یادتان نرود که هیچ چیز مفصلی خوب نیست، الا سبیل مفصل.
برخلاف علم روانشناسی، فکر میکنم بحرانهای وجودی و هویتی هیچگاه حل نمیشن، فقط تو برهههای مختلف با اتفاقات دیگه همایند میشن و خیلی به چشم نمیان! همینکه اون اتفاقات کمی کمرنگ شن، این بحرانها از پشت میزنن رو شونهتون و میگن کجا به این زودی جگر؟ برنج خیس کردیم. :))))))
ویتگنشتاین در جواب دوستی که از حال و روزگارش پرسیده بود خیلی دقیق نوشت: «من خوبم و بجز این مابقی چیزها افتضاحه.»
من نمیخوام تابستون تموم شه؛ من به تنپروری عادت کردم.
زمانی بود که سری داشتم و هزار سودا!
حالا؟
کو سرم؟
کو سوداهایم؟
ای وای امیدهای بسیارم.
حالا؟
کو سرم؟
کو سوداهایم؟
ای وای امیدهای بسیارم.
«از من دیوونه میپرسن چرا و چند و چون زمین خوردن!»
مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
Javier Sequeiros – So Far Away
دوست دارم بار بعدی که مردی رو دوست دارم، این رو براش بذارم و ببوسمش. ببوسمش و گریه کنم.
شاید هم نه. همیشه باید آخر حرفهام اضافه کنم "شاید هم نه."
تمامی شرایط برای یک خودکشی شرافتمندانه در من جاری و واریه.
نمیدونم منتظر چی هستم؟
نمیدونم منتظر چی هستم؟
Forwarded from Soroush
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه که قرار نیست آدمیزاد خوب و درست باشه. نه عزیزم؛ نه. مثلاً روی حرفهای من “هیچوقت” حسابی باز نکن.
تو از زمانی بگو که چیزی شبیه خوشبختی در میان بود. من سر به دیوار تکیه داده، چند ثانیه خوابم ببرد. نه مست نیستم. دوست دارم همینجا دراز بکشم. تو بگو.
آه عزیزم! خیلی توضیحی هستی و از من خیلی انتظار توضیح داری، نمیبینی فرتوت شدهام؛ حتی تمامی فَرهایم، توت شدهاند؟ توت خشک.
نمیدانی توضیح زیاد اصالت ماجرا را زیر سوال میبرد؟
این چیزها از من دور است جانم. بدان و فراموش نکن.
نمیدانی توضیح زیاد اصالت ماجرا را زیر سوال میبرد؟
این چیزها از من دور است جانم. بدان و فراموش نکن.
