Forwarded from بيدارزنى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 حضور مردم #سقز بر سر مزار #ژینا_امینی در قبرستان آیچی این شهر، امروز پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱
⚪️ شهید نمیمیرد
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
⚪️ شهید نمیمیرد
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتصاب_سراسری
@bidarzani
👍3🤬1
Forwarded from بيدارزنى
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 #بیدارزنی: نوروز امسال بهیاد جانباختگان #قیام_ژینا و در کنار هم، به امید پیروزی مبارزات زنان مبارز خواهیم بود
شش ماه از شروع قیام ژینا میگذرد، از شروع خیزشی که خواهرانمان، از کردستان تا زاهدان، از رشت تا بوشهر، در هزاران محله و صدها شهر، در صف نخست آن قرار داشتند.
قیام ژینا با شعار محوری #زن_زندگی_آزادی زایشگر رشادتها، مقاومتها و پیوند زنجیروار سالها مبارزهی مردمی برای «تعیین حق سرنوشت به دستان خود» است.
ما با یاد «نیکا»ها و «سارینا»ها، همچنین «مجیدرضا رهنورد»، «محسن شکاری»، «محمد کرمی» و «سید محمد حسینی» و دیگر جانهای شریفی که با حکم ارتجاعی اعدام، حق زندگیشان ستانده شد، به پیشواز سال جدید میرویم. سالی که مبارزهی برای «زندگی»، یکی از ارکان اصلی #ژن_ژیان_ئازادی در آن است.
@bidarzani
شش ماه از شروع قیام ژینا میگذرد، از شروع خیزشی که خواهرانمان، از کردستان تا زاهدان، از رشت تا بوشهر، در هزاران محله و صدها شهر، در صف نخست آن قرار داشتند.
قیام ژینا با شعار محوری #زن_زندگی_آزادی زایشگر رشادتها، مقاومتها و پیوند زنجیروار سالها مبارزهی مردمی برای «تعیین حق سرنوشت به دستان خود» است.
ما با یاد «نیکا»ها و «سارینا»ها، همچنین «مجیدرضا رهنورد»، «محسن شکاری»، «محمد کرمی» و «سید محمد حسینی» و دیگر جانهای شریفی که با حکم ارتجاعی اعدام، حق زندگیشان ستانده شد، به پیشواز سال جدید میرویم. سالی که مبارزهی برای «زندگی»، یکی از ارکان اصلی #ژن_ژیان_ئازادی در آن است.
@bidarzani
Forwarded from بيدارزنى
🟣 اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید
«به ندا که نام فامیلی نداشت،
به عاطفه رجبی سهاله
و به همهی زندگیهای عزیزِ از دست رفته در ستمگری و تباهکاری جمهوری اسلامی»
🟣 #بیدارزنی: سال گذشته اولین کتابچه از مجموعه کتابچههای مطالعات انتقادی معلولیت با عنوان دو مکتوب، ترجمه و در وبسایت بیدارزنی منتشر شد که شامل ترجمه سخنرانی «به خاطر ما ماتم نگیرید» از جیم سینکلر و فصل اتوبیوگرافیک پایاننامه جودی سینگر بود. دومین مجلد این مجموعه، نگاهی است به اوتیسم با توجه به پژوهشهای تجربی کیفی و کَمّی و نظریههای جدید و از منظر مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورسیتی). برخی بخشهای این کتابچه پیشتر در کانال تلگرامی مطالعات انتقادی معلولیت به صورت جداگانه منتشر شدهاند. به این مطالب ارجاعات افزوده و از نو ویرایش شدهاند.
مقبولیت و استفاده از مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورستی) در فهم معلولیت و همچنین بازنگری در خدمات، برنامهها و سیاستهای رفاهی، اجتماعی و آموزشی با سرعت زیادی درحال گسترش است و خوشبختانه تاثیرگذاری آن در بسیاری از کشورها در مورد اقدامات مرتبط با اوتیسم شروع شدهاست. به عنوان مثال در انگلستان رویکرد تنوع عصبی وارد نظام سلامت شده و طیف وسیعی از امکانات با هدف دربرگیرندگی، حقوق افراد اوتیستیک، حمایت از خانواده، توجه به نیازها و اقدامات متناسب با وضعیت خانواده و فرد و با هماهنگی و نظر فرد اوتیستیک انجام میشوند رو به گسترش هستند. البته این اقدامات کافی نیست زیرا همچنان بیشتر به سطح فردی مربوط هستند و از تغییرات کلان و در سطح اجتماعی کمابیش غفلت میشود.
هم موضوعات متعددی وجود دارد که در این کتابچه مورد بحث قرار نگرفتهاند و هم با توجه به سرعت تحقیقات، دانش درباره اوتیسم درحال روزآمد شدن است. بنابراین این کتابچه ویراستهای بعدی خواهد داشت و تلاش میشود که محتوای آن سالی یکبار مورد بازبینی قرار گیرد.
همچنین با توجه به این که والدین و دوستان و نزدیکان افراد اوتیستیک نیازبه راهنماییهای عملی نیز دارند، در ویراستهای بعدی تلاش خواهد شد تا راهنماییهایی عملی نیز فراهمb شود.
⚪️ فساد و غارتگری و معلولیتستیزی ساختاری حاکم بر ایران، خشکمغزی پزشکانی که بر سازمان بهزیستی حکومت میکنند، تاریخگذشتگی روانشناسان، روانپزشکان و عصبشناسان صاحبنام و پوسیدگی نظری تاروپود قلمروهای خیالی که برای خود در دانشگاهها، کلینیکها و بیمارستانها ساختهاند، صنعتی-کالایی شدن توانبخشی و حوزه سلامتn روان و انجمنها و خیریههای وابستگان به منابع رانت و قدرت در حکومت جمهوری اسلامی، همچنان سدی محکم دربرابر ترویج و به کار بستهشدن یافتههای پژوهشهای جدید میانرشتهای و خلاف جریان اصلی هستند.
اما جامعه در سکون نیست، بلکه آوردگاه نبرد طبقات و گروههای ستمدیده با قدرتمندان زورگو و استثمارگر، و میدانِ چشمدرچشم ستمگران دوختن، «نه» گفتن و مقاومت است. جنبش انقلابی «ژن، ژیان، ئازادی» و مردم، بالاخص دختران نوجوان و زنان مبارز کرد و بلوچ که در صف اول این خیزش ایستادهاند، نشان میدهند که با وجود دههها ستم و سرکوب ساختاری و پلیسی-نظامی اقلیتها، زنان و کارگران در دو رژیم پهلوی و اسلامی، ستمستیزی و میل جامعه به برابری و عدالت اجتماعی و آزادی و حقوق انسانی، همچنان نفس میکشد....
▪️طرح روی جلد کتابچه: «زمین و سبز» اثر «مارک روتکو»
ادامهی متن را در وبسایت #بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44448
@bidarzani
«به ندا که نام فامیلی نداشت،
به عاطفه رجبی سهاله
و به همهی زندگیهای عزیزِ از دست رفته در ستمگری و تباهکاری جمهوری اسلامی»
🟣 #بیدارزنی: سال گذشته اولین کتابچه از مجموعه کتابچههای مطالعات انتقادی معلولیت با عنوان دو مکتوب، ترجمه و در وبسایت بیدارزنی منتشر شد که شامل ترجمه سخنرانی «به خاطر ما ماتم نگیرید» از جیم سینکلر و فصل اتوبیوگرافیک پایاننامه جودی سینگر بود. دومین مجلد این مجموعه، نگاهی است به اوتیسم با توجه به پژوهشهای تجربی کیفی و کَمّی و نظریههای جدید و از منظر مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورسیتی). برخی بخشهای این کتابچه پیشتر در کانال تلگرامی مطالعات انتقادی معلولیت به صورت جداگانه منتشر شدهاند. به این مطالب ارجاعات افزوده و از نو ویرایش شدهاند.
مقبولیت و استفاده از مدل اجتماعی معلولیت و پارادایم تنوع عصبی (نورودایورستی) در فهم معلولیت و همچنین بازنگری در خدمات، برنامهها و سیاستهای رفاهی، اجتماعی و آموزشی با سرعت زیادی درحال گسترش است و خوشبختانه تاثیرگذاری آن در بسیاری از کشورها در مورد اقدامات مرتبط با اوتیسم شروع شدهاست. به عنوان مثال در انگلستان رویکرد تنوع عصبی وارد نظام سلامت شده و طیف وسیعی از امکانات با هدف دربرگیرندگی، حقوق افراد اوتیستیک، حمایت از خانواده، توجه به نیازها و اقدامات متناسب با وضعیت خانواده و فرد و با هماهنگی و نظر فرد اوتیستیک انجام میشوند رو به گسترش هستند. البته این اقدامات کافی نیست زیرا همچنان بیشتر به سطح فردی مربوط هستند و از تغییرات کلان و در سطح اجتماعی کمابیش غفلت میشود.
هم موضوعات متعددی وجود دارد که در این کتابچه مورد بحث قرار نگرفتهاند و هم با توجه به سرعت تحقیقات، دانش درباره اوتیسم درحال روزآمد شدن است. بنابراین این کتابچه ویراستهای بعدی خواهد داشت و تلاش میشود که محتوای آن سالی یکبار مورد بازبینی قرار گیرد.
همچنین با توجه به این که والدین و دوستان و نزدیکان افراد اوتیستیک نیازبه راهنماییهای عملی نیز دارند، در ویراستهای بعدی تلاش خواهد شد تا راهنماییهایی عملی نیز فراهمb شود.
⚪️ فساد و غارتگری و معلولیتستیزی ساختاری حاکم بر ایران، خشکمغزی پزشکانی که بر سازمان بهزیستی حکومت میکنند، تاریخگذشتگی روانشناسان، روانپزشکان و عصبشناسان صاحبنام و پوسیدگی نظری تاروپود قلمروهای خیالی که برای خود در دانشگاهها، کلینیکها و بیمارستانها ساختهاند، صنعتی-کالایی شدن توانبخشی و حوزه سلامتn روان و انجمنها و خیریههای وابستگان به منابع رانت و قدرت در حکومت جمهوری اسلامی، همچنان سدی محکم دربرابر ترویج و به کار بستهشدن یافتههای پژوهشهای جدید میانرشتهای و خلاف جریان اصلی هستند.
اما جامعه در سکون نیست، بلکه آوردگاه نبرد طبقات و گروههای ستمدیده با قدرتمندان زورگو و استثمارگر، و میدانِ چشمدرچشم ستمگران دوختن، «نه» گفتن و مقاومت است. جنبش انقلابی «ژن، ژیان، ئازادی» و مردم، بالاخص دختران نوجوان و زنان مبارز کرد و بلوچ که در صف اول این خیزش ایستادهاند، نشان میدهند که با وجود دههها ستم و سرکوب ساختاری و پلیسی-نظامی اقلیتها، زنان و کارگران در دو رژیم پهلوی و اسلامی، ستمستیزی و میل جامعه به برابری و عدالت اجتماعی و آزادی و حقوق انسانی، همچنان نفس میکشد....
▪️طرح روی جلد کتابچه: «زمین و سبز» اثر «مارک روتکو»
ادامهی متن را در وبسایت #بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44448
@bidarzani
بیدارزنی
اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید - بیدارزنی
انتشار دومین کتابچه از مجموعه کتابچههای مطالعات انتقادی معلولیت، به مناسبت دوم آوریل روز جهانی پذیرش اوتیسم
👍5
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
🟣 اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید «به ندا که نام فامیلی نداشت، به عاطفه رجبی سهاله و به همهی زندگیهای عزیزِ از دست رفته در ستمگری و تباهکاری جمهوری اسلامی» 🟣 #بیدارزنی: سال گذشته اولین کتابچه از مجموعه کتابچههای…
کتابچه اوتیسم_merged-1(1).pdf
1.7 MB
🟣 فایل پیدیاف کتابچهی اوتیسم: مدل اجتماعی معلولیت و تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید
@bidarzani
@bidarzani
👍10
Forwarded from صدای آسپرگر
در نقد جنبش تنوع عصبی (Neurodiversity)
اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب گونه) هستند و در عوض مدل اجتماعی معلولیت را به کار می گیرند که در آن موانع اجتماعی عامل اصلی مشارکت در معلولیت افراد است. این دیدگاه به ویژه در جنبش حقوق اوتیسم محبوب است. مخالفان می گویند که مفهوم تنوع عصبی بیانگر واقعیت های افرادی نیست که نیاز به پشتیبانی بالایی دارند.
قبول دارم که بسیاری از چالشهای افراد با تفاوت مغزی این است که جامعه آنها را پذیرش نمیکند اما به عنوان فردی که هم از نظر مغزی متفاوتم و هم تحصیلاتم در زمینه ی علوم شناختی است، چنین نقدهایی به این جنبش وارد میدانم:
1) اگر معلولیت صرفا مفهومی اجتماعی باشد، افراد با برچسب معلولیت شناختی باید بتوانند در محیط آزمایشگاهی و غیراجتماعی، تکالیف مربوط به توجه، چهره خوانی و... را به خوبی افراد عصب-طبیعی انجام دهند حال آن که اینطور نیست.
2) این درست است که نباید به زور و یا با تغییر رفتار، افراد متفاوت از نظر عصبی را شبیه افراد عادی کرد اما میتوان موضوع را جور دیگری دید. اینکه به یک فرد کم بینا میتوان عینک داد و بعد گفت حالا تو میتوانی از آن استفاده کنی و میتوانی نکنی. یعنی به جای آنکه رفتارگرایانه آنها را شبیه به دیگران کنیم، آنها را مجهز به تواناییهایی چون ذهن خوانی و... کنیم و بعد به آنها حق انتخاب در رعایت هنجارها و سبک زندگی دهیم. علاوه بر آن، دیدمان به درمان این باشد که از آنجا که آنها حق ارتباط، زندگی، شاد بودن، ازدواج، داشتن کار و... دارند و درمان را نه با هدف شبیه شدن شان به افراد نرمال بلکه توان بهره مندی شان از حقوق شان آن هم به انتخاب خودشان به کار ببریم.
3) اگر قرار است که از سوگیری های تحقیقاتی و علمی در پژوهش ها و درمانهای افراد متفاوت از نظر مغزی اجتناب کنیم و کاری کنیم که هر چه بیشتر تصورمان از افراد متفاوت از نظر عصبی واقعگرایانه باشد، راهش این نیست که علم را تعطیل کنیم و روانشناسی و عصبشناسی و روانپزشکی را در برابر اوتیسم و نقص توجه و... بدانیم بلکه راهش این است که افراد متفاوت از نظر عصبی وارد رشته های علوم اعصاب، روانپزشکی و... شوند مانند هانا بلچر روانشناس آسپرگر یا کیریانا کوانسیج متخصص علوم اعصاب آسپرگر. شبیه تلاش زنان اتیستیک مثل هانا بلچر که با تحقیقات علمی نشان دادند که سوگیری جنسیتی در تشخیص اوتیسم وجود دارد و چنین نیست که واقعا آمار اوتیسم در پسران، چهار برابر دختران باشد.
اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب گونه) هستند و در عوض مدل اجتماعی معلولیت را به کار می گیرند که در آن موانع اجتماعی عامل اصلی مشارکت در معلولیت افراد است. این دیدگاه به ویژه در جنبش حقوق اوتیسم محبوب است. مخالفان می گویند که مفهوم تنوع عصبی بیانگر واقعیت های افرادی نیست که نیاز به پشتیبانی بالایی دارند.
قبول دارم که بسیاری از چالشهای افراد با تفاوت مغزی این است که جامعه آنها را پذیرش نمیکند اما به عنوان فردی که هم از نظر مغزی متفاوتم و هم تحصیلاتم در زمینه ی علوم شناختی است، چنین نقدهایی به این جنبش وارد میدانم:
1) اگر معلولیت صرفا مفهومی اجتماعی باشد، افراد با برچسب معلولیت شناختی باید بتوانند در محیط آزمایشگاهی و غیراجتماعی، تکالیف مربوط به توجه، چهره خوانی و... را به خوبی افراد عصب-طبیعی انجام دهند حال آن که اینطور نیست.
2) این درست است که نباید به زور و یا با تغییر رفتار، افراد متفاوت از نظر عصبی را شبیه افراد عادی کرد اما میتوان موضوع را جور دیگری دید. اینکه به یک فرد کم بینا میتوان عینک داد و بعد گفت حالا تو میتوانی از آن استفاده کنی و میتوانی نکنی. یعنی به جای آنکه رفتارگرایانه آنها را شبیه به دیگران کنیم، آنها را مجهز به تواناییهایی چون ذهن خوانی و... کنیم و بعد به آنها حق انتخاب در رعایت هنجارها و سبک زندگی دهیم. علاوه بر آن، دیدمان به درمان این باشد که از آنجا که آنها حق ارتباط، زندگی، شاد بودن، ازدواج، داشتن کار و... دارند و درمان را نه با هدف شبیه شدن شان به افراد نرمال بلکه توان بهره مندی شان از حقوق شان آن هم به انتخاب خودشان به کار ببریم.
3) اگر قرار است که از سوگیری های تحقیقاتی و علمی در پژوهش ها و درمانهای افراد متفاوت از نظر مغزی اجتناب کنیم و کاری کنیم که هر چه بیشتر تصورمان از افراد متفاوت از نظر عصبی واقعگرایانه باشد، راهش این نیست که علم را تعطیل کنیم و روانشناسی و عصبشناسی و روانپزشکی را در برابر اوتیسم و نقص توجه و... بدانیم بلکه راهش این است که افراد متفاوت از نظر عصبی وارد رشته های علوم اعصاب، روانپزشکی و... شوند مانند هانا بلچر روانشناس آسپرگر یا کیریانا کوانسیج متخصص علوم اعصاب آسپرگر. شبیه تلاش زنان اتیستیک مثل هانا بلچر که با تحقیقات علمی نشان دادند که سوگیری جنسیتی در تشخیص اوتیسم وجود دارد و چنین نیست که واقعا آمار اوتیسم در پسران، چهار برابر دختران باشد.
صدای آسپرگر
در نقد جنبش تنوع عصبی (Neurodiversity) اصطلاح تنوع عصبی به تنوع مغز انسان در رابطه با جامعه پذیری، یادگیری، توجه، خلق و خو و سایر عملکردهای ذهنی اطلاق می شود. این یک چالش برای دیدگاه های رایج به وجود آمد که برخی اختلالات عصبی-تکاملی ذاتاً پاتولوژیک (آسیب…
مشکل این متن در این است که نه درکی از «امر اجتماعی» دارد، نه فهم تاریخی از مفهوم «هنجار» و نه شناخت نسبی حداقلی از تنوع عصبی.
اول:
تکالیف مربوط به توجه، چهرهخوانی و .. خود بر اساس نرمها و هنجارهای اجتماعی تعریف شدهاند. بنابراین خنثی و ذاتی نیستند. حتی اگر بپذیریم خنثی هستند، سوال این است که چرا باید معیار قضاوت هنجاری قرار داده شوند؟
دوم:
بر اساس برداشتی اشتباه و محدود از تنوع عصبی نمیشود آن را نقدش کرد. تنوع عصبی استفاده از ابزار را نتنها منع نمیکند، بلکه تشویق هم میکند. نمونه: تخته الفبا، زبان اشاره و سایر ابزارهای AAC. اتفاقاً روانشناسان رشد و توانبخشی جریان اصلی است که در استفاده از ابزارها دگم است و ابزارهای AAC را نمیپذیرد.
سوم:
تنوع عصبی علم را نفی نمیکند، اما علم را بیطرف نمیداند و با هر پژوهشی و مفاهیم آن به مثابه امرتاریخی و اجتماعی هم روبهرو میشود و با پیشفرض خنثی بودن علم سراغ علم نمیرود. تعاریف مفاهیم و ابزارهای مورد استفاده در علم باید نقادانه بررسی شوند. همچنین سوالی دیگر هم مطرح است و این که اتفاقاً این جریان اصلی در علومی مثل روانشناسی و روانپزشکی و عصبشناسی است که میخواهد بخشی از علم را دور بیاندازد. مثلا تحقیقات نشان داده ابزارهای تشخیصی اوتیسم سوگیری جنسی دارند. یا برخی پژوهشهای اولیه حاکی از خطرات جدی رفتارگرایی بر سلامت فردی و اجتماعی هستند. اما جریان اصلی علوم یادشده نتنها دغدغه توجه به این مسائل را ندارد، بلکه این پژوهشها را به کلی بهدردنخور یا اشتباه میداند. نادیده میگیرد. به کسی که گفته روشهای رفتارگرا باعث تروما میشوند گیر دادهاند چرا فلان حجم نمونه یا روش نمونه گیری را آن طور که ما میپسندسم رعایت نکردی؟ در حالی که دست کم میشد کنار آن بگویند این خطر مهمی است، حتی اگر صرفاً محتمل باشد، و باید روی آن کار کنیم و بیشتر از آن بدانیم و در صورت لزوم فکری کنیم.
چهارم: در کمال تعجب، همچنان دشوار است پذیرفتن این که اوتیسم و معلولیت ذهنی را باید جدا کرد! مشکل مثالهایی که حرف از اوتیسم شدید میزنند تا رویکرد اجتماعی را رد کنند این است که معلولیت ذهنی و فلج مغزی را با اوتیسم جمع میکنند و نامش را میگذارند اوتیسم شدید، بعد بر اساس این شدید بودن و نیازهای آن، نقدهایی کلیگویانه
میکنند.
اینها معلولیتهای جداگانه هستند که با هم comorbidity دارند یعنی ممکن است با هم واقع شوند. نیازهای ناشی از معلولیت ذهنی و یا فلج مغزی را به اوتیسم ربط ندهیم. همانطور که باید در چنین مواردی با توجه به نیازهای مرتبط با فلج مغزی و معلولیت ذهنی برنامه حمایتی تنظیم کرد و نه صرفاً بر اساس نیازهای مرتبط با اوتیسم.
اول:
تکالیف مربوط به توجه، چهرهخوانی و .. خود بر اساس نرمها و هنجارهای اجتماعی تعریف شدهاند. بنابراین خنثی و ذاتی نیستند. حتی اگر بپذیریم خنثی هستند، سوال این است که چرا باید معیار قضاوت هنجاری قرار داده شوند؟
دوم:
بر اساس برداشتی اشتباه و محدود از تنوع عصبی نمیشود آن را نقدش کرد. تنوع عصبی استفاده از ابزار را نتنها منع نمیکند، بلکه تشویق هم میکند. نمونه: تخته الفبا، زبان اشاره و سایر ابزارهای AAC. اتفاقاً روانشناسان رشد و توانبخشی جریان اصلی است که در استفاده از ابزارها دگم است و ابزارهای AAC را نمیپذیرد.
سوم:
تنوع عصبی علم را نفی نمیکند، اما علم را بیطرف نمیداند و با هر پژوهشی و مفاهیم آن به مثابه امرتاریخی و اجتماعی هم روبهرو میشود و با پیشفرض خنثی بودن علم سراغ علم نمیرود. تعاریف مفاهیم و ابزارهای مورد استفاده در علم باید نقادانه بررسی شوند. همچنین سوالی دیگر هم مطرح است و این که اتفاقاً این جریان اصلی در علومی مثل روانشناسی و روانپزشکی و عصبشناسی است که میخواهد بخشی از علم را دور بیاندازد. مثلا تحقیقات نشان داده ابزارهای تشخیصی اوتیسم سوگیری جنسی دارند. یا برخی پژوهشهای اولیه حاکی از خطرات جدی رفتارگرایی بر سلامت فردی و اجتماعی هستند. اما جریان اصلی علوم یادشده نتنها دغدغه توجه به این مسائل را ندارد، بلکه این پژوهشها را به کلی بهدردنخور یا اشتباه میداند. نادیده میگیرد. به کسی که گفته روشهای رفتارگرا باعث تروما میشوند گیر دادهاند چرا فلان حجم نمونه یا روش نمونه گیری را آن طور که ما میپسندسم رعایت نکردی؟ در حالی که دست کم میشد کنار آن بگویند این خطر مهمی است، حتی اگر صرفاً محتمل باشد، و باید روی آن کار کنیم و بیشتر از آن بدانیم و در صورت لزوم فکری کنیم.
چهارم: در کمال تعجب، همچنان دشوار است پذیرفتن این که اوتیسم و معلولیت ذهنی را باید جدا کرد! مشکل مثالهایی که حرف از اوتیسم شدید میزنند تا رویکرد اجتماعی را رد کنند این است که معلولیت ذهنی و فلج مغزی را با اوتیسم جمع میکنند و نامش را میگذارند اوتیسم شدید، بعد بر اساس این شدید بودن و نیازهای آن، نقدهایی کلیگویانه
میکنند.
اینها معلولیتهای جداگانه هستند که با هم comorbidity دارند یعنی ممکن است با هم واقع شوند. نیازهای ناشی از معلولیت ذهنی و یا فلج مغزی را به اوتیسم ربط ندهیم. همانطور که باید در چنین مواردی با توجه به نیازهای مرتبط با فلج مغزی و معلولیت ذهنی برنامه حمایتی تنظیم کرد و نه صرفاً بر اساس نیازهای مرتبط با اوتیسم.
👍4❤1
Forwarded from تاریخ طبقه کارگر
#در_چنین_روزی ۱۵ فروردین ۱۳۷۴، ۵۰ هزار نفر در اسلامشهر، کلافه از کمبود آب و مشکلات ملکی با شوک جهش قیمت کرایه حمل و نقل عمومی قیام کردند و تا روزها کنترل شهر را بدست گرفتند. حکومت با کشتن حدود ۵۰ نفر این قیام را در بایکوت خبری سرکوب کرد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar
Forwarded from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی: پداگوژی جنبشها: آن سوی بنبست طبقه/هویت
نویسندگان:
دیوید آی. بکر و کیت کارینز
✍🏽 ترجمه: فروغ قرهداغی
از متن: «در این مقاله چگونگی ایجاد ائتلاف بین مفاهیمی ظاهراً نامتجانس، از طریق تفکر پداگوژیکی درباره سازماندهی، بررسی خواهد شد. تفکر پداگوژیکی، ائتلافی بین عامگرایی در مبارزات طبقاتی، و موقعیتمندی -که کلید دستیابی به سیاست هویتی رادیکال است- ایجاد میکند. به باور نویسندگان، حوزه علوم تربیتی، در بردارندهی درسهای مهمی برای کنشگران امروزی است. اگر به آرایش واقعی صداها، ذهنها و بدنها در کلاسهای درس و جنبشها نگاه کنیم، آنچه مردم به واقع هنگام جمع شدن برای مبارزه و از بین بردن مناسبات ظالمانه تولید انجام میدهند، پیوندی را میبینیم که در اکثر ایدئولوژیهای مطرح امروزی اشارهای به آن نشده است. با نگاهی به تاریخچهی نقطهی برخورد جنبشها و کلاسهای درس -پداگوژی انتقادی- میتوان نمونههایی از نحوه تلاقی عامگرایی و موقعیتمندی برای تشکیل ائتلاف را مشاهده کرد.
جریان چپ، به گواه دو درونمایه آشکار، با قدرت؛ اما به آهستگی در حال گسترش است: نخست، افزایش محبوبیت عقاید سوسیالیستی و دوم، بنبست آشکاری که بین سیاست طبقاتی و سیاست هویتی دیده میشود. این دو درونمایه با هم در تعامل و تقابل هستند؛ یکی حیات بخش است و دیگری تهدید کننده. بن بست فرضی بین طبقه و هویت را میتوان یکی از بزرگترین تهدیدها برای مبارزات جنبشهای معاصر دانست –قدیمیترین ترفند برای تضعیف جریان چپ، واداشتن کنشگران به مبارزه، صرفاً در یکی از حوزههای طبقه، نژاد و جنسیت، بوده است تا ائتلاف لازم برای ایجاد یک دنیای بهتر، غیر ممکن شود. با این وجود، احتمالاً همان عواملی که تهدید کننده جنبشهای کنونی هستند، بیش از هر عامل دیگری، به آنها حیات میبخشند: فعالیت همزمان کنشگران در درون و مابین حوزههای مختلف، کلید دستیابی به اقدام جمعی تودههاست.
در ادامه، داستانی مربوط به ۳۰ سال پیش روایت میشود. داستانی درباره اینکه چگونه یک کلاس دانشگاهی که در تلاش برای مطالعه نابرابری ساختاری و سازماندهی فعالیتی بر علیه آن بود، در میانه راه، ناچار به تغییر شیوه خود شد. در اواسط ترم، استاد و دانشجویان، پداگوژی و برنامه درسی اولیه خود را کنار گذاشتند و حتی نام دوره را تغییر دادند تا نشان دهنده تغییر راهبرد آنها برای ایجاد تغییرات اجتماعی باشد. با این کار، آنها نمونهای از یک رویکرد پداگوژیکی در قبال سازماندهی را ارائه کردند: چگونه میتوان بین گروههایی با هویتهای متفاوت و یا بین مفاهیم هویت و عمومیتگرایی، ائتلاف ایجاد کرد.»
#پداگوژی_جنبش
#نژاد #ملیت #طبقه #جنسیت
#سیاست_هویت
ادامهی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44651/
@bidarzani
نویسندگان:
دیوید آی. بکر و کیت کارینز
✍🏽 ترجمه: فروغ قرهداغی
از متن: «در این مقاله چگونگی ایجاد ائتلاف بین مفاهیمی ظاهراً نامتجانس، از طریق تفکر پداگوژیکی درباره سازماندهی، بررسی خواهد شد. تفکر پداگوژیکی، ائتلافی بین عامگرایی در مبارزات طبقاتی، و موقعیتمندی -که کلید دستیابی به سیاست هویتی رادیکال است- ایجاد میکند. به باور نویسندگان، حوزه علوم تربیتی، در بردارندهی درسهای مهمی برای کنشگران امروزی است. اگر به آرایش واقعی صداها، ذهنها و بدنها در کلاسهای درس و جنبشها نگاه کنیم، آنچه مردم به واقع هنگام جمع شدن برای مبارزه و از بین بردن مناسبات ظالمانه تولید انجام میدهند، پیوندی را میبینیم که در اکثر ایدئولوژیهای مطرح امروزی اشارهای به آن نشده است. با نگاهی به تاریخچهی نقطهی برخورد جنبشها و کلاسهای درس -پداگوژی انتقادی- میتوان نمونههایی از نحوه تلاقی عامگرایی و موقعیتمندی برای تشکیل ائتلاف را مشاهده کرد.
جریان چپ، به گواه دو درونمایه آشکار، با قدرت؛ اما به آهستگی در حال گسترش است: نخست، افزایش محبوبیت عقاید سوسیالیستی و دوم، بنبست آشکاری که بین سیاست طبقاتی و سیاست هویتی دیده میشود. این دو درونمایه با هم در تعامل و تقابل هستند؛ یکی حیات بخش است و دیگری تهدید کننده. بن بست فرضی بین طبقه و هویت را میتوان یکی از بزرگترین تهدیدها برای مبارزات جنبشهای معاصر دانست –قدیمیترین ترفند برای تضعیف جریان چپ، واداشتن کنشگران به مبارزه، صرفاً در یکی از حوزههای طبقه، نژاد و جنسیت، بوده است تا ائتلاف لازم برای ایجاد یک دنیای بهتر، غیر ممکن شود. با این وجود، احتمالاً همان عواملی که تهدید کننده جنبشهای کنونی هستند، بیش از هر عامل دیگری، به آنها حیات میبخشند: فعالیت همزمان کنشگران در درون و مابین حوزههای مختلف، کلید دستیابی به اقدام جمعی تودههاست.
در ادامه، داستانی مربوط به ۳۰ سال پیش روایت میشود. داستانی درباره اینکه چگونه یک کلاس دانشگاهی که در تلاش برای مطالعه نابرابری ساختاری و سازماندهی فعالیتی بر علیه آن بود، در میانه راه، ناچار به تغییر شیوه خود شد. در اواسط ترم، استاد و دانشجویان، پداگوژی و برنامه درسی اولیه خود را کنار گذاشتند و حتی نام دوره را تغییر دادند تا نشان دهنده تغییر راهبرد آنها برای ایجاد تغییرات اجتماعی باشد. با این کار، آنها نمونهای از یک رویکرد پداگوژیکی در قبال سازماندهی را ارائه کردند: چگونه میتوان بین گروههایی با هویتهای متفاوت و یا بین مفاهیم هویت و عمومیتگرایی، ائتلاف ایجاد کرد.»
#پداگوژی_جنبش
#نژاد #ملیت #طبقه #جنسیت
#سیاست_هویت
ادامهی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44651/
@bidarzani
بیدارزنی
false
29
👍3
Forwarded from تاریخ طبقه کارگر
#در_چنین_روزی ۳۱ فروردین ۱۳۵۹، با شکست قاطعانه انجمنهای اسلامی در انتخابات دانشگاهها، حملات حکومت تازه مستقر به شوراهای دانشجویی به نقطه اوجی رسید که منجر به تعطیلی دانشگاهها و «انقلاب فرهنگی» شد. که در جریان آن نزدیک به ۴۰ دانشجو کشته و تعداد بسیاری زخمی و بازداشت شدند.
@TarTaKar
@TarTaKar
Forwarded from تاریخ طبقه کارگر
در فروردین ۵۹، انجمنهای اسلامی تنها توانسته بودند ۱۰ درصد آرا را در انتخابات دانشگاهی کسب کنند. حکومت تازه مستقر با تاکیدات روحالله خمینی بر «انقلابی اساسی» در دانشگاههای کشور، برای تصفیه استادان، تبدیل دانشگاه به محیطی برای علوم عالی اسلامی و عدم وابستگی آنان به دگر اندیشان، به خصوص کمونیست و مارکسیست، اقداماتی پی در پی در جهت محدود کردن و برخورد با مراسمها و شوراهای دانشجویان آغاز شد.
پس از درگیریهای خشونت آمیز در دانشگاههای تبریز، علم و صنعت، تربیت معلم، صنعتی شریف، تهران، دانشگاه شیراز و دانشگاه مشهد و تعطیلی دفاتر سیاسی برخی از احزاب، نیمه خرداد به عنوان پایان رسمی نیمسال تحصیلی اعلام و پس از آن فرصت لازم برای سرکوب شورایهای دانشگاههایی فراهم شد.
در ۳۱ فروردین ۱۳۶۰ و اولین سالگرد وقوع این حوادث نیز تظاهراتی برگزار و منجر به کشته شدن آذر مهرعلیان ۱۷ ساله، مژگان رضوانیان ۱۶ ساله، ایرج ترابی ۲۲ ساله و زخمی شدن بعضی دیگر از دانشجویان شد.
@TarTaKar
پس از درگیریهای خشونت آمیز در دانشگاههای تبریز، علم و صنعت، تربیت معلم، صنعتی شریف، تهران، دانشگاه شیراز و دانشگاه مشهد و تعطیلی دفاتر سیاسی برخی از احزاب، نیمه خرداد به عنوان پایان رسمی نیمسال تحصیلی اعلام و پس از آن فرصت لازم برای سرکوب شورایهای دانشگاههایی فراهم شد.
در ۳۱ فروردین ۱۳۶۰ و اولین سالگرد وقوع این حوادث نیز تظاهراتی برگزار و منجر به کشته شدن آذر مهرعلیان ۱۷ ساله، مژگان رضوانیان ۱۶ ساله، ایرج ترابی ۲۲ ساله و زخمی شدن بعضی دیگر از دانشجویان شد.
@TarTaKar
Forwarded from تاریخ طبقه کارگر
#در_چنین_روزی ۲۳ آوریل ۱۹۵۱، باربارا جانز دانش آموز ۱۶ ساله، همکلاسیهایش را در راهپیمایی علیه نژادپرستی و شرایط نامناسب مدرسه رهبری کرد. این اقدام کمک کرد تا بعدها دیوان عالی کشور تفکیک نژادی را خلاف قانون اساسی اعلام کند.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar
❤1
Forwarded from تاریخ طبقه کارگر
در آن زمان دانش آموزان سیاهپوست و سفید پوست در مدارس مختلف درس میخواندند. بعد از اینکه تعداد دانش آموزان فراتر از ظرفیت و گنجایش این مدرسه دولتی رسید مسئولین از فراهم آوردن امکانات مورد نیاز سر باز زدند. این باعث شد که دانش آموزان با رهبری باربارا جانز* تصمیم گرفتند که مخفیانه همکلاسیهای خود را سازماندهی کنند و دست به اعتصاب بزنند.
سپس وکلای سازمان مردم نهاد NAACP برای حل این بحران پرونده را به دادگاه عالی بردند و در آنجا توانستند حکم لغو تفکیک نژادی را برای مدارس دولتی در تمامی ایالات را اخذ کنند.
*Barbara Johns
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar
سپس وکلای سازمان مردم نهاد NAACP برای حل این بحران پرونده را به دادگاه عالی بردند و در آنجا توانستند حکم لغو تفکیک نژادی را برای مدارس دولتی در تمامی ایالات را اخذ کنند.
*Barbara Johns
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@TarTaKar
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Photo
۱ـ کارگران پروژه ای شرکت اکسیر صنعت در پالایشگاه آبادان
۲ـ کارگران شرکت آبادراهان در فاز ۲ پالایشگاه آبادان
۳ـ کارگران شرکت سکاف در فاز ۲ پالایشگاه آبادان
۴ـ کارگران پیمانکاری هخامنش نوروزی و زردادخانی در فولاد آلیاژی یزد
۵ـ کارگران پتروشیمی گچساران
۶ـ کارگران پتروشیمی کیان در عسلویه
۷ـ کارگران دفتر فنی و تست پکیج و کیوسی شرکت سازه پاد پتروشیمی بوشهر
۸ـ کارگران پتروپالایش کنگان سایت۳
۹ـ کارگران پتروشیمی سلمان فارسی در ماهشهر
۱۰ـ کارگران پتروشیمی صدف در فاز ۲ عسلویه
۱۱ـ کارگران پتروپالایش شرکت کاینسازه در فاز ۳ کنگان
۱۲ـ کارگران پروژه ای آیجیسی دشت عباس در دهلران
۱۳ـ کارگران پروژه ای پتروشیمی آپادانا در عسلویه
۱۴ـ کارگران شرکت کیان صنعت در پتروشیمی گچساران (نیروهای پیمانکاری سلحشور)
۱۵ـ کارگران شرکت اکسیر صنعت فاز ۱۴ عسلویه
۱۶ـ کارگران شرکت پارس کیهان پیمانکاری لیموچی و عباسی
۱۷ـ کارگران پتروشیمی دهلران
۱۸ـ کارگران شرکت هیدورسازان در پیمانکاری محسن بویری و اسماعیل باقری
۱۹ـ کارگران شرکت زیما سایت یک
۲۰ـ کارگران پتروپالایش نیروهای مخازن کیان سازه بونوا
۲۱ـ کارگران پروژه سایت ملامین لردگان از گروه مهندس فولادی
۲۲ـ کارگران پتروشیمی بوشهر سایت یک گروه ساپورت
۲۳ـ کارگران شرکت استینال صنعت
۲۴ـ کارگران پتروشیمی بندر جاسک
۲۵ـ کارگران پیمانکاری شجاعی در پتروشیمی کرمان منطقه ویژه سیرجان
۲۶ـ کارگران شرکت آذر فلر شیراز ـ پتروشیمی هنگام
۲۷ـ کارگران شرکت جهان پارس در عسلویه
۲۸ـ کارگران پیمانکاری دهقان، شرکت ماشینسازی ویژه سیرجان
۲۹ـ کارگران شرکت کارن گستر هفشجان، مجری طرحهای پایپینگ و نصب تجهیزات پتروشیمیها در پارس جنوبی
۳۰ـ کارگران شرکت فولاد صنعت اطلس پیمانکاری اسد بهرامی
۳۱ـ کارگران شرکت فرایند صنعت در طرح یک فولاد آلیاژی یزد
۳۲ـ کارگران پیمانکاری رستم جهانگیری
۳۳ـ کارگران پتروشیمی دهلران ـ لیلان
۳۴ـ کارگران سویل سایت یک پتروشیمی بوشهر
۳۵ـ کارگران شرکت جندی شاپور پیمانکاری بهروز صالحی در پالایشگاه شیراز
۳۶ـ کارگران شرکت رستاک پایا فولاد یزد
۳۷ـ کارگران شرکت عمران صنعت پایندان در عسلویه
۳۸ـ کارگران مخازن قشم شرکت آسفالت طوس
۳۹ـ کارگران شرکت سازه پاد در پتروشیمی بوشهر
۴۰ـ کارگران شرکت شبدیز صنعت آپادانا در جزیره لاوان
۴۱ـ کارگران شرکت برق و انرژی نفت سپاهان اصفهان
۴۲ـ کارگران شرکت فولاد صنعت اطلس در پروژه میدان نفتی شماره ۲ رگ سفید واقع در گچساران و...
۴۳ـ گارگران پروژه ان جی ال ۳۱۰۰ دشت عباس
۴۴ـ کارگران شرکت پناه صنعت در پتروشیمی لردگان
۴۵ـ کارگران شرکت جهان پارس و کارون گستر مس سرچشمه
۴۶ـ کارگران شرکت نفت آفتاب در بندرعباس
۴۷ـ کارگران پیمانکاری کیامرث داوودی در مس سرچشمه
۴۸ـ کارگران شرکت فراسان مس خاتون آباد کرمان
۴۹ـ کارگران شرکت مبین صنعت در پتروشیمی آدیش کنگان
۵۰ـ کارگران عایقکار پتروشیمی کنگان
۵۱ـ کارگران پیمانکاری کرامت سلحشور در شرکت آیجیسی در جفیر
۵۲ـ کارگران شرکت سپندگستر سپیدرود در سیرجان
۵۳ـ کارگران شرکت پایا صنعت در پتروپالایش
۵۴ـ کارگران پیمانکاری سیروس حاجیپور در شرکت عمران صنعت فاز ۱۴ عسلویه
۵۵ـ کارگران معدن مس درالو کرمان
۵۶ـ کارگران جوشکاری مخازن پیمانکاری محمد عطایی
۵۷ـ کارگران پروژهای فولاد غدیر نیریز
۵۸ـ کارگران شرکت گندلهسازی بهاباد
۵۹ـ کارگران شرکت آزمون فلز
۶۰ـ پرسنل اداری و دفتری شرکت سکاف در پالایشگاه آبادان
شنبه و یکشنبه دوم و سوم اردیبهشت ۱۴۰۱
#طبقه_کارگر #اعتصاب_کارگری #کارگران_پروژه_ای_نفت_و_گاز #مبارزه_طبقاتی #معیشت_کارگران
@Blackfishvoice1
۲ـ کارگران شرکت آبادراهان در فاز ۲ پالایشگاه آبادان
۳ـ کارگران شرکت سکاف در فاز ۲ پالایشگاه آبادان
۴ـ کارگران پیمانکاری هخامنش نوروزی و زردادخانی در فولاد آلیاژی یزد
۵ـ کارگران پتروشیمی گچساران
۶ـ کارگران پتروشیمی کیان در عسلویه
۷ـ کارگران دفتر فنی و تست پکیج و کیوسی شرکت سازه پاد پتروشیمی بوشهر
۸ـ کارگران پتروپالایش کنگان سایت۳
۹ـ کارگران پتروشیمی سلمان فارسی در ماهشهر
۱۰ـ کارگران پتروشیمی صدف در فاز ۲ عسلویه
۱۱ـ کارگران پتروپالایش شرکت کاینسازه در فاز ۳ کنگان
۱۲ـ کارگران پروژه ای آیجیسی دشت عباس در دهلران
۱۳ـ کارگران پروژه ای پتروشیمی آپادانا در عسلویه
۱۴ـ کارگران شرکت کیان صنعت در پتروشیمی گچساران (نیروهای پیمانکاری سلحشور)
۱۵ـ کارگران شرکت اکسیر صنعت فاز ۱۴ عسلویه
۱۶ـ کارگران شرکت پارس کیهان پیمانکاری لیموچی و عباسی
۱۷ـ کارگران پتروشیمی دهلران
۱۸ـ کارگران شرکت هیدورسازان در پیمانکاری محسن بویری و اسماعیل باقری
۱۹ـ کارگران شرکت زیما سایت یک
۲۰ـ کارگران پتروپالایش نیروهای مخازن کیان سازه بونوا
۲۱ـ کارگران پروژه سایت ملامین لردگان از گروه مهندس فولادی
۲۲ـ کارگران پتروشیمی بوشهر سایت یک گروه ساپورت
۲۳ـ کارگران شرکت استینال صنعت
۲۴ـ کارگران پتروشیمی بندر جاسک
۲۵ـ کارگران پیمانکاری شجاعی در پتروشیمی کرمان منطقه ویژه سیرجان
۲۶ـ کارگران شرکت آذر فلر شیراز ـ پتروشیمی هنگام
۲۷ـ کارگران شرکت جهان پارس در عسلویه
۲۸ـ کارگران پیمانکاری دهقان، شرکت ماشینسازی ویژه سیرجان
۲۹ـ کارگران شرکت کارن گستر هفشجان، مجری طرحهای پایپینگ و نصب تجهیزات پتروشیمیها در پارس جنوبی
۳۰ـ کارگران شرکت فولاد صنعت اطلس پیمانکاری اسد بهرامی
۳۱ـ کارگران شرکت فرایند صنعت در طرح یک فولاد آلیاژی یزد
۳۲ـ کارگران پیمانکاری رستم جهانگیری
۳۳ـ کارگران پتروشیمی دهلران ـ لیلان
۳۴ـ کارگران سویل سایت یک پتروشیمی بوشهر
۳۵ـ کارگران شرکت جندی شاپور پیمانکاری بهروز صالحی در پالایشگاه شیراز
۳۶ـ کارگران شرکت رستاک پایا فولاد یزد
۳۷ـ کارگران شرکت عمران صنعت پایندان در عسلویه
۳۸ـ کارگران مخازن قشم شرکت آسفالت طوس
۳۹ـ کارگران شرکت سازه پاد در پتروشیمی بوشهر
۴۰ـ کارگران شرکت شبدیز صنعت آپادانا در جزیره لاوان
۴۱ـ کارگران شرکت برق و انرژی نفت سپاهان اصفهان
۴۲ـ کارگران شرکت فولاد صنعت اطلس در پروژه میدان نفتی شماره ۲ رگ سفید واقع در گچساران و...
۴۳ـ گارگران پروژه ان جی ال ۳۱۰۰ دشت عباس
۴۴ـ کارگران شرکت پناه صنعت در پتروشیمی لردگان
۴۵ـ کارگران شرکت جهان پارس و کارون گستر مس سرچشمه
۴۶ـ کارگران شرکت نفت آفتاب در بندرعباس
۴۷ـ کارگران پیمانکاری کیامرث داوودی در مس سرچشمه
۴۸ـ کارگران شرکت فراسان مس خاتون آباد کرمان
۴۹ـ کارگران شرکت مبین صنعت در پتروشیمی آدیش کنگان
۵۰ـ کارگران عایقکار پتروشیمی کنگان
۵۱ـ کارگران پیمانکاری کرامت سلحشور در شرکت آیجیسی در جفیر
۵۲ـ کارگران شرکت سپندگستر سپیدرود در سیرجان
۵۳ـ کارگران شرکت پایا صنعت در پتروپالایش
۵۴ـ کارگران پیمانکاری سیروس حاجیپور در شرکت عمران صنعت فاز ۱۴ عسلویه
۵۵ـ کارگران معدن مس درالو کرمان
۵۶ـ کارگران جوشکاری مخازن پیمانکاری محمد عطایی
۵۷ـ کارگران پروژهای فولاد غدیر نیریز
۵۸ـ کارگران شرکت گندلهسازی بهاباد
۵۹ـ کارگران شرکت آزمون فلز
۶۰ـ پرسنل اداری و دفتری شرکت سکاف در پالایشگاه آبادان
شنبه و یکشنبه دوم و سوم اردیبهشت ۱۴۰۱
#طبقه_کارگر #اعتصاب_کارگری #کارگران_پروژه_ای_نفت_و_گاز #مبارزه_طبقاتی #معیشت_کارگران
@Blackfishvoice1
👍4
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک گروه ایتالیایی برای بازدید از فلسطین وارد سرزمینهای اشغالی شدهاند. سربازان اسرائیلی آنها را پشت گیت بازرسی متوقف کردهاند. ایتالیایی چه میکند؟
🇮🇹🤌شروع میکند به خواندنِ سرود جبههی مقاومت ضد فاشیست
#بلاچاو #رژیم_آپارتاید #در_ستایش_همبستگی #فلسطین
#longlivepalestine
@Blackfishvoice1
🇮🇹🤌شروع میکند به خواندنِ سرود جبههی مقاومت ضد فاشیست
#بلاچاو #رژیم_آپارتاید #در_ستایش_همبستگی #فلسطین
#longlivepalestine
@Blackfishvoice1
👍1
Forwarded from فراسوی کندوکاو
Farasoo 4.pdf
1.5 MB
شماره چهارم گاهنامهی فراسوی کندوکاو
در این شماره:
مسائل قیام ژینا و وظایف فوری جنبش معلمان
بازتاب جنبش ژینا در مدارس خصوصی
چشماندازهای مشترک جنبش دانشآموزی و معلمان
فریاد مطالبات، درس امروز مدارس
حملات تروریستی به مدارس و ضرورت مراقبت روانی از دانش آموزان آسیبدیده
در این شماره:
مسائل قیام ژینا و وظایف فوری جنبش معلمان
بازتاب جنبش ژینا در مدارس خصوصی
چشماندازهای مشترک جنبش دانشآموزی و معلمان
فریاد مطالبات، درس امروز مدارس
حملات تروریستی به مدارس و ضرورت مراقبت روانی از دانش آموزان آسیبدیده
Forwarded from مدرسه رهایی
سهشنبه دوم می، #انگلیس
اعتصاب معلمان در #لندن و #برینگتون در اعتراض به خصوصیسازی مدارس و کاهش بودجههای آموزشی
#مقاومت_روزمره
@Blackfishvoice1 🔻🔻🔻
🆔 @edalatxah
اعتصاب معلمان در #لندن و #برینگتون در اعتراض به خصوصیسازی مدارس و کاهش بودجههای آموزشی
#مقاومت_روزمره
@Blackfishvoice1 🔻🔻🔻
🆔 @edalatxah