کاش یه پیرمرد ۷۰ سالهٔ بازنشسته بودم تو فلوریدا که منتظره نوه هاش واسه تعطیلات برن پیشش.
قضیه اینه که قرار نیست همه چیز سیاه یا سفید مطلق باشه. ما همه در خاکستری ترین نقطه جهان جای گرفتیم.
«یادت نیست -من در باران کبریت را روشن میکردم و برای این روشنایی محدود میگریستم.»