Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 #بیدارزنی: بیانیهی جمعی از فعالان حقوق زنان علیه قتلهای ناموسی
هشتماه از شروع قیام ژینا، قیام زن، زندگی، آزادی میگذرد و در این مدت، شاهد موارد بسیاری از زنکشی در شهرهای مختلف ایران بودهایم. بسیاری از آنان تحت عناوینی ارتجاعی همچون ناموس و غیرت به قتل رسیدهاند.
در حالیکه در این مدت، مردم برای آزادی و برابری و مبارزه با تمامی قوانین واپسگرای مذهبی و استثمارگرانه، خیابانها را تسخیر کردند و زنان، بهعنوان پیشروان این جنبش در همه زمینهها خاصه مخالفت با حجاب اجباری، همچنان ایستادگی میکنند، زنان زیادی کشته میشوند.
علاوه بر زنانی که به بهانههایی چون دفاع از ناموس و غیرت توسط مردان خانواده کشته میشوند، در سالهای اخیر هم مواردی از کشته شدن افرادی از جامعه اقلیتهای جنسی (LGBT*I*Q+) بخصوص افراد ترنس گزارش شده است.
با تسلط فرهنگی عام مبنی بر اهمیت غیرت محوری و ناموسپرستی در سطوح مختلف جامعه و همچنین در غیاب قوانین بازدارنده زنکشی٬ بسیاری از خانوادهها دست خود را در اعمال چنین جرایمی باز میبینند و به خوبی آگاهند که مجازاتی سنگین (مقصود، رویهی ضد انسانی اعدام نیست)، در انتظارشان نخواهد بود.
سه سال پیش، قتل رومینا اشرفی توسط پدرش همهی ما را شوکه کرد، درحالیکه ما هنوز عزادار بیشمار افرادِ قربانی خشونت جنسیتی و آپارتایدِ جنسیِ عظیم در جامعهی پیش از آن بودیم.
قتلهای ناموسی و زنکشی، بعد از قتل رومینا همچنان ادامه دارند؛ فاطمه برهی در آبادان و فقط یک ماه پس از رومینا؛ کتایون امینیان، کمتر از دو سال بعد در سنندج؛ مونا حیدری در اهواز؛ و قتل علیرضا منفرد جوان همجنسگرا در اهواز...این جانهای از دسترفته، قربانی همین ساختار مردسالار و قوانین ناکارآمد شدند و این داستان همچنان ادامه دارد.
طی این سالها، با وجود فریاد و اعتراضهای مکررِ فعالان حقوق زنان، بهخصوص اعتراضات فعالان کردستان، و تلاش های فعالان +LGBTQ، حاکمیت ذرهای از مواضع خود عقب ننشسته و با تأیید و توجیه این قتلها از منظر ناموس، آبرو و مذهب، و با اعمال همان قانون، دست در دست قاتلان، به تولید و بازتولید چنین جنایاتی دامن زده است. همچنین حکومت چند سال قبل با عدم برخورد با اسیدپاشیهای اصفهان و دیگر اقدامات افراد موسوم به خودسر (که در واقع بازوهای غیررسمی ارتجاعاند)، حمایت خود را از حذف و آزار زنان و افرادی از جامعه رنگینکمانی به بهانه غیرت نشان داده است.
▪️ما معتقدیم که زنکشی و قتلهای ناموسی نه خشونت فردی و نه پدیدهای فرهنگی، بلکه خشونتی سیستماتیک و مسئلهای سیاسی است؛ و در گرهگاه مردسالاری و سنت، بخش درهمتنیدهای از نظام سرمایهداریست.
همان خشونتی که روزمره از خانه و مدرسه تا خیابان و جامعه، بهصورت برنامهریزی شده و سیستماتیک، دامنگیر بخش عظیمی از جامعه زنان و دیگر گروههای به حاشیهراندهشده میشود. پس مبارزه با این مهم بر عهدهی همهی انسانهایی است که با قتل، کشتار، بیعدالتی و تبعیض مخالفاند.
🔵 ما فعالان زنان، همپا با مخالفت با رویهی ارتجاعی اعدام (این قتل عمد حکومتی و توحش سیستماتیک دولتی)، خواهان برچیده شدن این رویه و از سویی وضع قوانین برابر و بازدارنده هستیم. قوانینی لازمالاجرا و بر پایهی عدالت و همچنین جرمانگاری هر نوع خشونت جنسیتی تا بدینوسیله، زنکشی و اقسام خشونت جنسیتی، ملغی شود.
ما معتقدیم که هر حکومتی میبایست در آینده، با تصویب قوانین و سیاستهای حمایتی جامع و تأسیس خانههای امن و ایجاد امکانات حمایتی از قبیل مشاورهی رایگان و آموزش عمومی مردم بهمنظور حمایت از همه گروههای در خطرِ خشونت جنسیتی و همچنین تصویب قوانین بازدارنده، برای پیشگیری از وقوع چنین قتلهایی اقدام کند.
▪️امروز، ما بر مزار رومینا، با ادای احترام به وی و تمامی قربانیان قتلهای ناموسی در سراسر دنیا، پیمان میبندیم تا در مقابل هرگونه قتل و جنایت و بیعدالتی و هرگونه تبعیض و آپارتایدی ایستادگی کنیم و تا رسیدن به جامعهای عاری از ظلم و نابرابری از پای ننشینیم.
مسلماً تا زمانی که تضاد کار و سرمایه، چرخهی تولید نابرابری و تبعیض و اصل ناگسستنی سرمایه برپا باشد، وقوع چنین تراژدی و جنایاتی اجتنابناپذیر و دور از ذهن نیست، پس، میبایست برای ریشهکن کردن چنین جنایاتِ سازمانیافتهای تمام توان خود را برای مبارزه با این ساختار ضدانسانی بهکار بگیریم و با آگاهی خود و دیگران علیه هر نوع ستمی بایستیم و برای برپایی دنیایی بهتر و جهانی عاری از خشونت، از تمامی ابزارهای خود برای سازماندهی همه ستمدیدگان و محذوفان بهره بگیریم.
و این اصل و قاعدهی انکارناشدنی را، که رهاییِ جامعه در گرو رهاییِ زنان و همه گروههای به حاشیهراندهشده دیگر است، سرلوحهی کار خود قرار دهیم.
🔵 گروه بیدارزنی
جمعی از فعالین زنان گیلان (ارغوانها)
جمعی از فعالین زنان مریوان
@bidarzani
هشتماه از شروع قیام ژینا، قیام زن، زندگی، آزادی میگذرد و در این مدت، شاهد موارد بسیاری از زنکشی در شهرهای مختلف ایران بودهایم. بسیاری از آنان تحت عناوینی ارتجاعی همچون ناموس و غیرت به قتل رسیدهاند.
در حالیکه در این مدت، مردم برای آزادی و برابری و مبارزه با تمامی قوانین واپسگرای مذهبی و استثمارگرانه، خیابانها را تسخیر کردند و زنان، بهعنوان پیشروان این جنبش در همه زمینهها خاصه مخالفت با حجاب اجباری، همچنان ایستادگی میکنند، زنان زیادی کشته میشوند.
علاوه بر زنانی که به بهانههایی چون دفاع از ناموس و غیرت توسط مردان خانواده کشته میشوند، در سالهای اخیر هم مواردی از کشته شدن افرادی از جامعه اقلیتهای جنسی (LGBT*I*Q+) بخصوص افراد ترنس گزارش شده است.
با تسلط فرهنگی عام مبنی بر اهمیت غیرت محوری و ناموسپرستی در سطوح مختلف جامعه و همچنین در غیاب قوانین بازدارنده زنکشی٬ بسیاری از خانوادهها دست خود را در اعمال چنین جرایمی باز میبینند و به خوبی آگاهند که مجازاتی سنگین (مقصود، رویهی ضد انسانی اعدام نیست)، در انتظارشان نخواهد بود.
سه سال پیش، قتل رومینا اشرفی توسط پدرش همهی ما را شوکه کرد، درحالیکه ما هنوز عزادار بیشمار افرادِ قربانی خشونت جنسیتی و آپارتایدِ جنسیِ عظیم در جامعهی پیش از آن بودیم.
قتلهای ناموسی و زنکشی، بعد از قتل رومینا همچنان ادامه دارند؛ فاطمه برهی در آبادان و فقط یک ماه پس از رومینا؛ کتایون امینیان، کمتر از دو سال بعد در سنندج؛ مونا حیدری در اهواز؛ و قتل علیرضا منفرد جوان همجنسگرا در اهواز...این جانهای از دسترفته، قربانی همین ساختار مردسالار و قوانین ناکارآمد شدند و این داستان همچنان ادامه دارد.
طی این سالها، با وجود فریاد و اعتراضهای مکررِ فعالان حقوق زنان، بهخصوص اعتراضات فعالان کردستان، و تلاش های فعالان +LGBTQ، حاکمیت ذرهای از مواضع خود عقب ننشسته و با تأیید و توجیه این قتلها از منظر ناموس، آبرو و مذهب، و با اعمال همان قانون، دست در دست قاتلان، به تولید و بازتولید چنین جنایاتی دامن زده است. همچنین حکومت چند سال قبل با عدم برخورد با اسیدپاشیهای اصفهان و دیگر اقدامات افراد موسوم به خودسر (که در واقع بازوهای غیررسمی ارتجاعاند)، حمایت خود را از حذف و آزار زنان و افرادی از جامعه رنگینکمانی به بهانه غیرت نشان داده است.
▪️ما معتقدیم که زنکشی و قتلهای ناموسی نه خشونت فردی و نه پدیدهای فرهنگی، بلکه خشونتی سیستماتیک و مسئلهای سیاسی است؛ و در گرهگاه مردسالاری و سنت، بخش درهمتنیدهای از نظام سرمایهداریست.
همان خشونتی که روزمره از خانه و مدرسه تا خیابان و جامعه، بهصورت برنامهریزی شده و سیستماتیک، دامنگیر بخش عظیمی از جامعه زنان و دیگر گروههای به حاشیهراندهشده میشود. پس مبارزه با این مهم بر عهدهی همهی انسانهایی است که با قتل، کشتار، بیعدالتی و تبعیض مخالفاند.
🔵 ما فعالان زنان، همپا با مخالفت با رویهی ارتجاعی اعدام (این قتل عمد حکومتی و توحش سیستماتیک دولتی)، خواهان برچیده شدن این رویه و از سویی وضع قوانین برابر و بازدارنده هستیم. قوانینی لازمالاجرا و بر پایهی عدالت و همچنین جرمانگاری هر نوع خشونت جنسیتی تا بدینوسیله، زنکشی و اقسام خشونت جنسیتی، ملغی شود.
ما معتقدیم که هر حکومتی میبایست در آینده، با تصویب قوانین و سیاستهای حمایتی جامع و تأسیس خانههای امن و ایجاد امکانات حمایتی از قبیل مشاورهی رایگان و آموزش عمومی مردم بهمنظور حمایت از همه گروههای در خطرِ خشونت جنسیتی و همچنین تصویب قوانین بازدارنده، برای پیشگیری از وقوع چنین قتلهایی اقدام کند.
▪️امروز، ما بر مزار رومینا، با ادای احترام به وی و تمامی قربانیان قتلهای ناموسی در سراسر دنیا، پیمان میبندیم تا در مقابل هرگونه قتل و جنایت و بیعدالتی و هرگونه تبعیض و آپارتایدی ایستادگی کنیم و تا رسیدن به جامعهای عاری از ظلم و نابرابری از پای ننشینیم.
مسلماً تا زمانی که تضاد کار و سرمایه، چرخهی تولید نابرابری و تبعیض و اصل ناگسستنی سرمایه برپا باشد، وقوع چنین تراژدی و جنایاتی اجتنابناپذیر و دور از ذهن نیست، پس، میبایست برای ریشهکن کردن چنین جنایاتِ سازمانیافتهای تمام توان خود را برای مبارزه با این ساختار ضدانسانی بهکار بگیریم و با آگاهی خود و دیگران علیه هر نوع ستمی بایستیم و برای برپایی دنیایی بهتر و جهانی عاری از خشونت، از تمامی ابزارهای خود برای سازماندهی همه ستمدیدگان و محذوفان بهره بگیریم.
و این اصل و قاعدهی انکارناشدنی را، که رهاییِ جامعه در گرو رهاییِ زنان و همه گروههای به حاشیهراندهشده دیگر است، سرلوحهی کار خود قرار دهیم.
🔵 گروه بیدارزنی
جمعی از فعالین زنان گیلان (ارغوانها)
جمعی از فعالین زنان مریوان
@bidarzani
👍1
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Photo
۴۰ سال پیش در چنین روزی ضدانقلاب حاکم ۵۹ تن معترضان #مهاباد از جمله چند کودک را به جوخههای اعدام سپرد. این اعدامها تنها برای ایحاد رعب و وحشت در کردستان توسط کسانی انجام شد که سالها بعد با ردای اصلاحطلبی هوش از سرِ میلیونها نفر ربودند.
#حمیدرضا_جلایی_پور، #محمد_ابراهیم_سنجقی، #ناطق_نوری، #حسین_شیخ_عطار، #غلامرضا_حسنی، #سیدحسین_موسوی_تبریزی و #صیاد_شیرازی از جمله کسانی بودند که در این قتلعام ایفای نقش کردند.
تحقیقات و پیگیریها در این باره نشان میدهند که تمامی این جوانان و نوجوانان باصورت اتفاقی از سطح خیابانهای مهاباد ربوده و بدون هرگونه دادگاهی اعدام شدند.
پیکرهای آنها در گورستانی در تبریز بهصورت دستهجمعی، به خاک سپرده شده است.
اسامی شهدا:
حسن جهانیان
علی بانهیان
محمد علیالی
محمد امین صفا
همایون نیلوفری
محمود ریزیی
محمد حسینی
عباس حسینپور
کاظم خاتونی
علی مزنه
عبدالله تحریان
رحمان رحیمی
علی گلپرست
مصطفی عسمتی
خالق بارزانی
یوسف ایازی
کمال چاوشینی
حسن رحمانیان
خالد رحیم آذر
خالد صفایی
سید ابراهیم احمدی
محمد مسعودی
محمد ابوبکری
وفا الیاسی
منصور جناح
محمد امین احمدی
محمد سلیمی
فریدون شنگه
علی بازیان
خضرر رنگین
ابوبکر شکری
انشاالله نادری
هژار کریمی
کمال کریمی
کریم رحیمیان
یوسف حبیب پناه
محمد فارق بازیار
ابراهیم امینی
صالح مام ابراهیمی
شکری نادری
مصطفی فقری
علی غواره
علی صلاحی
ملا حسن لاجوردی
سلیمان حسن زاده
یوسف حسن زاده
کریم کاوه
سید محمود سید محمودی
حامد محمود کندو
حسین کلهری
عباس یوسفی
سیامک سقزی
علی آباده
کمران ظاهر حهجازی
صالح فرهودی
مقصود محمودی
احمد کهروبی
رحمان خضرپور
#جمهوری_اعدام
#جمهوری_کشتار
#علیه_فراموشی #دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@Blackfishvoice1
#حمیدرضا_جلایی_پور، #محمد_ابراهیم_سنجقی، #ناطق_نوری، #حسین_شیخ_عطار، #غلامرضا_حسنی، #سیدحسین_موسوی_تبریزی و #صیاد_شیرازی از جمله کسانی بودند که در این قتلعام ایفای نقش کردند.
تحقیقات و پیگیریها در این باره نشان میدهند که تمامی این جوانان و نوجوانان باصورت اتفاقی از سطح خیابانهای مهاباد ربوده و بدون هرگونه دادگاهی اعدام شدند.
پیکرهای آنها در گورستانی در تبریز بهصورت دستهجمعی، به خاک سپرده شده است.
اسامی شهدا:
حسن جهانیان
علی بانهیان
محمد علیالی
محمد امین صفا
همایون نیلوفری
محمود ریزیی
محمد حسینی
عباس حسینپور
کاظم خاتونی
علی مزنه
عبدالله تحریان
رحمان رحیمی
علی گلپرست
مصطفی عسمتی
خالق بارزانی
یوسف ایازی
کمال چاوشینی
حسن رحمانیان
خالد رحیم آذر
خالد صفایی
سید ابراهیم احمدی
محمد مسعودی
محمد ابوبکری
وفا الیاسی
منصور جناح
محمد امین احمدی
محمد سلیمی
فریدون شنگه
علی بازیان
خضرر رنگین
ابوبکر شکری
انشاالله نادری
هژار کریمی
کمال کریمی
کریم رحیمیان
یوسف حبیب پناه
محمد فارق بازیار
ابراهیم امینی
صالح مام ابراهیمی
شکری نادری
مصطفی فقری
علی غواره
علی صلاحی
ملا حسن لاجوردی
سلیمان حسن زاده
یوسف حسن زاده
کریم کاوه
سید محمود سید محمودی
حامد محمود کندو
حسین کلهری
عباس یوسفی
سیامک سقزی
علی آباده
کمران ظاهر حهجازی
صالح فرهودی
مقصود محمودی
احمد کهروبی
رحمان خضرپور
#جمهوری_اعدام
#جمهوری_کشتار
#علیه_فراموشی #دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@Blackfishvoice1
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
به بهانهی سالروز اولین مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
📌داود رضوی
۱۴ خرداد ۱۳۸۴ اولین مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برگزار شد.
از دقایق اولیه بامداد ۱۳خرداد نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده، تمامی کوچههای اطراف محل سندیکا واقع در میدان حسن آباد تهران را مسدود و اقدام به دستگیری چند تن از اعضای حاضر در سندیکا کرده بودند.
آنها همچنین هرگونه تردد در محدودهی دفتر سندیکای کارگران شرکت واحد را نیز تحت کنترل خود در آورده بودند تا بتوانند از برگزاری اولین مجمع و انتخابات آزاد سندیکا جلوگیری کنند.
البته نزدیک به یک ماه پیش از برگزاری مجمع در روز ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۸۴، عوامل شورای اسلامی کار شرکت واحد به همراه تعدادی از اعضای اصلی خانه کارگر با حمایت و پشتیبانی عوامل امنیتی و نیروهای انتظامی و همچنین به کارگیری گروهی از چماقداران به محل سندیکا حملهور شدند و درب ورودی و وسایل موجود در دفتر سندیکا را شکستند و در ادامه، اعضای داخل دفتر سندیکا را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا شاید بتوانند از شکل گیری مجدد سندیکا جلوگیری به عمل آورند.
اما این اقدامات سرکوبگرانه تنها سبب شد تا سندیکای کارگران شرکت واحد، مجمع و انتخابات آزاد خود را زودتر از موعد و در روز ۱۳ خردادماه ۱۳۸۴ برگزار کند.
ایستادگی و مقاومت رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در آن روز در میدان حسنآباد تهران در زمین واقعی و تنها با اتکا به قدرت حضور و آگاهی کارگران باعث عقبنشینی عوامل امنیتی گردید تا آنجا که وادار شدند انتخابات را به رسمیت بشناسند و هم چنین کارگران بازداشتی شرکت واحد را در همان ساعت آزاد کنند.
این انتخابات تا ساعت ۳ بامداد روز ۱۴ خرداد ادامه داشت تا آنکه تعدادی از عوامل امنیتی که شاهد حضور پرشور کارگران برای رای دادن در ساعات اولیه ۱۴ خرداد بودند با تهدید به جمعآوری صندوقهای رای باعث شدند تا هیئت موسس از ادامه انتخابات خودداری کند، و اعضای برگزار کننده برای حفظ صندوقهای رای از کارگرانی که اصرار به ادامه رایگیری داشتند، درخواست کردند که محل رایگیری را ترک کنند.
از همان ساعات پایان انتخابات شمارش آرا شروع شد و اعضای هیئت مدیره و علیالبدل بر اساس رای کارگران تعیین گردید.
مبارزات خستگیناپذیر، مستقل و مستمر سندیکای کارگران شرکت واحد دستاوردهای بیشماری در پی داشته است: از جمله افزایش دستمزد کارگران، پیگیری مستمر حق مسکن و حق ناهار و تهیه لباس کامل برای رانندگان و پرداخت روزانهی کیک و شیر و غیره. ذکر این نکته اهمبت دارد که این دستاوردها در افزایش حقوق و ... برای ۱۶۰۰۰ پرسنل شرکت واحد صورت گرفت.
باید اذعان نمود که نمیتوان تاثیر مبارزات و دستاوردهای سندیکای کارگران شرکت واحد را بر طبقه کارگر کشور نادیده گرفت. چنانچه که تعدادی از کارگران هفتتپه نیز با همیاری سندیکای واحد و در کنار دیگر اشکال تشکل یابی کارگری اقدام به تشکیل سندیکا کردند. در واقع احیای این دو سندیکا خون تازهای را در رگهای طبقه کارگر ایران در آن سالها به جریان انداخت.
با گذشت سالها فراز و نشیب، همچنان فشارها بر اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد ادامه دارد و از همان ابتدای تشکیل این سندیکا تا به امروز، اعضا مورد تهدید و احضار و اخراج از کار و زندان و آزار و اذیت توسط عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. به طوری که، تا به امروز دهها تن از اعضای این سندیکا در طی ۱۸ سال گذشته بارها احضار، اخراج، بازداشت و به زندانهای طویلالمدت محکوم شدهاند و دائما تحت تعقیب عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. رضا شهابی و حسن سعیدی دوعضو این سندیکا بیش از یک سال است که با اتهامات واهی دوران محکومیت ۶ سالهی خود را می گذرانند، و در همین حال شخصا حدود ۸ ماه است که بلاتکلیف در زندان و در بازداشت موقت به سر می برم و منتظر صدور حکم از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب می باشم.
سیزدهم خرداد ۱۳۸۴ یاد آوری مهمی در تاریخ کارگری چهل سال گذشته است. عوامل امنیتی به وضوح نشان دادهاند که هرگز تحمل پذیرفتن تشکلهای مستقل و آزاد را نداشتهاند. کما اینکه سناریوسازی برای کارگران و معلمان مستقل در سال ۱۴۰۱ با اتهام واهی ارتباط با اتباع بیگانه، تاییدی بر این مدعا است.
اما کارگران شرکت واحد و هفت تپه، معلمان و دیگر کارگران مبارز و حقطلب با ایستادگی و مقاومت و همبستگی نشان داده اند که نه تنها میشود با اتحاد و آگاهی در مقابل فشارها ایستادگی کرد، بلکه کارگران با سازماندهی تشکیلات مستقل خود میتوانند دست آوردهای بیشماری را بدست آورده و برای شرایط بهتر مبارزه کنند.
داود رضوی
زندان اوین اندرزگاه ۶
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
۱۳ خرداد ۱۴۰۲
تماس با کانال تلگرامی سندیکای کارگران شرکت واحد:
@Vahed_Syndica
📌داود رضوی
۱۴ خرداد ۱۳۸۴ اولین مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برگزار شد.
از دقایق اولیه بامداد ۱۳خرداد نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده، تمامی کوچههای اطراف محل سندیکا واقع در میدان حسن آباد تهران را مسدود و اقدام به دستگیری چند تن از اعضای حاضر در سندیکا کرده بودند.
آنها همچنین هرگونه تردد در محدودهی دفتر سندیکای کارگران شرکت واحد را نیز تحت کنترل خود در آورده بودند تا بتوانند از برگزاری اولین مجمع و انتخابات آزاد سندیکا جلوگیری کنند.
البته نزدیک به یک ماه پیش از برگزاری مجمع در روز ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۸۴، عوامل شورای اسلامی کار شرکت واحد به همراه تعدادی از اعضای اصلی خانه کارگر با حمایت و پشتیبانی عوامل امنیتی و نیروهای انتظامی و همچنین به کارگیری گروهی از چماقداران به محل سندیکا حملهور شدند و درب ورودی و وسایل موجود در دفتر سندیکا را شکستند و در ادامه، اعضای داخل دفتر سندیکا را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا شاید بتوانند از شکل گیری مجدد سندیکا جلوگیری به عمل آورند.
اما این اقدامات سرکوبگرانه تنها سبب شد تا سندیکای کارگران شرکت واحد، مجمع و انتخابات آزاد خود را زودتر از موعد و در روز ۱۳ خردادماه ۱۳۸۴ برگزار کند.
ایستادگی و مقاومت رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در آن روز در میدان حسنآباد تهران در زمین واقعی و تنها با اتکا به قدرت حضور و آگاهی کارگران باعث عقبنشینی عوامل امنیتی گردید تا آنجا که وادار شدند انتخابات را به رسمیت بشناسند و هم چنین کارگران بازداشتی شرکت واحد را در همان ساعت آزاد کنند.
این انتخابات تا ساعت ۳ بامداد روز ۱۴ خرداد ادامه داشت تا آنکه تعدادی از عوامل امنیتی که شاهد حضور پرشور کارگران برای رای دادن در ساعات اولیه ۱۴ خرداد بودند با تهدید به جمعآوری صندوقهای رای باعث شدند تا هیئت موسس از ادامه انتخابات خودداری کند، و اعضای برگزار کننده برای حفظ صندوقهای رای از کارگرانی که اصرار به ادامه رایگیری داشتند، درخواست کردند که محل رایگیری را ترک کنند.
از همان ساعات پایان انتخابات شمارش آرا شروع شد و اعضای هیئت مدیره و علیالبدل بر اساس رای کارگران تعیین گردید.
مبارزات خستگیناپذیر، مستقل و مستمر سندیکای کارگران شرکت واحد دستاوردهای بیشماری در پی داشته است: از جمله افزایش دستمزد کارگران، پیگیری مستمر حق مسکن و حق ناهار و تهیه لباس کامل برای رانندگان و پرداخت روزانهی کیک و شیر و غیره. ذکر این نکته اهمبت دارد که این دستاوردها در افزایش حقوق و ... برای ۱۶۰۰۰ پرسنل شرکت واحد صورت گرفت.
باید اذعان نمود که نمیتوان تاثیر مبارزات و دستاوردهای سندیکای کارگران شرکت واحد را بر طبقه کارگر کشور نادیده گرفت. چنانچه که تعدادی از کارگران هفتتپه نیز با همیاری سندیکای واحد و در کنار دیگر اشکال تشکل یابی کارگری اقدام به تشکیل سندیکا کردند. در واقع احیای این دو سندیکا خون تازهای را در رگهای طبقه کارگر ایران در آن سالها به جریان انداخت.
با گذشت سالها فراز و نشیب، همچنان فشارها بر اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد ادامه دارد و از همان ابتدای تشکیل این سندیکا تا به امروز، اعضا مورد تهدید و احضار و اخراج از کار و زندان و آزار و اذیت توسط عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. به طوری که، تا به امروز دهها تن از اعضای این سندیکا در طی ۱۸ سال گذشته بارها احضار، اخراج، بازداشت و به زندانهای طویلالمدت محکوم شدهاند و دائما تحت تعقیب عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. رضا شهابی و حسن سعیدی دوعضو این سندیکا بیش از یک سال است که با اتهامات واهی دوران محکومیت ۶ سالهی خود را می گذرانند، و در همین حال شخصا حدود ۸ ماه است که بلاتکلیف در زندان و در بازداشت موقت به سر می برم و منتظر صدور حکم از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب می باشم.
سیزدهم خرداد ۱۳۸۴ یاد آوری مهمی در تاریخ کارگری چهل سال گذشته است. عوامل امنیتی به وضوح نشان دادهاند که هرگز تحمل پذیرفتن تشکلهای مستقل و آزاد را نداشتهاند. کما اینکه سناریوسازی برای کارگران و معلمان مستقل در سال ۱۴۰۱ با اتهام واهی ارتباط با اتباع بیگانه، تاییدی بر این مدعا است.
اما کارگران شرکت واحد و هفت تپه، معلمان و دیگر کارگران مبارز و حقطلب با ایستادگی و مقاومت و همبستگی نشان داده اند که نه تنها میشود با اتحاد و آگاهی در مقابل فشارها ایستادگی کرد، بلکه کارگران با سازماندهی تشکیلات مستقل خود میتوانند دست آوردهای بیشماری را بدست آورده و برای شرایط بهتر مبارزه کنند.
داود رضوی
زندان اوین اندرزگاه ۶
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
۱۳ خرداد ۱۴۰۲
تماس با کانال تلگرامی سندیکای کارگران شرکت واحد:
@Vahed_Syndica
درباره عوامل اصلی اقدامات انسانیتزدایانه در مراکز خصوصی تحت مجوز بهزیستی
مساله چیست؟ سوسکها و نان خشک و اتاق تاریک ساختمان قدیمی و اتو یا رفتارگرایی و تعدیلساختاری؟
برای مطالعه روی لینک یا دکمه instant view بزنید
https://shorturl.at/aMTZ8
@Criticaldisabilitystudies
مساله چیست؟ سوسکها و نان خشک و اتاق تاریک ساختمان قدیمی و اتو یا رفتارگرایی و تعدیلساختاری؟
برای مطالعه روی لینک یا دکمه instant view بزنید
https://shorturl.at/aMTZ8
@Criticaldisabilitystudies
Telegraph
درباره عوامل اصلی اقدامات انسانیتزدایانه در مراکز خصوصی تحت مجوز بهزیستی: مساله چیست؟ سوسکها و نان خشک و اتاق تاریک ساختمان قدیمی…
هرازگاهی، خبری از آزار کودکان، سالمندان یا معلولان در مراکز نگهداری منتشر میشود. ظاهر موضوع همیشه این طور بازنمایی میشود که آدم یا آدمهایی سواستفاده کننده یا قسیالقلب به آن مراکز و نظام نگهداری راه یافتهاند که نباید راه مییافتهاند و آنها مسئول این…
👍7
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سپیده فرهان،
گلویِ سرخِ اعتراض و سرودخوانِ آزادی
(نسخهی کمحجم)
تعهد به پرنسیب سیاسی و ایمان و باور به فعالیت سیاسیِ به دور از روند سلبریتی شدگی و بوق و کرنای رسانهای، همچون دُرّی نایاب در زمانهی فعلی است. این مهم، خاصه یکی از اسلوبهای همیشگی و ارزشهای نیروهای چپ به درازای تاریخ مبارزات سیاسی چپ بوده است.
سپیده فرهان عصر روز جمعه ۱۹ خردادماه از میان ما رفت. زنی سرشار از زندگی و تجسمِ مقاومت که دقیقهای همرنگ بازار رسانههای حقوق بشری و «پابلیک فیگور سیاسی بودن» نشد. ما در صدای ماهی سیاه یاد رفیق مبارز و متعهدمان را تا همیشه و به نام آزادی، زنده نگاه خواهیم داشت.
@Blackfishvoice1
گلویِ سرخِ اعتراض و سرودخوانِ آزادی
(نسخهی کمحجم)
تعهد به پرنسیب سیاسی و ایمان و باور به فعالیت سیاسیِ به دور از روند سلبریتی شدگی و بوق و کرنای رسانهای، همچون دُرّی نایاب در زمانهی فعلی است. این مهم، خاصه یکی از اسلوبهای همیشگی و ارزشهای نیروهای چپ به درازای تاریخ مبارزات سیاسی چپ بوده است.
سپیده فرهان عصر روز جمعه ۱۹ خردادماه از میان ما رفت. زنی سرشار از زندگی و تجسمِ مقاومت که دقیقهای همرنگ بازار رسانههای حقوق بشری و «پابلیک فیگور سیاسی بودن» نشد. ما در صدای ماهی سیاه یاد رفیق مبارز و متعهدمان را تا همیشه و به نام آزادی، زنده نگاه خواهیم داشت.
@Blackfishvoice1
👍1
Forwarded from سرخط
🔴 سامان یاسین؛ گزارشی از تزریق آمپولهای اجباری و خوراندن قرصهای بینام و نشان جهت اخذ اعتراف اجباری و خودکشی تحت تاثیر دارو
سامان یاسین، رپر کوردی که در جریام قیام مردمی ژینا دستگیر شد بود، از بیمارستان رازی(امینآباد) به زندان رجاییشهر کرج بازگردانده شد. این زندانی سیاسی روز شنبه ۳۱ تیرماه، بدون اطلاع قبلی از زندان رجاییشهر کرج خارج و به این بیمارستان روانپزشکی منتقل شده بود.
متنی که در ادامه میآید شرح شکنجه دارویی و تزریقات بینام و نشانی است که سامان یاسین در بیمارستان رازی دریافت کرده است و البته برخی شکنجههای دیگر جسمی که پیش از آن جهت بازگویی اعترافات اجباری متحمل شده است:
«سامان یاسین هستم رپر ۲۷ ساله کورد، از زندان رجایی شهر. البته اینجور که بنظر میرسه میخواهند منتقل کنند قزل حصار!
فشار عصبی زیاد روی من تحمل حبس را غیرممکن کرده. بارها رفتم بهداری و تقاضا کردم که کاری کنند برای من . دیگه مخ من نمی کشه! گفتم قرار شد برای آزمایش و پیگیری عدم تحمل کاری کنید! آخه خودشون میدونند در این ۱۰ ماه چه بلایی سر من با داروهای بی نام و نشان و تزریق امپول و شکنجه روانی و جسمی آوردهاند.
شنبه صبح زود گفتن آماده شو برویم بیمارستان رازی (امین آباد) تست بدیم، من چه میدونستم کدام شکنجهگاهی هست اون خراب شده اخه! پوشیدم رفتم.
چند دختر پسر تا من را دم در اون مرکز دیدند شروع کردند داد و بیداد که این سامان یاسین هست. کجا میبرید؟
مأمورها متفرقشون کردن و گفتن حاشیهسازی نکنید. از یک در پشت ساختمان بردن داخل.
نمی دانستم چه برنامه ای برای من چیدهاند. باور کردم برای معاینه و مرخصی پزشکی هست این انتقال. نباید باور میکردم.
یک ساعتی کشید، بعد بردن یک بخش به نام «سینا یک» فکر کنم اسمش بود. گفتن بهت باید تزریق آمپول کنیم. گفتم نه و شروع به مقاومت و داد و بیداد کردم. درگیر شدم.
فکر کنم ۸ آدم مختلف بودن ریختن سرم. کتک و فحاشی که تو غلط کردی که نمیگذاری! مگر دست تو هست! زدم داخل یک شیشه. نشکست. لامصب محکم بود. پابند دست یک سرباز بود. پریدم قاپ زدم. باهاش کوبیدم شیشه خورد شد. نمیخواستم بذارم داروی لعنتی رو به من تزریق کنند و مرا به کشتن دهند.
از پشت کوبیدن به سرم. شوکر برقی بهم زدند. و چند نفری مرا به تخت بستند. تمام بدنم الان که جمعه شده هنوز کوفته هست و چشمهایم تار و دو بینی دارم.
درحال داد و بیداد من و ضرب و شتم آنها، در همان شرایط به من تزریق شد. خیلی زیاد بودن کسانی که ریختن سرم!
نمیدونم چند روز بعد به هوش آمدم. ۲۴ ساعت یا شاید دو روز.
دیدم قفل شده هستم به تخت. گیج و همه جا سیاه و تار. که هنوز هم تار هست همه جا و تعادل ندارم و گیجم. اخه خیلی تو سرم زدن. من آدم سالم بودم آخه! من اهل خودکشی و این چیزا نیستم، چرا به خودم صدمه بزنم؟
مجبورم کردن در کل این ۱۰ماه بارها برای اعتراف و فشار دارو بخورم و تزریق بهم کردند!
دفعه قبل هم که در خبرا گفتن خودکشی کرده سامان یاسین، من نکرده بودم! اون دفعه در زندان به زور چهار قرص به من خوراندن. زمانی که به هوش آمدم داخل بهداری بودم. واقعا نمیدونم چی گذشته بود و چقدر زمان برده تا به هوش آمدم.
الان هم مرتب قرصهایی بینام و عجیب میآورند ولی من نمیخورم هرجوری هست. تمام بدنم زخم هست پس از انتقال از امین اباد به زندان هنوز.
می خواستن لخت کنند جمعی ببرند یک حمام. نرفتم انقدر داد و بیداد کردم، مجبور شدن سه شنبه شب مرا بازگردانند به بند زندان رجایی شهر.
به سرم یه چیزهایی شبیه دستگاه وصل کرده بودن داخل شکنجه گاه رازی. نمیدونم چی بود.
قبلن هم برای اعترافگیری که پرده بینی سمت چپم را پاره کرده بودند با فرو کردن خودکار و همش خون میاد.
من نیاز فوری به بستری در یک بیمارستان خارج از زندان و با پزشک متخصص دارم. تعادل من برنمی گرده و همه جا سیاه هست و سرگیجه دارم. از شنبه که بردند و این بلاها را سرم آوردند، سه شنبه شب برگردوندن و الان جمعه هست و من بهتر نشدم.
تا می خوابم یا خواب اعدام یا شکنجه }میبینم}. همش کابوس دارم. رفتم بهداری گفتن مال دارو هست. خوب میشی، اما خوب نشدم! تقریبا یک هفته گذشته و من بهتر نمی شوم! باید من را به پزشک قانونی ببرند. چه بلایی سر من آوردن؟
هر بلایی سر من بیاد اعلام می کنم از این طریق؛ من در صحت و بیهیچ مشکلی ده ماه هست ربوده شدهام، مسئولیت جان من با قاضی صلواتی و سایر مسئولین است! الان هم ظاهرا دادگاهی برای ۱۸ شهریور بهم دادن. بدون وکیل؟
من انسان سالم و مشغول کارم بودم. رپ ترانه مردمی و صدای بی عدالتی هست. من خودم کودک کار بودم. صدای بی عدالتی کولبر کورد و فقرِ سوختبر بلوچم. من تشنهماندن کارون و خشک شدن دریاچه ارومیه هستم.برای همین رپر هستم.
چرا به من لج کردهاند؟ جرمم ترانه هست؟»
#سامان_یاسین
#کرماشان
#جمهوری_شکنجه
#اعتراف_اجباری
@sarkhatism
سامان یاسین، رپر کوردی که در جریام قیام مردمی ژینا دستگیر شد بود، از بیمارستان رازی(امینآباد) به زندان رجاییشهر کرج بازگردانده شد. این زندانی سیاسی روز شنبه ۳۱ تیرماه، بدون اطلاع قبلی از زندان رجاییشهر کرج خارج و به این بیمارستان روانپزشکی منتقل شده بود.
متنی که در ادامه میآید شرح شکنجه دارویی و تزریقات بینام و نشانی است که سامان یاسین در بیمارستان رازی دریافت کرده است و البته برخی شکنجههای دیگر جسمی که پیش از آن جهت بازگویی اعترافات اجباری متحمل شده است:
«سامان یاسین هستم رپر ۲۷ ساله کورد، از زندان رجایی شهر. البته اینجور که بنظر میرسه میخواهند منتقل کنند قزل حصار!
فشار عصبی زیاد روی من تحمل حبس را غیرممکن کرده. بارها رفتم بهداری و تقاضا کردم که کاری کنند برای من . دیگه مخ من نمی کشه! گفتم قرار شد برای آزمایش و پیگیری عدم تحمل کاری کنید! آخه خودشون میدونند در این ۱۰ ماه چه بلایی سر من با داروهای بی نام و نشان و تزریق امپول و شکنجه روانی و جسمی آوردهاند.
شنبه صبح زود گفتن آماده شو برویم بیمارستان رازی (امین آباد) تست بدیم، من چه میدونستم کدام شکنجهگاهی هست اون خراب شده اخه! پوشیدم رفتم.
چند دختر پسر تا من را دم در اون مرکز دیدند شروع کردند داد و بیداد که این سامان یاسین هست. کجا میبرید؟
مأمورها متفرقشون کردن و گفتن حاشیهسازی نکنید. از یک در پشت ساختمان بردن داخل.
نمی دانستم چه برنامه ای برای من چیدهاند. باور کردم برای معاینه و مرخصی پزشکی هست این انتقال. نباید باور میکردم.
یک ساعتی کشید، بعد بردن یک بخش به نام «سینا یک» فکر کنم اسمش بود. گفتن بهت باید تزریق آمپول کنیم. گفتم نه و شروع به مقاومت و داد و بیداد کردم. درگیر شدم.
فکر کنم ۸ آدم مختلف بودن ریختن سرم. کتک و فحاشی که تو غلط کردی که نمیگذاری! مگر دست تو هست! زدم داخل یک شیشه. نشکست. لامصب محکم بود. پابند دست یک سرباز بود. پریدم قاپ زدم. باهاش کوبیدم شیشه خورد شد. نمیخواستم بذارم داروی لعنتی رو به من تزریق کنند و مرا به کشتن دهند.
از پشت کوبیدن به سرم. شوکر برقی بهم زدند. و چند نفری مرا به تخت بستند. تمام بدنم الان که جمعه شده هنوز کوفته هست و چشمهایم تار و دو بینی دارم.
درحال داد و بیداد من و ضرب و شتم آنها، در همان شرایط به من تزریق شد. خیلی زیاد بودن کسانی که ریختن سرم!
نمیدونم چند روز بعد به هوش آمدم. ۲۴ ساعت یا شاید دو روز.
دیدم قفل شده هستم به تخت. گیج و همه جا سیاه و تار. که هنوز هم تار هست همه جا و تعادل ندارم و گیجم. اخه خیلی تو سرم زدن. من آدم سالم بودم آخه! من اهل خودکشی و این چیزا نیستم، چرا به خودم صدمه بزنم؟
مجبورم کردن در کل این ۱۰ماه بارها برای اعتراف و فشار دارو بخورم و تزریق بهم کردند!
دفعه قبل هم که در خبرا گفتن خودکشی کرده سامان یاسین، من نکرده بودم! اون دفعه در زندان به زور چهار قرص به من خوراندن. زمانی که به هوش آمدم داخل بهداری بودم. واقعا نمیدونم چی گذشته بود و چقدر زمان برده تا به هوش آمدم.
الان هم مرتب قرصهایی بینام و عجیب میآورند ولی من نمیخورم هرجوری هست. تمام بدنم زخم هست پس از انتقال از امین اباد به زندان هنوز.
می خواستن لخت کنند جمعی ببرند یک حمام. نرفتم انقدر داد و بیداد کردم، مجبور شدن سه شنبه شب مرا بازگردانند به بند زندان رجایی شهر.
به سرم یه چیزهایی شبیه دستگاه وصل کرده بودن داخل شکنجه گاه رازی. نمیدونم چی بود.
قبلن هم برای اعترافگیری که پرده بینی سمت چپم را پاره کرده بودند با فرو کردن خودکار و همش خون میاد.
من نیاز فوری به بستری در یک بیمارستان خارج از زندان و با پزشک متخصص دارم. تعادل من برنمی گرده و همه جا سیاه هست و سرگیجه دارم. از شنبه که بردند و این بلاها را سرم آوردند، سه شنبه شب برگردوندن و الان جمعه هست و من بهتر نشدم.
تا می خوابم یا خواب اعدام یا شکنجه }میبینم}. همش کابوس دارم. رفتم بهداری گفتن مال دارو هست. خوب میشی، اما خوب نشدم! تقریبا یک هفته گذشته و من بهتر نمی شوم! باید من را به پزشک قانونی ببرند. چه بلایی سر من آوردن؟
هر بلایی سر من بیاد اعلام می کنم از این طریق؛ من در صحت و بیهیچ مشکلی ده ماه هست ربوده شدهام، مسئولیت جان من با قاضی صلواتی و سایر مسئولین است! الان هم ظاهرا دادگاهی برای ۱۸ شهریور بهم دادن. بدون وکیل؟
من انسان سالم و مشغول کارم بودم. رپ ترانه مردمی و صدای بی عدالتی هست. من خودم کودک کار بودم. صدای بی عدالتی کولبر کورد و فقرِ سوختبر بلوچم. من تشنهماندن کارون و خشک شدن دریاچه ارومیه هستم.برای همین رپر هستم.
چرا به من لج کردهاند؟ جرمم ترانه هست؟»
#سامان_یاسین
#کرماشان
#جمهوری_شکنجه
#اعتراف_اجباری
@sarkhatism
چکامه ای برای خدانور لجه ای
@al_Mazdak
🔴 "#خدانور_لجه_ای نمرده است/این آخرین خبر است/هر ادعایی جز این را تکذیب کنید/خدانور نمرده / این گزارش موثق است/با دیگران اشتراک کنید/دیروز غروب/خدانور دیده شده در زاهدان ..."
چکامه ای برای خدانور لجه ای و #قیام_ژینا
📝مزدک_آ
#ژینا_امینی، #مهسا_امینی،
#قادین_یاشام_آزادلیق، #جنین_زند_آجویی
#امرأة_حياة_حرية، #زن_زیویش_أزأیي
#زن_زندگی_آزادی، #ژن_ژیان_ئازادی
#Aýal_durmuş_erkinlik #Women_Life_Freedom
@kashowranews
چکامه ای برای خدانور لجه ای و #قیام_ژینا
📝مزدک_آ
#ژینا_امینی، #مهسا_امینی،
#قادین_یاشام_آزادلیق، #جنین_زند_آجویی
#امرأة_حياة_حرية، #زن_زیویش_أزأیي
#زن_زندگی_آزادی، #ژن_ژیان_ئازادی
#Aýal_durmuş_erkinlik #Women_Life_Freedom
@kashowranews
ضجهی نامآوران زخمی به خاموشی نزد
از خروش نعرهی انبوه گمنامان بگو!
قصههای قهرمانان قهرِ ویرانگر نداشت
از غم وخشم جهانساز تهیدستان بگو!
با زمستانی که میتازد به قتل عام باغ
از گل خشمی که میروید در این گلدان بگو
#محسن_محمدپور
#آبان_ادامه_دارد
از خروش نعرهی انبوه گمنامان بگو!
قصههای قهرمانان قهرِ ویرانگر نداشت
از غم وخشم جهانساز تهیدستان بگو!
با زمستانی که میتازد به قتل عام باغ
از گل خشمی که میروید در این گلدان بگو
#محسن_محمدپور
#آبان_ادامه_دارد
❤6👍1
Forwarded from بيدارزنى
🟣 سوم دسامبر روز جهانی معلولان
بیش از ۱۱ درصد جمعیت دنیا را معلولان تشکیل میدهند. با این حال حضور و مشارکت اجتماعی و سیاسی معلولان در تمام کشورها سطحی بسیار پایینتر از افراد غیرمعلول جامعه دارد. چه بسا در بسیاری از کشورها، اساسا جایگاهی برای معلولان وجود ندارد و مشارکت، برابری، و حقوق اجتماعی، رفاهی و سیاسی آنان به کلی نادیده گرفته میشود.
معلولان معمولاً به نیازهای حداقلی زیستی فروکاسته میشوند و بهدلیل «رقابتپذیر» نبودن به عنوان نیروی کار در جهانی که «سود بیشتر» بر «زندگی بهتر برای همگان» اولویت دارد، همواره به عنوان زائدهی اجتماع در نظر گرفته میشوند.
در نسلکشیهای آلمان نازی، معلولان بزرگترین گروه قربانیان بودند، بهطوریکه یا مستقیماً به کورهها فرستاده میشدند و یا پس از آزمایشهای سبعانه نسلکشی میشدند. با این حال حتی در اشاره به حقیقت جنایتی که علیه آنان رفته است، رسانهها و کتابهای تاریخ نیز صرفهجویی میکنند.
معلولان مورد عقیمسازی و کشتار سیستماتیک قرار میگیرند، در خانهها و مراکز «نگهداری» محبوس میشوند، مورد آزار فیزیکی و روانی قرار میگیرند، از تحصیل، اشتغال و رفاه اجتماعی محروم هستند، سیاستهای بهنژادی علیه آنان اعمال میشود، بدل به ابژههای ترحم و سوژههای جذب ثواب میشوند، خَیِرها آنان را دروازههای بهشت میدانند و بخش خصوصی نیز به عنوان وسیله کسب سود به آنان مینگرد.
در ایران معلولان همچنان در حال تحصن برای تحقق حداقلهای قانون حمایت از حقوق معلولان هستند و به مطالبات اولیهشان توجهی نمیشود. سازمان آموزش و پرورش استثنایی، با همه ادعاهای گزافش درباره آموزش فراگیر، هنوز بر مبنای جداسازی کودکان معلول عمل میکند، به تامین نیازهای معلمان و دانشآموزانش توجهی ندارد و در تحقق آموزش فراگیر به کلی شکست خورده است. بخش قابل توجهی از نهادهای مدنی، اغلب برای مشارکت واقعی معلولان ارزشی قائل نیستند و جز معدودی از سازمانهای مردمی که توسط خود معلولان اداره میشوند، سایرین در بهترین حالت به «استفاده» نمایشی از آنها بسنده میکنند.
در سالهای اخیر در زمینه مسائل معلولان مطالبی در عرصه رسانهای برای آگاهیرسانی، ترویج مدل اجتماعی معلولیت و جلب توجه به حقوق معلولان تالیف و ترجمه شدهاند که در ادامه گزیدهای از آنها را میبینید.
⚪️ با کلیک بر روی عنوان هر مطلب میتوانید آن را مطالعه کنید.
ششمین فصلنامه دستادست با موضوع معلولیت (نسخه صوتی در این لینک)
معلولیت و رفاه در نظام سرمایهداری انحصاری
حق بر کار نکردن: قدرت و معلولیت
مدل اجتماعی معلولیت و ضرورت ترویج آن
مدل اجتماعی معلولیت
بدن ما ملک عمومی نیست: گزارشی از آزار جنسی علیه زنان دارای معلولیت
اوتیسم در دنیای «سالمها» و نابرابریها
بررسی رابطه نگرش منفی جامعه با طرد معلولین از جامعه
اوتیسم، مدل اجتماعی معلولیت، تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید
@bidarzani
بیش از ۱۱ درصد جمعیت دنیا را معلولان تشکیل میدهند. با این حال حضور و مشارکت اجتماعی و سیاسی معلولان در تمام کشورها سطحی بسیار پایینتر از افراد غیرمعلول جامعه دارد. چه بسا در بسیاری از کشورها، اساسا جایگاهی برای معلولان وجود ندارد و مشارکت، برابری، و حقوق اجتماعی، رفاهی و سیاسی آنان به کلی نادیده گرفته میشود.
معلولان معمولاً به نیازهای حداقلی زیستی فروکاسته میشوند و بهدلیل «رقابتپذیر» نبودن به عنوان نیروی کار در جهانی که «سود بیشتر» بر «زندگی بهتر برای همگان» اولویت دارد، همواره به عنوان زائدهی اجتماع در نظر گرفته میشوند.
در نسلکشیهای آلمان نازی، معلولان بزرگترین گروه قربانیان بودند، بهطوریکه یا مستقیماً به کورهها فرستاده میشدند و یا پس از آزمایشهای سبعانه نسلکشی میشدند. با این حال حتی در اشاره به حقیقت جنایتی که علیه آنان رفته است، رسانهها و کتابهای تاریخ نیز صرفهجویی میکنند.
معلولان مورد عقیمسازی و کشتار سیستماتیک قرار میگیرند، در خانهها و مراکز «نگهداری» محبوس میشوند، مورد آزار فیزیکی و روانی قرار میگیرند، از تحصیل، اشتغال و رفاه اجتماعی محروم هستند، سیاستهای بهنژادی علیه آنان اعمال میشود، بدل به ابژههای ترحم و سوژههای جذب ثواب میشوند، خَیِرها آنان را دروازههای بهشت میدانند و بخش خصوصی نیز به عنوان وسیله کسب سود به آنان مینگرد.
در ایران معلولان همچنان در حال تحصن برای تحقق حداقلهای قانون حمایت از حقوق معلولان هستند و به مطالبات اولیهشان توجهی نمیشود. سازمان آموزش و پرورش استثنایی، با همه ادعاهای گزافش درباره آموزش فراگیر، هنوز بر مبنای جداسازی کودکان معلول عمل میکند، به تامین نیازهای معلمان و دانشآموزانش توجهی ندارد و در تحقق آموزش فراگیر به کلی شکست خورده است. بخش قابل توجهی از نهادهای مدنی، اغلب برای مشارکت واقعی معلولان ارزشی قائل نیستند و جز معدودی از سازمانهای مردمی که توسط خود معلولان اداره میشوند، سایرین در بهترین حالت به «استفاده» نمایشی از آنها بسنده میکنند.
در سالهای اخیر در زمینه مسائل معلولان مطالبی در عرصه رسانهای برای آگاهیرسانی، ترویج مدل اجتماعی معلولیت و جلب توجه به حقوق معلولان تالیف و ترجمه شدهاند که در ادامه گزیدهای از آنها را میبینید.
⚪️ با کلیک بر روی عنوان هر مطلب میتوانید آن را مطالعه کنید.
ششمین فصلنامه دستادست با موضوع معلولیت (نسخه صوتی در این لینک)
معلولیت و رفاه در نظام سرمایهداری انحصاری
حق بر کار نکردن: قدرت و معلولیت
مدل اجتماعی معلولیت و ضرورت ترویج آن
مدل اجتماعی معلولیت
بدن ما ملک عمومی نیست: گزارشی از آزار جنسی علیه زنان دارای معلولیت
اوتیسم در دنیای «سالمها» و نابرابریها
بررسی رابطه نگرش منفی جامعه با طرد معلولین از جامعه
اوتیسم، مدل اجتماعی معلولیت، تنوع عصبشناختی و برخی پژوهشهای جدید
@bidarzani
👍4❤2
سال نو مبارک!
زنده میمانیم و سقوط ستم و ستمگر را میببینیم.
زنده میمانیم و سقوط ستم و ستمگر را میببینیم.
❤24👍2
Forwarded from بيدارزنى
🟣 طوفان توییتری #جنگ_علیه_زنان
از روز شنبه ۲۵ فروردینماه، مقابله با زنان دارای پوشش اختیاری به نام «طرح نور» با خشونت و سرکوبی چندجانبه و حداکثری بهپیش رفته است. در این طرح، نیروهای ناجا، لباس شخصی و بیشمار ماموران لباس خاکستری به فحاشی، رعب و وحشت، ضربوشتم و بازداشت زنان در میادین و معابر شهری پرداختهاند.
زنان که در تمامی دهههای گذشته، علیه اشد سرکوبها، ستمها و تبعیضهای جنسیتی، اقتصادی، سیاسی، اتنیکی و اجتماعی ایستاده و مبارزه کردهاند، اینبار نیز متحمل خشونت و بازداشتهای گسترده در قبال حق پوشش آزاد خود هستند.
🔵 روز سهشنبه، ۲۸ فروردینماه، ساعت ۲۱ بهوقت ایران، از #جنگ_علیه_زنان میگوییم. جنگی تمامقد از سوی حاکمیت که جان و تمامی حقوق اساسی زنان را نشانه گرفته است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
از روز شنبه ۲۵ فروردینماه، مقابله با زنان دارای پوشش اختیاری به نام «طرح نور» با خشونت و سرکوبی چندجانبه و حداکثری بهپیش رفته است. در این طرح، نیروهای ناجا، لباس شخصی و بیشمار ماموران لباس خاکستری به فحاشی، رعب و وحشت، ضربوشتم و بازداشت زنان در میادین و معابر شهری پرداختهاند.
زنان که در تمامی دهههای گذشته، علیه اشد سرکوبها، ستمها و تبعیضهای جنسیتی، اقتصادی، سیاسی، اتنیکی و اجتماعی ایستاده و مبارزه کردهاند، اینبار نیز متحمل خشونت و بازداشتهای گسترده در قبال حق پوشش آزاد خود هستند.
🔵 روز سهشنبه، ۲۸ فروردینماه، ساعت ۲۱ بهوقت ایران، از #جنگ_علیه_زنان میگوییم. جنگی تمامقد از سوی حاکمیت که جان و تمامی حقوق اساسی زنان را نشانه گرفته است.
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
@bidarzani
👍5❤1
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
۱۶ ساعت رنجی که خانوادهی رئیسی تحمل کردند تا پیکر متعفناش پیدا شود، در قیاس با ۴دهه انتظار #مادران_دادخواه سرِ سوزن هم نیست. گرچه هیچ رنج، مرگ و سقطشدنی از ایندست، قابل همارزسازی با خواستِ محاکمهی جنایتکارانی نظیر #ابراهیم_رئیسی نیست اما
سَقَط شدن فردی که در فاصلهی ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ در ترور، ربودن، شکنجه و قتلعامِ هزاران تن از نستوهترین انقلابیون این کشور مشارکت مستقیم داشت و در بالاترین مقامات قضایی و اجرایی در کشتار روشنفکران، معترضان و تهیدستان ایفای نقش کرد، حتما مبارک است.
جایِ #مادران_خاوران در اینروز خالیست و به امید طول عمر با عزت برای دیگر دادخواهان و تحققِ #دادخواهی.
تو را چه سود
فخر به فلک بَر
فروختن
هنگامی که
هر غبارِ راهِ لعنتشده نفرینَت میکند.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@Blackfishvoice1
سَقَط شدن فردی که در فاصلهی ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ در ترور، ربودن، شکنجه و قتلعامِ هزاران تن از نستوهترین انقلابیون این کشور مشارکت مستقیم داشت و در بالاترین مقامات قضایی و اجرایی در کشتار روشنفکران، معترضان و تهیدستان ایفای نقش کرد، حتما مبارک است.
جایِ #مادران_خاوران در اینروز خالیست و به امید طول عمر با عزت برای دیگر دادخواهان و تحققِ #دادخواهی.
تو را چه سود
فخر به فلک بَر
فروختن
هنگامی که
هر غبارِ راهِ لعنتشده نفرینَت میکند.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@Blackfishvoice1
👍5❤3
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 جنایتکاری جانشین جنایتکار شد
🔻محمد مخبر دزفولی از پلیدترین جنایتکاران رژیم آخوندی است که عامل اصلی تجاوز و کشتار دانشجویان دانشگاه جندیشاپور اهواز در اردیبهشت ۱۳۵۹ بود.
او و دیگر عناصر تبهکار انجمن اسلامی دانشگاه با پشتیبانی احمد جنتی چنان جنایتی آفریدند که در تاریخ نظیر نداشته است.
وحشیانهترین تهاجم به دانشگاه، در اهواز و دانشگاه جندیشاپور رخ داد.بعد ازبقدرت رسیدن خمینی در بهمن ماه ۵۷ ، انجمن اسلامی دانشگاه جندی شاپور با کمک نیروهای نظامی بارها تلاش کرده بود تا جلسات و مراسمهای دانشگاه را برهم زند اما به دلیل حضور کارگران، معلمان و دیگر اقشار جامعه در این مراسمها، نتوانسته بود به هدف خود برسد.
احمد جنتی آن زمان حاکم شرع “دادگاههای انقلاب” خوزستان و امام جمعه اهواز بود. وی در اطلاعیهای که بارها از رادیو و تلویزیون خوزستان پخش شد فراخوان برگزاری نماز در روز سه شنبه ۲ اردیبهشت در دانشگاه اهواز را میدهد.
این در حالی بود که دانشگاه هنوز تخلیه نشده و دانشجویان در دانشگاه بودند. در این میان عدهای از مردم معمولی هم برای نماز میآیند. اما مهم حضور چند صد نفر افراد مسلح با لباس شخصی و حتا نظامی بود به سرکردگی محمد مخبر ، تعدادی از اوباش نیز توسط نیروهای نظامی برای این کار اجیر شده و به دانشگاه آمده بودند. در همان روز نیروهای نظامی در حالی که با ماشینهای خود دانشگاه را به محاصره درآورده بودند، از ورود دیگر ماشینها به محوطه دانشگاه جلوگیری میکردند. همهی اینها نشاندهنده این بود که نیروهای حکومت به رهبری جنتی خود را برای کشتار دانشجویان آماده کرده بودند. حتا صبح همان روز به بهانه این که در بیمارستان شماره یک اهواز (جنب دانشگاه) بمب کار گذاشته شده، بیماران را از تختهایشان پایین کشیده بودند.
بعد از برگزاری نماز و با فرمان جنتی در خطبههای پس از نماز، حمله به دانشگاه شروع شد. از سوی دیگر رادیوی خوزستان تبلیغ میکرد که “دانشجویان با تیربار به صفوف نمازگزاران حمله کردهاند” و پیام جنتی را میخواند که خواستار کمک شده بود!!!
پاسداران از فاصله نزدیک دانشجویان را با تیر میزدند. جبرائیل هاشمی از فاصله سه متری مورد اصابت گلوله محمد مخبر قرار گرفت و به قتل رسید.
مخبر همچنین یکی از دختران را متوقف کرده، کلت را به شقیقهاش گذاشته و شلیک میکند. جنایتکاران با قمه سینه طاهره حیاتی چهارده ساله، دانشآموز یکی از دبیرستانهای اهواز را شکافتند و بدین ترتیب طاهره در میدان ورودی دانشکده علوم دانشگاه اهواز در خون سرخ خود غلطید.
مهناز معتمدی همراه با تعدادی دیگر از دختران دانشجو که دستگیر شده بودند با چشمان بسته در مقابل دیوار قرار داده شده بودند. پاسداران برای ارعاب در اطراف سر آنها شروع به شلیک گلوله کردند که مهناز به پاسداران اعتراض میکند. پاسداران موهای سرش را گرفته و او را روی زمین کشیدند، سپس با مشت و لگد او را به گوشهای انداخته و به رگبار مسلسل بستند. در چندین مورد از سوی اوباشان رژیم از جمله خود محمد مخبر به دختران تجاوز شد و حداقل جسد سه دختر از رودخانه کارون بیرون کشیده شد. جدا از آن جسد تعدادی از دیگر دستگیرشدگان نیز در روزهای بعد در نخلستانهای اهواز و یا رودخانه کارون پیدا شد.
اسامی ۱۲ نفر از کشته شدگان اهواز به قرار زیرند:
غلام سعیدی، فرزانه رضوان، جبراییل هاشمی ، حمید درخشان، طاهره حیاتی ( دانش آموز۱۴ساله که درمقابل دانشکده علوم باقمه کشته شد)، فرهنگ انصاری، محمود لرستانی (کارگر شرکت نفت)، سعید مکوند، محمد عزیز پور، مهناز معتمدی، مهدی علوی شوشتری و احسان الله آبفشانی.
اهواز پنجشنبه۴ اردبیهشت جنایت دیگری رخ داد. تعدادی از زندانیان به دلیل شمار بالای دستگیریها به تالار شهرداری اهواز برده شده و در آنجا نگاهداری میشدند. در این روز خانوادهها نیز به محل نگاهداری آنها میآیند. زندانیان با دیدن خانوادهها شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد سر میدهند اما به پاسداران بلادرنگ به طرف زندانیان شلیک میکنند که ۸ زندانی کشته و ۳۶ تن زخمی میشوند که تعدادی از آنها نیز همچون ناصر بهرامی و کورش پیروزی در بیمارستان و یا جاهای دیگر کشته میشوند. یکی از زخمیها نیز فردای آن روز در حالی که با قمه گردن او را شکافته بودند تحویل خانوادهاش شد.
۱۲ اردیبهشت احمد موذن فارغ اتحصیل دانشگاه اهواز به همراه مسعود دانیالی دیپلمه بیکار، دکتر نریمیسا پزشک درمانگاه حصیرآباد اهواز، مسعود ربیعی دانشجوی فوق لیسانس علوم تربیتی، غلام حسین صالحی دانشجوی علوم کامپیوتر، اسداله خرمی دانشجوی دانشکده علوم تربیتی به جرم شرکت در درکیریها در یک محاکمه چند ساعته محکوم شده و تیرباران می شوند.
🔻محمد مخبر دزفولی از پلیدترین جنایتکاران رژیم آخوندی است که عامل اصلی تجاوز و کشتار دانشجویان دانشگاه جندیشاپور اهواز در اردیبهشت ۱۳۵۹ بود.
او و دیگر عناصر تبهکار انجمن اسلامی دانشگاه با پشتیبانی احمد جنتی چنان جنایتی آفریدند که در تاریخ نظیر نداشته است.
وحشیانهترین تهاجم به دانشگاه، در اهواز و دانشگاه جندیشاپور رخ داد.بعد ازبقدرت رسیدن خمینی در بهمن ماه ۵۷ ، انجمن اسلامی دانشگاه جندی شاپور با کمک نیروهای نظامی بارها تلاش کرده بود تا جلسات و مراسمهای دانشگاه را برهم زند اما به دلیل حضور کارگران، معلمان و دیگر اقشار جامعه در این مراسمها، نتوانسته بود به هدف خود برسد.
احمد جنتی آن زمان حاکم شرع “دادگاههای انقلاب” خوزستان و امام جمعه اهواز بود. وی در اطلاعیهای که بارها از رادیو و تلویزیون خوزستان پخش شد فراخوان برگزاری نماز در روز سه شنبه ۲ اردیبهشت در دانشگاه اهواز را میدهد.
این در حالی بود که دانشگاه هنوز تخلیه نشده و دانشجویان در دانشگاه بودند. در این میان عدهای از مردم معمولی هم برای نماز میآیند. اما مهم حضور چند صد نفر افراد مسلح با لباس شخصی و حتا نظامی بود به سرکردگی محمد مخبر ، تعدادی از اوباش نیز توسط نیروهای نظامی برای این کار اجیر شده و به دانشگاه آمده بودند. در همان روز نیروهای نظامی در حالی که با ماشینهای خود دانشگاه را به محاصره درآورده بودند، از ورود دیگر ماشینها به محوطه دانشگاه جلوگیری میکردند. همهی اینها نشاندهنده این بود که نیروهای حکومت به رهبری جنتی خود را برای کشتار دانشجویان آماده کرده بودند. حتا صبح همان روز به بهانه این که در بیمارستان شماره یک اهواز (جنب دانشگاه) بمب کار گذاشته شده، بیماران را از تختهایشان پایین کشیده بودند.
بعد از برگزاری نماز و با فرمان جنتی در خطبههای پس از نماز، حمله به دانشگاه شروع شد. از سوی دیگر رادیوی خوزستان تبلیغ میکرد که “دانشجویان با تیربار به صفوف نمازگزاران حمله کردهاند” و پیام جنتی را میخواند که خواستار کمک شده بود!!!
پاسداران از فاصله نزدیک دانشجویان را با تیر میزدند. جبرائیل هاشمی از فاصله سه متری مورد اصابت گلوله محمد مخبر قرار گرفت و به قتل رسید.
مخبر همچنین یکی از دختران را متوقف کرده، کلت را به شقیقهاش گذاشته و شلیک میکند. جنایتکاران با قمه سینه طاهره حیاتی چهارده ساله، دانشآموز یکی از دبیرستانهای اهواز را شکافتند و بدین ترتیب طاهره در میدان ورودی دانشکده علوم دانشگاه اهواز در خون سرخ خود غلطید.
مهناز معتمدی همراه با تعدادی دیگر از دختران دانشجو که دستگیر شده بودند با چشمان بسته در مقابل دیوار قرار داده شده بودند. پاسداران برای ارعاب در اطراف سر آنها شروع به شلیک گلوله کردند که مهناز به پاسداران اعتراض میکند. پاسداران موهای سرش را گرفته و او را روی زمین کشیدند، سپس با مشت و لگد او را به گوشهای انداخته و به رگبار مسلسل بستند. در چندین مورد از سوی اوباشان رژیم از جمله خود محمد مخبر به دختران تجاوز شد و حداقل جسد سه دختر از رودخانه کارون بیرون کشیده شد. جدا از آن جسد تعدادی از دیگر دستگیرشدگان نیز در روزهای بعد در نخلستانهای اهواز و یا رودخانه کارون پیدا شد.
اسامی ۱۲ نفر از کشته شدگان اهواز به قرار زیرند:
غلام سعیدی، فرزانه رضوان، جبراییل هاشمی ، حمید درخشان، طاهره حیاتی ( دانش آموز۱۴ساله که درمقابل دانشکده علوم باقمه کشته شد)، فرهنگ انصاری، محمود لرستانی (کارگر شرکت نفت)، سعید مکوند، محمد عزیز پور، مهناز معتمدی، مهدی علوی شوشتری و احسان الله آبفشانی.
اهواز پنجشنبه۴ اردبیهشت جنایت دیگری رخ داد. تعدادی از زندانیان به دلیل شمار بالای دستگیریها به تالار شهرداری اهواز برده شده و در آنجا نگاهداری میشدند. در این روز خانوادهها نیز به محل نگاهداری آنها میآیند. زندانیان با دیدن خانوادهها شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد سر میدهند اما به پاسداران بلادرنگ به طرف زندانیان شلیک میکنند که ۸ زندانی کشته و ۳۶ تن زخمی میشوند که تعدادی از آنها نیز همچون ناصر بهرامی و کورش پیروزی در بیمارستان و یا جاهای دیگر کشته میشوند. یکی از زخمیها نیز فردای آن روز در حالی که با قمه گردن او را شکافته بودند تحویل خانوادهاش شد.
۱۲ اردیبهشت احمد موذن فارغ اتحصیل دانشگاه اهواز به همراه مسعود دانیالی دیپلمه بیکار، دکتر نریمیسا پزشک درمانگاه حصیرآباد اهواز، مسعود ربیعی دانشجوی فوق لیسانس علوم تربیتی، غلام حسین صالحی دانشجوی علوم کامپیوتر، اسداله خرمی دانشجوی دانشکده علوم تربیتی به جرم شرکت در درکیریها در یک محاکمه چند ساعته محکوم شده و تیرباران می شوند.
👍4
Forwarded from کلکتیو ۹۸
دو نفراول از دانشجویان و دانش آموزان هوادار پیکار بودند و دکتر نریمیسا با پیشگام بود که به جرم مداوای دانشجویان زخمی به همراه مهدی علوی شوشتری و منوچهر جعفری ونیز تعداد دیگری ازدستگیر شدگان روز
شنبه ۱۳ اردیبهشت به حکم “دادگاه انقلاب اسلامی اهواز” که ریاست آن با جنتی جلاد بود احمد موذن و مسعود دانیالی که در جریان حمله به دانشگاه دستگیر شده بودند اعدام شدند. اسماعیل نریمیسا پزشک مردم اهواز، استاد دانشکده پزشکی که در کنار کار در بیمارستان جندیشاپور اهواز، با کمک همکاراناش درمانگاهی در محله فقیرنشین حصیرآباد اهواز دایر کرده و به درمان رایگان بیماران میپرداخت به همراه چند تن دیگر از دستگیرشدگان حمله به دانشگاه همچون مهدی علوی شوشتری و منوچهر جعفری روز ۶ تیرماه به جوخههای اعدام سپرده شدند.
دکتراسماعیل نریمیسا که در محل کار خود توسط ماموران رژیم دستگیر شده بود، در همان تالار شهرداری بود که پاسداران تعدادی از زندانیان را به گلوله بستند. بعد از به گلوله بستن زندانیان دکتر نریمیسا را نیز از جمع زندانیان جدا کردند. در اطلاعیه “دادگاه انقلاب اسلامی اهواز” یکی از جرائم دکتر نریمیسا مداوای مجروحان ذکر شده بود!!!
مسعود ربیعی، اسدالله خرمی و غلام صالحی نیز از دستگیرشدگان حمله به دانشگاه بودند که با حکم احمد جنتی حاکم شرع خوزستان و امام جمعه اعدام شدند.
از یاد نخواهیم برد.
ارسالی به کلکتیو۹۸
@collective98
شنبه ۱۳ اردیبهشت به حکم “دادگاه انقلاب اسلامی اهواز” که ریاست آن با جنتی جلاد بود احمد موذن و مسعود دانیالی که در جریان حمله به دانشگاه دستگیر شده بودند اعدام شدند. اسماعیل نریمیسا پزشک مردم اهواز، استاد دانشکده پزشکی که در کنار کار در بیمارستان جندیشاپور اهواز، با کمک همکاراناش درمانگاهی در محله فقیرنشین حصیرآباد اهواز دایر کرده و به درمان رایگان بیماران میپرداخت به همراه چند تن دیگر از دستگیرشدگان حمله به دانشگاه همچون مهدی علوی شوشتری و منوچهر جعفری روز ۶ تیرماه به جوخههای اعدام سپرده شدند.
دکتراسماعیل نریمیسا که در محل کار خود توسط ماموران رژیم دستگیر شده بود، در همان تالار شهرداری بود که پاسداران تعدادی از زندانیان را به گلوله بستند. بعد از به گلوله بستن زندانیان دکتر نریمیسا را نیز از جمع زندانیان جدا کردند. در اطلاعیه “دادگاه انقلاب اسلامی اهواز” یکی از جرائم دکتر نریمیسا مداوای مجروحان ذکر شده بود!!!
مسعود ربیعی، اسدالله خرمی و غلام صالحی نیز از دستگیرشدگان حمله به دانشگاه بودند که با حکم احمد جنتی حاکم شرع خوزستان و امام جمعه اعدام شدند.
از یاد نخواهیم برد.
ارسالی به کلکتیو۹۸
@collective98
👍4
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
🔺️ ۳۷هزار انسان سلاخی شدهاند و ماشینِ کشتار نازیها کماکان بدنهای صاحبانِ فلسطین را قطعهقطعه میکند.
بعد از ویرانسازی #غزه نوبت به #رفح رسید: یک ملیون و هفتصدهزار انسان در ۶۴کیلومتر مربع محصور شدهاند و نازیها، از زمین و آسمان با تانک و هواپیما بر آنها بمب میریزند.
🔺#دادگاه_لاهه در پی بازداشت #نتانیاهو است، دولتهای اروپایی یکی پس از دیگری کشور مستقل فلسطین را بهرسمیت میشناسند، یهودیان آمریکا و بازماندگانِ #هولوکاست رژیم صهیونیستی را نازی مینامند؛ در یک کلام، بوی تعفن #صهیونیسم طوری جهانگیر شده است که دیگر هیچ امکانی برای مالهکشی باقی نمانده مگر با قلدری و خوار کردنِ تتمهی حقوق بینالملل.
🔺بامداد ۷خرداد، چادرهای پناهندگان هدف قرار گرفت و برگ تازهای در کتابِ سراسر جنایتِ #اسرائیل ثبت شد. آنچه در اسلایدها میبینید، شاید گوشهی کوچکی از عمقِ جنایتِ جاری در رفح را نمایش دهد: تصاویر متعددی از کودکانِ بیسر، بدنهای متلاشیشده و کالبدهای سوختهی مردم منتشر شده است که امکان بازنشرشان نیست.
تنها با نادیدهگرفتن این تصاویر، ولنگارهایِ لمپنفاشیست میتوانند بگویند: "جنگ همینه دیگه"؛ افرادیکه اگر خواهر و برادرشان به نیمدانگ از زمین ارثی چشم دوخته باشند حاضرند سر ببرند و جسد بسوزانند و اینجا از فلسطینی جز تسلیم کردنِ کامل سرزمینِ آبا و اجدادیاش توقع ندارند.
🔺سلبریتیهای لیبرال و محافظهکار غرب، برای حفظِ آبرو و تداعی نشدن نامشان با حمایت از نسلکشی در تاریخ، علیه جنايات اسرائیل قدمی برمیدارند و اینجا مدعیانِ مبارزه با جمهوری اسلامی
الف: کنار نازیسم میایستند
ب: مرعوبِ دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی هستند
ج: در نهایت اثبات میکنند که هیچچیز نیستند مگر زوائد رسانهایِ آمریکا و اسرائیل؛ فاقد شخصیتِ سیاسی مستقل و متوسل به ائمهی امپریالیست.
ساکتین در قبالِ نسلکشی، هرگز نمیتوانند صدایِ ستمدیدگان در ایران باشند؛ ولو اینکه با #دادخواهی برای شهدای آزادی و برابری در ایران،
انشای توئیتری بنویسند و جرجتاون و مونیخ فتح کنند.
🔺عمرِ ما در مقیاس تاریخ، چشم برهم زدن است. مایِ فرودستِ مطرودِ سرکوبشده، شاید بدون دیدن محاکمهی جنایتکارانِ حاکم بر ایران، چشم از جهان فرو بندیم؛ بدون تجربهی شادی، آرامش و دادخواهی اما برای خاطرِ تاریخ، برای بقایِ مقاومت در برابر خدایگان قدرت و اربابان ثروت، بر سیمای حامیانِ بیشرم و خجالتیِ #صهیوفاشیسم تف میاندازیم. #صنعت_اپوزیسیون، میانجیِ عرقِ شرم و استفراغِ تاریخ خواهد شد.
#westandwithpalestine🇵🇸
@Blackfishvoice1
بعد از ویرانسازی #غزه نوبت به #رفح رسید: یک ملیون و هفتصدهزار انسان در ۶۴کیلومتر مربع محصور شدهاند و نازیها، از زمین و آسمان با تانک و هواپیما بر آنها بمب میریزند.
🔺#دادگاه_لاهه در پی بازداشت #نتانیاهو است، دولتهای اروپایی یکی پس از دیگری کشور مستقل فلسطین را بهرسمیت میشناسند، یهودیان آمریکا و بازماندگانِ #هولوکاست رژیم صهیونیستی را نازی مینامند؛ در یک کلام، بوی تعفن #صهیونیسم طوری جهانگیر شده است که دیگر هیچ امکانی برای مالهکشی باقی نمانده مگر با قلدری و خوار کردنِ تتمهی حقوق بینالملل.
🔺بامداد ۷خرداد، چادرهای پناهندگان هدف قرار گرفت و برگ تازهای در کتابِ سراسر جنایتِ #اسرائیل ثبت شد. آنچه در اسلایدها میبینید، شاید گوشهی کوچکی از عمقِ جنایتِ جاری در رفح را نمایش دهد: تصاویر متعددی از کودکانِ بیسر، بدنهای متلاشیشده و کالبدهای سوختهی مردم منتشر شده است که امکان بازنشرشان نیست.
تنها با نادیدهگرفتن این تصاویر، ولنگارهایِ لمپنفاشیست میتوانند بگویند: "جنگ همینه دیگه"؛ افرادیکه اگر خواهر و برادرشان به نیمدانگ از زمین ارثی چشم دوخته باشند حاضرند سر ببرند و جسد بسوزانند و اینجا از فلسطینی جز تسلیم کردنِ کامل سرزمینِ آبا و اجدادیاش توقع ندارند.
🔺سلبریتیهای لیبرال و محافظهکار غرب، برای حفظِ آبرو و تداعی نشدن نامشان با حمایت از نسلکشی در تاریخ، علیه جنايات اسرائیل قدمی برمیدارند و اینجا مدعیانِ مبارزه با جمهوری اسلامی
الف: کنار نازیسم میایستند
ب: مرعوبِ دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی هستند
ج: در نهایت اثبات میکنند که هیچچیز نیستند مگر زوائد رسانهایِ آمریکا و اسرائیل؛ فاقد شخصیتِ سیاسی مستقل و متوسل به ائمهی امپریالیست.
ساکتین در قبالِ نسلکشی، هرگز نمیتوانند صدایِ ستمدیدگان در ایران باشند؛ ولو اینکه با #دادخواهی برای شهدای آزادی و برابری در ایران،
انشای توئیتری بنویسند و جرجتاون و مونیخ فتح کنند.
🔺عمرِ ما در مقیاس تاریخ، چشم برهم زدن است. مایِ فرودستِ مطرودِ سرکوبشده، شاید بدون دیدن محاکمهی جنایتکارانِ حاکم بر ایران، چشم از جهان فرو بندیم؛ بدون تجربهی شادی، آرامش و دادخواهی اما برای خاطرِ تاریخ، برای بقایِ مقاومت در برابر خدایگان قدرت و اربابان ثروت، بر سیمای حامیانِ بیشرم و خجالتیِ #صهیوفاشیسم تف میاندازیم. #صنعت_اپوزیسیون، میانجیِ عرقِ شرم و استفراغِ تاریخ خواهد شد.
#westandwithpalestine🇵🇸
@Blackfishvoice1
❤2👍2
Forwarded from نقد
پیروزی سیاستِ زندان و شکنجه و گروگانگیری و آدمربایی بر ژست دروغین «دموکراسی» و دولت مبتنی بر قانون و استقلال قوهی قضایی:
معاملهی جمهوری اسلامی و دولت سوئد با موفقیت به آزادی شکنجهگر و زندانبانی به نام «حمید نوری» منجر شد. مبارک منادیان «دموکراسی» و «حقوق بشر»!
🖋@naghd_com
معاملهی جمهوری اسلامی و دولت سوئد با موفقیت به آزادی شکنجهگر و زندانبانی به نام «حمید نوری» منجر شد. مبارک منادیان «دموکراسی» و «حقوق بشر»!
🖋@naghd_com
Forwarded from بيدارزنى
🟣 متن کامل نامەی سرگشادەی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی کورد محکوم بە اعدام
هفتەی گذشتە بخشهایی از نامه سرگشادەی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی کورد محکوم بە اعدام، تحت عنوان «کتمان حقیقت و آلترناتیو آن» در شبکەهای اجتماعی منتشر شدە بود. متن پیشرو نسخەی کامل این نامە است کە برای انتشار در اختیار #بیدارزنی گذاشتە شدە است. این زندانی سیاسی در نامەی خود بە روایت نحوەی بازداشت خشونتآمیز خود و خانوادەاش از سوی نیروهای امنیتی، شکنجەهای اعمال شدە در دوران بازداشت و همچنین مواضع و فعالیتهای سیاسی خود پرداختە است.
⚪️ متن کامل این نامە را در ادامە بخوانید:
▪️کتمان حقیقت و آلترناتیو آن
«دستانش را بە دیوارەی رحماش چسباندە بود تا نیافتد، در برابر داروهای سقط مقاومت میکرد. از همان کودکی برای ماندن و با صدای مادری زجرکشیدە کە درس مقاومت و زندگی میداد، چگونە بودن را قد میکشید:
«بۆیەت دەبەستم تا خووی پێ بگری، نەک تا من ماوم لە بەندا بمری».
میبندمت تا عادت کنی، تا زندە هستم در بند نمیری.
بین زندگی و زمان جنگی در حال وقوع است!
دستانش را بە دیوار سلول گرفتە بود تا نیافتد. مدتها بود کە برای ماندن و یافتن راهی برای بودن و فراتر چگونە بودن، شب و روز نمیشناخت. با شیوەی ارعاب دولتی و بیست سلاح بالای سرشان کە بە زعم خود تروریست گرفتەاند (همان تروریسمی کە ارعاب در ملاء عام یکی از مبادی آن است!).
پسر نوجوان ١٧ سالەای کە خالەاش را بعد از سالها دوری میدید، بە همراە پدر، خواهر و دامادش بە زمین خواباندە میشوند. دست از پشت بستە، سلاح بر سر، یک خانوادەی مقدس را (همان خانوادەی مقدسی کە بنیانهای مقدس جمهوری اسلامی بر پایەی آن شکل گرفتە) با سوار شدن بر پشتشان بە زنجیر میکشند. لبخندی کە نشانەی اقتدار و پیروزی «دولت خانوادە» است؛ عملیات با موفقیت انجام شد.
بە سمت بالا حرکت میکنند و بالاتر...
صحنەهای کشتار و ازهم پاشیدن هزاران خانوادە در جلوی چشمانش بە مانند فیلمی تراژیک میگذرد. در ضعف شدید جسمانی دستانش را بە دیوار سلول ٣٣ اوین (بالا) کلید میکند. همان سلولی کە ٨٨ نیز با همان اتهام «کورد بودن» و «زن بودن» و تلاش برای «خود بودن»، بستە بودندش. صدای سرفەهای پدر را کە سە بار سکتە کردە، بە دلیل سرطان، تازە جراحی داشتە و تنش هنوز آثار گلولەهای دهەی ٦٠ را یدک میکشد، از بند ٤ میشنود. و از بندهای دیگر صدای فریاد خواهری کە بارها تقاضای دیدن تنها فرزند وحشتزدهاش را دارد.
در همان روز اول بازجویی، پیشنهاد قضایی نشدن پرونده و فیصلهی همه چیز بیسروصدا، داده میشود! پیشنهادی کە بە سرانجام نمیرسد….»
#جنگ_علیه_زنان
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
⚪️ادامهی متن را در لینک زیر بخوانید:
https://shorturl.at/lv3PO
@bidarzani
هفتەی گذشتە بخشهایی از نامه سرگشادەی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی کورد محکوم بە اعدام، تحت عنوان «کتمان حقیقت و آلترناتیو آن» در شبکەهای اجتماعی منتشر شدە بود. متن پیشرو نسخەی کامل این نامە است کە برای انتشار در اختیار #بیدارزنی گذاشتە شدە است. این زندانی سیاسی در نامەی خود بە روایت نحوەی بازداشت خشونتآمیز خود و خانوادەاش از سوی نیروهای امنیتی، شکنجەهای اعمال شدە در دوران بازداشت و همچنین مواضع و فعالیتهای سیاسی خود پرداختە است.
⚪️ متن کامل این نامە را در ادامە بخوانید:
▪️کتمان حقیقت و آلترناتیو آن
«دستانش را بە دیوارەی رحماش چسباندە بود تا نیافتد، در برابر داروهای سقط مقاومت میکرد. از همان کودکی برای ماندن و با صدای مادری زجرکشیدە کە درس مقاومت و زندگی میداد، چگونە بودن را قد میکشید:
«بۆیەت دەبەستم تا خووی پێ بگری، نەک تا من ماوم لە بەندا بمری».
میبندمت تا عادت کنی، تا زندە هستم در بند نمیری.
بین زندگی و زمان جنگی در حال وقوع است!
دستانش را بە دیوار سلول گرفتە بود تا نیافتد. مدتها بود کە برای ماندن و یافتن راهی برای بودن و فراتر چگونە بودن، شب و روز نمیشناخت. با شیوەی ارعاب دولتی و بیست سلاح بالای سرشان کە بە زعم خود تروریست گرفتەاند (همان تروریسمی کە ارعاب در ملاء عام یکی از مبادی آن است!).
پسر نوجوان ١٧ سالەای کە خالەاش را بعد از سالها دوری میدید، بە همراە پدر، خواهر و دامادش بە زمین خواباندە میشوند. دست از پشت بستە، سلاح بر سر، یک خانوادەی مقدس را (همان خانوادەی مقدسی کە بنیانهای مقدس جمهوری اسلامی بر پایەی آن شکل گرفتە) با سوار شدن بر پشتشان بە زنجیر میکشند. لبخندی کە نشانەی اقتدار و پیروزی «دولت خانوادە» است؛ عملیات با موفقیت انجام شد.
بە سمت بالا حرکت میکنند و بالاتر...
صحنەهای کشتار و ازهم پاشیدن هزاران خانوادە در جلوی چشمانش بە مانند فیلمی تراژیک میگذرد. در ضعف شدید جسمانی دستانش را بە دیوار سلول ٣٣ اوین (بالا) کلید میکند. همان سلولی کە ٨٨ نیز با همان اتهام «کورد بودن» و «زن بودن» و تلاش برای «خود بودن»، بستە بودندش. صدای سرفەهای پدر را کە سە بار سکتە کردە، بە دلیل سرطان، تازە جراحی داشتە و تنش هنوز آثار گلولەهای دهەی ٦٠ را یدک میکشد، از بند ٤ میشنود. و از بندهای دیگر صدای فریاد خواهری کە بارها تقاضای دیدن تنها فرزند وحشتزدهاش را دارد.
در همان روز اول بازجویی، پیشنهاد قضایی نشدن پرونده و فیصلهی همه چیز بیسروصدا، داده میشود! پیشنهادی کە بە سرانجام نمیرسد….»
#جنگ_علیه_زنان
#ژن_ژیان_ئازادی
#اعتراضات_سراسری
⚪️ادامهی متن را در لینک زیر بخوانید:
https://shorturl.at/lv3PO
@bidarzani
Telegraph
🟣 متن کامل نامەی سرگشادەی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی کورد محکوم بە اعدام
bidarzani هفتەی گذشتە بخشهایی از نامه سرگشادەی پخشان عزیزی، زندانی سیاسی کورد محکوم بە اعدام، تحت عنوان «کتمان حقیقت و آلترناتیو آن» در شبکەهای اجتماعی منتشر شدە بود. متن پیشرو نسخەی کامل این نامە است کە برای انتشار در اختیار #بیدارزنی گذاشتە شدە است. این…
👍3