𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚 – Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
14.6K subscribers
11K photos
2.21K videos
676 links
”اگه نمیخوای کتاب بخونی یعنی هنوز کتاب درست رو پیدا نکردی.“

سرچ کن #اعتماد.
نحوه سفارش: @BGiOrder.
ثبت سفارش: @BGiAdmin.

پیج اینستاگرام:
°• [ bookgraphi_

زمان پاسخگویی به پیام‌ها: 01-22 [فرقی نمیکنه چه ساعتی پیام بدید در این بازه بهتون پاسخ داده میشه]
Download Telegram
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
-📒#کتاب پسرک موش کور روباه و اسب: -ترجمه فارسی | همراه با تصویر. -قیمت: 110t ••جهت ثبت سفارش : @BGiAdmin
از صفحات کتاب پسرک موش کور روباه و اسب:
پسرک گفت: بعضی وقتها میترسم شماها بفهمین من معمولی ام.
موش کور گفت: عشق و علاقه نیازی به خاص بودن نداره... :)
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
Photo
از صفحات کمیک بوک Sarah's Scribbles:
لباس پوشیدن من:
لباسای نو:
چیزی که اخرش میپوشم:
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
-📒#کتاب پسرک موش کور روباه و اسب: -ترجمه فارسی | همراه با تصویر. -قیمت: 110t ••جهت ثبت سفارش : @BGiAdmin
از صفحات کتاب پسرک موش کور روباه و اسب:
موش کور پرسید: بهترین کشفت توی زندگی چی بوده؟
پسرک جواب داد: اینکه من کافی‌ام, همینجوری که هستم.
زمین مملو از آدم‌‌ هایی‌ است
که ارزش هم‌ صحبتی ندارند.
به‌نظرت واقعا عاقلانه‌ست‌‌ که
نظرات چنین آدم‌هایی را جدی بگیریم؟
-آلن دوباتن
طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست
-قیصر امین پور
زمانی که انسان به دنبال شخصی راه بیفتد،
از دنبال کردن حقیقت دست برداشته است.
-کریشنا مورتی
قیمت عشق همیشه بیش از تحمل آدمیزاد بوده‌است.
باید، اما سخت است که زندگی را
به یک عاشقانه‌ی آرام تبدیل کنی...
-یک عاشقانه‌ی آرام | نادر ابراهیمی
اما قلب حافظه‌ی خودش را دارد و من هیچ‌چیز را فراموش نکرده‌ام...
-آلبرکامو
در زندگیم سه چیز وجود دارد:
ناتوانی برای صحبت کردن، ناتوانی برای سکوت و تنهایی.
-ساموئل بکت | نام ناپذیر
مادر و مادربزرگم توی پیاده روی خیابون جلوی چشمام با چاقو تیکه تیکه شدن...!
و من با چشم های خودم دیدم که اونا چطور بی جون و خونی روی زمین افتاده بودن... 🩸
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
مادر و مادربزرگم توی پیاده روی خیابون جلوی چشمام با چاقو تیکه تیکه شدن...! و من با چشم های خودم دیدم که اونا چطور بی جون و خونی روی زمین افتاده بودن... 🩸
دیدم اما هیچکاری نکردم.. نه عصبی شدم... نه ناراحت.
اطرافیانم فکر میکنن من یه تیکه سنگ سردم. اما من فقط هیچ احساساتی ندارم که بخوام بروزش بدم...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
دیدم اما هیچکاری نکردم.. نه عصبی شدم... نه ناراحت. اطرافیانم فکر میکنن من یه تیکه سنگ سردم. اما من فقط هیچ احساساتی ندارم که بخوام بروزش بدم...
وقتی بارون میاد, بوی نم بارون شماها رو شاد میکنه. وقتی هوا سرده یه فنجون قهوه داغ لبخند روی لبتون میاره. وقتی مادر و پدرتون بغلتون میکنن از خوشحالی میرید تو ابرا... اما من نه! من اینجوری نیستم! ☕️
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
وقتی بارون میاد, بوی نم بارون شماها رو شاد میکنه. وقتی هوا سرده یه فنجون قهوه داغ لبخند روی لبتون میاره. وقتی مادر و پدرتون بغلتون میکنن از خوشحالی میرید تو ابرا... اما من نه! من اینجوری نیستم! ☕️
من نه درک میکنم نه میفهمم نه حس میکنم. بچه های مدرسه بهم میگن : آدم آهنی!
انگار که هیچ احساسی توی بدنم وجود نداره... نه میتونم بخندم نه میتونم اشک بریزم. نه چیزی خوشحالم میکنه و نه قلبم و میشکونه.. 🖤
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
من نه درک میکنم نه میفهمم نه حس میکنم. بچه های مدرسه بهم میگن : آدم آهنی! انگار که هیچ احساسی توی بدنم وجود نداره... نه میتونم بخندم نه میتونم اشک بریزم. نه چیزی خوشحالم میکنه و نه قلبم و میشکونه.. 🖤
اطرافیانم فکر میکردن بعد از به قتل رسیدن خونوادم, غمگین میشم و احساساتم برمیگردن. ولی اشتباه میکردن... سلاخی شدن خونوادم اونم جلوی چشمام برای من به اندازه شکستن یک لیوان بی اهمیت بود. حتی روانشناس ها هم نمیتونستن هیچ کمکی به من بکنن...