𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اما نمیتونستم، نباید تسلیم میشدم باید میرسوندمش یه جای امن بدن زخمیش نمیتونست خیلی تاب بیاره... لطفا... لطفا طاقت بیار... لطفا تنهام نذار...!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسم من تانجیرو کامادوئه.
پدرم مدتی میشه که تنهامون گذاشته
بنابراین مسئولیت نگهداری از مادر و خواهر برادرای کوچیک ترم با منه
ما یه خانواده ی هفت نفره ایم، خانواده ی پولداری نیستیم
اما شادی و آرامش رو نمیشه با پول خرید، مگه نه؟ 🌱
نه، من تا وقتی هنوز خانواده ای دارم خوشبختم...
.
.
.
یا حداقل بودم...🥀
پدرم مدتی میشه که تنهامون گذاشته
بنابراین مسئولیت نگهداری از مادر و خواهر برادرای کوچیک ترم با منه
ما یه خانواده ی هفت نفره ایم، خانواده ی پولداری نیستیم
اما شادی و آرامش رو نمیشه با پول خرید، مگه نه؟ 🌱
نه، من تا وقتی هنوز خانواده ای دارم خوشبختم...
.
.
.
یا حداقل بودم...🥀
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اسم من تانجیرو کامادوئه. پدرم مدتی میشه که تنهامون گذاشته بنابراین مسئولیت نگهداری از مادر و خواهر برادرای کوچیک ترم با منه ما یه خانواده ی هفت نفره ایم، خانواده ی پولداری نیستیم اما شادی و آرامش رو نمیشه با پول خرید، مگه نه؟ 🌱 نه، من تا وقتی هنوز خانواده…
یکروز وقتی برای فروش زغال به روستا رفتم،
موقع برگشت به شب خوردم
و مجبور شدم تا صبح توی خونه ی مرد عجیبی برای برگشتن به پیش خانوادهام صبر کنم
که این تبدیل به بزرگترین اشتباه زندگیم شد...
موقع برگشت به شب خوردم
و مجبور شدم تا صبح توی خونه ی مرد عجیبی برای برگشتن به پیش خانوادهام صبر کنم
که این تبدیل به بزرگترین اشتباه زندگیم شد...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
یکروز وقتی برای فروش زغال به روستا رفتم، موقع برگشت به شب خوردم و مجبور شدم تا صبح توی خونه ی مرد عجیبی برای برگشتن به پیش خانوادهام صبر کنم که این تبدیل به بزرگترین اشتباه زندگیم شد...
اون مرد چیزهای عجیبی درباره ی شیاطین گوشت خواری که شب ها توی جنگل پرسه میزنن میگفت...!
حرفهاش ترسناک بودن...
.
.
.
اما یعنی واقعیت داشتن؟
حرفهاش ترسناک بودن...
.
.
.
اما یعنی واقعیت داشتن؟
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اون مرد چیزهای عجیبی درباره ی شیاطین گوشت خواری که شب ها توی جنگل پرسه میزنن میگفت...! حرفهاش ترسناک بودن... . . . اما یعنی واقعیت داشتن؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی به خونه برگشتم با وحشتناک ترین چیزی که به عمرم دیدم مواجه شدم...
خانواده ام...
تک تکشون...
به شکلی وحشیانه به قتل رسیده بودن...
خانواده ام...
تک تکشون...
به شکلی وحشیانه به قتل رسیده بودن...
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
وقتی به خونه برگشتم با وحشتناک ترین چیزی که به عمرم دیدم مواجه شدم... خانواده ام... تک تکشون... به شکلی وحشیانه به قتل رسیده بودن...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و تنها بازمانده،
خواهرم، نزوکو
به شیطانی تشنه به خون تبدیل شده بود...!
خواهرم، نزوکو
به شیطانی تشنه به خون تبدیل شده بود...!
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
و تنها بازمانده، خواهرم، نزوکو به شیطانی تشنه به خون تبدیل شده بود...!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غرق در خشم و نفرت،
قسم خوردم
قسم خوردم که انتقام خانوادهام
و انسانیت خواهرم رو پس بگیرم...
تمام شیاطین باید منتظر انتقام من باشن...!
قسم خوردم
قسم خوردم که انتقام خانوادهام
و انسانیت خواهرم رو پس بگیرم...
تمام شیاطین باید منتظر انتقام من باشن...!
«تو به من بهترین سعادت ممکن رو دادی، تو همه چیزِ من بودی. به نظرم هیچ زوجی نمیتونست خوشبختتر از ما باشه، تا اینکه این بیماری وحشتناک به سراغم اومد. اگر کسی میتونست من رو نجات بده، تو بودی. همه چیز من رو ترک کرده، به جز اطمینان از مهربانیِ تو.»
- نامهی خداحافظی ویرجینیا وولف به همسرش
- نامهی خداحافظی ویرجینیا وولف به همسرش
هیچ وقت دوست نداشتم سوار هواپیما بشم! اما نه از ارتفاع میترسیدم نه از سقوط کردن. فقط وسط تکانهای شدید چالههای هوایی کسی رو نداشتم که دستش رو محکم بگیرم و بهش بگم: « عزیزم، نگران نباش! » چالههای هوایی تنهاییم رو محکمتر میکوبه تو سرم!
—روزبه معین
—روزبه معین
میخواهم اقلا یک نفر باشد، که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم.
-ابله | داستایوفسکی
-ابله | داستایوفسکی
ونسان: ميدونى، من به دست ها خيلى نگاه ميكنم. غريبهان اين دست ها. همه چى رو زود لو ميدن. پيرى اول از همه روى دست ها ميشينه. ترس روى دست ها ميشينه. وقتى عاشق ميشى، دست هات اول از همه عاشق ميشن..
-بخشى از نامه هاى ونگوگ
-بخشى از نامه هاى ونگوگ
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
هارلی کویین و جوکر رو که میشناسین؟
اکثرمون زوج جذاب, دیوونه و محبوب دنیای DC رو میشناسیم.
جوکر و هارلی کویین🃏
ولی تقریبا هیچ جایی توضیح مفصلی با جزئیات کامل درمورد اینکه چطوری این دوتا عاشق هم شدن وجود نداره...
بجز کتابی که الان میخوام معرفی کنم😬
جوکر و هارلی کویین🃏
ولی تقریبا هیچ جایی توضیح مفصلی با جزئیات کامل درمورد اینکه چطوری این دوتا عاشق هم شدن وجود نداره...
بجز کتابی که الان میخوام معرفی کنم😬
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
اکثرمون زوج جذاب, دیوونه و محبوب دنیای DC رو میشناسیم. جوکر و هارلی کویین🃏 ولی تقریبا هیچ جایی توضیح مفصلی با جزئیات کامل درمورد اینکه چطوری این دوتا عاشق هم شدن وجود نداره... بجز کتابی که الان میخوام معرفی کنم😬
داستان از این قراره که جوکر رو دست گیر میکنن و میفرستن به تیمارستان آرکهام (یه تیمارستان خیالی در دنیای دی سی که مجرمهای روانی رو میفرستن اونجا)
جایی که هارلی به عنوان روانپزشک توش کار میکنه... ✨
جایی که هارلی به عنوان روانپزشک توش کار میکنه... ✨
𝐵𝑜𝑜𝑘 𝐺𝑟𝑎𝑝ℎ𝑖📚
داستان از این قراره که جوکر رو دست گیر میکنن و میفرستن به تیمارستان آرکهام (یه تیمارستان خیالی در دنیای دی سی که مجرمهای روانی رو میفرستن اونجا) جایی که هارلی به عنوان روانپزشک توش کار میکنه... ✨
جوکر رو میفرستن پیش هارلی تا بلکه درمان بشه
اما....!
نه تنها جوکر درست نمیشه (همینش جذابه😍)
بلکه هارلی رو هم مثل خودش میکنه🤣
هارلی عاشق بیمارش جوکر میشه و همین باعث میشه تغییر کنه...
از یه روانپزشک تبدیل میشه به ملکه جوکر
و وارد دنیای جرم و جنایت میشه...🔥
اما....!
نه تنها جوکر درست نمیشه (همینش جذابه😍)
بلکه هارلی رو هم مثل خودش میکنه🤣
هارلی عاشق بیمارش جوکر میشه و همین باعث میشه تغییر کنه...
از یه روانپزشک تبدیل میشه به ملکه جوکر
و وارد دنیای جرم و جنایت میشه...🔥