«شما زنهای ایرانی باید امروز به یاد بیاورید که فروغ فرخزاد در چه جادهای قدم گذاشته بود برای اینکه شما امروز بتوانید جلوی مردهایتان بایستید و بگویید ما حق داریم. بگویید که ما آدم هستیم و خیلی برتر از شما هستیم. بعد از اینکه در ایران انقلاب اسلامی شد نخستین باری که در ایران یک گروه تظاهرات کرد زنهای ایرانی بودند، نه مردها. مردها همه فرار کردند! تیمسارها فرار کردند، سروانها هم به دنبالشان فرار کردند، همه فرار کردند و کسی نبود که از ایران دفاع بکند. این زنها بودند که از دم دادگستری تا جلوی تلویزیون علیه روسری تظاهرات گذاشتند. پس از آن جنجالهای دانشگاه در زمان بنی صدر رخ داد، ولی ابتدا زنها بودند. زنهایی که آموخته بودند از پروین اعتصامی، از سیمین دانشور، از فروغ فرخزاد که بایستیم، خم نشویم. همچون درختها که ایستاده میمیرند»
Ye Roozi
Koorosh, Sami Low, & Raha
رها میشم در آغوشت یه روز، آزادِ آزاد؛
امیدُ مادری با نام وطن، یاد ما داد.
امیدُ مادری با نام وطن، یاد ما داد.
Forwarded from pathétique
ای دوست من! سرزمین ما خشک نیست
هر زمینی روز تولدی دارد
و هر طلوع قراری با یک انقلابی…
— «به من نگو» از محمود درویش، برگردانِ محبوبه افشاری
هر زمینی روز تولدی دارد
و هر طلوع قراری با یک انقلابی…
— «به من نگو» از محمود درویش، برگردانِ محبوبه افشاری
Forwarded from +۱۵۰۰تصویر
ما جز همدیگه هیچی نداریم و جون و زندگیمون تنها سرمایهمونه برای ساختن ایران تو فردای آزادی. خواهش میکنیم مراقب خودتون باشید.
#آبان
#مهسا_امینی
@t1500tasvir
#آبان
#مهسا_امینی
@t1500tasvir
Forwarded from pathétique
برای دانشجوها باز تکرار کنم:
تعهد نمیدین.
چیزی رو امضا نمیکنین.
زنگ بزنن نمیرین دفتر.
براتون وقت مشاوره یا روانپزشک از دانشگاه گرفتن هم نمیرید.
تعهد نمیدین.
چیزی رو امضا نمیکنین.
زنگ بزنن نمیرین دفتر.
براتون وقت مشاوره یا روانپزشک از دانشگاه گرفتن هم نمیرید.
Forwarded from 🕊 𓄂تاکسیکفا𓆃
اینو میخواستم نذارم و احترام بذارم به عقاید ولی فاک ایت
در تاریخ بنویسید:
ما را بی رحمانه سلاخی می کردند، آنان که،
خدایشان رحمان،
پیامبرشان مهربان،
و امامشان مظلوم بود
@ToxicFa
در تاریخ بنویسید:
ما را بی رحمانه سلاخی می کردند، آنان که،
خدایشان رحمان،
پیامبرشان مهربان،
و امامشان مظلوم بود
@ToxicFa
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh Shahrivari)
میزان اضطراب و خشمی که روزانه دارم با خودم حمل میکنم به قدری هستش که از انتهای روز نه، وسط روز از کارافتاده میشم. وسط یه مباحثهی دوستانه یکباره سکوت میکنم، از کشیدن سیگار خسته میشم و میگم اه! دیگه نمیکشم ولی باز هم ادامه میدم و اه. اگر مجبور بشم حرفی رو دوبار تکرار کنم، داستان میشه برای طرف مقابلم. اگر کسی حرفی رو چندبار تکرار کنه، برای کلهم داستان میشه. قلبم رو جسمم سنگینی میکنه. خودم به خودم التماس میکنم کمی آروم شم ولی خودم گوشم بدهکار نیست انگار.
حتی دیگه تو خواب هم آروم نیستم. جدی اوضاع هیچ خوب نیست مرد.
حتی دیگه تو خواب هم آروم نیستم. جدی اوضاع هیچ خوب نیست مرد.
"Dearest, very dearest! Take care of yourself, do you hear me, take care of yourself!"
Forwarded from زخمآروز
نظم این دنیای لعنتی طوری ست که انرژی زیادی بابت رویدادهای ناعادلانه صرف میکنیم. تو این را خوب میدانی. اما هیچ نظم آهنینی پایدار نیست. به قول آن پیرمرد، هر آنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود.چیزهای بدیهی هم هست که دربارهشان نگفته.اما حرف زدن درباره بدیهیات هم ضرورت دارد. آنچه در قلب آدمها میروید، به آنها شوق میدهد و زخمیشان میکند،هرگز دود نمیشود و به هوا نمیرود؛ رنج، شوق، محبت، نوعدوستی و رویاهای انسان، حتی اگر با آدمها زیر خاک بروند، باز دود نمیشوند و به هوا نمیروند. همهی زندانهای جهان روزی به یک مشت موزه تبدیل خواهند شد، بلندترین دیوارها فرو میریزند، سلاخخانهها و کارخانهها به زبالهدان بدل خواهند شد. اما آنچه انسان را پیش میراند، به زندگی انسان روح میدهد و به او انسجام میبخشد، چیزی نیست جز «عشق».
به همین خاطر است وقتی صورتم را به تو نزدیک میکنم و بوی نفست را میشنوم، میگویم «صبور و امیدوار باش». تابلویی که برایت میآورم نقشه راه من است. پشت آن اسم رمز را هم مینویسم…
***
دستخطی از دریابند پشت یک تابلوی چوبی و تکهای از یک نامه بلند
@Zakhmarooz
به همین خاطر است وقتی صورتم را به تو نزدیک میکنم و بوی نفست را میشنوم، میگویم «صبور و امیدوار باش». تابلویی که برایت میآورم نقشه راه من است. پشت آن اسم رمز را هم مینویسم…
***
دستخطی از دریابند پشت یک تابلوی چوبی و تکهای از یک نامه بلند
@Zakhmarooz
Forwarded from +۱۵۰۰تصویر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای #ماهان_صدرات است که دیشب با دوستدخترش سوگند، از زندان تماس گرفته و میگوید: «اتفاقی نمیفته نگران نباش دو هفته تحمل کن میام بیرون.» و حالا امروز در یک قدمی اعدام است. سوگند میگوید: «خواهش میکنم صدای ماهان باشید. اجازه ندید زندگی یک انسان بیگناه دیگه رو ازمون بگیرن.»
Forwarded from B is talking :> (zahra)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبحها دو ساعت زودتر از خواب بیدار میشم تا از نظر روانی خودم رو برای دانشگاه آماده کنم. و شبانهروز خودم رو کنترل میکنم که درخواست انصراف ثبت نکنم.
Forwarded from pathétique
هیچکدوم از کار ها «بی ارزش» نیست. ایمیل ها و نامه ها و توییت ها. اینا بی ارزش نیست عزیزای دل من، حتی اگه به موقع دیده نشه، حتی اگه سیاستمدارای اونور گوش ها و چشم هاشونو ببندن. کار ما درسته. کار ما مهمه.
اگه از هرکدوممون بیشتر برمیاد انجام میدیم. اگه میتونید در خیابون و دست تو دست هم باشین، اگه میتونید خرابکاری، سر کار یا تو خیابون، انجام بدین. ولی از کارهای «کوچیک» ناامید نشین. ناامید نشید که ما با امید فعالانه زندهایم.
اگه از هرکدوممون بیشتر برمیاد انجام میدیم. اگه میتونید در خیابون و دست تو دست هم باشین، اگه میتونید خرابکاری، سر کار یا تو خیابون، انجام بدین. ولی از کارهای «کوچیک» ناامید نشین. ناامید نشید که ما با امید فعالانه زندهایم.