
«از من دیوونه میپرسن چرا و چند و چون زمین خوردن!»
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
Javier Sequeiros – So Far Away
دوست دارم بار بعدی که مردی رو دوست دارم، این رو براش بذارم و ببوسمش. ببوسمش و گریه کنم.
