Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 مسدود کردن دوربینهای واگن قطار مترو با نوار بهداشتی
«گزارش ارسالی به بیدارزنی»
«روزهای ۲۴ و ۲۵ آبان، علاوه بر محلاتی که قبلا کمتر شلوغ بودن (مثل شهرکغرب و...)، اعتراضات در مترو هم شکل گرفت. روز سهشنبه مامورهای امنیتی، لباس شخصی و گارد ضد شورش با حمله به داخل مترو و حتی واگنها، شکل دیگری از وحشیگری رو خلق کردند. هیچکس باورش نمیشد که داخل واگن سربسته، اشکآور زدن، همه حیرت کرده بودن که واقعا بین افتادن زیر ریل و تکهتکه شدن و یا دستگیری و ضربوشتم تو باریکهی محوطهی مترو، هیچ راه دیگری نمونده.
دیروز با وجود جو امنیتی تهران، اما از بازارآهن شادآباد تا قلعهحسنخان و شریعتی، اعتراضات شکل گرفت و #اعتصاب_سراسری سر جاش بود. خیلی از مردم هنوز هم برای فرار از نیروی ضدشورش داخل متروها پناه میارن. که این رویه باگ امنیتی داره. از تعدد دوربینها تا شناسایی با کارت شارژ مترو تا فضای بستهای که مایهی بازداشت و رصد افراد هست، گریبان معترضها رو میگیره. بهتره که حداقل مامور امنیتی دنبال ما نباشه و به ایستگاه مترو به چشم نقطهی امن و گریزگاه نگاه نکنیم.
اما در کنار این وضع، علیرغم حملات روز سهشنبه در واگنهای مترو، دیروز با چهرهی دیگری از مترو روبهرو شدم. اکثر واگنها به علت شعارنویسی بسیار زیاد، از دسترس خارج شدن. به گفتهی زنان و مردان دستفروش در مترو، تلاش چند ساعتهی کارکنان مترو برای پاک کردن شعارها بدون ثمر بوده و در نهایت بعد از تاخیرهای زیاد قطارها، به این نتیجه رسیدن که واگنها رو باید جایگزین کنن.
تو متروی میدون صنعت، حوالی ساعت ۷، حملهی اراذل و اوباش امنیتی به داخل مترو شروع شد. مردم همهمه میکردن که ایستگاههای میدون حر و هفتتیر، وضع خیلی بدتره. خیلی از معترضها خودشون رو برای دوری از محل اعتراضات (شهرک غرب و بلوار دادمان) به داخل مترو رسونده بودن. مامورهای مترو، لباسشخصیها و ضدشورش داخل واگنها رو رصد میکردن. قبل از اینکه قطار حرکت کنه، یکی از زنان حاضر در واگن گفت:
«یعنی هیچی نداریم این دوربینهای بیصاحاب رو بپوشونیم لااقل؟»
یکی گفت: «نوار چسب برق، از این سیاهها اگر بود، خوب بود». دختر دیگری گفت: «نداریم ولی نوار بهداشتی دارم، هم میپوشونه هم چسب داره!»
قبل از اتمام جمله، کار تقریبا تمام شده بود! حداقل ۴ تا دوربین در راهروی متصل «واگن زنان و مختلط» با نوار پوشونده شد!
دوام چسبها زیاد نبود و بعد پنجدقیقه باید دوباره محکم میشد. اما این حرکت خودانگیخته برای من خیلی جدید بود. تمام زنانی که در اون واگن بودن، میدونستن که تصاویرشون قبل از ورود به واگن ثبت شده. میدونستن وقتی نوار رو میبرن بچسبونن، باز هم چهرهشون ثبت میشه. اونها میدونستن که ای کاش «هکرها»یی بودن که لااقل این سه روز اعتصاب سراسری، حافظه دوربینها رو هک و کلیر کنن. اما دنبال لااقل ۵ دقیقه فریاد و پایکوبی بدون دوربین مدار بسته بودن.
وقتی دوربینها پوشیده شد، کار تمام نشد! شعارهای خیابان به داخل واگن کشیده شد:
▪️زن، زندگی، آزادی
▪️امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه
▪️هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منم
▪️مرگ بر خامنهای...
این وسط من هم شعاری دادم که همراهی زنان با اون، اندازهی پخش «سرود زن» از گوشی یک دختر و همخوانی دختران نوجوان باهاش، حالم رو جا آورد:
▪️مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر».
از همه بهتر، ورود مردم از ایستگاههای دیگه بود. وقتی وارد واگن میشدن، دوربینهای پوشیده و زنان سرودخوانی رو میدیدن که به اندازهی چند دقیقه، تمام فضا رو متعلق به خودشون کرده بودن. فضایی متعلق به «زن، زندگی، آزادی».
#زن_زندگی_آزادی
#قیام_ژینا
#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_و_خشونت
@bidarzani
«گزارش ارسالی به بیدارزنی»
«روزهای ۲۴ و ۲۵ آبان، علاوه بر محلاتی که قبلا کمتر شلوغ بودن (مثل شهرکغرب و...)، اعتراضات در مترو هم شکل گرفت. روز سهشنبه مامورهای امنیتی، لباس شخصی و گارد ضد شورش با حمله به داخل مترو و حتی واگنها، شکل دیگری از وحشیگری رو خلق کردند. هیچکس باورش نمیشد که داخل واگن سربسته، اشکآور زدن، همه حیرت کرده بودن که واقعا بین افتادن زیر ریل و تکهتکه شدن و یا دستگیری و ضربوشتم تو باریکهی محوطهی مترو، هیچ راه دیگری نمونده.
دیروز با وجود جو امنیتی تهران، اما از بازارآهن شادآباد تا قلعهحسنخان و شریعتی، اعتراضات شکل گرفت و #اعتصاب_سراسری سر جاش بود. خیلی از مردم هنوز هم برای فرار از نیروی ضدشورش داخل متروها پناه میارن. که این رویه باگ امنیتی داره. از تعدد دوربینها تا شناسایی با کارت شارژ مترو تا فضای بستهای که مایهی بازداشت و رصد افراد هست، گریبان معترضها رو میگیره. بهتره که حداقل مامور امنیتی دنبال ما نباشه و به ایستگاه مترو به چشم نقطهی امن و گریزگاه نگاه نکنیم.
اما در کنار این وضع، علیرغم حملات روز سهشنبه در واگنهای مترو، دیروز با چهرهی دیگری از مترو روبهرو شدم. اکثر واگنها به علت شعارنویسی بسیار زیاد، از دسترس خارج شدن. به گفتهی زنان و مردان دستفروش در مترو، تلاش چند ساعتهی کارکنان مترو برای پاک کردن شعارها بدون ثمر بوده و در نهایت بعد از تاخیرهای زیاد قطارها، به این نتیجه رسیدن که واگنها رو باید جایگزین کنن.
تو متروی میدون صنعت، حوالی ساعت ۷، حملهی اراذل و اوباش امنیتی به داخل مترو شروع شد. مردم همهمه میکردن که ایستگاههای میدون حر و هفتتیر، وضع خیلی بدتره. خیلی از معترضها خودشون رو برای دوری از محل اعتراضات (شهرک غرب و بلوار دادمان) به داخل مترو رسونده بودن. مامورهای مترو، لباسشخصیها و ضدشورش داخل واگنها رو رصد میکردن. قبل از اینکه قطار حرکت کنه، یکی از زنان حاضر در واگن گفت:
«یعنی هیچی نداریم این دوربینهای بیصاحاب رو بپوشونیم لااقل؟»
یکی گفت: «نوار چسب برق، از این سیاهها اگر بود، خوب بود». دختر دیگری گفت: «نداریم ولی نوار بهداشتی دارم، هم میپوشونه هم چسب داره!»
قبل از اتمام جمله، کار تقریبا تمام شده بود! حداقل ۴ تا دوربین در راهروی متصل «واگن زنان و مختلط» با نوار پوشونده شد!
دوام چسبها زیاد نبود و بعد پنجدقیقه باید دوباره محکم میشد. اما این حرکت خودانگیخته برای من خیلی جدید بود. تمام زنانی که در اون واگن بودن، میدونستن که تصاویرشون قبل از ورود به واگن ثبت شده. میدونستن وقتی نوار رو میبرن بچسبونن، باز هم چهرهشون ثبت میشه. اونها میدونستن که ای کاش «هکرها»یی بودن که لااقل این سه روز اعتصاب سراسری، حافظه دوربینها رو هک و کلیر کنن. اما دنبال لااقل ۵ دقیقه فریاد و پایکوبی بدون دوربین مدار بسته بودن.
وقتی دوربینها پوشیده شد، کار تمام نشد! شعارهای خیابان به داخل واگن کشیده شد:
▪️زن، زندگی، آزادی
▪️امسال سال خونه، سیدعلی سرنگونه
▪️هیز تویی، هرزه تویی، زن آزاده منم
▪️مرگ بر خامنهای...
این وسط من هم شعاری دادم که همراهی زنان با اون، اندازهی پخش «سرود زن» از گوشی یک دختر و همخوانی دختران نوجوان باهاش، حالم رو جا آورد:
▪️مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر».
از همه بهتر، ورود مردم از ایستگاههای دیگه بود. وقتی وارد واگن میشدن، دوربینهای پوشیده و زنان سرودخوانی رو میدیدن که به اندازهی چند دقیقه، تمام فضا رو متعلق به خودشون کرده بودن. فضایی متعلق به «زن، زندگی، آزادی».
#زن_زندگی_آزادی
#قیام_ژینا
#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_و_خشونت
@bidarzani
👍2
Forwarded from نقد
جمهوری اسلامی با تمام قوا در حال سرکوب مردم مبارز در مهاباد و دیگر شهرهای کردستان است و در اقدامی همزمان و هماهنگ، رژیم ترکیه دست به حملهی هوایی و بمباران کوبانی و شهرهای دیگر روژاوا زده است. نظامهای سرکوب و کشتار و جنگ از هر نوعی که باشند از زندگی هراس دارند، از پژواک فریادهای «مقاومت زندگی است» در خیاباهای شهرها و روستاهای این خاورمیانهی خونین.
صدای مهاباد و دیگر شهرهای کردستان باشیم.
#مهاباد
#کردستان
#ژن_ژیان_آزادی
🖋@naghd_com
صدای مهاباد و دیگر شهرهای کردستان باشیم.
#مهاباد
#کردستان
#ژن_ژیان_آزادی
🖋@naghd_com
Forwarded from بيدارزنى
🟣 چگونه «بی دار» شویم؟ وقتی که «بیدار» شویم
▪️تصویر: دانجشویان دانشگاه علموصنعت، روز گذشته ۱۹ آذرماه در اعتراض به اعدام محسن شکاری و سایر احکام ارتجاعی اعدام
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
▪️تصویر: دانجشویان دانشگاه علموصنعت، روز گذشته ۱۹ آذرماه در اعتراض به اعدام محسن شکاری و سایر احکام ارتجاعی اعدام
#قیام_علیه_اعدام
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
Forwarded from بيدارزنى
🟣 بیانیهی «اتحاد و همبستگی در مخالفت با احکام ارتجاعی اعدام»:
۲۳۵ نفر از اعضای تشکلهای صنفی در بخشهای فعالان حقوق زنان، کانون نویسندگان ایران، فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان، مادران دادخواه و خانوادههای خاوران، هنرمندان، شاعران و دیگر فعالین اجتماعی و مدنی با تدوین بیانیهای، اعدام فعالان بلوچ و کرد در کنار اعدام "محسن شکاری"، "مجیدرضا رهنورد" و صدور احکام محاربه و اعدام سایرِ معترضینِ قیام "زن، زندگی، آزادی" را محکوم کردند.
متن بیانیه:
زن زندگی آزادی یعنی پایان دادن به احکام ارتجاعی «اعدام»، بدون هیچ چونوچرایی
«اعدام و قتل حکومتی «محسن شکاری» و «مجیدرضا رهنورد» از معترضانِ قیام «زن، زندگی، آزادی» در بامداد روز ۱۷ و ۲۰ آذر، تنها یکی از حربههای حکومت برای خاموش کردنِ مردم به ستوهآمده از حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی است که با دست خالی هر روز به خیابانها میآیند و علیه ظلموبیدادگری بر پیکرهی جامعه خود، متحدتر میشوند.
معترضان را در خیابانها با باتوم میزنند، به گلوله میبندند، دستگیر و شکنجه میکنند، مورد تعرض قرار میدهند و بدون داشتن حق وکیل و سیر محاکمهی عادلانه، مطابق با همین قوانین ظالمانهی حاکمیت، به احکام طولانی و اعدام محکوم میکنند. حالا شاهد آن هستیم که در کنار اعدام فعالان بلوچ و کرد، دو نفر دیگر از معترضان را که آنها نیز تنها با خواست آزادی و برابری به میدان آمده بودند، با تعجیل و سرعتی حداکثری و بدون اطلاع به اعضای خانوادهشان، اعدام کردند.
حکومتهای ایدئولوژیک، اعدام را علیه آزادی بیان و تشکلها و برای سرکوب و پیشگیری از اعتراضات مردمی به کار میبرند. در ایران در تمام دورههای ترور و وحشت در حکومتهای ناخواستهمان، شاهد اعدام دگراندیشان و معترضان بودهایم؛ از اعدامهایی که به اعتراضها علیه دیکتاتوری نظام پادشاهی انجامید تا اعدام هزاران زندانی سیاسی در دهه ۶۰ ازسوی مصادرهکنندگان انقلاب و تمامی اعدامهای سه دهه اخیر. در همهی این اعدامها، جان عزیز بسیاری از افراد به صرف داشتن عقایدی برخلاف حکومتهای ستمگر و یا اعتراض علیه وضعیت زمان خود، ستانده شد. در طول تمامی این سالها بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی بارها مخالفت خود با اعدام را فریاد زدند و گاهی به همین دلیل هم به زندان افتادند.
اعدام یا همان قتل عمد حکومتی، ابزاری برای ایجاد خفقان در جامعه است. اعدامها اغلب در پی محاکمههای ناعادلانه و با نقض اساسیترین حقوق بشر اجرا میشود. این مجازات، منشاء تبعیض آشکار علیه تهیدستترین، محرومترین و آسیبپذیرترین اشخاص، از جمله مهاجران، اقلیتهای عقیدتی/ مذهبی، قومیت/ملیتهای محروم، افرادی با پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایین، زنان، اعضای جامعهی +LGBTQ و دیگر اقشار محروم است. هر چه افراد به «قدرت بیشتری» دسترسی داشته باشند، حق برخورداری از محاکمه عادلانهتر یا دور زدن قانون و فرار از این مجازاتِ [غیر انسانی و ارتجاعی] برایشان امکانپذیرتر است. تنها در ده ماه اخیر بیش از ۵۰۰ نفر در ایران اعدام شدند. بسیاری از این اعدامها در سالهای گذشته در ملاءعام انجام شده است تا پیامآور رعب و وحشت در میان مردم باشد و این عمل غیرانسانی را عادیسازی کند. بسیاری از اعدامها با عنوان قصاص و برتریدادن به حس انتقام انجام میشود.
اگر شعار و نام قیامی که با خون (مهسا) ژینا امینی آغاز شد، زن زندگی آزادی است، پس باید هر چه رساتر اعلام کنیم که اعدام یک قتل عمد حکومتی است و هیچ انسانی با هیچ دلیلی نباید اعدام شود. از همینرو با محوریت «اتحاد و همبستگی علیه احکام ارتجاعی اعدام» از تمامی فعالین سیاسی، اجتماعی و تشکلهای صنفی برای تشکیل کارزاری علیه اعدام، دعوت به عمل میآوریم تا شاید اتحاد ما که سالها برای زندگی مبارزه کردهایم، بتواند مانع از قتل جانهای بیگناه دیگری شود، چرا که این مبارزه، وظیفهی ایستادگی در برابر این ظلمِ عیان را برای ما ایجاب کرده است.
مجازات اعدام نه فقط برای معترضین و نیروهای سیاسی، بلکه باید به طور کل لغو شود. ما تنها با تلاش جمعی برای «الغای اعدام» میتوانیم «زندگی» را محقق کنیم. زندگیای که یکی از ارکان اصلی قیام جاری است و علیه ارتجاع، کشتار و عادیسازی از حربهی اعدام در مقام تاکتیکی سرکوبگر علیه اعتراضات برحق مردمی است.»
▪️برای دیدن اسامی اولیه و امضای بیانیه به لینک زیر مراجعه کنید:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSccMCSbnF4VySVE46RW77EHVZ2pnipyf3zHviBe_Yb8syU12w/viewform
@bidarzani
۲۳۵ نفر از اعضای تشکلهای صنفی در بخشهای فعالان حقوق زنان، کانون نویسندگان ایران، فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان، مادران دادخواه و خانوادههای خاوران، هنرمندان، شاعران و دیگر فعالین اجتماعی و مدنی با تدوین بیانیهای، اعدام فعالان بلوچ و کرد در کنار اعدام "محسن شکاری"، "مجیدرضا رهنورد" و صدور احکام محاربه و اعدام سایرِ معترضینِ قیام "زن، زندگی، آزادی" را محکوم کردند.
متن بیانیه:
زن زندگی آزادی یعنی پایان دادن به احکام ارتجاعی «اعدام»، بدون هیچ چونوچرایی
«اعدام و قتل حکومتی «محسن شکاری» و «مجیدرضا رهنورد» از معترضانِ قیام «زن، زندگی، آزادی» در بامداد روز ۱۷ و ۲۰ آذر، تنها یکی از حربههای حکومت برای خاموش کردنِ مردم به ستوهآمده از حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی است که با دست خالی هر روز به خیابانها میآیند و علیه ظلموبیدادگری بر پیکرهی جامعه خود، متحدتر میشوند.
معترضان را در خیابانها با باتوم میزنند، به گلوله میبندند، دستگیر و شکنجه میکنند، مورد تعرض قرار میدهند و بدون داشتن حق وکیل و سیر محاکمهی عادلانه، مطابق با همین قوانین ظالمانهی حاکمیت، به احکام طولانی و اعدام محکوم میکنند. حالا شاهد آن هستیم که در کنار اعدام فعالان بلوچ و کرد، دو نفر دیگر از معترضان را که آنها نیز تنها با خواست آزادی و برابری به میدان آمده بودند، با تعجیل و سرعتی حداکثری و بدون اطلاع به اعضای خانوادهشان، اعدام کردند.
حکومتهای ایدئولوژیک، اعدام را علیه آزادی بیان و تشکلها و برای سرکوب و پیشگیری از اعتراضات مردمی به کار میبرند. در ایران در تمام دورههای ترور و وحشت در حکومتهای ناخواستهمان، شاهد اعدام دگراندیشان و معترضان بودهایم؛ از اعدامهایی که به اعتراضها علیه دیکتاتوری نظام پادشاهی انجامید تا اعدام هزاران زندانی سیاسی در دهه ۶۰ ازسوی مصادرهکنندگان انقلاب و تمامی اعدامهای سه دهه اخیر. در همهی این اعدامها، جان عزیز بسیاری از افراد به صرف داشتن عقایدی برخلاف حکومتهای ستمگر و یا اعتراض علیه وضعیت زمان خود، ستانده شد. در طول تمامی این سالها بسیاری از فعالان اجتماعی و سیاسی بارها مخالفت خود با اعدام را فریاد زدند و گاهی به همین دلیل هم به زندان افتادند.
اعدام یا همان قتل عمد حکومتی، ابزاری برای ایجاد خفقان در جامعه است. اعدامها اغلب در پی محاکمههای ناعادلانه و با نقض اساسیترین حقوق بشر اجرا میشود. این مجازات، منشاء تبعیض آشکار علیه تهیدستترین، محرومترین و آسیبپذیرترین اشخاص، از جمله مهاجران، اقلیتهای عقیدتی/ مذهبی، قومیت/ملیتهای محروم، افرادی با پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایین، زنان، اعضای جامعهی +LGBTQ و دیگر اقشار محروم است. هر چه افراد به «قدرت بیشتری» دسترسی داشته باشند، حق برخورداری از محاکمه عادلانهتر یا دور زدن قانون و فرار از این مجازاتِ [غیر انسانی و ارتجاعی] برایشان امکانپذیرتر است. تنها در ده ماه اخیر بیش از ۵۰۰ نفر در ایران اعدام شدند. بسیاری از این اعدامها در سالهای گذشته در ملاءعام انجام شده است تا پیامآور رعب و وحشت در میان مردم باشد و این عمل غیرانسانی را عادیسازی کند. بسیاری از اعدامها با عنوان قصاص و برتریدادن به حس انتقام انجام میشود.
اگر شعار و نام قیامی که با خون (مهسا) ژینا امینی آغاز شد، زن زندگی آزادی است، پس باید هر چه رساتر اعلام کنیم که اعدام یک قتل عمد حکومتی است و هیچ انسانی با هیچ دلیلی نباید اعدام شود. از همینرو با محوریت «اتحاد و همبستگی علیه احکام ارتجاعی اعدام» از تمامی فعالین سیاسی، اجتماعی و تشکلهای صنفی برای تشکیل کارزاری علیه اعدام، دعوت به عمل میآوریم تا شاید اتحاد ما که سالها برای زندگی مبارزه کردهایم، بتواند مانع از قتل جانهای بیگناه دیگری شود، چرا که این مبارزه، وظیفهی ایستادگی در برابر این ظلمِ عیان را برای ما ایجاب کرده است.
مجازات اعدام نه فقط برای معترضین و نیروهای سیاسی، بلکه باید به طور کل لغو شود. ما تنها با تلاش جمعی برای «الغای اعدام» میتوانیم «زندگی» را محقق کنیم. زندگیای که یکی از ارکان اصلی قیام جاری است و علیه ارتجاع، کشتار و عادیسازی از حربهی اعدام در مقام تاکتیکی سرکوبگر علیه اعتراضات برحق مردمی است.»
▪️برای دیدن اسامی اولیه و امضای بیانیه به لینک زیر مراجعه کنید:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSccMCSbnF4VySVE46RW77EHVZ2pnipyf3zHviBe_Yb8syU12w/viewform
@bidarzani
👍2
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه با ارتجاع و استبداد داخلی اتحاد داریم نه با ارتجاع خارجی و امپریالیسم. مبارزه این نیست که علیه امپریالیسم متحد جمهوری اسلامی شویم یا علیه جمهوری اسلامی متحد ناتو. سه راه هست نه دو راه: راه سوم خودِ مائیم.
#علیه_استبداد_و_امپریالیسم
#فریبرز_رئیس_دانا
@Blackfishvoice1
#علیه_استبداد_و_امپریالیسم
#فریبرز_رئیس_دانا
@Blackfishvoice1
👍2
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
🔺 از متن: موجسوارانِ بدنام رسانهای دوست دارند که خود را به عنوان „ائتلاف“ طبقات و اقشار مردم جلوه دهند. در واقع اینان جمعی از ولگردهای رسانهای، تازه به دوران رسیدههای پروژه بگیر، آکادمیسینهای بیجنبه و اغلب تهی مغز، قماربازان کازینوهای لاس وگاس، تکنوکراتها و سرمایهدارانی هستند که ویژگی اصلی آنان، در حضور مجازی، بیریشه و مصنوعیشان در خارج از کشور خلاصه میشود. آنان به جای اتکاء به جنبش مردمی، به ژاژخایی و کاسهلیسی دولتها و قدرتهای جهانی، حتی رقبای منطقهای جمهوری اسلامی مشغولند. به یک عکس یادگاری با یک قدرتمدار دلخوشند و آن را در چندین مصاحبه و اظهار نظر برای کسب اعتبار خرج میکنند. از بالای سر مردم، در پشت درهای بسته میکوشند که برشانههای مردم سوار شوند. با این حال، موج سواران بیریشه، حتی نمایندگی سرمایهداری ایران را نیز نمیکنند، چه برسد به کارها و ادعاهای دیگر. به موضوع بیریشگی سیاسی و عمرِ گذرای چنین چهرهسازیهایی در نوشته دیگری باید پرداخت.
متن کامل را از طریق لینک زیر بخوانید:
https://dialogt.de/2023/9878/
#ماتم_نگیرید_سازماندهی_کنید
@Blackfishvoice1
متن کامل را از طریق لینک زیر بخوانید:
https://dialogt.de/2023/9878/
#ماتم_نگیرید_سازماندهی_کنید
@Blackfishvoice1
Prison's Dialogue گفتگوهای زندان
ساختارها، تظاهرات و کنشهای آلترناتیو را سازمان دهیم!، همایون ایوانی
موجسوارانِ بدنام رسانهای دوست دارند که خود را به عنوان „ائتلاف“ طبقات و اقشار مردم جلوه دهند. در واقع اینان جمعی از ولگردهای رسانهای، تازه به دوران رسیدههای پروژه بگیر، آکادمیسینها…
👍3
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صاحبِ این شال قرمز پشتِ دیوار است:
#جان_لیلا_در_خطر_است
#لیلا_حسین_زاده_را_آزاد_کنید #لیلا_حسین_زاده #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زن_زندگی_آزادی
از حساب توئیتر منوچهر
@Blackfishvoice1
#جان_لیلا_در_خطر_است
#لیلا_حسین_زاده_را_آزاد_کنید #لیلا_حسین_زاده #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد #زن_زندگی_آزادی
از حساب توئیتر منوچهر
@Blackfishvoice1
👍3
Forwarded from سرخط
🔴 محکومیت یک زندانی معلول بلوچ به اعدام
منصور دهمرده، متولد ۱۳۷۹، اهل زاهدان، دارای معلولیت جسمی و شاگرد اتوبوس در روز ۱۳ دیماه در شعبهی دو کیفری دادگاه شهید نوری زاهدان به اتهام افساد فی الارض به اعدام محکوم شده و امروز حکم اعدام در زندان زاهدان به او ابلاع شده است. یک منبع مطلع به حالوش گفته است ««منصور در دادگاه به قاضی گفته من فقط سه تا سنگ پرتاب کردم و یک لاستیک آتش زدم که قاضی در جواب وی گفته هر کسی بر علیه حکومت علی خامنه ای اعتراض کند به اعدام محکوم میشود». منصور دهمرده ۱۱ مهر در زاهدان بازداشت و ۱۰ روز تحت شکنجهی شدید در بازداشتگاه اطلاعات قرار داشته به شکلی که دندانها و بینی او شکسته شده است.
این در وضعیتی است که پیشتر اتهام محاربه و یا افساد فی الارض به چندین شهروند بلوچ دیگر نیز نسبت داده شده و برای شعیب میربلوچزهی ریگی ۱۸ ساله نیز به اتهام افساد فی الارض حکم اعدام صادر شده است. همچنین بازداشتهای فلهای چند روز اخیر در زاهدان که تعداد آنها به بیش از صد نفر نیز میرسد و اخباری مبنی بر شکنجه و اخذ اعتراف اجباری، خطر صدور احکام سنگین برای بازداشتشدگان اخیر را نیز به وجود آورده است. گویی جمهوری اسلامی به کشتار نزدیک به صد نفر در جمعه خونین زاهدان، یعنی سه روز قبل از بازداشت منصور راضی نبوده و حالا میخواهد با طناب دار به کشتار خود ادامه دهد.
#منصور_دهمرده
#زاهدان
#بلوچستان
#جمعه_خونین_زاهدان
#ماهو_بلوچ
#قیام_ژینا
#قیام_زندگی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
@sarkhatism
منصور دهمرده، متولد ۱۳۷۹، اهل زاهدان، دارای معلولیت جسمی و شاگرد اتوبوس در روز ۱۳ دیماه در شعبهی دو کیفری دادگاه شهید نوری زاهدان به اتهام افساد فی الارض به اعدام محکوم شده و امروز حکم اعدام در زندان زاهدان به او ابلاع شده است. یک منبع مطلع به حالوش گفته است ««منصور در دادگاه به قاضی گفته من فقط سه تا سنگ پرتاب کردم و یک لاستیک آتش زدم که قاضی در جواب وی گفته هر کسی بر علیه حکومت علی خامنه ای اعتراض کند به اعدام محکوم میشود». منصور دهمرده ۱۱ مهر در زاهدان بازداشت و ۱۰ روز تحت شکنجهی شدید در بازداشتگاه اطلاعات قرار داشته به شکلی که دندانها و بینی او شکسته شده است.
این در وضعیتی است که پیشتر اتهام محاربه و یا افساد فی الارض به چندین شهروند بلوچ دیگر نیز نسبت داده شده و برای شعیب میربلوچزهی ریگی ۱۸ ساله نیز به اتهام افساد فی الارض حکم اعدام صادر شده است. همچنین بازداشتهای فلهای چند روز اخیر در زاهدان که تعداد آنها به بیش از صد نفر نیز میرسد و اخباری مبنی بر شکنجه و اخذ اعتراف اجباری، خطر صدور احکام سنگین برای بازداشتشدگان اخیر را نیز به وجود آورده است. گویی جمهوری اسلامی به کشتار نزدیک به صد نفر در جمعه خونین زاهدان، یعنی سه روز قبل از بازداشت منصور راضی نبوده و حالا میخواهد با طناب دار به کشتار خود ادامه دهد.
#منصور_دهمرده
#زاهدان
#بلوچستان
#جمعه_خونین_زاهدان
#ماهو_بلوچ
#قیام_ژینا
#قیام_زندگی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
@sarkhatism
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Video
🔺 پیش از هر سخنی، بابت انتشار چهرههای کریه و دهانهای گشادِ اراذل و اوباشِ پهلویچی پوزش میخواهیم.
ویدئو را در لندن ضبط کردهاند. چه کسانی؟
کسانیکه قطعِ به یقین تا وقتیکه ایران بودهاند از پنجاه فرسخی یک تظاهرات عبور نکردهاند و نهایت فعالیتهای وطنپرستانهشان، جمع شدن در گعدههای فاشیستیِ پانایرانیستها و ایرانشهریها و نشخوارِ "چی بودیم و چی شدیم" زیر پوسترِ قبرِ کوروش، فسیلِ رضا میرپنج یا تمثالِ مبارکِ رایش سوم بوده است.
بعد هم چند میلیونی به دلال دادهاند و با کیسهای تغییر مذهب فلنگ را به سمت اروپا بستهاند.
عربدهکشتر از اینها را دیدهایم که در نهایت عملا به پیاده نظامِ محورمقاومت شدهاند در اروپا؛ مثلا الدنگی به اسمِ "امید شریفیدانا" که همراه با "پگیدا" و نئونازیهای اسکاندیناوی با بیرق شیر و خورشید به تظاهرات میرفت و نهایتا هم شد مروجِ محورمقاومت در میان لمپنمرولتاریایِ مهاجر.
جا دارد یادآوری کنیم که بعد از ترور سلیمانی، چندین سازمانِ نئونازی در شرق و غرب اروپا، مرگ لر را مصیبتی را برای "جبههی آنتیجهود، ضدگلوبالیسم و ضدکمونیسم" تلقی کرده و به مدت ۷۲ ساعت پرچم جمهوری اسلامی را در حسابهای توییتریشان نصب کردند.
تشابه زیباییست با محورمقاومتیها؟
شعار این اوباش، پاسخیست به #مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر ولی لمپنفاشیستها نمیفهمند که این شعار ستم را هدف گرفته در هر ردایی و خود با حماقتشان، بر ذات ستمگرانهی شاه و سلطنت صحه میگذارند. همینها در تجمع منچستر تجهیزات صوتی گروههای سوسیالیست را سرقت کردند و دندان یک معترض را شکستند و این فقط یک پرده از دهها حملهی نژادپرستانهشان در جریان تجمعات اعتراضی خارج از کشور بوده است.
ما برای این اوباش هویت سیاسی قائل نیستیم و معتقدیم دقیقا در راستای اهداف جمهوری اسلامی فعالیت میکنند. حتی گندهلاتهایشان نظیر شاهین نجفی، پوریا زراعتی، سیما ثابت و ... را نیز سربازانِ بیمغزِ ولایت فقیه در فرنگ ارزیابی میکنیم.
اینها حامل تمام رذائل هستند: عربستیز، چپستیز، کوردستیز، زنستیز، همجنسگراستیز و روشنفکرستیز. به طور خلاصه هرآنچه اوباش جهان جداجدا دارند، اینها یکجا در خود گرد کردهاند و به یکی از مشمئزکنندهترین خطوطِ فاشیسم تبدیل شدهاند.
رک و راست بگوئیم: در خارج از کشور باید ارادهای شکل بگیرد برای برخوردِ میلیتانت با اینها چون تا به امروز در قبال عرعر کردنشان، واکنشهای مجازی دیدهاند یا پاسخهای متمدنانه. اگر دو-سه اکیپ از اینها لت و پار شوند، در جایجای جهان دست و پایشان را جمع خواهند کرد چون لمپنفاشیست جماعت تا وقتی مقاومت نبیند و دشمنِ خود در موضع ضعف تلقی کند،
متعرض میشود و پیشروی میکند ولی با مشاهدهی کوچکترین نشانهای از "کنشِ متقابل" روضهی کربلا در پیش میگیرد و در باب مظلوميت سپاه ساسانی اشک میچکاند.
این نمیشود که رزمندهی خیابانهای ایران با دست خالی در برابر ساز و برگ کشتار بایستد، سپاهی را خلع سلاح کند، بزگواران در خارج از کشور غش و ضعف انقلابی بروند ولی وقتی صحبت از زدنِ نئونازیهای ایرانی شود، از عدم خشونت و مسالمتآمیز تجلیل کنند.
وظیفه است که شهرهای اروپایی برای این جانوارانِ خطرناک، ناامن شود و بساطِ نفرتپراکنیشان یکبار برای همیشه جمع شود. تردید نکنید جمع کردنِ بساط اینها به ضرر شاخهی پروپاگاندای جمهوری اسلامی نیز هست چراکه آنها برای ایجاد تشتت در صف معترضان خارج از کشور روی همین ورژنهای درباریِ بسیج، حساب ویژه باز کردهاند.
#جنبش_نئونازی_ایرانی
@Blackfishvoice1
ویدئو را در لندن ضبط کردهاند. چه کسانی؟
کسانیکه قطعِ به یقین تا وقتیکه ایران بودهاند از پنجاه فرسخی یک تظاهرات عبور نکردهاند و نهایت فعالیتهای وطنپرستانهشان، جمع شدن در گعدههای فاشیستیِ پانایرانیستها و ایرانشهریها و نشخوارِ "چی بودیم و چی شدیم" زیر پوسترِ قبرِ کوروش، فسیلِ رضا میرپنج یا تمثالِ مبارکِ رایش سوم بوده است.
بعد هم چند میلیونی به دلال دادهاند و با کیسهای تغییر مذهب فلنگ را به سمت اروپا بستهاند.
عربدهکشتر از اینها را دیدهایم که در نهایت عملا به پیاده نظامِ محورمقاومت شدهاند در اروپا؛ مثلا الدنگی به اسمِ "امید شریفیدانا" که همراه با "پگیدا" و نئونازیهای اسکاندیناوی با بیرق شیر و خورشید به تظاهرات میرفت و نهایتا هم شد مروجِ محورمقاومت در میان لمپنمرولتاریایِ مهاجر.
جا دارد یادآوری کنیم که بعد از ترور سلیمانی، چندین سازمانِ نئونازی در شرق و غرب اروپا، مرگ لر را مصیبتی را برای "جبههی آنتیجهود، ضدگلوبالیسم و ضدکمونیسم" تلقی کرده و به مدت ۷۲ ساعت پرچم جمهوری اسلامی را در حسابهای توییتریشان نصب کردند.
تشابه زیباییست با محورمقاومتیها؟
شعار این اوباش، پاسخیست به #مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر ولی لمپنفاشیستها نمیفهمند که این شعار ستم را هدف گرفته در هر ردایی و خود با حماقتشان، بر ذات ستمگرانهی شاه و سلطنت صحه میگذارند. همینها در تجمع منچستر تجهیزات صوتی گروههای سوسیالیست را سرقت کردند و دندان یک معترض را شکستند و این فقط یک پرده از دهها حملهی نژادپرستانهشان در جریان تجمعات اعتراضی خارج از کشور بوده است.
ما برای این اوباش هویت سیاسی قائل نیستیم و معتقدیم دقیقا در راستای اهداف جمهوری اسلامی فعالیت میکنند. حتی گندهلاتهایشان نظیر شاهین نجفی، پوریا زراعتی، سیما ثابت و ... را نیز سربازانِ بیمغزِ ولایت فقیه در فرنگ ارزیابی میکنیم.
اینها حامل تمام رذائل هستند: عربستیز، چپستیز، کوردستیز، زنستیز، همجنسگراستیز و روشنفکرستیز. به طور خلاصه هرآنچه اوباش جهان جداجدا دارند، اینها یکجا در خود گرد کردهاند و به یکی از مشمئزکنندهترین خطوطِ فاشیسم تبدیل شدهاند.
رک و راست بگوئیم: در خارج از کشور باید ارادهای شکل بگیرد برای برخوردِ میلیتانت با اینها چون تا به امروز در قبال عرعر کردنشان، واکنشهای مجازی دیدهاند یا پاسخهای متمدنانه. اگر دو-سه اکیپ از اینها لت و پار شوند، در جایجای جهان دست و پایشان را جمع خواهند کرد چون لمپنفاشیست جماعت تا وقتی مقاومت نبیند و دشمنِ خود در موضع ضعف تلقی کند،
متعرض میشود و پیشروی میکند ولی با مشاهدهی کوچکترین نشانهای از "کنشِ متقابل" روضهی کربلا در پیش میگیرد و در باب مظلوميت سپاه ساسانی اشک میچکاند.
این نمیشود که رزمندهی خیابانهای ایران با دست خالی در برابر ساز و برگ کشتار بایستد، سپاهی را خلع سلاح کند، بزگواران در خارج از کشور غش و ضعف انقلابی بروند ولی وقتی صحبت از زدنِ نئونازیهای ایرانی شود، از عدم خشونت و مسالمتآمیز تجلیل کنند.
وظیفه است که شهرهای اروپایی برای این جانوارانِ خطرناک، ناامن شود و بساطِ نفرتپراکنیشان یکبار برای همیشه جمع شود. تردید نکنید جمع کردنِ بساط اینها به ضرر شاخهی پروپاگاندای جمهوری اسلامی نیز هست چراکه آنها برای ایجاد تشتت در صف معترضان خارج از کشور روی همین ورژنهای درباریِ بسیج، حساب ویژه باز کردهاند.
#جنبش_نئونازی_ایرانی
@Blackfishvoice1
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
اکنون دیگر باید برای اهلِ تردید روشن شده باشد که هر زمان جنبشی دموکراتیک در ایران شعله میگیرد اطرافیانِ پسرِ شاهِ سابق پیدایشان میشود تا (با اتکا به نوستالژیِ غیراجتماعی و هزینهی رسانهای) تفرقه ایجاد کند. چراکه روشن است که با تشکیل دولتِ ملی باید دادگاههای جنایات و جرائم در این صد و اندی سال تشکیل و بررسی شود. از دادگاهِ کودتای ۱۲۹۹ تا دادگاهِ حوادثِ ۳۲ و هزاران پروندهی بزرگ و کوچک دیگر تا امروز.
موضوع برای تمامِ جناحِ چپ، فعالانِ لیبرال و نیروهای ملی روشن است. کسی حاضر نیست اشتباهِ ۵۷ را تکرار کند و بگوید مهم نیست که رهبر نمادین از میانِ نیروهایی با خاستگاه ارتجاعی آمده، گوش کنید «چه میگوید» و ایجاد تفرقه نکنید. امروز همه میدانند که اتفاقاً اصلاً مهم نیست چه میگوید، مهم این است که اطرافیانش برای او چه جایگاهی قائل هستند. ماجرا برای چپِ رادیکال که خیلی روشنتر است. آن یکی از سر فریب میگفت «مارکسیستها در ابراز عقیده آزادند» این یکی حتی این را هم بلد نیست بگوید. چپ باید بینهایت خوشحال باشد که طرف مقابلش به همراهِ تمامِ راستِ اقتدارگرا در یک کمپ ایستاده است. امروز میتواند تکلیف خودش را با نیروهای خودش روشن کند و با تکیه بر استثناء کردنِ جریانِ سلطنت وحدتی میانِ تمام جمهوریخواهان ایجاد کند. این یک ضرورت تاکتیکی و همزمان استراتژیک است. در طی چند دههی گذشته مشکل بزرگ چپ این بوده که استثنایِ خودش را گم کرده بود. اینجا میتواند روی «هرمِ ستمگری» متمرکز شود که مفهومی کلی از تمامِ اشکالِ «ولایت» دینی و غیردینی را شامل میشود. بدین ترتیب چپِ خاورمیانه این مزیتِ موضعی را دارد که میتواند پرچمِ خودآئینیِ عصر روشنگری را مجدداً (حتی برای مردمِ کشورهای توسعهیافته) برافراشته کند و با تاکید بر ایدهی محوریِ «جمهوریِ مردم» و محتوایِ آزادی و به پیشقدمیِ جنبشِ زنان از نظر تاکتیکی هم جنگِ توازنِ قوا را مغلوبه کند. این همان شعاریست که میتواند موجبِ ریزشِ بخشهای بزرگی از نیروهای قدرت حاکم و پیوستنِ آنها به مردم شود: همهی قدرت به دستِ جمهور.
راست اقتدارگرا بهراستی نمیتواند هیچ جزئی از «زن، زندگی، آزادی» را درک کند (کافیست کسی تفسیر مشعشع فرح پهلوی با این همه تجربه در حوزهی سیاست از آن شعار را ببیند که از تفسیر همسران و دخترانِ بسیاری از روحانیون به مراتب ارتجاعیتر است.) دستِ تاریخ، در این رویارویی صفوف، شعارها را به دقت قالب زدهاست: همهی ارتجاعِ «مرد، میهن، آبادی» یک طرف و همهی ترقیِ «زن، زندگی، آزادی» در طرف دیگر. یک طرف در آرزوی ولایتِ مقتدر جدیدی است و دیگری برای آزادیِ همگان میجنگد.
متن دریافتی از نویسندهی گمنام
#زن_زندگی_آزادی
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
@Blackfishvoice1
موضوع برای تمامِ جناحِ چپ، فعالانِ لیبرال و نیروهای ملی روشن است. کسی حاضر نیست اشتباهِ ۵۷ را تکرار کند و بگوید مهم نیست که رهبر نمادین از میانِ نیروهایی با خاستگاه ارتجاعی آمده، گوش کنید «چه میگوید» و ایجاد تفرقه نکنید. امروز همه میدانند که اتفاقاً اصلاً مهم نیست چه میگوید، مهم این است که اطرافیانش برای او چه جایگاهی قائل هستند. ماجرا برای چپِ رادیکال که خیلی روشنتر است. آن یکی از سر فریب میگفت «مارکسیستها در ابراز عقیده آزادند» این یکی حتی این را هم بلد نیست بگوید. چپ باید بینهایت خوشحال باشد که طرف مقابلش به همراهِ تمامِ راستِ اقتدارگرا در یک کمپ ایستاده است. امروز میتواند تکلیف خودش را با نیروهای خودش روشن کند و با تکیه بر استثناء کردنِ جریانِ سلطنت وحدتی میانِ تمام جمهوریخواهان ایجاد کند. این یک ضرورت تاکتیکی و همزمان استراتژیک است. در طی چند دههی گذشته مشکل بزرگ چپ این بوده که استثنایِ خودش را گم کرده بود. اینجا میتواند روی «هرمِ ستمگری» متمرکز شود که مفهومی کلی از تمامِ اشکالِ «ولایت» دینی و غیردینی را شامل میشود. بدین ترتیب چپِ خاورمیانه این مزیتِ موضعی را دارد که میتواند پرچمِ خودآئینیِ عصر روشنگری را مجدداً (حتی برای مردمِ کشورهای توسعهیافته) برافراشته کند و با تاکید بر ایدهی محوریِ «جمهوریِ مردم» و محتوایِ آزادی و به پیشقدمیِ جنبشِ زنان از نظر تاکتیکی هم جنگِ توازنِ قوا را مغلوبه کند. این همان شعاریست که میتواند موجبِ ریزشِ بخشهای بزرگی از نیروهای قدرت حاکم و پیوستنِ آنها به مردم شود: همهی قدرت به دستِ جمهور.
راست اقتدارگرا بهراستی نمیتواند هیچ جزئی از «زن، زندگی، آزادی» را درک کند (کافیست کسی تفسیر مشعشع فرح پهلوی با این همه تجربه در حوزهی سیاست از آن شعار را ببیند که از تفسیر همسران و دخترانِ بسیاری از روحانیون به مراتب ارتجاعیتر است.) دستِ تاریخ، در این رویارویی صفوف، شعارها را به دقت قالب زدهاست: همهی ارتجاعِ «مرد، میهن، آبادی» یک طرف و همهی ترقیِ «زن، زندگی، آزادی» در طرف دیگر. یک طرف در آرزوی ولایتِ مقتدر جدیدی است و دیگری برای آزادیِ همگان میجنگد.
متن دریافتی از نویسندهی گمنام
#زن_زندگی_آزادی
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
@Blackfishvoice1
👍3
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Video
🟣 #بیدارزنی : از «کف خیابان» تا «کف گالری»، فرسنگها فاصله است
این تصویر، بخشی از پروژه هنری جدید «شیرین نشاط» با عنوان «آشفته» است که نمایش آن از دیروز در گالری گِلَدستون در نیویورک آغاز شده است.
در این تصویر که گفته میشود با اقتباس از سالو پازولینی صحنهپردازی و عکاسی شده، زنی را میبینیم که بدنش به مثابه میدان نبرد و قدرتنمایی مردان بازنمایی شده است.
تصویری اگزوتیک از سرکوب و انقیاد بدن زن که هیچ نسبتی با کنش انقلابی زنان ایران به ویژه در چند ماه اخیر ندارد. زنی که در مرکز تصویر، مقابل نگاه خیره مردانی با لباس نظامی و نگاه خیره مخاطبان قرار گرفته، با القای حس رنج و اسارت زن ایرانی در چنگال حکومت جمهوری اسلامی، صرفا یک سوژهی قربانیشده، مورد تحقیر قرار گرفته و رقتانگیز است؛ آمیزهای از خشونت و زیباییشناسی فرهنگ تصویری اسلامی ایران و کاملا مطابق با ذائقه مخاطب غربی و بازار هنر مسلط بینالمللی. ذائقهای که شخص شیرین نشاط در طول دو دهه گذشته با ارائه آثاری مشابه در ساخته شدن آن برای تماشاگر و خریدار غربی نقش به سزایی داشته است.
زنانِ منفعل و صرفا آسیبپذیر و شکنندهی آثار او، نه تنها تهدیدی برای جمهوری اسلامی محسوب نمیشوند، بلکه دقیقا به همان شکل ارتجاعی مطلوب حکومت بازنمایی میشوند؛ درست برخلاف زنان مبارز، شجاع و آزادیخواه داخل ایران که تحت سرکوب وحشیانه و روزانه حکومت، نقشی پررنگ در بافتار مبارزات و مقاومت علیه وضع موجود دارند و تاسفآور است که آنها علاوه بر جنگیدن علیه مردسالاری و حکومتِ تا بنِ دندان زنستیز و کودککش، ناچارند تا علیه تصویری که از آنها برای سلیقه مخاطب غربی ساخته میشود نیز واکنش نشان دهند.
هنرمندانی چون شیرین نشاط با تولید چنین آثاری به نام و یاد زنان ایران، به مدد برخورداری از بازتاب رسانهای گسترده در غرب و حمایتهای مالی و نهادی متعدد، در حال مصرف بدن زنان و کالاییسازیآن برای کسب سرمایه اجتماعی و مادی بیشتر خود هستند.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
این تصویر، بخشی از پروژه هنری جدید «شیرین نشاط» با عنوان «آشفته» است که نمایش آن از دیروز در گالری گِلَدستون در نیویورک آغاز شده است.
در این تصویر که گفته میشود با اقتباس از سالو پازولینی صحنهپردازی و عکاسی شده، زنی را میبینیم که بدنش به مثابه میدان نبرد و قدرتنمایی مردان بازنمایی شده است.
تصویری اگزوتیک از سرکوب و انقیاد بدن زن که هیچ نسبتی با کنش انقلابی زنان ایران به ویژه در چند ماه اخیر ندارد. زنی که در مرکز تصویر، مقابل نگاه خیره مردانی با لباس نظامی و نگاه خیره مخاطبان قرار گرفته، با القای حس رنج و اسارت زن ایرانی در چنگال حکومت جمهوری اسلامی، صرفا یک سوژهی قربانیشده، مورد تحقیر قرار گرفته و رقتانگیز است؛ آمیزهای از خشونت و زیباییشناسی فرهنگ تصویری اسلامی ایران و کاملا مطابق با ذائقه مخاطب غربی و بازار هنر مسلط بینالمللی. ذائقهای که شخص شیرین نشاط در طول دو دهه گذشته با ارائه آثاری مشابه در ساخته شدن آن برای تماشاگر و خریدار غربی نقش به سزایی داشته است.
زنانِ منفعل و صرفا آسیبپذیر و شکنندهی آثار او، نه تنها تهدیدی برای جمهوری اسلامی محسوب نمیشوند، بلکه دقیقا به همان شکل ارتجاعی مطلوب حکومت بازنمایی میشوند؛ درست برخلاف زنان مبارز، شجاع و آزادیخواه داخل ایران که تحت سرکوب وحشیانه و روزانه حکومت، نقشی پررنگ در بافتار مبارزات و مقاومت علیه وضع موجود دارند و تاسفآور است که آنها علاوه بر جنگیدن علیه مردسالاری و حکومتِ تا بنِ دندان زنستیز و کودککش، ناچارند تا علیه تصویری که از آنها برای سلیقه مخاطب غربی ساخته میشود نیز واکنش نشان دهند.
هنرمندانی چون شیرین نشاط با تولید چنین آثاری به نام و یاد زنان ایران، به مدد برخورداری از بازتاب رسانهای گسترده در غرب و حمایتهای مالی و نهادی متعدد، در حال مصرف بدن زنان و کالاییسازیآن برای کسب سرمایه اجتماعی و مادی بیشتر خود هستند.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
👍3
به احتمال زیاد نظر اغلب افراد نوروتیپیکال درباره فرد اوتیستیک در همان چند ثانیه اول شکل میگیرد
یک پژوهش مبتنی بر ۳ مطالعه مجرا با اصول روششناسی مشابه، نشان میدهد که نگرش منفی به افراد اوتیستیک در چند لحظه اول شکل میگیرد. در مطالعه اول ۲۱۴ نفر، در مطالعه دوم ۳۷ نفر، در مطالعه سوم نیز ۱۵۸ نفر به عنوان امتیاز دهنده (همگی غیراوتیستیک) شرکت کردند.
در هر مطالعه این افراد امتیاز دهنده در مقابل مجموعهای از محتواها شامل ویدئوی با صدا، ویدئوی بدون صدا، صدا، تصویر ثابت و متن قرار داده شده و سپس به پرسشهایی پاسخ دادهاند که مرتبط با نظرشان در مورد فرد حاضر در محتواست. این محتواها از فیلمهای گرفته شده از گروه امتیاز گیرنده در موقعیتهای کنترل شده واقعی (مثلا پرسش و پاسخ درباره یک فیلم، پرسیدن حال و ...) استخراج شدهاند. گروه امتیاز گیرنده شامل افراد اوتیستیک و افراد غیراوتیستیک بوده.
در هر مطالعه فرد امتیازدهنده، برای دادن امتیاز به هر فرد امتیاز گیرنده، تنها یک نوع محتوا از وی را دیده یا شنیده است. با این کار از تداخل اثرات یک محتوا بر محتوای دیگر جلوگیری شده است. به عنوان مثال امتیازدهنده شماره یک تنها یکی از انواع محتواهای فرد الف را دریافت کردهاست.
سپس نتیجه بازخوردها و قضاوتهای هر امتیازدهنده بر اساس این که محتواها مرتبط به امتیازگیرندگان اوتیستیک بودهاند یا نوروتیپیکال با هم مقایسه شدهاند.
در این نمودارها رنگ آبی مربوط به بازخوردهای شرکتکنندگان به محتواهای افراد نوروتیپیکال و رنگ قرمز مربوط به واکنشها به افراد اوتیستیک است.
نمودار میلهای mean trait impression و نمودار میلهای mean impression برای مطالعه اول
نمودار میلهای با متغیرهای how awkward، how approachable و likelihood of friendship و نمودار خطی برای مطالعه دوم
و نمودار آخر (پنچ متغیره) برای مطالعه سوم است.
متن گزارش این سه مطالعه در اینجا در دسترس است:
https://www.nature.com/articles/srep40700#Sec2
یک پژوهش مبتنی بر ۳ مطالعه مجرا با اصول روششناسی مشابه، نشان میدهد که نگرش منفی به افراد اوتیستیک در چند لحظه اول شکل میگیرد. در مطالعه اول ۲۱۴ نفر، در مطالعه دوم ۳۷ نفر، در مطالعه سوم نیز ۱۵۸ نفر به عنوان امتیاز دهنده (همگی غیراوتیستیک) شرکت کردند.
در هر مطالعه این افراد امتیاز دهنده در مقابل مجموعهای از محتواها شامل ویدئوی با صدا، ویدئوی بدون صدا، صدا، تصویر ثابت و متن قرار داده شده و سپس به پرسشهایی پاسخ دادهاند که مرتبط با نظرشان در مورد فرد حاضر در محتواست. این محتواها از فیلمهای گرفته شده از گروه امتیاز گیرنده در موقعیتهای کنترل شده واقعی (مثلا پرسش و پاسخ درباره یک فیلم، پرسیدن حال و ...) استخراج شدهاند. گروه امتیاز گیرنده شامل افراد اوتیستیک و افراد غیراوتیستیک بوده.
در هر مطالعه فرد امتیازدهنده، برای دادن امتیاز به هر فرد امتیاز گیرنده، تنها یک نوع محتوا از وی را دیده یا شنیده است. با این کار از تداخل اثرات یک محتوا بر محتوای دیگر جلوگیری شده است. به عنوان مثال امتیازدهنده شماره یک تنها یکی از انواع محتواهای فرد الف را دریافت کردهاست.
سپس نتیجه بازخوردها و قضاوتهای هر امتیازدهنده بر اساس این که محتواها مرتبط به امتیازگیرندگان اوتیستیک بودهاند یا نوروتیپیکال با هم مقایسه شدهاند.
در این نمودارها رنگ آبی مربوط به بازخوردهای شرکتکنندگان به محتواهای افراد نوروتیپیکال و رنگ قرمز مربوط به واکنشها به افراد اوتیستیک است.
نمودار میلهای mean trait impression و نمودار میلهای mean impression برای مطالعه اول
نمودار میلهای با متغیرهای how awkward، how approachable و likelihood of friendship و نمودار خطی برای مطالعه دوم
و نمودار آخر (پنچ متغیره) برای مطالعه سوم است.
متن گزارش این سه مطالعه در اینجا در دسترس است:
https://www.nature.com/articles/srep40700#Sec2
Nature
Neurotypical Peers are Less Willing to Interact with Those with Autism based on Thin Slice Judgments
Scientific Reports - Neurotypical Peers are Less Willing to Interact with Those with Autism based on Thin Slice Judgments
👍4