تلویزیون در برابر تلویزیون
✍️ دکتر قادر باستانی
🔹 نقش پررنگ شبکه های تلویزیونی فارسی زبان ماهواره ای، در تشدید و تداوم ناآرامی های اخیر، مقامات کشور را حساس کرده است. متاسفانه در غیاب نقش آفرینی درست رسانه ملی، این شبکه های خبری یکه تاز میدان اطلاع رسانی هستند و شوربختانه چنین اقدامات غیراصولی و ایذایی، توجه افکار عمومی را بیشتر از قبل به آن ها جلب می کند.
🔹 از نگاه کارشناسی، آن شبکه های خارجی، از یک خلا بزرگ ارتباطی میان مردم ایران و رسانه های داخلی بهره می جویند. نیاز خبری مردم باید برآورده شود.
🔹مسئله این است که چرا رسانه های خودمان اجازه نمی یابند پوشش حرفه ای و در چارچوب مقررات داخلی از رویدادها داشته باشند؟ چرا نهادهایی برای پوشش خبری و فعالیت حرفه ای خبرنگاران، محدودیت های مختلف وضع می کنند و بعد شاکی می شوند که چرا بی بی سی و ایران اینترنشنال، مردم را به اغتشاش تحریک می کنند.
🔹 رسانه با مخاطب تعریف می شود. لابد فکر می کنند مثل قدیم مردم باید فقط از رسانه داخلی استفاده کنند. مگر کسی توان مقابله با امواج آزاد رسانه ها را دارد؟ نیاز خبری مردم باید پاسخ داده شود؛ اگر رسانه های داخلی این نیاز را پاسخ دهند، مطمئن باشید که بازار رسانه های خارجی کساد خواهد شد. ما سال هاست هزینه هنگفتی برای تولید و پخش برنامه رادیویی و تلویزیونی به زبان های عربی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیولی و نظایر آن خرج می کنیم. شبکه های العالم، الکوثر، سحر، الوقت و المنار، سال هاست برای مردم خاورمیانه برنامه پخش می کنند. آن ها چندان اثرگذار نیستند؛ چراکه فعالیت حرفه ای منطبق با نیاز خبری مخاطب ندارند. شبکه الجزیره توسط قطر راه اندازی شد و توانست سهم عمده مخاطبان عرب زبان در دنیا را به خود جلب کند.
🔹 دلیل موفقیت شبکه های خبری فارسی زبان خارجی، به جز ناکارآمدی شبکه های داخلی، استفاده از روزنامه نگاران باتجربه و حرفه ای است. اواخر دهه ۷۰ روزنامه های بسیاری در کشور منتشر می شدند و فضای شادابی در افکار عمومی ایجاد کرده بودند. بعد از تعطیلی مطبوعات، فکری برای خیل روزنامه نگاران بی کارشده آن روزنامه ها نشد. بخشی خانه نشین و منزوی و بخش دیگری مجبور به مهاجرت شدند. تعداد زیادی از روزنامه نگاران استخدام شده در رادیو فردا، بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، من وتو، دویچه وله، ایندیپندنت فارسی، یورونیوز فارسی و شبکه ایران اینترنشنال، از همین نیروها بودند. آن ها در طول این دو دهه، توانستند بدون اینکه حتی یک خبرنگار در ایران داشته باشند، با استفاده از شهروندخبرنگاران و نیز بازتنظیم اخبار رسانه های داخلی، مخاطبان بسیاری جذب کنند و اثرگذار باشند. اگر آن روزنامه ها تعطیل نمی شدند و امکان فعالیت حرفه ای در داخل کشور و در چارچوب قوانین و مقررات داخلی را می یافتند، شاید چنین سلطه خبری ناگزیری را شاهد نبودیم؛ ضمن این که فعالیت مطبوعات، امکان شکل گیری فسادهای بزرگ را به جهت دیده بانی رسانه ای بسیار کاهش می داد؛ اما شوربختانه در غیاب رسانه های آزاد و مسئول، فساد برخی مدیران اعتبار مدیریت را به کلی تحت تاثیر قرار داد و مسئولان را شرمنده کرد.
🔹به عنوان کارشناس رسانه، سیاست در پیش گرفته شده در ارتباط با رسانه های بیرونی را کاملا بی نتیجه و منفعلانه ارزیابی می کنم. چنین اقداماتی باعث جلب بیشتر مخاطبان به آن ها و احساس موفقیت و پیروزی در آن ها می شود. شبکه الجزیره، در خلا ناشی از رسانه های بی خاصیت کشورهای عربی، گُل کرد و رسانه اول جهان عرب شد.
🔹ترس و واهمه از فعالیت آزاد رسانه ها، زاییده ذهن آن مدیرانی است که عادت به پنهان کاری دارند. اگر مدیر درست کار کند و از سلامت کار خود مطمئن باشد، قاعدتا از فعالیت آزاد رسانه باکی ندارد. تلخی زبان روزنامه نگار، نوش دارویی است که فساد را ریشه کن و فاسدان و مدیران نالایق را رسوا می کند. امروز فرمان رسانه های بزرگ در دست مدیرانی قرار گرفته که مخاطب مدار نیستند و مخاطب را فراری می دهند. اختیار این رسانه ها را به افراد مورداعتماد اما کاربلد و حرفه ای بدهید و این طور بازارگرمی بی بی سی و ایران اینترنشنال را برهم زنید.
🔹 دنیای رسانه، دنیای تملق و تزویر و چاپلوسی نیست. دنیای واقعیت و روراستی با مخاطب است، دنیای نقد بی رحمانه قدرت است. بیایید دست رسانه های مستقل داخل را برای فعالیت حرفه ای باز بگذارید و اثرات آن را ببینید. فرمان رسانه های بزرگ را به اهل آن بسپرید و از نقادی آن ها عصبانی نشوید، تا مخاطب رمیده را بازگردانید. زمان برای تغییر تنگ است؛ اصلاح کنید، قبل از آن که دیگر کار از کار بگذرد.
@NewJournalism
✅ @commac
✍️ دکتر قادر باستانی
🔹 نقش پررنگ شبکه های تلویزیونی فارسی زبان ماهواره ای، در تشدید و تداوم ناآرامی های اخیر، مقامات کشور را حساس کرده است. متاسفانه در غیاب نقش آفرینی درست رسانه ملی، این شبکه های خبری یکه تاز میدان اطلاع رسانی هستند و شوربختانه چنین اقدامات غیراصولی و ایذایی، توجه افکار عمومی را بیشتر از قبل به آن ها جلب می کند.
🔹 از نگاه کارشناسی، آن شبکه های خارجی، از یک خلا بزرگ ارتباطی میان مردم ایران و رسانه های داخلی بهره می جویند. نیاز خبری مردم باید برآورده شود.
🔹مسئله این است که چرا رسانه های خودمان اجازه نمی یابند پوشش حرفه ای و در چارچوب مقررات داخلی از رویدادها داشته باشند؟ چرا نهادهایی برای پوشش خبری و فعالیت حرفه ای خبرنگاران، محدودیت های مختلف وضع می کنند و بعد شاکی می شوند که چرا بی بی سی و ایران اینترنشنال، مردم را به اغتشاش تحریک می کنند.
🔹 رسانه با مخاطب تعریف می شود. لابد فکر می کنند مثل قدیم مردم باید فقط از رسانه داخلی استفاده کنند. مگر کسی توان مقابله با امواج آزاد رسانه ها را دارد؟ نیاز خبری مردم باید پاسخ داده شود؛ اگر رسانه های داخلی این نیاز را پاسخ دهند، مطمئن باشید که بازار رسانه های خارجی کساد خواهد شد. ما سال هاست هزینه هنگفتی برای تولید و پخش برنامه رادیویی و تلویزیونی به زبان های عربی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیولی و نظایر آن خرج می کنیم. شبکه های العالم، الکوثر، سحر، الوقت و المنار، سال هاست برای مردم خاورمیانه برنامه پخش می کنند. آن ها چندان اثرگذار نیستند؛ چراکه فعالیت حرفه ای منطبق با نیاز خبری مخاطب ندارند. شبکه الجزیره توسط قطر راه اندازی شد و توانست سهم عمده مخاطبان عرب زبان در دنیا را به خود جلب کند.
🔹 دلیل موفقیت شبکه های خبری فارسی زبان خارجی، به جز ناکارآمدی شبکه های داخلی، استفاده از روزنامه نگاران باتجربه و حرفه ای است. اواخر دهه ۷۰ روزنامه های بسیاری در کشور منتشر می شدند و فضای شادابی در افکار عمومی ایجاد کرده بودند. بعد از تعطیلی مطبوعات، فکری برای خیل روزنامه نگاران بی کارشده آن روزنامه ها نشد. بخشی خانه نشین و منزوی و بخش دیگری مجبور به مهاجرت شدند. تعداد زیادی از روزنامه نگاران استخدام شده در رادیو فردا، بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، من وتو، دویچه وله، ایندیپندنت فارسی، یورونیوز فارسی و شبکه ایران اینترنشنال، از همین نیروها بودند. آن ها در طول این دو دهه، توانستند بدون اینکه حتی یک خبرنگار در ایران داشته باشند، با استفاده از شهروندخبرنگاران و نیز بازتنظیم اخبار رسانه های داخلی، مخاطبان بسیاری جذب کنند و اثرگذار باشند. اگر آن روزنامه ها تعطیل نمی شدند و امکان فعالیت حرفه ای در داخل کشور و در چارچوب قوانین و مقررات داخلی را می یافتند، شاید چنین سلطه خبری ناگزیری را شاهد نبودیم؛ ضمن این که فعالیت مطبوعات، امکان شکل گیری فسادهای بزرگ را به جهت دیده بانی رسانه ای بسیار کاهش می داد؛ اما شوربختانه در غیاب رسانه های آزاد و مسئول، فساد برخی مدیران اعتبار مدیریت را به کلی تحت تاثیر قرار داد و مسئولان را شرمنده کرد.
🔹به عنوان کارشناس رسانه، سیاست در پیش گرفته شده در ارتباط با رسانه های بیرونی را کاملا بی نتیجه و منفعلانه ارزیابی می کنم. چنین اقداماتی باعث جلب بیشتر مخاطبان به آن ها و احساس موفقیت و پیروزی در آن ها می شود. شبکه الجزیره، در خلا ناشی از رسانه های بی خاصیت کشورهای عربی، گُل کرد و رسانه اول جهان عرب شد.
🔹ترس و واهمه از فعالیت آزاد رسانه ها، زاییده ذهن آن مدیرانی است که عادت به پنهان کاری دارند. اگر مدیر درست کار کند و از سلامت کار خود مطمئن باشد، قاعدتا از فعالیت آزاد رسانه باکی ندارد. تلخی زبان روزنامه نگار، نوش دارویی است که فساد را ریشه کن و فاسدان و مدیران نالایق را رسوا می کند. امروز فرمان رسانه های بزرگ در دست مدیرانی قرار گرفته که مخاطب مدار نیستند و مخاطب را فراری می دهند. اختیار این رسانه ها را به افراد مورداعتماد اما کاربلد و حرفه ای بدهید و این طور بازارگرمی بی بی سی و ایران اینترنشنال را برهم زنید.
🔹 دنیای رسانه، دنیای تملق و تزویر و چاپلوسی نیست. دنیای واقعیت و روراستی با مخاطب است، دنیای نقد بی رحمانه قدرت است. بیایید دست رسانه های مستقل داخل را برای فعالیت حرفه ای باز بگذارید و اثرات آن را ببینید. فرمان رسانه های بزرگ را به اهل آن بسپرید و از نقادی آن ها عصبانی نشوید، تا مخاطب رمیده را بازگردانید. زمان برای تغییر تنگ است؛ اصلاح کنید، قبل از آن که دیگر کار از کار بگذرد.
@NewJournalism
✅ @commac
💢آیا بکارگیری ادبیات و فحشهای رکیک در جریان اعتراضات پدیدهای عجیب است؟ دادههای آنلاین در این زمینه چه میگویند؟
🔹این روزها و در جریان اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی، فحشهای رکیک و جنسی توسط برخی از معترضان داده میشود. این امر تعجب گروههای مختلفی از مردم را بهدنبال داشته است. اما آیا واقعا این فحشها، خصوصا در میان دانشجویان، پدیدهای غیر قابل پیشبینی و عجیب است؟ دادههای آنلاین نشان میدهند که این روند از مدتها پیش آغاز شده بود.
🔸یافتههای پژوهشی که حدود ۴ سال پیش بر روی محتوای رکیک و مبتذل در توییتر انجام شده بود، نشان میدهند که این امر از سالها پیش جریان داشته است. این پژوهش با عنوان «شبکههای اجتماعی مجازی و قبحزدایی از محتوای مبتذل» بر روی دادههای توییتر از سال ۹۰ تا ۹۶ انجام شده بود که مطابق با یافتههای آن، با افزایش کاربران توییتری، تعداد توییتهای رکیک و مبتذل افزایش یافته است. مقایسه توییتر و تلگرام در آن مقاطع نیز نشان میدهد که این امر در توییتر شدت بیشتری داشته است.
🔹از آنجایی که رسانهها و شبکههای اجتماعی، تا حدی واقعیتهای اجتماعی را بازتاب میدهند، میتوان مطابق با یافتههای این پژوهش گفت که محتوای رکیک و مبتذل از سالها پیش به این سو، در جامعه و به تبع آن در فضای آنلاین بهمرور عادی تلقی شده و زشتی گذشته را نداشته است. این امر در شبکههای اجتماعی، جایی که جوانان و نسلهای جدید در آن فعالیت بیشتری دارند بارزتر است و شعارهای رکیکی که امروز در فضای اعتراضی شاهدش هستیم از سالها پیش بهمرور در میان نسلهای جدید قبحزدایی شده بود.
🔸این یافتهها نشان میدهد که فرهنگ نسل جدید خصوصا کاربران شبکههای اجتماعی تغییر کرده است و آنچه برای نسلهای پیشین زشت و قبیح است، لزوما برای نسل جدید زشت نیست.
🔻متن کامل این مقاله را میتوانید از اینجا مطالعه کنید.
📲 @socialMediaAnalysis
✅ @commac
🔹این روزها و در جریان اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی، فحشهای رکیک و جنسی توسط برخی از معترضان داده میشود. این امر تعجب گروههای مختلفی از مردم را بهدنبال داشته است. اما آیا واقعا این فحشها، خصوصا در میان دانشجویان، پدیدهای غیر قابل پیشبینی و عجیب است؟ دادههای آنلاین نشان میدهند که این روند از مدتها پیش آغاز شده بود.
🔸یافتههای پژوهشی که حدود ۴ سال پیش بر روی محتوای رکیک و مبتذل در توییتر انجام شده بود، نشان میدهند که این امر از سالها پیش جریان داشته است. این پژوهش با عنوان «شبکههای اجتماعی مجازی و قبحزدایی از محتوای مبتذل» بر روی دادههای توییتر از سال ۹۰ تا ۹۶ انجام شده بود که مطابق با یافتههای آن، با افزایش کاربران توییتری، تعداد توییتهای رکیک و مبتذل افزایش یافته است. مقایسه توییتر و تلگرام در آن مقاطع نیز نشان میدهد که این امر در توییتر شدت بیشتری داشته است.
🔹از آنجایی که رسانهها و شبکههای اجتماعی، تا حدی واقعیتهای اجتماعی را بازتاب میدهند، میتوان مطابق با یافتههای این پژوهش گفت که محتوای رکیک و مبتذل از سالها پیش به این سو، در جامعه و به تبع آن در فضای آنلاین بهمرور عادی تلقی شده و زشتی گذشته را نداشته است. این امر در شبکههای اجتماعی، جایی که جوانان و نسلهای جدید در آن فعالیت بیشتری دارند بارزتر است و شعارهای رکیکی که امروز در فضای اعتراضی شاهدش هستیم از سالها پیش بهمرور در میان نسلهای جدید قبحزدایی شده بود.
🔸این یافتهها نشان میدهد که فرهنگ نسل جدید خصوصا کاربران شبکههای اجتماعی تغییر کرده است و آنچه برای نسلهای پیشین زشت و قبیح است، لزوما برای نسل جدید زشت نیست.
🔻متن کامل این مقاله را میتوانید از اینجا مطالعه کنید.
📲 @socialMediaAnalysis
✅ @commac
✳️ ثبت نام دوره آموزشی تربیت مربی سواد رسانه ای
☎️ 02188807008
✅ ثبت نام برای عموم آزاد است
برای توضیحات بیشتر کلیک کنید:
🔹اطلاعات بیشتر و مشاهده سرفصل ها
🔸ثبت نام در دوره و پرداخت وجه
🔹ثبت نام اولیه در دوره
🔸سوالی دارید؟ از ما بپرسید.
@jdamirkabir_admin
سایت معاونت آموزشی
https://amirkabir.jde.ir/fa
✅ @commac
☎️ 02188807008
✅ ثبت نام برای عموم آزاد است
برای توضیحات بیشتر کلیک کنید:
🔹اطلاعات بیشتر و مشاهده سرفصل ها
🔸ثبت نام در دوره و پرداخت وجه
🔹ثبت نام اولیه در دوره
🔸سوالی دارید؟ از ما بپرسید.
@jdamirkabir_admin
سایت معاونت آموزشی
https://amirkabir.jde.ir/fa
✅ @commac
کارگاههای آموزشی مجازی آبان ماه 1401 ایرانداک
• « نحوه نگارش پروپوزال و پایان نامه» - 9:30 تا 13:30 - جمعه 13 آبان
• « آموزش HTML (ساخت قالب کلی صفحات وب)»- 10:30 تا 14:30-جمعه 13 آبان
• «نگارش و چاپ مقالات علمی در آیاسآی و اسکوپوس»-9 تا 13-شنبه 14 آبان
• « آموزش تایپ با لاتک» -9 تا 13- پنج شنبه 19 آبان
• « آموزش CSS3» - 10:30 تا 14:30- جمعه 20 آبان
• « کدگذاری دادههای کیفی» - 15 تا 19-سه شنبه 24 آبان
• « آشنایی و کار با گوگل اسکالر» -9 تا 13-پنج شنبه 26 آبان
• « آشنایی مقدماتی با نرمافزار متلب Matlab » -15 تا 19- پنج شنبه 26 آبان
• «استخراج مقاله پژوهشي از طرح پژوهشی، رساله و پاياننامه»- 9:30 تا 13:30 - جمعه 27 آبان
• « آشنایی با نرمافزار پایتون (سطح مقدماتی)» - 10:30 تا 14:30 - جمعه 27 آبان
• « شبیهسازی سیستم اقتصادی اجتماعی: نرم افزار نتلوگو» -15 تا 19- شنبه 28 آبان
• « نحوه اخذ پذیرش تحصیلی و مکاتبه با اساتید»- 9 تا 13-دوشنبه 30 آبان
لینک ثبت نام:
https://evand.com/organizations/amoozeshyar
---------
✅ @commac
• « نحوه نگارش پروپوزال و پایان نامه» - 9:30 تا 13:30 - جمعه 13 آبان
• « آموزش HTML (ساخت قالب کلی صفحات وب)»- 10:30 تا 14:30-جمعه 13 آبان
• «نگارش و چاپ مقالات علمی در آیاسآی و اسکوپوس»-9 تا 13-شنبه 14 آبان
• « آموزش تایپ با لاتک» -9 تا 13- پنج شنبه 19 آبان
• « آموزش CSS3» - 10:30 تا 14:30- جمعه 20 آبان
• « کدگذاری دادههای کیفی» - 15 تا 19-سه شنبه 24 آبان
• « آشنایی و کار با گوگل اسکالر» -9 تا 13-پنج شنبه 26 آبان
• « آشنایی مقدماتی با نرمافزار متلب Matlab » -15 تا 19- پنج شنبه 26 آبان
• «استخراج مقاله پژوهشي از طرح پژوهشی، رساله و پاياننامه»- 9:30 تا 13:30 - جمعه 27 آبان
• « آشنایی با نرمافزار پایتون (سطح مقدماتی)» - 10:30 تا 14:30 - جمعه 27 آبان
• « شبیهسازی سیستم اقتصادی اجتماعی: نرم افزار نتلوگو» -15 تا 19- شنبه 28 آبان
• « نحوه اخذ پذیرش تحصیلی و مکاتبه با اساتید»- 9 تا 13-دوشنبه 30 آبان
لینک ثبت نام:
https://evand.com/organizations/amoozeshyar
---------
✅ @commac
تست سرعت اینترنت سرویس کلودفلر یکی از دقیقترین وبسایتهای سنجش سرعت اینترنت
https://speed.cloudflare.com
----
✅ @commac
https://speed.cloudflare.com
----
✅ @commac
🌺مدیریت آموزش ایرانداک برگزار می کند:
🌹کارگاه آموزشی: روش پژوهش: تحلیل محتوای کیفی
🗓️سه شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
🕝ساعت ١۰ تا ١۴
كارگاه در بستر ادوبي كانكت برگزار شود
🌻هزینه: ۱۴۰ هزار تومان
🌷مدرس: دکتر بگو عضو هیات علمی ایرانداک
ثبت نام در سامانه آموزش:
edu.irandoc.ac.ir 🌹
📧edu@irandoc.ac.ir
۶۶۹۵۱۴۰۴📞
✅ @commac
🌹کارگاه آموزشی: روش پژوهش: تحلیل محتوای کیفی
🗓️سه شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
🕝ساعت ١۰ تا ١۴
كارگاه در بستر ادوبي كانكت برگزار شود
🌻هزینه: ۱۴۰ هزار تومان
🌷مدرس: دکتر بگو عضو هیات علمی ایرانداک
ثبت نام در سامانه آموزش:
edu.irandoc.ac.ir 🌹
📧edu@irandoc.ac.ir
۶۶۹۵۱۴۰۴📞
✅ @commac
نوینهاب، ابزار تحلیلی و اتوماسیون شبکههای اجتماعی در گزارشی که ارائه کرده از کاهش ۹۲درصدی محتوا در اینستاگرام فارسی گفته، همچنین «پلتفرم تبلیـغ در شبکههای اجتماعی» جریان عنوان کرده که اندازه این بازار ۲۵۰ میلیارد تومان کوچک شده!
به گزارش پیوست تپسل هم از کاهش ۵۳ درصدی کمپینهای تبلیغی کسبوکارها در ماه گذشته گزارش داده است.
🗞 رسانه تخصصی دیام برد
✅ @commac
به گزارش پیوست تپسل هم از کاهش ۵۳ درصدی کمپینهای تبلیغی کسبوکارها در ماه گذشته گزارش داده است.
🗞 رسانه تخصصی دیام برد
✅ @commac
فرهنگ گفتگو
📝منصور ساعی
گفتگو یا دیالوگ متضاد مونولوگ یا تک گویی است. در مونولوگ یک فرد یا سیستم به صورت مقتدرانه، اندیشه دیگران را تخطئه می کند و آنان را به سکوت فرا می خواند. مونولوگ انکار این واقعیت است که در بیرون از «من» ممکن است آگاهی و اندیشه دیگری وجود داشته باشد که به اندازه شناخت من معتبر بوده و توان پاسخ داشته باشد.مونولوگ به انکار دیگری و استقلال و کفایت آن به عنوان یک اندیشه و و باور مستقل بر میخیزد.براین اساس خود را کامل و کافی می پندارد و گوش شنوایی برای شنیدن و چشم بینایی برای دیدن دیگری ندارد.گفتگو عکس مونولوگ است.
🔹وقتی ما از کنش ارتباطات گفتگو محور و گفتگو صحبت می کنیم، باید در نظر بگیریم که گفتگو یک فرهنگ است همانطور که مونولوگ یک فرهنگ است. اینطور نیست که گفتگو یکدفعه و فلبداهه در جامعه ایجاد شود. گفتگو یک فرهنگ و رفتار فرهنگی است که متاثر از کارکرد همه نهادهای اجتماعی است.
🔹اینکه نهادهای اجتماعی و دولت چقدر عملکرد گفتگومحور دارند که آن را به سایر نهادهای اجتماعی سرایت بدهد. یا اساسا چقدر این فرهنگ در نهادها و رسانه ها رسمی جریان دارد؟
🔹 چقدر فرهنگ گفتگو بین کارگزاران حکومتی و شهروندان وجود دارد؟ سبک ارتباطات حکومت با مردم به چه شکل است؟ آیا عمدتا به سبک آمرانه و عمودی است یا گفتگویی و مذاکره ای؟ اساسا اصلا گفتگویی وجود دارد یا مدام تهدید و هشدار و ترساندن است که استفاده می شود؟
🔹 این همان اتمسفر و بستر اجتماعی و سیاسی گفتگو است که آن را به صورت یک فرهنگ در می آورد و این فرهنگ می تواند در جامعه و خانواده و سایر خرده نظام های اجتماعی سرایت پیدا کند، یاد گرفته و تمرین شود.
🔹یکی از راهکارهای ترویج و تشویق گفتگو در جامعه «ترویج گفتگو به عنوان یک راهبرد ارتباطی برنده در تعاملات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» است. یکی از چالش های نظام فرهنگی و تربیتی و سیاسی جامعه ایرانی این است که گفتگو را به عنوان یک راهبرد رفتاری موفق و برنده به دولت و جامعه القا نمی کند. اتفاقا به ما یاد می دهد که هر کسی اهل گفتگو است، بازنده است.
🔹در واقع نظام فرهنگی به ما یاد می دهد که آدم های اهل گفتگو و مدارا، انسان های صادق و یکرو، ساده لوح و خوش باور و مهربانند اما در جامعه برای اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند باید زرنگ و دورو و پررو باشند.تنها به منافع خود فکر کنند نه منافع جمعی و توافق و رضایت جمعی.
🔹 متاسفانه در گفتمان سیاسی و فرهنگی ایران، گفتگو به مثابه برگ برنده در تعاملات خرد و کلان اجتماعی و سیاسی معرفی نمی شود.
@coffee_comm
✅ @commac
📝منصور ساعی
گفتگو یا دیالوگ متضاد مونولوگ یا تک گویی است. در مونولوگ یک فرد یا سیستم به صورت مقتدرانه، اندیشه دیگران را تخطئه می کند و آنان را به سکوت فرا می خواند. مونولوگ انکار این واقعیت است که در بیرون از «من» ممکن است آگاهی و اندیشه دیگری وجود داشته باشد که به اندازه شناخت من معتبر بوده و توان پاسخ داشته باشد.مونولوگ به انکار دیگری و استقلال و کفایت آن به عنوان یک اندیشه و و باور مستقل بر میخیزد.براین اساس خود را کامل و کافی می پندارد و گوش شنوایی برای شنیدن و چشم بینایی برای دیدن دیگری ندارد.گفتگو عکس مونولوگ است.
🔹وقتی ما از کنش ارتباطات گفتگو محور و گفتگو صحبت می کنیم، باید در نظر بگیریم که گفتگو یک فرهنگ است همانطور که مونولوگ یک فرهنگ است. اینطور نیست که گفتگو یکدفعه و فلبداهه در جامعه ایجاد شود. گفتگو یک فرهنگ و رفتار فرهنگی است که متاثر از کارکرد همه نهادهای اجتماعی است.
🔹اینکه نهادهای اجتماعی و دولت چقدر عملکرد گفتگومحور دارند که آن را به سایر نهادهای اجتماعی سرایت بدهد. یا اساسا چقدر این فرهنگ در نهادها و رسانه ها رسمی جریان دارد؟
🔹 چقدر فرهنگ گفتگو بین کارگزاران حکومتی و شهروندان وجود دارد؟ سبک ارتباطات حکومت با مردم به چه شکل است؟ آیا عمدتا به سبک آمرانه و عمودی است یا گفتگویی و مذاکره ای؟ اساسا اصلا گفتگویی وجود دارد یا مدام تهدید و هشدار و ترساندن است که استفاده می شود؟
🔹 این همان اتمسفر و بستر اجتماعی و سیاسی گفتگو است که آن را به صورت یک فرهنگ در می آورد و این فرهنگ می تواند در جامعه و خانواده و سایر خرده نظام های اجتماعی سرایت پیدا کند، یاد گرفته و تمرین شود.
🔹یکی از راهکارهای ترویج و تشویق گفتگو در جامعه «ترویج گفتگو به عنوان یک راهبرد ارتباطی برنده در تعاملات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» است. یکی از چالش های نظام فرهنگی و تربیتی و سیاسی جامعه ایرانی این است که گفتگو را به عنوان یک راهبرد رفتاری موفق و برنده به دولت و جامعه القا نمی کند. اتفاقا به ما یاد می دهد که هر کسی اهل گفتگو است، بازنده است.
🔹در واقع نظام فرهنگی به ما یاد می دهد که آدم های اهل گفتگو و مدارا، انسان های صادق و یکرو، ساده لوح و خوش باور و مهربانند اما در جامعه برای اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند باید زرنگ و دورو و پررو باشند.تنها به منافع خود فکر کنند نه منافع جمعی و توافق و رضایت جمعی.
🔹 متاسفانه در گفتمان سیاسی و فرهنگی ایران، گفتگو به مثابه برگ برنده در تعاملات خرد و کلان اجتماعی و سیاسی معرفی نمی شود.
@coffee_comm
✅ @commac
👍1
روزنامهنگاری را ممنوع كنيد
.
بيانيه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است كه همه ما روزنامهنگاران متهم و حتي مجرم هستيم
.
بیانیهی انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران دربارهی ایرادِ اتهام به دو همکارِ روزنامهنگار
.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، در واکنش به بیانیهی دو نهاد اطلاعاتی که در آن اتهاماتی به الهه محمدی و نیلوفر حامدی نسبت داده شده بود، بیانیهای صادر کرد.
متن این بیانیه به این شرح است:
بيانيه مشترك دو نهاد اصلی اطلاعاتی كشور درباره تحليل رويدادهای اخير، مضمونی نداشت جز اينكه بايد روزنامهنگارب را جرم و ممنوع اعلام كرد، زيرا فعاليت عادی دو نفر از همكاران ما در انجام وظيفه حرفهای را مصداق اتهامی قرار دادهاند كه به معنای پايان كار روزنامهنگاری است.
دو فعاليت خبری مورد اشاره نهادهاي اطلاعاتی، جزو ابتداییترين و بديهیترين وظايف روزنامهنگاری محسوب میشود؛ اين در حالی است كه يكی از ريشههای مشكلات كشور، فقدان يا خطير بودن انجام همين فعاليتهای خبري است. آنچه را اين بيانيه درد دانسته، در واقع درمانِ رسانههای داخلی است.
به علت فقدان همين فعاليت است كه مرجعيت رسانهای از داخل به خارج از كشور منتقل شده و امروز با چنين وضعی مواجهايد، بهطوری كه اگر تمام روزِ خود را صرف تكذيب اخباری كنيد كه غلط و دروغ میپنداريد، باز هم وقت كم میآوريد، چون رسانه نداريم. از اين رو، برخورد با فعاليت ابتدايی دو خانمِ روزنامهنگار حرفهای، ناشي از عصبانيتی است كه نسبت به رسانههای برونمرزی وجود دارد. و ضرورت دانستن اين نكته كه مقابله با آن رسانهها، اتفاقاً به رسميت شناختن و احترام و دفاع از حرفهی روزنامهنگاری است.
انتقام از برنامههای ماهوارههای فارسيزبان خارج ايران را از روزنامهنگاران زحمتكش و خدمتگزار مردم نميگيرند. اين نه قانوني است، نه اخلاقي و نه حتی مفيد و تاثرگذار. اين اتهام كه همكاران ما براي آموزش بديهيات و اصول اوليه روزنامهنگاری به خارج از ايران رفته و در كلاسهای روزنامهنگاری شركت كردهاند، فارغ از صحت و سقم اصل وجودي چنين برنامههايی، توهين به شعور مخاطب و جامعه روزنامهنگاری محسوب میشود؛ آن هم دو روزنامهنگاری كه از حرفهایترين روزنامهنگاران كشور هستند. بيانيه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است كه همه ما روزنامهنگاران متهم و حتي مجرم هستيم و از آن مهمتر اينكه، حرفه روزنامهنگاری را در داخل كشور منتفی تلقی میكنند. از اينرو معتقديم بايد مجموعه نهادهاي مدنی و صنفی مرتبط با رسانه و روزنامهنگاری در اين مورد چارهانديشی كنند و اعتراض خود را به اين رويكرد ويرانگر كه ريشه تضعيف نهاد رسانه و فرستادن مرجعيت رسانهاي به خارج از مرزها را دربردارد ابراز كنند. متأسفانه رويكرد اطلاعاتی مزبور درد خود را از جايي میداند كه در واقع درمان و چاره بيماری كشور است.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، اين رويكرد امنيتی را نسبت به حرفهی روزنامهنگاری نه تنها غيرقانونی و در تقابل با آزادی قانونی میداند، بلكه آن را عامل اصلی يا دستكم يكي از عوامل بحرانزای جامعه ايران محسوب میكند. ضمن آنكه شكست آن از پيش قابل مشاهده است. همچنين معتقديم براساس آنچه در اطلاعيه مزبور آمده ، اقدامات حرفهای دو همكار حرفهای ما خانمها الهه محمدی و نيلوفر حامدی جزو وظايف حرفهای هر روزنامهنگاری است. مگر قرار بر اين بوده كه تصويری از خانم مهسا امينی يا خبر مراسم آن مرحومه منتشر نشود كه آنان خلاف آن عمل كرده باشند؟ اين حق آنان و از آن مهمتر وظيفه حرفهایشان بوده است، ضمن اينكه مديران رسانهای آنان نيز در جريان مأموريتكاری آنها بودهاند.
با توجه به جميع جهات، انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران معتقد است كه ايرادات حقوقی گوناگونی از نظر شكلی و ماهوی در مورد اتهامات وارده به اقدامات حرفهای دو همكار خبرنگار و نيز رويكرد نهادهاي اطلاعاتي به حرفه روزنامهنگاری وجود دارد كه اين موارد نيز طی نامهای جداگانه به اطلاع رياست محترم قوه قضائيه خواهد رسيد.
@NewJournalism
✅ @commac
.
بيانيه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است كه همه ما روزنامهنگاران متهم و حتي مجرم هستيم
.
بیانیهی انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران دربارهی ایرادِ اتهام به دو همکارِ روزنامهنگار
.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، در واکنش به بیانیهی دو نهاد اطلاعاتی که در آن اتهاماتی به الهه محمدی و نیلوفر حامدی نسبت داده شده بود، بیانیهای صادر کرد.
متن این بیانیه به این شرح است:
بيانيه مشترك دو نهاد اصلی اطلاعاتی كشور درباره تحليل رويدادهای اخير، مضمونی نداشت جز اينكه بايد روزنامهنگارب را جرم و ممنوع اعلام كرد، زيرا فعاليت عادی دو نفر از همكاران ما در انجام وظيفه حرفهای را مصداق اتهامی قرار دادهاند كه به معنای پايان كار روزنامهنگاری است.
دو فعاليت خبری مورد اشاره نهادهاي اطلاعاتی، جزو ابتداییترين و بديهیترين وظايف روزنامهنگاری محسوب میشود؛ اين در حالی است كه يكی از ريشههای مشكلات كشور، فقدان يا خطير بودن انجام همين فعاليتهای خبري است. آنچه را اين بيانيه درد دانسته، در واقع درمانِ رسانههای داخلی است.
به علت فقدان همين فعاليت است كه مرجعيت رسانهای از داخل به خارج از كشور منتقل شده و امروز با چنين وضعی مواجهايد، بهطوری كه اگر تمام روزِ خود را صرف تكذيب اخباری كنيد كه غلط و دروغ میپنداريد، باز هم وقت كم میآوريد، چون رسانه نداريم. از اين رو، برخورد با فعاليت ابتدايی دو خانمِ روزنامهنگار حرفهای، ناشي از عصبانيتی است كه نسبت به رسانههای برونمرزی وجود دارد. و ضرورت دانستن اين نكته كه مقابله با آن رسانهها، اتفاقاً به رسميت شناختن و احترام و دفاع از حرفهی روزنامهنگاری است.
انتقام از برنامههای ماهوارههای فارسيزبان خارج ايران را از روزنامهنگاران زحمتكش و خدمتگزار مردم نميگيرند. اين نه قانوني است، نه اخلاقي و نه حتی مفيد و تاثرگذار. اين اتهام كه همكاران ما براي آموزش بديهيات و اصول اوليه روزنامهنگاری به خارج از ايران رفته و در كلاسهای روزنامهنگاری شركت كردهاند، فارغ از صحت و سقم اصل وجودي چنين برنامههايی، توهين به شعور مخاطب و جامعه روزنامهنگاری محسوب میشود؛ آن هم دو روزنامهنگاری كه از حرفهایترين روزنامهنگاران كشور هستند. بيانيه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است كه همه ما روزنامهنگاران متهم و حتي مجرم هستيم و از آن مهمتر اينكه، حرفه روزنامهنگاری را در داخل كشور منتفی تلقی میكنند. از اينرو معتقديم بايد مجموعه نهادهاي مدنی و صنفی مرتبط با رسانه و روزنامهنگاری در اين مورد چارهانديشی كنند و اعتراض خود را به اين رويكرد ويرانگر كه ريشه تضعيف نهاد رسانه و فرستادن مرجعيت رسانهاي به خارج از مرزها را دربردارد ابراز كنند. متأسفانه رويكرد اطلاعاتی مزبور درد خود را از جايي میداند كه در واقع درمان و چاره بيماری كشور است.
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران، اين رويكرد امنيتی را نسبت به حرفهی روزنامهنگاری نه تنها غيرقانونی و در تقابل با آزادی قانونی میداند، بلكه آن را عامل اصلی يا دستكم يكي از عوامل بحرانزای جامعه ايران محسوب میكند. ضمن آنكه شكست آن از پيش قابل مشاهده است. همچنين معتقديم براساس آنچه در اطلاعيه مزبور آمده ، اقدامات حرفهای دو همكار حرفهای ما خانمها الهه محمدی و نيلوفر حامدی جزو وظايف حرفهای هر روزنامهنگاری است. مگر قرار بر اين بوده كه تصويری از خانم مهسا امينی يا خبر مراسم آن مرحومه منتشر نشود كه آنان خلاف آن عمل كرده باشند؟ اين حق آنان و از آن مهمتر وظيفه حرفهایشان بوده است، ضمن اينكه مديران رسانهای آنان نيز در جريان مأموريتكاری آنها بودهاند.
با توجه به جميع جهات، انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران معتقد است كه ايرادات حقوقی گوناگونی از نظر شكلی و ماهوی در مورد اتهامات وارده به اقدامات حرفهای دو همكار خبرنگار و نيز رويكرد نهادهاي اطلاعاتي به حرفه روزنامهنگاری وجود دارد كه اين موارد نيز طی نامهای جداگانه به اطلاع رياست محترم قوه قضائيه خواهد رسيد.
@NewJournalism
✅ @commac
روزنامه نگاری جرم نیست
برای نیلوفر حامدی و الهه محمدی که به جای تقدیر و تشویق، متهم شدند
✍رضا غبیشاوی
🔹1- آنچه که دو روزنامه نگار حرفه ای نیلوفر حامدی و الهه محمدی در ماجرای مرگ جنجالی مهسا (ژینا) امینی انجام دادند یعنی حضور در بیمارستان و محل دفن و مصاحبه با خانواده او و انتشار خبر و گزارش، در راستای فعالیت حرفه ای و اخلاقی و قانونی روزنامه نگاری بود. هر روزنامه نگار حرفه ای دیگری هم جای آنها بود قطعا چنین می کرد و این شایسته تقدیر و تشکر بود و نه اتهام و مجازات.
🔹حقوق و منافع مردم و جان انسان ها ارزش های خبری هستند که هیچ روزنامه نگاری نمی تواند بر آنها چشم ببندد. روزنامه نگاری بر پایه واقعیت و در تلاش برای کشف حقیقت است. حرکت در غیر از مسیر قطعا معنای روزنامه نگاری نمی دهد.
🔹گفته شده نیلوفر حامدی و الهه محمدی در پوشش خبرنگار، دست به فعالیت خبری زدند. این در حالی است که این دو نفر، واقعا خبرنگار هستند و برای سال های طولانی به طور علنی و شناسنامه دار، در این حرفه فعالیت دارند و در موضوع مهسا امینی هم برای یک روزنامه مجوز دار و با نام خود و علنی، فعالیت و مطالب خود را منتشر کردند.
به گفته مدیرمسوول روزنامه های شرق و هم میهن، این دو روزنامه نگار در همه فعالیت های خود، با مقام بالادستی و مدیرمسوول روزنامه هماهنگ بوده اند.
🔹نیلوفر حامدی و الهه محمدی، دو روزنامه نگار حرفه ای، باسابقه و باتجربه هستند که تاکنون گزارش های متعددی را درباره موضوعات مهم و مورد توجه مردم و مسوولان منتشر کرده اند در نتیجه آنها با محدودیت های مختلف حقوقی، اخلاقی و حرفه ای و حساسیت های مختلف در پوشش خبری آشنا بودند.
🔹 هر دو در مرداد ماه 1401 در جشنواره گزارش نویسی انجمن صنفی روزنامه نگاران تهران برگزیده شدند و مورد تقدیر قرار گرفتند و درست چند ماه بعد به همان دلیل، یعنی گزارش نویسی، مورد اتهام هستند.
🔹 3- اگر آنچه که نیلوفر حامدی و الهه محمدی در موضوع مرگ مهسا امینی انجام داده اند را اتهام و جرم بدانیم در این صورت کل فعالیت حرفه ای روزنامه نگاری را باید جرم دانست و منع کرد چرا که آنچه علیه این دو مطرح شد فعالیت عادی همه خبرنگاران و روزنامه نگاران حرفه ای در رسانه های ایران و جهان است که تلاش می کنند به دور از روابط عمومی و تبلیغات، کار حرفه ای خود را انجام دهند. آنچه علیه این دو روزنامه نگار مطرح می شود تهدیدی بزرگ علیه روزنامه نگاران و فعالیت رسانه ای ایران است و می تواند آسیب بزرگتری به بخش اطلاع رسانی و فعالیت رسانه ای در ایران وارد کند. به همین دلیل لازم است درباره اتهامات علیه این دو روزنامه نگار، تجدیدنظر جدی انجام شود.
🔹4- روزنامه نگاران حرفه ای و با تجربه هم در کنار دیگر اقشار جامعه چون پزشکان و وکلا و فعالان اقتصادی و خلبانان و مهندسان و نظامیان و ... سرمایه های کشور هستند که نه تنها باید از آنها حفاظت کرد بلکه در تقویت و حمایت آنان کوشید. جامعه برای دانستن واقعیت و حقیقت و اطلاع رسانی شفاف و بی طرفانه و دفاع از حقوق مردم و منافع عمومی، به روزنامه نگاران حرفه ای نیاز دارد.
🔹5- اطلاع رسانی تاخیری، مشوش، سنتی، عقب مانده، تبلیغاتی و ارگانی و در یک کلام به دور از واقعیت، علیه امنیت کشور است و می تواند منجر به اعتراضات مردمی، ایجاد تردید افکار عمومی درباره مسائل حساس و شکاف های خطرناک میان حکومت و مردم شود.
🔹 ردپای چنین اطلاع رسانی معیوبی در ریشه بحران و اعتراضات چند سال اخیر به خوبی قابل مشاهده است. این نوع از اطلاع رسانی نه تنها حس اعتماد مردم را کاهش می دهد بلکه آتشفشانی از خشم و عصبانیت، بزرگتر از عامل اصلی ناراحتی، ایجاد می کند. اتفاقات و بحران هایی که کشور را وارد شرایط ناگوار می کند و آسیب آن نیز متوجه همه می شود. راه حل، کنار گذاشتن این نوع از اطلاع رسانی آسیب زا و بهره برداری از اطلاع رسانی حرفه ای، روابط عمومی حرفه ای و روزنامه نگاری حرفه ای است. تحقق این سه نیز بدون کمک و همراهی بخش ها و نهادهای سهیم در تامین امنیت کشور غیرممکن است.
@NewJournalism
✅ @commac
برای نیلوفر حامدی و الهه محمدی که به جای تقدیر و تشویق، متهم شدند
✍رضا غبیشاوی
🔹1- آنچه که دو روزنامه نگار حرفه ای نیلوفر حامدی و الهه محمدی در ماجرای مرگ جنجالی مهسا (ژینا) امینی انجام دادند یعنی حضور در بیمارستان و محل دفن و مصاحبه با خانواده او و انتشار خبر و گزارش، در راستای فعالیت حرفه ای و اخلاقی و قانونی روزنامه نگاری بود. هر روزنامه نگار حرفه ای دیگری هم جای آنها بود قطعا چنین می کرد و این شایسته تقدیر و تشکر بود و نه اتهام و مجازات.
🔹حقوق و منافع مردم و جان انسان ها ارزش های خبری هستند که هیچ روزنامه نگاری نمی تواند بر آنها چشم ببندد. روزنامه نگاری بر پایه واقعیت و در تلاش برای کشف حقیقت است. حرکت در غیر از مسیر قطعا معنای روزنامه نگاری نمی دهد.
🔹گفته شده نیلوفر حامدی و الهه محمدی در پوشش خبرنگار، دست به فعالیت خبری زدند. این در حالی است که این دو نفر، واقعا خبرنگار هستند و برای سال های طولانی به طور علنی و شناسنامه دار، در این حرفه فعالیت دارند و در موضوع مهسا امینی هم برای یک روزنامه مجوز دار و با نام خود و علنی، فعالیت و مطالب خود را منتشر کردند.
به گفته مدیرمسوول روزنامه های شرق و هم میهن، این دو روزنامه نگار در همه فعالیت های خود، با مقام بالادستی و مدیرمسوول روزنامه هماهنگ بوده اند.
🔹نیلوفر حامدی و الهه محمدی، دو روزنامه نگار حرفه ای، باسابقه و باتجربه هستند که تاکنون گزارش های متعددی را درباره موضوعات مهم و مورد توجه مردم و مسوولان منتشر کرده اند در نتیجه آنها با محدودیت های مختلف حقوقی، اخلاقی و حرفه ای و حساسیت های مختلف در پوشش خبری آشنا بودند.
🔹 هر دو در مرداد ماه 1401 در جشنواره گزارش نویسی انجمن صنفی روزنامه نگاران تهران برگزیده شدند و مورد تقدیر قرار گرفتند و درست چند ماه بعد به همان دلیل، یعنی گزارش نویسی، مورد اتهام هستند.
🔹 3- اگر آنچه که نیلوفر حامدی و الهه محمدی در موضوع مرگ مهسا امینی انجام داده اند را اتهام و جرم بدانیم در این صورت کل فعالیت حرفه ای روزنامه نگاری را باید جرم دانست و منع کرد چرا که آنچه علیه این دو مطرح شد فعالیت عادی همه خبرنگاران و روزنامه نگاران حرفه ای در رسانه های ایران و جهان است که تلاش می کنند به دور از روابط عمومی و تبلیغات، کار حرفه ای خود را انجام دهند. آنچه علیه این دو روزنامه نگار مطرح می شود تهدیدی بزرگ علیه روزنامه نگاران و فعالیت رسانه ای ایران است و می تواند آسیب بزرگتری به بخش اطلاع رسانی و فعالیت رسانه ای در ایران وارد کند. به همین دلیل لازم است درباره اتهامات علیه این دو روزنامه نگار، تجدیدنظر جدی انجام شود.
🔹4- روزنامه نگاران حرفه ای و با تجربه هم در کنار دیگر اقشار جامعه چون پزشکان و وکلا و فعالان اقتصادی و خلبانان و مهندسان و نظامیان و ... سرمایه های کشور هستند که نه تنها باید از آنها حفاظت کرد بلکه در تقویت و حمایت آنان کوشید. جامعه برای دانستن واقعیت و حقیقت و اطلاع رسانی شفاف و بی طرفانه و دفاع از حقوق مردم و منافع عمومی، به روزنامه نگاران حرفه ای نیاز دارد.
🔹5- اطلاع رسانی تاخیری، مشوش، سنتی، عقب مانده، تبلیغاتی و ارگانی و در یک کلام به دور از واقعیت، علیه امنیت کشور است و می تواند منجر به اعتراضات مردمی، ایجاد تردید افکار عمومی درباره مسائل حساس و شکاف های خطرناک میان حکومت و مردم شود.
🔹 ردپای چنین اطلاع رسانی معیوبی در ریشه بحران و اعتراضات چند سال اخیر به خوبی قابل مشاهده است. این نوع از اطلاع رسانی نه تنها حس اعتماد مردم را کاهش می دهد بلکه آتشفشانی از خشم و عصبانیت، بزرگتر از عامل اصلی ناراحتی، ایجاد می کند. اتفاقات و بحران هایی که کشور را وارد شرایط ناگوار می کند و آسیب آن نیز متوجه همه می شود. راه حل، کنار گذاشتن این نوع از اطلاع رسانی آسیب زا و بهره برداری از اطلاع رسانی حرفه ای، روابط عمومی حرفه ای و روزنامه نگاری حرفه ای است. تحقق این سه نیز بدون کمک و همراهی بخش ها و نهادهای سهیم در تامین امنیت کشور غیرممکن است.
@NewJournalism
✅ @commac
🎯 آیا در حال بازگشت به عصر امپراتوریها هستیم؟
— سه کتاب جدید شیوۀ روایت جامعهشناسی از تاریخ را زیر سؤال میبرند
📍دورهای از تاریخ بشر که مردم اروپا با اطمینان میتوانستند خود را «مدرن» توصیف کنند تقریباً صد سال طول کشید، از تحولات دهۀ ۱۸۷۰ تا دهۀ ۱۹۷۰. این دورهای بود که در آن به نظر میرسید دولت-ملت بوروکراتیک جایگاه خود را محکم کرده و دولت رفاه، برای نیل به عدالت اجتماعی ظهور کرده است. لیبرال دمکراسی در حال تحقق بود و متخصصان علوم طبیعی و اجتماعی قرار بود دانش خود را برای توسعۀ جوامع غنیتر، سالمتر و شادتر به هم پیوند بزنند. اما واقعیت طور دیگری جلو رفت. چرا؟
۵۵۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۳۲ دقيقه
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/barresi_ketab/10699/
🆔 @commac
— سه کتاب جدید شیوۀ روایت جامعهشناسی از تاریخ را زیر سؤال میبرند
📍دورهای از تاریخ بشر که مردم اروپا با اطمینان میتوانستند خود را «مدرن» توصیف کنند تقریباً صد سال طول کشید، از تحولات دهۀ ۱۸۷۰ تا دهۀ ۱۹۷۰. این دورهای بود که در آن به نظر میرسید دولت-ملت بوروکراتیک جایگاه خود را محکم کرده و دولت رفاه، برای نیل به عدالت اجتماعی ظهور کرده است. لیبرال دمکراسی در حال تحقق بود و متخصصان علوم طبیعی و اجتماعی قرار بود دانش خود را برای توسعۀ جوامع غنیتر، سالمتر و شادتر به هم پیوند بزنند. اما واقعیت طور دیگری جلو رفت. چرا؟
۵۵۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۳۲ دقيقه
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/barresi_ketab/10699/
🆔 @commac
✅«خشمرسانهایشده» در دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها بررسی میشود
🔴نشست تخصصی «خشم رسانهای شده: رسانهها و برساخت خشم در ایران، عراق و افغانستان» ساعت ۱۰ تا ۱۲ فردا سهشنبه ۱۰ آبانماه در دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها برگزار میشود.
🔹دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به شرکت در این رویداد علمی - رسانهای میتوانند سهشنبه ۱۰ آبانماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در محل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه دوم (هرات)، پلاک ۱۱ حضور بههم رسانند.
جزئیات بیشتر را اینجا بخوانید👇
http://press.farhang.gov.ir/fa/news/661072
🆔 @commac
🔴نشست تخصصی «خشم رسانهای شده: رسانهها و برساخت خشم در ایران، عراق و افغانستان» ساعت ۱۰ تا ۱۲ فردا سهشنبه ۱۰ آبانماه در دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها برگزار میشود.
🔹دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به شرکت در این رویداد علمی - رسانهای میتوانند سهشنبه ۱۰ آبانماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در محل دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه دوم (هرات)، پلاک ۱۱ حضور بههم رسانند.
جزئیات بیشتر را اینجا بخوانید👇
http://press.farhang.gov.ir/fa/news/661072
🆔 @commac
واکنش روزنامه دولت به انتشار عکس رستم قاسمی کنار زن بیحجاب: نیروهای انقلابی را نشان گرفتهاند/ مردم تحت تاثیر قرار نمیگیرند
روزنامه ایران نوشت:
🔹برخی جریانهای سیاسی و عناصر مرموز و معلوم الحال و به دور از اصول اولیه اخلاقی، اقدامات و تحرکاتی مغرضانه را علیه نیروهای پرکار و پرتلاش انجام می دهند.
🔹دیروز در فضای مجازی و در اقدامی غیراخلاقی، عکسهایی با هدف حاشیه سازی درباره وزیر راه و شهرسازی منتشر شده است. قطع نظر از اصالت عکسها، انتشار عکسهای خصوصی یک فرد با چه هدفی جز اغراض کثیف سیاسی منتشر می شود.
🔹هجمهها و حملاتی که برخی نیروهای انقلابی را نشانه رفته است برای این است که تصویری ضدمردمی از آنها برای افکار عمومی ایجاد کنند که البته مردم به اخبار غیراخلاقی حساس هستند و تحت تاثیر قرار نمیگیرند.
@NewJournalism
🆔 @commac
روزنامه ایران نوشت:
🔹برخی جریانهای سیاسی و عناصر مرموز و معلوم الحال و به دور از اصول اولیه اخلاقی، اقدامات و تحرکاتی مغرضانه را علیه نیروهای پرکار و پرتلاش انجام می دهند.
🔹دیروز در فضای مجازی و در اقدامی غیراخلاقی، عکسهایی با هدف حاشیه سازی درباره وزیر راه و شهرسازی منتشر شده است. قطع نظر از اصالت عکسها، انتشار عکسهای خصوصی یک فرد با چه هدفی جز اغراض کثیف سیاسی منتشر می شود.
🔹هجمهها و حملاتی که برخی نیروهای انقلابی را نشانه رفته است برای این است که تصویری ضدمردمی از آنها برای افکار عمومی ایجاد کنند که البته مردم به اخبار غیراخلاقی حساس هستند و تحت تاثیر قرار نمیگیرند.
@NewJournalism
🆔 @commac
🔻مسألهی رهبری (leadership) و جنبشهای اجتماعی جدید در جامعه شبکهای
✍🏻محمد رهبری
🔹رشد و توسعه اینترنت و شبکههای اجتماعی، باعث شکلگیری و تولد جنبشهای اجتماعی جدیدی در همه جوامع شد که مهمترین ویژگی آن، بینیازی از رهبران سیاسی بود. ویژگی «بیرهبر» بودن جنبشهای اجتماعی جدید موضوعی است که کاستلز در کتابهایش چندین بار بر آن تأکید میکند. او میگوید این امر به دلیل بیاعتمادی عمیق اکثر مشارکتکنندگان جنبش نسبت به هرگونه نمایندگی و تفویض قدرت است. همچنین افقی بودن شبکهها، همکاری و همبستگی را تقویت میکند و نیاز به رهبری رسمی را کاهش میدهد. او در یکی دیگر از آثارش در همین زمینه نوشت: «جنبشهای اجتماعی جدید، نیازمند رهبران نیست چرا که هرکس میتواند برای به اشتراکگذاشتن خشم خود به هر کس دیگری دسترسی داشته باشد».
🔸الکساندرا سگربرگ و همکارانش نیز، عقیده دارند که در بسیاری از جنبشهای اعتراضی معاصر هیچ سلسلهمراتب یا هماهنگی سازمانیای وجود ندارد و رسانهها و شبکههای اجتماعی «نقش سازمانهای سیاسی مستقر را ایفا میکنند».
🔹مارگتس و همکارانش نیز در کتاب «آشفتگی سیاسی» نشان دادند که هر فرد از طریق شبکههای اجتماعی اطلاعاتی بهدست میآورد که هزینه هماهنگی و سازماندهی را کم میکند و بر کنش جمعی آنها در محیط آنلاین اثر میگذارد چرا که افراد از طریق این اطلاعات از مشارکت دیگران در جنبش مطلع میشوند. بدین ترتیب، بدون نیاز به یک رهبر سنتی که آغازکننده یک جنبش اعتراضی بزرگ باشد، کاربران از طریق اطلاعاتی که از درون شبکه میگیرند، تشویق به مشارکت میشوند.
🔸این توصیفات در خصوص جنبشهای اعتراضی در یک دهه اخیر در ایران نیز صادق است؛ بسیاری از این اعتراضات نیازی به رهبر سیاسی نداشت و هماهنگی و سازماندهی آن بدون نیاز به هیچ سازمان یا سلسلهمراتبی، از طریق شبکههای اجتماعی صورت میگرفت. اما آیا جنبش اعتراضی اخیر پس از مرگ مهسا امینی نیز بدون رهبر است؟ آیا کسی میتواند رهبری آن را بهدست گیرد؟
🔹برای پاسخ به این سؤالات، ابتدا باید یکی دیگر از ویژگیهای مهم جنبشهای اعتراضی جدید را مدنظر قرار داد. این جنبشها، به نوعی «نه» گفتن به تمام رهبران سیاسی سابق تلقی میشوند. به همین جهت است که میتوان جنبش اعتراضی پس از مرگ مهسا امینی را یک نه به تمام رهبران سیاسی سابق در داخل و خارج تلقی کرد؛ این «نه» فقط به سمت نیروهای سیاسی در داخل نیست، بلکه به سمت اوپوزوسیون خارج از کشور نیز هست که سالها ادعای رهبری معترضان را داشتند و خود را در قامت یک رهبر سیاسی میدیدند اما ناتوان از ساماندهی یک اعتراض ساده بودند.
🔸واقعیت آن است که تولد یک «رهبر انقلابی» در دوران جدید بسیار سختتر از گذشته است. در این دوران، به قول کاستلز، شایعههای شبکهسازیشده دیجیتال، در فضای اینترنت به سرعت گسترش مییابد و این خصیصه جامعه شبکهای است. او میگوید «موثرترین شکل از حمله سیاسی، نابودکردن این اعتماد از طریق تخریب اخلاقی شخصیت و تصویر کسی به عنوان رهبر است» و سیاست رسوایی به علت ایجاد سهولت در تخریب رهبران و زیر سوال بردن جایگاه اخلاقی آنها در میان مردم به راحتی این نوع حمله سیاسی را امکانپذیر کرده است.
🔹مسألهی «اعتماد» یک مسألهی کلیدی است. در جامعه شبکهای، اعتماد به یک رهبر انقلابی سختتر شکلمیگیرد. بهدنبال غلبهی سیاست رسوایی، امکان تولد رهبر انقلابی بسیار دشوارتر گذشته است؛ چرا که به محض آن که یک نفر در میان مردم محبوب شود، گروههای مخالف با آن شخص، نقاط ضعف او را برجسته کرده و اقدام به تخریب وی میکنند و آن را در سطح گسترده منتشر میکنند تا جایگاه اخلاقی آن شخص را تنزل دهند. درنتیجه رهبر کاریزماتیک و انقلابی سختتر از قبل متولد میشود. این درحالی است که همان گونه که بشیریه میگوید، وجود رهبر انقلابی یکی از الزامات تحقق انقلاب در کشورهاست.
🔸در چنین شرایطی، کسی که گذشته مبهم یا سفیدی داشته باشد، شانس بیشتری دارد که مورد اقبال قرار گیرد چرا که امکان رسوا شدنش سختتر است؛ با این حال، همه کنشهای او زیر ذرهبین است و کوچکترین اشتباهی از او میتواند منجر به از دست رفتن اعتبارش شود. به همین جهت پیشبینی این که آیا رهبر انقلابی امکان تولد دارد، سخت است اما میتوان گفت که تحقق این امر دشوارتر از دهههای پیش است.
🔹اما اگر رهبر انقلابی متولد نشود، این اعتراضات به چه سمتی میرود؟ وقوع انقلاب بدون «رهبر» خیلی دور از ذهن است چرا که در هر حال باید فرد یا گروهی باشد که قدرت را در دست بگیرد. بنابراین، در غیاب رهبر انقلابی، اساسا تحقق انقلاب خیلی ضعیف است و حتی اگر حکومت مرکزی نیز بهدلیل بحرانهای پیاپی و اعتراضات شدید اجتماعی، نتواند خود را حفظ کند، فروپاشی دولت (failed state) محتملتر از انقلاب خواهد بود.
📲 @socialMediaAnalysis
🆔 @commac
✍🏻محمد رهبری
🔹رشد و توسعه اینترنت و شبکههای اجتماعی، باعث شکلگیری و تولد جنبشهای اجتماعی جدیدی در همه جوامع شد که مهمترین ویژگی آن، بینیازی از رهبران سیاسی بود. ویژگی «بیرهبر» بودن جنبشهای اجتماعی جدید موضوعی است که کاستلز در کتابهایش چندین بار بر آن تأکید میکند. او میگوید این امر به دلیل بیاعتمادی عمیق اکثر مشارکتکنندگان جنبش نسبت به هرگونه نمایندگی و تفویض قدرت است. همچنین افقی بودن شبکهها، همکاری و همبستگی را تقویت میکند و نیاز به رهبری رسمی را کاهش میدهد. او در یکی دیگر از آثارش در همین زمینه نوشت: «جنبشهای اجتماعی جدید، نیازمند رهبران نیست چرا که هرکس میتواند برای به اشتراکگذاشتن خشم خود به هر کس دیگری دسترسی داشته باشد».
🔸الکساندرا سگربرگ و همکارانش نیز، عقیده دارند که در بسیاری از جنبشهای اعتراضی معاصر هیچ سلسلهمراتب یا هماهنگی سازمانیای وجود ندارد و رسانهها و شبکههای اجتماعی «نقش سازمانهای سیاسی مستقر را ایفا میکنند».
🔹مارگتس و همکارانش نیز در کتاب «آشفتگی سیاسی» نشان دادند که هر فرد از طریق شبکههای اجتماعی اطلاعاتی بهدست میآورد که هزینه هماهنگی و سازماندهی را کم میکند و بر کنش جمعی آنها در محیط آنلاین اثر میگذارد چرا که افراد از طریق این اطلاعات از مشارکت دیگران در جنبش مطلع میشوند. بدین ترتیب، بدون نیاز به یک رهبر سنتی که آغازکننده یک جنبش اعتراضی بزرگ باشد، کاربران از طریق اطلاعاتی که از درون شبکه میگیرند، تشویق به مشارکت میشوند.
🔸این توصیفات در خصوص جنبشهای اعتراضی در یک دهه اخیر در ایران نیز صادق است؛ بسیاری از این اعتراضات نیازی به رهبر سیاسی نداشت و هماهنگی و سازماندهی آن بدون نیاز به هیچ سازمان یا سلسلهمراتبی، از طریق شبکههای اجتماعی صورت میگرفت. اما آیا جنبش اعتراضی اخیر پس از مرگ مهسا امینی نیز بدون رهبر است؟ آیا کسی میتواند رهبری آن را بهدست گیرد؟
🔹برای پاسخ به این سؤالات، ابتدا باید یکی دیگر از ویژگیهای مهم جنبشهای اعتراضی جدید را مدنظر قرار داد. این جنبشها، به نوعی «نه» گفتن به تمام رهبران سیاسی سابق تلقی میشوند. به همین جهت است که میتوان جنبش اعتراضی پس از مرگ مهسا امینی را یک نه به تمام رهبران سیاسی سابق در داخل و خارج تلقی کرد؛ این «نه» فقط به سمت نیروهای سیاسی در داخل نیست، بلکه به سمت اوپوزوسیون خارج از کشور نیز هست که سالها ادعای رهبری معترضان را داشتند و خود را در قامت یک رهبر سیاسی میدیدند اما ناتوان از ساماندهی یک اعتراض ساده بودند.
🔸واقعیت آن است که تولد یک «رهبر انقلابی» در دوران جدید بسیار سختتر از گذشته است. در این دوران، به قول کاستلز، شایعههای شبکهسازیشده دیجیتال، در فضای اینترنت به سرعت گسترش مییابد و این خصیصه جامعه شبکهای است. او میگوید «موثرترین شکل از حمله سیاسی، نابودکردن این اعتماد از طریق تخریب اخلاقی شخصیت و تصویر کسی به عنوان رهبر است» و سیاست رسوایی به علت ایجاد سهولت در تخریب رهبران و زیر سوال بردن جایگاه اخلاقی آنها در میان مردم به راحتی این نوع حمله سیاسی را امکانپذیر کرده است.
🔹مسألهی «اعتماد» یک مسألهی کلیدی است. در جامعه شبکهای، اعتماد به یک رهبر انقلابی سختتر شکلمیگیرد. بهدنبال غلبهی سیاست رسوایی، امکان تولد رهبر انقلابی بسیار دشوارتر گذشته است؛ چرا که به محض آن که یک نفر در میان مردم محبوب شود، گروههای مخالف با آن شخص، نقاط ضعف او را برجسته کرده و اقدام به تخریب وی میکنند و آن را در سطح گسترده منتشر میکنند تا جایگاه اخلاقی آن شخص را تنزل دهند. درنتیجه رهبر کاریزماتیک و انقلابی سختتر از قبل متولد میشود. این درحالی است که همان گونه که بشیریه میگوید، وجود رهبر انقلابی یکی از الزامات تحقق انقلاب در کشورهاست.
🔸در چنین شرایطی، کسی که گذشته مبهم یا سفیدی داشته باشد، شانس بیشتری دارد که مورد اقبال قرار گیرد چرا که امکان رسوا شدنش سختتر است؛ با این حال، همه کنشهای او زیر ذرهبین است و کوچکترین اشتباهی از او میتواند منجر به از دست رفتن اعتبارش شود. به همین جهت پیشبینی این که آیا رهبر انقلابی امکان تولد دارد، سخت است اما میتوان گفت که تحقق این امر دشوارتر از دهههای پیش است.
🔹اما اگر رهبر انقلابی متولد نشود، این اعتراضات به چه سمتی میرود؟ وقوع انقلاب بدون «رهبر» خیلی دور از ذهن است چرا که در هر حال باید فرد یا گروهی باشد که قدرت را در دست بگیرد. بنابراین، در غیاب رهبر انقلابی، اساسا تحقق انقلاب خیلی ضعیف است و حتی اگر حکومت مرکزی نیز بهدلیل بحرانهای پیاپی و اعتراضات شدید اجتماعی، نتواند خود را حفظ کند، فروپاشی دولت (failed state) محتملتر از انقلاب خواهد بود.
📲 @socialMediaAnalysis
🆔 @commac
🎯 کلانتاريخ چه چيزهایی را از قلم میاندازد؟
— کتابهایی که میخواهند تاريخ بشر را از مهبانگ تا قيامت روايت کنند جذاباند، اما فايدهای هم دارند؟
📍کلانتاریخ سی سال پیش بهیکباره پا به عرصه گذاشت، آن هم با این نوید که با ترسیم موقعیت گذشتۀ انسان در شرحی کلنگرانه و در مقیاس کیهانی، به رشتۀ کسالتبار و بیشازحد تخصصیِ تاریخ جان تازهای ببخشد. کلانتاریخ قصد داشت داستانی از حیات ارائه دهد که با آمیزهای از کیهانشناسی، زمینشناسی، زیستشناسی تکاملی، باستانشناسی و انسانشناسی بتوان آن را فهمید. این داستان جهانی، بهنوبۀ خود، چارچوب اولیهای در اختیار دانشجویان میگذارد که در مطالعات بعدی -و البته در خودِ زندگی- به کارشان میآید. کلانتاریخ این نوید را هم میداد که خلأ هستیشناختیِ بهجایمانده از افول آشکار باورهای مذهبی را پر کند. حالا پس از سه دهه، فرصت مناسبی است که عملکرد کلانتاریخ تا کنون را بررسی کنیم.
دیوید کریسشن بحث دربارۀ آنچه را «کلانتاریخ» میخواند نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در مقالهای در ژورنال آو ورلد هیستوری مطرح کرد. مبنای بحث او درسی میانرشتهای بود که در دانشگاه مککواری در سیدنی تدریس میکرد. این واحد درسی قرار بود موقعیت تاریخ بشر را در روایت تاریخیِ عظیمی ترسیم کند که از یک سو تا زمان پیدایش کیهان در مهبانگ به عقب برمیگردد و از سوی دیگر تا زمان حال و پیشرفت آیندۀ گونۀ انسان امتداد مییابد. این واحد درسی وعده میداد که با تمرکز بر نمای کلی و چیزهایی که، بهجای تفرقهافکنی، مایۀ اتحاد انسانها با هم شدهاند، نحوۀ تدریس تاریخ به دانشجویان را دگرگون کند.
حالا این رشته به خوبی جا افتاده است. سخنرانی کریسشن در مراسم تِد که در آن روایت کلانتاریخ را فقط در ۱۸ دقیقه خلاصه میکند، از سال ۲۰۱۱ تاکنون، بیش از ۱۲ میلیون بار دیده شده است. کلانتاریخ چنان وجهۀ خوبی کسب کرده که علاقۀ بیل گیتس را هم به خود جلب کرده است.
۴۵۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۲۷ دقيقه
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10700/
✅ @commac
— کتابهایی که میخواهند تاريخ بشر را از مهبانگ تا قيامت روايت کنند جذاباند، اما فايدهای هم دارند؟
📍کلانتاریخ سی سال پیش بهیکباره پا به عرصه گذاشت، آن هم با این نوید که با ترسیم موقعیت گذشتۀ انسان در شرحی کلنگرانه و در مقیاس کیهانی، به رشتۀ کسالتبار و بیشازحد تخصصیِ تاریخ جان تازهای ببخشد. کلانتاریخ قصد داشت داستانی از حیات ارائه دهد که با آمیزهای از کیهانشناسی، زمینشناسی، زیستشناسی تکاملی، باستانشناسی و انسانشناسی بتوان آن را فهمید. این داستان جهانی، بهنوبۀ خود، چارچوب اولیهای در اختیار دانشجویان میگذارد که در مطالعات بعدی -و البته در خودِ زندگی- به کارشان میآید. کلانتاریخ این نوید را هم میداد که خلأ هستیشناختیِ بهجایمانده از افول آشکار باورهای مذهبی را پر کند. حالا پس از سه دهه، فرصت مناسبی است که عملکرد کلانتاریخ تا کنون را بررسی کنیم.
دیوید کریسشن بحث دربارۀ آنچه را «کلانتاریخ» میخواند نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در مقالهای در ژورنال آو ورلد هیستوری مطرح کرد. مبنای بحث او درسی میانرشتهای بود که در دانشگاه مککواری در سیدنی تدریس میکرد. این واحد درسی قرار بود موقعیت تاریخ بشر را در روایت تاریخیِ عظیمی ترسیم کند که از یک سو تا زمان پیدایش کیهان در مهبانگ به عقب برمیگردد و از سوی دیگر تا زمان حال و پیشرفت آیندۀ گونۀ انسان امتداد مییابد. این واحد درسی وعده میداد که با تمرکز بر نمای کلی و چیزهایی که، بهجای تفرقهافکنی، مایۀ اتحاد انسانها با هم شدهاند، نحوۀ تدریس تاریخ به دانشجویان را دگرگون کند.
حالا این رشته به خوبی جا افتاده است. سخنرانی کریسشن در مراسم تِد که در آن روایت کلانتاریخ را فقط در ۱۸ دقیقه خلاصه میکند، از سال ۲۰۱۱ تاکنون، بیش از ۱۲ میلیون بار دیده شده است. کلانتاریخ چنان وجهۀ خوبی کسب کرده که علاقۀ بیل گیتس را هم به خود جلب کرده است.
۴۵۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۲۷ دقيقه
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10700/
✅ @commac
👍1
رایزنی؛ مهارت کلیدی برای روابط عمومی
امیرحسین قاضی
برای موفقیت در روابط عمومی باید مهارتی همهجانبه داشت. از تحقیق و جستوجو گرفته تا نویسندگی، تفکر انتقادی، خلاقیت در تصمیمگیری و ایجاد ارتباط موثر. علاوهبر این لیست، توانایی رایزنی، مهارت مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود.
رایزنی یعنی تبادل نظر برای رسیدن به نتیجهای که برای هر دو طرف سودمند است.
ادامه در اینجا ...
✅ @commac
امیرحسین قاضی
برای موفقیت در روابط عمومی باید مهارتی همهجانبه داشت. از تحقیق و جستوجو گرفته تا نویسندگی، تفکر انتقادی، خلاقیت در تصمیمگیری و ایجاد ارتباط موثر. علاوهبر این لیست، توانایی رایزنی، مهارت مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود.
رایزنی یعنی تبادل نظر برای رسیدن به نتیجهای که برای هر دو طرف سودمند است.
ادامه در اینجا ...
✅ @commac
🔹 پایش شبکه های اجتماعی
به طور کلی پایش یا شنود شبکههای مختلف اجتماعی یک اقدام دو مرحلهای است:
مرحله یک: مانیتورینگ، که به مرحله جمعآوری اطلاعات گفته میشود.
مرحله دوم: آنالیز و سپس اقدامی است که بر اساس اطلاعات انجام میشود.
شنود شبکه های اجتماعی چیزی فراتر از اعداد و ارقام است و به شما کمک میکند که از احساس مردم نسبت به خود و رقبا مطلع شوید و به نظرات مثبت و منفی پاسخ مناسب دهید.
https://newsbx.com/customer-support/social-listening-tool/
✅ @commac
به طور کلی پایش یا شنود شبکههای مختلف اجتماعی یک اقدام دو مرحلهای است:
مرحله یک: مانیتورینگ، که به مرحله جمعآوری اطلاعات گفته میشود.
مرحله دوم: آنالیز و سپس اقدامی است که بر اساس اطلاعات انجام میشود.
شنود شبکه های اجتماعی چیزی فراتر از اعداد و ارقام است و به شما کمک میکند که از احساس مردم نسبت به خود و رقبا مطلع شوید و به نظرات مثبت و منفی پاسخ مناسب دهید.
https://newsbx.com/customer-support/social-listening-tool/
✅ @commac
فرهنگ گفتگو
📝منصور ساعی
گفتگو یا دیالوگ متضاد مونولوگ یا تک گویی است. در مونولوگ یک فرد یا سیستم به صورت مقتدرانه، اندیشه دیگران را تخطئه می کند و آنان را به سکوت فرا می خواند. مونولوگ انکار این واقعیت است که در بیرون از «من» ممکن است آگاهی و اندیشه دیگری وجود داشته باشد که به اندازه شناخت من معتبر بوده و توان پاسخ داشته باشد.مونولوگ به انکار دیگری و استقلال و کفایت آن به عنوان یک اندیشه و و باور مستقل بر میخیزد.براین اساس خود را کامل و کافی می پندارد و گوش شنوایی برای شنیدن و چشم بینایی برای دیدن دیگری ندارد.گفتگو عکس مونولوگ است.
🔹وقتی ما از کنش ارتباطات گفتگو محور و گفتگو صحبت می کنیم، باید در نظر بگیریم که گفتگو یک فرهنگ است همانطور که مونولوگ یک فرهنگ است. اینطور نیست که گفتگو یکدفعه و فلبداهه در جامعه ایجاد شود. گفتگو یک فرهنگ و رفتار فرهنگی است که متاثر از کارکرد همه نهادهای اجتماعی است.
🔹اینکه نهادهای اجتماعی و دولت چقدر عملکرد گفتگومحور دارند که آن را به سایر نهادهای اجتماعی سرایت بدهد. یا اساسا چقدر این فرهنگ در نهادها و رسانه ها رسمی جریان دارد؟
🔹 چقدر فرهنگ گفتگو بین کارگزاران حکومتی و شهروندان وجود دارد؟ سبک ارتباطات حکومت با مردم به چه شکل است؟ آیا عمدتا به سبک آمرانه و عمودی است یا گفتگویی و مذاکره ای؟ اساسا اصلا گفتگویی وجود دارد یا مدام تهدید و هشدار و ترساندن است که استفاده می شود؟
🔹 این همان اتمسفر و بستر اجتماعی و سیاسی گفتگو است که آن را به صورت یک فرهنگ در می آورد و این فرهنگ می تواند در جامعه و خانواده و سایر خرده نظام های اجتماعی سرایت پیدا کند، یاد گرفته و تمرین شود.
🔹یکی از راهکارهای ترویج و تشویق گفتگو در جامعه «ترویج گفتگو به عنوان یک راهبرد ارتباطی برنده در تعاملات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» است. یکی از چالش های نظام فرهنگی و تربیتی و سیاسی جامعه ایرانی این است که گفتگو را به عنوان یک راهبرد رفتاری موفق و برنده به دولت و جامعه القا نمی کند. اتفاقا به ما یاد می دهد که هر کسی اهل گفتگو است، بازنده است.
🔹در واقع نظام فرهنگی به ما یاد می دهد که آدم های اهل گفتگو و مدارا، انسان های صادق و یکرو، ساده لوح و خوش باور و مهربانند اما در جامعه برای اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند باید زرنگ و دورو و پررو باشند.تنها به منافع خود فکر کنند نه منافع جمعی و توافق و رضایت جمعی.
🔹 متاسفانه در گفتمان سیاسی و فرهنگی ایران، گفتگو به مثابه برگ برنده در تعاملات خرد و کلان اجتماعی و سیاسی معرفی نمی شود.
#کافه_ارتباطات
@coffee_comm
🆔 @commac
📝منصور ساعی
گفتگو یا دیالوگ متضاد مونولوگ یا تک گویی است. در مونولوگ یک فرد یا سیستم به صورت مقتدرانه، اندیشه دیگران را تخطئه می کند و آنان را به سکوت فرا می خواند. مونولوگ انکار این واقعیت است که در بیرون از «من» ممکن است آگاهی و اندیشه دیگری وجود داشته باشد که به اندازه شناخت من معتبر بوده و توان پاسخ داشته باشد.مونولوگ به انکار دیگری و استقلال و کفایت آن به عنوان یک اندیشه و و باور مستقل بر میخیزد.براین اساس خود را کامل و کافی می پندارد و گوش شنوایی برای شنیدن و چشم بینایی برای دیدن دیگری ندارد.گفتگو عکس مونولوگ است.
🔹وقتی ما از کنش ارتباطات گفتگو محور و گفتگو صحبت می کنیم، باید در نظر بگیریم که گفتگو یک فرهنگ است همانطور که مونولوگ یک فرهنگ است. اینطور نیست که گفتگو یکدفعه و فلبداهه در جامعه ایجاد شود. گفتگو یک فرهنگ و رفتار فرهنگی است که متاثر از کارکرد همه نهادهای اجتماعی است.
🔹اینکه نهادهای اجتماعی و دولت چقدر عملکرد گفتگومحور دارند که آن را به سایر نهادهای اجتماعی سرایت بدهد. یا اساسا چقدر این فرهنگ در نهادها و رسانه ها رسمی جریان دارد؟
🔹 چقدر فرهنگ گفتگو بین کارگزاران حکومتی و شهروندان وجود دارد؟ سبک ارتباطات حکومت با مردم به چه شکل است؟ آیا عمدتا به سبک آمرانه و عمودی است یا گفتگویی و مذاکره ای؟ اساسا اصلا گفتگویی وجود دارد یا مدام تهدید و هشدار و ترساندن است که استفاده می شود؟
🔹 این همان اتمسفر و بستر اجتماعی و سیاسی گفتگو است که آن را به صورت یک فرهنگ در می آورد و این فرهنگ می تواند در جامعه و خانواده و سایر خرده نظام های اجتماعی سرایت پیدا کند، یاد گرفته و تمرین شود.
🔹یکی از راهکارهای ترویج و تشویق گفتگو در جامعه «ترویج گفتگو به عنوان یک راهبرد ارتباطی برنده در تعاملات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» است. یکی از چالش های نظام فرهنگی و تربیتی و سیاسی جامعه ایرانی این است که گفتگو را به عنوان یک راهبرد رفتاری موفق و برنده به دولت و جامعه القا نمی کند. اتفاقا به ما یاد می دهد که هر کسی اهل گفتگو است، بازنده است.
🔹در واقع نظام فرهنگی به ما یاد می دهد که آدم های اهل گفتگو و مدارا، انسان های صادق و یکرو، ساده لوح و خوش باور و مهربانند اما در جامعه برای اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند باید زرنگ و دورو و پررو باشند.تنها به منافع خود فکر کنند نه منافع جمعی و توافق و رضایت جمعی.
🔹 متاسفانه در گفتمان سیاسی و فرهنگی ایران، گفتگو به مثابه برگ برنده در تعاملات خرد و کلان اجتماعی و سیاسی معرفی نمی شود.
#کافه_ارتباطات
@coffee_comm
🆔 @commac
نسبت قدرت سیاسی و گفتوگو
📝منصور ساعی هم میهن، چهارشنبه11 آبان
🔹عنصر مهم در تولید و ترویج گفتوگو در همه جوامع، قدرت سیاسی است. در دولتهای دموکراتیک به دلیل وجود بازیگران متعدد در عرصه حکمرانی، تفکیک قوا و نقشآفرینی نهادهای علمی، مدنی، خانواده، احزاب و رسانهها، پذیرش تنوع و تکثر دیدگاهها و تفاوتها، گفتوگو و کنشهای ارتباطی و گفتوگویی، رسمیتیافته و تصمیمها، برنامهها و کنشگریهای اجتماعی و سیاسی با مکانیسم گفتوگو صورت میگیرد. یعنی زمینههای سیاسی و اجتماعی گفتوگو در یک ساختار دموکراتیک وجود دارد و اصولا اعمال قدرت، تدوین قوانین و اداره جامعه، آموزش و نظایر آن به شیوه ارتباطات افقی، گفتوگو و مفاهمه دولت و شهروندان پیش میرود. چون قدرت سیاسی مدافع و زمینهساز گفتوگو است، جامعه و شهروندان نیز متاثر از ساختارهای کلان به راهبرد تعامل، همزیستی، تحمل دیگری و گفتوگو روی میآورند. اما در ساختارهای اقتدارگرا، دولت یکهتاز عرصه حکمرانی و اعمالقدرت است، نیازی به گفتوگو نمیبیند و از تمام فرآیندها، نهادها و عرصهها ازجمله نظام آموزش، خانواده، شهر و رسانه برای بازتولید ساختار، الگوی ارتباطات و تصمیمگیری آمرانه و عمودی بهره میبرد و ترویج و تشویق گفتوگو جایگاهی ندارد.
🔹در ایران از دوران کهن تاکنون، قدرت سیاسی سعی در تصاحب و بهدست گرفتن سرنوشت تمام عرصهها، نهاهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و توسعه جغرافیایی نفوذ خود در همه ارکان آن داشته و البته نهاد فرهنگ بهعنوان نهاد مولد آرزو، آرمان و فکر هم از آن بینصیب نبوده است.
🔹میدانیم که در دوران مدرن امروزی، نهادهای فرهنگی، نخبگان و کنشگران عرصه فرهنگ، مولد و پردازشگر آرمان، ایده و آرزو هستند که مکانیسم پذیرش و نقد یک آرمان و ایده هم است. جامعه، شهر، دانشگاه، کافه و خانواده میدانمصرف، مبادله و گفتوگو در مورد این آرمانها، ایدهها و آرزوها هستند. در یک جامعه دموکراتیک، مسئولیت تولید آرمانها به شکل طبیعی روشنفکران، فیلسوفان، پژوهشگران، دانشگاهیان، نویسندگان، ادیبان، شاعران و روزنامهنگاران هستند اما در ساختارهای سیاسی ما این مولدان فرهنگ، آرمان و گفتوگو حذف یا به حاشیه رانده میشوند و دولت و سیاست به منبعاصلی تولید، کنترل و پایش آرمانها تبدیل میشوند. دولت ما از عرصه تولید فرهنگ و آرمان ( دانشگاه، انجمن، حزب و...) و ابزارهای فرهنگی (تریبونها و رسانهها) نه برای شکلگیری و ترویج گفتوگو، بلکه برای تولید و بازتولید آرمانهای خود در قالب موعظه، نصیحت و مدح استفاده میکند، حتی بیلبوردهای شهری، پل و خیابانها را هم به مکانی برای خودنمایی و ترویج آرمانهای دولت تبدیل کرده است. در چنین شرایط یکسویهای، بستر و زمینهای برای خلق آرمان، فکر و گفتوگو وجود ندارد؛ چون ایدهها و آرمانهای جدیدی تولید نمیشود بلکه تنها یک ایده و نگاه به روشها و در قالبهای مختلف ترویج میشود. جامعه، خانواده و شهر بهعنوان میدانمصرف این آرمانهای تکراری، چیز جدیدی برای بحث و گفتوگو ندارند.
🔹در عرصه خلق و توسعه گفتوگو، گرچه کار دولت وحکمرانی، زمینهسازی برای گفتوگو است، اما باید نقش نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مولد، توسعه دهنده و پشتیبان گفتوگو را بهرسمیت بشناسد. نهاد فرهنگ، کارش تعریف آرمان و آرزوهاست. نهاد اجتماع ازطریق مکانیسم گفتوگو در خانواده، مدرسه و نهاهایمدنی به درونی کردن آن آرمانها در افراد میپردازد. نهاد اقتصاد به استخراج منابع اقتصادی و خلق ثروت برای پشتیبانی و نیل به این آرمانها میپردازد. اما مسئولیت نهاد سیاست، تدوین قوانین، برنامهها، مدیریت و هماهنگ کردن منابع و نهادها برای تحقق آرمانهاست. حال چه اتفاقی در جامعه ایران افتاده است؟
🔹نهاد سیاست، نقش و کارکرد تمام این نهادها را تصاحب کرده است. سیاست میخواهد هم خودش آرمان تعریف کند، هم آن را درونی کند، هم منابع اقتصادی تحقق آرمانها را خود تامین میکند. آرمانهای موجود در جامعه، کتابهای درسی فرزندان، محتوای برنامههای رسانهای و بیلبورد و جشنواره را اهل فرهنگ تعریف نکردهاند، سیاسیون تعریف کردهاند. برای خلق و توسعه گفتوگو، سیاسیون باید منابع مولد آرمان، فکر و رویاها را بهرسمیت بشناسند و زمینه حضور و کنشگری آنان را در توسعه گفتوگو در جامعه فراهم کنند.
https://hammihanonline.ir/news/24-hours/nsbt-qdrt-syasy-w-gft-wgw
#کافه_ارتباطات
#گفتگو
#قدرت_سیاسی
@coffee_comm
🆔 @commac
📝منصور ساعی هم میهن، چهارشنبه11 آبان
🔹عنصر مهم در تولید و ترویج گفتوگو در همه جوامع، قدرت سیاسی است. در دولتهای دموکراتیک به دلیل وجود بازیگران متعدد در عرصه حکمرانی، تفکیک قوا و نقشآفرینی نهادهای علمی، مدنی، خانواده، احزاب و رسانهها، پذیرش تنوع و تکثر دیدگاهها و تفاوتها، گفتوگو و کنشهای ارتباطی و گفتوگویی، رسمیتیافته و تصمیمها، برنامهها و کنشگریهای اجتماعی و سیاسی با مکانیسم گفتوگو صورت میگیرد. یعنی زمینههای سیاسی و اجتماعی گفتوگو در یک ساختار دموکراتیک وجود دارد و اصولا اعمال قدرت، تدوین قوانین و اداره جامعه، آموزش و نظایر آن به شیوه ارتباطات افقی، گفتوگو و مفاهمه دولت و شهروندان پیش میرود. چون قدرت سیاسی مدافع و زمینهساز گفتوگو است، جامعه و شهروندان نیز متاثر از ساختارهای کلان به راهبرد تعامل، همزیستی، تحمل دیگری و گفتوگو روی میآورند. اما در ساختارهای اقتدارگرا، دولت یکهتاز عرصه حکمرانی و اعمالقدرت است، نیازی به گفتوگو نمیبیند و از تمام فرآیندها، نهادها و عرصهها ازجمله نظام آموزش، خانواده، شهر و رسانه برای بازتولید ساختار، الگوی ارتباطات و تصمیمگیری آمرانه و عمودی بهره میبرد و ترویج و تشویق گفتوگو جایگاهی ندارد.
🔹در ایران از دوران کهن تاکنون، قدرت سیاسی سعی در تصاحب و بهدست گرفتن سرنوشت تمام عرصهها، نهاهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و توسعه جغرافیایی نفوذ خود در همه ارکان آن داشته و البته نهاد فرهنگ بهعنوان نهاد مولد آرزو، آرمان و فکر هم از آن بینصیب نبوده است.
🔹میدانیم که در دوران مدرن امروزی، نهادهای فرهنگی، نخبگان و کنشگران عرصه فرهنگ، مولد و پردازشگر آرمان، ایده و آرزو هستند که مکانیسم پذیرش و نقد یک آرمان و ایده هم است. جامعه، شهر، دانشگاه، کافه و خانواده میدانمصرف، مبادله و گفتوگو در مورد این آرمانها، ایدهها و آرزوها هستند. در یک جامعه دموکراتیک، مسئولیت تولید آرمانها به شکل طبیعی روشنفکران، فیلسوفان، پژوهشگران، دانشگاهیان، نویسندگان، ادیبان، شاعران و روزنامهنگاران هستند اما در ساختارهای سیاسی ما این مولدان فرهنگ، آرمان و گفتوگو حذف یا به حاشیه رانده میشوند و دولت و سیاست به منبعاصلی تولید، کنترل و پایش آرمانها تبدیل میشوند. دولت ما از عرصه تولید فرهنگ و آرمان ( دانشگاه، انجمن، حزب و...) و ابزارهای فرهنگی (تریبونها و رسانهها) نه برای شکلگیری و ترویج گفتوگو، بلکه برای تولید و بازتولید آرمانهای خود در قالب موعظه، نصیحت و مدح استفاده میکند، حتی بیلبوردهای شهری، پل و خیابانها را هم به مکانی برای خودنمایی و ترویج آرمانهای دولت تبدیل کرده است. در چنین شرایط یکسویهای، بستر و زمینهای برای خلق آرمان، فکر و گفتوگو وجود ندارد؛ چون ایدهها و آرمانهای جدیدی تولید نمیشود بلکه تنها یک ایده و نگاه به روشها و در قالبهای مختلف ترویج میشود. جامعه، خانواده و شهر بهعنوان میدانمصرف این آرمانهای تکراری، چیز جدیدی برای بحث و گفتوگو ندارند.
🔹در عرصه خلق و توسعه گفتوگو، گرچه کار دولت وحکمرانی، زمینهسازی برای گفتوگو است، اما باید نقش نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مولد، توسعه دهنده و پشتیبان گفتوگو را بهرسمیت بشناسد. نهاد فرهنگ، کارش تعریف آرمان و آرزوهاست. نهاد اجتماع ازطریق مکانیسم گفتوگو در خانواده، مدرسه و نهاهایمدنی به درونی کردن آن آرمانها در افراد میپردازد. نهاد اقتصاد به استخراج منابع اقتصادی و خلق ثروت برای پشتیبانی و نیل به این آرمانها میپردازد. اما مسئولیت نهاد سیاست، تدوین قوانین، برنامهها، مدیریت و هماهنگ کردن منابع و نهادها برای تحقق آرمانهاست. حال چه اتفاقی در جامعه ایران افتاده است؟
🔹نهاد سیاست، نقش و کارکرد تمام این نهادها را تصاحب کرده است. سیاست میخواهد هم خودش آرمان تعریف کند، هم آن را درونی کند، هم منابع اقتصادی تحقق آرمانها را خود تامین میکند. آرمانهای موجود در جامعه، کتابهای درسی فرزندان، محتوای برنامههای رسانهای و بیلبورد و جشنواره را اهل فرهنگ تعریف نکردهاند، سیاسیون تعریف کردهاند. برای خلق و توسعه گفتوگو، سیاسیون باید منابع مولد آرمان، فکر و رویاها را بهرسمیت بشناسند و زمینه حضور و کنشگری آنان را در توسعه گفتوگو در جامعه فراهم کنند.
https://hammihanonline.ir/news/24-hours/nsbt-qdrt-syasy-w-gft-wgw
#کافه_ارتباطات
#گفتگو
#قدرت_سیاسی
@coffee_comm
🆔 @commac
✅ تصویر جنجالی تلگرام در آپدیت جدید
کاربرانی که تلگرام خود را به روزرسانی کردند پیام و تصویر جدیدی از تلگرام دریافت می کنند که با دقت بیشتر روی اجزای آن، نکات رمزآلود عجیبی به ذهن متبادر می شود. کانال آکادمی ارتباطات از منظر نشانه شناسی نگاهی به این تصویر دارد:
دختری با مچبندی به شکل پرچم ایران در میزی با طرح هالووین که نمادی از مرگ و ترس است مقابل مردی نشسته بین آنها گرگی است که از اختلاف این دو نفع می برد. زیر پای آنها زمین ترک خورده روی آتش است. این دختر البته جاروی جادویی پرواز هم با خودش دارد.
گربه، نماد ایران، چشم امیدش به آن دختر است. آن دختر لباس بنفش، رنگ خاندان سلطنتی بریتانیا بر تن دارد.
میز وسطی که شکل قلب است به عنوان نماد زندگی و میز سوم که نمادی از بازارهای مالی و سهام جهان است.خرسی که در حال انجام معاملات ارز دیجیتال است. گاوی که دست در بازار سرمایه دارد و مقابل هم قرار دارند شاید به نوعی آمریکا و روسیه تعبیر بشود. روی میز هم دلارهای وجود دارد که نشان از اقتصاد آزاد آمریکاست. بنابراین شاید این قسمت سوم را هم بتوان به عنوان آزادی تعبیر کرد.
البته این همه ماجرا نیست...
@CommaC
کاربرانی که تلگرام خود را به روزرسانی کردند پیام و تصویر جدیدی از تلگرام دریافت می کنند که با دقت بیشتر روی اجزای آن، نکات رمزآلود عجیبی به ذهن متبادر می شود. کانال آکادمی ارتباطات از منظر نشانه شناسی نگاهی به این تصویر دارد:
دختری با مچبندی به شکل پرچم ایران در میزی با طرح هالووین که نمادی از مرگ و ترس است مقابل مردی نشسته بین آنها گرگی است که از اختلاف این دو نفع می برد. زیر پای آنها زمین ترک خورده روی آتش است. این دختر البته جاروی جادویی پرواز هم با خودش دارد.
گربه، نماد ایران، چشم امیدش به آن دختر است. آن دختر لباس بنفش، رنگ خاندان سلطنتی بریتانیا بر تن دارد.
میز وسطی که شکل قلب است به عنوان نماد زندگی و میز سوم که نمادی از بازارهای مالی و سهام جهان است.خرسی که در حال انجام معاملات ارز دیجیتال است. گاوی که دست در بازار سرمایه دارد و مقابل هم قرار دارند شاید به نوعی آمریکا و روسیه تعبیر بشود. روی میز هم دلارهای وجود دارد که نشان از اقتصاد آزاد آمریکاست. بنابراین شاید این قسمت سوم را هم بتوان به عنوان آزادی تعبیر کرد.
البته این همه ماجرا نیست...
@CommaC
👍4
🩸 دستهبندي بحرانهاي سياسي
🔸لوسين پاي بحرانهاي سياسي را به شش دسته تقسيم ميكند:
@CommaC
بحران مشروعيت1
بحران نفوذ 2
بحران ادغام 3
بحران مشاركت4
بحران توزيع5
بحران هويت6
معادل های انگلیسی
1. Legitimacy.
2. Penetration.
3. Merger.
4. Participation.
5. Distribution.
6. Identity.
منبع: برتران بديع، توسعه سياسي، ترجمه: احمد نقيبزاده، صص 1 ـ 70.
@CommaC
لوسین پای یا لوشن پای (1921-2008) Lucian W. Pye شرق شناس و صاحبنظر سیاسی بود که در زمینهٔ روانشناسی سیاسی و فرهنگ سیاسی شناخته می شود.
🔸لوسين پاي بحرانهاي سياسي را به شش دسته تقسيم ميكند:
@CommaC
بحران مشروعيت1
بحران نفوذ 2
بحران ادغام 3
بحران مشاركت4
بحران توزيع5
بحران هويت6
معادل های انگلیسی
1. Legitimacy.
2. Penetration.
3. Merger.
4. Participation.
5. Distribution.
6. Identity.
منبع: برتران بديع، توسعه سياسي، ترجمه: احمد نقيبزاده، صص 1 ـ 70.
@CommaC
لوسین پای یا لوشن پای (1921-2008) Lucian W. Pye شرق شناس و صاحبنظر سیاسی بود که در زمینهٔ روانشناسی سیاسی و فرهنگ سیاسی شناخته می شود.