به احتمال زیاد نظر اغلب افراد نوروتیپیکال درباره فرد اوتیستیک در همان چند ثانیه اول شکل میگیرد
یک پژوهش مبتنی بر ۳ مطالعه مجرا با اصول روششناسی مشابه، نشان میدهد که نگرش منفی به افراد اوتیستیک در چند لحظه اول شکل میگیرد. در مطالعه اول ۲۱۴ نفر، در مطالعه دوم ۳۷ نفر، در مطالعه سوم نیز ۱۵۸ نفر به عنوان امتیاز دهنده (همگی غیراوتیستیک) شرکت کردند.
در هر مطالعه این افراد امتیاز دهنده در مقابل مجموعهای از محتواها شامل ویدئوی با صدا، ویدئوی بدون صدا، صدا، تصویر ثابت و متن قرار داده شده و سپس به پرسشهایی پاسخ دادهاند که مرتبط با نظرشان در مورد فرد حاضر در محتواست. این محتواها از فیلمهای گرفته شده از گروه امتیاز گیرنده در موقعیتهای کنترل شده واقعی (مثلا پرسش و پاسخ درباره یک فیلم، پرسیدن حال و ...) استخراج شدهاند. گروه امتیاز گیرنده شامل افراد اوتیستیک و افراد غیراوتیستیک بوده.
در هر مطالعه فرد امتیازدهنده، برای دادن امتیاز به هر فرد امتیاز گیرنده، تنها یک نوع محتوا از وی را دیده یا شنیده است. با این کار از تداخل اثرات یک محتوا بر محتوای دیگر جلوگیری شده است. به عنوان مثال امتیازدهنده شماره یک تنها یکی از انواع محتواهای فرد الف را دریافت کردهاست.
سپس نتیجه بازخوردها و قضاوتهای هر امتیازدهنده بر اساس این که محتواها مرتبط به امتیازگیرندگان اوتیستیک بودهاند یا نوروتیپیکال با هم مقایسه شدهاند.
در این نمودارها رنگ آبی مربوط به بازخوردهای شرکتکنندگان به محتواهای افراد نوروتیپیکال و رنگ قرمز مربوط به واکنشها به افراد اوتیستیک است.
نمودار میلهای mean trait impression و نمودار میلهای mean impression برای مطالعه اول
نمودار میلهای با متغیرهای how awkward، how approachable و likelihood of friendship و نمودار خطی برای مطالعه دوم
و نمودار آخر (پنچ متغیره) برای مطالعه سوم است.
متن گزارش این سه مطالعه در اینجا در دسترس است:
https://www.nature.com/articles/srep40700#Sec2
یک پژوهش مبتنی بر ۳ مطالعه مجرا با اصول روششناسی مشابه، نشان میدهد که نگرش منفی به افراد اوتیستیک در چند لحظه اول شکل میگیرد. در مطالعه اول ۲۱۴ نفر، در مطالعه دوم ۳۷ نفر، در مطالعه سوم نیز ۱۵۸ نفر به عنوان امتیاز دهنده (همگی غیراوتیستیک) شرکت کردند.
در هر مطالعه این افراد امتیاز دهنده در مقابل مجموعهای از محتواها شامل ویدئوی با صدا، ویدئوی بدون صدا، صدا، تصویر ثابت و متن قرار داده شده و سپس به پرسشهایی پاسخ دادهاند که مرتبط با نظرشان در مورد فرد حاضر در محتواست. این محتواها از فیلمهای گرفته شده از گروه امتیاز گیرنده در موقعیتهای کنترل شده واقعی (مثلا پرسش و پاسخ درباره یک فیلم، پرسیدن حال و ...) استخراج شدهاند. گروه امتیاز گیرنده شامل افراد اوتیستیک و افراد غیراوتیستیک بوده.
در هر مطالعه فرد امتیازدهنده، برای دادن امتیاز به هر فرد امتیاز گیرنده، تنها یک نوع محتوا از وی را دیده یا شنیده است. با این کار از تداخل اثرات یک محتوا بر محتوای دیگر جلوگیری شده است. به عنوان مثال امتیازدهنده شماره یک تنها یکی از انواع محتواهای فرد الف را دریافت کردهاست.
سپس نتیجه بازخوردها و قضاوتهای هر امتیازدهنده بر اساس این که محتواها مرتبط به امتیازگیرندگان اوتیستیک بودهاند یا نوروتیپیکال با هم مقایسه شدهاند.
در این نمودارها رنگ آبی مربوط به بازخوردهای شرکتکنندگان به محتواهای افراد نوروتیپیکال و رنگ قرمز مربوط به واکنشها به افراد اوتیستیک است.
نمودار میلهای mean trait impression و نمودار میلهای mean impression برای مطالعه اول
نمودار میلهای با متغیرهای how awkward، how approachable و likelihood of friendship و نمودار خطی برای مطالعه دوم
و نمودار آخر (پنچ متغیره) برای مطالعه سوم است.
متن گزارش این سه مطالعه در اینجا در دسترس است:
https://www.nature.com/articles/srep40700#Sec2
Nature
Neurotypical Peers are Less Willing to Interact with Those with Autism based on Thin Slice Judgments
Scientific Reports - Neurotypical Peers are Less Willing to Interact with Those with Autism based on Thin Slice Judgments
👍4
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 تا هشت مارس...
⚪️ پوسترهای ارسالی به بیدارزنی
«ما جمعی از «فعالان زنان گیلان» مجموعه پوسترهایی را با عنوان «زن، زندگی، آزادی تا هشت مارس» با این شعارها تهیه کردهایم:
▪️ازدواج کودکان محروم کردن آنها از دنیای شاد کودکی است
▪️دستمزد مکفی و برابر، حق زنان است
▪️دسترسی عمومی و رایگان به خدمات مرتبط با پیشگیری از بارداری، حق زنان است
▪️حقوق برابر و کرامت انسانی، حق مسلم زنان است
▪️حمایت قانونی از زنکشی و ناموسانگاریِ زنان باید متوقف شود
ما با انتشار این پوسترها -و پوسترهای دیگری که منتشر خواهیم کرد- در رسانهها و فضاهای عمومی نشان میدهیم که خواستههای زنان به همه عرصههای زندگی مربوط است.»
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#تا_هشتمارس
#فعالان_زنان_گیلان
@bidarzani
⚪️ پوسترهای ارسالی به بیدارزنی
«ما جمعی از «فعالان زنان گیلان» مجموعه پوسترهایی را با عنوان «زن، زندگی، آزادی تا هشت مارس» با این شعارها تهیه کردهایم:
▪️ازدواج کودکان محروم کردن آنها از دنیای شاد کودکی است
▪️دستمزد مکفی و برابر، حق زنان است
▪️دسترسی عمومی و رایگان به خدمات مرتبط با پیشگیری از بارداری، حق زنان است
▪️حقوق برابر و کرامت انسانی، حق مسلم زنان است
▪️حمایت قانونی از زنکشی و ناموسانگاریِ زنان باید متوقف شود
ما با انتشار این پوسترها -و پوسترهای دیگری که منتشر خواهیم کرد- در رسانهها و فضاهای عمومی نشان میدهیم که خواستههای زنان به همه عرصههای زندگی مربوط است.»
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#تا_هشتمارس
#فعالان_زنان_گیلان
@bidarzani
👍4
Forwarded from کانون نویسندگان ایران
روز جهانی زبان مادری را گرامی میداریم
«کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است»
اصل سوم منشور کانون نویسندگان ایران
زبان مادری گهوارهی فرهنگی هر فرد است و پاسداشت آن از نشانههای پویایی اجتماعی و سلامت فرهنگی هر جامعهای به شمار میآید.
دریغا! زبانهای مادری گوناگون که در سراسر تاریخ کهن این دیار رنگینکمانی دلپذیر بر آسمان فرهنگ آن نقش میزدهاند هرگز از گزند یورش حکومتهای استبدادی در امان نماندهاند و گواه روشن آن کوچهای اجباری اقوام و تحمیل زبان معیار است.
امروز نیز تنگکردن دایرهی کاربرد زبان مادری و حصر و حبس کنشگران این حوزه نشان از همان سیاست حذف و حصر تاریخی دارد. حاکمیت استبدادی پیش و پس از انقلاب 57، به بهانههای پوچ و واهیِ یکپارچهسازی فرهنگی، تقویت زبان رسمی یا مبارزه با «تجزیه طلبی»، آشکار و پنهان به دشمنی با این میراث بشری برخاسته است.
همانگونه که در بند سوم منشور کانون نویسندگان ایران آمده: «کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است».
زبان هویت هر انسان است، و بیگمان دستیابی به هویت، بدیهیترین حق هر انسان آزاد است. پس حفظ و یادگیری و آموزش زبان مادری از مهمترین نشانههای شکوفایی فرهنگی جامعهای آزاد، فارغ از دیکتاتوری، امیدوار و بالنده به شمار میآید و هیچ حکومت و دستگاه و قدرتی به هیچ بهانهای حق انکار و سرکوب آن را ندارد.
کانون نویسندگان ایران
۱۴۰۱/۱۲/۲
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-02-21
«کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است»
اصل سوم منشور کانون نویسندگان ایران
زبان مادری گهوارهی فرهنگی هر فرد است و پاسداشت آن از نشانههای پویایی اجتماعی و سلامت فرهنگی هر جامعهای به شمار میآید.
دریغا! زبانهای مادری گوناگون که در سراسر تاریخ کهن این دیار رنگینکمانی دلپذیر بر آسمان فرهنگ آن نقش میزدهاند هرگز از گزند یورش حکومتهای استبدادی در امان نماندهاند و گواه روشن آن کوچهای اجباری اقوام و تحمیل زبان معیار است.
امروز نیز تنگکردن دایرهی کاربرد زبان مادری و حصر و حبس کنشگران این حوزه نشان از همان سیاست حذف و حصر تاریخی دارد. حاکمیت استبدادی پیش و پس از انقلاب 57، به بهانههای پوچ و واهیِ یکپارچهسازی فرهنگی، تقویت زبان رسمی یا مبارزه با «تجزیه طلبی»، آشکار و پنهان به دشمنی با این میراث بشری برخاسته است.
همانگونه که در بند سوم منشور کانون نویسندگان ایران آمده: «کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است».
زبان هویت هر انسان است، و بیگمان دستیابی به هویت، بدیهیترین حق هر انسان آزاد است. پس حفظ و یادگیری و آموزش زبان مادری از مهمترین نشانههای شکوفایی فرهنگی جامعهای آزاد، فارغ از دیکتاتوری، امیدوار و بالنده به شمار میآید و هیچ حکومت و دستگاه و قدرتی به هیچ بهانهای حق انکار و سرکوب آن را ندارد.
کانون نویسندگان ایران
۱۴۰۱/۱۲/۲
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-02-21
Telegraph
بیانیه
روز جهانی زبان مادری را گرامی میداریم «کانون رشد و شکوفایی زبانهای متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند مردم ایران میداند و با هر گونه تبعیض و حذف در عرصهی چاپ و نشر و پخش آثار به همهی زبانهای موجود مخالف است» اصل سوم منشور کانون نویسندگان ایران…
👍3
Forwarded from بيدارزنى
🟣 «چرا هر بار سرکوب میشویم و صدای رسای نیروهای پیشرو داخل به قدر کفایت شنیده نمیشود؟»
نامهی گلرخ ایرایی از بند زنان زندان اوین
از متن: «در طول بیش از چهار دهه سلطهی آخوندیسم بر ایران بارها شاهد اعتراض ناراضیان از شرایط موجود بودیم. فاصلهی زمانی اعتراضات هر بار کمتر از قبل و آگاهی جمعی در بیان مطالبات و حضور در کف خیابان بیش از پیش و سرکوب سیستم هولناکتر از ادوار قبل بود.
حال به نقطهای رسیدهایم که گستردگی اعتراضات از لحاظ زمانی و جغرافیایی ما را به فرمولهای مطلوب برای ایجاد دگرگونی در کل ساختار رژیم نزدیکتر از هر زمانی کرده است. اما به دلیل نبود سازماندهی مناسب و عدم انسجام اپوزسیون کارآمد، پتانسیل کف خیابان را باز هم از دست دادهایم و دستاوردمان نه برآورده شدنِ سقف مطالبه (که همانا فروپاشی ساختار استبداد است) بلکه پس از خونهای ریخته شده و هزینههای متحمل شده، تنها گامی به مطلوب نزدیکتر شدن بود.
ریشهی کاستیهایمان کجاست که هر بار به جای تسخیر خیابان که هدف غائیمان از اعتراض، قیام و مبارزه است، این تکرار عبث را دوره میکنیم و قربانی سرکوب رژیم میشویم؟ شاید شیوهی موفق مبارزه در برابر رژیم تا بن دندان مسلح را گم کردهایم و ادبیات جنگیدن با نیروی سرکوب را از یاد بردهایم. برای در هم شکستن ساختار قدرتی اینچنینی و برای صفآرایی در برابر حکومتی که به خدعه، نیرنگ و فاشیسم آلوده است و واهمهای از گشودن آتش به روی معترضان در کف خیابان ندارد، به تلطیف فضای مبارزه سرگرم شدیم و حاکمان را به تجهیز قوای نظامی و لابی با سران جهان! واگذاشتیم.
ماحصل همین ملغمهایست که اسیر آنیم و سایهی شومیست که بر سرمان است و آرزوهایمان را دود میکند و به هوا میبرد.
رژیم در دههی شصت به جز کشتار گستردهی انقلابیون و مبارزان، کلیهی احزاب و ارگانهای پیشرو را سر برید و مدفون کرد؛ بعد با ایجاد فضایی تکقطبی به جهتدهی افکار یا به بیانی درست از بین بردن هر نوع تفکری اقدام کرد.
اینکه امروز اپوزسیون ناتوان از سازماندهی قیام مردمیست و ادبیات توده، خصوصا نسلهای پس از خود را نمیشناسد، ضعفی مهم و لازمالتحلیل و برگ برندهای در دست رژیم است و شکستیست که تا بر آن اذعان نداشته باشیم و چارهای بر آن نیاندیشیم، امکان برونرفت از آن را نیز نخواهیم یافت. هربار اگرچه گامی به پیش برداشته باشیم اما هولناکتر از قبل سرکوب خواهیم شد.
ما میتوانیم کف خیابان را تسخیر کنیم و در برابر فاشیسم اسلامی و حامیان نظامی آن بایستیم و حمایتهای خارجی از رژیم را در هر شکل و ابعادی بیاثر کنیم؛ اگر اپوزسیون و نیروهای پیشرویمان شیوهی مبارزه با رژیمی کاملا مسلح را به یاد آورد و توان سازماندهی تودهای که از خشم در برابر ستم طغیان میکند را باز یابد.»
ادامهی متن را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3Z6SAxa
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
نامهی گلرخ ایرایی از بند زنان زندان اوین
از متن: «در طول بیش از چهار دهه سلطهی آخوندیسم بر ایران بارها شاهد اعتراض ناراضیان از شرایط موجود بودیم. فاصلهی زمانی اعتراضات هر بار کمتر از قبل و آگاهی جمعی در بیان مطالبات و حضور در کف خیابان بیش از پیش و سرکوب سیستم هولناکتر از ادوار قبل بود.
حال به نقطهای رسیدهایم که گستردگی اعتراضات از لحاظ زمانی و جغرافیایی ما را به فرمولهای مطلوب برای ایجاد دگرگونی در کل ساختار رژیم نزدیکتر از هر زمانی کرده است. اما به دلیل نبود سازماندهی مناسب و عدم انسجام اپوزسیون کارآمد، پتانسیل کف خیابان را باز هم از دست دادهایم و دستاوردمان نه برآورده شدنِ سقف مطالبه (که همانا فروپاشی ساختار استبداد است) بلکه پس از خونهای ریخته شده و هزینههای متحمل شده، تنها گامی به مطلوب نزدیکتر شدن بود.
ریشهی کاستیهایمان کجاست که هر بار به جای تسخیر خیابان که هدف غائیمان از اعتراض، قیام و مبارزه است، این تکرار عبث را دوره میکنیم و قربانی سرکوب رژیم میشویم؟ شاید شیوهی موفق مبارزه در برابر رژیم تا بن دندان مسلح را گم کردهایم و ادبیات جنگیدن با نیروی سرکوب را از یاد بردهایم. برای در هم شکستن ساختار قدرتی اینچنینی و برای صفآرایی در برابر حکومتی که به خدعه، نیرنگ و فاشیسم آلوده است و واهمهای از گشودن آتش به روی معترضان در کف خیابان ندارد، به تلطیف فضای مبارزه سرگرم شدیم و حاکمان را به تجهیز قوای نظامی و لابی با سران جهان! واگذاشتیم.
ماحصل همین ملغمهایست که اسیر آنیم و سایهی شومیست که بر سرمان است و آرزوهایمان را دود میکند و به هوا میبرد.
رژیم در دههی شصت به جز کشتار گستردهی انقلابیون و مبارزان، کلیهی احزاب و ارگانهای پیشرو را سر برید و مدفون کرد؛ بعد با ایجاد فضایی تکقطبی به جهتدهی افکار یا به بیانی درست از بین بردن هر نوع تفکری اقدام کرد.
اینکه امروز اپوزسیون ناتوان از سازماندهی قیام مردمیست و ادبیات توده، خصوصا نسلهای پس از خود را نمیشناسد، ضعفی مهم و لازمالتحلیل و برگ برندهای در دست رژیم است و شکستیست که تا بر آن اذعان نداشته باشیم و چارهای بر آن نیاندیشیم، امکان برونرفت از آن را نیز نخواهیم یافت. هربار اگرچه گامی به پیش برداشته باشیم اما هولناکتر از قبل سرکوب خواهیم شد.
ما میتوانیم کف خیابان را تسخیر کنیم و در برابر فاشیسم اسلامی و حامیان نظامی آن بایستیم و حمایتهای خارجی از رژیم را در هر شکل و ابعادی بیاثر کنیم؛ اگر اپوزسیون و نیروهای پیشرویمان شیوهی مبارزه با رژیمی کاملا مسلح را به یاد آورد و توان سازماندهی تودهای که از خشم در برابر ستم طغیان میکند را باز یابد.»
ادامهی متن را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3Z6SAxa
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
Telegraph
«چرا هر بار سرکوب میشویم و صدای رسای نیروهای پیشرو داخل به قدر کفایت شنیده نمیشود؟»
گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی در نامهای از زندان اوین به اهمیت اعتراضات سراسری و مقابله با دیکتاتوری پرداخته است. در طول بیش از چهار دهه سلطهی آخوندیسم بر ایران بارها شاهد اعتراض ناراضیان از شرایط موجود بودیم. فاصلهی زمانی اعتراضات هر بار کمتر از…
👍3
این متنی است که دو نفر از تیم سه نفره اداره کننده صفحه اینستاگرام و کانال نوشتهاند
سلام به مخاطبان صفحه و کانال
دو سال پیش، یکی از اعضای فعلی این گروه، از دو عضو دیگر دعوت کرد تا در کنار هم گروهی تشکیل دهیم و صفحه و کانالی را با هدف ترویج مدل اجتماعی معلولیت و با تاکید بر اوتیسم و نورودایورسیتی اداره کنیم.
در این مدت هرچند نتوانستیم به صورت منظم مطالبی منتشر کنیم و بار اصلی نوشتن و تنظیم محتوا به دوش عضوی که پیشنهاد تشکیل گروه را داده بود افتاد، اما با هم بحثهای زیادی داشتیم و در کنار هم، در فضایی امن و با هم چیزهای جدیدی خواندیم، شنیدیم، گفتیم و آموختیم.
ما، یعنی دو عضوی که در این مدت کم کارتر بودیم (با وجود اصرار دیگر عضو گروه و دوستمان به ماندن، هرچند به صورت نامنظم یا در حد پیگیری پیامها یا حتی کاری نکردن تا وقتی شرایمان بهتر شود)، فکر میکنیم که به خاطر شرایطمان، عملاً تا آیندهای نامعلوم نمیتوانیم کاری مفید کنیم و چشمانداز روشنی هم برای تغییر شرایط زندگیمان در پیش رو نداریم و مجبوریم همه تمرکزمان را به بهبود شرایط شخصیمان معطوف کنیم.
زندگی با ما مهربان نیست، البته انتظار مهربانی هم نداریم. از سرمایهداری، مردسالاری و تواناپرستی مگر انتظار مهربانی هم میتوان داشت؟ تنها باید در برابرشان مقاومت کرد و جنگید. اما امیدواریم درک کنید که شرایط طاقتفرسای زندگی تا چه حد میتواند محدودیتآفرین باشد. خودمان را سرزنش نمیکنیم که مقاومتمان کم است و خود را با هم مقایسه نمیکنیم که چه کسی مقاومت بیشتری دارد. میزانی که هر کسی میتواند در برابر شرایط بیرونی مقاومت کند، متاثر از عوامل مختلفی است که برخی از آنها از دایره اثرگذاری فرد خارج هستند، ضمن آن که مراقبت از خود نیز مقاومت است.
امیدواریم این صفحه، هرچند عضو دیگرمان را بر خلاف میل خودمان و او تنها میگذاریم، همانطور که او سعی کرده، همچنان به فعالیت خود ادامه دهد. لازم است تاکید کنیم که جدایی ما نه ناشی از اختلاف یا مسائل درونی، بلکه ناشی از شرایط فردیمان است.
سلام به مخاطبان صفحه و کانال
دو سال پیش، یکی از اعضای فعلی این گروه، از دو عضو دیگر دعوت کرد تا در کنار هم گروهی تشکیل دهیم و صفحه و کانالی را با هدف ترویج مدل اجتماعی معلولیت و با تاکید بر اوتیسم و نورودایورسیتی اداره کنیم.
در این مدت هرچند نتوانستیم به صورت منظم مطالبی منتشر کنیم و بار اصلی نوشتن و تنظیم محتوا به دوش عضوی که پیشنهاد تشکیل گروه را داده بود افتاد، اما با هم بحثهای زیادی داشتیم و در کنار هم، در فضایی امن و با هم چیزهای جدیدی خواندیم، شنیدیم، گفتیم و آموختیم.
ما، یعنی دو عضوی که در این مدت کم کارتر بودیم (با وجود اصرار دیگر عضو گروه و دوستمان به ماندن، هرچند به صورت نامنظم یا در حد پیگیری پیامها یا حتی کاری نکردن تا وقتی شرایمان بهتر شود)، فکر میکنیم که به خاطر شرایطمان، عملاً تا آیندهای نامعلوم نمیتوانیم کاری مفید کنیم و چشمانداز روشنی هم برای تغییر شرایط زندگیمان در پیش رو نداریم و مجبوریم همه تمرکزمان را به بهبود شرایط شخصیمان معطوف کنیم.
زندگی با ما مهربان نیست، البته انتظار مهربانی هم نداریم. از سرمایهداری، مردسالاری و تواناپرستی مگر انتظار مهربانی هم میتوان داشت؟ تنها باید در برابرشان مقاومت کرد و جنگید. اما امیدواریم درک کنید که شرایط طاقتفرسای زندگی تا چه حد میتواند محدودیتآفرین باشد. خودمان را سرزنش نمیکنیم که مقاومتمان کم است و خود را با هم مقایسه نمیکنیم که چه کسی مقاومت بیشتری دارد. میزانی که هر کسی میتواند در برابر شرایط بیرونی مقاومت کند، متاثر از عوامل مختلفی است که برخی از آنها از دایره اثرگذاری فرد خارج هستند، ضمن آن که مراقبت از خود نیز مقاومت است.
امیدواریم این صفحه، هرچند عضو دیگرمان را بر خلاف میل خودمان و او تنها میگذاریم، همانطور که او سعی کرده، همچنان به فعالیت خود ادامه دهد. لازم است تاکید کنیم که جدایی ما نه ناشی از اختلاف یا مسائل درونی، بلکه ناشی از شرایط فردیمان است.
👍10
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
فردی که در تصویر میبینید #روح_الله_عجمیان یا همان بسیجی مظلومی است که در جریان سرکوب و قتلعام معترضان کشته شد.
گفته شده بود آزار او به موریانه نمیرسید و بیگناه و معصوم زیر دست و پای صدها تن از معترضان سقط شد.
با مشاهدهی همین یک تصویر باید پرسید همین مظلوم، خونِ چند معترض، خون چند نوجوان را به زمین ریخت؟
برای ایجاد فضای وحشت، با دستاویز قرار دادنِ به درک واصل شدنِ همین جانی، #محمدمهدی_کرمی و #محمد_حسینی را کشتند. دو جوانِ کارگر و ستمدیده را کشتند تا از این جانی شهید بسازند؛ گرچه محمدمهدی و محمد شدند قهرمانانِ جاویدنام، نام اوباشی نظیر عجمیان تا ابد با ترور و تبهکاری تداعی خواهد شد.
#جمهوری_کشتار #جمهوری_اعدام
@Blackfishvoice1
گفته شده بود آزار او به موریانه نمیرسید و بیگناه و معصوم زیر دست و پای صدها تن از معترضان سقط شد.
با مشاهدهی همین یک تصویر باید پرسید همین مظلوم، خونِ چند معترض، خون چند نوجوان را به زمین ریخت؟
برای ایجاد فضای وحشت، با دستاویز قرار دادنِ به درک واصل شدنِ همین جانی، #محمدمهدی_کرمی و #محمد_حسینی را کشتند. دو جوانِ کارگر و ستمدیده را کشتند تا از این جانی شهید بسازند؛ گرچه محمدمهدی و محمد شدند قهرمانانِ جاویدنام، نام اوباشی نظیر عجمیان تا ابد با ترور و تبهکاری تداعی خواهد شد.
#جمهوری_کشتار #جمهوری_اعدام
@Blackfishvoice1
👍5
Forwarded from بيدارزنى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 حضور مردم #سقز بر سر مزار #ژینا_امینی در قبرستان آیچی این شهر، امروز پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱
⚪️ شهید نمیمیرد
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
⚪️ شهید نمیمیرد
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
👍3🤬1
Forwarded from بيدارزنى
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 #بیدارزنی: نوروز امسال بهیاد جانباختگان #قیام_ژینا و در کنار هم، به امید پیروزی مبارزات زنان مبارز خواهیم بود
شش ماه از شروع قیام ژینا میگذرد، از شروع خیزشی که خواهرانمان، از کردستان تا زاهدان، از رشت تا بوشهر، در هزاران محله و صدها شهر، در صف نخست آن قرار داشتند.
قیام ژینا با شعار محوری #زن_زندگی_آزادی زایشگر رشادتها، مقاومتها و پیوند زنجیروار سالها مبارزهی مردمی برای «تعیین حق سرنوشت به دستان خود» است.
ما با یاد «نیکا»ها و «سارینا»ها، همچنین «مجیدرضا رهنورد»، «محسن شکاری»، «محمد کرمی» و «سید محمد حسینی» و دیگر جانهای شریفی که با حکم ارتجاعی اعدام، حق زندگیشان ستانده شد، به پیشواز سال جدید میرویم. سالی که مبارزهی برای «زندگی»، یکی از ارکان اصلی #ژن_ژیان_ئازادی در آن است.
@bidarzani
شش ماه از شروع قیام ژینا میگذرد، از شروع خیزشی که خواهرانمان، از کردستان تا زاهدان، از رشت تا بوشهر، در هزاران محله و صدها شهر، در صف نخست آن قرار داشتند.
قیام ژینا با شعار محوری #زن_زندگی_آزادی زایشگر رشادتها، مقاومتها و پیوند زنجیروار سالها مبارزهی مردمی برای «تعیین حق سرنوشت به دستان خود» است.
ما با یاد «نیکا»ها و «سارینا»ها، همچنین «مجیدرضا رهنورد»، «محسن شکاری»، «محمد کرمی» و «سید محمد حسینی» و دیگر جانهای شریفی که با حکم ارتجاعی اعدام، حق زندگیشان ستانده شد، به پیشواز سال جدید میرویم. سالی که مبارزهی برای «زندگی»، یکی از ارکان اصلی #ژن_ژیان_ئازادی در آن است.
@bidarzani
Forwarded from بيدارزنى
🟣 اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید
«به ندا که نام فامیلی نداشت،
به عاطفه رجبی سهاله
و به همهی زندگیهای عزیزِ از دست رفته در ستمگری و تباهکاری جمهوری اسلامی»
🟣 #بیدارزنی: سال گذشته اولین کتابچه از مجموعه کتابچههای مطالعات انتقادی معلولیت با عنوان دو مکتوب، ترجمه و در وبسایت بیدارزنی منتشر شد که شامل ترجمه سخنرانی «به خاطر ما ماتم نگیرید» از جیم سینکلر و فصل اتوبیوگرافیک پایاننامه جودی سینگر بود. دومین مجلد این مجموعه، نگاهی است به اوتیسم با توجه به پژوهشهای تجربی کیفی و کَمّی و نظریههای جدید و از منظر مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورسیتی). برخی بخشهای این کتابچه پیشتر در کانال تلگرامی مطالعات انتقادی معلولیت به صورت جداگانه منتشر شدهاند. به این مطالب ارجاعات افزوده و از نو ویرایش شدهاند.
مقبولیت و استفاده از مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورستی) در فهم معلولیت و همچنین بازنگری در خدمات، برنامهها و سیاستهای رفاهی، اجتماعی و آموزشی با سرعت زیادی درحال گسترش است و خوشبختانه تاثیرگذاری آن در بسیاری از کشورها در مورد اقدامات مرتبط با اوتیسم شروع شدهاست. به عنوان مثال در انگلستان رویکرد تنوع عصبی وارد نظام سلامت شده و طیف وسیعی از امکانات با هدف دربرگیرندگی، حقوق افراد اوتیستیک، حمایت از خانواده، توجه به نیازها و اقدامات متناسب با وضعیت خانواده و فرد و با هماهنگی و نظر فرد اوتیستیک انجام میشوند رو به گسترش هستند. البته این اقدامات کافی نیست زیرا همچنان بیشتر به سطح فردی مربوط هستند و از تغییرات کلان و در سطح اجتماعی کمابیش غفلت میشود.
هم موضوعات متعددی وجود دارد که در این کتابچه مورد بحث قرار نگرفتهاند و هم با توجه به سرعت تحقیقات، دانش درباره اوتیسم درحال روزآمد شدن است. بنابراین این کتابچه ویراستهای بعدی خواهد داشت و تلاش میشود که محتوای آن سالی یکبار مورد بازبینی قرار گیرد.
همچنین با توجه به این که والدین و دوستان و نزدیکان افراد اوتیستیک نیازبه راهنماییهای عملی نیز دارند، در ویراستهای بعدی تلاش خواهد شد تا راهنماییهایی عملی نیز فراهمb شود.
⚪️ فساد و غارتگری و معلولیتستیزی ساختاری حاکم بر ایران، خشکمغزی پزشکانی که بر سازمان بهزیستی حکومت میکنند، تاریخگذشتگی روانشناسان، روانپزشکان و عصبشناسان صاحبنام و پوسیدگی نظری تاروپود قلمروهای خیالی که برای خود در دانشگاهها، کلینیکها و بیمارستانها ساختهاند، صنعتی-کالایی شدن توانبخشی و حوزه سلامتn روان و انجمنها و خیریههای وابستگان به منابع رانت و قدرت در حکومت جمهوری اسلامی، همچنان سدی محکم دربرابر ترویج و به کار بستهشدن یافتههای پژوهشهای جدید میانرشتهای و خلاف جریان اصلی هستند.
اما جامعه در سکون نیست، بلکه آوردگاه نبرد طبقات و گروههای ستمدیده با قدرتمندان زورگو و استثمارگر، و میدانِ چشمدرچشم ستمگران دوختن، «نه» گفتن و مقاومت است. جنبش انقلابی «ژن، ژیان، ئازادی» و مردم، بالاخص دختران نوجوان و زنان مبارز کرد و بلوچ که در صف اول این خیزش ایستادهاند، نشان میدهند که با وجود دههها ستم و سرکوب ساختاری و پلیسی-نظامی اقلیتها، زنان و کارگران در دو رژیم پهلوی و اسلامی، ستمستیزی و میل جامعه به برابری و عدالت اجتماعی و آزادی و حقوق انسانی، همچنان نفس میکشد....
▪️طرح روی جلد کتابچه: «زمین و سبز» اثر «مارک روتکو»
ادامهی متن را در وبسایت #بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44448
@bidarzani
«به ندا که نام فامیلی نداشت،
به عاطفه رجبی سهاله
و به همهی زندگیهای عزیزِ از دست رفته در ستمگری و تباهکاری جمهوری اسلامی»
🟣 #بیدارزنی: سال گذشته اولین کتابچه از مجموعه کتابچههای مطالعات انتقادی معلولیت با عنوان دو مکتوب، ترجمه و در وبسایت بیدارزنی منتشر شد که شامل ترجمه سخنرانی «به خاطر ما ماتم نگیرید» از جیم سینکلر و فصل اتوبیوگرافیک پایاننامه جودی سینگر بود. دومین مجلد این مجموعه، نگاهی است به اوتیسم با توجه به پژوهشهای تجربی کیفی و کَمّی و نظریههای جدید و از منظر مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورسیتی). برخی بخشهای این کتابچه پیشتر در کانال تلگرامی مطالعات انتقادی معلولیت به صورت جداگانه منتشر شدهاند. به این مطالب ارجاعات افزوده و از نو ویرایش شدهاند.
مقبولیت و استفاده از مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورستی) در فهم معلولیت و همچنین بازنگری در خدمات، برنامهها و سیاستهای رفاهی، اجتماعی و آموزشی با سرعت زیادی درحال گسترش است و خوشبختانه تاثیرگذاری آن در بسیاری از کشورها در مورد اقدامات مرتبط با اوتیسم شروع شدهاست. به عنوان مثال در انگلستان رویکرد تنوع عصبی وارد نظام سلامت شده و طیف وسیعی از امکانات با هدف دربرگیرندگی، حقوق افراد اوتیستیک، حمایت از خانواده، توجه به نیازها و اقدامات متناسب با وضعیت خانواده و فرد و با هماهنگی و نظر فرد اوتیستیک انجام میشوند رو به گسترش هستند. البته این اقدامات کافی نیست زیرا همچنان بیشتر به سطح فردی مربوط هستند و از تغییرات کلان و در سطح اجتماعی کمابیش غفلت میشود.
هم موضوعات متعددی وجود دارد که در این کتابچه مورد بحث قرار نگرفتهاند و هم با توجه به سرعت تحقیقات، دانش درباره اوتیسم درحال روزآمد شدن است. بنابراین این کتابچه ویراستهای بعدی خواهد داشت و تلاش میشود که محتوای آن سالی یکبار مورد بازبینی قرار گیرد.
همچنین با توجه به این که والدین و دوستان و نزدیکان افراد اوتیستیک نیازبه راهنماییهای عملی نیز دارند، در ویراستهای بعدی تلاش خواهد شد تا راهنماییهایی عملی نیز فراهمb شود.
⚪️ فساد و غارتگری و معلولیتستیزی ساختاری حاکم بر ایران، خشکمغزی پزشکانی که بر سازمان بهزیستی حکومت میکنند، تاریخگذشتگی روانشناسان، روانپزشکان و عصبشناسان صاحبنام و پوسیدگی نظری تاروپود قلمروهای خیالی که برای خود در دانشگاهها، کلینیکها و بیمارستانها ساختهاند، صنعتی-کالایی شدن توانبخشی و حوزه سلامتn روان و انجمنها و خیریههای وابستگان به منابع رانت و قدرت در حکومت جمهوری اسلامی، همچنان سدی محکم دربرابر ترویج و به کار بستهشدن یافتههای پژوهشهای جدید میانرشتهای و خلاف جریان اصلی هستند.
اما جامعه در سکون نیست، بلکه آوردگاه نبرد طبقات و گروههای ستمدیده با قدرتمندان زورگو و استثمارگر، و میدانِ چشمدرچشم ستمگران دوختن، «نه» گفتن و مقاومت است. جنبش انقلابی «ژن، ژیان، ئازادی» و مردم، بالاخص دختران نوجوان و زنان مبارز کرد و بلوچ که در صف اول این خیزش ایستادهاند، نشان میدهند که با وجود دههها ستم و سرکوب ساختاری و پلیسی-نظامی اقلیتها، زنان و کارگران در دو رژیم پهلوی و اسلامی، ستمستیزی و میل جامعه به برابری و عدالت اجتماعی و آزادی و حقوق انسانی، همچنان نفس میکشد....
▪️طرح روی جلد کتابچه: «زمین و سبز» اثر «مارک روتکو»
ادامهی متن را در وبسایت #بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44448
@bidarzani
بیدارزنی
اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید - بیدارزنی
انتشار دومین کتابچه از مجموعه کتابچههای مطالعات انتقادی معلولیت، به مناسبت دوم آوریل روز جهانی پذیرش اوتیسم
👍5
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
🟣 اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید «به ندا که نام فامیلی نداشت، به عاطفه رجبی سهاله و به همهی زندگیهای عزیزِ از دست رفته در ستمگری و تباهکاری جمهوری اسلامی» 🟣 #بیدارزنی: سال گذشته اولین کتابچه از مجموعه کتابچههای…
کتابچه اوتیسم_merged-1(1).pdf
1.7 MB
🟣 فایل پیدیاف کتابچهی اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید
@bidarzani
@bidarzani
👍10
Forwarded from صدای آسپرگر
در نقد جنبش تنوع عصبی (Neurodiversity)
اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب گونه) هستند و در عوض مدل اجتماعی معلولیت را به کار می گیرند که در آن موانع اجتماعی عامل اصلی مشارکت در معلولیت افراد است. این دیدگاه به ویژه در جنبش حقوق اوتیسم محبوب است. مخالفان می گویند که مفهوم تنوع عصبی بیانگر واقعیت های افرادی نیست که نیاز به پشتیبانی بالایی دارند.
قبول دارم که بسیاری از چالشهای افراد با تفاوت مغزی این است که جامعه آنها را پذیرش نمیکند اما به عنوان فردی که هم از نظر مغزی متفاوتم و هم تحصیلاتم در زمینه ی علوم شناختی است، چنین نقدهایی به این جنبش وارد میدانم:
1) اگر معلولیت صرفا مفهومی اجتماعی باشد، افراد با برچسب معلولیت شناختی باید بتوانند در محیط آزمایشگاهی و غیراجتماعی، تکالیف مربوط به توجه، چهره خوانی و... را به خوبی افراد عصب-طبیعی انجام دهند حال آن که اینطور نیست.
2) این درست است که نباید به زور و یا با تغییر رفتار، افراد متفاوت از نظر عصبی را شبیه افراد عادی کرد اما میتوان موضوع را جور دیگری دید. اینکه به یک فرد کم بینا میتوان عینک داد و بعد گفت حالا تو میتوانی از آن استفاده کنی و میتوانی نکنی. یعنی به جای آنکه رفتارگرایانه آنها را شبیه به دیگران کنیم، آنها را مجهز به تواناییهایی چون ذهن خوانی و... کنیم و بعد به آنها حق انتخاب در رعایت هنجارها و سبک زندگی دهیم. علاوه بر آن، دیدمان به درمان این باشد که از آنجا که آنها حق ارتباط، زندگی، شاد بودن، ازدواج، داشتن کار و... دارند و درمان را نه با هدف شبیه شدن شان به افراد نرمال بلکه توان بهره مندی شان از حقوق شان آن هم به انتخاب خودشان به کار ببریم.
3) اگر قرار است که از سوگیری های تحقیقاتی و علمی در پژوهش ها و درمانهای افراد متفاوت از نظر مغزی اجتناب کنیم و کاری کنیم که هر چه بیشتر تصورمان از افراد متفاوت از نظر عصبی واقعگرایانه باشد، راهش این نیست که علم را تعطیل کنیم و روانشناسی و عصبشناسی و روانپزشکی را در برابر اوتیسم و نقص توجه و... بدانیم بلکه راهش این است که افراد متفاوت از نظر عصبی وارد رشته های علوم اعصاب، روانپزشکی و... شوند مانند هانا بلچر روانشناس آسپرگر یا کیریانا کوانسیج متخصص علوم اعصاب آسپرگر. شبیه تلاش زنان اتیستیک مثل هانا بلچر که با تحقیقات علمی نشان دادند که سوگیری جنسیتی در تشخیص اوتیسم وجود دارد و چنین نیست که واقعا آمار اوتیسم در پسران، چهار برابر دختران باشد.
اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب گونه) هستند و در عوض مدل اجتماعی معلولیت را به کار می گیرند که در آن موانع اجتماعی عامل اصلی مشارکت در معلولیت افراد است. این دیدگاه به ویژه در جنبش حقوق اوتیسم محبوب است. مخالفان می گویند که مفهوم تنوع عصبی بیانگر واقعیت های افرادی نیست که نیاز به پشتیبانی بالایی دارند.
قبول دارم که بسیاری از چالشهای افراد با تفاوت مغزی این است که جامعه آنها را پذیرش نمیکند اما به عنوان فردی که هم از نظر مغزی متفاوتم و هم تحصیلاتم در زمینه ی علوم شناختی است، چنین نقدهایی به این جنبش وارد میدانم:
1) اگر معلولیت صرفا مفهومی اجتماعی باشد، افراد با برچسب معلولیت شناختی باید بتوانند در محیط آزمایشگاهی و غیراجتماعی، تکالیف مربوط به توجه، چهره خوانی و... را به خوبی افراد عصب-طبیعی انجام دهند حال آن که اینطور نیست.
2) این درست است که نباید به زور و یا با تغییر رفتار، افراد متفاوت از نظر عصبی را شبیه افراد عادی کرد اما میتوان موضوع را جور دیگری دید. اینکه به یک فرد کم بینا میتوان عینک داد و بعد گفت حالا تو میتوانی از آن استفاده کنی و میتوانی نکنی. یعنی به جای آنکه رفتارگرایانه آنها را شبیه به دیگران کنیم، آنها را مجهز به تواناییهایی چون ذهن خوانی و... کنیم و بعد به آنها حق انتخاب در رعایت هنجارها و سبک زندگی دهیم. علاوه بر آن، دیدمان به درمان این باشد که از آنجا که آنها حق ارتباط، زندگی، شاد بودن، ازدواج، داشتن کار و... دارند و درمان را نه با هدف شبیه شدن شان به افراد نرمال بلکه توان بهره مندی شان از حقوق شان آن هم به انتخاب خودشان به کار ببریم.
3) اگر قرار است که از سوگیری های تحقیقاتی و علمی در پژوهش ها و درمانهای افراد متفاوت از نظر مغزی اجتناب کنیم و کاری کنیم که هر چه بیشتر تصورمان از افراد متفاوت از نظر عصبی واقعگرایانه باشد، راهش این نیست که علم را تعطیل کنیم و روانشناسی و عصبشناسی و روانپزشکی را در برابر اوتیسم و نقص توجه و... بدانیم بلکه راهش این است که افراد متفاوت از نظر عصبی وارد رشته های علوم اعصاب، روانپزشکی و... شوند مانند هانا بلچر روانشناس آسپرگر یا کیریانا کوانسیج متخصص علوم اعصاب آسپرگر. شبیه تلاش زنان اتیستیک مثل هانا بلچر که با تحقیقات علمی نشان دادند که سوگیری جنسیتی در تشخیص اوتیسم وجود دارد و چنین نیست که واقعا آمار اوتیسم در پسران، چهار برابر دختران باشد.
صدای آسپرگر
در نقد جنبش تنوع عصبی (Neurodiversity) اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب…
مشکل این متن در این است که نه درکی از «امر اجتماعی» دارد، نه فهم تاریخی از مفهوم «هنجار» و نه شناخت نسبی حداقلی از تنوع عصبی.
اول:
تکالیف مربوط به توجه، چهرهخوانی و .. خود بر اساس نرمها و هنجارهای اجتماعی تعریف شدهاند. بنابراین خنثی و ذاتی نیستند. حتی اگر بپذیریم خنثی هستند، سوال این است که چرا باید معیار قضاوت هنجاری قرار داده شوند؟
دوم:
بر اساس برداشتی اشتباه و محدود از تنوع عصبی نمیشود آن را نقدش کرد. تنوع عصبی استفاده از ابزار را نتنها منع نمیکند، بلکه تشویق هم میکند. نمونه: تخته الفبا، زبان اشاره و سایر ابزارهای AAC. اتفاقاً روانشناسان رشد و توانبخشی جریان اصلی است که در استفاده از ابزارها دگم است و ابزارهای AAC را نمیپذیرد.
سوم:
تنوع عصبی علم را نفی نمیکند، اما علم را بیطرف نمیداند و با هر پژوهشی و مفاهیم آن به مثابه امرتاریخی و اجتماعی هم روبهرو میشود و با پیشفرض خنثی بودن علم سراغ علم نمیرود. تعاریف مفاهیم و ابزارهای مورد استفاده در علم باید نقادانه بررسی شوند. همچنین سوالی دیگر هم مطرح است و این که اتفاقاً این جریان اصلی در علومی مثل روانشناسی و روانپزشکی و عصبشناسی است که میخواهد بخشی از علم را دور بیاندازد. مثلا تحقیقات نشان داده ابزارهای تشخیصی اوتیسم سوگیری جنسی دارند. یا برخی پژوهشهای اولیه حاکی از خطرات جدی رفتارگرایی بر سلامت فردی و اجتماعی هستند. اما جریان اصلی علوم یادشده نتنها دغدغه توجه به این مسائل را ندارد، بلکه این پژوهشها را به کلی بهدردنخور یا اشتباه میداند. نادیده میگیرد. به کسی که گفته روشهای رفتارگرا باعث تروما میشوند گیر دادهاند چرا فلان حجم نمونه یا روش نمونه گیری را آن طور که ما میپسندسم رعایت نکردی؟ در حالی که دست کم میشد کنار آن بگویند این خطر مهمی است، حتی اگر صرفاً محتمل باشد، و باید روی آن کار کنیم و بیشتر از آن بدانیم و در صورت لزوم فکری کنیم.
چهارم: در کمال تعجب، همچنان دشوار است پذیرفتن این که اوتیسم و معلولیت ذهنی را باید جدا کرد! مشکل مثالهایی که حرف از اوتیسم شدید میزنند تا رویکرد اجتماعی را رد کنند این است که معلولیت ذهنی و فلج مغزی را با اوتیسم جمع میکنند و نامش را میگذارند اوتیسم شدید، بعد بر اساس این شدید بودن و نیازهای آن، نقدهایی کلیگویانه
میکنند.
اینها معلولیتهای جداگانه هستند که با هم comorbidity دارند یعنی ممکن است با هم واقع شوند. نیازهای ناشی از معلولیت ذهنی و یا فلج مغزی را به اوتیسم ربط ندهیم. همانطور که باید در چنین مواردی با توجه به نیازهای مرتبط با فلج مغزی و معلولیت ذهنی برنامه حمایتی تنظیم کرد و نه صرفاً بر اساس نیازهای مرتبط با اوتیسم.
اول:
تکالیف مربوط به توجه، چهرهخوانی و .. خود بر اساس نرمها و هنجارهای اجتماعی تعریف شدهاند. بنابراین خنثی و ذاتی نیستند. حتی اگر بپذیریم خنثی هستند، سوال این است که چرا باید معیار قضاوت هنجاری قرار داده شوند؟
دوم:
بر اساس برداشتی اشتباه و محدود از تنوع عصبی نمیشود آن را نقدش کرد. تنوع عصبی استفاده از ابزار را نتنها منع نمیکند، بلکه تشویق هم میکند. نمونه: تخته الفبا، زبان اشاره و سایر ابزارهای AAC. اتفاقاً روانشناسان رشد و توانبخشی جریان اصلی است که در استفاده از ابزارها دگم است و ابزارهای AAC را نمیپذیرد.
سوم:
تنوع عصبی علم را نفی نمیکند، اما علم را بیطرف نمیداند و با هر پژوهشی و مفاهیم آن به مثابه امرتاریخی و اجتماعی هم روبهرو میشود و با پیشفرض خنثی بودن علم سراغ علم نمیرود. تعاریف مفاهیم و ابزارهای مورد استفاده در علم باید نقادانه بررسی شوند. همچنین سوالی دیگر هم مطرح است و این که اتفاقاً این جریان اصلی در علومی مثل روانشناسی و روانپزشکی و عصبشناسی است که میخواهد بخشی از علم را دور بیاندازد. مثلا تحقیقات نشان داده ابزارهای تشخیصی اوتیسم سوگیری جنسی دارند. یا برخی پژوهشهای اولیه حاکی از خطرات جدی رفتارگرایی بر سلامت فردی و اجتماعی هستند. اما جریان اصلی علوم یادشده نتنها دغدغه توجه به این مسائل را ندارد، بلکه این پژوهشها را به کلی بهدردنخور یا اشتباه میداند. نادیده میگیرد. به کسی که گفته روشهای رفتارگرا باعث تروما میشوند گیر دادهاند چرا فلان حجم نمونه یا روش نمونه گیری را آن طور که ما میپسندسم رعایت نکردی؟ در حالی که دست کم میشد کنار آن بگویند این خطر مهمی است، حتی اگر صرفاً محتمل باشد، و باید روی آن کار کنیم و بیشتر از آن بدانیم و در صورت لزوم فکری کنیم.
چهارم: در کمال تعجب، همچنان دشوار است پذیرفتن این که اوتیسم و معلولیت ذهنی را باید جدا کرد! مشکل مثالهایی که حرف از اوتیسم شدید میزنند تا رویکرد اجتماعی را رد کنند این است که معلولیت ذهنی و فلج مغزی را با اوتیسم جمع میکنند و نامش را میگذارند اوتیسم شدید، بعد بر اساس این شدید بودن و نیازهای آن، نقدهایی کلیگویانه
میکنند.
اینها معلولیتهای جداگانه هستند که با هم comorbidity دارند یعنی ممکن است با هم واقع شوند. نیازهای ناشی از معلولیت ذهنی و یا فلج مغزی را به اوتیسم ربط ندهیم. همانطور که باید در چنین مواردی با توجه به نیازهای مرتبط با فلج مغزی و معلولیت ذهنی برنامه حمایتی تنظیم کرد و نه صرفاً بر اساس نیازهای مرتبط با اوتیسم.
👍4❤1
Forwarded from تاریخ طبقه کارگر
#در_چنین_روزی ۱۵ فروردین ۱۳۷۴، ۵۰ هزار نفر در اسلامشهر، کلافه از کمبود آب و مشکلات ملکی با شوک جهش قیمت کرایه حمل و نقل عمومی قیام کردند و تا روزها کنترل شهر را بدست گرفتند. حکومت با کشتن حدود ۵۰ نفر این قیام را در بایکوت خبری سرکوب کرد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar