نشستم از گوگل مپ کافههای رشت رو نگاه میکنم. واقعا مهمونیهای فامیلی خیلی مفید واقع میشن. :))
چو میگذشتم از آن باغهای وهمانگیز
و جادههای گلآلود پشت خندقها
میان دود و خرابی
چه سروهایی دیدم
چه سروهای بلندی که سرنگون شده بودند
و آفتاب که از پشت دود میتابید
سؤال کرد:
«چرا نمردی؟
اگر لیاقت آن سروهای گلگون را
که کاشتی،
نداشتی،
چرا نمردی؟»
-رضا براهنی، بیا کنار پنجره
و جادههای گلآلود پشت خندقها
میان دود و خرابی
چه سروهایی دیدم
چه سروهای بلندی که سرنگون شده بودند
و آفتاب که از پشت دود میتابید
سؤال کرد:
«چرا نمردی؟
اگر لیاقت آن سروهای گلگون را
که کاشتی،
نداشتی،
چرا نمردی؟»
-رضا براهنی، بیا کنار پنجره
"It's only once you stopped that you realise how hard it is to start again; so you force yourself not to want it, but it's always there; until you finish it, it will always be."
یه کدی که با یکی از دوستام داشتیم این بود که بعضی وقتها حال هم رو میپرسیدیم و دوتامون میگفتیم: عالی.
بعد مینشستیم کنار هم و حرفی نمیزدیم؛ حرفی نبود که بزنیم. زندگی جریان داره، با ما، بدون ما.
بعد مینشستیم کنار هم و حرفی نمیزدیم؛ حرفی نبود که بزنیم. زندگی جریان داره، با ما، بدون ما.
Forwarded from مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم
توانخواه، توانجو، توانیاب، توانپو، روشندل، فرشتههای زمینی و ... همگی غلطانداز و نادرستاند. این کلمهها و ترکیبها همزمان با نامطلوب فرض کردن تعمیمگرانه وضعیت و هویت معلولیت (که خودش تواناپرستانهست)، سعی در حفظ نوعی نزاکت سیاسی مزورانه هم دارند.
این نزاکت بیشتر زبانبازانه و مزورانهست. این نزاکت همچنان معلولیت را نقصان و کمتر بودنی میداند که گویی با عباراتی با ظاهر قشنگ، میشود جای آن نقصان را پر کرد یا پوشاند. در حالی که نقصان نه در افراد معلول، بلکه در جامعهای است که تفاوت را نمیپذیرد.
نیازهای ویژه هم هرچند کمتر چالشبرانگیز، اما مسألهدار است.
ویژه یعنی چه؟
آیا اگر شما برای فهمیدن فیلم زیرنویس روش میکنید، در شب از چراغ استفاده میکنید، به جای پله از آسانسور استفاده میکنید، از روی پل رد میشوید و ... . اسمش را میگذارید نیاز ویژه؟
بله، ممکن است با نگفتن این، نیازهای افراد معلول تقلیل داده شوند. اما باید دقت کرد این مفهوم بدل به ذهنیت و رفتاری که توجه به نیازهای معلولان را امر «ویژه» و «خاص» تعریف میکند، نشود. توجه به نیازهای معلولان، مثل بقیه باید بدل به امری عادی و روزمره شود.
این نزاکت بیشتر زبانبازانه و مزورانهست. این نزاکت همچنان معلولیت را نقصان و کمتر بودنی میداند که گویی با عباراتی با ظاهر قشنگ، میشود جای آن نقصان را پر کرد یا پوشاند. در حالی که نقصان نه در افراد معلول، بلکه در جامعهای است که تفاوت را نمیپذیرد.
نیازهای ویژه هم هرچند کمتر چالشبرانگیز، اما مسألهدار است.
ویژه یعنی چه؟
آیا اگر شما برای فهمیدن فیلم زیرنویس روش میکنید، در شب از چراغ استفاده میکنید، به جای پله از آسانسور استفاده میکنید، از روی پل رد میشوید و ... . اسمش را میگذارید نیاز ویژه؟
بله، ممکن است با نگفتن این، نیازهای افراد معلول تقلیل داده شوند. اما باید دقت کرد این مفهوم بدل به ذهنیت و رفتاری که توجه به نیازهای معلولان را امر «ویژه» و «خاص» تعریف میکند، نشود. توجه به نیازهای معلولان، مثل بقیه باید بدل به امری عادی و روزمره شود.