Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Video
🔺 پیش از هر سخنی، بابت انتشار چهرههای کریه و دهانهای گشادِ اراذل و اوباشِ پهلویچی پوزش میخواهیم.
ویدئو را در لندن ضبط کردهاند. چه کسانی؟
کسانیکه قطعِ به یقین تا وقتیکه ایران بودهاند از پنجاه فرسخی یک تظاهرات عبور نکردهاند و نهایت فعالیتهای وطنپرستانهشان، جمع شدن در گعدههای فاشیستیِ پانایرانیستها و ایرانشهریها و نشخوارِ "چی بودیم و چی شدیم" زیر پوسترِ قبرِ کوروش، فسیلِ رضا میرپنج یا تمثالِ مبارکِ رایش سوم بوده است.
بعد هم چند میلیونی به دلال دادهاند و با کیسهای تغییر مذهب فلنگ را به سمت اروپا بستهاند.
عربدهکشتر از اینها را دیدهایم که در نهایت عملا به پیاده نظامِ محورمقاومت شدهاند در اروپا؛ مثلا الدنگی به اسمِ "امید شریفیدانا" که همراه با "پگیدا" و نئونازیهای اسکاندیناوی با بیرق شیر و خورشید به تظاهرات میرفت و نهایتا هم شد مروجِ محورمقاومت در میان لمپنمرولتاریایِ مهاجر.
جا دارد یادآوری کنیم که بعد از ترور سلیمانی، چندین سازمانِ نئونازی در شرق و غرب اروپا، مرگ لر را مصیبتی را برای "جبههی آنتیجهود، ضدگلوبالیسم و ضدکمونیسم" تلقی کرده و به مدت ۷۲ ساعت پرچم جمهوری اسلامی را در حسابهای توییتریشان نصب کردند.
تشابه زیباییست با محورمقاومتیها؟
شعار این اوباش، پاسخیست به #مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر ولی لمپنفاشیستها نمیفهمند که این شعار ستم را هدف گرفته در هر ردایی و خود با حماقتشان، بر ذات ستمگرانهی شاه و سلطنت صحه میگذارند. همینها در تجمع منچستر تجهیزات صوتی گروههای سوسیالیست را سرقت کردند و دندان یک معترض را شکستند و این فقط یک پرده از دهها حملهی نژادپرستانهشان در جریان تجمعات اعتراضی خارج از کشور بوده است.
ما برای این اوباش هویت سیاسی قائل نیستیم و معتقدیم دقیقا در راستای اهداف جمهوری اسلامی فعالیت میکنند. حتی گندهلاتهایشان نظیر شاهین نجفی، پوریا زراعتی، سیما ثابت و ... را نیز سربازانِ بیمغزِ ولایت فقیه در فرنگ ارزیابی میکنیم.
اینها حامل تمام رذائل هستند: عربستیز، چپستیز، کوردستیز، زنستیز، همجنسگراستیز و روشنفکرستیز. به طور خلاصه هرآنچه اوباش جهان جداجدا دارند، اینها یکجا در خود گرد کردهاند و به یکی از مشمئزکنندهترین خطوطِ فاشیسم تبدیل شدهاند.
رک و راست بگوئیم: در خارج از کشور باید ارادهای شکل بگیرد برای برخوردِ میلیتانت با اینها چون تا به امروز در قبال عرعر کردنشان، واکنشهای مجازی دیدهاند یا پاسخهای متمدنانه. اگر دو-سه اکیپ از اینها لت و پار شوند، در جایجای جهان دست و پایشان را جمع خواهند کرد چون لمپنفاشیست جماعت تا وقتی مقاومت نبیند و دشمنِ خود در موضع ضعف تلقی کند،
متعرض میشود و پیشروی میکند ولی با مشاهدهی کوچکترین نشانهای از "کنشِ متقابل" روضهی کربلا در پیش میگیرد و در باب مظلوميت سپاه ساسانی اشک میچکاند.
این نمیشود که رزمندهی خیابانهای ایران با دست خالی در برابر ساز و برگ کشتار بایستد، سپاهی را خلع سلاح کند، بزگواران در خارج از کشور غش و ضعف انقلابی بروند ولی وقتی صحبت از زدنِ نئونازیهای ایرانی شود، از عدم خشونت و مسالمتآمیز تجلیل کنند.
وظیفه است که شهرهای اروپایی برای این جانوارانِ خطرناک، ناامن شود و بساطِ نفرتپراکنیشان یکبار برای همیشه جمع شود. تردید نکنید جمع کردنِ بساط اینها به ضرر شاخهی پروپاگاندای جمهوری اسلامی نیز هست چراکه آنها برای ایجاد تشتت در صف معترضان خارج از کشور روی همین ورژنهای درباریِ بسیج، حساب ویژه باز کردهاند.
#جنبش_نئونازی_ایرانی
@Blackfishvoice1
ویدئو را در لندن ضبط کردهاند. چه کسانی؟
کسانیکه قطعِ به یقین تا وقتیکه ایران بودهاند از پنجاه فرسخی یک تظاهرات عبور نکردهاند و نهایت فعالیتهای وطنپرستانهشان، جمع شدن در گعدههای فاشیستیِ پانایرانیستها و ایرانشهریها و نشخوارِ "چی بودیم و چی شدیم" زیر پوسترِ قبرِ کوروش، فسیلِ رضا میرپنج یا تمثالِ مبارکِ رایش سوم بوده است.
بعد هم چند میلیونی به دلال دادهاند و با کیسهای تغییر مذهب فلنگ را به سمت اروپا بستهاند.
عربدهکشتر از اینها را دیدهایم که در نهایت عملا به پیاده نظامِ محورمقاومت شدهاند در اروپا؛ مثلا الدنگی به اسمِ "امید شریفیدانا" که همراه با "پگیدا" و نئونازیهای اسکاندیناوی با بیرق شیر و خورشید به تظاهرات میرفت و نهایتا هم شد مروجِ محورمقاومت در میان لمپنمرولتاریایِ مهاجر.
جا دارد یادآوری کنیم که بعد از ترور سلیمانی، چندین سازمانِ نئونازی در شرق و غرب اروپا، مرگ لر را مصیبتی را برای "جبههی آنتیجهود، ضدگلوبالیسم و ضدکمونیسم" تلقی کرده و به مدت ۷۲ ساعت پرچم جمهوری اسلامی را در حسابهای توییتریشان نصب کردند.
تشابه زیباییست با محورمقاومتیها؟
شعار این اوباش، پاسخیست به #مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر ولی لمپنفاشیستها نمیفهمند که این شعار ستم را هدف گرفته در هر ردایی و خود با حماقتشان، بر ذات ستمگرانهی شاه و سلطنت صحه میگذارند. همینها در تجمع منچستر تجهیزات صوتی گروههای سوسیالیست را سرقت کردند و دندان یک معترض را شکستند و این فقط یک پرده از دهها حملهی نژادپرستانهشان در جریان تجمعات اعتراضی خارج از کشور بوده است.
ما برای این اوباش هویت سیاسی قائل نیستیم و معتقدیم دقیقا در راستای اهداف جمهوری اسلامی فعالیت میکنند. حتی گندهلاتهایشان نظیر شاهین نجفی، پوریا زراعتی، سیما ثابت و ... را نیز سربازانِ بیمغزِ ولایت فقیه در فرنگ ارزیابی میکنیم.
اینها حامل تمام رذائل هستند: عربستیز، چپستیز، کوردستیز، زنستیز، همجنسگراستیز و روشنفکرستیز. به طور خلاصه هرآنچه اوباش جهان جداجدا دارند، اینها یکجا در خود گرد کردهاند و به یکی از مشمئزکنندهترین خطوطِ فاشیسم تبدیل شدهاند.
رک و راست بگوئیم: در خارج از کشور باید ارادهای شکل بگیرد برای برخوردِ میلیتانت با اینها چون تا به امروز در قبال عرعر کردنشان، واکنشهای مجازی دیدهاند یا پاسخهای متمدنانه. اگر دو-سه اکیپ از اینها لت و پار شوند، در جایجای جهان دست و پایشان را جمع خواهند کرد چون لمپنفاشیست جماعت تا وقتی مقاومت نبیند و دشمنِ خود در موضع ضعف تلقی کند،
متعرض میشود و پیشروی میکند ولی با مشاهدهی کوچکترین نشانهای از "کنشِ متقابل" روضهی کربلا در پیش میگیرد و در باب مظلوميت سپاه ساسانی اشک میچکاند.
این نمیشود که رزمندهی خیابانهای ایران با دست خالی در برابر ساز و برگ کشتار بایستد، سپاهی را خلع سلاح کند، بزگواران در خارج از کشور غش و ضعف انقلابی بروند ولی وقتی صحبت از زدنِ نئونازیهای ایرانی شود، از عدم خشونت و مسالمتآمیز تجلیل کنند.
وظیفه است که شهرهای اروپایی برای این جانوارانِ خطرناک، ناامن شود و بساطِ نفرتپراکنیشان یکبار برای همیشه جمع شود. تردید نکنید جمع کردنِ بساط اینها به ضرر شاخهی پروپاگاندای جمهوری اسلامی نیز هست چراکه آنها برای ایجاد تشتت در صف معترضان خارج از کشور روی همین ورژنهای درباریِ بسیج، حساب ویژه باز کردهاند.
#جنبش_نئونازی_ایرانی
@Blackfishvoice1
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
اکنون دیگر باید برای اهلِ تردید روشن شده باشد که هر زمان جنبشی دموکراتیک در ایران شعله میگیرد اطرافیانِ پسرِ شاهِ سابق پیدایشان میشود تا (با اتکا به نوستالژیِ غیراجتماعی و هزینهی رسانهای) تفرقه ایجاد کند. چراکه روشن است که با تشکیل دولتِ ملی باید دادگاههای جنایات و جرائم در این صد و اندی سال تشکیل و بررسی شود. از دادگاهِ کودتای ۱۲۹۹ تا دادگاهِ حوادثِ ۳۲ و هزاران پروندهی بزرگ و کوچک دیگر تا امروز.
موضوع برای تمامِ جناحِ چپ، فعالانِ لیبرال و نیروهای ملی روشن است. کسی حاضر نیست اشتباهِ ۵۷ را تکرار کند و بگوید مهم نیست که رهبر نمادین از میانِ نیروهایی با خاستگاه ارتجاعی آمده، گوش کنید «چه میگوید» و ایجاد تفرقه نکنید. امروز همه میدانند که اتفاقاً اصلاً مهم نیست چه میگوید، مهم این است که اطرافیانش برای او چه جایگاهی قائل هستند. ماجرا برای چپِ رادیکال که خیلی روشنتر است. آن یکی از سر فریب میگفت «مارکسیستها در ابراز عقیده آزادند» این یکی حتی این را هم بلد نیست بگوید. چپ باید بینهایت خوشحال باشد که طرف مقابلش به همراهِ تمامِ راستِ اقتدارگرا در یک کمپ ایستاده است. امروز میتواند تکلیف خودش را با نیروهای خودش روشن کند و با تکیه بر استثناء کردنِ جریانِ سلطنت وحدتی میانِ تمام جمهوریخواهان ایجاد کند. این یک ضرورت تاکتیکی و همزمان استراتژیک است. در طی چند دههی گذشته مشکل بزرگ چپ این بوده که استثنایِ خودش را گم کرده بود. اینجا میتواند روی «هرمِ ستمگری» متمرکز شود که مفهومی کلی از تمامِ اشکالِ «ولایت» دینی و غیردینی را شامل میشود. بدین ترتیب چپِ خاورمیانه این مزیتِ موضعی را دارد که میتواند پرچمِ خودآئینیِ عصر روشنگری را مجدداً (حتی برای مردمِ کشورهای توسعهیافته) برافراشته کند و با تاکید بر ایدهی محوریِ «جمهوریِ مردم» و محتوایِ آزادی و به پیشقدمیِ جنبشِ زنان از نظر تاکتیکی هم جنگِ توازنِ قوا را مغلوبه کند. این همان شعاریست که میتواند موجبِ ریزشِ بخشهای بزرگی از نیروهای قدرت حاکم و پیوستنِ آنها به مردم شود: همهی قدرت به دستِ جمهور.
راست اقتدارگرا بهراستی نمیتواند هیچ جزئی از «زن، زندگی، آزادی» را درک کند (کافیست کسی تفسیر مشعشع فرح پهلوی با این همه تجربه در حوزهی سیاست از آن شعار را ببیند که از تفسیر همسران و دخترانِ بسیاری از روحانیون به مراتب ارتجاعیتر است.) دستِ تاریخ، در این رویارویی صفوف، شعارها را به دقت قالب زدهاست: همهی ارتجاعِ «مرد، میهن، آبادی» یک طرف و همهی ترقیِ «زن، زندگی، آزادی» در طرف دیگر. یک طرف در آرزوی ولایتِ مقتدر جدیدی است و دیگری برای آزادیِ همگان میجنگد.
متن دریافتی از نویسندهی گمنام
#زن_زندگی_آزادی
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
@Blackfishvoice1
موضوع برای تمامِ جناحِ چپ، فعالانِ لیبرال و نیروهای ملی روشن است. کسی حاضر نیست اشتباهِ ۵۷ را تکرار کند و بگوید مهم نیست که رهبر نمادین از میانِ نیروهایی با خاستگاه ارتجاعی آمده، گوش کنید «چه میگوید» و ایجاد تفرقه نکنید. امروز همه میدانند که اتفاقاً اصلاً مهم نیست چه میگوید، مهم این است که اطرافیانش برای او چه جایگاهی قائل هستند. ماجرا برای چپِ رادیکال که خیلی روشنتر است. آن یکی از سر فریب میگفت «مارکسیستها در ابراز عقیده آزادند» این یکی حتی این را هم بلد نیست بگوید. چپ باید بینهایت خوشحال باشد که طرف مقابلش به همراهِ تمامِ راستِ اقتدارگرا در یک کمپ ایستاده است. امروز میتواند تکلیف خودش را با نیروهای خودش روشن کند و با تکیه بر استثناء کردنِ جریانِ سلطنت وحدتی میانِ تمام جمهوریخواهان ایجاد کند. این یک ضرورت تاکتیکی و همزمان استراتژیک است. در طی چند دههی گذشته مشکل بزرگ چپ این بوده که استثنایِ خودش را گم کرده بود. اینجا میتواند روی «هرمِ ستمگری» متمرکز شود که مفهومی کلی از تمامِ اشکالِ «ولایت» دینی و غیردینی را شامل میشود. بدین ترتیب چپِ خاورمیانه این مزیتِ موضعی را دارد که میتواند پرچمِ خودآئینیِ عصر روشنگری را مجدداً (حتی برای مردمِ کشورهای توسعهیافته) برافراشته کند و با تاکید بر ایدهی محوریِ «جمهوریِ مردم» و محتوایِ آزادی و به پیشقدمیِ جنبشِ زنان از نظر تاکتیکی هم جنگِ توازنِ قوا را مغلوبه کند. این همان شعاریست که میتواند موجبِ ریزشِ بخشهای بزرگی از نیروهای قدرت حاکم و پیوستنِ آنها به مردم شود: همهی قدرت به دستِ جمهور.
راست اقتدارگرا بهراستی نمیتواند هیچ جزئی از «زن، زندگی، آزادی» را درک کند (کافیست کسی تفسیر مشعشع فرح پهلوی با این همه تجربه در حوزهی سیاست از آن شعار را ببیند که از تفسیر همسران و دخترانِ بسیاری از روحانیون به مراتب ارتجاعیتر است.) دستِ تاریخ، در این رویارویی صفوف، شعارها را به دقت قالب زدهاست: همهی ارتجاعِ «مرد، میهن، آبادی» یک طرف و همهی ترقیِ «زن، زندگی، آزادی» در طرف دیگر. یک طرف در آرزوی ولایتِ مقتدر جدیدی است و دیگری برای آزادیِ همگان میجنگد.
متن دریافتی از نویسندهی گمنام
#زن_زندگی_آزادی
#نه_سلطنت_نه_رهبری_دموکراسی_برابری
@Blackfishvoice1
👍3
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Video
🟣 #بیدارزنی : از «کف خیابان» تا «کف گالری»، فرسنگها فاصله است
این تصویر، بخشی از پروژه هنری جدید «شیرین نشاط» با عنوان «آشفته» است که نمایش آن از دیروز در گالری گِلَدستون در نیویورک آغاز شده است.
در این تصویر که گفته میشود با اقتباس از سالو پازولینی صحنهپردازی و عکاسی شده، زنی را میبینیم که بدنش به مثابه میدان نبرد و قدرتنمایی مردان بازنمایی شده است.
تصویری اگزوتیک از سرکوب و انقیاد بدن زن که هیچ نسبتی با کنش انقلابی زنان ایران به ویژه در چند ماه اخیر ندارد. زنی که در مرکز تصویر، مقابل نگاه خیره مردانی با لباس نظامی و نگاه خیره مخاطبان قرار گرفته، با القای حس رنج و اسارت زن ایرانی در چنگال حکومت جمهوری اسلامی، صرفا یک سوژهی قربانیشده، مورد تحقیر قرار گرفته و رقتانگیز است؛ آمیزهای از خشونت و زیباییشناسی فرهنگ تصویری اسلامی ایران و کاملا مطابق با ذائقه مخاطب غربی و بازار هنر مسلط بینالمللی. ذائقهای که شخص شیرین نشاط در طول دو دهه گذشته با ارائه آثاری مشابه در ساخته شدن آن برای تماشاگر و خریدار غربی نقش به سزایی داشته است.
زنانِ منفعل و صرفا آسیبپذیر و شکنندهی آثار او، نه تنها تهدیدی برای جمهوری اسلامی محسوب نمیشوند، بلکه دقیقا به همان شکل ارتجاعی مطلوب حکومت بازنمایی میشوند؛ درست برخلاف زنان مبارز، شجاع و آزادیخواه داخل ایران که تحت سرکوب وحشیانه و روزانه حکومت، نقشی پررنگ در بافتار مبارزات و مقاومت علیه وضع موجود دارند و تاسفآور است که آنها علاوه بر جنگیدن علیه مردسالاری و حکومتِ تا بنِ دندان زنستیز و کودککش، ناچارند تا علیه تصویری که از آنها برای سلیقه مخاطب غربی ساخته میشود نیز واکنش نشان دهند.
هنرمندانی چون شیرین نشاط با تولید چنین آثاری به نام و یاد زنان ایران، به مدد برخورداری از بازتاب رسانهای گسترده در غرب و حمایتهای مالی و نهادی متعدد، در حال مصرف بدن زنان و کالاییسازیآن برای کسب سرمایه اجتماعی و مادی بیشتر خود هستند.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
این تصویر، بخشی از پروژه هنری جدید «شیرین نشاط» با عنوان «آشفته» است که نمایش آن از دیروز در گالری گِلَدستون در نیویورک آغاز شده است.
در این تصویر که گفته میشود با اقتباس از سالو پازولینی صحنهپردازی و عکاسی شده، زنی را میبینیم که بدنش به مثابه میدان نبرد و قدرتنمایی مردان بازنمایی شده است.
تصویری اگزوتیک از سرکوب و انقیاد بدن زن که هیچ نسبتی با کنش انقلابی زنان ایران به ویژه در چند ماه اخیر ندارد. زنی که در مرکز تصویر، مقابل نگاه خیره مردانی با لباس نظامی و نگاه خیره مخاطبان قرار گرفته، با القای حس رنج و اسارت زن ایرانی در چنگال حکومت جمهوری اسلامی، صرفا یک سوژهی قربانیشده، مورد تحقیر قرار گرفته و رقتانگیز است؛ آمیزهای از خشونت و زیباییشناسی فرهنگ تصویری اسلامی ایران و کاملا مطابق با ذائقه مخاطب غربی و بازار هنر مسلط بینالمللی. ذائقهای که شخص شیرین نشاط در طول دو دهه گذشته با ارائه آثاری مشابه در ساخته شدن آن برای تماشاگر و خریدار غربی نقش به سزایی داشته است.
زنانِ منفعل و صرفا آسیبپذیر و شکنندهی آثار او، نه تنها تهدیدی برای جمهوری اسلامی محسوب نمیشوند، بلکه دقیقا به همان شکل ارتجاعی مطلوب حکومت بازنمایی میشوند؛ درست برخلاف زنان مبارز، شجاع و آزادیخواه داخل ایران که تحت سرکوب وحشیانه و روزانه حکومت، نقشی پررنگ در بافتار مبارزات و مقاومت علیه وضع موجود دارند و تاسفآور است که آنها علاوه بر جنگیدن علیه مردسالاری و حکومتِ تا بنِ دندان زنستیز و کودککش، ناچارند تا علیه تصویری که از آنها برای سلیقه مخاطب غربی ساخته میشود نیز واکنش نشان دهند.
هنرمندانی چون شیرین نشاط با تولید چنین آثاری به نام و یاد زنان ایران، به مدد برخورداری از بازتاب رسانهای گسترده در غرب و حمایتهای مالی و نهادی متعدد، در حال مصرف بدن زنان و کالاییسازیآن برای کسب سرمایه اجتماعی و مادی بیشتر خود هستند.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
👍3
به احتمال زیاد نظر اغلب افراد نوروتیپیکال درباره فرد اوتیستیک در همان چند ثانیه اول شکل میگیرد
یک پژوهش مبتنی بر ۳ مطالعه مجرا با اصول روششناسی مشابه، نشان میدهد که نگرش منفی به افراد اوتیستیک در چند لحظه اول شکل میگیرد. در مطالعه اول ۲۱۴ نفر، در مطالعه دوم ۳۷ نفر، در مطالعه سوم نیز ۱۵۸ نفر به عنوان امتیاز دهنده (همگی غیراوتیستیک) شرکت کردند.
در هر مطالعه این افراد امتیاز دهنده در مقابل مجموعهای از محتواها شامل ویدئوی با صدا، ویدئوی بدون صدا، صدا، تصویر ثابت و متن قرار داده شده و سپس به پرسشهایی پاسخ دادهاند که مرتبط با نظرشان در مورد فرد حاضر در محتواست. این محتواها از فیلمهای گرفته شده از گروه امتیاز گیرنده در موقعیتهای کنترل شده واقعی (مثلا پرسش و پاسخ درباره یک فیلم، پرسیدن حال و ...) استخراج شدهاند. گروه امتیاز گیرنده شامل افراد اوتیستیک و افراد غیراوتیستیک بوده.
در هر مطالعه فرد امتیازدهنده، برای دادن امتیاز به هر فرد امتیاز گیرنده، تنها یک نوع محتوا از وی را دیده یا شنیده است. با این کار از تداخل اثرات یک محتوا بر محتوای دیگر جلوگیری شده است. به عنوان مثال امتیازدهنده شماره یک تنها یکی از انواع محتواهای فرد الف را دریافت کردهاست.
سپس نتیجه بازخوردها و قضاوتهای هر امتیازدهنده بر اساس این که محتواها مرتبط به امتیازگیرندگان اوتیستیک بودهاند یا نوروتیپیکال با هم مقایسه شدهاند.
در این نمودارها رنگ آبی مربوط به بازخوردهای شرکتکنندگان به محتواهای افراد نوروتیپیکال و رنگ قرمز مربوط به واکنشها به افراد اوتیستیک است.
نمودار میلهای mean trait impression و نمودار میلهای mean impression برای مطالعه اول
نمودار میلهای با متغیرهای how awkward، how approachable و likelihood of friendship و نمودار خطی برای مطالعه دوم
و نمودار آخر (پنچ متغیره) برای مطالعه سوم است.
متن گزارش این سه مطالعه در اینجا در دسترس است:
https://www.nature.com/articles/srep40700#Sec2
یک پژوهش مبتنی بر ۳ مطالعه مجرا با اصول روششناسی مشابه، نشان میدهد که نگرش منفی به افراد اوتیستیک در چند لحظه اول شکل میگیرد. در مطالعه اول ۲۱۴ نفر، در مطالعه دوم ۳۷ نفر، در مطالعه سوم نیز ۱۵۸ نفر به عنوان امتیاز دهنده (همگی غیراوتیستیک) شرکت کردند.
در هر مطالعه این افراد امتیاز دهنده در مقابل مجموعهای از محتواها شامل ویدئوی با صدا، ویدئوی بدون صدا، صدا، تصویر ثابت و متن قرار داده شده و سپس به پرسشهایی پاسخ دادهاند که مرتبط با نظرشان در مورد فرد حاضر در محتواست. این محتواها از فیلمهای گرفته شده از گروه امتیاز گیرنده در موقعیتهای کنترل شده واقعی (مثلا پرسش و پاسخ درباره یک فیلم، پرسیدن حال و ...) استخراج شدهاند. گروه امتیاز گیرنده شامل افراد اوتیستیک و افراد غیراوتیستیک بوده.
در هر مطالعه فرد امتیازدهنده، برای دادن امتیاز به هر فرد امتیاز گیرنده، تنها یک نوع محتوا از وی را دیده یا شنیده است. با این کار از تداخل اثرات یک محتوا بر محتوای دیگر جلوگیری شده است. به عنوان مثال امتیازدهنده شماره یک تنها یکی از انواع محتواهای فرد الف را دریافت کردهاست.
سپس نتیجه بازخوردها و قضاوتهای هر امتیازدهنده بر اساس این که محتواها مرتبط به امتیازگیرندگان اوتیستیک بودهاند یا نوروتیپیکال با هم مقایسه شدهاند.
در این نمودارها رنگ آبی مربوط به بازخوردهای شرکتکنندگان به محتواهای افراد نوروتیپیکال و رنگ قرمز مربوط به واکنشها به افراد اوتیستیک است.
نمودار میلهای mean trait impression و نمودار میلهای mean impression برای مطالعه اول
نمودار میلهای با متغیرهای how awkward، how approachable و likelihood of friendship و نمودار خطی برای مطالعه دوم
و نمودار آخر (پنچ متغیره) برای مطالعه سوم است.
متن گزارش این سه مطالعه در اینجا در دسترس است:
https://www.nature.com/articles/srep40700#Sec2
Nature
Neurotypical Peers are Less Willing to Interact with Those with Autism based on Thin Slice Judgments
Scientific Reports - Neurotypical Peers are Less Willing to Interact with Those with Autism based on Thin Slice Judgments
👍4
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 تا هشت مارس...
⚪️ پوسترهای ارسالی به بیدارزنی
«ما جمعی از «فعالان زنان گیلان» مجموعه پوسترهایی را با عنوان «زن، زندگی، آزادی تا هشت مارس» با این شعارها تهیه کردهایم:
▪️ازدواج کودکان محروم کردن آنها از دنیای شاد کودکی است
▪️دستمزد مکفی و برابر، حق زنان است
▪️دسترسی عمومی و رایگان به خدمات مرتبط با پیشگیری از بارداری، حق زنان است
▪️حقوق برابر و کرامت انسانی، حق مسلم زنان است
▪️حمایت قانونی از زنکشی و ناموسانگاریِ زنان باید متوقف شود
ما با انتشار این پوسترها -و پوسترهای دیگری که منتشر خواهیم کرد- در رسانهها و فضاهای عمومی نشان میدهیم که خواستههای زنان به همه عرصههای زندگی مربوط است.»
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#تا_هشتمارس
#فعالان_زنان_گیلان
@bidarzani
⚪️ پوسترهای ارسالی به بیدارزنی
«ما جمعی از «فعالان زنان گیلان» مجموعه پوسترهایی را با عنوان «زن، زندگی، آزادی تا هشت مارس» با این شعارها تهیه کردهایم:
▪️ازدواج کودکان محروم کردن آنها از دنیای شاد کودکی است
▪️دستمزد مکفی و برابر، حق زنان است
▪️دسترسی عمومی و رایگان به خدمات مرتبط با پیشگیری از بارداری، حق زنان است
▪️حقوق برابر و کرامت انسانی، حق مسلم زنان است
▪️حمایت قانونی از زنکشی و ناموسانگاریِ زنان باید متوقف شود
ما با انتشار این پوسترها -و پوسترهای دیگری که منتشر خواهیم کرد- در رسانهها و فضاهای عمومی نشان میدهیم که خواستههای زنان به همه عرصههای زندگی مربوط است.»
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#تا_هشتمارس
#فعالان_زنان_گیلان
@bidarzani
👍4
Forwarded from کانون نویسندگان ایران
روز جهانی زبان مادری را گرامی میداریم
«کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است»
اصل سوم منشور کانون نویسندگان ایران
زبان مادری گهوارهی فرهنگی هر فرد است و پاسداشت آن از نشانههای پویایی اجتماعی و سلامت فرهنگی هر جامعهای به شمار میآید.
دریغا! زبانهای مادری گوناگون که در سراسر تاریخ کهن این دیار رنگینکمانی دلپذیر بر آسمان فرهنگ آن نقش میزدهاند هرگز از گزند یورش حکومتهای استبدادی در امان نماندهاند و گواه روشن آن کوچهای اجباری اقوام و تحمیل زبان معیار است.
امروز نیز تنگکردن دایرهی کاربرد زبان مادری و حصر و حبس کنشگران این حوزه نشان از همان سیاست حذف و حصر تاریخی دارد. حاکمیت استبدادی پیش و پس از انقلاب 57، به بهانههای پوچ و واهیِ یکپارچهسازی فرهنگی، تقویت زبان رسمی یا مبارزه با «تجزیه طلبی»، آشکار و پنهان به دشمنی با این میراث بشری برخاسته است.
همانگونه که در بند سوم منشور کانون نویسندگان ایران آمده: «کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است».
زبان هویت هر انسان است، و بیگمان دستیابی به هویت، بدیهیترین حق هر انسان آزاد است. پس حفظ و یادگیری و آموزش زبان مادری از مهمترین نشانههای شکوفایی فرهنگی جامعهای آزاد، فارغ از دیکتاتوری، امیدوار و بالنده به شمار میآید و هیچ حکومت و دستگاه و قدرتی به هیچ بهانهای حق انکار و سرکوب آن را ندارد.
کانون نویسندگان ایران
۱۴۰۱/۱۲/۲
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-02-21
«کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است»
اصل سوم منشور کانون نویسندگان ایران
زبان مادری گهوارهی فرهنگی هر فرد است و پاسداشت آن از نشانههای پویایی اجتماعی و سلامت فرهنگی هر جامعهای به شمار میآید.
دریغا! زبانهای مادری گوناگون که در سراسر تاریخ کهن این دیار رنگینکمانی دلپذیر بر آسمان فرهنگ آن نقش میزدهاند هرگز از گزند یورش حکومتهای استبدادی در امان نماندهاند و گواه روشن آن کوچهای اجباری اقوام و تحمیل زبان معیار است.
امروز نیز تنگکردن دایرهی کاربرد زبان مادری و حصر و حبس کنشگران این حوزه نشان از همان سیاست حذف و حصر تاریخی دارد. حاکمیت استبدادی پیش و پس از انقلاب 57، به بهانههای پوچ و واهیِ یکپارچهسازی فرهنگی، تقویت زبان رسمی یا مبارزه با «تجزیه طلبی»، آشکار و پنهان به دشمنی با این میراث بشری برخاسته است.
همانگونه که در بند سوم منشور کانون نویسندگان ایران آمده: «کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است».
زبان هویت هر انسان است، و بیگمان دستیابی به هویت، بدیهیترین حق هر انسان آزاد است. پس حفظ و یادگیری و آموزش زبان مادری از مهمترین نشانههای شکوفایی فرهنگی جامعهای آزاد، فارغ از دیکتاتوری، امیدوار و بالنده به شمار میآید و هیچ حکومت و دستگاه و قدرتی به هیچ بهانهای حق انکار و سرکوب آن را ندارد.
کانون نویسندگان ایران
۱۴۰۱/۱۲/۲
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-02-21
Telegraph
بیانیه
روز جهانی زبان مادری را گرامی میداریم «کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است» اصل سوم منشور کانون نویسندگان ایران…
👍3
Forwarded from بيدارزنى
🟣 «چرا هر بار سرکوب میشویم و صدای رسای نیروهای پیشرو داخل به قدر کفایت شنیده نمیشود؟»
نامهی گلرخ ایرایی از بند زنان زندان اوین
از متن: «در طول بیش از چهار دهه سلطهی آخوندیسم بر ایران بارها شاهد اعتراض ناراضیان از شرایط موجود بودیم. فاصلهی زمانی اعتراضات هر بار کمتر از قبل و آگاهی جمعی در بیان مطالبات و حضور در کف خیابان بیش از پیش و سرکوب سیستم هولناکتر از ادوار قبل بود.
حال به نقطهای رسیدهایم که گستردگی اعتراضات از لحاظ زمانی و جغرافیایی ما را به فرمولهای مطلوب برای ایجاد دگرگونی در کل ساختار رژیم نزدیکتر از هر زمانی کرده است. اما به دلیل نبود سازماندهی مناسب و عدم انسجام اپوزسیون کارآمد، پتانسیل کف خیابان را باز هم از دست دادهایم و دستاوردمان نه برآورده شدنِ سقف مطالبه (که همانا فروپاشی ساختار استبداد است) بلکه پس از خونهای ریخته شده و هزینههای متحمل شده، تنها گامی به مطلوب نزدیکتر شدن بود.
ریشهی کاستیهایمان کجاست که هر بار به جای تسخیر خیابان که هدف غائیمان از اعتراض، قیام و مبارزه است، این تکرار عبث را دوره میکنیم و قربانی سرکوب رژیم میشویم؟ شاید شیوهی موفق مبارزه در برابر رژیم تا بن دندان مسلح را گم کردهایم و ادبیات جنگیدن با نیروی سرکوب را از یاد بردهایم. برای در هم شکستن ساختار قدرتی اینچنینی و برای صفآرایی در برابر حکومتی که به خدعه، نیرنگ و فاشیسم آلوده است و واهمهای از گشودن آتش به روی معترضان در کف خیابان ندارد، به تلطیف فضای مبارزه سرگرم شدیم و حاکمان را به تجهیز قوای نظامی و لابی با سران جهان! واگذاشتیم.
ماحصل همین ملغمهایست که اسیر آنیم و سایهی شومیست که بر سرمان است و آرزوهایمان را دود میکند و به هوا میبرد.
رژیم در دههی شصت به جز کشتار گستردهی انقلابیون و مبارزان، کلیهی احزاب و ارگانهای پیشرو را سر برید و مدفون کرد؛ بعد با ایجاد فضایی تکقطبی به جهتدهی افکار یا به بیانی درست از بین بردن هر نوع تفکری اقدام کرد.
اینکه امروز اپوزسیون ناتوان از سازماندهی قیام مردمیست و ادبیات توده، خصوصا نسلهای پس از خود را نمیشناسد، ضعفی مهم و لازمالتحلیل و برگ برندهای در دست رژیم است و شکستیست که تا بر آن اذعان نداشته باشیم و چارهای بر آن نیاندیشیم، امکان برونرفت از آن را نیز نخواهیم یافت. هربار اگرچه گامی به پیش برداشته باشیم اما هولناکتر از قبل سرکوب خواهیم شد.
ما میتوانیم کف خیابان را تسخیر کنیم و در برابر فاشیسم اسلامی و حامیان نظامی آن بایستیم و حمایتهای خارجی از رژیم را در هر شکل و ابعادی بیاثر کنیم؛ اگر اپوزسیون و نیروهای پیشرویمان شیوهی مبارزه با رژیمی کاملا مسلح را به یاد آورد و توان سازماندهی تودهای که از خشم در برابر ستم طغیان میکند را باز یابد.»
ادامهی متن را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3Z6SAxa
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
نامهی گلرخ ایرایی از بند زنان زندان اوین
از متن: «در طول بیش از چهار دهه سلطهی آخوندیسم بر ایران بارها شاهد اعتراض ناراضیان از شرایط موجود بودیم. فاصلهی زمانی اعتراضات هر بار کمتر از قبل و آگاهی جمعی در بیان مطالبات و حضور در کف خیابان بیش از پیش و سرکوب سیستم هولناکتر از ادوار قبل بود.
حال به نقطهای رسیدهایم که گستردگی اعتراضات از لحاظ زمانی و جغرافیایی ما را به فرمولهای مطلوب برای ایجاد دگرگونی در کل ساختار رژیم نزدیکتر از هر زمانی کرده است. اما به دلیل نبود سازماندهی مناسب و عدم انسجام اپوزسیون کارآمد، پتانسیل کف خیابان را باز هم از دست دادهایم و دستاوردمان نه برآورده شدنِ سقف مطالبه (که همانا فروپاشی ساختار استبداد است) بلکه پس از خونهای ریخته شده و هزینههای متحمل شده، تنها گامی به مطلوب نزدیکتر شدن بود.
ریشهی کاستیهایمان کجاست که هر بار به جای تسخیر خیابان که هدف غائیمان از اعتراض، قیام و مبارزه است، این تکرار عبث را دوره میکنیم و قربانی سرکوب رژیم میشویم؟ شاید شیوهی موفق مبارزه در برابر رژیم تا بن دندان مسلح را گم کردهایم و ادبیات جنگیدن با نیروی سرکوب را از یاد بردهایم. برای در هم شکستن ساختار قدرتی اینچنینی و برای صفآرایی در برابر حکومتی که به خدعه، نیرنگ و فاشیسم آلوده است و واهمهای از گشودن آتش به روی معترضان در کف خیابان ندارد، به تلطیف فضای مبارزه سرگرم شدیم و حاکمان را به تجهیز قوای نظامی و لابی با سران جهان! واگذاشتیم.
ماحصل همین ملغمهایست که اسیر آنیم و سایهی شومیست که بر سرمان است و آرزوهایمان را دود میکند و به هوا میبرد.
رژیم در دههی شصت به جز کشتار گستردهی انقلابیون و مبارزان، کلیهی احزاب و ارگانهای پیشرو را سر برید و مدفون کرد؛ بعد با ایجاد فضایی تکقطبی به جهتدهی افکار یا به بیانی درست از بین بردن هر نوع تفکری اقدام کرد.
اینکه امروز اپوزسیون ناتوان از سازماندهی قیام مردمیست و ادبیات توده، خصوصا نسلهای پس از خود را نمیشناسد، ضعفی مهم و لازمالتحلیل و برگ برندهای در دست رژیم است و شکستیست که تا بر آن اذعان نداشته باشیم و چارهای بر آن نیاندیشیم، امکان برونرفت از آن را نیز نخواهیم یافت. هربار اگرچه گامی به پیش برداشته باشیم اما هولناکتر از قبل سرکوب خواهیم شد.
ما میتوانیم کف خیابان را تسخیر کنیم و در برابر فاشیسم اسلامی و حامیان نظامی آن بایستیم و حمایتهای خارجی از رژیم را در هر شکل و ابعادی بیاثر کنیم؛ اگر اپوزسیون و نیروهای پیشرویمان شیوهی مبارزه با رژیمی کاملا مسلح را به یاد آورد و توان سازماندهی تودهای که از خشم در برابر ستم طغیان میکند را باز یابد.»
ادامهی متن را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3Z6SAxa
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
Telegraph
«چرا هر بار سرکوب میشویم و صدای رسای نیروهای پیشرو داخل به قدر کفایت شنیده نمیشود؟»
گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی در نامهای از زندان اوین به اهمیت اعتراضات سراسری و مقابله با دیکتاتوری پرداخته است. در طول بیش از چهار دهه سلطهی آخوندیسم بر ایران بارها شاهد اعتراض ناراضیان از شرایط موجود بودیم. فاصلهی زمانی اعتراضات هر بار کمتر از…
👍3
این متنی است که دو نفر از تیم سه نفره اداره کننده صفحه اینستاگرام و کانال نوشتهاند
سلام به مخاطبان صفحه و کانال
دو سال پیش، یکی از اعضای فعلی این گروه، از دو عضو دیگر دعوت کرد تا در کنار هم گروهی تشکیل دهیم و صفحه و کانالی را با هدف ترویج مدل اجتماعی معلولیت و با تاکید بر اوتیسم و نورودایورسیتی اداره کنیم.
در این مدت هرچند نتوانستیم به صورت منظم مطالبی منتشر کنیم و بار اصلی نوشتن و تنظیم محتوا به دوش عضوی که پیشنهاد تشکیل گروه را داده بود افتاد، اما با هم بحثهای زیادی داشتیم و در کنار هم، در فضایی امن و با هم چیزهای جدیدی خواندیم، شنیدیم، گفتیم و آموختیم.
ما، یعنی دو عضوی که در این مدت کم کارتر بودیم (با وجود اصرار دیگر عضو گروه و دوستمان به ماندن، هرچند به صورت نامنظم یا در حد پیگیری پیامها یا حتی کاری نکردن تا وقتی شرایمان بهتر شود)، فکر میکنیم که به خاطر شرایطمان، عملاً تا آیندهای نامعلوم نمیتوانیم کاری مفید کنیم و چشمانداز روشنی هم برای تغییر شرایط زندگیمان در پیش رو نداریم و مجبوریم همه تمرکزمان را به بهبود شرایط شخصیمان معطوف کنیم.
زندگی با ما مهربان نیست، البته انتظار مهربانی هم نداریم. از سرمایهداری، مردسالاری و تواناپرستی مگر انتظار مهربانی هم میتوان داشت؟ تنها باید در برابرشان مقاومت کرد و جنگید. اما امیدواریم درک کنید که شرایط طاقتفرسای زندگی تا چه حد میتواند محدودیتآفرین باشد. خودمان را سرزنش نمیکنیم که مقاومتمان کم است و خود را با هم مقایسه نمیکنیم که چه کسی مقاومت بیشتری دارد. میزانی که هر کسی میتواند در برابر شرایط بیرونی مقاومت کند، متاثر از عوامل مختلفی است که برخی از آنها از دایره اثرگذاری فرد خارج هستند، ضمن آن که مراقبت از خود نیز مقاومت است.
امیدواریم این صفحه، هرچند عضو دیگرمان را بر خلاف میل خودمان و او تنها میگذاریم، همانطور که او سعی کرده، همچنان به فعالیت خود ادامه دهد. لازم است تاکید کنیم که جدایی ما نه ناشی از اختلاف یا مسائل درونی، بلکه ناشی از شرایط فردیمان است.
سلام به مخاطبان صفحه و کانال
دو سال پیش، یکی از اعضای فعلی این گروه، از دو عضو دیگر دعوت کرد تا در کنار هم گروهی تشکیل دهیم و صفحه و کانالی را با هدف ترویج مدل اجتماعی معلولیت و با تاکید بر اوتیسم و نورودایورسیتی اداره کنیم.
در این مدت هرچند نتوانستیم به صورت منظم مطالبی منتشر کنیم و بار اصلی نوشتن و تنظیم محتوا به دوش عضوی که پیشنهاد تشکیل گروه را داده بود افتاد، اما با هم بحثهای زیادی داشتیم و در کنار هم، در فضایی امن و با هم چیزهای جدیدی خواندیم، شنیدیم، گفتیم و آموختیم.
ما، یعنی دو عضوی که در این مدت کم کارتر بودیم (با وجود اصرار دیگر عضو گروه و دوستمان به ماندن، هرچند به صورت نامنظم یا در حد پیگیری پیامها یا حتی کاری نکردن تا وقتی شرایمان بهتر شود)، فکر میکنیم که به خاطر شرایطمان، عملاً تا آیندهای نامعلوم نمیتوانیم کاری مفید کنیم و چشمانداز روشنی هم برای تغییر شرایط زندگیمان در پیش رو نداریم و مجبوریم همه تمرکزمان را به بهبود شرایط شخصیمان معطوف کنیم.
زندگی با ما مهربان نیست، البته انتظار مهربانی هم نداریم. از سرمایهداری، مردسالاری و تواناپرستی مگر انتظار مهربانی هم میتوان داشت؟ تنها باید در برابرشان مقاومت کرد و جنگید. اما امیدواریم درک کنید که شرایط طاقتفرسای زندگی تا چه حد میتواند محدودیتآفرین باشد. خودمان را سرزنش نمیکنیم که مقاومتمان کم است و خود را با هم مقایسه نمیکنیم که چه کسی مقاومت بیشتری دارد. میزانی که هر کسی میتواند در برابر شرایط بیرونی مقاومت کند، متاثر از عوامل مختلفی است که برخی از آنها از دایره اثرگذاری فرد خارج هستند، ضمن آن که مراقبت از خود نیز مقاومت است.
امیدواریم این صفحه، هرچند عضو دیگرمان را بر خلاف میل خودمان و او تنها میگذاریم، همانطور که او سعی کرده، همچنان به فعالیت خود ادامه دهد. لازم است تاکید کنیم که جدایی ما نه ناشی از اختلاف یا مسائل درونی، بلکه ناشی از شرایط فردیمان است.
👍10
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
فردی که در تصویر میبینید #روح_الله_عجمیان یا همان بسیجی مظلومی است که در جریان سرکوب و قتلعام معترضان کشته شد.
گفته شده بود آزار او به موریانه نمیرسید و بیگناه و معصوم زیر دست و پای صدها تن از معترضان سقط شد.
با مشاهدهی همین یک تصویر باید پرسید همین مظلوم، خونِ چند معترض، خون چند نوجوان را به زمین ریخت؟
برای ایجاد فضای وحشت، با دستاویز قرار دادنِ به درک واصل شدنِ همین جانی، #محمدمهدی_کرمی و #محمد_حسینی را کشتند. دو جوانِ کارگر و ستمدیده را کشتند تا از این جانی شهید بسازند؛ گرچه محمدمهدی و محمد شدند قهرمانانِ جاویدنام، نام اوباشی نظیر عجمیان تا ابد با ترور و تبهکاری تداعی خواهد شد.
#جمهوری_کشتار #جمهوری_اعدام
@Blackfishvoice1
گفته شده بود آزار او به موریانه نمیرسید و بیگناه و معصوم زیر دست و پای صدها تن از معترضان سقط شد.
با مشاهدهی همین یک تصویر باید پرسید همین مظلوم، خونِ چند معترض، خون چند نوجوان را به زمین ریخت؟
برای ایجاد فضای وحشت، با دستاویز قرار دادنِ به درک واصل شدنِ همین جانی، #محمدمهدی_کرمی و #محمد_حسینی را کشتند. دو جوانِ کارگر و ستمدیده را کشتند تا از این جانی شهید بسازند؛ گرچه محمدمهدی و محمد شدند قهرمانانِ جاویدنام، نام اوباشی نظیر عجمیان تا ابد با ترور و تبهکاری تداعی خواهد شد.
#جمهوری_کشتار #جمهوری_اعدام
@Blackfishvoice1
👍5