خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
💥در باب قانون

هرچه دولتی فاسدتر باشد؛ تعداد قانون هایش بیشتر است!
تاسیتوس؛ مورخ؛ سالنامه امپراتوری روم

🔖راهبرد

@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
📍ترجمه کتاب «هنر تحریم‌ها» نوشته طراح تحریم های ایران، به سفارش رئیس مجلس شورای اسلامی منتشر شد.

این کتاب که دو ماه پس از انتشار توسط مرکز پژوهش های مجلس ترجمه شده و در شناسنامه آن، متقاضی ترجمه را علی لاریجانی ذکر کرده است، به الگوی تحریم های ایران و ذهنیت تحریم سازان در مورد شیوه کارکرد این تحریم ها پرداخته است. این کتاب، در آستانه سال ۱۳۹۷ شمسی در آمریکا منتشر شده و از این بابت نیز در ارتباط با تحولات مرتبط با ایران، تازگی دارد.

نویسنده کتاب، ریچارد نفیو، مسئول تیم طراحی تحریم‌ها علیه ایران، منجر به برجام، در دوره دوم اوباما و چهره اصلی تیم پشتیبان مذاکره‌کنندگان این توافق در امور تحریم‌ها در وین بوده است.

نفیو پیش از آن،‌ به‌مدت ۱۰ سال مسئول امور ایران در شورای امنیت ملی در کاخ سفید و قائم‌مقام هماهنگی سیاست تحریم در وزارت خارجه ایالات متحده بوده است. در حقیقت، نفیو را می‌توان فرمانده چریک‌های کت و شلواری جنگ تحریمی ایالات متحده علیه ایران خطاب کرد.

نفیو در این کتاب با عنوان «هنر تحریم‌ها، نگاهی از درون میدان» به تشریح چارچوب فکری و عملی خود در طراحی تحریم‌ها علیه ایران با هدف افزایش حداکثری تأثیر و موفقیت آنها می‌پردازد. این کتاب، به‌دلیل آنکه نه از بُعد نظری یا دانشگاهی، بلکه با دیدی کاملاً عملگرایانه و معطوف به مسئله تحریم‌گذاری می‌پردازد و توسط مسئول طراحی تحریم‌های ایران نوشته شده، از آثار دیگر در این زمینه متمایز است. این کتاب، در آستانه سال ۱۳۹۷ شمسی در آمریکا منتشر شده و از این بابت نیز در ارتباط با تحولات مرتبط با ایران، تازگی دارد.

نفیو نشان می‌دهد که چگونه در عین تحریم اقلام مختلف، واردات کالاهای لوکس را از تحریم مستثنا کرده تا به احساس اجتماعی تحریم‌شدگی بیشتر دامن بزند، یا مثلاً چگونه افزایش قیمت مرغ در ایران، موضوعی که هدف تحریم نبوده، به افزایش فشار تحریم‌ها کمک کرده است یا مثلاً چطور واردات برخی اقلام را منع نکرده تا ذخیره ارزی ایران با سرعت بیشتر و زودتر تحلیل برود.

نتیجه کلی کتاب برای مخاطب ایرانی و سیاستگذاران می‌تواند این نکته باشد که:
👈 اولاً تحریم‌گذار تحریم را به‌عنوان ابزار اصلی و ثابت در جعبه ابزار تعامل خود با کشورهای دیگر می‌داند و این امر با اقدامات مقطعی قابل رفع نیست، چنان‌که در مواعد و زمینه‌های مختلف قابل استفاده مجدد است؛
👈👈ثانیاً و مهمتر از آن اینکه: آنچه سرنوشت جنگ تحریمی را مشخص خواهد کرد، «هنر استقامت» در ابعاد مختلف آن و به‌کارگیری روش‌های مختلف سنتی و خلاقانه است که در گام آخر می‌تواند نفع دیپلماتیک را برای کشور تحت تحریم رقم زند و بدون ساختن بستر استقامت، شروع از گام آخر می‌تواند نتایج معکوس به بار آورد.

دنیل فرید هماهنگ‌کننده سابق وزارت خارجه آمریکا در امور تحریم‌ها، ضمن توصیه کتاب به همقطاران خود می‌نویسد: «نفیو توانسته کتاب آموزشی استادانه‌ای در این زمینه بنویسد. آنهایی که سروکارشان با کره شمالی، روسیه و ایران است و در مورد این کشور‌ها نگرانی دارند از کتاب هنر تحریم‌ها مطالب زیادی می‌آموزند».

رابرت اینهورن مشاور ارشد سابق دفتر عدم اشاعه در وزارت خارجه آمریکا و عضو برجسته مؤسسه بروکینگز می‌نویسد: «این کتاب حتماً باید توسط مقامات و کارشناسان حوزه کره شمالی، ایران و روسیه خوانده شود و در مورد بقیه چالش‌های مهم امنیت ملی آمریکا نیز به‌کار گرفته شود».
📝مدیریت سرمایه گذاری

@economistfarsi
🌐کانال اکونومیست فارسی
نوشته ای که نشانگر مرز بین عوام بودن و خواص( روشنفکر) بودن است:


📔 الإشارات و‌ التنبیهات
نمط دهم، فصل ۳۱

✳️ نصیحةٌ:
إیّاکَ أن یکونَ تَکَیُّسُک و تَبرُّؤُک عن العامّةِ هو أن تَنبریَ مُنکراً لکُلّ شیءٍ فذلک طیشٌ و عجزٌ

⬅️ مبادا زیرکی تو و دوری گزیدنت از عامّهٔ مردم به این باشد که رو بیاوری به اینکه منکر همه‌چیز بشوی؛ این کار سَبُکی و ناتوانی است.

🔸(توضیح: مبادا هر چیزی را به‌خاطر اینکه عوام می‌گویند و قبول دارند، رد کنی و این کار را زیرکی بدانی.)

✳️ و لیسَ الخُرقُ فی تکذیبِک ما لم یَستبِنْ لک بعد جلیَّتِه دون الخرق فی تصدیقِک بما لم‌تَقُم بینَ یدیک بیّنتُه

⬅️ اینکه چیزی را رد کنی که هنوز برایت روشن نیست، حماقتش کمتر از این نیست که چیزی را بپذیری که دلیلی برایش نداری.

🔸(توضیح: کسی که بدون دلیل رد می‌کند، حماقتش کمتر از کسی که بی‌دلیل می‌پذیرد، نیست.)

✳️ بل علیک الاعتصامُ بحَبلِ التوقّف و إن أزْعَجَکَ استنکارُ ما یوعاهُ سَمعُکَ ما لم تُبَرهَن إستحالَتُه لک

⬅️ بر تو لازم است که به ریسمان «توقف» چنگ بزنی در هنگامی که چیزی می‌شنوی که از طرفی ندانستنش تو را سرگردان و‌ پریشان کرده و از طرف دیگر، برهانی بر محال بودنش نداری.

🔸(توضیح: تعجب+نداشتن برهان بر محال بودن= توقف)

✳️ فالصوابُ لک أن تسرح أمثال ذلک إلی بُقعَةِ الإمکانِ ما لم یَردکَ عنها قائمُ البرهان

⬅️ برای تو بهتر است که امثال این چیزها را به جایگاه امکان، واگذار کنی تا وقتی که اقامهٔ برهانی تو را از حالت امکان، خارج کند.

🔸(توضیح: تا وقتی بر ضرورت عقلی یا امتناع عقلی چیزی برهان‌ نداشته باشیم، باید آن را ممکن فرض کنیم. ممکن یعنی شدنی بودنش یا نشدنی بودنش پنجاه‌پنجاه است.)

✳️ واعلم أنَّ فی الطبیعة عجائبَ و للقُوی العالیةِ الفعّالةِ و القوی السافلةِ المنفعلةِ اجتماعاتٍ علی غرائبَ

⬅️ و‌ بدان که در طبیعت، چیزهای عجیبی هست و همچنین در قوای برتر اثرگذار و قوای فروتر اثرپذیر، مجموعی از چیزهای عجیب هست.
Forwarded from اتچ بات
تاریخ، تجربه ویرانی
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
دانشگاه تربیت مدرس را برای شکل دادن به خیلی از خاطرات خوب زندگیم دوست دارم. جامعه‌شناسی را در آن‌ دانشگاه آموختم، چهار سال در خوابگاه‌های متأهلی کوچک اما دوست‌داشتنی و پرخاطره‌اش زندگی کردم و تنها فرزندم تا چهار سالگی خاطرات مشترک من و همسرم را در آن‌جا رنگ و لعاب زندگی زد. دانشگاه تربیت مدرس برای من خاطره آبادانی است. اثری هنری در جلوی سردر این دانشگاه صبح امروز جمعه سه خرداد هزار و سیصد و نود و هفت، توجهم را جلب کرد. اثری که نامش «وضعیت» است و تصویری از آن‌را در پایین همین یادداشت می‌بینید. دیوارهایی ویران، دوچرخه‌ای شکسته و قراضه، و درختی که در میان این ویرانی سبز است. کتیبه‌ای – که تصویر بزرگش را روی عکس مونتاژ کرده‌ام - کنار اثر نصب شده و روی آن نوشته است:
🔸 تجربه ویرانی، درکی است همزمان از ویرانه‌ای فراموش‌شده که گوشه کنار آن گیاهی روییده است.
🔸 همزمانی زندگی و نابودی که هر یک توأمان زمینه‌ای می‌سازند برای دیده‌ شدن و فهم شدن دیگری، فهمی که زمان را از قید گذشته و حال و آینده رها می‌کند.
🔸 تجربه ویرانی، تجربه تاریخ یک سرزمین است.
🔸 سرزمینی که در ویرانه‌های آن گیاهی نروییده باشد تاریخ ندارد. علی وزیری اسفند 1396.
این اثر و کتیبه همراه آن به دو جهت جالب توجه است. «ویرانه‌ای که در میان آن درختی روییده» نمادی از امید است؛ مرگ و زندگی با هم؛ هم‌زمانی بیم و امید. قرار گرفتنش درست جلوی در دانشگاه هم در نوع خود جالب است. دانشگاه جای رسیدن به ناامیدی از اندیشه‌ها و ایده‌های کهنه و امید بستن به تفکرات تازه است؛ درست مثل روییدن میان ویرانه؛ دانشگاه خصوصاً در این اوضاع و احوال درست عین تجربه ویرانی است؛ جایی که دوست داری شورمندانه بزنی آجرهای پوسیده برخی ایده‌ها را فروبریزی تا شاید نوری از پس دیوارهای کهنه و سرد بتابد و گیاهی بروید وسط تاریکخانه‌ای.
«تجربه ویرانی، تجربه تاریخ یک سرزمین است. سرزمینی که در ویرانه‌های آن گیاهی نروییده باشد، تاریخ ندارد.» جمله سهمگینی است؛ تلخ و شورانگیز؛ گویی فریاد می‌کشد و فرمان می‌دهد: چه مرگ‌تان شده است؟ نترسید، ویرانی و رویش با هم است، چیزی برویانید، مگر شما مدعی تاریخ داشتن نیستید؟
دور اثر چرخیدم و فیلم و عکس گرفتم تا با همه به اشتراک بگذارم، اما بیشتر به این فکر می‌کردم که کاش می‌شد این اثر را تکثیر کرد، و جلوی هر دانشگاه یکی گذاشت؛ اصلاً باید یکی هم جلوی دولت، مجلس، قوه قضائیه یا هر وزارتخانه گذاشت تا هر روز فریاد بکشد بر سر هر کس که وارد می‌شود و بگوید «ویرانه را به خاطر بسپار، اما برویید و برویانید، مگر تاریخ ندارید؟»
حال و هوایم این گونه بود که دقت در نوشتار و طراحی کتیبه، شلختگی یک ویرانه را مثل زهر در حلقوم ذهنم نشاند. فیلم را روی نوشتار کتیبه متوقف کرده و به آن دقت کنید. کتیبه را با قلم فارسی ننوشته‌اند (فونت عربی است)؛ «آن» و «آینده» را بدون مَدّ روی الف نوشته‌اند؛ فاصله‌های مجازی رعایت نشده است و در نتیجه «رها می‌کند» به «رهامی کند» نوشته شده است؛ و در جمله «تجربه ویرانی، تجربه تاریخ یک سرزمین است» حرف «ز» سرزمین جا افتاده و نوشته شده «سزمین»؛ و دست آخر سال ساخت و نصب اثر به انگلیسی نوشته شده است.
عجیب نیست؟ شلختگی، بی‌نظمی، کم‌توجهی و به گند کشیدن آن‌چه که می‌تواند زیبایی فکرآفرین باشد تا به کجا؟ بخشی از ویرانه‌ای که جماعتی از رویاندن هر گیاهی در گوشه و کنار آن ناامید شده‌اند، محصول همین شلختگی و بی‌نظمی است. کتیبه‌ها را همواره به زیباترین خط نوشته‌اند، در همه دنیا، در کتیبه‌های تاریخ همین سرزمین. کاش مدیریت دانشگاه تربیت مدرس، کتیبه‌ای بسازد در نهایت زیبایی و بگذارد کنار همین شلخته تو ذوق‌زن فعلی تا خود پیامی شود برای هر کس که در کنار این اثر ایستاد تا بداند می‌شود گونه دیگری بود، حتی در میان آن‌چه ویرانه‌ای پنداشته می‌شود.
کاش مدیریت دانشگاه تربیت مدرس هیچ گاه نگذارد آن تک درخت روییده در گوشه کنار ویرانه، بخشکد؛ تا هر دانشجویی که از کنار این اثر گذشت، بنگرد که چگونه می‌توان گیاهی بود روییده حتی در گوشه کنار یک ویرانه؛ تا بداند اصلاً دانشگاه جایی است برای آن‌که گیاهی برویانیم در گوشه کنار هر ویرانه‌.
(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.) @fazeli_mohammad
ما در حال تعقیب یک شیر ماده بودیم که توله اش را با خود حمل میکرد و واقعا خسته بود. فیلی به کمک ماده شیر آمد. خرطومش را پایین آورد و توله بر روی آن جهید و سه کیلومتر او را با خود حمل کرد.
♻️♻️♻️نگاهی متفاوت به فیلترینگ♻️♻️♻️

یک تئوری در مورد فیلترینگ تلگرام در ذهن من کم کم شکل می گیرد.
این تئوری بعد از دیدن فرق دوبرابری یا بیشتر هزینه ی ترافیک داخلی و بین الملل به ذهنم آمد.
کمی فکر کنید
بعد از استفاده از وی پی ان چه اتفاقی می افتد؟
ما از ترافیک بین الملل برای دیدن سایتهای داخلی استفاده می کنیم و دو برابر هزینه می کنیم!
خود همین عامل کافی نیست که عده ای دوست داشته باشند که افراد عظیمی از وی پی ان استفاده کنند؟
Forwarded from Jalil Shoarinejad
👇چرا خشنود هستيم يا تيستيم و ...!؟👇
🔸کارتون اول کاریکاتور بنیامین نتانیاهو در روزنامه Sueddeutsche Zeitung است. این اثر، مصداق یهودی ستیزی معرفی شد و روزنامه هم به شکل رسمی عذرخواهی کرد. کارتون دوم از میریام پوژتو دبیر اتحادیه دانشجویی سوربن که به شکل میمون بر جلد نشریه شارلی ابدو منتشر شده است، اسلام ستیزی هم نیست باعث تقویت افراط گرایی و نفرت پراکنی هم نمی شود!
@sahandiranmehr
Forwarded from م پادار
عراقچی گفته حدود ٦میلیون ایرانی خارج زندگی میکنند که اغلب تحصیلات یا ثروت عالی دارند، نکته جالب اینجاست که كشورهاى مثل دانمارک، سنگاپور، فنلاند، نروژ به همين اندازه جمعیت دارند!
يعنى به عبارتى يك کشور باسواد، صاحب مهارت و ثروتمند رو را صادر کردیم!
مسول این خسارت بزرگ کیه؟!



👥علوم اجتماعی، مسائل روز👥


@socialcence
Audio
🔈دانلود فایل صوتی سخنرانی «ما و متون مقدس»
✏️ کتابفروشی ساربوک کاشان
@mostafamalekian
Forwarded from F.Vosough Tehrani
از سخنان رند پاول (سناتور حزب جمهوری‌خواه از ایالت کنتاکی) در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا (پنجشنبه، ۲۴ مه ۲۰۱۸/ ۳ خرداد ۱۳۹۷)، خطاب به مایک پمپئو، وزیر امور خارجه:

در نخستین بند از ایران خواسته‌اید بخش نظامی برنامه هسته‌ای خود را کنار بگذارد. در این بند اسرائیل را در نظر گرفته‌اید؟ کسی فکر می‌کند اسرائیل قرار است برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را کنار بگذارد؟

ما اطلاعات و گزارش‌هایی درباره تلاش سعودی برای معاملات پشت پرده و دستیابی به تکنولوژی و تسلیحات هسته‌ای از طریق پاکستان و دیگر نقاط دنیا و سفارش خرید آن‌ها داریم.

پمپئو: اینجا نمی‌توانم به این پرسش پاسخ دهم.

رند پاول: خب، این را می‌گذارم به حساب اینکه شما هم تأیید می‌کنید این اطلاعات را داریم. این می‌شود یکطرفه بازی کردن در حالی که در آن زمین دو بازیگر بزرگ هستند و درواقع سه بازیگر بزرگ در منطقه هستند: ایران، سعودی و اسرائیل. شما نمی‌توانید به ایران بگویید همه چیز را کنار بگذارد و دو تای دیگر را به حال خود بگذارید، این راه درست نیست.

در هیچ گزارشی صحبت از بمبارانی که سعودی‌ها و امارات در یمن می‌کنند نکرده‌اید. سعودی تاکنون ۱۶ هزار بمب روی یمن ریخته‌. در این وضع توسعه تسلیحاتی سعودی چه توجیهی دارد؟ چرا دوباره از ایران خواسته‌اید حمایت از حوثی‌ها را کنار بگذارد؟ اگر ایران این کار را بکند، سعودی حاضر است پای میز مذاکره بنشیند؟

در بند بعدی از ایران خواسته‌اید دست از فرماندهی و کمک نظامی و مستشاری و حضور در سوریه بردارد. آنجا ده دوازده گروه مسلح مختلف و از جمله داعش حضور دارند. ما می‌دانیم که سعودی و قطر هم پول و هم سلاح برای داعش می‌فرستند. در یکی از ایمیل‌هایی که ویکی‌لیکس از هیلاری کلینتون افشا کرده، کلینتون به صراحت گفته ما باید از سعودی بخواهیم که حمایت مالی از داعش را قطع کند.

یعنی ما می‌دانستیم و خبر داشتیم که این‌ها از داعش حمایت می‌کنند و باز هم به آن‌ها بمب و سلاح داده‌ایم که به راحتی برای داعش بفرستند؟

@abdollahshahbazi
Forwarded from Leilaye Leili (Leilaye Leili)
كاريكلماتور: باور كردن به Ragime-Change به جاي انقلاب، مثل عوضي گرفتن تجاوز جنسي با سكس است.

#fuckIranRegimeChange
🔹بخشی از سخنان سحر محرابی نماینده مدیران‌مسئول در شورای مرکزی ناظر بر نشریات دانشگاهی در حضور رهبری:

...تحدید حقوق و آزادی‌های شهروندی برای تشکیل انجمن های سیاسی و سندیکاهای صنفی و سمن‌ها، نقض حق برگزاری اجتماعات، تعرض مکرر به حق آزادی بیان، محدودسازی روزافزون حق دسترسی آزاد به اطلاعات با اعمال فیلترینگ غیرقانونی و برخورد با مطبوعات، همه و همه فضایی را به وجود آورده که اعتراض مدنی و قانونی به عنوان انتخابی ساده و ممکن، از دسترس شهروندان خارج شده است...

نمی‌توان برای هر مشکل، نهادی فرمایشی ساخت و راهی جدا برای حلش پی گرفت. دیگر نه کلید که باید به دنبال شاه کلید بود. شاه کلیدی که از عصر پیشامشروطه تا به امروز، تنها، از آن سخن رفته است؛ قانون.

...ایران، این روزها شرایط حساسی را تجربه می‌کند. تصمیمات بزرگ را افراد بزرگ می‌گیرند. در یک کلام از نظر ما، راهکار تعمیق دموکراسی است؛ دموکراسی مبتنی بر مردم؛ همه‌ی مردم، همه اقلیت‌ها، همه قومیت‌ها، کارگران، معلمان، دانشجویان، اقشار فراموش شده، کولبران، تهیدستان، حاشیه نشین‌ها.
@sahandiranmehr
🌿نطق خانم سحر محرابی در حضور آقای خامنه ای🌿

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسان

رهبر انقلاب

ما به عنوان نماینده‌ی دیده‌بانان جامعه‌ی علمی کشور نگرانیم. دانشجو چشم بیدار جامعه است. مواجهه انتقادی با مسایل، برآمده از ماهیت دانشگاه است و نقد قدرت وظیفه آن.

ایران امروز درگیر بحران‌های متعددی است؛ تشدید نابرابری سیستماتیک میان طبقات جامعه، کاهش میزان اعتماد عمومی، فروپاشی ارزش‌های اخلاقی، شیوع آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های محیط زیستی، افزایش حاشیه نشینی و طرد اقلیت‌ها و وضعیت وخیم اشتغال، تأثیر مخربی بر همبستگی اجتماعی گذاشته است.

از آن طرف بیرون از مرزهای کشورمان، اصحاب تحجر و ایادی نظام سلطه در پیوندی نامشروع و زیر نقاب دروغین حقوق بشر، دست به کشتار دسته جمعی مردم مظلوم منطقه زدهاند. آنها با اختلاف‌افکنی در خاورمیانه به دنبال تأمین منافع جاه طلبانه‌ خودند و همچنین به سیاست تقویت آشکار و پنهان بنیادگرایی دینی در منطقه دامن می زنند. و ایران به عنوان کشوری که از چهار دهه پیش پرچم استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را در جهان بلند کرده، در معرض تهدیدهای این محور شرارت قرار گرفته است.

در داخل کشور نیز، عواملی موجب ایجاد بحران شده است. تضعیف ساختارهای قانونی از طریق ایجاد نهادهای موازی سیاسی- امنیتی، مداخلات غیرقانونی نیروهای نظامی-امنیتی در وظایف نهادهای منتخب ملت، تضییع حق انتخاب مردم با ردصلاحیت‌های سلیقه‌ای و دخالت‌های فراقانونی قوه قضاییه در وظایف دیگر قوا، ناخواسته نتیجه ای جز تضعیف روزافزون حق حاکمیت ملت نداشته است.

تحدید حقوق و آزادی‌های شهروندی برای تشکیل انجمن های سیاسی و سندیکاهای صنفی و سمن‌ها، نقض حق برگزاری اجتماعات، تعرض مکرر به حق آزادی بیان، محدودسازی روزافزون حق دسترسی آزاد به اطلاعات با اعمال فیلترینگ غیرقانونی و برخورد با مطبوعات، همه و همه فضایی را به وجود آورده که اعتراض مدنی و قانونی به عنوان انتخابی ساده و ممکن، از دسترس شهروندان خارج شده است.

گزینش‌های سلیقه‌ای برای تحصیل و اشتغال، برخوردهای خلاف موازین شرعی با زنان به بهانه‌ی ارشاد آنها، نقض حق دادرسی عادلانه در خلال رسیدگی در دادگاه های ویژه و یا نقض مکرر حقوق متهمان مانند حق دفاع و یا دسترسی به وکیل خصوصا در پرونده های سیاسی و محدودیت خودسرانه آزادی اشخاص مانند هشت سال حصر غیرقانونی، تنها نمونه هایی از تعرض به حقوق اولیه انسانی است که صیانت از آن، وظیفه بدیهی هر حاکمیتی و به ویژه حاکمیت دینی است.

اما نگرانی از نبود عدالت تنها در وجوه سیاسی-فرهنگی مذکور خلاصه نمی‌شود؛ وضعیت امروز کشور در زمینه عدالت اقتصادی و اجتماعی به مراتب نگران کننده‌تر است؛ افزایش فقر و فلاکت، فساد ساختاری، تبعیض ناروا و کاهش عامدانه سهم دولت از هزینه‌های بهداشت، درمان و تامین اجتماعی، نفس مردم را تنگ کرده است. اصرار بر شنیده نشدن صدای اقشار فراموش شده و فرودست و یا نگاهی که از هرگونه انتقاد و اعتراض کارگران، معلمان و… متوهمانه پرونده امنیتی می سازد، هرچند ممکن است موقتا موجب پاک کردن صورت مسأله شود، اما اصل مسأله کماکان باقی است.

از مهم ترین دلایل به وجود آمدن این وضعیت، سه دهه اجماع بر خصوصی سازی افسار گسیخته به بهانه اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی بوده که در کنار نبود ساز و کارهای حمایتی و رفاهی و بازتولید فساد سیستماتیک، نتیجه‌ای جز تعمیق شکاف طبقاتی نداشته است. ساختارهای معیوب و فسادزا در نبود قوای نظارتی سالم و مستقل و جامعه مدنی قدرتمند و پرسشگر، کارآمدی نظام را نشانه رفته است. تجمیع گسترده سرمایه در دست نیروهای برخوردار از رانت و قدرت، طبقه جدیدی را به وجود آورده. گویی که جای سرداران دیروز در میدان های جنگ را، برج سازان و زمین خواران و مفسدان اقتصادی امروز تنگ کرده‌اند. حال سوال اینجاست که با وجود محوریت سیاست‌های خصوصی سازی در اقتصاد نئولیبرال، چرا جناب عالی سه دهه از اجرای این سیاست‌ها حمایت کرده‌اید؟

عدم امکان عملی تحقیق و تفحص از برخی نهادهای تحت امر جناب عالی مانند سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ایران، قوه قضاییه، صدا و سیما، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام، در کنار ضعف روحیه پاسخ گویی در مسوولان به خودی خود مشکل آفرین است.
گویی در دعوای میان مسوولان کشور، هنوز مخاطب بایدها مشخص نیست. مسوولان از هر جناح در برابر انتقادات در نقش اپوزسیون ظاهر شده و با فرافکنی از زیر بار پاسخگویی، شانه خالی می‌کنند و این امر، نتیجه‌ای جز تشدید شکاف میان مسوولان و مردم ندارد. لذا این سوال جدی مطرح است که رییس دولتی که مسوولیت نهادهای اجرایی را بر عهده دارد، و یا رییس قوه قضاییه‌ای که اختیارات نظارتی و قضایی دارد و یا جنابعالی که برخی، اختیارات مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی را کف اختیاراتتان می‌دانند، در برابر پرسش ها، انتقادات و اعتراضات مردم چه پاسخی دارید؟

اما دانشگاه

نگرانیم رهبرانقلاب! نگران نفس تنگه‌های طولانی مدت دانشگاه، حال دانشگاه خوب نیست. از برخوردهای امنیتی و انضباطی با دانشگاه خبر دارید. از بازداشت دانشجویان و صدور احکام حبس بلندمدت برای برخی ازآنها خبر دارید. از نظارت پیش از انتشار و توقیف نشریات دانشجویی خبر دارید. از اینکه تنها چند مجموعه دانشجویی غالبا هم فکر و هم نظر امکان تشکل یابی داشته‌اند و مابقی نهادهای دانشجویی از شوراهای صنفی و کانون های فرهنگی گرفته تا بسیاری از تشکل‌های دانشجویی، هنوز اتحادیه ندارند خبر دارید. از سخت گیری‌ها و تنگ نظری‌ها خبر دارید. که اگر خبر نداشتید مکرر در مکرر از لزوم برخورد سهل گیرانه با دانشجویان نمی‌گفتید. اما متاسفانه مسوولان همچنان توصیه‌های شما را شنیده، اما عمل نمی‌کنند. در چنین فضایی آزاد اندیشی تنها بخشنامه‌ای است که سالهاست توسط مسوولان ابلاغ شده. اما اصل نظر جناب عالی، در حد یک ایده باقی مانده است.

حذف و طرد، نه تنها به فضای سیاسی اجتماعی دانشگاه محدود نمی‌شود، بلکه ازطریق سیاست گذاری اقتصادی دانشگاه نیز صورت می‌پذیرد. اعمال سیاست‌های تجاری سازی آموزش و خدمات رفاهی و یا ساده‌تر بگویم ایده‌ی «دانشگاه خودش باید پولش را در بیاورد»، منجر به محرومیت طبقات فرودست از حق آموزش عالی رایگان شده است.

اما چه باید کرد؟ در برابر این همه مشکلات کشور، چه باید کرد؟

نمی‌توان برای هر مشکل، نهادی فرمایشی ساخت و راهی جدا برای حلش پی گرفت. دیگر نه کلید که باید به دنبال شاه کلید بود. شاه کلیدی که از عصر پیشامشروطه تا به امروز، تنها، از آن سخن رفته است؛ قانون.

باید به قانون بازگردیم، به قانون اساسی. آن هم نه فقط چند اصل آن. راهکار، احیای قانون اساسی –قانون اساسی با تمامی اصول آن- است.

راهکار پذیرش حق مردم بر تعیین سرنوشت خود و امکان مشارکت سازمان یافته در حیات سیاسی-اجتماعی-اقتصادی شان است.

راهکار تقسیم قدرت و تفکیک قوا و امکان تغییر پذیری در قدرت با تمامی لوازم آن است.

رهبر انقلاب! راهکار سپردن مدیریت کشور به نمایندگان مردم است. قانونگذاری وظیفه ذاتی و انحصاری مجلس است.

راهکار وجود نهادهای نظارتی مستقل و قدرتمند و خصوصا قوه قضاییه سالم، بی طرف و سفارش ناپذیر است.

راهکار به رسمیت شناختن نظارت مردم، نهادهای مدنی و رسانه‌ها بر عملکرد مسوولان و قدرت است.

راهکار شفافیت است. اگر به حضور مردم در نظام باور داریم، باید حق دانستن را به رسمت بشناسیم، در این صورت است که مردم به مشارکت و اثرگذاری خود در حاکمیت باور پیدا می کنند.

راهکار برابری تمام شهروندان در برابر قانون است؛ باید بپذیریم که هیچ مقامی، هیچ شخصی بالاتر از قانون نیست.

راهکار بسط فرهنگ گفتگو و مدارا، نه فقط در روابط میان شهروندان که در رابطه میان حاکمیت و ملت است.

باید بپذیریم مردم آزادند بیاندیشند، آزادی اندیشه بدون آزادی بیان آن بی معناست.

راهکار آن است که ضمن پذیرش حکومت اکثریت، وجود اقلیت‌ها را با تمامی حقوق آن اعم از فرصت حفظ هویت فرهنگی، رسوم اجتماعی و فعالیت‌های دینی به رسمیت بشناسیم.

رهبر انقلاب

زنان به عنوان نیمی از جامعه در موقعیتی برابر با مردان قرار ندارند؛ راهکار ایجاد فرصت‌های برابر از جمله تعیین شرایط و معیارهای یکسان برای تحصیل، استخدام و اشتغال زنان به ویژه در مناصب دولتی و فراهم کردن امکان مشارکت در قدرت و ایجاد فضایی امن و برابر، برای حضور و فعالیت اجتماعی زنان است.

آقای خامنه ای!

ایران، این روزها شرایط حساسی را تجربه می‌کند. تصمیمات بزرگ را افراد بزرگ می‌گیرند. در یک کلام از نظر ما، راهکار تعمیق دموکراسی است؛ دموکراسی مبتنی بر مردم؛ همه‌ی مردم، همه اقلیت‌ها، همه قومیت‌ها، کارگران، معلمان، دانشجویان، اقشار فراموش شده، کولبران، تهیدستان، حاشیه نشین‌ها.

و ما به تصمیم بزرگ شما در این خصوص امید داریم. به خوبی می‌دانیم که به براندازان پوشالی و خارج نشینان منفعت طلب و تروریست‌ها و زادگان سلطنت و ایادی وطنی استکبار جهانی امیدی نیست.

در یک کلام راهکار در جمهوری اسلامی است؛ نه یک کلام بیشتر، نه یک کلام کمتر.

والسلام علیکم و الرحمه الله
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from Jalil Shoarinejad
.

ایا دولت خاتمی دارای شاخص های حکمرانی خوب بود؟

شاید آقای خاتمی خود هم نمی‌دانست سخنانی که پژواک می‌دهد در روح و جان مردم چه می‌کند. خاتمی از حق دانستن مردم می‌گفت و مردم را ارباب حکومت خطاب می‌کرد و مشارکت مردم در حکمرانی و اداره سرنوشت خود را نه تکلیف بلکه حق آشکار آنان و مصرح قانون اساسی کشورشان می‌خواند.

از آواز توسعه متوازن و همه جانبه و از توسعه سیاسی و جامعه مدنی و دمکراتیزاسیون سخن می‌گفت و آن را زیر بنای مدرنیزاسیون و نوسازی اقتصادی کشور می‌دانست.

او حق انتقاد را چنان حرمت می‌گذاشت که شهروندان بتوانند بدون لکنت زبان با حاکمان سخن بگویند. او نه از حقوق اکثریت بلکه از حقوق اقلیت نیز دفاع می‌کرد و برای ثبات حکمرانی خوب شایسته سالاری و گردش آزاد نخبگان را ترویج می‌کرد.

لیک شاه‌بیت سخن او دموکراسی در خانه و صلح با جهان بود که جهان را نیز به تکریم ایده‌اش واداشت. دوره خاتمی بهار مطبوعات و بهار احزاب و شوراها و بهار اقتصاد نیز بود.

هرچند خاتمی وعده اقتصادی زیادی نداده بود ولی حاصل توسعه سیاسی و تنش‌زدایی او توسعه‌ای متوازن و اقتصادی مولد و پویا را به ارمغان اورد

اقتصاد خاتمی بعد از مشروطیت بی‌نظیر است و از اقتصاد دکتر محمد مصدق نیز بالاتر است. در دوره خاتمی علیرغم نفت ۷ دلاری اقتصاد ایران سالانه بیش از ۵% رشد کرد و برای اولین بار متوسط سرمایه‌گذاری ثابت سالانه به ۲۷/۵% تولید ناخالص ملی کشور رسید که این رقم در سال پایانی دولت او به ۲۹/۵ % افزایش یافت.

خاتمی ۳۳ میلیارد دلار از بدهی‌های خارجی دولت هاشمی را هم پرداخت کرد و صندوق ذخیره ارزی را بنیان نهاد که در سال پایانی دولت او بیش از ۱۵ میلیارد دلار موجودی داشت. تورم در پایان دولت او به ۹/۵ % رسید و تک رقمی شد. بهره بانکی با ۲۴% در آغاز دولت او به ۱۴/۵ % در سال‌های پایانی کاهش یافت و بیکاری ۱۱% شد. او راه جذب سرمایه جهانی و سرمایه ایرانیان خارج از کشور و راه برای ورود به اقتصاد ایران را هموار کرد و توانست بیش از یکصد هزار پروژه عمرانی و صنعتی را تکمیل کند و به نوسازی صنعت ایران بپردازد که پارس جنوبی با یازده فاز آن نماد این سرمایه گذاری‌ها محسوب می‌شود.

در دولت خاتمی اقتصاد نفتی و وابستگی به دلارهای نفتی با اعمال انضباطی شدید مالی روز بروز رنگ باخت، بطوریکه هزینه یک درصد رشد اقتصادی با ۳/۶ میلیارد سرمایه‌گذاری حاصل شد. او برنامه سوم را بشکل موفقیت‌آمیزی اجرا کرد و برنامه چهارم را نیز با ۱۶/۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری سالانه و با رشد اقتصادی ۸% در سال تنظیم کرد.

شاهکار برنامه ریزی اقتصادی او تنطیم برنامه سند چشم‌انداز بیست ساله بود که بدست استراتژیست سازمان برنامه و بودجه او دکتر ستاری فر تنظیم شد و به تایید همه ارکان نظام رسید و مطابق این سند قرار بود ایران از طریق تعامل موثر و سازنده با جهان به رشد اقتصادی ۸% سالانه دست یابد و در سال ۱۴۰۴ در منطقه در هفت شاخص به رتبه اول منطقه‌ای نایل آید برنامه‌ای که بعد از خاتمی به همراه برنامه چهارم عقیم و بلا اجرا شد.

بی‌تردید می‌توان گفت اگر اقتصاد ایران بعد از پایان دولت خاتمی نیز با همان آهنگ دولت خاتمی حرکت می‌کرد ایران امروز جوان بیکار نداشت و GDP ایران دو برابر امروز یعنی بالاتر از ترکیه و مالزی قرار داشت و سکه طلا ۳۰۰ هزار تومان و دلار ۱۵۰۰ تومان بود و قدرت خرید هر ایرانی حداقل سه برابر امروز بود و بدین ترتیب کشور با شفافیت و کارآمدی فرزندان اصیل خود و با اقتصادی مولد و پویا با صادرات کالاهایی با مزیت رقابتی در ریل توسعه پایدار در حرکت بود.

او پاکدستی،کارآمدی، شفافیت و پاسخگویی را در دولت خود نهادینه کرد و این سیستم حکمرانی خوب امروز بیش از هر اکسیری نیاز ایران است تا در این شرایط سخت گره از کار ملت گشاید.

آقای خاتمی ثابت کرده که برای منافع ملی ایران و سربلندی کشور هیچ مضایقه‌ای ندارد، سرمایه‌ نمادین گران سنگی که می‌تواند دگربار با ایده‌هایش سرمایه اجتماعی شود.

دکترحسینی استادیاردانشگاه تهران
.
Forwarded from اخبار داغ محرمانه
⭕️هدیه رهبر انقلاب به دختری که در حضور ایشان از حصر انتقاد کرد

خبرگزاری «میزان» در گزارشی از حواشی دیدار روز گذشته دانشجویان با رهبر معظم انقلاب اسلامی آورده است: «سحر مهرابی نماینده نشریات دانشجویی پشت تریبون می‌آید. محور سخنرانی‌اش را گذاشته بر قانون و توجه به قانون اساسی. کنایه‌هایی هم درباره حصر فتنه‌گران می‌زند و آن را نادرست می‌داند. دانشجویان، اما با شعار «مرگ فتنه‌گر» همراهیش می‌کنند. مهرابی هم مانند بقیه دانشجویان بعد از صحبتش پیش آقا می‌رود. آقا می‌گویند متنی را که خواندید به من بدهید. متنش را می‌دهد. آقا می‌گویند «دانشجو‌ها همه بچه‌های من هستند». به آقا می‌گوید شیرازی است و درخواست یک هدیه می‌کند. آقا می‌گویند قرآن بهتان هدیه می‌دهم. »
@secretnewss
Forwarded from دغدغه ایران
مقام مسیولا، در و دیوار شهر را با نصیحت پر نکنید
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
در و دیوار شهر پر است از بیلبوردها و پوسترهایی که شهروندان را به اخلاق، فروتنی، بخشش یا بقیه فضیلت‌های اخلاقی دعوت می‌کنند. سال‌هاست من واقعاً نمی‌دانم در جامعه‌ای کم‌اعتماد که هر فردش از زوال اخلاق سخن می‌گوید و آدم‌ها با سرعت‌های بالا در بزرگراه‌ها می‌رانند، چه کسی وقت و حوصله برای خواندن این پیام‌ها دارد؟ چه نتیجه‌ای از این‌ها گرفته‌اید؟ می‌شود راه‌های دیگری هم رفت.
مقامات ایالت تگزاس با هزینه‌های تبلیغاتی سرسام‌آور تلاش می‌کردند مردم را به این باور برسانند که نریختن زباله در شهر وظیفه شهروندی است. جوانان 18 تا 24 ساله بیشترین زباله را می‌ریختند، کسانی که حاضر به پذیرفتن حرف مقامات پشت میز نشین نیستند. مقامات احساس کردند به شعاری به اندازه کافی خشن و جدی، منطبق بر روحیه مغرور تگزاسی احتیاج دارند که افراد بی‌مسئولیت را خطاب قرار دهد.
بازیکنان تیم مشهور «دالاس کابوی» برای تبلیغ تلویزیونی دعوت شدند. بازیکنان در این آگهی زباله‌ها را جمع می‌کردند و به قوطی‌های مچاله‌شده نوشابه می‌گفتند «با تگزاس در نیفتید!» اکنون تمام محصولات «با تگزاس درنیفتید!» - از عکس برگردان گرفته تا لیوان قهوه و بلوز – در دسترس مردم است. بیش از 95 درصد تگزاسی‌ها با این شعار آشنا هستند. این شعار در سال 2006 به عنوان شعار محبوب آمریکا انتخاب شد و در گرامیداشت آن رژه‌ای در خیابان مدیسون نیویورک برگزار شد. میزان زباله ریخته‌شده در سال اول تا حد چشم‌گیر 26 درصد کاهش یافت و در 6 سال اول کاهش 76 درصدی در زباله‌های کنار بزرگراه‌ها مشاهده شد. این اتفاق نه با تهدید و زور بلکه با سُقُلمه‌ای خلاقانه محقق شد.
این مثال را از صفحات 138 تا 140 کتاب سُقُلمِه نوشته ریچارد تیلر و کاس سانستین (ترجمه مهدی حبیب‌الهی و همکاران، انتشارات شفاف) انتخاب کرده‌ام. این مثال – در کنار ده‌ها مثال دیگری که تیلر و سانستین در کتاب آورده‌اند – نشان می‌دهد می‌توان با اقداماتی بسیار کم‌هزینه‌تر از آن‌چه اکنون در بسیاری از روابط عمومی‌ها و فعالیت‌های تبلیغاتی دولتی و عمومی انجام می‌شود، مردم را می‌توان نسبت به انجام برخی مسئولیت‌ها تشویق کرد.
کمپین نریختن زباله در شهر ایالت تگزاس نشان می‌دهد: اول درباره چیزی با مردم سخن بگویید که مسأله‌شان باشد. تلاش نکنید درباره آن‌ چیزهایی که مسأله زندگی واقعی‌شان نیست با آن‌ها صحبت کنید. مردم به راحتی شما را نادیده می‌گیرند. آن‌ها دوست ندارند یک نهاد دولتی یا عمومی پول‌شان را صرف دعوت مردم به اخلاق از طریق بیلبورد کند. دوم، توجه کنید که چه کسی پیام را ارسال می‌کند. مردم دوست ندارند پیام اخلاق را از سوی کسانی بشنوند که نتوانسته‌اند فکری به حال فساد در سازمان تحت امرشان کنند. گاهی لازم است حرف‌ را دیگرانی بگویند که شما شاید اصلاً آن‌ها را دوست ندارید.
سوم، روحیه مردم را در نظر بگیرید. اگر تگزاسی‌ها روحیه خشن و مغرور را دوست دارند و شعارشان متناسب با همین روحیه تنظیم شده است، شما هم درباره مسأله واقعی مردم، مبتنی بر روحیه‌شان کمپین تنظیم کنید. چهارم، روی یک شعار متمرکز شوید نه آن‌که به هر گوشه شهر چیزی آویزان کنید و روی آن چیزی بنویسید. شعارها باید متمرکز باشند، متمرکز بر زندگی واقعی (نه نصیحت اخلاقی از زبان کسانی که متهم به بی‌اخلاقی هستند)، متناسب و متمرکز بر روحیه مردم، و هم تمرکز بر شعاری واحد و به اندازه کافی برانگیزاننده.
پنجم، درست است که کسب‌وکار شرکت‌های تبلیغاتی و قراردادهای آن‌ها مهم است و بر سیاست تبلیغات تأثیر می‌گذارد، ولی حتی آن‌ها هم می‌توانند با مدل‌های خلاقانه‌تر و راهگشاتری به همان قراردادها و پول‌ها برسند. پول درآوردن هم که نباید همیشه با روش‌های کهنه و بی‌اثر صورت گیرد.
ششم، روی مسائلی متمرکز شوید که واقعاً دغدغه مردم است و به‌کار بهبود زندگی ایشان می‌آید. مردم به اندازه کافی نصیحت اخلاقی شنیده‌اند. در و دیوارهای شهر را با هر چیزی شلوغ نکنید. تابستان است و خشکسالی و وقت #سازگاری_با_کم‌آبی، زباله‌ها برای شهر مشکل درست کرده‌اند، مردم عوارض شهری را درست نمی‌پردازند، رانندگی شهروندان خوب نیست، ایمنی در مقابل آتش بسیار کم است. اگر در و دیواری برای شهر هست، و اگر پولی دارید که خرج تبلیغات کنید، مسائلی مهم‌تر از نصایح اخلاقی وجود دارد. آن‌که باید نصیحت و توصیه به فضایل اخلاقی شود شمایید، مقام مسیولا!! در و دیوار شهر ظرفیت پیام‌های مهم‌تری دارند.
(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad
Forwarded from Leilaye Leili (Leilaye Leili)
سیر تغییر در ایران را در چهره ای مثل مخملباف می شود دید
از راست تندروی "توبه ی نصوح"و"بایکوت" تا راست ملودمکراتیزه ی "ای ما با اسراییل در صلحیم" وآخ جانم "جامعه ی جهانی"!

روی ان خط باریک میانی که مقابل جریان قدرت می ایستد؛ داخلی یا خارجی -و مورد حمله است از هر طرف- دوام نیاوردیم
Forwarded from کرگدن
اتفاق مدرسهء غرب تهران دو هفته پیش رخ داده ؛ اما از دیروز که خبرش در شبکه های اجتماعی پخش شد ؛ کمتر از ۲۴ ساعت آنچنان تاثیر گذار بود که باعث شد عالیترین مقام کشور هم واکنش نشون بده. اگه این قدرت شبکه های اجتماعی نیست پس چیه ؟

شما جای برادران بودید ، تلگرام را فیلتر نمیکردید ؟!

همه داستان اینه : ترس از آگاهی مردم

#مهدی_تاجوری

@ololon کرگدن