Book Tweet – Telegram
Book Tweet
1.1K subscribers
439 photos
187 videos
4 files
181 links
‘‘خب من به کتاب معتادم.📚

[یه وقتایی از فیلمایی که دوست دارمم تیکه تیکه میذارم.]

چنل پر از اسپویله. اگه دوست ندارید براتون اسپویل شه توییتا رو نخونید

راه ارتباطی:

https://telegram.me/BChatBot?start=sc-299248-6zgOuB1
Download Telegram
*وقتی ادمین درحال مطالعه قلمرو خار و رز است و انقد توی چنل توییت میفرستد که حالش بهم میخورد*
مردای دربار رویاها.
به ترتیب از بالا: کاسین, ازریل, ریسند.
تو چشای ازریل یه 'این دوتا دیگه چه سمایی بودن من باهاشون دوست شدم' خاصی هست
-قلمرو خار و رز
وضعیت رون در وضعیت های مختلف هری پاتر :
وقتی نزدیک امتحانا بود : درحال لمبوندن غذا.
وقتی امتحانا دور بود : درحال لمبوندن غذا.
وقتی اسنیپ 6 تا کتاب تکلیف داده بود بهشون :
درحال لمبوندن غذا.
وقتی با هرماینی قهر بود: درحال لمبوندن غذا.
وقتی با هری قهر بود: درحال لمبوندن غذا.
وقتی توسط ولدمورت و یه دوجین مرگخوار احاطه شده بودن: میخواست غذا بخوره ولی خب محدودیت هایی همیشه وجود داره حتی برای معده رون.🙄😂
-هری پاتر
ولی یکی از جذاب ترین قسمتای هری پاتر جر و بحث های مک گونگال با جردن سر گزارشهای کوییدیچ و فحشهایی که جردن وسط بازی تو میکروفون میداد بود.
-هری پاتر
میگن دامبلدور تنها کسیه که ولدمورت ازش میترسید و خب بنظرم مک گونگال تنها کسیه که دامبلدور ازش میترسید. بخصوص در مراسم معرفی اول سال.
-هری پاتر
این داستان: آنابث غیرتی میشود
-پرسی جکسون
من در بهار:
من در زمستان:
مدلین انقد باهوش بود که خب منم بودم عاشقش میشدم چه برسه به بروس :|
-بتمن شبگرد
اقا شیپ نستا و کاسین خیلی باحاله ناموسی🤣
-قلمرو خار و رز
فقط منم که از نستا بیشتر از فیرا خوشم میاد؟
-قلمرو خار و رز
https://news.1rj.ru/str/BChatBot?start=sc-299612-48YoXQa

ارسالی ندارین؟
حوصلمان سر رفت
نستا - کاسین >>>> فیرا - ریسند
-قلمرو خار و رز
کتابای اتفاقات ناگوار لمونی اسنیکت اینجوریه که: اولش هنگ میکنی از اینکه نویسنده چطور بی ربط چیزهارو‌ به هم ربط میده، بعد سر اینکه مردم اطرافشون‌ چقدر احمقن‌ نویسنده رو فحش میدی، از مدل روایت کردن داستان حرصت میگیره و کتابو‌ پرت میکنی‌ دو متر اونور تر ولی بعد از یه مدت دیگه رد میدی و میشینی خودتم سر گفتن خزعبل‌ های عاقلانه با نویسنده همراهی می‌کنی‌‌😐🤲
-اتفاقات ناگوار
همش دارم به این فکر می‌کنم‌ که داستان اگزوپری‌ توی شازده کوچولو این طور بود که هواپیماش‌ توی بیابون سقوط می‌کنه‌ و هیچ کس نمیفهمه‌، بعد اونو‌ تنهایی درست می‌کنه و برمیگرده‌...
آنتوان دوسنت‌ اگزوپری‌ یک سال بعد وقتی با هواپیماش‌ در سفر بود مفقودالاثر شد
-شازده کوچولو
نشستم دارم بوف کور میخونم، فکر کنم باید یه چند دور دیگه هم بخونمش‌ تا بفهمم‌ قضیه چیه
-بوف کور
نمیدونی بعد از خوندن دفترچه خاطرات پسر لاغرو‌ چقدررررر‌ شباهت پیدا کردم
همه ما یه پسر لاغرو‌ داخل خودمون داریم اصن
-دفترچه خاطرات پسر لاغر
علاوه بر اون یه پنیر بوگندو هم داخل خودمون‌ داریم که کسی بهش دست نمیزنه‌ تا سمی نشه و اون پنیر‌ هر روز بیشتر و بیشتر فاسد میشه و اطرافش رو هم آلوده میکنه
ولی! بالاخره آخرش یه پسر لاغرو‌ پیدا میشه تا بیاد و اونو‌ بخوره و همه رو از شرش‌ خلاص کنه!
پسر لاغرو‌ی‌ زندگی هم باشیم
(کمی اسپویل داشت شرمنده)
دارن شان‌ و آر ال استاین دوتاشون‌ ژانر ترسناک می‌نویسن‌
فقط دارن شان میکُشه‌
بد هم میکشه🙂
ولی الان که فکر می‌کنم‌ میبینم من قبلا در دوهفته هفت تا کتاب میخوندم
کنکور به فرهنگم هم گند‌ زد😐
یه مریضی ای هم هست اینطوریه که
دقیقا چند روز مونده به امتحان کرمت میگیره کتاب جدید شروع کنی😍