Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌍✨آیا تصور کردهاید که شبهای زمین را بتوان با نور خورشید روشن کرد؟ 🌞 شرکت رفلکت اوربیتال (Reflect Orbital) در حال توسعهٔ فناوریی است که این رویا را به واقعیت تبدیل میکند! 🚀
🔍 این طرح چگونه کار میکند؟
این شرکت قصد دارد با استفاده از یک رشته ماهوارهٔ مجهز به آینههای عظیم، نور خورشید را به نقاط مشخصی از زمین بازتاب دهد.
این آینهها میتوانند نوری معادل یک نوار ۵ کیلومتری روی سطح زمین ایجاد کنند!
هدف اصلی، تأمین نور پایدار برای مناطق دورافتاده، کاهش مصرف انرژی، یا حتی کمک در عملیات امداد و نجات در شب است.
🎈 تستهای اولیه:
تاکنون این ایده با نصب آینه روی بالونها آزمایش شده، اما سؤال بزرگ این است:
"آیا در مدار زمین و ارتفاع ماهوارهها نیز چنین سیستمی عملی خواهد بود؟"
⏳ زمانبندی اجرا:
علیرغم چالشهای فنی، این شرکت از سال ۲۰۲۵ زمانبندی اجرای طرح را برای مشتریان رزرو کرده است!
❓ پرسشهای بیپاسخ:
آیا بازتاب نور خورشید به زمین تأثیرات زیستمحیطی خواهد داشت؟
دقت هدایت نور چقدر خواهد بود؟
هزینهٔ این پروژه چقدر است و آیا مقرونبهصرفه است؟
🔍 این طرح چگونه کار میکند؟
این شرکت قصد دارد با استفاده از یک رشته ماهوارهٔ مجهز به آینههای عظیم، نور خورشید را به نقاط مشخصی از زمین بازتاب دهد.
این آینهها میتوانند نوری معادل یک نوار ۵ کیلومتری روی سطح زمین ایجاد کنند!
هدف اصلی، تأمین نور پایدار برای مناطق دورافتاده، کاهش مصرف انرژی، یا حتی کمک در عملیات امداد و نجات در شب است.
🎈 تستهای اولیه:
تاکنون این ایده با نصب آینه روی بالونها آزمایش شده، اما سؤال بزرگ این است:
"آیا در مدار زمین و ارتفاع ماهوارهها نیز چنین سیستمی عملی خواهد بود؟"
⏳ زمانبندی اجرا:
علیرغم چالشهای فنی، این شرکت از سال ۲۰۲۵ زمانبندی اجرای طرح را برای مشتریان رزرو کرده است!
❓ پرسشهای بیپاسخ:
آیا بازتاب نور خورشید به زمین تأثیرات زیستمحیطی خواهد داشت؟
دقت هدایت نور چقدر خواهد بود؟
هزینهٔ این پروژه چقدر است و آیا مقرونبهصرفه است؟
🌍📡 اطلاعات گمراهکننده در رسانهها: چالشی برای حقیقت و آگاهی عمومی
اخیراً ویدیویی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده که نشان میدهد مجری یک برنامه تلویزیونی در ایران، تاریکی دریای مدیترانه در تصاویر ماهوارهای را به اشتباه «قطعی برق و بحران انرژی در جنوب و جنوبغرب اروپا» تفسیر کرده و مدعی شده که «زندگی در آنجا مختل شده است». این خطای فاحش، که ناشی از ناآگاهی از وجود دریا بین قارههای اروپا و آفریقا است، نمونهای تأملبرانگیز از انتشار اطلاعات گمراهکننده در رسانههاست. چنین اشتباهاتی نهتنها اعتبار رسانه را زیر سؤال میبرند، بلکه میتوانند افکار عمومی را به بیراهه کشانده و اعتماد جامعه را تضعیف کنند.
📺 اطلاعات گمراهکننده چیست؟
اطلاعات گمراهکننده (Misleading Information) به دادهها یا محتوایی اطلاق میشود که بهصورت عمدی یا غیرعمدی برای فریب، تحریف حقیقت یا جهتدهی به افکار عمومی منتشر میشوند. این اطلاعات ممکن است از طریق ارائه ناقص واقعیت، دستکاری دادهها یا تفسیرهای نادرست ایجاد شوند. رسانههایی مانند تلویزیون، به دلیل دسترسی گسترده و تأثیر عمیق بر مخاطبان، گاهی به ابزاری برای انتشار این نوع اطلاعات تبدیل میشوند که میتواند به تحمیق افکار عمومی منجر شود.
⚠️ روشهای انتشار اطلاعات گمراهکننده در رسانهها
رسانهها از تکنیکهای مختلفی برای تأثیرگذاری بر مخاطبان استفاده میکنند که برخی از آنها میتوانند گمراهکننده باشند:
🔹 گزینش محتوا: انتخاب اخبار یا تصاویری که تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهند و زمینه کامل را حذف میکنند.
🔹 تحریف واقعیت: استفاده از تصاویر، آمار یا نقلقولهای دستکاریشده برای القای برداشت نادرست.
🔹 تکرار پیام: تکرار مداوم یک روایت خاص برای تثبیت آن در ذهن مخاطب، حتی اگر نادرست باشد.
🔹 احساساتمحوری: تمرکز بر محتوای احساسی (مانند ترس، خشم یا همدردی) بهجای ارائه اطلاعات منطقی و مستدل.
🔹 سوگیری ایدئولوژیک: جهتگیری برنامهها و اخبار به نفع یک گروه، حزب یا ایدئولوژی خاص، که باعث حذف دیدگاههای مخالف میشود.
🌪 تأثیرات اطلاعات گمراهکننده بر افکار عمومی
انتشار اطلاعات نادرست یا تحریفشده میتواند پیامدهای جدی برای جامعه به همراه داشته باشد:
• کاهش اعتماد عمومی: وقتی مخاطبان متوجه نادرستی اطلاعات میشوند، اعتمادشان به رسانهها و حتی نهادهای رسمی کاهش مییابد.
• قطببندی اجتماعی: روایتهای گمراهکننده میتوانند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده و گروههای مختلف را در برابر یکدیگر قرار دهند.
• تضعیف تفکر انتقادی: مخاطبانی که به پذیرش منفعلانه اطلاعات عادت کنند، کمتر به تحلیل و پرسوجو روی میآورند.
• تصمیمگیری نادرست: اطلاعات نادرست میتواند بر انتخابهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افراد تأثیر منفی بگذارد، از رأیدهی گرفته تا تصمیمات روزمره.
🛡 راههای مقابله با اطلاعات گمراهکننده
برای کاهش تأثیرات منفی این پدیده، اقداماتی فردی و جمعی ضروری است:
✅ آموزش سواد رسانهای: یادگیری مهارتهای تحلیل انتقادی محتوا، شناسایی منابع معتبر و تشخیص تحریفات.
✅ تنوع منابع اطلاعاتی: تشویق به استفاده از منابع خبری مختلف برای مقایسه و تأیید صحت اطلاعات.
✅ شفافیت رسانهها: مطالبه از رسانهها برای افشای منابع، روشهای جمعآوری اطلاعات و هرگونه تعارض منافع.
✅ نظارت مستقل: حمایت از نهادهای بیطرف که محتوای رسانهای را بررسی کرده و گزارشهای نادرست را اصلاح میکنند.
✅ تشویق گفتوگوی عمومی: ایجاد فضایی برای بحث و تبادل نظر که در آن اطلاعات نادرست به چالش کشیده شوند.
📢 نقش ما در برابر اطلاعات گمراهکننده
هر یک از ما میتوانیم با تقویت آگاهی خود و دیگران، به کاهش تأثیرات منفی اطلاعات گمراهکننده کمک کنیم. پرسیدن سؤالهایی مانند «منبع این خبر چیست؟»، «آیا این اطلاعات با شواهد دیگر سازگار است؟» و «چه کسی از انتشار این محتوا سود میبرد؟» میتواند ما را بهسوی حقیقت هدایت کند.
💡 نتیجهگیری
رسانههایی مانند تلویزیون، درحالیکه ابزارهای قدرتمندی برای اطلاعرسانی و آموزش هستند، میتوانند با انتشار اطلاعات گمراهکننده، حقیقت را مخدوش کرده و به تحمیق افکار عمومی منجر شوند. برای ساختن جامعهای آگاه و مقاوم در برابر تحریفات، تقویت سواد رسانهای، تشویق به تفکر انتقادی و ایجاد شفافیت در رسانهها ضروری است. بیایید با پرسوجو و تحلیل، گامی محکم بهسوی حقیقت برداریم!
#سواد_رسانهای #تفکر_انتقادی #آگاهی_اجتماعی #رسانه #اطلاعات_گمراه_کننده #حقیقت #جامعه_آگاه # دانش جغرافیا # هفتاقلیم محمود خسروی
اخیراً ویدیویی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده که نشان میدهد مجری یک برنامه تلویزیونی در ایران، تاریکی دریای مدیترانه در تصاویر ماهوارهای را به اشتباه «قطعی برق و بحران انرژی در جنوب و جنوبغرب اروپا» تفسیر کرده و مدعی شده که «زندگی در آنجا مختل شده است». این خطای فاحش، که ناشی از ناآگاهی از وجود دریا بین قارههای اروپا و آفریقا است، نمونهای تأملبرانگیز از انتشار اطلاعات گمراهکننده در رسانههاست. چنین اشتباهاتی نهتنها اعتبار رسانه را زیر سؤال میبرند، بلکه میتوانند افکار عمومی را به بیراهه کشانده و اعتماد جامعه را تضعیف کنند.
📺 اطلاعات گمراهکننده چیست؟
اطلاعات گمراهکننده (Misleading Information) به دادهها یا محتوایی اطلاق میشود که بهصورت عمدی یا غیرعمدی برای فریب، تحریف حقیقت یا جهتدهی به افکار عمومی منتشر میشوند. این اطلاعات ممکن است از طریق ارائه ناقص واقعیت، دستکاری دادهها یا تفسیرهای نادرست ایجاد شوند. رسانههایی مانند تلویزیون، به دلیل دسترسی گسترده و تأثیر عمیق بر مخاطبان، گاهی به ابزاری برای انتشار این نوع اطلاعات تبدیل میشوند که میتواند به تحمیق افکار عمومی منجر شود.
⚠️ روشهای انتشار اطلاعات گمراهکننده در رسانهها
رسانهها از تکنیکهای مختلفی برای تأثیرگذاری بر مخاطبان استفاده میکنند که برخی از آنها میتوانند گمراهکننده باشند:
🔹 گزینش محتوا: انتخاب اخبار یا تصاویری که تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهند و زمینه کامل را حذف میکنند.
🔹 تحریف واقعیت: استفاده از تصاویر، آمار یا نقلقولهای دستکاریشده برای القای برداشت نادرست.
🔹 تکرار پیام: تکرار مداوم یک روایت خاص برای تثبیت آن در ذهن مخاطب، حتی اگر نادرست باشد.
🔹 احساساتمحوری: تمرکز بر محتوای احساسی (مانند ترس، خشم یا همدردی) بهجای ارائه اطلاعات منطقی و مستدل.
🔹 سوگیری ایدئولوژیک: جهتگیری برنامهها و اخبار به نفع یک گروه، حزب یا ایدئولوژی خاص، که باعث حذف دیدگاههای مخالف میشود.
🌪 تأثیرات اطلاعات گمراهکننده بر افکار عمومی
انتشار اطلاعات نادرست یا تحریفشده میتواند پیامدهای جدی برای جامعه به همراه داشته باشد:
• کاهش اعتماد عمومی: وقتی مخاطبان متوجه نادرستی اطلاعات میشوند، اعتمادشان به رسانهها و حتی نهادهای رسمی کاهش مییابد.
• قطببندی اجتماعی: روایتهای گمراهکننده میتوانند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرده و گروههای مختلف را در برابر یکدیگر قرار دهند.
• تضعیف تفکر انتقادی: مخاطبانی که به پذیرش منفعلانه اطلاعات عادت کنند، کمتر به تحلیل و پرسوجو روی میآورند.
• تصمیمگیری نادرست: اطلاعات نادرست میتواند بر انتخابهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی افراد تأثیر منفی بگذارد، از رأیدهی گرفته تا تصمیمات روزمره.
🛡 راههای مقابله با اطلاعات گمراهکننده
برای کاهش تأثیرات منفی این پدیده، اقداماتی فردی و جمعی ضروری است:
✅ آموزش سواد رسانهای: یادگیری مهارتهای تحلیل انتقادی محتوا، شناسایی منابع معتبر و تشخیص تحریفات.
✅ تنوع منابع اطلاعاتی: تشویق به استفاده از منابع خبری مختلف برای مقایسه و تأیید صحت اطلاعات.
✅ شفافیت رسانهها: مطالبه از رسانهها برای افشای منابع، روشهای جمعآوری اطلاعات و هرگونه تعارض منافع.
✅ نظارت مستقل: حمایت از نهادهای بیطرف که محتوای رسانهای را بررسی کرده و گزارشهای نادرست را اصلاح میکنند.
✅ تشویق گفتوگوی عمومی: ایجاد فضایی برای بحث و تبادل نظر که در آن اطلاعات نادرست به چالش کشیده شوند.
📢 نقش ما در برابر اطلاعات گمراهکننده
هر یک از ما میتوانیم با تقویت آگاهی خود و دیگران، به کاهش تأثیرات منفی اطلاعات گمراهکننده کمک کنیم. پرسیدن سؤالهایی مانند «منبع این خبر چیست؟»، «آیا این اطلاعات با شواهد دیگر سازگار است؟» و «چه کسی از انتشار این محتوا سود میبرد؟» میتواند ما را بهسوی حقیقت هدایت کند.
💡 نتیجهگیری
رسانههایی مانند تلویزیون، درحالیکه ابزارهای قدرتمندی برای اطلاعرسانی و آموزش هستند، میتوانند با انتشار اطلاعات گمراهکننده، حقیقت را مخدوش کرده و به تحمیق افکار عمومی منجر شوند. برای ساختن جامعهای آگاه و مقاوم در برابر تحریفات، تقویت سواد رسانهای، تشویق به تفکر انتقادی و ایجاد شفافیت در رسانهها ضروری است. بیایید با پرسوجو و تحلیل، گامی محکم بهسوی حقیقت برداریم!
#سواد_رسانهای #تفکر_انتقادی #آگاهی_اجتماعی #رسانه #اطلاعات_گمراه_کننده #حقیقت #جامعه_آگاه # دانش جغرافیا # هفتاقلیم محمود خسروی
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌍📡 اطلاعات گمراهکننده در رسانهها: چالشی برای حقیقت و آگاهی عمومی
اخیراً ویدیویی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده که نشان میدهد مجری یک برنامه تلویزیونی در ایران، تاریکی دریای مدیترانه در تصاویر ماهوارهای را به اشتباه «قطعی برق و بحران انرژی در جنوب و جنوبغرب اروپا» تفسیر کرده و مدعی شده که «زندگی در آنجا مختل شده است». این خطای فاحش، که ناشی از ناآگاهی از وجود دریا بین قارههای اروپا و آفریقا است، نمونهای تأملبرانگیز از انتشار اطلاعات گمراهکننده در رسانههاست. چنین اشتباهاتی نهتنها اعتبار رسانه را زیر سؤال میبرند، بلکه میتوانند افکار عمومی را به بیراهه کشانده و اعتماد جامعه را تضعیف کنند.
📺 اطلاعات گمراهکننده چیست؟
اطلاعات گمراهکننده (Misleading Information) به دادهها یا محتوایی اطلاق میشود که بهصورت عمدی یا غیرعمدی برای فریب، تحریف حقیقت یا جهتدهی به افکار عمومی منتشر میشوند. این اطلاعات ممکن است از طریق ارائه ناقص واقعیت، دستکاری دادهها یا تفسیرهای نادرست ایجاد شوند. رسانههایی مانند تلویزیون، به دلیل دسترسی گسترده و تأثیر عمیق بر مخاطبان، گاهی به ابزاری برای انتشار ادامه👇👇
اخیراً ویدیویی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده که نشان میدهد مجری یک برنامه تلویزیونی در ایران، تاریکی دریای مدیترانه در تصاویر ماهوارهای را به اشتباه «قطعی برق و بحران انرژی در جنوب و جنوبغرب اروپا» تفسیر کرده و مدعی شده که «زندگی در آنجا مختل شده است». این خطای فاحش، که ناشی از ناآگاهی از وجود دریا بین قارههای اروپا و آفریقا است، نمونهای تأملبرانگیز از انتشار اطلاعات گمراهکننده در رسانههاست. چنین اشتباهاتی نهتنها اعتبار رسانه را زیر سؤال میبرند، بلکه میتوانند افکار عمومی را به بیراهه کشانده و اعتماد جامعه را تضعیف کنند.
📺 اطلاعات گمراهکننده چیست؟
اطلاعات گمراهکننده (Misleading Information) به دادهها یا محتوایی اطلاق میشود که بهصورت عمدی یا غیرعمدی برای فریب، تحریف حقیقت یا جهتدهی به افکار عمومی منتشر میشوند. این اطلاعات ممکن است از طریق ارائه ناقص واقعیت، دستکاری دادهها یا تفسیرهای نادرست ایجاد شوند. رسانههایی مانند تلویزیون، به دلیل دسترسی گسترده و تأثیر عمیق بر مخاطبان، گاهی به ابزاری برای انتشار ادامه👇👇
👍1
Forwarded from Mahmood khosravi
سالها است روی موضوع علمسنجی مشغول مطالعه هستم. سیستمهای رتبهبندی دانشگاهی را رصد میکنم و گاهی خدمات مشاورهای به دوستان مسئول انجام میدهم. در رتبهبندی سال 2025 موسسه تایمز که از نظام های معروف رتبه بندی دانشگاهی است موضوع دانش جغرافیا را ملاک رتبه بندی دانشگاه های ایران قرار دادم . نتایج عجیب است مثلا در مقوله آموزش دانشگاه علوم پزشکی زاهدان بالاتر از همه دانشگاه جامع مثل تهران در رتبه یک قرار می گیرد.عجیب آن است که در این دانشگاه که وظیفه اش تربیت نیروی سلامت و درمان است بعید است که حتی یک بار نام جغرافیا برده شده باشد. یا در مقوله رویکرد بین المللی دانشگاه نسبتا جدید گلستان بالاتر از دانشگاه های تهران به تنهایی در صدر است. بدون شک نوعی عدم قطعیت و بی اعتباری در این رنکینگ ها وجود دارد. دلایل آن را سال گذشته در کنفرانس حکمرانی علم و فناوری توضیح دادم. دیگر به این رده بندی ها اعتقاد ندارم نوعی فریب و گمراه سازی در نتایج وجود دارد. جالب است که خیلی از دانشگاه های نه چندان معتبر دنیا در سایه چنین اطلاعات گمراه کننده ای به دنبال کسب پرستیژ هستند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دانشگاه سیستان و بلوچستان با همکاری صاحبنظران حوزههای محیط زیست، جغرافیا، مدیریت بحران و برنامهریزی شهری، همایش ملی «تابآوری سکونتگاههای انسانی در برابر سیلاب» را با محوریت جنوب شرق کشور و تمرکز بر استان سیستان و بلوچستان برگزار کرد. این همایش با هدف هماندیشی علمی و ارائه راهکارهای نوین برای مواجهه با چالشهای سیلاب، در تالار امام رضا (ع) این دانشگاه برگزار شد.
همایش ملی تاب اوری سکونت گاه های انسانی در برابر سیلاب - زاهدان - 21 اردیبهشت 1404
https://telewebion.com/episode/0x12e75764
https://telewebion.com/episode/0x12e75764
تلوبیون
همایش ملی تاب اوری سکونت گاه های انسانی در برابر سیلاب - زاهدان - 21 اردیبهشت 1404 - برنامه اجتماعی (هامون) | هامون - ۲۱ اردیبهشت…
همایش ملی تاب اوری سکونت گاه های انسانی در برابر سیلاب - زاهدان - 21 اردیبهشت 1404 - برنامه اجتماعی (هامون) | هامون - ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ . تلوبیون مرجع پخش زنده شبکه های تلویزیون ، دانلود رایگان فیلم ایرانی و خارجی ، دانلود انیمیشن و کارتن ، سریال آرشیو…
Forwarded from Climate Fresk Iran | پازل تغییرات اقلیمی
جلسه بعدی پازل اقلیمی «کلایمت فرسک»
«مشهد»
سهشنبه، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از ساعت ۱۷ تا ۲۰
به دوستانتون بگید!
ثبتنام و اطلاعات بیشتر:
https://association.climatefresk.org/training_sessions/ed7e03c9-50ab-40a0-8378-d84ca3b39168/show_public?language=en&tenant_token=36bd2274d3982262c0021755
پازل اقلیمی «کلایمت فرسک»، کارگاهی است که دانش پایهای درباره تغییرات اقلیمی رو به صورت یک بازی جالب در محیطی مشارکتی و بر پایه علم به شما آموزش میده.
این کارگاه در بیش از ۱۶۰ کشور دنیا و به بیش از ۵۰ زبان درحال برگزاری است.
کانال تلگرامی پازل اقلیمی ایران:
@ClimateFreskIran
«مشهد»
سهشنبه، ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴
از ساعت ۱۷ تا ۲۰
به دوستانتون بگید!
ثبتنام و اطلاعات بیشتر:
https://association.climatefresk.org/training_sessions/ed7e03c9-50ab-40a0-8378-d84ca3b39168/show_public?language=en&tenant_token=36bd2274d3982262c0021755
پازل اقلیمی «کلایمت فرسک»، کارگاهی است که دانش پایهای درباره تغییرات اقلیمی رو به صورت یک بازی جالب در محیطی مشارکتی و بر پایه علم به شما آموزش میده.
این کارگاه در بیش از ۱۶۰ کشور دنیا و به بیش از ۵۰ زبان درحال برگزاری است.
کانال تلگرامی پازل اقلیمی ایران:
@ClimateFreskIran
سهم مردم و دولت ها در صرفه جویی آب و عبور از ابر بحران صرفه جویی در آب شرب به لحاظ ارزشهای اجتماعی و امنیتی آن همواره دغدغه کنشگران آب بوده و بارها چه سدها آب داشته و چه نداشته اند بر آن تأکید داشته اند.
امااین روزها عجیب است. مگر نه این که سدسازان مدعی بودند سد می سازیم تا کشور در مضیقه آب نباشد؟
در 30 سال گذشته وزارت نیرو هزاران میلیارد از منابع کشور را صرف سدسازی و انتقال آب بین حوضه ای کرد. با انتقال آب سرشاخه های کارون به زاینده رود ، با قمرود و با دهها پروژه دیگر نه تنها مورفولوژی کشور را تغییر داد و اکوسیستم متصل به رودخانه های دائمی را خشکاندند بلکه موجب آسیبهای اجتماعی فراوانی شدند که هرگز در مورد آن نه مسؤلیت پذیرفته و نه جایی اسمی از آن می آورند. و همین مسیر فاجعه بار را که به خشکاندن دریاچه ارومیه، بختگان و گاوخونی منتهی شد را بااین بار با هدف قرار دادن اکوسیستم دنا و ساختن سد ماندگان ادامه میدهند.
چرا با وجود این همه سد؛ مردم باید در ناامنی آبی باشند؟
اگر فقط بخش کوچکی از هزاران میلیارد تومانی که در سدسازی های سوداگرانه و غیرضروری هزینه و باعث خشکیدن رودخانه هایی شد که میلیونها سال امنیت سرزمین ما را حفظ کرده بودند؛ در حفاظت از منابع آب زیرزمینی و آبخوانها هزینه می شد آیا امروز ما به این وضعیت فاجعه بار رسیده بودیم؟
چرا اولین چاه غیرمجاز را پر نکردند و چشم بر بعدی ها هم بستند؟چرا جهادکشاورزی هنوز درحال تشویق کشاورزان به کشت محصولات آب بری همچون برنج و چغندرقند و یونجه است؟ حجم ضایعات آب کشاورزی در ایران یک و نیم برابر آبی است که مردم در بخش خانگی مصرف می کنند و تازه 30 درصد همین آب خانگی هم به دلیل فرسودگی زیرساختها هدر می رود!!
راستی چه میشد هزینه چند تا از این سدهای ترین در بازچرخانی و بهبود سیستم فاضلاب هزینه میشد؟ صنایع آب بر مستقر در استانهای نیمه خشک و کویری چگونه آب مورد نیازشان تامین می کنند؟
بدیهی است که در مصرف آب شرب به دلیل ارزشهای بهداشتی و امنیتی و سلامت باید صرفه جویی کرد؛ اما این که متولیان آب کشور که خود بانی تخریب هولناک منابع آب سطحی و زیرزمینی کشورند جای مدعی نشسته و توپ تقصیر را در زمین مردم و آسمان و بارشها می اندازند واقعا حیرت انگیز است!!!
مردم ایران قرنها پیشتاز صرفه جویی در آب، بویژه در استان های کم آب بودند؛ اما پروژههای انتقال آب بین حوضه ای این فرهنگ را نابود کرد. مردمی که برای خیر عمومی و اعتقاد به ارزش های آب به عنوان امر دینی، آب انبار و قنات وقف می کردند به جایی رساندید که آب در زندگی روزمره شان بی ارزش ترین کالا قلمداد کرده و اگر بهای آن از یک تخم مرغ و یک کیلو گوجه فرنگی که برای آن 300 لیتر آب مصرف شده، بیشتر باشد اعتراض می کنند!!
این به معنای این نیست که باید آب را گران کرد؛ به معنای این است که کسی برای آب ارزش قائل نیست و هدر دادن آن هم کمتر کسی را آزار میدهد!!
کسانی که دریاچه ارومیه، دریاچه بختگان، زاینده رود ، زهره، گاوخونی، هورالعظیم و صدها رودخانه فرعی و حیاتی را خشکاندند، کسانی که چشم بر بیش از 900 هزار چاه غیرمجاز بستند و یه عنوان متولیان حفاظت از آبهای زیرزمینی و سطحی چشم بر طرحهای مخرب جهاد کشاورزی و برداشتهای بی رویه آب بستند ، چشم بر صنعت و تخریب گری هايش بستند و با تأمین آب به هر طریق ممکن حتی آنها را همراهی کردند و سرزمین داغدیده مان به این روزهای سخت رساندند آیا در جایگاهی هستند که به مردم در مورد مصرف آب امر و نهی کنند و هشدار دهند؟
امسال سال مواجهه با عملکردها در حوزه آب است. همه آنچه انجام شده پیش روی ماست. همین الان رفع بحران که نام ناترازی بر آن نهاده اند را به یک کارشناس الهیات سپرده اند!!
زاگرس نشینان می پرسند واقعا با این همه سد خالي چرا حکمرانان دوباره بر ساخت سد و انتقال آب بین حوضه ای اصرار می ورزند؟
چرا دولتی ها بر تخریب دنا به عنوان ذخیره گاه برف و تضمین کننده حیات زاگرس با ساخت سد ماندگان و انتقال آب بین حوضه ای اصرار دارند؟
هرچند مردم خود در میانه چالش خوب میدانند جز خودشان کسی را ندارند که به دادشان برسد و باید خود به داد خود برسند و با آنها با صرفه جویی در مصرف آب است که می توانند از این تابستان خشک گذر کنند..
🔷 @WaterForUs
امااین روزها عجیب است. مگر نه این که سدسازان مدعی بودند سد می سازیم تا کشور در مضیقه آب نباشد؟
در 30 سال گذشته وزارت نیرو هزاران میلیارد از منابع کشور را صرف سدسازی و انتقال آب بین حوضه ای کرد. با انتقال آب سرشاخه های کارون به زاینده رود ، با قمرود و با دهها پروژه دیگر نه تنها مورفولوژی کشور را تغییر داد و اکوسیستم متصل به رودخانه های دائمی را خشکاندند بلکه موجب آسیبهای اجتماعی فراوانی شدند که هرگز در مورد آن نه مسؤلیت پذیرفته و نه جایی اسمی از آن می آورند. و همین مسیر فاجعه بار را که به خشکاندن دریاچه ارومیه، بختگان و گاوخونی منتهی شد را بااین بار با هدف قرار دادن اکوسیستم دنا و ساختن سد ماندگان ادامه میدهند.
چرا با وجود این همه سد؛ مردم باید در ناامنی آبی باشند؟
اگر فقط بخش کوچکی از هزاران میلیارد تومانی که در سدسازی های سوداگرانه و غیرضروری هزینه و باعث خشکیدن رودخانه هایی شد که میلیونها سال امنیت سرزمین ما را حفظ کرده بودند؛ در حفاظت از منابع آب زیرزمینی و آبخوانها هزینه می شد آیا امروز ما به این وضعیت فاجعه بار رسیده بودیم؟
چرا اولین چاه غیرمجاز را پر نکردند و چشم بر بعدی ها هم بستند؟چرا جهادکشاورزی هنوز درحال تشویق کشاورزان به کشت محصولات آب بری همچون برنج و چغندرقند و یونجه است؟ حجم ضایعات آب کشاورزی در ایران یک و نیم برابر آبی است که مردم در بخش خانگی مصرف می کنند و تازه 30 درصد همین آب خانگی هم به دلیل فرسودگی زیرساختها هدر می رود!!
راستی چه میشد هزینه چند تا از این سدهای ترین در بازچرخانی و بهبود سیستم فاضلاب هزینه میشد؟ صنایع آب بر مستقر در استانهای نیمه خشک و کویری چگونه آب مورد نیازشان تامین می کنند؟
بدیهی است که در مصرف آب شرب به دلیل ارزشهای بهداشتی و امنیتی و سلامت باید صرفه جویی کرد؛ اما این که متولیان آب کشور که خود بانی تخریب هولناک منابع آب سطحی و زیرزمینی کشورند جای مدعی نشسته و توپ تقصیر را در زمین مردم و آسمان و بارشها می اندازند واقعا حیرت انگیز است!!!
مردم ایران قرنها پیشتاز صرفه جویی در آب، بویژه در استان های کم آب بودند؛ اما پروژههای انتقال آب بین حوضه ای این فرهنگ را نابود کرد. مردمی که برای خیر عمومی و اعتقاد به ارزش های آب به عنوان امر دینی، آب انبار و قنات وقف می کردند به جایی رساندید که آب در زندگی روزمره شان بی ارزش ترین کالا قلمداد کرده و اگر بهای آن از یک تخم مرغ و یک کیلو گوجه فرنگی که برای آن 300 لیتر آب مصرف شده، بیشتر باشد اعتراض می کنند!!
این به معنای این نیست که باید آب را گران کرد؛ به معنای این است که کسی برای آب ارزش قائل نیست و هدر دادن آن هم کمتر کسی را آزار میدهد!!
کسانی که دریاچه ارومیه، دریاچه بختگان، زاینده رود ، زهره، گاوخونی، هورالعظیم و صدها رودخانه فرعی و حیاتی را خشکاندند، کسانی که چشم بر بیش از 900 هزار چاه غیرمجاز بستند و یه عنوان متولیان حفاظت از آبهای زیرزمینی و سطحی چشم بر طرحهای مخرب جهاد کشاورزی و برداشتهای بی رویه آب بستند ، چشم بر صنعت و تخریب گری هايش بستند و با تأمین آب به هر طریق ممکن حتی آنها را همراهی کردند و سرزمین داغدیده مان به این روزهای سخت رساندند آیا در جایگاهی هستند که به مردم در مورد مصرف آب امر و نهی کنند و هشدار دهند؟
امسال سال مواجهه با عملکردها در حوزه آب است. همه آنچه انجام شده پیش روی ماست. همین الان رفع بحران که نام ناترازی بر آن نهاده اند را به یک کارشناس الهیات سپرده اند!!
زاگرس نشینان می پرسند واقعا با این همه سد خالي چرا حکمرانان دوباره بر ساخت سد و انتقال آب بین حوضه ای اصرار می ورزند؟
چرا دولتی ها بر تخریب دنا به عنوان ذخیره گاه برف و تضمین کننده حیات زاگرس با ساخت سد ماندگان و انتقال آب بین حوضه ای اصرار دارند؟
هرچند مردم خود در میانه چالش خوب میدانند جز خودشان کسی را ندارند که به دادشان برسد و باید خود به داد خود برسند و با آنها با صرفه جویی در مصرف آب است که می توانند از این تابستان خشک گذر کنند..
🔷 @WaterForUs
صرفهجویی در مصرف آب شرب، به دلیل ارزشهای اجتماعی، بهداشتی و امنیتی آن، همواره یکی از دغدغههای اصلی کنشگران محیطزیست و مدیریت منابع آب بوده است. اما پرسش اینجاست: چرا با وجود ساخت صدها سد و صرف هزاران میلیارد تومان از منابع ملی طی سه دهه گذشته، ایران همچنان در ناامنی آبی به سر میبرد؟ مگر نه اینکه سدسازان ادعا میکردند این سازهها تضمینکننده امنیت آبی کشور خواهند بود؟
سدسازی و فاجعه اکولوژیک
در 30 سال گذشته، وزارت نیرو با تمرکز بر سدسازی و طرحهای انتقال آب بینحوضهای، نهتنها نتوانست بحران آب را حل کند، بلکه با تغییر مورفولوژی طبیعی کشور، اکوسیستمهای وابسته به رودخانههای دائمی را نابود کرد. پروژههایی مانند انتقال آب سرشاخههای کارون به زایندهرود، تونل کوهرنگ، قمرود و دهها طرح دیگر، دریاچه ارومیه، بختگان، گاوخونی، هورالعظیم و زایندهرود را به ورطه خشکی کشاندند. این سیاستها، علاوه بر تخریب محیطزیست، به مهاجرت اجباری، حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی گسترده منجر شد که هیچگاه مسئولیت آن پذیرفته نشد.
اکنون، با طرحهایی مانند سد ماندگان در منطقه حفاظتشده دنا، بار دیگر شاهد تکرار این چرخه مخرب هستیم. این پروژه نهتنها ذخیرهگاه برف زاگرس را تهدید میکند، بلکه حیات میلیونها نفر را که به منابع آبی این منطقه وابستهاند، در معرض خطر قرار میدهد. طبق گزارشهای علمی، سدسازیهای غیراصولی باعث کاهش 30 تا 50 درصدی جریان آب رودخانهها و تخریب 70 درصدی تالابهای ایران شده است (منبع: گزارش IUCN، 2023).
منابع زیرزمینی و سوءمدیریت
چرا با وجود این همه هزینه، وضعیت آب کشور بحرانیتر از همیشه است؟ اگر تنها بخشی از بودجه هنگفت سدسازی صرف حفاظت از آبخوانها و منابع زیرزمینی میشد، آیا امروز با فاجعه فرونشست زمین در 400 دشت کشور مواجه بودیم؟ طبق آمار وزارت نیرو (2024)، بیش از 900 هزار چاه غیرمجاز در کشور وجود دارد که سالانه میلیاردها مترمکعب آب زیرزمینی را به تاراج میبرند. چرا اولین چاه غیرمجاز پلمب نشد؟ چرا وزارت جهاد کشاورزی همچنان کشت محصولات آببر مانند برنج و چغندرقند را در مناطق خشک ترویج میکند؟
بر اساس گزارش FAO (2023)، ضایعات آب در بخش کشاورزی ایران 1.5 برابر مصرف آب خانگی است. از سوی دیگر، 30 درصد آب شرب به دلیل فرسودگی شبکههای آبرسانی هدر میرود. آیا نمیشد با سرمایهگذاری در بازچرخانی آب و بهروزرسانی زیرساختها، از این هدررفت جلوگیری کرد؟
صنایع آببر و سیاستهای متناقض
صنایع آببر مستقر در مناطق کویری مانند یزد و کرمان چگونه آب مورد نیاز خود را تأمین میکنند؟ پاسخ در سیاستهای نادرست تخصیص آب نهفته است. وزارت نیرو با تأمین آب این صنایع از منابع زیرزمینی و رودخانهها، به تخریب بیشتر سرزمین دامن زده است. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (1402)، بیش از 60 درصد آب تخصیصیافته به صنایع در مناطق خشک، از منابع غیرپایدار تأمین میشود.
فرهنگ صرفهجویی و تخریب آن
ایرانیان قرنها در مدیریت آب پیشتاز بودند. قناتها، آبانبارها و فرهنگ وقف آب، نمونههایی از این خرد بومی هستند. اما پروژههای انتقال آب بینحوضهای، این فرهنگ را تضعیف کرد. وقتی آب بهصورت مصنوعی از منطقهای به منطقه دیگر منتقل میشود، ارزش واقعی آن در ذهن مردم کمرنگ میشود. امروز، آب در مقایسه با کالاهایی مانند گوجهفرنگی (که تولید هر کیلوی آن 300 لیتر آب مصرف میکند) بیارزش تلقی میشود. این نه به معنای لزوم گران کردن آب، بلکه نشانه فقدان آموزش و فرهنگسازی در حفاظت از این منبع حیاتی است.
مسئولیت متولیان
متولیان آب کشور، که خود با سیاستهای نادرست به تخریب منابع سطحی و زیرزمینی دامن زدهاند، چگونه میتوانند مردم را به صرفهجویی دعوت کنند؟ کسانی که چشم بر برداشتهای بیرویه، چاههای غیرمجاز و طرحهای مخرب کشاورزی و صنعتی بستند، امروز تقصیر را به گردن مردم و کاهش بارندگی میاندازند. اما دادههای اقلیمی نشان میدهند که سوءمدیریت، نه تغییرات اقلیمی، عامل اصلی بحران آب ایران است (منبع: گزارش IPCC، 2023).
پرسشهای بیپاسخ
چرا با وجود خالی بودن سدها، دولت همچنان بر سدسازی و انتقال آب اصرار دارد؟
چرا منطقه حفاظتشده دنا، که ذخیرهگاه برف زاگرس است، هدف پروژههای مخرب مانند سد ماندگان قرار گرفته؟
چرا مدیریت بحران آب به جای کارشناسان متخصص، به افرادی با تخصصهای غیرمرتبط سپرده شده است؟
نقش مردم
در این میان، مردم ایران بار دیگر نشان دادهاند که در بحرانها تنها به خود میتوانند تکیه کنند. صرفهجویی در مصرف آب، نهتنها وظیفهای مدنی، بلکه ضرورتی برای عبور از تابستان خشک پیشروست. اما این مسئولیت نباید بهانهای برای شانه خالی کردن متولیان از پاسخگویی باشد.
پیشنهادها:
سدسازی و فاجعه اکولوژیک
در 30 سال گذشته، وزارت نیرو با تمرکز بر سدسازی و طرحهای انتقال آب بینحوضهای، نهتنها نتوانست بحران آب را حل کند، بلکه با تغییر مورفولوژی طبیعی کشور، اکوسیستمهای وابسته به رودخانههای دائمی را نابود کرد. پروژههایی مانند انتقال آب سرشاخههای کارون به زایندهرود، تونل کوهرنگ، قمرود و دهها طرح دیگر، دریاچه ارومیه، بختگان، گاوخونی، هورالعظیم و زایندهرود را به ورطه خشکی کشاندند. این سیاستها، علاوه بر تخریب محیطزیست، به مهاجرت اجباری، حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی گسترده منجر شد که هیچگاه مسئولیت آن پذیرفته نشد.
اکنون، با طرحهایی مانند سد ماندگان در منطقه حفاظتشده دنا، بار دیگر شاهد تکرار این چرخه مخرب هستیم. این پروژه نهتنها ذخیرهگاه برف زاگرس را تهدید میکند، بلکه حیات میلیونها نفر را که به منابع آبی این منطقه وابستهاند، در معرض خطر قرار میدهد. طبق گزارشهای علمی، سدسازیهای غیراصولی باعث کاهش 30 تا 50 درصدی جریان آب رودخانهها و تخریب 70 درصدی تالابهای ایران شده است (منبع: گزارش IUCN، 2023).
منابع زیرزمینی و سوءمدیریت
چرا با وجود این همه هزینه، وضعیت آب کشور بحرانیتر از همیشه است؟ اگر تنها بخشی از بودجه هنگفت سدسازی صرف حفاظت از آبخوانها و منابع زیرزمینی میشد، آیا امروز با فاجعه فرونشست زمین در 400 دشت کشور مواجه بودیم؟ طبق آمار وزارت نیرو (2024)، بیش از 900 هزار چاه غیرمجاز در کشور وجود دارد که سالانه میلیاردها مترمکعب آب زیرزمینی را به تاراج میبرند. چرا اولین چاه غیرمجاز پلمب نشد؟ چرا وزارت جهاد کشاورزی همچنان کشت محصولات آببر مانند برنج و چغندرقند را در مناطق خشک ترویج میکند؟
بر اساس گزارش FAO (2023)، ضایعات آب در بخش کشاورزی ایران 1.5 برابر مصرف آب خانگی است. از سوی دیگر، 30 درصد آب شرب به دلیل فرسودگی شبکههای آبرسانی هدر میرود. آیا نمیشد با سرمایهگذاری در بازچرخانی آب و بهروزرسانی زیرساختها، از این هدررفت جلوگیری کرد؟
صنایع آببر و سیاستهای متناقض
صنایع آببر مستقر در مناطق کویری مانند یزد و کرمان چگونه آب مورد نیاز خود را تأمین میکنند؟ پاسخ در سیاستهای نادرست تخصیص آب نهفته است. وزارت نیرو با تأمین آب این صنایع از منابع زیرزمینی و رودخانهها، به تخریب بیشتر سرزمین دامن زده است. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (1402)، بیش از 60 درصد آب تخصیصیافته به صنایع در مناطق خشک، از منابع غیرپایدار تأمین میشود.
فرهنگ صرفهجویی و تخریب آن
ایرانیان قرنها در مدیریت آب پیشتاز بودند. قناتها، آبانبارها و فرهنگ وقف آب، نمونههایی از این خرد بومی هستند. اما پروژههای انتقال آب بینحوضهای، این فرهنگ را تضعیف کرد. وقتی آب بهصورت مصنوعی از منطقهای به منطقه دیگر منتقل میشود، ارزش واقعی آن در ذهن مردم کمرنگ میشود. امروز، آب در مقایسه با کالاهایی مانند گوجهفرنگی (که تولید هر کیلوی آن 300 لیتر آب مصرف میکند) بیارزش تلقی میشود. این نه به معنای لزوم گران کردن آب، بلکه نشانه فقدان آموزش و فرهنگسازی در حفاظت از این منبع حیاتی است.
مسئولیت متولیان
متولیان آب کشور، که خود با سیاستهای نادرست به تخریب منابع سطحی و زیرزمینی دامن زدهاند، چگونه میتوانند مردم را به صرفهجویی دعوت کنند؟ کسانی که چشم بر برداشتهای بیرویه، چاههای غیرمجاز و طرحهای مخرب کشاورزی و صنعتی بستند، امروز تقصیر را به گردن مردم و کاهش بارندگی میاندازند. اما دادههای اقلیمی نشان میدهند که سوءمدیریت، نه تغییرات اقلیمی، عامل اصلی بحران آب ایران است (منبع: گزارش IPCC، 2023).
پرسشهای بیپاسخ
چرا با وجود خالی بودن سدها، دولت همچنان بر سدسازی و انتقال آب اصرار دارد؟
چرا منطقه حفاظتشده دنا، که ذخیرهگاه برف زاگرس است، هدف پروژههای مخرب مانند سد ماندگان قرار گرفته؟
چرا مدیریت بحران آب به جای کارشناسان متخصص، به افرادی با تخصصهای غیرمرتبط سپرده شده است؟
نقش مردم
در این میان، مردم ایران بار دیگر نشان دادهاند که در بحرانها تنها به خود میتوانند تکیه کنند. صرفهجویی در مصرف آب، نهتنها وظیفهای مدنی، بلکه ضرورتی برای عبور از تابستان خشک پیشروست. اما این مسئولیت نباید بهانهای برای شانه خالی کردن متولیان از پاسخگویی باشد.
پیشنهادها:
توقف پروژههای مخرب: بازنگری فوری در طرحهایی مانند سد ماندگان و انتقال آب بینحوضهای.
مدیریت منابع زیرزمینی: پلمب چاههای غیرمجاز و احیای آبخوانها با الگوبرداری از پروژههای موفق جهانی (مانند طرحهای احیای آبخوان در هند).
اصلاح الگوی کشت: توقف ترویج محصولات آببر در مناطق خشک و حمایت از کشاورزی پایدار.
بازچرخانی آب: سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی فاضلاب برای تأمین نیاز صنایع و کشاورزی.
آموزش عمومی: احیای فرهنگ صرفهجویی با برنامههای آموزشی و رسانهای.
نتیجهگیری:
بحران آب ایران نتیجه دههها سوءمدیریت است، نه صرفاً کاهش بارندگی یا مصرف مردم. متولیان آب باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و به جای متهم کردن مردم، سیاستهای مخرب را اصلاح کنند. مردم، همانگونه که قرنها با خرد بومی از آب حفاظت کردند، امروز نیز میتوانند با صرفهجویی و مطالبهگری، راه را برای آیندهای پایدار هموار کنند.
منابع:
گزارش IUCN (2023): وضعیت تالابهای جهان.
گزارش FAO (2023): مدیریت آب در کشاورزی.
گزارش IPCC (2023): تغییرات اقلیمی و منابع آب.
مرکز پژوهشهای مجلس (1402): تحلیل بحران آب در ایران.
گزارش وزارت نیرو (1403): آمار چاههای غیرمجاز.
🔷 @WaterForUs
مدیریت منابع زیرزمینی: پلمب چاههای غیرمجاز و احیای آبخوانها با الگوبرداری از پروژههای موفق جهانی (مانند طرحهای احیای آبخوان در هند).
اصلاح الگوی کشت: توقف ترویج محصولات آببر در مناطق خشک و حمایت از کشاورزی پایدار.
بازچرخانی آب: سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی فاضلاب برای تأمین نیاز صنایع و کشاورزی.
آموزش عمومی: احیای فرهنگ صرفهجویی با برنامههای آموزشی و رسانهای.
نتیجهگیری:
بحران آب ایران نتیجه دههها سوءمدیریت است، نه صرفاً کاهش بارندگی یا مصرف مردم. متولیان آب باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و به جای متهم کردن مردم، سیاستهای مخرب را اصلاح کنند. مردم، همانگونه که قرنها با خرد بومی از آب حفاظت کردند، امروز نیز میتوانند با صرفهجویی و مطالبهگری، راه را برای آیندهای پایدار هموار کنند.
منابع:
گزارش IUCN (2023): وضعیت تالابهای جهان.
گزارش FAO (2023): مدیریت آب در کشاورزی.
گزارش IPCC (2023): تغییرات اقلیمی و منابع آب.
مرکز پژوهشهای مجلس (1402): تحلیل بحران آب در ایران.
گزارش وزارت نیرو (1403): آمار چاههای غیرمجاز.
🔷 @WaterForUs
دانشمندی که مقاله نداشت.
[به بهانهٔ تولد زندهیاد مریم میرزاخانی]
اگر از همهٔ رشتههای دانشِ زمان بیخبرم، اما، در کار خویش خُبرهام و میدانم که محیطِ دانشگاهیِ ما، در چه سَکَراتی به سر میبرد. در هیچ جای جهان کارِ دانشگاه و تحقیقات دانشگاهی از اینگونه که ما داریم نیست، در عصر معرکهگیران و منکران «حُسن و قُبحِ عقلی» در پایان قرن بیستم. دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصری که «تحقیقات» دانشگاهی ما از یک سوی در شکل اوراد و عَزایم خود را نشان میدهد و از سوی دیگر نسخهبرداریِ کمرنگی از فرهنگِ ژورنالیستی زمانه است، چه میتوان گفت، جز اینکه بگویم:
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصر «محقّقانی» که اگر از تألیفاتِ خودشان امتحانشان کنند از عهدهٔ قرائت متن «تحقیقات» خویش برنمیآیند و دولت، با سادهلوحی، به فهرست انبوه استادان و دانشیارانش مباهات میکند و چندان بیخبر است که این رتبههای کاملاً «اداری» را ملاک پیشرفت علم و تحقیق تلقی میکند، چه میتوانم گفت، جز اینکه بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
محمدرضا شفیعی کدکنی
مجلهٔ بخارا، شماره ۱۰۴
در رثای دکتر عباس زریاب خویی
#مریم_میرزاخانی #دانشگاه
[به بهانهٔ تولد زندهیاد مریم میرزاخانی]
اگر از همهٔ رشتههای دانشِ زمان بیخبرم، اما، در کار خویش خُبرهام و میدانم که محیطِ دانشگاهیِ ما، در چه سَکَراتی به سر میبرد. در هیچ جای جهان کارِ دانشگاه و تحقیقات دانشگاهی از اینگونه که ما داریم نیست، در عصر معرکهگیران و منکران «حُسن و قُبحِ عقلی» در پایان قرن بیستم. دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصری که «تحقیقات» دانشگاهی ما از یک سوی در شکل اوراد و عَزایم خود را نشان میدهد و از سوی دیگر نسخهبرداریِ کمرنگی از فرهنگِ ژورنالیستی زمانه است، چه میتوان گفت، جز اینکه بگویم:
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصر «محقّقانی» که اگر از تألیفاتِ خودشان امتحانشان کنند از عهدهٔ قرائت متن «تحقیقات» خویش برنمیآیند و دولت، با سادهلوحی، به فهرست انبوه استادان و دانشیارانش مباهات میکند و چندان بیخبر است که این رتبههای کاملاً «اداری» را ملاک پیشرفت علم و تحقیق تلقی میکند، چه میتوانم گفت، جز اینکه بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
محمدرضا شفیعی کدکنی
مجلهٔ بخارا، شماره ۱۰۴
در رثای دکتر عباس زریاب خویی
#مریم_میرزاخانی #دانشگاه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادآوری ۱۰۰ واژه جغرافیایی در ۳۰۰ ثانیه قسمت 4 تدوین دکتر شاه بختی رستمی
Forwarded from Niloofar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ايرانى چاى ايرانى بنوش
راستش..
از تصورش، كمر ادم درد میگیره
حالا واى بحاليكه بخوایم عملا اين كار رو انجام بدیم...
اونوقت خيانت نيست؟ ايرانى بره چاى بنگلادشى بخره!!؟؟؟
هموطنان عزیز بهترین چای دنیا را در استان گیلان داریم که حالت طبیعی خودرا دارد
اکثر شهرستان های گیلان کارخانه چایی دارند
راستش..
از تصورش، كمر ادم درد میگیره
حالا واى بحاليكه بخوایم عملا اين كار رو انجام بدیم...
اونوقت خيانت نيست؟ ايرانى بره چاى بنگلادشى بخره!!؟؟؟
هموطنان عزیز بهترین چای دنیا را در استان گیلان داریم که حالت طبیعی خودرا دارد
اکثر شهرستان های گیلان کارخانه چایی دارند