اما تملین خیلی منفعل بود
هیچوقت سعی نکرد برای فیرا کاری بکنه
هرکاری هم انجام میداد صرفا برای خودش بود و خودش میخواست نه فیرا
اینه فرق ریسند و تملین😏
-قلمرو خار و رز
هیچوقت سعی نکرد برای فیرا کاری بکنه
هرکاری هم انجام میداد صرفا برای خودش بود و خودش میخواست نه فیرا
اینه فرق ریسند و تملین😏
-قلمرو خار و رز
اولین کاری که فیرا بعد از رفتن به خونه ریسند کرد:
با کفش زد تو سرش.
اصلا عشق و علاقه موج میزنه
-قلمرو خار و رز
با کفش زد تو سرش.
اصلا عشق و علاقه موج میزنه
-قلمرو خار و رز
ریس به فیرا یاد میداد چطوری از خودش مراقبت کنه
درحالی تملین فقط فیرا رو زندانی میکرد.
مرتیکه عهدقجری پوسیده. برو بمیر.
-قلمرو خار و رز
درحالی تملین فقط فیرا رو زندانی میکرد.
مرتیکه عهدقجری پوسیده. برو بمیر.
-قلمرو خار و رز
ینی فقط لوشن میتونه وسط اوضاع قمر در عقربی که همه دارن به فاک فی الله میرن جفت خودشو پیدا کنه😂🤦♀
-قلمرو خار و رز
-قلمرو خار و رز
اما تو کتاب دوم من همش منتظر بودم ریسند تملین و پودر کنه. چرا نکرد خو؟
-قلمرو خار و رز
-قلمرو خار و رز
ریسند: خب فیرا قراره بهت خوندن نوشتن یاد بدم. فعلا از روی این جمله هایی که میگم هرکدوم صد صفحه بنویس:
' ریسند بی نقص است. ریسند خیره کننده است. ریسند بهترین چیزی است که هر مونثی در آرزویش است. ریسند مرکز زندگی ام است. '
یکم خودتو تحویل بگیر پسرم.🤣
-قلمرو خار و رز
' ریسند بی نقص است. ریسند خیره کننده است. ریسند بهترین چیزی است که هر مونثی در آرزویش است. ریسند مرکز زندگی ام است. '
یکم خودتو تحویل بگیر پسرم.🤣
-قلمرو خار و رز
یه فرق کوچیک دیگه از تملین و ریسند:
تملین: اگه با من ازدواج کنی میشی زن تملین لرد عالی رتبه دربار بهار! هیچ عنوان دیگه ای نداری! ما چیزی به اسم بانوی عالی رتبه نداریم!
ریسند: تو میتونی اولین بانوی عالی رتبه باشی فیرا! بانوی عالی رتبه دربار شب!
-قلمرو خار و رز
تملین: اگه با من ازدواج کنی میشی زن تملین لرد عالی رتبه دربار بهار! هیچ عنوان دیگه ای نداری! ما چیزی به اسم بانوی عالی رتبه نداریم!
ریسند: تو میتونی اولین بانوی عالی رتبه باشی فیرا! بانوی عالی رتبه دربار شب!
-قلمرو خار و رز
تملین: نمونه ی یه مرد عهد قجری ایرانی :|
از اینایی که میخوان زن فقط تو مطبخ باشه :/
من اگه جای فیرا بودم تیکه پارش میکردم
-قلمرو خار و رز
از اینایی که میخوان زن فقط تو مطبخ باشه :/
من اگه جای فیرا بودم تیکه پارش میکردم
-قلمرو خار و رز
*وقتی ادمین درحال مطالعه قلمرو خار و رز است و انقد توی چنل توییت میفرستد که حالش بهم میخورد*
وضعیت رون در وضعیت های مختلف هری پاتر :
وقتی نزدیک امتحانا بود : درحال لمبوندن غذا.
وقتی امتحانا دور بود : درحال لمبوندن غذا.
وقتی اسنیپ 6 تا کتاب تکلیف داده بود بهشون :
درحال لمبوندن غذا.
وقتی با هرماینی قهر بود: درحال لمبوندن غذا.
وقتی با هری قهر بود: درحال لمبوندن غذا.
وقتی توسط ولدمورت و یه دوجین مرگخوار احاطه شده بودن: میخواست غذا بخوره ولی خب محدودیت هایی همیشه وجود داره حتی برای معده رون.🙄😂
-هری پاتر
وقتی نزدیک امتحانا بود : درحال لمبوندن غذا.
وقتی امتحانا دور بود : درحال لمبوندن غذا.
وقتی اسنیپ 6 تا کتاب تکلیف داده بود بهشون :
درحال لمبوندن غذا.
وقتی با هرماینی قهر بود: درحال لمبوندن غذا.
وقتی با هری قهر بود: درحال لمبوندن غذا.
وقتی توسط ولدمورت و یه دوجین مرگخوار احاطه شده بودن: میخواست غذا بخوره ولی خب محدودیت هایی همیشه وجود داره حتی برای معده رون.🙄😂
-هری پاتر
ولی یکی از جذاب ترین قسمتای هری پاتر جر و بحث های مک گونگال با جردن سر گزارشهای کوییدیچ و فحشهایی که جردن وسط بازی تو میکروفون میداد بود.
-هری پاتر
-هری پاتر
میگن دامبلدور تنها کسیه که ولدمورت ازش میترسید و خب بنظرم مک گونگال تنها کسیه که دامبلدور ازش میترسید. بخصوص در مراسم معرفی اول سال.
-هری پاتر
-هری پاتر
کتابای اتفاقات ناگوار لمونی اسنیکت اینجوریه که: اولش هنگ میکنی از اینکه نویسنده چطور بی ربط چیزهارو به هم ربط میده، بعد سر اینکه مردم اطرافشون چقدر احمقن نویسنده رو فحش میدی، از مدل روایت کردن داستان حرصت میگیره و کتابو پرت میکنی دو متر اونور تر ولی بعد از یه مدت دیگه رد میدی و میشینی خودتم سر گفتن خزعبل های عاقلانه با نویسنده همراهی میکنی😐🤲
-اتفاقات ناگوار
-اتفاقات ناگوار