⭕️والدین سختگیرتر کودکان دروغگوتری دارند
🔸نتایج یک تحقیق در کانادا نشان داده است که سختگیری والدین بر دروغگویی کودکان تاثیر مستقیم دارد.
🔸این خصیصه به طور ویژه در کودکانی مشاهده شد که والدینشان به خاطر هر کار اشتباهی آنان را تنبیه میکردند.
🔸این کودکان در نتیجه رفتار والدین یاد میگیرند چگونه دروغ بگویند تا از شیطنتهایشان مشمول اقدامات تنبیهی نشود.
🔸هر چقدر والدین سختگیری بیشتری بر فرزندان اعمال کنند، قوه دروغگویی فرزندان رشد میکند تا بتوانند از خود در برابر تنبیههای احتمالی محافظت کنند./ایسنا
@titre1iran
🆔 @commac
🔸نتایج یک تحقیق در کانادا نشان داده است که سختگیری والدین بر دروغگویی کودکان تاثیر مستقیم دارد.
🔸این خصیصه به طور ویژه در کودکانی مشاهده شد که والدینشان به خاطر هر کار اشتباهی آنان را تنبیه میکردند.
🔸این کودکان در نتیجه رفتار والدین یاد میگیرند چگونه دروغ بگویند تا از شیطنتهایشان مشمول اقدامات تنبیهی نشود.
🔸هر چقدر والدین سختگیری بیشتری بر فرزندان اعمال کنند، قوه دروغگویی فرزندان رشد میکند تا بتوانند از خود در برابر تنبیههای احتمالی محافظت کنند./ایسنا
@titre1iran
🆔 @commac
◀️آیا پایان دانشگاه نزدیک است؟
✍🏻ای مایکل نول
✏️همگی از سرعت فوق العاده پیشرفت فناوری رایانه در چهل سال گذشته آگاهیم و از این رو تمایل داریم ادعاهایی مبنی بروقوع تغییر انقلابی مشابه در نهادهای آموزشی را باور کنیم. اما رویکردی عاقلانه درباره پیش بینی آینده آن است که به چهل سال گذشته رجوع کنیم و ببینیم که در سال های میانی چه اتفاقی افتاده است. این رویکرد تاریخی می تواند به برآورد واقع گرایانه از آینده کمک کند. وقتی ما این کار را در مورد دانشگاه ها انجام می دهیم، می بینیم که تغییر بسیار اندکی صورت گرفته است. به رغم اینکه رایانه ها و وب به میزان زیادی توسط دانشجویان به منظور تحقیق و ثبت نام کلاس ها و دوره ها استفاده می شود اما کلاس درس همچنان تکنیک غالب در تدریس است.
✏️کارشناسانی که پایان دانشگاه را پیش بینی می کنند مدعی هستند اینترنت که به وسیله آن دانشجویان در سراسر دنیا تمامی واحدهای خود را در محیط وب مطالعه و اخذ می کنند، دانشگاه ها را منسوخ می سازند. بنا به اظهارات این دسته کارشناسان «وب سازی» آموزش دانشگاهی با مجازی نمودن کل آموزش به معنای پایان دانشگاههای فیزیکی - در مقابل مجازی- خواهد بود. کارشناسان دیگر پیش بینی می کنند که شرکت های تولیدکننده به مقیاس گسترده ای به تهیه، بسته بندی و فروش مواد آموزشی بر روی اینترنت خواهند پرداخت که دانشگاه های متعارف دیگر توان رقابت یا بقاء نخواهند داشت. شرکتی کردن آموزش در چنین مقیاس گسترده ای منجر به مرگ نهادهای آموزشی متعارف خواهد شد.
✏️وقتی به این فکر می کنیم که دانشگاه های آینده چه شکلی خواهند داشت، مهم است که از پیش بینی های شومی که ذکر آن رفت آگاه باشیم. سن من آنقدر هست که پیش بینی هایی که میگفت وجود رایانه ها به حذف کاغذ از ادارات منجر خواهد شد را به یاد بیاورم. در عوض، رایانه ها تهیه بسیاری از پیش نویس ها که معمولا تمامی آنها توسط پرینترهای لیزری پرسرعت روی کاغذ چاپ می شوند را بسیار ساده تر کردند. همچنین پیش بینی هایی را به خاطر می آورم مبنی براین که کتابخانه های دیجیتالی پدید خواهند آمد که در آن تمامی اطلاعات به صورت دیجیتال ذخیره شده و نیازی به کتاب های کاغذی نخواهد بود. این پیش بینی ها تا آنجا پیش رفت که شامل حال مرگ قریب الوقوع کلیه کتاب ها را در بر می گرفت. با وجود این فروش کتاب هر سال افزایش می یابد و به ندرت کسی ترجیح می دهد کتابی را از روی صفحه رایانه بخواند. پیش بینی می شد روزنامه های الکترونیکی منجر به نابودی روزنامه های معمولی شوند. این پیش بینی هم بسیار افراطی بود.
✏️به نظر می رسد این نوع هشدارهای افراطی نمایش تبلیغاتی به منظور جلب توجه رسانه ها باشد. گمانه زنی های عجیب و غریب درباه پایان قریب الوقوع مؤسسات سنتی معمولا در جلب توجهی بیش از آنچه که سزاوار آن باشند موفق بوده اند. رسانه ها ندرتا به خاطر می آورند که سال قبل چه چیزی را پیش بینی کرده اند و از این رو وقتی پیش گویی غلط از کار درمی آید، هیچ تبلیغ منفی به منظور خدشه دار نمودن وجهه پیش گوهای بی پروا انجام نمی گیرد...
◀️ای مایکل نول. از کتاب: دانشگاه مجازی؛
رسانه های جدید و نهادهای یادگیری و آموزش عالی؛ ویراستاران: ويليام اچ داتون و برایان دی لودر، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
@newsroom1
🆔 @commac
✍🏻ای مایکل نول
✏️همگی از سرعت فوق العاده پیشرفت فناوری رایانه در چهل سال گذشته آگاهیم و از این رو تمایل داریم ادعاهایی مبنی بروقوع تغییر انقلابی مشابه در نهادهای آموزشی را باور کنیم. اما رویکردی عاقلانه درباره پیش بینی آینده آن است که به چهل سال گذشته رجوع کنیم و ببینیم که در سال های میانی چه اتفاقی افتاده است. این رویکرد تاریخی می تواند به برآورد واقع گرایانه از آینده کمک کند. وقتی ما این کار را در مورد دانشگاه ها انجام می دهیم، می بینیم که تغییر بسیار اندکی صورت گرفته است. به رغم اینکه رایانه ها و وب به میزان زیادی توسط دانشجویان به منظور تحقیق و ثبت نام کلاس ها و دوره ها استفاده می شود اما کلاس درس همچنان تکنیک غالب در تدریس است.
✏️کارشناسانی که پایان دانشگاه را پیش بینی می کنند مدعی هستند اینترنت که به وسیله آن دانشجویان در سراسر دنیا تمامی واحدهای خود را در محیط وب مطالعه و اخذ می کنند، دانشگاه ها را منسوخ می سازند. بنا به اظهارات این دسته کارشناسان «وب سازی» آموزش دانشگاهی با مجازی نمودن کل آموزش به معنای پایان دانشگاههای فیزیکی - در مقابل مجازی- خواهد بود. کارشناسان دیگر پیش بینی می کنند که شرکت های تولیدکننده به مقیاس گسترده ای به تهیه، بسته بندی و فروش مواد آموزشی بر روی اینترنت خواهند پرداخت که دانشگاه های متعارف دیگر توان رقابت یا بقاء نخواهند داشت. شرکتی کردن آموزش در چنین مقیاس گسترده ای منجر به مرگ نهادهای آموزشی متعارف خواهد شد.
✏️وقتی به این فکر می کنیم که دانشگاه های آینده چه شکلی خواهند داشت، مهم است که از پیش بینی های شومی که ذکر آن رفت آگاه باشیم. سن من آنقدر هست که پیش بینی هایی که میگفت وجود رایانه ها به حذف کاغذ از ادارات منجر خواهد شد را به یاد بیاورم. در عوض، رایانه ها تهیه بسیاری از پیش نویس ها که معمولا تمامی آنها توسط پرینترهای لیزری پرسرعت روی کاغذ چاپ می شوند را بسیار ساده تر کردند. همچنین پیش بینی هایی را به خاطر می آورم مبنی براین که کتابخانه های دیجیتالی پدید خواهند آمد که در آن تمامی اطلاعات به صورت دیجیتال ذخیره شده و نیازی به کتاب های کاغذی نخواهد بود. این پیش بینی ها تا آنجا پیش رفت که شامل حال مرگ قریب الوقوع کلیه کتاب ها را در بر می گرفت. با وجود این فروش کتاب هر سال افزایش می یابد و به ندرت کسی ترجیح می دهد کتابی را از روی صفحه رایانه بخواند. پیش بینی می شد روزنامه های الکترونیکی منجر به نابودی روزنامه های معمولی شوند. این پیش بینی هم بسیار افراطی بود.
✏️به نظر می رسد این نوع هشدارهای افراطی نمایش تبلیغاتی به منظور جلب توجه رسانه ها باشد. گمانه زنی های عجیب و غریب درباه پایان قریب الوقوع مؤسسات سنتی معمولا در جلب توجهی بیش از آنچه که سزاوار آن باشند موفق بوده اند. رسانه ها ندرتا به خاطر می آورند که سال قبل چه چیزی را پیش بینی کرده اند و از این رو وقتی پیش گویی غلط از کار درمی آید، هیچ تبلیغ منفی به منظور خدشه دار نمودن وجهه پیش گوهای بی پروا انجام نمی گیرد...
◀️ای مایکل نول. از کتاب: دانشگاه مجازی؛
رسانه های جدید و نهادهای یادگیری و آموزش عالی؛ ویراستاران: ويليام اچ داتون و برایان دی لودر، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
@newsroom1
🆔 @commac
✅ پیشاهنگان روزنامهنگاری؛ما متهمیم
❇️ درباره بیتوجهی نسل امروز روزنامهنگاری به نسل دیروز روزنامهنگاری
پژمان موسوی
بزرگداشت کهنهکارها یک تلنگر است؛ تلنگری به ما که میراثدارِ یک راه هستیم. تلنگری که به ما یادآوری میکند راه پیشرویمان مسیر پر از سنگلاخی بوده که پیشینیان ما آن را با سختی پیمودهاند تا نسل بعد را در مسیری هموارتر از قبل قرار دهند.حالا هم که ما در آن مسیر قرار گرفتهایم،با ناسپاسی بسیار،تمامِ آن تلاشها را نادیده گرفتهایم و همه چیز را به نام خود کردهایم.انگار ما بودهایم که از ازل روزنامهنگار بودهایم و روی شانههای کسی بالا نیامدهایم.خیلی غمانگیز است.خودم را جای پیشکسوتانِ روزنامهنگاری ایران میگذارم که چطور از این همه بیتوجهی باید حیرت کنند.بالاخره سنت روزنامهنگاری ایران ریشه در تاریخی دارد که خیلی از تاریخسازانش هنوز هم زندهاند و آماده برای انتقال تجربیاتی گرانسنگ به نسل جدید روزنامهنگاری ایران.درست است که زمانه عوض شده و دنیا دنیای دیگری شده است اما گزارش که همان گزارش است،مصاحبه که همان مصاحبه است،یادداشت نویسی که اصول بنیادینش تغییر نکرده است،انتخاب سوژه که هنوز دغدغه تمام روزنامهنگاران ایران است،سرمقاله نویسی که فراموش نشده است،انتخاب طرح و کاریکاتور مناسب که فراموش نشده است،پس چرا ما این همه ناسپاسیم؟چرا این همه فراموشکاریم؟چرا سراغی از این بزرگان و پیشکسوتان نمیگیریم و در محضرشان درس یاد نمیگیریم؟مهمتر از همه اینها چرا این بزرگان هیچ کدام راهی به تحریریههای ما ندارند؟چرا تحریریههای ما «بزرگ» ندارد؟باور کنیم که آنها با سالها تجربه و کارِ عملیِ روزنامهنگاری،هم مسائل را خوب میبینند و تجزیه و تحلیل میکنند و هم هنوز خیلیهایشان خوب مینویسند.اگر هم خیلیهایشان دیگر نمیتوانند خوب بنویسند،این گناه ماست که در طولِ تمامِ این سالها آنها را بازی ندادهایم و عملا تریبونها را از آنها گرفتهایم.بیایید کلاهمان را قاضی کنیم،کدام روزنامهنگار پیشکسوت جز عدهای محدود که آنها هم در جای مناسبِ خود نبودهاند،کنار ما در تحریریه بودهاند؟اگر امکان سردبیری آنها نبود که بود،اینان نمیتوانستند مشاور تحریریه باشند؟مشاور سردبیر چه؟نمیشد؟قبول کنیم کم گذاشتیم،ندیدیمشان،فراموششان کردیم،آنها را به کنج خانههایشان فرستادیم یا مجبورشان کردیم سراغِ مجلات داخلی و تخصصی بروند و از دنیای پرخبر روزنامهها که جای آنها بود دور شوند.
پنجشنبه شب که در شب محمد بلوری یکی از همین روزنامهنگاران پیشکسوت،اشک را در چشمانِ بلوری دیدم،به خودم لعنت فرستادم که چرا ما با این نسل اینگونه کردیم.خاطرات و تجربیاتی که همنسلانش از عشق او به روزنامهنگاری میگفتند،حیرت انگیز بود.باز جای شکرش باقی است که بلوری در این سالها یک گوشهای از تحریریه را در اختیارش گذاشته بودند و چون بقیه به کلی فراموش نشده بود،اما بقیه چه؟آنها چرا باید در کنج عزلت باشند؟نگوییم آنها با تکنولوژیهای جدید همراه نیستند،باور کنیم هستند،اگر هم نباشند با یک آموزش ساده میشوند.مهم عشقی است که در وجودشان به روزنامهنگاری دارند و برای رسیدن به معبودشان دست به هر کاری میزنند؛مهم این است که احترام ببینند و در جای مناسب باشند.آنها دیروزِ ما هستند و ما فردایِ آنهاییم.به دیروزها و فرداهایمان احترام بگذاریم...
نمیدانم هنوز فرصت هست یا نه اما فکر میکنم هنوز هم میتوان اینان را در کار مشارکت داد،آنها را به بازی گرفت و اجازه خانهنشینی مجدد به آنها نداد.مهم این است که هر کدام از ما بخواهیم،با سردبیران،دبیران و مدیران مسئولمان صحبت کنیم و آنها را در جمع خود بپذیریم.نتیجه بیشک حیرت انگیز خواهد بود،مطمئن باشیم.
منبع:روزنامه شرق|۲۵ آذر ۹۸
🆔 @commac
❇️ درباره بیتوجهی نسل امروز روزنامهنگاری به نسل دیروز روزنامهنگاری
پژمان موسوی
بزرگداشت کهنهکارها یک تلنگر است؛ تلنگری به ما که میراثدارِ یک راه هستیم. تلنگری که به ما یادآوری میکند راه پیشرویمان مسیر پر از سنگلاخی بوده که پیشینیان ما آن را با سختی پیمودهاند تا نسل بعد را در مسیری هموارتر از قبل قرار دهند.حالا هم که ما در آن مسیر قرار گرفتهایم،با ناسپاسی بسیار،تمامِ آن تلاشها را نادیده گرفتهایم و همه چیز را به نام خود کردهایم.انگار ما بودهایم که از ازل روزنامهنگار بودهایم و روی شانههای کسی بالا نیامدهایم.خیلی غمانگیز است.خودم را جای پیشکسوتانِ روزنامهنگاری ایران میگذارم که چطور از این همه بیتوجهی باید حیرت کنند.بالاخره سنت روزنامهنگاری ایران ریشه در تاریخی دارد که خیلی از تاریخسازانش هنوز هم زندهاند و آماده برای انتقال تجربیاتی گرانسنگ به نسل جدید روزنامهنگاری ایران.درست است که زمانه عوض شده و دنیا دنیای دیگری شده است اما گزارش که همان گزارش است،مصاحبه که همان مصاحبه است،یادداشت نویسی که اصول بنیادینش تغییر نکرده است،انتخاب سوژه که هنوز دغدغه تمام روزنامهنگاران ایران است،سرمقاله نویسی که فراموش نشده است،انتخاب طرح و کاریکاتور مناسب که فراموش نشده است،پس چرا ما این همه ناسپاسیم؟چرا این همه فراموشکاریم؟چرا سراغی از این بزرگان و پیشکسوتان نمیگیریم و در محضرشان درس یاد نمیگیریم؟مهمتر از همه اینها چرا این بزرگان هیچ کدام راهی به تحریریههای ما ندارند؟چرا تحریریههای ما «بزرگ» ندارد؟باور کنیم که آنها با سالها تجربه و کارِ عملیِ روزنامهنگاری،هم مسائل را خوب میبینند و تجزیه و تحلیل میکنند و هم هنوز خیلیهایشان خوب مینویسند.اگر هم خیلیهایشان دیگر نمیتوانند خوب بنویسند،این گناه ماست که در طولِ تمامِ این سالها آنها را بازی ندادهایم و عملا تریبونها را از آنها گرفتهایم.بیایید کلاهمان را قاضی کنیم،کدام روزنامهنگار پیشکسوت جز عدهای محدود که آنها هم در جای مناسبِ خود نبودهاند،کنار ما در تحریریه بودهاند؟اگر امکان سردبیری آنها نبود که بود،اینان نمیتوانستند مشاور تحریریه باشند؟مشاور سردبیر چه؟نمیشد؟قبول کنیم کم گذاشتیم،ندیدیمشان،فراموششان کردیم،آنها را به کنج خانههایشان فرستادیم یا مجبورشان کردیم سراغِ مجلات داخلی و تخصصی بروند و از دنیای پرخبر روزنامهها که جای آنها بود دور شوند.
پنجشنبه شب که در شب محمد بلوری یکی از همین روزنامهنگاران پیشکسوت،اشک را در چشمانِ بلوری دیدم،به خودم لعنت فرستادم که چرا ما با این نسل اینگونه کردیم.خاطرات و تجربیاتی که همنسلانش از عشق او به روزنامهنگاری میگفتند،حیرت انگیز بود.باز جای شکرش باقی است که بلوری در این سالها یک گوشهای از تحریریه را در اختیارش گذاشته بودند و چون بقیه به کلی فراموش نشده بود،اما بقیه چه؟آنها چرا باید در کنج عزلت باشند؟نگوییم آنها با تکنولوژیهای جدید همراه نیستند،باور کنیم هستند،اگر هم نباشند با یک آموزش ساده میشوند.مهم عشقی است که در وجودشان به روزنامهنگاری دارند و برای رسیدن به معبودشان دست به هر کاری میزنند؛مهم این است که احترام ببینند و در جای مناسب باشند.آنها دیروزِ ما هستند و ما فردایِ آنهاییم.به دیروزها و فرداهایمان احترام بگذاریم...
نمیدانم هنوز فرصت هست یا نه اما فکر میکنم هنوز هم میتوان اینان را در کار مشارکت داد،آنها را به بازی گرفت و اجازه خانهنشینی مجدد به آنها نداد.مهم این است که هر کدام از ما بخواهیم،با سردبیران،دبیران و مدیران مسئولمان صحبت کنیم و آنها را در جمع خود بپذیریم.نتیجه بیشک حیرت انگیز خواهد بود،مطمئن باشیم.
منبع:روزنامه شرق|۲۵ آذر ۹۸
🆔 @commac
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آيا با ايجاد شبکه ملي اطلاعات اينترنت خارج از کشور قطع و يا محدود مي شود
#گفتگوي ويژه
@titre1iran
✅ @commac
#گفتگوي ويژه
@titre1iran
✅ @commac
🔺حمله سایبری به سامانههای دولت الکترونیک دفع شد
🔹وزیر ارتباطات در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت: یک حمله سازمان یافته سایبری به سامانههای دولت الکترونیکی ایران، توسط سپر امنیتی دژفا شناسایی و دفع شد
🔹این حمله که در قالب حمله شناخته شده و پیچیده APT۲۷ دسته بندی میشود، برای جاسوسی از اطلاعات طراحی و استفاده شده است
🔹سرورهای تجمیع و جمع آوری اطلاعات جاسوسی شده و قربانیان آن، شناسایی و تحت کنترل درآمدهاند. عاملان حمله نیز ردیابی شدهاند
@titre1iran
✅ @commac
🔹وزیر ارتباطات در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت: یک حمله سازمان یافته سایبری به سامانههای دولت الکترونیکی ایران، توسط سپر امنیتی دژفا شناسایی و دفع شد
🔹این حمله که در قالب حمله شناخته شده و پیچیده APT۲۷ دسته بندی میشود، برای جاسوسی از اطلاعات طراحی و استفاده شده است
🔹سرورهای تجمیع و جمع آوری اطلاعات جاسوسی شده و قربانیان آن، شناسایی و تحت کنترل درآمدهاند. عاملان حمله نیز ردیابی شدهاند
@titre1iran
✅ @commac
جهرمي در آیین پایانی جشنواره کودک آنلاین؛
اینترنت ملی، دروغی بزرگ است
وزیر ارتباطات: اینترنت ملی دروغی بزرگ است و شبکه ملی اطلاعات با اینترنت ملی تفاوت دارد و چیزی جای اینترنت را نمیگیرد.
محمد جواد آذری جهرمی در آیین پایانی جشنواره کودک آنلاین افزود: همیشه این دغدغه در ذهن والدین بوده است که چگونه محتواها و تولیدات فرهنگی را کودکانشان استفاده کنند.
وی گفت: در کشورهای دیگر وقتی روی یک اسباب بازی مثبت ۱۲ نوشته میشود آن را برای بچه ۶ ساله نمیخرند، اما این فرهنگ در کشور ما شکل جا نیفتاده است.
وزیر ارتباطات گفت: اگر کسی بچهای در خانه داشته باشد و بخواهد تلویزیون نگاه کند شبکه پویا را در اختیار او میگذارند چرا که به محتوای آن اعتماد دارند، اما اگر کودکی بخواهد در فضای مجازی برود چه باید بکند؟
وزیر ارتباطات گفت: عصر تلویزیون به معنای عام بخواهیم یا نخواهیم رو به افول و عصر فضای مجازی رو به رشد است.
وی اینترنت را به معنای اکسیژن جامعه دانست و گفت: قطع کردن اینترنت به معنای قطع کردن اکسیژن است و در بیان این واقعیتها نباید لکنت زبان داشت، اما در موضوع قطع اینترنت شاید شاهد تصمیمهای موقتی باشیم که اینها پیش میآید.
وی گفت: اینترنت ملی دروغی بزرگ است و آنقدر آن را جا انداختند که برای حل کردن آن، زمان نیاز است و شبکه ملی اطلاعات از اینترنت ملی متفاوت است و هیچ چیز جای اینترنت را نمیگیرد.
@newsroom1
🆔 @commac
اینترنت ملی، دروغی بزرگ است
وزیر ارتباطات: اینترنت ملی دروغی بزرگ است و شبکه ملی اطلاعات با اینترنت ملی تفاوت دارد و چیزی جای اینترنت را نمیگیرد.
محمد جواد آذری جهرمی در آیین پایانی جشنواره کودک آنلاین افزود: همیشه این دغدغه در ذهن والدین بوده است که چگونه محتواها و تولیدات فرهنگی را کودکانشان استفاده کنند.
وی گفت: در کشورهای دیگر وقتی روی یک اسباب بازی مثبت ۱۲ نوشته میشود آن را برای بچه ۶ ساله نمیخرند، اما این فرهنگ در کشور ما شکل جا نیفتاده است.
وزیر ارتباطات گفت: اگر کسی بچهای در خانه داشته باشد و بخواهد تلویزیون نگاه کند شبکه پویا را در اختیار او میگذارند چرا که به محتوای آن اعتماد دارند، اما اگر کودکی بخواهد در فضای مجازی برود چه باید بکند؟
وزیر ارتباطات گفت: عصر تلویزیون به معنای عام بخواهیم یا نخواهیم رو به افول و عصر فضای مجازی رو به رشد است.
وی اینترنت را به معنای اکسیژن جامعه دانست و گفت: قطع کردن اینترنت به معنای قطع کردن اکسیژن است و در بیان این واقعیتها نباید لکنت زبان داشت، اما در موضوع قطع اینترنت شاید شاهد تصمیمهای موقتی باشیم که اینها پیش میآید.
وی گفت: اینترنت ملی دروغی بزرگ است و آنقدر آن را جا انداختند که برای حل کردن آن، زمان نیاز است و شبکه ملی اطلاعات از اینترنت ملی متفاوت است و هیچ چیز جای اینترنت را نمیگیرد.
@newsroom1
🆔 @commac
✅ وظیفه اصلی رسانه ها و مطبوعات در هر کشور
🔹مطبوعات و رسانههای جمعی در کشورهای دموکراتیک به جای اینکه دو چیز را القا کنند، یکی خوشایندهای مردم را القا کنند و یکی هم اطلاعات به مردم بدهند باید علم مردم را و قدرت تفکر را به مردم اضافه کنند. اگر تمام رسانههای یک جامعهٔ دموکراتیک در فکر این باشند که خوشایندها یا اطلاعات مردم را بیفزایند و نه قدرت تفکر و علمشان را ، در این صورت رسانهها خدمتی نکردند.
🔹ما متأسفانه یک همچین رسانههایی را کم یا بیش نداریم. جوامع دموکراتیک ما وقتی که خیلی هم حالت آموزشی به رسانه-های جمعی خود بدهند، اطلاعاتی همانند در فلان جاده اتوبوسی به اتوبوسی دیگر برخورد کرده، را می دهند. خب، «گویند که در سقسین شخصی دو کمان دارد/ زان هر دو یکی گم شد ما را چه زیان دارد» من چه سودی میبرم که به من خبر دهند فلان قطار چه شد؟ به جای افزودن information (به تعبیر هایدگر )،ما افزودن علم و قدرت تفکر به شهروندان را نیاز داریم. نه افزودن خوشایند و اطلاعات و امور جزئی به مردم.
🔹 هر شهروند در یک جامعهٔ دموکراتیک باید با خود بگوید چون من در جامعه، زندگی میکنم و زندگی در یک جامعهٔ دموکراتیک یعنی باید رأی بدهم و رأی من در سرنوشت کشورم دخالت دارد با این حال باید این رأی با قدرت تفکر و علم بیشتری انتخاب شود.
🔅سخنرانی مبانی فرهنگی دموکراسی
✅@jamemodern
🆔 @commac
🔹مطبوعات و رسانههای جمعی در کشورهای دموکراتیک به جای اینکه دو چیز را القا کنند، یکی خوشایندهای مردم را القا کنند و یکی هم اطلاعات به مردم بدهند باید علم مردم را و قدرت تفکر را به مردم اضافه کنند. اگر تمام رسانههای یک جامعهٔ دموکراتیک در فکر این باشند که خوشایندها یا اطلاعات مردم را بیفزایند و نه قدرت تفکر و علمشان را ، در این صورت رسانهها خدمتی نکردند.
🔹ما متأسفانه یک همچین رسانههایی را کم یا بیش نداریم. جوامع دموکراتیک ما وقتی که خیلی هم حالت آموزشی به رسانه-های جمعی خود بدهند، اطلاعاتی همانند در فلان جاده اتوبوسی به اتوبوسی دیگر برخورد کرده، را می دهند. خب، «گویند که در سقسین شخصی دو کمان دارد/ زان هر دو یکی گم شد ما را چه زیان دارد» من چه سودی میبرم که به من خبر دهند فلان قطار چه شد؟ به جای افزودن information (به تعبیر هایدگر )،ما افزودن علم و قدرت تفکر به شهروندان را نیاز داریم. نه افزودن خوشایند و اطلاعات و امور جزئی به مردم.
🔹 هر شهروند در یک جامعهٔ دموکراتیک باید با خود بگوید چون من در جامعه، زندگی میکنم و زندگی در یک جامعهٔ دموکراتیک یعنی باید رأی بدهم و رأی من در سرنوشت کشورم دخالت دارد با این حال باید این رأی با قدرت تفکر و علم بیشتری انتخاب شود.
🔅سخنرانی مبانی فرهنگی دموکراسی
✅@jamemodern
🆔 @commac
گزیده ای از کتاب
«درباب حکمت زندگی»
نویسنده:
آرتور شوپنهاور
او سرنوشت بشر را درسه فصل به نامهای؛
-آنچه هستیم
-آنچه داریم
-آنچه مینماییم شرح میدهد
و کمکم به ما میرساند که سعادتی که برای خودمان تعریف کردهایم اشتباه است.
از دید او کل سعادت در بخش اول، یعنی همانچه هستیم خلاصه میشود.
ذات و منیت ما در ذهنیتمان رخنه کرده و باقی هرچه هست عوامل بیرونیست که تاثیرشان روی ما به واکنش ذهنیمان بستگی دارد.
چون جهان را همانطور میبینیم که میخواهیم.
پس چه شرایط بیرونی بد باشد چه خوب، ریشه تمام خوشی و ناخوشی یا سعادت و بدبختی ما به ذهنیتمان برمیگردد.
برای همین کسی که از درون به قدر کافی پُر باشد، هیچ انتظاری از بیرون ندارد!
در کتاب میخوانیم:
آنچه انسان در خود دارد، برای خرسندیاش کافی است.
چه در شرایط خوب چه در مصائب زندگی، مهم این نیست که با چه چیز روبرو میشویم، یا بر ما چه میگذرد، بلکه چگونه رویدادها را احساس میکنیم.
کتاب ارزش چندبار خواندن را دارد.
@newsroom1
🆔 @commac
«درباب حکمت زندگی»
نویسنده:
آرتور شوپنهاور
او سرنوشت بشر را درسه فصل به نامهای؛
-آنچه هستیم
-آنچه داریم
-آنچه مینماییم شرح میدهد
و کمکم به ما میرساند که سعادتی که برای خودمان تعریف کردهایم اشتباه است.
از دید او کل سعادت در بخش اول، یعنی همانچه هستیم خلاصه میشود.
ذات و منیت ما در ذهنیتمان رخنه کرده و باقی هرچه هست عوامل بیرونیست که تاثیرشان روی ما به واکنش ذهنیمان بستگی دارد.
چون جهان را همانطور میبینیم که میخواهیم.
پس چه شرایط بیرونی بد باشد چه خوب، ریشه تمام خوشی و ناخوشی یا سعادت و بدبختی ما به ذهنیتمان برمیگردد.
برای همین کسی که از درون به قدر کافی پُر باشد، هیچ انتظاری از بیرون ندارد!
در کتاب میخوانیم:
آنچه انسان در خود دارد، برای خرسندیاش کافی است.
چه در شرایط خوب چه در مصائب زندگی، مهم این نیست که با چه چیز روبرو میشویم، یا بر ما چه میگذرد، بلکه چگونه رویدادها را احساس میکنیم.
کتاب ارزش چندبار خواندن را دارد.
@newsroom1
🆔 @commac
🔳⭕️آسیب شناسی دانشگاهها
علی سرزعیم_تحلیلگر اقتصاد
⏰زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ اگر دیدید در دانشکدهها، سمینارهای تخصصی هر چند ماه یک بار برگزار میشود ولی انجمنهای اسلامی هر یکی دو هفته از یک شخصیت دعوت میکنند تا در مورد یک موضوع صحبت کنند باید دانست یک جای کار میلنگد. وقتی عرصه نقد و نقادی در امور تخصصی در دانشکدهها تعطیل است ولی بازار روشنفکری داغ، میتوان حدس زد که دانشگاه نقش درست خود را ایفا نمیکند.
⭕️ نقش درست یک استاد دانشگاه چیست؟ اکثر افراد تصور میکنند که وظیفه اصلی یک استاد دانشگاه تدریس است ولی در کشورهای پیشرفته تدریس واجب برای یک استاد معمولا اندک است (یک یا دو درس در ترم) و مابقی وقت خود را به پژوهش اختصاص میدهد. دانشکدههای تخصصی محل ارزیابی و نقد ادعاهایی است که در جامعه مطرح میشود نه فقط تدریس، نمره دادن و حضور و غیاب. اینکه یک شخص در جمع انبوه دانشجویان در رشتههای مختلف ادعاهای گوناگونی را یک سویه مطرح کند بیشتر به منبر مساجد شبیه است نه دانشگاههای مدرن. فراموش نشود که منبر مساجد نیز محل طرح موضوعات اخلاقی و دینی است که روی آن اتفاق نظر هست وگرنه موضوعات چالشی فقهی در حوزهها همراه با بحث و جدل مطرح میشود.
⭕️ امروزه در دانشکدههای کشورهای پیشرفته اگر سمیناری هست و لیست سخنرانان ارائه میشود بلافاصله لیست پنل یا گروهی که قرار است حرفهای او را نیز نقد کنند ارائه میگردد. ناقدها قبلا نوشتههای سخنران را خواندهاند و به همین دلیل ناقدها از جاهای مختلف دعوت میشوند و الزامی نیست که فقط از درون دانشکده یا دانشگاهی باشند که قرار است در آن سمینار برگزار شود.
⭕️ سمینارهای بدون ناقد و سخنرانیهای یک سویه بیشتر منبر مسجد هستند نه سمینارهای علمی دانشگاههای مدرن و نه حتی حوزههای علمیه سنتی. در چنین آشوبناکی زمینهای البته عجیب نیست که جامعهشناس آن در مورد اقتصاد صحبت کند و استاد علوم سیاسی در مورد نظام سلامت و فرمانده نظامی در مورد سیاست خارجی. هویت مشوش ما ایرانیان که میان عناصر ایرانی-اسلامی-مدرن سرگردان است در این بازار آشفته، آشفتهتر میشود.
⭕️پدیده تاسفبار دیگر فعالیتهای سیاسی دانشجویی است. دانشجویی که تازه از دبیرستان آمده و به صرف خواندن چند کتاب و شنیدن چند سخنرانی و حضور در چند جلسه میخواهد سکاندار سیاست کشور باشد. در کشورهای توسعهیافته احزاب جاافتاده میداندار سیاست هستند و سیاست حرفه تمام وقت عدهای میگردد که به لحاظ سن و تجربه زندگی به پختگی رسیدهاند. شاید صدراعظم یا نخست وزیری احیانا از جوانان انتخاب شود اما میانگین فعالان سیاسی را افراد میانسال به بالای جامعه تشکیل میدهند زیرا نمیتوان در مورد حیات و معیشت یک جامعه ریسک کرد و زمام را به فرد بی تجربه سپرد. معمولا تلاش میشود شجاعت و بیباکی جوانان با تجربه و پختگی افراد پیر ترکیب شود تا خردمندی جسورانهای حاصل شود. در کشور ما احزاب منفعل هستند یا به انفعال کشیده شدهاند و به جای میتینگهای حزبی و جلسات و کنگرههای پرشور احزاب، نشستها و تظاهراتهای دانشجویی رونق یافته است.
⭕️ دانشجویانی که عجیب نیست اقدامات نادرستی کنند یا شعارهای خامی سَر دهند ولی هزینه آن به دوش جامعه افتد. اشغال لانه جاسوسی را که فراموش نکردهایم!
✅ باید سیطره سیاست بر دانشگاه کوتاه شود و دانشگاه به جایگاه اصلی خود که فعالیت علمی و نقادی علمی و تربیت جوانان این دیار است بازگردد. تجربه 40 ساله که نه تجربه 50 سال اخیر نشان داده که از فعالیتهای دانشجویی و روشنفکری خیر بلندمدتی نصیب جامعه ایران نشده و نمیشود و تنها از فعالیت سخت و جانکاه علمی است که شاید مرهمی بر انبوه زخمهای این دیار گذاشته شود.
@I_D_Network
✅ @commac
علی سرزعیم_تحلیلگر اقتصاد
⏰زمان مطالعه: ۳ دقیقه
⭕️ اگر دیدید در دانشکدهها، سمینارهای تخصصی هر چند ماه یک بار برگزار میشود ولی انجمنهای اسلامی هر یکی دو هفته از یک شخصیت دعوت میکنند تا در مورد یک موضوع صحبت کنند باید دانست یک جای کار میلنگد. وقتی عرصه نقد و نقادی در امور تخصصی در دانشکدهها تعطیل است ولی بازار روشنفکری داغ، میتوان حدس زد که دانشگاه نقش درست خود را ایفا نمیکند.
⭕️ نقش درست یک استاد دانشگاه چیست؟ اکثر افراد تصور میکنند که وظیفه اصلی یک استاد دانشگاه تدریس است ولی در کشورهای پیشرفته تدریس واجب برای یک استاد معمولا اندک است (یک یا دو درس در ترم) و مابقی وقت خود را به پژوهش اختصاص میدهد. دانشکدههای تخصصی محل ارزیابی و نقد ادعاهایی است که در جامعه مطرح میشود نه فقط تدریس، نمره دادن و حضور و غیاب. اینکه یک شخص در جمع انبوه دانشجویان در رشتههای مختلف ادعاهای گوناگونی را یک سویه مطرح کند بیشتر به منبر مساجد شبیه است نه دانشگاههای مدرن. فراموش نشود که منبر مساجد نیز محل طرح موضوعات اخلاقی و دینی است که روی آن اتفاق نظر هست وگرنه موضوعات چالشی فقهی در حوزهها همراه با بحث و جدل مطرح میشود.
⭕️ امروزه در دانشکدههای کشورهای پیشرفته اگر سمیناری هست و لیست سخنرانان ارائه میشود بلافاصله لیست پنل یا گروهی که قرار است حرفهای او را نیز نقد کنند ارائه میگردد. ناقدها قبلا نوشتههای سخنران را خواندهاند و به همین دلیل ناقدها از جاهای مختلف دعوت میشوند و الزامی نیست که فقط از درون دانشکده یا دانشگاهی باشند که قرار است در آن سمینار برگزار شود.
⭕️ سمینارهای بدون ناقد و سخنرانیهای یک سویه بیشتر منبر مسجد هستند نه سمینارهای علمی دانشگاههای مدرن و نه حتی حوزههای علمیه سنتی. در چنین آشوبناکی زمینهای البته عجیب نیست که جامعهشناس آن در مورد اقتصاد صحبت کند و استاد علوم سیاسی در مورد نظام سلامت و فرمانده نظامی در مورد سیاست خارجی. هویت مشوش ما ایرانیان که میان عناصر ایرانی-اسلامی-مدرن سرگردان است در این بازار آشفته، آشفتهتر میشود.
⭕️پدیده تاسفبار دیگر فعالیتهای سیاسی دانشجویی است. دانشجویی که تازه از دبیرستان آمده و به صرف خواندن چند کتاب و شنیدن چند سخنرانی و حضور در چند جلسه میخواهد سکاندار سیاست کشور باشد. در کشورهای توسعهیافته احزاب جاافتاده میداندار سیاست هستند و سیاست حرفه تمام وقت عدهای میگردد که به لحاظ سن و تجربه زندگی به پختگی رسیدهاند. شاید صدراعظم یا نخست وزیری احیانا از جوانان انتخاب شود اما میانگین فعالان سیاسی را افراد میانسال به بالای جامعه تشکیل میدهند زیرا نمیتوان در مورد حیات و معیشت یک جامعه ریسک کرد و زمام را به فرد بی تجربه سپرد. معمولا تلاش میشود شجاعت و بیباکی جوانان با تجربه و پختگی افراد پیر ترکیب شود تا خردمندی جسورانهای حاصل شود. در کشور ما احزاب منفعل هستند یا به انفعال کشیده شدهاند و به جای میتینگهای حزبی و جلسات و کنگرههای پرشور احزاب، نشستها و تظاهراتهای دانشجویی رونق یافته است.
⭕️ دانشجویانی که عجیب نیست اقدامات نادرستی کنند یا شعارهای خامی سَر دهند ولی هزینه آن به دوش جامعه افتد. اشغال لانه جاسوسی را که فراموش نکردهایم!
✅ باید سیطره سیاست بر دانشگاه کوتاه شود و دانشگاه به جایگاه اصلی خود که فعالیت علمی و نقادی علمی و تربیت جوانان این دیار است بازگردد. تجربه 40 ساله که نه تجربه 50 سال اخیر نشان داده که از فعالیتهای دانشجویی و روشنفکری خیر بلندمدتی نصیب جامعه ایران نشده و نمیشود و تنها از فعالیت سخت و جانکاه علمی است که شاید مرهمی بر انبوه زخمهای این دیار گذاشته شود.
@I_D_Network
✅ @commac
♦️هشتمین #کرسیآزاداندیشی رسانهای با موضوع «دولت، #رسانهها و #اعتراضاتبنزینی» از ساعت ۱۳ تا ۱۵ #سهشنبه ۲۶ آذر در سالن غدیر دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی برگزار میشود.
🔺در این کرسی #محمدخدادی، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر #اکبرنصراللهی، رییس دانشکده ارتباطات و رسانه،
دکتر #فرشادمهدیپور، سردبیر روزنامه صبحنو و
#علیمیرزاخانی، سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد این موضوع را بررسی و به سوالات خبرنگاران و حضار پاسخ میدهند.
✅⚘ورود خبرنگاران، دانشجویان و استادان دانشگاه آزاد است .
@Akbarnasrollahi
✅ @commac
🔺در این کرسی #محمدخدادی، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دکتر #اکبرنصراللهی، رییس دانشکده ارتباطات و رسانه،
دکتر #فرشادمهدیپور، سردبیر روزنامه صبحنو و
#علیمیرزاخانی، سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد این موضوع را بررسی و به سوالات خبرنگاران و حضار پاسخ میدهند.
✅⚘ورود خبرنگاران، دانشجویان و استادان دانشگاه آزاد است .
@Akbarnasrollahi
✅ @commac
معاون اداری، مالی و مدیریت منابع وزارت علوم خبر داد:
اخذ ۶هزار سهمیه مجوز استخدام اعضای هیئت علمی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی
https://www.msrt.ir/fa/news/52001
@msrt_iri
🆔 @commac
اخذ ۶هزار سهمیه مجوز استخدام اعضای هیئت علمی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی
https://www.msrt.ir/fa/news/52001
@msrt_iri
🆔 @commac
18 دسامبر، روز جهانی زبان عربی
🔹یونسکو روز 18 دسامبر را به عنوان روز جهانی زبان عربی اعلام کرده است.
🔹مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 18 دسامبر سال 1973 با تصویب قطعنامه ای زبان عربی را به عنوان یکی از زبان های رسمی سازمان ملل متحد به زبان های انگلیسی، چینی، فرانسوی، روسی و اسپانیولی اضافه کرد.
🔹در جهان حدود 300 میلیون نفر به این زبان صحبت میکنند. عربی زبان رسمی 23 کشور است.
🔹 زبان عربی به زبان «ضاد» نیز معروف است زیرا تنها زبان دنیاست که این حرف را دارد و تلفظ می شود.
@titre1iran
🆔 @commac
🔹یونسکو روز 18 دسامبر را به عنوان روز جهانی زبان عربی اعلام کرده است.
🔹مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 18 دسامبر سال 1973 با تصویب قطعنامه ای زبان عربی را به عنوان یکی از زبان های رسمی سازمان ملل متحد به زبان های انگلیسی، چینی، فرانسوی، روسی و اسپانیولی اضافه کرد.
🔹در جهان حدود 300 میلیون نفر به این زبان صحبت میکنند. عربی زبان رسمی 23 کشور است.
🔹 زبان عربی به زبان «ضاد» نیز معروف است زیرا تنها زبان دنیاست که این حرف را دارد و تلفظ می شود.
@titre1iran
🆔 @commac
#علمی
#جالب
آمار جالب درصد تغییرات اجتماعی و نگرش ایرانیها
نتایج یک پیمایش ملی نشان میدهد:
🔻۶۱ درصد افراد به طور کلی از زندگی خود به میزان زیاد و خیلی زیاد ابراز رضایت کردهاند. این میزان از رضایت از هر نهاد دیگر بیشتر است. رضایت از فرزندان ۸۸ درصد و از همسر ۸۲ درصد است. زنان رضایت کمتری از همسر خود ابراز داشتهاند (۷۶ درصد) ولی زنان از زندگی بهطور کلی ابراز رضایت بیشتری کردهاند (۶۲ درصد) مردان (۶۰ درصد)، با افزایش تحصیلات این میزان رضایت بیشتر میشود و در افراد با تحصیلات عالی به ۶۶ درصد میرسد.
🔻برخی از انگارهها در حال تغییر است، نسبت کسانی که موافق خواستگاری دختران از پسران هستند، به ۳۸ درصد رسیده، در حالی که مخالفان آن هنوز بیشتر و ۴۳ درصد هستند، ولی این گزاره در حال تغییر به سوی موافقت بیشتر با پیشگام شدن دختران در پیشنهاد ازدواج است./ایران
👉 plink.ir/af3mK
@shahed_baneh
🆔 @commac
#جالب
آمار جالب درصد تغییرات اجتماعی و نگرش ایرانیها
نتایج یک پیمایش ملی نشان میدهد:
🔻۶۱ درصد افراد به طور کلی از زندگی خود به میزان زیاد و خیلی زیاد ابراز رضایت کردهاند. این میزان از رضایت از هر نهاد دیگر بیشتر است. رضایت از فرزندان ۸۸ درصد و از همسر ۸۲ درصد است. زنان رضایت کمتری از همسر خود ابراز داشتهاند (۷۶ درصد) ولی زنان از زندگی بهطور کلی ابراز رضایت بیشتری کردهاند (۶۲ درصد) مردان (۶۰ درصد)، با افزایش تحصیلات این میزان رضایت بیشتر میشود و در افراد با تحصیلات عالی به ۶۶ درصد میرسد.
🔻برخی از انگارهها در حال تغییر است، نسبت کسانی که موافق خواستگاری دختران از پسران هستند، به ۳۸ درصد رسیده، در حالی که مخالفان آن هنوز بیشتر و ۴۳ درصد هستند، ولی این گزاره در حال تغییر به سوی موافقت بیشتر با پیشگام شدن دختران در پیشنهاد ازدواج است./ایران
👉 plink.ir/af3mK
@shahed_baneh
🆔 @commac
Telegraph
درصد تغییرات اجتماعی ایرانی ها
عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح طلب نتایج یک پیمایش ملی که توسط جهاد دانشگاهی انجام شده را در روزنامه ایران منتشر کرد. نتایج این پیمایش به شرح زیر است: 61 درصد افراد به طور کلی از زندگی خود به میزان زیاد و خیلی زیاد ابراز رضایت کردهاند. این میزان از رضایت از…
💢ده پدیده شگفتانگیز فناوری در سال ۲۰۲۰ چه خواهد بود؟
پیشبینی میشود سال ۲۰۲۰ با توجه به فهرست پروژههایی که در این سال اجرا و تکمیل خواهند شد، سال شکوفایی فناوری باشد. ساخت اولین مغز مصنوعی انسان، عرضه نسل بینقص خودروهای خودران و اتصال پکن و لندن با راهآهن پرسرعت تنها ۳ مورد از فهرست ۱۰ گانهای است که در این گزارش به آن میپردازیم.
این گزارش را بخوانید: https://bit.ly/2McJPOV
@euronewspe
🆔 @commac
پیشبینی میشود سال ۲۰۲۰ با توجه به فهرست پروژههایی که در این سال اجرا و تکمیل خواهند شد، سال شکوفایی فناوری باشد. ساخت اولین مغز مصنوعی انسان، عرضه نسل بینقص خودروهای خودران و اتصال پکن و لندن با راهآهن پرسرعت تنها ۳ مورد از فهرست ۱۰ گانهای است که در این گزارش به آن میپردازیم.
این گزارش را بخوانید: https://bit.ly/2McJPOV
@euronewspe
🆔 @commac
🔸 پژوهشگری در خلاء فرهنگ اصیل پرسشگری
🖋 بیت الله محمودی- عضو هیأت علمی دانشگاه شهرکرد
🔹روزشمار هفته پژوهش سال جاری (23 الی29 آذر) نشان می دهد، نگاه و تلاش متولیان امر پیوند واژه ها، مفاهیم و نهادهای مدرسه، دانشگاه، جامعه، توسعه ملی، رونق تولید، اثر بخشی اجتماعی و مشارکت ملی با موضوع پژوهش و فناوری در کشور است. نگاه و تلاشی که به نظر می رسد در بهترین وضعیت در سطح شعار باقی مانده و البته با توجه به عدم زیرساخت های فکری لازم از همین سطح نیز بالاتر نخواهد رفت.
🔸اولین روز این هفته به ارتباط پژوهش و فناوری با مدرسه، دانشگاه و جامعه اختصاص یافته است. تلاش برای استحکام پیوند پژوهش با مدرسه و دانشگاه، این واقعیت را به ذهن گسیل می دهد که در وضعیت کنونی مفهوم پژوهش از نهاد مدرسه و دانشگاه منفک و دارای فاصله زیادی است که ضروری است نسبت به کم کردن این فاصله و مستحکم تر نمودن پیوند بین آنها اقداماتی صورت پذیرد.
🔹در این شرایط هر چه تلاش برای استحکام پیوند پژوهش با این دو نهاد بیشتر باشد به همان میزان موفقیت کمتری حاصل خواهد شد. چرا که اساسا اگر مدرسه و دانشگاه در جایگاه واقعی و اصیل خویش قرار گرفته باشند، پژوهش و پژوهشگری جزء لاینفک فلسفه وجودی آنان خواهد بود و نیازی نیست پیوند گفته شده تحکیم شود. لذا این روزشمار نشان می دهد نهاد مدرسه و دانشگاه امروز چگونه بدور از جلوه وجودی خویش قرار گرفته اند. بر همین منطق اگر متولیان به دنبال تقویت پژوهش در مدرسه و دانشگاه هستند باید کمک کنند این دو نهاد در ریل واقعی کارکردی خود قرار گیرند. در این راستا است که پژوهش نیز همپای سایر ابعاد کارکردی نهادهای مذکور در مسیر توسعه قرار خواهد گرفت.
🔸اما سوال و مساله اصلی اینجاست که چرا نهاد مدرسه و دانشگاه آنطور که باید نتوانسته اند و نمی توانند بین پژوهش به عنوان یکی از کارکردهای وجودی خویش با فضای عمومی و رسانه، با بحران ها و چالش های ملی و مسئولیت های اجتماعی پیوندی موثر برقرار نمایند؟
🔹این موضوع به نوع نگاه و تلقی ای از مفهوم و کارکرد آموزش و پژوهش بر می گردد که در نظام آموزش پرورش و آموزش عالی کشور حکمفرماست. اصالت زدایی از آموزش و پژوهش و نگاه ابزاگرایانه به این مفاهیم برای خدمت رسانی به ثروت، رشد فیزیکی، تولید، اشتغال و کارآفرینی باعث شده است پژوهش همچون بال دیگر دانش یعنی آموزش در مسیری قرار گیرد که قادر نباشد کارکرد واقعی و اثر بخش خود را به جامعه تزریق نماید.
🔸مادامی در عمل برای پژوهش اصالت قائل می شویم که زمینه اصلی شکل گیری آن یعنی فرهنگ پرسشگری را نیز به رسمیت بشناسیم و بارور نماییم. پرسشگری و توانمندسازی دانش آموزان و دانشجویان برای ارتقاء مهارت های پرسش ورزی، مقدمه اساسی و کلیدی برای تقویت زمینه های پژوهشگری و پژوهندگی است. در واقع فرهنگ پرسش و پرسشگری بسترساز شروع فرایند تدوین پژوهش های اصیل است.
🔻اجتناب از سوال کردن و واهمه از مورد سوال قرار گرفتن، فرهنگ غالب دانش آموز و دانشجویان ما در مواجهه با تعابیر، مفاهیم علمی و کلاس های درس است. ذهن به طور طبیعی پویا و جستجوگر کودک به مرور در فضای آموزشی مدرسه به ذهنی غیر فعال و خسته تبدیل می شود و در دانشگاه نیز همین رویه با شدت بیشتری ادامه پیدا می کند. بی شک ریشه اصلی کمیاب بودن دانشجو و پژوهشگرانی خلاق و نقاد بی توجهی به لزوم پرورش و تقویت فرهنگ پرسشگری در نهادهای علمی و آموزشی است.
✅ در چنین فضایی انتظار خلق و طرح سوال های بنیادی و کلیدی و در نتیجه مسئله مندی و تدوین پژوهش از چنین مسیری ممکن نیست. بلکه پژوهشگر با سوال و به ظاهر مسئله هایی روبرو می شود که دغدغه اصیل وی از راه اندیشیدن خلاقانه نیست و در چنین شرایطی با پژوهشگران و پژوهش هایی مواجه هستیم که غالبا نه تنها مسئله های واقعی و بحران های جامعه را فهم پذیر نمی کنند، بلکه خود نیز به مجموعه بحران های موجود اضافه می شوند.
🌐 شبکه جامعهشناسی علامه
@Atu_Sociology
🆔 @commac
🖋 بیت الله محمودی- عضو هیأت علمی دانشگاه شهرکرد
🔹روزشمار هفته پژوهش سال جاری (23 الی29 آذر) نشان می دهد، نگاه و تلاش متولیان امر پیوند واژه ها، مفاهیم و نهادهای مدرسه، دانشگاه، جامعه، توسعه ملی، رونق تولید، اثر بخشی اجتماعی و مشارکت ملی با موضوع پژوهش و فناوری در کشور است. نگاه و تلاشی که به نظر می رسد در بهترین وضعیت در سطح شعار باقی مانده و البته با توجه به عدم زیرساخت های فکری لازم از همین سطح نیز بالاتر نخواهد رفت.
🔸اولین روز این هفته به ارتباط پژوهش و فناوری با مدرسه، دانشگاه و جامعه اختصاص یافته است. تلاش برای استحکام پیوند پژوهش با مدرسه و دانشگاه، این واقعیت را به ذهن گسیل می دهد که در وضعیت کنونی مفهوم پژوهش از نهاد مدرسه و دانشگاه منفک و دارای فاصله زیادی است که ضروری است نسبت به کم کردن این فاصله و مستحکم تر نمودن پیوند بین آنها اقداماتی صورت پذیرد.
🔹در این شرایط هر چه تلاش برای استحکام پیوند پژوهش با این دو نهاد بیشتر باشد به همان میزان موفقیت کمتری حاصل خواهد شد. چرا که اساسا اگر مدرسه و دانشگاه در جایگاه واقعی و اصیل خویش قرار گرفته باشند، پژوهش و پژوهشگری جزء لاینفک فلسفه وجودی آنان خواهد بود و نیازی نیست پیوند گفته شده تحکیم شود. لذا این روزشمار نشان می دهد نهاد مدرسه و دانشگاه امروز چگونه بدور از جلوه وجودی خویش قرار گرفته اند. بر همین منطق اگر متولیان به دنبال تقویت پژوهش در مدرسه و دانشگاه هستند باید کمک کنند این دو نهاد در ریل واقعی کارکردی خود قرار گیرند. در این راستا است که پژوهش نیز همپای سایر ابعاد کارکردی نهادهای مذکور در مسیر توسعه قرار خواهد گرفت.
🔸اما سوال و مساله اصلی اینجاست که چرا نهاد مدرسه و دانشگاه آنطور که باید نتوانسته اند و نمی توانند بین پژوهش به عنوان یکی از کارکردهای وجودی خویش با فضای عمومی و رسانه، با بحران ها و چالش های ملی و مسئولیت های اجتماعی پیوندی موثر برقرار نمایند؟
🔹این موضوع به نوع نگاه و تلقی ای از مفهوم و کارکرد آموزش و پژوهش بر می گردد که در نظام آموزش پرورش و آموزش عالی کشور حکمفرماست. اصالت زدایی از آموزش و پژوهش و نگاه ابزاگرایانه به این مفاهیم برای خدمت رسانی به ثروت، رشد فیزیکی، تولید، اشتغال و کارآفرینی باعث شده است پژوهش همچون بال دیگر دانش یعنی آموزش در مسیری قرار گیرد که قادر نباشد کارکرد واقعی و اثر بخش خود را به جامعه تزریق نماید.
🔸مادامی در عمل برای پژوهش اصالت قائل می شویم که زمینه اصلی شکل گیری آن یعنی فرهنگ پرسشگری را نیز به رسمیت بشناسیم و بارور نماییم. پرسشگری و توانمندسازی دانش آموزان و دانشجویان برای ارتقاء مهارت های پرسش ورزی، مقدمه اساسی و کلیدی برای تقویت زمینه های پژوهشگری و پژوهندگی است. در واقع فرهنگ پرسش و پرسشگری بسترساز شروع فرایند تدوین پژوهش های اصیل است.
🔻اجتناب از سوال کردن و واهمه از مورد سوال قرار گرفتن، فرهنگ غالب دانش آموز و دانشجویان ما در مواجهه با تعابیر، مفاهیم علمی و کلاس های درس است. ذهن به طور طبیعی پویا و جستجوگر کودک به مرور در فضای آموزشی مدرسه به ذهنی غیر فعال و خسته تبدیل می شود و در دانشگاه نیز همین رویه با شدت بیشتری ادامه پیدا می کند. بی شک ریشه اصلی کمیاب بودن دانشجو و پژوهشگرانی خلاق و نقاد بی توجهی به لزوم پرورش و تقویت فرهنگ پرسشگری در نهادهای علمی و آموزشی است.
✅ در چنین فضایی انتظار خلق و طرح سوال های بنیادی و کلیدی و در نتیجه مسئله مندی و تدوین پژوهش از چنین مسیری ممکن نیست. بلکه پژوهشگر با سوال و به ظاهر مسئله هایی روبرو می شود که دغدغه اصیل وی از راه اندیشیدن خلاقانه نیست و در چنین شرایطی با پژوهشگران و پژوهش هایی مواجه هستیم که غالبا نه تنها مسئله های واقعی و بحران های جامعه را فهم پذیر نمی کنند، بلکه خود نیز به مجموعه بحران های موجود اضافه می شوند.
🌐 شبکه جامعهشناسی علامه
@Atu_Sociology
🆔 @commac
گاهي انتقادي به دوگانه غربگرايي و غربگريزي در فرآيند گذار
دموكراسي ملي يا دموكراسي جهاني؟
ولي عظيمزاده
براي بسياري گروههاي مختلف اجتماعي، شرايط امروز ايران شرايط نامطلوبي است. حتي باور عمومي درباره شرايط نامطلوب را با تكيه بر مفهوم «گذار» هم نميتوان طبيعي جلوه داد. بيش از 100 سال است كه جامعه ايراني با انديشه، مفاهيم و عناصر مختلف جهان مدرن، آشنا شده، اما نه تنها از فرآيندهاي (نهادها و روندها) كيفي عصر جديد بهره شايستهاي نبرده است، بلكه به شدت ناتوان از استفاده مفيد و موثر از عناصر اساسي جامعه مدرن بوده است. اين نقصان در روند مدرن شدن ساختارهاي اجتماعي، شرايطي را ايجاد كرده كه امكان تحقق يك چشمانداز اجتماعي مطلوب و پايدار را به چيزي در حد صفر رسانده است. طنز تاريخي ما در اين تصور انعكاس يافته است كه دركي انتزاعي از مفهوم «گذار» را برابر با ذات مطلوب جامعه مدرن ميدانيم، نه يكي از عناصر ذاتي جامعه در روند نو شدن. در چنين شرايطي است كه با وجود آنكه هر وضعيت، كنش و آماري آشكارا از معضلات ريشهاي و ناهنجاريهاي پايدار در جامعه ايراني خبر ميدهد ما از طريق اين ذاتگرايي، وضعيت آنوميك ايران را نيز پنهان ميكنيم.
آسيبهاي برخورد خام با مدرنيسم غرب
بخش زيادي از عوامل تاريخي، در بروز مسائل عمده و اساسي ايران جديد، حاصل برخورد خام و غيرانتقادي ما با جهان مدرن غرب بوده است. زماني كه حاكمان به پشتوانه روشنفكران ايراني از درون جهان و رويكرد طبيعيانگار خود به استقبال دنياي پيچيده و پوياي مدرن رفتند، قطعا يك نتيجه دور از انتظار نبود: «انفعال!» بر مبناي اين انفعال، شوق ما براي دگرگوني و ايجاد پيشرفت در فرهنگ ايراني، تنها به يك روش پيگيري شد؛ تقديس و تقليد شيوه اوليه و چهره بيروني روند مدرنيته در غرب؛ يعني توسعه يك سويه علم و تكنولوژي جديد و تقويت نامتوازن آنها بر عليه باورها و روابط اجتماعي ديني و سنتي جاري در جامعه. تا امروز اين انفعال و تاثيرپذيري از جلوه بيروني مدرنيته غربي، همچنان بر رويكرد ما در مسير نو شدن جامعه و فرهنگ غلبه دارد. از همان روزهاي نخست، همراه با حاكمان محرك نو شدن جامعه، روشنفكران حامي اين فرآيند نيز درك جامعي از زمينههاي بروز مدرنيته و مفروضات تاريخي - اجتماعي آن در غرب نداشتند. لذا هر چه بر نو شدن پافشاري ميكردند به همان ميزان فروپاشي ساختارها و پيوندهاي فردي و اجتماعي در جامعه را عميقتر ميكردند... .
متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید👇
http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/138672/%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D9%85%D9%84%D9%8A-%D9%8A%D8%A7-%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%9F
🆔 @commac
دموكراسي ملي يا دموكراسي جهاني؟
ولي عظيمزاده
براي بسياري گروههاي مختلف اجتماعي، شرايط امروز ايران شرايط نامطلوبي است. حتي باور عمومي درباره شرايط نامطلوب را با تكيه بر مفهوم «گذار» هم نميتوان طبيعي جلوه داد. بيش از 100 سال است كه جامعه ايراني با انديشه، مفاهيم و عناصر مختلف جهان مدرن، آشنا شده، اما نه تنها از فرآيندهاي (نهادها و روندها) كيفي عصر جديد بهره شايستهاي نبرده است، بلكه به شدت ناتوان از استفاده مفيد و موثر از عناصر اساسي جامعه مدرن بوده است. اين نقصان در روند مدرن شدن ساختارهاي اجتماعي، شرايطي را ايجاد كرده كه امكان تحقق يك چشمانداز اجتماعي مطلوب و پايدار را به چيزي در حد صفر رسانده است. طنز تاريخي ما در اين تصور انعكاس يافته است كه دركي انتزاعي از مفهوم «گذار» را برابر با ذات مطلوب جامعه مدرن ميدانيم، نه يكي از عناصر ذاتي جامعه در روند نو شدن. در چنين شرايطي است كه با وجود آنكه هر وضعيت، كنش و آماري آشكارا از معضلات ريشهاي و ناهنجاريهاي پايدار در جامعه ايراني خبر ميدهد ما از طريق اين ذاتگرايي، وضعيت آنوميك ايران را نيز پنهان ميكنيم.
آسيبهاي برخورد خام با مدرنيسم غرب
بخش زيادي از عوامل تاريخي، در بروز مسائل عمده و اساسي ايران جديد، حاصل برخورد خام و غيرانتقادي ما با جهان مدرن غرب بوده است. زماني كه حاكمان به پشتوانه روشنفكران ايراني از درون جهان و رويكرد طبيعيانگار خود به استقبال دنياي پيچيده و پوياي مدرن رفتند، قطعا يك نتيجه دور از انتظار نبود: «انفعال!» بر مبناي اين انفعال، شوق ما براي دگرگوني و ايجاد پيشرفت در فرهنگ ايراني، تنها به يك روش پيگيري شد؛ تقديس و تقليد شيوه اوليه و چهره بيروني روند مدرنيته در غرب؛ يعني توسعه يك سويه علم و تكنولوژي جديد و تقويت نامتوازن آنها بر عليه باورها و روابط اجتماعي ديني و سنتي جاري در جامعه. تا امروز اين انفعال و تاثيرپذيري از جلوه بيروني مدرنيته غربي، همچنان بر رويكرد ما در مسير نو شدن جامعه و فرهنگ غلبه دارد. از همان روزهاي نخست، همراه با حاكمان محرك نو شدن جامعه، روشنفكران حامي اين فرآيند نيز درك جامعي از زمينههاي بروز مدرنيته و مفروضات تاريخي - اجتماعي آن در غرب نداشتند. لذا هر چه بر نو شدن پافشاري ميكردند به همان ميزان فروپاشي ساختارها و پيوندهاي فردي و اجتماعي در جامعه را عميقتر ميكردند... .
متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید👇
http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/138672/%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D9%85%D9%84%D9%8A-%D9%8A%D8%A7-%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%83%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%9F
🆔 @commac
روزنامه اعتماد
دموكراسي ملي يا دموكراسي جهاني؟
ولي عظيمزاده