«همیشه از بزرگشدن میترسیدم
از اینکه آنها را که میشناسم
دیگر نشناسم.
همیشه بعد از دیدنِ یک فیلم
غریبه شدهام
از تمامشدنِ هر چیزی میترسم.
از داشتنِ آلبوم عکس
از خاطرهها
از منطق روزانهی تکرار
از غروب کردنِ خورشید میترسم.
از اینکه زمان میتواند بگذرد
از اینکه گذشته پشتِ سر میمانَد
از اینکه سنگ همیشه سنگ است
و زمین صورتی ندارد
از چسبیدنِ خوابهایم به تنم به صدایم
از بهخودآمدنهای ناگهانیام میترسم.
عجیببودنِ دریا.
عجیببودنِ ماه.
و همیشه در راه بودنِ یک خبر مهلک»
از اینکه آنها را که میشناسم
دیگر نشناسم.
همیشه بعد از دیدنِ یک فیلم
غریبه شدهام
از تمامشدنِ هر چیزی میترسم.
از داشتنِ آلبوم عکس
از خاطرهها
از منطق روزانهی تکرار
از غروب کردنِ خورشید میترسم.
از اینکه زمان میتواند بگذرد
از اینکه گذشته پشتِ سر میمانَد
از اینکه سنگ همیشه سنگ است
و زمین صورتی ندارد
از چسبیدنِ خوابهایم به تنم به صدایم
از بهخودآمدنهای ناگهانیام میترسم.
عجیببودنِ دریا.
عجیببودنِ ماه.
و همیشه در راه بودنِ یک خبر مهلک»
Forwarded from Tented
دلم میخواد چیزای جدید گوش بدم، آدمای جدید ببینم، جاهای جدید برم و غذاهایی که تا حالا نخوردمو بخورم ولی پول ندارم. عالی.
"Yes, and how many years must a mountain exist
Before it is washed to the sea?
And how many years can some people exist
Before they're allowed to be free?
Yes, and how many times can a man turn his head
And pretend that he just doesn't see?"
Before it is washed to the sea?
And how many years can some people exist
Before they're allowed to be free?
Yes, and how many times can a man turn his head
And pretend that he just doesn't see?"
Forwarded from ساراباند
اگر میدونستم درد با کشیدن تموم میشه، باز مشکلی نداشتم. میکشیدم تا تموم شه. ولی آدم برمیگرده پشت سرش رو نگاه میکنه و میبینه یه روز خوش ندیده و اگر هم دیده، بلافاصله زهرمارش شده. آدم دلش میخواد حالش خوب باشه. دلش میخواد احساس کنه جایی ایستاده که سزاوارشه.
Forwarded from تنهاییِ لیلا (L e y l a)
درخواست کمک:
موسسههای مختلفی که با کودکان افغانستانی سروکار دارند شدیدا نیازمند کتابهای درسی دوره دبستان هستند. اگر کتاب سالمی دارید که دیگر نیاز ندارید، میتوانید از ساعت ۱۰ صبح تا ۸ شب بفرستید به کتابفروشی دماوند:
تهران، بلوار کشاورز، خ ۱۶ آذر، خ ادوارد براون، پلاک ۷
.
موسسههای مختلفی که با کودکان افغانستانی سروکار دارند شدیدا نیازمند کتابهای درسی دوره دبستان هستند. اگر کتاب سالمی دارید که دیگر نیاز ندارید، میتوانید از ساعت ۱۰ صبح تا ۸ شب بفرستید به کتابفروشی دماوند:
تهران، بلوار کشاورز، خ ۱۶ آذر، خ ادوارد براون، پلاک ۷
.
وقتهایی که از تنهایی دارم مریض میشم هم دوست ندارم پیشم باشی. وقتهایی که از معدهدرد و سردرد نمیتونم از سر جام بلند شم نمیخوام قرصهامو بهم بدی. ازت هیچی نمیخوام راستش. کاش ازم دور شی، خیلی دور.
Forwarded from نباید میماندیم
آقای معروفی شما نوشته بودید: «کاش تولد من هم میماند برای بعد، به کجای دنیا برمیخورد؟» اما خوب شد تولد شما نماند برای بعد. آیدین، نوشا، حسینا و... را با همهی رنجهایتان آفریدید.
نقلقول از "سال بلوا" است. مثل اینکه در سال بلوا هستیم. خبر مرگ همیشه خشن است. انگار «معصوم» با قنداقِ سنگینِ آن تفنگ مدام به کلهام میکوبد. ما میدانیم که مرگ آمده، اما وسعت ویرانی را درک نخواهیم کرد. با مرگِ داستاننویس، واقعا چند نفر میمیرند؟
#عباس_معروفی 🖤
نباید میماندیم، #معین_دهاز
@nabayad_m
نقلقول از "سال بلوا" است. مثل اینکه در سال بلوا هستیم. خبر مرگ همیشه خشن است. انگار «معصوم» با قنداقِ سنگینِ آن تفنگ مدام به کلهام میکوبد. ما میدانیم که مرگ آمده، اما وسعت ویرانی را درک نخواهیم کرد. با مرگِ داستاننویس، واقعا چند نفر میمیرند؟
#عباس_معروفی 🖤
نباید میماندیم، #معین_دهاز
@nabayad_m
Forwarded from pathétique
I am constantly trying to communicate something incommunicable, to explain something inexplicable, to tell about something I only feel in my bones and which can only be experienced in those bones.
— Franz Kafka in a letter to Milena Jesenská
— Franz Kafka in a letter to Milena Jesenská