Social Pariah,
Mohsen Chavoshi – Koja Boodi
جناب چاووشی همهٔ پاپ دوست نداشتنهام رو ضایع میکنه.
دلو زدم به دریا و تو گروه دانشگاهمون شلنگ رو گرفتم رو سر کلمهٔ غیرت و هرکی که داشت ماله کشی میکرد برای مردسالاری. میدونم قراره برام دردسر بشه بعداً. ولی خب، حقیقتاً الان آرومم. :))
نشستم از گوگل مپ کافههای رشت رو نگاه میکنم. واقعا مهمونیهای فامیلی خیلی مفید واقع میشن. :))
چو میگذشتم از آن باغهای وهمانگیز
و جادههای گلآلود پشت خندقها
میان دود و خرابی
چه سروهایی دیدم
چه سروهای بلندی که سرنگون شده بودند
و آفتاب که از پشت دود میتابید
سؤال کرد:
«چرا نمردی؟
اگر لیاقت آن سروهای گلگون را
که کاشتی،
نداشتی،
چرا نمردی؟»
-رضا براهنی، بیا کنار پنجره
و جادههای گلآلود پشت خندقها
میان دود و خرابی
چه سروهایی دیدم
چه سروهای بلندی که سرنگون شده بودند
و آفتاب که از پشت دود میتابید
سؤال کرد:
«چرا نمردی؟
اگر لیاقت آن سروهای گلگون را
که کاشتی،
نداشتی،
چرا نمردی؟»
-رضا براهنی، بیا کنار پنجره
"It's only once you stopped that you realise how hard it is to start again; so you force yourself not to want it, but it's always there; until you finish it, it will always be."
یه کدی که با یکی از دوستام داشتیم این بود که بعضی وقتها حال هم رو میپرسیدیم و دوتامون میگفتیم: عالی.
بعد مینشستیم کنار هم و حرفی نمیزدیم؛ حرفی نبود که بزنیم. زندگی جریان داره، با ما، بدون ما.
بعد مینشستیم کنار هم و حرفی نمیزدیم؛ حرفی نبود که بزنیم. زندگی جریان داره، با ما، بدون ما.