چگونه بحث کنیم؟-8
📏📏📏📏📏📏📏📏📏📏
⏺ به نظر می رسد پاسخ سؤال( چگونه بحث کنیم؟) مستقل از پاسخ سؤال( چرا باید بحث کنیم؟) نیست.
زیرا سؤال اول در واقع معطوف است به روشهایی که باید برای بحث برگزینیم.
و روشهای بحث ، مسلما نسبت به اهدافی که از بحث مدنظر داریم حساسند. یعنی با تغییر اهداف ، چه بسا روشهای بحث هم تغییر یابند.
به عبارت دیگر روشهای بحث تابعی هستند از متغیرهایی که یکی از آنها به احتمال زیاد هدف و نتایجی است که از بحث می طلبیم.
⏺ و سوال دوم یعنی ( چرا باید بحث کنیم؟) ناظر به غایات و اهدافی است که برای دستیابی به آنها ، این فعل دیالکتیکی اجتماعی را برمی گزینیم.
روشهایی که برای بحث کردن انتخاب می کنیم باید طوری طراحی شده باشند که تا حد ممکن ما را به غایات مورد نظر نزدیک کنند و نتایج دلخواه ما را در دسترس قرار دهند.
◀️ در شماره های گذشته، تا حدودی به اموری که بحث کردن را برای انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر می نمود اشاره کردیم که این ضرورت، بعد از ظهور انسان مدرن بسیار پررنگ و غیرقابل انکار می نمود.
◀️ اشاره کردیم که طی روند توسعه و تکامل ذهنی و روانی انسان و پیشرفتهای جامعۀ بشری ، انسانی پا به عرصه ی حیات گذاشت که برای خود هویتی فردی ، قائم به ذات، مستقل و دارای مسوولیتی بی پایان در مقابل سرنوشت خود قائل بود، انسانی که خود را هیچ کمتر از هیچ انسان دیگر نمی دانست و برای خود حق تعیین سرنوشت قائل بود و ازینرو در خود توانایی تشخیص حق از باطل و درست از نادرست می دید و هیچ فردی را ولی و سرپرست و قیم خود نمی شناخت و وظیفه داشت که در هر زمینه ای رأسا به شناخت مورد مبتلابه اقدام نماید و بر اساس شناخت و تشخیص خود عمل کند.
اما این انسان فردیت یافته،کار آسانی پیش رو نداشت. شناختن صحیح و دور از خطای تمام مواردی که برای زندگی لازم است، کارسهلی نبود و نیست.
چرا؟ برای اینکه انسان در بدو تولدش نه تنها عاری از هرگونه دانش بالفعلی است بلکه حتی از مهارتهایی هم که برای شناختن لازم است، بی بهره است.
تمام این نیازمندیهای ادراکی و حتی مهارتهای لازم را باید با کمک گرفتن از دیگران به دست بیاورد.
و تنها راه یاری جستن از دیگران و بهره مندی از توانایی های همنوعان خود، از طریق گفتگو و بحث قابل دسترسی است.
◀️ برای همین است که برای یک طفل ، یادگیری سخن گفتن و مکالمه و ارتباط کلامی با دیگران از اولویتهای مهم محسوب می شود.
چون
♦️ اولا ارتباط معنایی هر انسانی با انسانهای دیگر صرفا از طریق زبان است.
♦️ ثانیا خود دانش و معرفت انسانی هم در قالب همین الفاظ و ساختار لفظی ممکن و میسر است.
♦️ ثالثا همین بشر به تدریج می فهمد که دانش مورد نیاز وی خصلت جمعی دارد و چیزی نیست که وی به تنهایی بتواند در عمر محدود خود، همه نیازمندیهای معرفتی خود را شخصا کسب کند.
◀️ پس هم در کسب علم و هم در کسب مهارتهای مورد نیاز معرفتی باید از دیگران کمک بگیرد و این کمک تنها از طریق ارتباط کلامی میسر است.
◀️ اینها در واقع پاسخی است به دومین سؤالی که مطرح شد:
اما اگر انگیزۀ اصلی و مهم ما انسانها از گفتگو و بحث همینهاست، سؤالی به رنگ قرمز چشمکزن در مقابل ما خودنمایی می کند:
🔴 آیا واقعا گفتگوهای روزمره ما در حال حاضر ( برای مثال در شبکه های اجتماعی ) به گونه ای است که بتواند این نیاز اساسی ما را برطرف کند؟ یا عملا از ظرفیت برآوردن این نتیجه عاجز است و هیچ کمک عمده ای برای یادگیری و رفع نیازهای علمی و ادراکی ما نمی کند؟
🔴 اگر این مشکل وجود دارد ، مبانی آن چیست و چگونه باید رفع شوند؟
🔴 آیا اشکال روشی هم وجود دارد؟
🔴 کدامین اشکالها؟
🔴 چگونه باید برای اصلاح روشها اقدام کرد؟
◀️ - انسان معاصر که یافتن حقیقت برایش بسیار مهم شده است، با یک مشکل بزرگ دیگر هم مواجه است:
🔴 آیا بدیهیترین نتیجۀ این حالت این نیست که انسان به سختی در معرض خطا و اشتباه و لغزش است؟
🔴 چگونه می توانم مطمئن باشم که من نیز در جمله خطاکاران نیستم؟ گرچه هیچ کس آرزو نمی کند که خود را خطاکار ببیند و بلکه همه سعی می کنند بر خود بباورانند که برخطا نیستند و راه حق راهی است که او برگزیده!
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📏📏📏📏📏📏📏📏📏📏
⏺ به نظر می رسد پاسخ سؤال( چگونه بحث کنیم؟) مستقل از پاسخ سؤال( چرا باید بحث کنیم؟) نیست.
زیرا سؤال اول در واقع معطوف است به روشهایی که باید برای بحث برگزینیم.
و روشهای بحث ، مسلما نسبت به اهدافی که از بحث مدنظر داریم حساسند. یعنی با تغییر اهداف ، چه بسا روشهای بحث هم تغییر یابند.
به عبارت دیگر روشهای بحث تابعی هستند از متغیرهایی که یکی از آنها به احتمال زیاد هدف و نتایجی است که از بحث می طلبیم.
⏺ و سوال دوم یعنی ( چرا باید بحث کنیم؟) ناظر به غایات و اهدافی است که برای دستیابی به آنها ، این فعل دیالکتیکی اجتماعی را برمی گزینیم.
روشهایی که برای بحث کردن انتخاب می کنیم باید طوری طراحی شده باشند که تا حد ممکن ما را به غایات مورد نظر نزدیک کنند و نتایج دلخواه ما را در دسترس قرار دهند.
◀️ در شماره های گذشته، تا حدودی به اموری که بحث کردن را برای انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر می نمود اشاره کردیم که این ضرورت، بعد از ظهور انسان مدرن بسیار پررنگ و غیرقابل انکار می نمود.
◀️ اشاره کردیم که طی روند توسعه و تکامل ذهنی و روانی انسان و پیشرفتهای جامعۀ بشری ، انسانی پا به عرصه ی حیات گذاشت که برای خود هویتی فردی ، قائم به ذات، مستقل و دارای مسوولیتی بی پایان در مقابل سرنوشت خود قائل بود، انسانی که خود را هیچ کمتر از هیچ انسان دیگر نمی دانست و برای خود حق تعیین سرنوشت قائل بود و ازینرو در خود توانایی تشخیص حق از باطل و درست از نادرست می دید و هیچ فردی را ولی و سرپرست و قیم خود نمی شناخت و وظیفه داشت که در هر زمینه ای رأسا به شناخت مورد مبتلابه اقدام نماید و بر اساس شناخت و تشخیص خود عمل کند.
اما این انسان فردیت یافته،کار آسانی پیش رو نداشت. شناختن صحیح و دور از خطای تمام مواردی که برای زندگی لازم است، کارسهلی نبود و نیست.
چرا؟ برای اینکه انسان در بدو تولدش نه تنها عاری از هرگونه دانش بالفعلی است بلکه حتی از مهارتهایی هم که برای شناختن لازم است، بی بهره است.
تمام این نیازمندیهای ادراکی و حتی مهارتهای لازم را باید با کمک گرفتن از دیگران به دست بیاورد.
و تنها راه یاری جستن از دیگران و بهره مندی از توانایی های همنوعان خود، از طریق گفتگو و بحث قابل دسترسی است.
◀️ برای همین است که برای یک طفل ، یادگیری سخن گفتن و مکالمه و ارتباط کلامی با دیگران از اولویتهای مهم محسوب می شود.
چون
♦️ اولا ارتباط معنایی هر انسانی با انسانهای دیگر صرفا از طریق زبان است.
♦️ ثانیا خود دانش و معرفت انسانی هم در قالب همین الفاظ و ساختار لفظی ممکن و میسر است.
♦️ ثالثا همین بشر به تدریج می فهمد که دانش مورد نیاز وی خصلت جمعی دارد و چیزی نیست که وی به تنهایی بتواند در عمر محدود خود، همه نیازمندیهای معرفتی خود را شخصا کسب کند.
◀️ پس هم در کسب علم و هم در کسب مهارتهای مورد نیاز معرفتی باید از دیگران کمک بگیرد و این کمک تنها از طریق ارتباط کلامی میسر است.
◀️ اینها در واقع پاسخی است به دومین سؤالی که مطرح شد:
( چرا باید بحث و گفتگو کنیم؟)
اما اگر انگیزۀ اصلی و مهم ما انسانها از گفتگو و بحث همینهاست، سؤالی به رنگ قرمز چشمکزن در مقابل ما خودنمایی می کند:
🔴 آیا واقعا گفتگوهای روزمره ما در حال حاضر ( برای مثال در شبکه های اجتماعی ) به گونه ای است که بتواند این نیاز اساسی ما را برطرف کند؟ یا عملا از ظرفیت برآوردن این نتیجه عاجز است و هیچ کمک عمده ای برای یادگیری و رفع نیازهای علمی و ادراکی ما نمی کند؟
🔴 اگر این مشکل وجود دارد ، مبانی آن چیست و چگونه باید رفع شوند؟
🔴 آیا اشکال روشی هم وجود دارد؟
🔴 کدامین اشکالها؟
🔴 چگونه باید برای اصلاح روشها اقدام کرد؟
◀️ - انسان معاصر که یافتن حقیقت برایش بسیار مهم شده است، با یک مشکل بزرگ دیگر هم مواجه است:
اگر حقیقتی وجود دارد و انسان مؤظف است شخصا برای یافتن آن همت کند، پس چرا ما با هزارها انسان با افکار و باورهای مختلف مواجهیم که هر کدام خود را محق می دانند و دیگران را برخطا؟
🔴 آیا بدیهیترین نتیجۀ این حالت این نیست که انسان به سختی در معرض خطا و اشتباه و لغزش است؟
🔴 چگونه می توانم مطمئن باشم که من نیز در جمله خطاکاران نیستم؟ گرچه هیچ کس آرزو نمی کند که خود را خطاکار ببیند و بلکه همه سعی می کنند بر خود بباورانند که برخطا نیستند و راه حق راهی است که او برگزیده!
اما این وضعیت برای هر فردی، به همین منوال است!
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from Deleted Account
سال 58 مناظره ای داغ بین مهندس بازرگان و شهید بهشتی تحت عنوان "تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا؟ در صدا و سیما برگزار شد.
شهید بهشتی معتقد بود مسئولین باید متعهد باشند و مرحوم بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهم تر است.
در لابلای بحث مرحوم بازرگان سوالی از شهید بهشتی پرسید:
آقای دکتر فرض کنیم که قصد دارید با اتوبوس از شهری به تهران بیایید.
راننده ای را داریم که جاده را مثل کف دست می شناسد و البته اهل همه جور معصیتی هم است و راننده ای که متقی است و تازه کار، شما خانواده تان را با کدام راننده راهی می کنید؟
در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کرده سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه فرمودند آقا من دیگه صحبتی ندارم!
شهید بهشتی معتقد بود مسئولین باید متعهد باشند و مرحوم بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهم تر است.
در لابلای بحث مرحوم بازرگان سوالی از شهید بهشتی پرسید:
آقای دکتر فرض کنیم که قصد دارید با اتوبوس از شهری به تهران بیایید.
راننده ای را داریم که جاده را مثل کف دست می شناسد و البته اهل همه جور معصیتی هم است و راننده ای که متقی است و تازه کار، شما خانواده تان را با کدام راننده راهی می کنید؟
در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کرده سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه فرمودند آقا من دیگه صحبتی ندارم!
چگونه بحث کنیم-9
💠💠💠💠💠💠
✅ موقعی که فردی سری نوشته های مربوط به بحث را دنبال می کند، شاید خواسته یا ناخواسته با این سؤال روبرو شود که چه نیازی است به این همه مقدمه چینی؟
✅ چرا به جای ورود سرراست و مستقیم به اصل بحث و پرداختن به اصول و قواعد بحث، بر روی بحث های مقدماتی متمرکز شده و بسیار بر آنها تأکید می شود؟
این سؤال، خود اهمیت بسیار زیادی دارد و باید با حداکثر دقت ممکن پاسخ داده شود.
☑️ همچنانکه مخاطبان اندیشمند و اهل فکر و اهل درد این نوشتارها که بار مسوولیت اجتماعی را بر دوش خود حس می کنند و این روزها مکررا با این سؤال مواجه می شوند که :
☑️ مشکل کجاست ؟
☑️ برای ایجاد شرایط مطلوبتر در جامعه و حکومت چه باید کرد؟
☑️ درد جامعۀ ایران چگونه مداوا می شود؟
☑️ چرا تلاشهای مختلف برای بهبود شرایط، عمدتا عقیم می ماند؟
☑️ و........
🔅 نویسنده نیز مدتهای مدیدی است که این سؤال را از خود پرسیده و سعی نموده به وسع خود، این مشکلات را ریشه یابی نموده و بر اساسی ترین موانع انگشت بگذارد.
🔅 بررسی ریشه های مشکلات اجتماعی ایران ، فرصت و مقام دیگری را می طلبد اما برای پاسخ دادن به سؤالی که در اول نوشتار مطرح کردم یعنی اینکه( چرا با این گستردگی بر مقدمات بحث تاکید می شود؟) اجمالا عرض می شود که:
🔅 نویسنده با تأمل در تاریخ رشد و تحول جامعۀ ایرانی به این نتیجه رسیده است که یکی از بنیادی ترین نقائص در فرهنگ مردم ایران که سبب عقب ماندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... شده است:
🔅 فقدان یا نقص میل به همکاری و مشارکت جمعی در بین مردم و بالطبع ضعف عمده در مهارتهایی است که در این راستا کارگر و مؤثرند، می باشد.
🔅 تشدید و تقویت میل به مشارکت جمعی برای رسیدن به اهداف مشترک، در اصل زاییده تجربیات موفقی می تواند باشد که افراد در جامعۀ خویش اندوخته اند و توانسته اند از مواهب این همکاری مشکلات بزرگی را از پیش رو بردارند و برعکس اگر به هر علتی ، این همکاری جمعی برای رفع مشکلات نتیجه مطلوبی در پی نداشته باشد، افراد آن جامعه هرچه بیشتر در لاک فردی خود فرو رفته و سکان زندگی را بر اساس منافع فردی خویش هدایت خواهند کرد.
♦️ برای مثال، اگر مردم جامعه مان از همکاری جمعی در انقلاب 57 نتایج بهتر و مقبولتری کسب می کردند ، میزان میل و علاقۀ آنها در پیگیری جمعی مطالبات خود، می توانست به شدت متفاوت باشد.
✅ به تحلیل نویسنده، از مهمترین کاستیهای جامعۀ ایرانی،
🔅 مهارتهای لازم برای بحث و دیالوگ همگرایانه،
عملا با وجود میل به همگرایی
و تلاش برای رسیدن به دیدگاههای مشترک
و تجربه های مکرر و آزمودن راههای مختلف
و حذف راه حلهای ناموفق
و اصلاح راه حل های نسبتا موفق
و در نهایت به دست آوردن راه های کارآمد و مؤثر برای پیگیری بحثها در مسیر همگرایی
و وصول به وحدت نظر در زمینه های مختلف
است.
🔅
موانعی که عملا مانع می شوند که ما بحثها را طوری هدایت کنیم که به یک نتیجه مشترک و به یک توافق منتهی می شوند.
موانعی که باعث می شوند که بحثها به سمت و سوی مجادله و کشمکش یا جرو بحث تغییر مسیر داده و اکثرا با کدورت خاطر و رنجیده شدن از همدیگر ، متوقف شود.
♦️ به طوری که همین شکستهای موردی، یک تئوری خطرناک را در هر یک از ما تأیید می کنند که ما قادر نیستیم با همدیگر به تفاهم و فکر مشترک برسیم.
✅✅
اگر مردم جوامع دیگر توانسته اند با همکاری جمعی مشکلات جامعه خود را حل کنند و سعادت جمعی خویش را به تدریج و به طور نسبی به دست آورند، یعنی ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم و اگر بتوانیم موانع کار را به خوبی شناسایی و رفع کنیم، ما هم خواهیم توانست.
✅✅
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
💠💠💠💠💠💠
- اصلاح مسیر، مستلزم نگاه به خویشتن و مقصد و راه از مسلطترین نقطۀ ممکن💠💠💠💠💠💠
✅ موقعی که فردی سری نوشته های مربوط به بحث را دنبال می کند، شاید خواسته یا ناخواسته با این سؤال روبرو شود که چه نیازی است به این همه مقدمه چینی؟
✅ چرا به جای ورود سرراست و مستقیم به اصل بحث و پرداختن به اصول و قواعد بحث، بر روی بحث های مقدماتی متمرکز شده و بسیار بر آنها تأکید می شود؟
این سؤال، خود اهمیت بسیار زیادی دارد و باید با حداکثر دقت ممکن پاسخ داده شود.
☑️ همچنانکه مخاطبان اندیشمند و اهل فکر و اهل درد این نوشتارها که بار مسوولیت اجتماعی را بر دوش خود حس می کنند و این روزها مکررا با این سؤال مواجه می شوند که :
☑️ مشکل کجاست ؟
☑️ برای ایجاد شرایط مطلوبتر در جامعه و حکومت چه باید کرد؟
☑️ درد جامعۀ ایران چگونه مداوا می شود؟
☑️ چرا تلاشهای مختلف برای بهبود شرایط، عمدتا عقیم می ماند؟
☑️ و........
🔅 نویسنده نیز مدتهای مدیدی است که این سؤال را از خود پرسیده و سعی نموده به وسع خود، این مشکلات را ریشه یابی نموده و بر اساسی ترین موانع انگشت بگذارد.
🔅 بررسی ریشه های مشکلات اجتماعی ایران ، فرصت و مقام دیگری را می طلبد اما برای پاسخ دادن به سؤالی که در اول نوشتار مطرح کردم یعنی اینکه( چرا با این گستردگی بر مقدمات بحث تاکید می شود؟) اجمالا عرض می شود که:
🔅 نویسنده با تأمل در تاریخ رشد و تحول جامعۀ ایرانی به این نتیجه رسیده است که یکی از بنیادی ترین نقائص در فرهنگ مردم ایران که سبب عقب ماندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... شده است:
🔅 فقدان یا نقص میل به همکاری و مشارکت جمعی در بین مردم و بالطبع ضعف عمده در مهارتهایی است که در این راستا کارگر و مؤثرند، می باشد.
🔅 تشدید و تقویت میل به مشارکت جمعی برای رسیدن به اهداف مشترک، در اصل زاییده تجربیات موفقی می تواند باشد که افراد در جامعۀ خویش اندوخته اند و توانسته اند از مواهب این همکاری مشکلات بزرگی را از پیش رو بردارند و برعکس اگر به هر علتی ، این همکاری جمعی برای رفع مشکلات نتیجه مطلوبی در پی نداشته باشد، افراد آن جامعه هرچه بیشتر در لاک فردی خود فرو رفته و سکان زندگی را بر اساس منافع فردی خویش هدایت خواهند کرد.
♦️ برای مثال، اگر مردم جامعه مان از همکاری جمعی در انقلاب 57 نتایج بهتر و مقبولتری کسب می کردند ، میزان میل و علاقۀ آنها در پیگیری جمعی مطالبات خود، می توانست به شدت متفاوت باشد.
✅ به تحلیل نویسنده، از مهمترین کاستیهای جامعۀ ایرانی،
فقدان تمایل جدی به همکاری های اجتماعی برای رسیدن به اهداف مشترک ملی و ازینرو فقدان میل به رسیدن به دیدگاههای مشترک و نیز فقدان مهارتهای لازم برای گفتگوهای همگرایانه است.🔅 مهارتهای لازم برای بحث و دیالوگ همگرایانه،
عملا با وجود میل به همگرایی
و تلاش برای رسیدن به دیدگاههای مشترک
و تجربه های مکرر و آزمودن راههای مختلف
و حذف راه حلهای ناموفق
و اصلاح راه حل های نسبتا موفق
و در نهایت به دست آوردن راه های کارآمد و مؤثر برای پیگیری بحثها در مسیر همگرایی
و وصول به وحدت نظر در زمینه های مختلف
است.
🔅
روشن است که رسیدن به وحدت نظر در استراتژی و تاکتیک ، خود ، مقدمۀ لازم برای تعاون و همکاری در مقام عمل است.
✅ پس یکی از اهدافی که در طی این بحثها دنبال می شود، رفع کردن موانع ذهنی است که ما ایرانیان برای بحثهای معطوف به همگرایی داریم.موانعی که عملا مانع می شوند که ما بحثها را طوری هدایت کنیم که به یک نتیجه مشترک و به یک توافق منتهی می شوند.
موانعی که باعث می شوند که بحثها به سمت و سوی مجادله و کشمکش یا جرو بحث تغییر مسیر داده و اکثرا با کدورت خاطر و رنجیده شدن از همدیگر ، متوقف شود.
♦️ به طوری که همین شکستهای موردی، یک تئوری خطرناک را در هر یک از ما تأیید می کنند که ما قادر نیستیم با همدیگر به تفاهم و فکر مشترک برسیم.
زیرا تحکیم این تئوری ، در واقع امضای قطعی بر شکست نهایی مردم سرزمینمان در حل مشکلات خود است؛جایی که راه را برای بیگانگان و غریبه ها باز میکند که حق حل مشکلاتمان را برای خود ثابت شده ببینند!
✅✅
اگر مردم جوامع دیگر توانسته اند با همکاری جمعی مشکلات جامعه خود را حل کنند و سعادت جمعی خویش را به تدریج و به طور نسبی به دست آورند، یعنی ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم و اگر بتوانیم موانع کار را به خوبی شناسایی و رفع کنیم، ما هم خواهیم توانست.
✅✅
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
☀️☀️☀️چگونه بحث کنیم☀️☀️☀️(10)
✅ - فرق علم با فن
✅ - ویژگی های فن
✅ - بحث فن است و نه علم
✳️ رایجترین واژه ای که در زبان انگلیسی برای دانش و علم و معرفت و دانایی به کار می رود knowledge و مصدر to know و knowing است.
🔰 اما این واژه در زبان انگلیسی فقط به معنای دانش به کار نمی رود؛ بلکه مشترک لفظی بین سه معناست.
✔️ مشترک لفظی:
وقتی به واژه ای مشترک لفظی گفته می شود که بسان دو لفظ و واژه ی مجزا و متمایز به بیش از یک معنا اشاره کند.
✔️ یعنی همانگونه که شیر و شتر دو واژۀ مختلف و مجزا هستند که هر کدام به معنایی جداگانه دلالت میکنند، برخی اوقات یک واژه مانند شیرنیز به بیش از یک معنا دلالت دارد.
✔️ یعنی گاهی شیر حکایت از مایعی نوشیدنی می کند که حیوانات پستاندار به نوزاد خود می دهند و گاهی حکایت از یک حیوان پستاندار وحشی جنگلی می کند که به عنوان سلطان جنگل مشهور است.
✔️ در چنین وضعیتی گفته می شود که شیر مشترک لفظی بین دو معناست.
واژۀ knowing در زبان انگلیسی هم مشترک لفظی بین سه معناست:
1-
2-
3-
که لفظ knowing برای هر سه معنا کاربرد دارد.
✔️ به همین دلیل است که وقتی در مباحث معرفت شناسی اقدام به تعریف knowledge می کنند ضرورت ایجاب می کند که به این اشتراک لفظی اشاره کنند و با توضیح دادن معانی متعدد این واژه ، تصریح کنند که در این مبحث فقط یکی از این سه معنا(دانستن) مدنظر است و نباید معانی دیگر واژه knowledge را در این مبحث دخالت داد.
✔️✔️خوشبختانه در زبان فارسی چنین مشکلی نیست و برای هر یک از این سه معنا واژه ای جداگانه وجود دارد.
علت اینکه به معانی مختلف واژه knowledge اشاره شد، این است که یکی از آن سه معنا همان مفهوم دانش و علم است
و معنای دیگر اشاره به حرفه ها و فنون دارد.
معنایی که اشاره به فن و حرفه دارد معنای بلد بودن است. بلد بودن حالتی است در انسان غیر از حالت دانستن و تصدیق کردن یک گزاره و از جنس مهارت است.
☑️ دانستن حالتی از حالات انسان است که متعلقش یک گزاره است.
یعنی بعد از فعل دانستن همواره یک جملۀ خبری قرار می گیرد!
و به تعبر دیگر مفعول فعل دانستن همواره یک قضیه ( به معنای منطقی آن) است.
✔️ هرگز یک شیء یا شخص مفعول فعل دانستن قرار نمی گیرد. مثلا نمی گوییم که من سیب را می دانم! یا علی را می دانم.
✔️ به همین دلیل است که گاهی برای مشخصتر کردن این معنای knowing از آن به عنوان knowing that یاد می کنند و با این عبارت می خواهند بفهمانند که در کاربرد این معنا یک جمله خبری به عنوان مفعول قرار می گیرد.
✔️ در مقابل آن معنای بلد بودن قرار می گیرد که از آن به knowing how تعبیر می کنند که نشانگر این نکته است که مراد از آن اشنایی و مهارت در انجام کار خاصی است.
✅ آنچه از این مبحث برای ما مهم است این است که بدانیم علم یا فن فرق دارد و فن خصوصیات متمایزی دارد و به دست آوردن یک فن روندی بس پیچیده تر از کسب دانش دارد و نباید با قاطی کردن این دو دچار مغالطه شد.
☑️ یعنی وقتی که ما تصریح می کنیم که بحث فن است و نه دانش، اشاره به این نکته می کنیم که نباید چنین پنداشت که بحث بسان دانشی مثل جغرافیا و تاریخ است که دانستن گزاره ها و به خاطر سپردن آنها برای موفقیت ما در علم جغرافی و تاریخ کافی است.
✔️ نه اینگونه نیست.
بحث چیزی مثل رانندگی است و مثل پرش با نیزه که برای موفقیت نیازمند آموزش و تمرین و ممارست و کسب مهارت در تکنیک های مختلفی است که در مجموع توان و قابلیت رانندگی یا پرش با نیزه را در ما ایجاد می کند .
✅
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
✅ - فرق علم با فن
✅ - ویژگی های فن
✅ - بحث فن است و نه علم
✳️ رایجترین واژه ای که در زبان انگلیسی برای دانش و علم و معرفت و دانایی به کار می رود knowledge و مصدر to know و knowing است.
🔰 اما این واژه در زبان انگلیسی فقط به معنای دانش به کار نمی رود؛ بلکه مشترک لفظی بین سه معناست.
✔️ مشترک لفظی:
وقتی به واژه ای مشترک لفظی گفته می شود که بسان دو لفظ و واژه ی مجزا و متمایز به بیش از یک معنا اشاره کند.
✔️ یعنی همانگونه که شیر و شتر دو واژۀ مختلف و مجزا هستند که هر کدام به معنایی جداگانه دلالت میکنند، برخی اوقات یک واژه مانند شیرنیز به بیش از یک معنا دلالت دارد.
✔️ یعنی گاهی شیر حکایت از مایعی نوشیدنی می کند که حیوانات پستاندار به نوزاد خود می دهند و گاهی حکایت از یک حیوان پستاندار وحشی جنگلی می کند که به عنوان سلطان جنگل مشهور است.
✔️ در چنین وضعیتی گفته می شود که شیر مشترک لفظی بین دو معناست.
واژۀ knowing در زبان انگلیسی هم مشترک لفظی بین سه معناست:
1-
دانستن مثل : من می دانم آسمان ابری است.2-
شناختن مثل: شما را می شناسم از خدا بهتر!3-
بلد بودن مثل: حسن راندن هواپیما را بلد است.که لفظ knowing برای هر سه معنا کاربرد دارد.
✔️ به همین دلیل است که وقتی در مباحث معرفت شناسی اقدام به تعریف knowledge می کنند ضرورت ایجاب می کند که به این اشتراک لفظی اشاره کنند و با توضیح دادن معانی متعدد این واژه ، تصریح کنند که در این مبحث فقط یکی از این سه معنا(دانستن) مدنظر است و نباید معانی دیگر واژه knowledge را در این مبحث دخالت داد.
✔️✔️خوشبختانه در زبان فارسی چنین مشکلی نیست و برای هر یک از این سه معنا واژه ای جداگانه وجود دارد.
علت اینکه به معانی مختلف واژه knowledge اشاره شد، این است که یکی از آن سه معنا همان مفهوم دانش و علم است
و معنای دیگر اشاره به حرفه ها و فنون دارد.
معنایی که اشاره به فن و حرفه دارد معنای بلد بودن است. بلد بودن حالتی است در انسان غیر از حالت دانستن و تصدیق کردن یک گزاره و از جنس مهارت است.
☑️ دانستن حالتی از حالات انسان است که متعلقش یک گزاره است.
یعنی بعد از فعل دانستن همواره یک جملۀ خبری قرار می گیرد!
و به تعبر دیگر مفعول فعل دانستن همواره یک قضیه ( به معنای منطقی آن) است.
✔️ هرگز یک شیء یا شخص مفعول فعل دانستن قرار نمی گیرد. مثلا نمی گوییم که من سیب را می دانم! یا علی را می دانم.
✔️ به همین دلیل است که گاهی برای مشخصتر کردن این معنای knowing از آن به عنوان knowing that یاد می کنند و با این عبارت می خواهند بفهمانند که در کاربرد این معنا یک جمله خبری به عنوان مفعول قرار می گیرد.
✔️ در مقابل آن معنای بلد بودن قرار می گیرد که از آن به knowing how تعبیر می کنند که نشانگر این نکته است که مراد از آن اشنایی و مهارت در انجام کار خاصی است.
✅ آنچه از این مبحث برای ما مهم است این است که بدانیم علم یا فن فرق دارد و فن خصوصیات متمایزی دارد و به دست آوردن یک فن روندی بس پیچیده تر از کسب دانش دارد و نباید با قاطی کردن این دو دچار مغالطه شد.
☑️ یعنی وقتی که ما تصریح می کنیم که بحث فن است و نه دانش، اشاره به این نکته می کنیم که نباید چنین پنداشت که بحث بسان دانشی مثل جغرافیا و تاریخ است که دانستن گزاره ها و به خاطر سپردن آنها برای موفقیت ما در علم جغرافی و تاریخ کافی است.
✔️ نه اینگونه نیست.
بحث چیزی مثل رانندگی است و مثل پرش با نیزه که برای موفقیت نیازمند آموزش و تمرین و ممارست و کسب مهارت در تکنیک های مختلفی است که در مجموع توان و قابلیت رانندگی یا پرش با نیزه را در ما ایجاد می کند .
✅
پس ما برای موفقیت در بحث با دیگران، نیازمند یادگیری تکنیک هایی هستیم که ما را در مجموع توانایی بحث می بخشند.
✅ از این پس به تناسب پیشرفت در این مجموعه، با تکنیکهای مختلفی آشنا می شویم و به تمرین آنها می پردازیم. تکنیکهایی که خواهی نخواهی ، امروزه بخشی از ضروریات لازم برای گذران زندگی اجتماعی هستند و در واقع جزو سواد عمومی تلقی می شوند اگر سواد را به منزله ی مهارتهای اولیه لازم برای تحصیل و به دست آوردن خواسته های خود در زندگی اجتماعی تعریف کنیم.🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
چگونه بحث کنیم-11
⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️
🔸انواع ارتباط
🔸 ارتباط کلامی و غیرکلامی
🔸 ارتباط یک جانبه و ارتباط متقابل
🔸 ارتباط حضوری و غیر حضوری
🔺 در مباحث قبل اشاره شد که بحث و دیالوگ نوعی مهارت ارتباط کلامی است.
برای اینکه مراد دقیق ما از دیالوگ مشخص شود، بهتر است اجمالا به انواع دیگر ارتباط های کلامی اشاره ای بشود.
🔺 ارتباط کلامی در تقسیم کلی می تواند یک جانبه باشد یا متقابل
🔵 فرق اساسی بین ارتباط یک جانبه و ارتباط متقابل:
مراد از ارتباط یک جانبه این است که مهارتهایی که برای آن عنوان تعریف می شود، تنها برای یک طرف رابطه ضروری است اما در ارتباط متقابل، هر دو طرف رابطه کار واحدی را انجام می دهند و تمام شرایط لازم برای هر دو طرف رابطه تعریف می شود.
🔹 ارتباط کلامی یک جانبه به حسب اغراضی که بر آن متصور است و اهداف تعریف شده اش تعریف می شوند و انواع متعددی را برایش می توان شمرد و ما به مهمترین آنها شاره ای می کنیم.
🔳 خطابه:
▫️یک نوع ارتباط کلامی است که هدف خطیب، اقناع مخاطب و متقاعد ساختن وی به قبول سخنی و پذیرفتن آن و تمایل بر اینکه بر طبق آن عمل نماید.
مثل کاری که روحانیان بر سر منبر و سیاستمداران پشت تریبون انجام می دهند.
🔳 تدریس:
▫️هدف از این فن، تعلیم و یاد دادن است، آموزش دادن یک رشته علمی یا یک فن به صورت حرفه ای ، منظم و معمولا ادامه دار برای افرادی که از حیث رشتۀ مورد آموزش تقریبا همسطح هستند.
همانند کاری که آموزگاران و دبیران در مدرسه و دبیرستان و حتی اساتید در دانشگاهها به صورت سنتی انجام می دهند
به غیر از اینها می توان به انواع دیگری هم اشاره کرد. از جمله:
▫️نقالی
▪️دفاعیه
▫️آوازخوانی و شعر
▪️نصیحت
▫️خبر
▪️مصاحبه
▫️نوحه خوانی
🔲 برخی دیگر از این نوع نه به وسیلۀ گویندگی و صوت بلکه به وسیلۀ کتابت و خط عملی می شود.مثل:
کتاب، مقاله، مجله، روزنامه، گزارش، نامه، ...
🔳 برخی دیگر هم ارتباط یک جانبه ی غیرکلامی است مثل عکاسی
🔲 برخی دیگر هم آمیزه ای از ارتباط کلامی و غیرکلامی مثل تئاتر و فیلم و کنسرت و ترانه و آهنگ و ...
🔸🔳🔸ارتباطهایی که بیشتر از انواع قبلی به بحث ما مربوطند، ارتباطهای کلامی متقابلند.
از این دست ارتباطها می توان ، به مواردی اشاره کرد:
🔹جدل یا مجادله
🔸 مذاکره
🔹 مباحثه
🔸 گپ و گعده
🔹 معاشقه
🔸 مشاجره
🔹 مناظره
🔸 شور و مشورت
🔹 و...........
و مهمتر از همۀ اینها آنچه ما می خواهیم بررسی کنیم یعنی
🔷🔶 دیالوگ و هم اندیشی
اشاره کرد.
🔴 ما برای اینکه بتوانیم به طور کامل دیالوگ به معنای خاصی که مدنظر است را از دیگر انواع ارتباط متقابل کلامی تشخیص و تمییز دهیم هم باید به اهداف و اغراض این ارتباط توجه کامل و عاری از غفلت داشته باشیم و هم به شیوه هایی که در این روش مجازیم بهره ببریم مسلط باشیم.
🔺اما شناختن انواع دیگر ارتباط متقابل به ما کمک خواهد کرد که همیشه مرز دیالوگ با آنها را رعایت کنیم و ناخواسته در دام روشهای دیگر نیفتیم.
🔺ازینرو باید در کنار آشنایی با این روش از ارتباط با روشهای همجوار مثل جدل و مغالطه یا مناظره و مذاکره و گپ هم آشنا شویم و آنها را از لحاظ روشی با هم مقایسه کنیم.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️⚔️
🔸انواع ارتباط
🔸 ارتباط کلامی و غیرکلامی
🔸 ارتباط یک جانبه و ارتباط متقابل
🔸 ارتباط حضوری و غیر حضوری
🔺 در مباحث قبل اشاره شد که بحث و دیالوگ نوعی مهارت ارتباط کلامی است.
برای اینکه مراد دقیق ما از دیالوگ مشخص شود، بهتر است اجمالا به انواع دیگر ارتباط های کلامی اشاره ای بشود.
🔺 ارتباط کلامی در تقسیم کلی می تواند یک جانبه باشد یا متقابل
🔵 فرق اساسی بین ارتباط یک جانبه و ارتباط متقابل:
مراد از ارتباط یک جانبه این است که مهارتهایی که برای آن عنوان تعریف می شود، تنها برای یک طرف رابطه ضروری است اما در ارتباط متقابل، هر دو طرف رابطه کار واحدی را انجام می دهند و تمام شرایط لازم برای هر دو طرف رابطه تعریف می شود.
🔹 ارتباط کلامی یک جانبه به حسب اغراضی که بر آن متصور است و اهداف تعریف شده اش تعریف می شوند و انواع متعددی را برایش می توان شمرد و ما به مهمترین آنها شاره ای می کنیم.
🔳 خطابه:
▫️یک نوع ارتباط کلامی است که هدف خطیب، اقناع مخاطب و متقاعد ساختن وی به قبول سخنی و پذیرفتن آن و تمایل بر اینکه بر طبق آن عمل نماید.
مثل کاری که روحانیان بر سر منبر و سیاستمداران پشت تریبون انجام می دهند.
🔳 تدریس:
▫️هدف از این فن، تعلیم و یاد دادن است، آموزش دادن یک رشته علمی یا یک فن به صورت حرفه ای ، منظم و معمولا ادامه دار برای افرادی که از حیث رشتۀ مورد آموزش تقریبا همسطح هستند.
همانند کاری که آموزگاران و دبیران در مدرسه و دبیرستان و حتی اساتید در دانشگاهها به صورت سنتی انجام می دهند
به غیر از اینها می توان به انواع دیگری هم اشاره کرد. از جمله:
▫️نقالی
▪️دفاعیه
▫️آوازخوانی و شعر
▪️نصیحت
▫️خبر
▪️مصاحبه
▫️نوحه خوانی
🔲 برخی دیگر از این نوع نه به وسیلۀ گویندگی و صوت بلکه به وسیلۀ کتابت و خط عملی می شود.مثل:
کتاب، مقاله، مجله، روزنامه، گزارش، نامه، ...
🔳 برخی دیگر هم ارتباط یک جانبه ی غیرکلامی است مثل عکاسی
🔲 برخی دیگر هم آمیزه ای از ارتباط کلامی و غیرکلامی مثل تئاتر و فیلم و کنسرت و ترانه و آهنگ و ...
🔸🔳🔸ارتباطهایی که بیشتر از انواع قبلی به بحث ما مربوطند، ارتباطهای کلامی متقابلند.
از این دست ارتباطها می توان ، به مواردی اشاره کرد:
🔹جدل یا مجادله
🔸 مذاکره
🔹 مباحثه
🔸 گپ و گعده
🔹 معاشقه
🔸 مشاجره
🔹 مناظره
🔸 شور و مشورت
🔹 و...........
و مهمتر از همۀ اینها آنچه ما می خواهیم بررسی کنیم یعنی
🔷🔶 دیالوگ و هم اندیشی
اشاره کرد.
🔴 ما برای اینکه بتوانیم به طور کامل دیالوگ به معنای خاصی که مدنظر است را از دیگر انواع ارتباط متقابل کلامی تشخیص و تمییز دهیم هم باید به اهداف و اغراض این ارتباط توجه کامل و عاری از غفلت داشته باشیم و هم به شیوه هایی که در این روش مجازیم بهره ببریم مسلط باشیم.
🔺اما شناختن انواع دیگر ارتباط متقابل به ما کمک خواهد کرد که همیشه مرز دیالوگ با آنها را رعایت کنیم و ناخواسته در دام روشهای دیگر نیفتیم.
🔺ازینرو باید در کنار آشنایی با این روش از ارتباط با روشهای همجوار مثل جدل و مغالطه یا مناظره و مذاکره و گپ هم آشنا شویم و آنها را از لحاظ روشی با هم مقایسه کنیم.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
چگونه بحث کنیم –12
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
✴️ در شماره قبل اشاره کردیم که دیالوگ یک فن است و نه صرفا علم یا دانش
✳️ در این شماره به مناسبت، به نکتۀ دیگری اشاره می کنیم و آن اینکه
🔅یعنی آنچه موضوع بحث قرار می گیرد از جنس دانش است، از جنس گزاره هایی که قابلیت اتصاف به صدق و کذب را دارند. آنچه در یک دیالوگ ، مورد تبادل قرار می گیرد گزاره ها هستند ، جملاتی خبری یا هرچه که در حکم گزاره خبری است .
و قبلا هم گفتیم که مرادمان از معرفت ، همان است که متعلقش و تنها متعلقش یک گزاره یعنی یک معنای تام که می تواند متصف به صدق یا کذب قرار گیرد.به تعبیری دیگر مفاد یک جمله ی خبری
🔅 مثل زمین گرد است یا زمین مسطح است.
ما در مقام دیالوگ در حال تبادل معرفت به این معنا هستیم و سعی میکنیم با کمک هم حقیقت( درستی یا نادرستی آن معانی) را از دل گزاره های مختلف رد و بدل شده استخراج کنیم و به همدیگر معرفی نماییم.
✅اما آیا آنچه در این سلسله نوشته ها در موردش حرف می زنیم یعنی گفتگو و بحث ، خودش صرفا از جنس دانش است یا نه ؟
گفتیم که پاسخ منفی است.
گفتگو در واقع نوعی مهارت است که می توان آن را ترکیبی از چند علم و مهارت دانست و هراندازه در هر یک از علوم و فنون مربوط مهارت داشته باشد در این فن ترکیبی، قدرتمندتر و ورزیده تر خواهد بود.
✴️ گفتگو نیازمند دانستن کدامین علوم و بلد بودن کدامین مهارتهاست؟
🔅 ابتدا باید اذعان کرد که این فن از آن فنون سهل و ممتنع است.
یعنی هستند کسانی که خود را دارای مهارت گفتگو می دانند بی آنکه هیچ ورزیدگی خاصی در فنونی که نام خواهیم برد در خود سراغ داشته باشند یا در علومی که نام می بریم سررشته داشته باشند. اما از شنیدن این سؤال متعجب شوند زیرا جواب مثبت آن را بدیهی تر از آن می دانند که نیاز به پرسش داشته باشد.
🔆 به نظر می رسد که یکی از عواملی که باعث این طرزتلقی می شود این است که معمولا نتایج و اهداف حاصل از گفتگو را بررسی نمی کنیم و گمان می کنیم که آنچه ما آن را گفتگو می نامیم به تمام نتایج مورد نظر رسیده است یا اصولا نیازی نیست که به نتیجه خاصی دست یابیم و همینکه توانسته ایم در مقابل حریف سخنی بگوییم کافی است و نتیجه حاصل است. به علاوه هرکس نتیجۀ گفتگو را از زاویه دید خود بررسی می کند و هرکس معمولا به نفع خود حکم می دهد.
🔅🔅🔅
✳️ فنون مورد نیاز برای دیالوگ:
❇️ الف- مهارتهای زبانی
- تسلط به زبانی که گفتمان با آن محقق می شود مثل زبان فارسی یا انگلیسی یا ...
برای اینکه بتوانیم مراد گوینده را به خوبی از لابلای الفاظ دریابیم و نیز مراد خود را در قالب الفاظی بریزیم که مطمئن باشیم مخاطب مرادمان را به خوبی درخواهدیافت.
- تسلط به تعاریف رایج مفاهیم مورد کاربرد از دیدگاه مخاطب و نیز اصطلاحات فنی
❇️ ب- مهارت های ارتباطی:
- توانایی ایجاد آمادگی روانی و ذهنی برای هم اندیشی در خود و در مخاطب
- کنترل فضای بحث و پیشگیری از تسلط فضای مجادله و میل غلبه
❇️ ج – فن منطق و تسلط بر تکنیک های استدلال
از آن رو که در یک رابطه گفتاری و بیانی بین دو نفر حداقل به امر مشترک بین طرفین نیاز داریم: زبان مشترک و منطق مشترک
باید هر دو طرف گفتگو تا حدودی آگاه و مسلط به فن منطق یعنی فن استدلال باشند تا هم استدلالهای مخاطب را بفهمند و هم توان ارزیابی آن را داشته باشند.
❇️ د- مهارت تفکر نقادانه:
تفکر نقادانه در واقع بسط علم و فن منطق است که در دهه های اخیر با مطالعه ضعفها و ناکارآمدیهای عملی آن تدوین شده است و امروزه در حال تکمیل و بسط است. و ما طی این سلسله گفتارها در مقام معرفی ابعاد مختلف آن هستیم.
طبیعی است که هر یک از این مهارتها در دل خود متکی به برخی از علوم هستند که بر پایه ی آنها بنا شده اند و برای یادگیری و تسلط بر آنها از علومی هم کمک گرفته می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
✴️ در شماره قبل اشاره کردیم که دیالوگ یک فن است و نه صرفا علم یا دانش
✳️ در این شماره به مناسبت، به نکتۀ دیگری اشاره می کنیم و آن اینکه
متعلق دیالوگ و بحث، معرفت است.🔅یعنی آنچه موضوع بحث قرار می گیرد از جنس دانش است، از جنس گزاره هایی که قابلیت اتصاف به صدق و کذب را دارند. آنچه در یک دیالوگ ، مورد تبادل قرار می گیرد گزاره ها هستند ، جملاتی خبری یا هرچه که در حکم گزاره خبری است .
و قبلا هم گفتیم که مرادمان از معرفت ، همان است که متعلقش و تنها متعلقش یک گزاره یعنی یک معنای تام که می تواند متصف به صدق یا کذب قرار گیرد.به تعبیری دیگر مفاد یک جمله ی خبری
🔅 مثل زمین گرد است یا زمین مسطح است.
ما در مقام دیالوگ در حال تبادل معرفت به این معنا هستیم و سعی میکنیم با کمک هم حقیقت( درستی یا نادرستی آن معانی) را از دل گزاره های مختلف رد و بدل شده استخراج کنیم و به همدیگر معرفی نماییم.
✅اما آیا آنچه در این سلسله نوشته ها در موردش حرف می زنیم یعنی گفتگو و بحث ، خودش صرفا از جنس دانش است یا نه ؟
گفتیم که پاسخ منفی است.
گفتگو در واقع نوعی مهارت است که می توان آن را ترکیبی از چند علم و مهارت دانست و هراندازه در هر یک از علوم و فنون مربوط مهارت داشته باشد در این فن ترکیبی، قدرتمندتر و ورزیده تر خواهد بود.
✴️ گفتگو نیازمند دانستن کدامین علوم و بلد بودن کدامین مهارتهاست؟
🔅 ابتدا باید اذعان کرد که این فن از آن فنون سهل و ممتنع است.
یعنی هستند کسانی که خود را دارای مهارت گفتگو می دانند بی آنکه هیچ ورزیدگی خاصی در فنونی که نام خواهیم برد در خود سراغ داشته باشند یا در علومی که نام می بریم سررشته داشته باشند. اما از شنیدن این سؤال متعجب شوند زیرا جواب مثبت آن را بدیهی تر از آن می دانند که نیاز به پرسش داشته باشد.
🔆 به نظر می رسد که یکی از عواملی که باعث این طرزتلقی می شود این است که معمولا نتایج و اهداف حاصل از گفتگو را بررسی نمی کنیم و گمان می کنیم که آنچه ما آن را گفتگو می نامیم به تمام نتایج مورد نظر رسیده است یا اصولا نیازی نیست که به نتیجه خاصی دست یابیم و همینکه توانسته ایم در مقابل حریف سخنی بگوییم کافی است و نتیجه حاصل است. به علاوه هرکس نتیجۀ گفتگو را از زاویه دید خود بررسی می کند و هرکس معمولا به نفع خود حکم می دهد.
🔅🔅🔅
و روشن است که اگر پیشفرض هر دو طرف این نباشد که دیالوگ فقط در یک صورت برنده دارد، زمانی که هر دو طرف احساس رضایت و پیروزی کنند! ، هر دو طرف با احتمال قوی تنها خود را غالب بحث تلقی خواهند کرد!🔅🔅🔅
✳️ فنون مورد نیاز برای دیالوگ:
❇️ الف- مهارتهای زبانی
- تسلط به زبانی که گفتمان با آن محقق می شود مثل زبان فارسی یا انگلیسی یا ...
برای اینکه بتوانیم مراد گوینده را به خوبی از لابلای الفاظ دریابیم و نیز مراد خود را در قالب الفاظی بریزیم که مطمئن باشیم مخاطب مرادمان را به خوبی درخواهدیافت.
- تسلط به تعاریف رایج مفاهیم مورد کاربرد از دیدگاه مخاطب و نیز اصطلاحات فنی
❇️ ب- مهارت های ارتباطی:
- توانایی ایجاد آمادگی روانی و ذهنی برای هم اندیشی در خود و در مخاطب
- کنترل فضای بحث و پیشگیری از تسلط فضای مجادله و میل غلبه
❇️ ج – فن منطق و تسلط بر تکنیک های استدلال
از آن رو که در یک رابطه گفتاری و بیانی بین دو نفر حداقل به امر مشترک بین طرفین نیاز داریم: زبان مشترک و منطق مشترک
باید هر دو طرف گفتگو تا حدودی آگاه و مسلط به فن منطق یعنی فن استدلال باشند تا هم استدلالهای مخاطب را بفهمند و هم توان ارزیابی آن را داشته باشند.
❇️ د- مهارت تفکر نقادانه:
تفکر نقادانه در واقع بسط علم و فن منطق است که در دهه های اخیر با مطالعه ضعفها و ناکارآمدیهای عملی آن تدوین شده است و امروزه در حال تکمیل و بسط است. و ما طی این سلسله گفتارها در مقام معرفی ابعاد مختلف آن هستیم.
طبیعی است که هر یک از این مهارتها در دل خود متکی به برخی از علوم هستند که بر پایه ی آنها بنا شده اند و برای یادگیری و تسلط بر آنها از علومی هم کمک گرفته می شود.
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم –12 🍃🍃🍃🍃🍃🍃 ✴️ در شماره قبل اشاره کردیم که دیالوگ یک فن است و نه صرفا علم یا دانش ✳️ در این شماره به مناسبت، به نکتۀ دیگری اشاره می کنیم و آن اینکه متعلق دیالوگ و بحث، معرفت است. 🔅یعنی آنچه موضوع بحث قرار می گیرد از جنس دانش است، از جنس…»
چگونه بحث کنیم – 13
🍁🍁🍁🍁🍁🍁
✅دو نوع تفکر کاملا متمایز
🔻 تفکر سریع یا اتوماتیک
🔻 تفکر کند و همراه با تأمل
درشماره قبل گفتیم که دیالوگ در واقع آمیزه ای از چند مهارت است.
هر مهارتی در اصل نیازمند نوع خاصی از دانشها و دانستنیهاست اما خصوصیتش در این است که تنها دانستن برای بلد بودن کفایت نمی کند بلکه باید آنچه را که می باید بلد شود بارها و بارها تمرین کرد تا ورزیدگی کافی به دست آید. مثل شنا کردن ، اسب سواری و شمشیر زنی که دانستن نحوه کار کافی نیست بلکه باید در انجام آن تسلط کافی به دست آورد.
گفتیم که گفتگو در واقع ترکیبی از چند مهارت است.
✔️ بخشی از این مهارتها، مهارتهای فکری هستند،
✔️ بخشی از آن مهارتهای بیانی
✔️ بخشی از آن مهارتهای روانی
✔️ برخی از آنها – شاید- مهارت رفتاری
که باید به نوبت و ترتیب به همه آنها پرداخته شود.
برای پرداختن به مهارتهای فکری ، ابتدا باید دو نوع فکر متفاوت را از هم تفکیک کرده ، آنها را بشناسیم و خصوصیت هر کدام را بدانیم،
☑️ فکر اتوماتیک
☑️ فکر ارادی و همراه با تأمل
کافی است کمی در وجود خودمان و نحوه کسب معرفت و دانش( یادگیری) و مکانیزم رفتار خود دقت کنیم،
🔸ملاحظه خواهیم کرد که هر عمل ما و هر رفتار ما مسبوق به نوعی فکر و نهایتا تصمیم گیری است.
یعنی ما در هر عملی- که بی عملی هم نوعی عمل محسوب می شود – از تفکر و تصمیم گیری و انتخاب بی نیاز نیستیم.
🔸 اما باید به یک نکتۀ بسیار مهم توجه داشته باشیم:
فکر کردن از نوع رفتارهایی نیست که ضرورتا مستلزم علم و آگاهی ما از آن عمل باشد.
یعنی چه بسا ما در موارد مختلفی فکر کرده باشیم اما خودمان از اینکه فکر کرده ایم بی خبر باشیم!
🔹
در این پروسه، یک فرآیند احساس و اخطار و فکر و تصمیم را می توان تشخیص داد اما به لحاظ سرعت زیادش، ما فقط بعد از اتفاق افتادن از پروسه آگاه می شویم.
همچنین است وقتی که کسی از ما جمع بین یک و پنج را می پرسد و ما گمان می کنیم که بدون فکر کردن پاسخ دادیم، در حالی که یک فرآیند تفکر در این میان وجود دارد اما چنان سریع است که ما نمی توانیم جزئیات آن را به خاطر بیاوریم ،
همانگونه که یک گلوله شلیک شده را هم نمی توانیم ببینیم که چطور از لولۀ تفنگ خارج شد و به سوی هدف رهسپار شداما وقتی یک دوربین فیلبرداری با سرعت بالا آن را فیلمبرداری کرد و به صورت اسلوموشن نشان داد به راحتی برای ما قابل رؤیت می گردد.
🔸 ما انسانها خودمان از مکانیزم این نوع تفکر غافلیم و به آن توجه نداریم و معمولا متوجه نیستیم که پشت سر تمام تصمیماتی که به طور روزمره و در هر لحظه از زندگی هشیارانه می گیریم و عمل می کنیم. به کمک این نوع تفکر نیازمندیم.
🔸 گویی هواپیمای وجود ما به نوعی اتوپایلوت مجهز است که در شرایط عادی بدون کنترل ارادی ما عمل میکند و بخشی از عملش هم فکر کردن در این است که چگونه عمل کند.
🔹 ما در گفتگوهای عادی و روزمره خود از همین اتوپایلوت بهره می بریم و بحثها و گفتگوهایمان و سوال و جوابهای عادی ،آموزشی و تحصیلی یا شغلی و حرفه ای را توسط همین فکر خودکار دنبال می کنیم
✅اما آنچه تفکر سریع می نامیم در حقیقت چیست؟
تفکر سریع در واقع همان مهارتی است که از کودکی به واسطه ی هوش ذاتی خود و با تلاشهایی که در برخورد با محیط خود برای حل مساله ها داشتیم و با تربیت و آموزش اطرافیان خود اعم از والدین و مدرسه و ...کسب می کنیم و ازینرو از فردی تا فرد دیگر متفاوت است و می تواند قوی یا ضعیف باشد و با میزان آمادگی اش بخشی از شخصیت ما را تشکیل می دهد.
تفکری است که اگر به آن پرداخته نشود تا آخر عمر ممکن است با نقصهای خود با اشتباهاتش و با ضعفهایش در ابعاد مختلف زندگی ما تاثیر گذارد.
پس یکی از مهمترین وظایف فردی که می خواهد از آمادگی نیروهای خود در مقابل مشکلات زندگی مطمئن گردد این است که میزان دقت و سرعت و قدرت تفکر سریع خود را محک بزند ، اشکالاتش را دریابد و سعی کند به نحوی از آنحا آنها را پوشش دهد.
🍁🍁🍁🍁🍁🍁
✅دو نوع تفکر کاملا متمایز
🔻 تفکر سریع یا اتوماتیک
🔻 تفکر کند و همراه با تأمل
درشماره قبل گفتیم که دیالوگ در واقع آمیزه ای از چند مهارت است.
هر مهارتی در اصل نیازمند نوع خاصی از دانشها و دانستنیهاست اما خصوصیتش در این است که تنها دانستن برای بلد بودن کفایت نمی کند بلکه باید آنچه را که می باید بلد شود بارها و بارها تمرین کرد تا ورزیدگی کافی به دست آید. مثل شنا کردن ، اسب سواری و شمشیر زنی که دانستن نحوه کار کافی نیست بلکه باید در انجام آن تسلط کافی به دست آورد.
گفتیم که گفتگو در واقع ترکیبی از چند مهارت است.
✔️ بخشی از این مهارتها، مهارتهای فکری هستند،
✔️ بخشی از آن مهارتهای بیانی
✔️ بخشی از آن مهارتهای روانی
✔️ برخی از آنها – شاید- مهارت رفتاری
که باید به نوبت و ترتیب به همه آنها پرداخته شود.
برای پرداختن به مهارتهای فکری ، ابتدا باید دو نوع فکر متفاوت را از هم تفکیک کرده ، آنها را بشناسیم و خصوصیت هر کدام را بدانیم،
☑️ فکر اتوماتیک
☑️ فکر ارادی و همراه با تأمل
کافی است کمی در وجود خودمان و نحوه کسب معرفت و دانش( یادگیری) و مکانیزم رفتار خود دقت کنیم،
🔸ملاحظه خواهیم کرد که هر عمل ما و هر رفتار ما مسبوق به نوعی فکر و نهایتا تصمیم گیری است.
یعنی ما در هر عملی- که بی عملی هم نوعی عمل محسوب می شود – از تفکر و تصمیم گیری و انتخاب بی نیاز نیستیم.
🔸 اما باید به یک نکتۀ بسیار مهم توجه داشته باشیم:
فکر کردن از نوع رفتارهایی نیست که ضرورتا مستلزم علم و آگاهی ما از آن عمل باشد.
یعنی چه بسا ما در موارد مختلفی فکر کرده باشیم اما خودمان از اینکه فکر کرده ایم بی خبر باشیم!
🔹
یکی از مهمترین دلایل این کار ، سرعت بسیار بالای این نوع تفکر است.
شاید هر یک از ما تجربه کرده باشیم که چشمان ما با سرعت شگفت انگیزی بسته شده اند و ما بعد از بسته شدن چشم متوجه شده ایم که یک شیء خارجی که ممکن بود سلامتی چشم ما را به خطر بیندازد به چشم نزدیک می شده و چشم با دیدن آن، اقدام به بستن پلکها نموده است.در این پروسه، یک فرآیند احساس و اخطار و فکر و تصمیم را می توان تشخیص داد اما به لحاظ سرعت زیادش، ما فقط بعد از اتفاق افتادن از پروسه آگاه می شویم.
همچنین است وقتی که کسی از ما جمع بین یک و پنج را می پرسد و ما گمان می کنیم که بدون فکر کردن پاسخ دادیم، در حالی که یک فرآیند تفکر در این میان وجود دارد اما چنان سریع است که ما نمی توانیم جزئیات آن را به خاطر بیاوریم ،
همانگونه که یک گلوله شلیک شده را هم نمی توانیم ببینیم که چطور از لولۀ تفنگ خارج شد و به سوی هدف رهسپار شداما وقتی یک دوربین فیلبرداری با سرعت بالا آن را فیلمبرداری کرد و به صورت اسلوموشن نشان داد به راحتی برای ما قابل رؤیت می گردد.
🔸 ما انسانها خودمان از مکانیزم این نوع تفکر غافلیم و به آن توجه نداریم و معمولا متوجه نیستیم که پشت سر تمام تصمیماتی که به طور روزمره و در هر لحظه از زندگی هشیارانه می گیریم و عمل می کنیم. به کمک این نوع تفکر نیازمندیم.
🔸 گویی هواپیمای وجود ما به نوعی اتوپایلوت مجهز است که در شرایط عادی بدون کنترل ارادی ما عمل میکند و بخشی از عملش هم فکر کردن در این است که چگونه عمل کند.
🔹 ما در گفتگوهای عادی و روزمره خود از همین اتوپایلوت بهره می بریم و بحثها و گفتگوهایمان و سوال و جوابهای عادی ،آموزشی و تحصیلی یا شغلی و حرفه ای را توسط همین فکر خودکار دنبال می کنیم
همان تفکری که دنیل کانمن نامش را تفکر سریع نهاده است.♦️(کتاب تفکر سریع و کند)✅اما آنچه تفکر سریع می نامیم در حقیقت چیست؟
تفکر سریع در واقع همان مهارتی است که از کودکی به واسطه ی هوش ذاتی خود و با تلاشهایی که در برخورد با محیط خود برای حل مساله ها داشتیم و با تربیت و آموزش اطرافیان خود اعم از والدین و مدرسه و ...کسب می کنیم و ازینرو از فردی تا فرد دیگر متفاوت است و می تواند قوی یا ضعیف باشد و با میزان آمادگی اش بخشی از شخصیت ما را تشکیل می دهد.
تفکری است که اگر به آن پرداخته نشود تا آخر عمر ممکن است با نقصهای خود با اشتباهاتش و با ضعفهایش در ابعاد مختلف زندگی ما تاثیر گذارد.
پس یکی از مهمترین وظایف فردی که می خواهد از آمادگی نیروهای خود در مقابل مشکلات زندگی مطمئن گردد این است که میزان دقت و سرعت و قدرت تفکر سریع خود را محک بزند ، اشکالاتش را دریابد و سعی کند به نحوی از آنحا آنها را پوشش دهد.
یکی از اهداف مهم تفکر نقادانه پرداختن به همین مساله و اصلاح ضعفهای تفکر سریع و اتوماتیک خودمان است.https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم – 13 🍁🍁🍁🍁🍁🍁 ✅دو نوع تفکر کاملا متمایز 🔻 تفکر سریع یا اتوماتیک 🔻 تفکر کند و همراه با تأمل درشماره قبل گفتیم که دیالوگ در واقع آمیزه ای از چند مهارت است. هر مهارتی در اصل نیازمند نوع خاصی از دانشها و دانستنیهاست اما خصوصیتش در این است که…»
Forwarded from خرد سنجشگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدئو
#تفکر_نقاد_و_ارزیابی_اطلاعات
#خرد_سنجشگر
#م_ناجی
______________________
خرد سنجشگر و ارزیابی اطلاعات
#تفکر_نقاد_و_ارزیابی_اطلاعات
#خرد_سنجشگر
#م_ناجی
______________________
خرد سنجشگر و ارزیابی اطلاعات
چگونه بحث کنیم؟ -14
☢️☢️☢️☢️☢️☢️
☸️ فکر اتوماتیک یا خودکار چگونه شکل می گیرد؟
☸️ این نوع تفکر غریزی است یا اکتسابی؟
☸️ چرا ما در معرض خطا هستیم؟
☸️ تقلید
✅ طبیعی است که هیچکس دوران نوزادی خویش را به یاد نمی آورد، لااقل چنین ادعایی از کسی شنیده نشده است.
⬅️ از آن رو می توان به جرأت ادعا کرد که هرچه در این مورد گفته شود نه بر اساس شهود و دریافت شخصی، و نه بر اساس استناد به شهود دیگران است ، بلکه صرفا استنباطی است که از قراین و شواهد دریافتی از حالات و اطوار کودکان و سیر رشد و دگرگونی آنها کسب می شود.
⬅️ وقتی به دنیا می آییم قوای ادراکی ما در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد. حواس ما هم هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته اند و هیچ نوزادی قبل از تولد تجربه ای از جهان نوین خود ندارد.
⬅️ تجربه ای اگر داشته باشد ، ممکن است منحصر به ادراکاتی جزئی از جهان رحم بوده باشد.
⬅️ ازینرو می توان ادعا کرد که نوزاد با ذهنی تقریبا خالی پا به این جهان می گذارد.
✅ تجربه اش از این جهان از همان لحظۀ احساس تغییر دمای بدنش و ادراک کوچکترین جریان هوا و نسیمی که بر تنش می خورد شروع می شود. همان ادراکی که او را نوید ورود به جهان ناشناخته می دهد و همین ناشناختگی او را هراسان ساخته و به گریه اش وامی دارد.
♻️ اوبا همان شعور ذاتی اش درمی یابد که برای بقا باید محیط پیرامون را بشناسد و تعامل با آن را یادبگیرد ، این همان خصیصه ای است که هرموجود ذی حیاتی داراست و جناب پوپر آن را توانایی حل مساله می نامد.
به نظر می رسد که غیر از حواسی که هنوز برای ماها ناشناخته است و به بیان بهتر هنوز به رسمیت شناخته نشده اند،حسهای بویایی و ذائقه و لامسه زودتر از بقیه به کار می افتند و به جذب اطلاعات از جهان پیرامون می پردازند.
⬅️ کودک مادرش را احتمالا با حس بویایی تشخیص می دهد، -اگرحسی دیگر در کار نبوده بادشد!-
به تناوب مشاهده شده است که نوزاد در کنار مادر احساس آرامش میکند و همینکه از وی دور می شود بی قرار می گردد. این مساله حتی میان همزادها هم رویت شده است.
وقتی نوزاد از دوقلویش جدا می شود به گریه می افتد و چیزی آرامش نمی کند و تنها وقتی که کنار دو قلویش قرار میگیرد، آرامشش بازمیگردد.
⬅️ نوزاد پستان مادر را با حس لامسه اش تشخیص می دهد و شیر را با حس چشایی
✅ در این میان برخی دانسته ها، بدون یادگیری در وجود نوزاد تعبیه شده است، اینکه نوزاد می داند که باید از طریق مکیدن و از راه دهان تغذیه کند ، چیزی نیست که به او آموزش داده شده باشد، و حتی اینکه می تواند به ادراکات درونی خویش از گرسنگی و تشنگی و نیز دریافتهای حسی اش اعتنا کند و بر طبق آنها عمل کند، مکانیزمهای فطری و غیراکتسابی هستند.
✳️ طبیعی است که در روزهای اول زندگی، هر احساس تغییری برای نوزاد یک تهدید محسوب شود و او را مضطرب سازد، البته اگر درجه هوشیاری اش اجازه دهد.
⬅️ او با هوش غریزی اش کم کم اموری را که تهدید نیستند شناسایی میکند، از طریق لامسه و احتمالا بویایی با مادر انس می گیرد ، اگر موقع شیرخوردن دوست دارد انگشت مادر را به دست گیرد برای مطمئن بودن از مادر است.
تمام تلاش دوران کودکی او برای شناختن هرچه بیشتر جهان پیرامون از طریق تجربه مستقیم با حواس است.
ذائقه و چشایی از حسهایی است که بیشتر با آن مأنوس است . برای همین است که هرچه گیر می آورد به دهان می برد! و نیز برای این است که مهمترین نیاز مبتلابه او خوراک است و همه چیز را به عنوان غذا می آزماید.
⚠️تقلید!⚠️
⬅️ قبلا تمام مشکلات و مسائل پیش رو را خودش حل می کرد یا تلاش می کرد حل کند، اما کم کم درمی یابد که با نگاه کردن به اعمال و رفتار دیگران می تواند چیزهایی را بیاموزد بی آنکه تلاشی برای یادگیری کرده باشد،
⬅️ مثلا قبلا دستگیره در برایش یک معما بود نمی دانست برای چه کاری است و به چه درد می خورد ولی با دیدن مکرر رفتار دیگران یاد میگیرد که از آن برای باز کردن در استفاده می شود و شیوه عمل را هم می آموزد.
✅
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
☢️☢️☢️☢️☢️☢️
☸️ فکر اتوماتیک یا خودکار چگونه شکل می گیرد؟
☸️ این نوع تفکر غریزی است یا اکتسابی؟
☸️ چرا ما در معرض خطا هستیم؟
☸️ تقلید
✅ طبیعی است که هیچکس دوران نوزادی خویش را به یاد نمی آورد، لااقل چنین ادعایی از کسی شنیده نشده است.
⬅️ از آن رو می توان به جرأت ادعا کرد که هرچه در این مورد گفته شود نه بر اساس شهود و دریافت شخصی، و نه بر اساس استناد به شهود دیگران است ، بلکه صرفا استنباطی است که از قراین و شواهد دریافتی از حالات و اطوار کودکان و سیر رشد و دگرگونی آنها کسب می شود.
⬅️ وقتی به دنیا می آییم قوای ادراکی ما در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد. حواس ما هم هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته اند و هیچ نوزادی قبل از تولد تجربه ای از جهان نوین خود ندارد.
⬅️ تجربه ای اگر داشته باشد ، ممکن است منحصر به ادراکاتی جزئی از جهان رحم بوده باشد.
⬅️ ازینرو می توان ادعا کرد که نوزاد با ذهنی تقریبا خالی پا به این جهان می گذارد.
✅ تجربه اش از این جهان از همان لحظۀ احساس تغییر دمای بدنش و ادراک کوچکترین جریان هوا و نسیمی که بر تنش می خورد شروع می شود. همان ادراکی که او را نوید ورود به جهان ناشناخته می دهد و همین ناشناختگی او را هراسان ساخته و به گریه اش وامی دارد.
♻️ اوبا همان شعور ذاتی اش درمی یابد که برای بقا باید محیط پیرامون را بشناسد و تعامل با آن را یادبگیرد ، این همان خصیصه ای است که هرموجود ذی حیاتی داراست و جناب پوپر آن را توانایی حل مساله می نامد.
به نظر می رسد که غیر از حواسی که هنوز برای ماها ناشناخته است و به بیان بهتر هنوز به رسمیت شناخته نشده اند،حسهای بویایی و ذائقه و لامسه زودتر از بقیه به کار می افتند و به جذب اطلاعات از جهان پیرامون می پردازند.
⬅️ کودک مادرش را احتمالا با حس بویایی تشخیص می دهد، -اگرحسی دیگر در کار نبوده بادشد!-
به تناوب مشاهده شده است که نوزاد در کنار مادر احساس آرامش میکند و همینکه از وی دور می شود بی قرار می گردد. این مساله حتی میان همزادها هم رویت شده است.
وقتی نوزاد از دوقلویش جدا می شود به گریه می افتد و چیزی آرامش نمی کند و تنها وقتی که کنار دو قلویش قرار میگیرد، آرامشش بازمیگردد.
⬅️ نوزاد پستان مادر را با حس لامسه اش تشخیص می دهد و شیر را با حس چشایی
✅ در این میان برخی دانسته ها، بدون یادگیری در وجود نوزاد تعبیه شده است، اینکه نوزاد می داند که باید از طریق مکیدن و از راه دهان تغذیه کند ، چیزی نیست که به او آموزش داده شده باشد، و حتی اینکه می تواند به ادراکات درونی خویش از گرسنگی و تشنگی و نیز دریافتهای حسی اش اعتنا کند و بر طبق آنها عمل کند، مکانیزمهای فطری و غیراکتسابی هستند.
✳️ طبیعی است که در روزهای اول زندگی، هر احساس تغییری برای نوزاد یک تهدید محسوب شود و او را مضطرب سازد، البته اگر درجه هوشیاری اش اجازه دهد.
⬅️ او با هوش غریزی اش کم کم اموری را که تهدید نیستند شناسایی میکند، از طریق لامسه و احتمالا بویایی با مادر انس می گیرد ، اگر موقع شیرخوردن دوست دارد انگشت مادر را به دست گیرد برای مطمئن بودن از مادر است.
تمام تلاش دوران کودکی او برای شناختن هرچه بیشتر جهان پیرامون از طریق تجربه مستقیم با حواس است.
ذائقه و چشایی از حسهایی است که بیشتر با آن مأنوس است . برای همین است که هرچه گیر می آورد به دهان می برد! و نیز برای این است که مهمترین نیاز مبتلابه او خوراک است و همه چیز را به عنوان غذا می آزماید.
✳️✳️✳️تا زمانی که ارتباط معنایی با مادر و پدر برقرار نکرده، تمام ادراکات وی تجربی است و همه چیز را با حواس خود می شناسد.❌ اما وقتی که توانست از طریق اشارات و کلمات با دیگران و عمدتا با مادر ارتباط برقرار کند، با نوعی دیگر از شناسایی آشنا می شود:
⚠️تقلید!⚠️
⬅️ قبلا تمام مشکلات و مسائل پیش رو را خودش حل می کرد یا تلاش می کرد حل کند، اما کم کم درمی یابد که با نگاه کردن به اعمال و رفتار دیگران می تواند چیزهایی را بیاموزد بی آنکه تلاشی برای یادگیری کرده باشد،
⬅️ مثلا قبلا دستگیره در برایش یک معما بود نمی دانست برای چه کاری است و به چه درد می خورد ولی با دیدن مکرر رفتار دیگران یاد میگیرد که از آن برای باز کردن در استفاده می شود و شیوه عمل را هم می آموزد.
✅
این نوع از شناسایی در واقع شناخت بدون تجربه شخصی و تفکر فردی است.✅
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «چگونه بحث کنیم؟ -14 ☢️☢️☢️☢️☢️☢️ ☸️ فکر اتوماتیک یا خودکار چگونه شکل می گیرد؟ ☸️ این نوع تفکر غریزی است یا اکتسابی؟ ☸️ چرا ما در معرض خطا هستیم؟ ☸️ تقلید ✅ طبیعی است که هیچکس دوران نوزادی خویش را به یاد نمی آورد، لااقل چنین ادعایی از کسی…»
Jalil Shoarinejad
Video
غوغای ستارگان
اجرا توسط فرغانه قاسم اوا دختر هنرمند بزرگ عالیم قاسیموف
💙💚💛🧡بسیار زیبا و دلنواز🧡💛💚💙
اجرا توسط فرغانه قاسم اوا دختر هنرمند بزرگ عالیم قاسیموف
💙💚💛🧡بسیار زیبا و دلنواز🧡💛💚💙
✅ "آقا کِی از دستِ این رژیم خلاص میشیم؟"
✍️
🔸نوجوون با اندوهی در دل و با آه و حسرت از من پرسید:
" آقا کی میشه ما از دست ِ این رژیم خلاص بشیم؟ آقا به نظر شما اُمیدی هست؟"
🔹کمی به او نگاه کردم. نوجوانیم را در چهره ِ پاک و معصومانه اش دیدم. درست سال ۵۷ را به یاد آوردم با همه ِ آرزوهایی که داشتم و داشتیم، به آرامی از او پرسیدم:
" چرا می خواهی از دست ِ این رژیم خلاص بشی؟ مگه این رژیم چه کرده که اصلاً دوستش نداری؟!"
🔸او با کمی هیجان و نیز اندکی تعجّب گفت:
" مگه خود شما نمی دونید؟! نمی دونید که این رژیم از وقتی اومده شادی و امید رو از مردم به خصوص ما جوونها گرفته، کار نیست، پارتی بازی داره بیداد میکنه ، اختلاس و دزدی می کنند و مثل... دروغ میگن، ریاکاری که دیگه نگو فراوونه... زندونها رو هم که پُر جوونها و غیر جوونها کرده، و با هر عقیده ِ مخالفی هم سر ِ ناسازگاری داره، با کشورهای دیگر هم که دائم مثل تام و جری می مونه."
🔹باز به آرامی نگاهش کردم و پرسیدم:
"خیلی دوست داری از دست این رژیم و این گونه رژیمها خلاص بشی؟"
🔸با هیجان گفت: " آره"
او منتظر ِ شنیدن یک راه حلّ ِ ساده از طرفِ من بود از جنس ِ همین راه حلّ هایی که بیشتر بچه ها امروزه از ما بزرگترا طلب می کنند. او می خواست هرچه زودتر براش بازگو کنم.
🔹گفتم کمی توجّه کن!
هر موقع اکثریّت ما ایرانی ها دروغ نگفتیم. ریا نکردیم. پارتی بازی نکردیم، دزدی نکردیم چه از مال، چه از کار ، چه از وقت و عمر و...، امید داشتیم و امیدوار کردیم، شاد بودیم و شادی بخشیدیم، احساس مسئولیت داشتیم، خرید کتاب را در سبد هزینه هایمان داشتیم و لو خرید یک کتاب در سال، انتقادپذیر بودیم، وقتی عقیده مخالف مون را تحمّل کردیم، هر وقت با هم مهربون بودیم و...
یعنی دقیقاً همون چیزهایی که از صفات ِ نکوهیده ِ رژیم می دونیم، از خود دور کنیم، مطمئن باش هر رژیمی رو که دوست نداشته باشیم، رفتنیه. به شرطی که این حرفها رو برای تفریح و سرگرمی نزنیم و وقت رو هم با غُرغُر کردن تلف نکنیم؛ از همین حالا شروع کنیم، همین حالا..."
" در غیر این صورت ای عزیز! حاکمان و مدیران و روسا یکی پس ِ دیگری می آیند و اسامی جدیدی به تاریخ ِ این ملّت سرگشته افزوده میشه و کتاب تاریخی که شما بچه ها باید بخونید رو حجیم تر می کنه!"
🔸نوجوون کمی فکر کرد و با اندوهی بیشتر گفت:
" آقا! خوب حال ِ مارو گرفتید! پس بگید هیچ وقت! مگه میشه مردم اینطوری بشن؟!"
🔹 من باز براش غصّه خوردم، نه فقط برای او؛ بلکه برای خودم، برای تو، برای ما و برای ایران.
راه حلّ ِ دیگه ای سراغ نداشتم، واقعاً دستانم خالی بود. کاش راه دیگه ای بلد بودم!
با او خداحافظی کردم...
✍️
علیرضا_ظفری :🔸نوجوون با اندوهی در دل و با آه و حسرت از من پرسید:
" آقا کی میشه ما از دست ِ این رژیم خلاص بشیم؟ آقا به نظر شما اُمیدی هست؟"
🔹کمی به او نگاه کردم. نوجوانیم را در چهره ِ پاک و معصومانه اش دیدم. درست سال ۵۷ را به یاد آوردم با همه ِ آرزوهایی که داشتم و داشتیم، به آرامی از او پرسیدم:
" چرا می خواهی از دست ِ این رژیم خلاص بشی؟ مگه این رژیم چه کرده که اصلاً دوستش نداری؟!"
🔸او با کمی هیجان و نیز اندکی تعجّب گفت:
" مگه خود شما نمی دونید؟! نمی دونید که این رژیم از وقتی اومده شادی و امید رو از مردم به خصوص ما جوونها گرفته، کار نیست، پارتی بازی داره بیداد میکنه ، اختلاس و دزدی می کنند و مثل... دروغ میگن، ریاکاری که دیگه نگو فراوونه... زندونها رو هم که پُر جوونها و غیر جوونها کرده، و با هر عقیده ِ مخالفی هم سر ِ ناسازگاری داره، با کشورهای دیگر هم که دائم مثل تام و جری می مونه."
🔹باز به آرامی نگاهش کردم و پرسیدم:
"خیلی دوست داری از دست این رژیم و این گونه رژیمها خلاص بشی؟"
🔸با هیجان گفت: " آره"
او منتظر ِ شنیدن یک راه حلّ ِ ساده از طرفِ من بود از جنس ِ همین راه حلّ هایی که بیشتر بچه ها امروزه از ما بزرگترا طلب می کنند. او می خواست هرچه زودتر براش بازگو کنم.
🔹گفتم کمی توجّه کن!
هر موقع اکثریّت ما ایرانی ها دروغ نگفتیم. ریا نکردیم. پارتی بازی نکردیم، دزدی نکردیم چه از مال، چه از کار ، چه از وقت و عمر و...، امید داشتیم و امیدوار کردیم، شاد بودیم و شادی بخشیدیم، احساس مسئولیت داشتیم، خرید کتاب را در سبد هزینه هایمان داشتیم و لو خرید یک کتاب در سال، انتقادپذیر بودیم، وقتی عقیده مخالف مون را تحمّل کردیم، هر وقت با هم مهربون بودیم و...
یعنی دقیقاً همون چیزهایی که از صفات ِ نکوهیده ِ رژیم می دونیم، از خود دور کنیم، مطمئن باش هر رژیمی رو که دوست نداشته باشیم، رفتنیه. به شرطی که این حرفها رو برای تفریح و سرگرمی نزنیم و وقت رو هم با غُرغُر کردن تلف نکنیم؛ از همین حالا شروع کنیم، همین حالا..."
" در غیر این صورت ای عزیز! حاکمان و مدیران و روسا یکی پس ِ دیگری می آیند و اسامی جدیدی به تاریخ ِ این ملّت سرگشته افزوده میشه و کتاب تاریخی که شما بچه ها باید بخونید رو حجیم تر می کنه!"
🔸نوجوون کمی فکر کرد و با اندوهی بیشتر گفت:
" آقا! خوب حال ِ مارو گرفتید! پس بگید هیچ وقت! مگه میشه مردم اینطوری بشن؟!"
🔹 من باز براش غصّه خوردم، نه فقط برای او؛ بلکه برای خودم، برای تو، برای ما و برای ایران.
راه حلّ ِ دیگه ای سراغ نداشتم، واقعاً دستانم خالی بود. کاش راه دیگه ای بلد بودم!
با او خداحافظی کردم...
چگونه بحث کنیم؟ - 15
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
☑️ اقسام تقلید
☑️ تقلید آغاز از خود بیگانگی
🅾️ نوبت قبل نحوه شکل گیری معرفت در کودکی به اختصار بیان شد.
💢 اشاره شد که وقتی کودک ، توانایی های ذهنی اش به حدی رسید که به رفتار اطرافیانش توجه کند و آنها را ببیند و بشنود، دریافت که از رفتار آنها می تواند برای یافتن پاسخ مسائل و راه حل مشکلات کمک بگیرد.
💢 همین سرآغاز بهره گیری از تقلید به عنوان شیوه ای راهگشا برای حل مشکلات پیش روی خود بود.
♨️ برای مثال با دیدن رفتار دیگران دریافت که می تواند روی دوپای خود بایستد و بی کمک دستها راه برود، دریافت که با کمک دستان و انگشتانش چه کارهای متنوعی می تواند انجام دهد و ....
🅾️ پس ابتدا بهتر است از خود بپرسیم
💢 تقلید در دو حوزۀ کاملا متفاوت به کار می رود:
🔸 حوزۀ عمل
🔹حوزۀ معرفت
🔸 اگر به مثالهایی از تقلید که در شماره قبل و نیز در بالا بیان شده بود دقت بکنیم ملاحظه می کنیم که ورود تقلید به زندگی انسان، ابتدا در حوزۀ عمل بوده است.
🔸 یعنی مثلا وقتی کودک نحوه باز کردن در را بلد نیست در مشاهده رفتار دیگران یاد می گیرد که چگونه در را باز کند.
🔸🔸 اگر به خوبی وضعیت روانی کودک را درآن سن و سال تصور کنیم، هنوز مفاهیم و واژه های کلی در ذهن او شکل نگرفته اند، هرچه هست اشکال ساده ای از چیزهایی است که در تیررس حواسش قرار می گیرد، ازینرو آنچه او از رفتار مادر یا پدر یا خواهرش ادراک میکند شکل حرکات دست اوست بر روی دستگیره همچنانکه برخی از حیوانات اهلی هم توانایی یادگیری این نوع کارها را دارند، همسایه ما گربه ای داشت که در ورودی خانه را به همین شکل باز می کرد! به روی دستگیره می پرید و آن را به طرف پایین می کشید و در باز می شد و ایشان به درون خانه و راهرو تشریف می بردند!
🔸 متعلق این نوع یادگیری رفتاری است که منجر به حل مشکلی می شود.
◽️ اکثر حیواناتی که اطراف ما زندگی می کنند تا حدودی از این نوع آموزش بهره مندند.
حیوانات چیزهای زیادی را از مادرشان یاد می گیرند.
مشخصه این نوع یادگیری این است که در آن مراحل طبیعی یک یادگیری شخصی که مبتنی بر تجربه و خطاست را طی نکرده و گزینه نهایی و درست ر از تجربۀ فرد دیگری فراگرفته می شود.
◾️ 🔸 مثلا اگر چند جیوان در یک اتاق محبوس باشند و تنها یک خروجی مخفی وجود داشته باشد، هر حیوان برای توفیق در خروج از آنجا احتمالات زیادی را می آزماید و در بین این گزینه ها ، به طور اتفاقی به گزینه درست می رسد و خارج می شود.
هر حیوان دیگری هم بخواهد خودش خارج شود باید همین پروسه را تکرار کند، اما حیوانی اگر نحوه ی خروج همنوعش را دید و مستقیما و بدون امتحان هیچ گزینه دیگری همانند رفیقش عمل کرد و از راهی که او بیرون رفته بود،از اتاق خارج شد، یادگیری اش از روی تقلید بوده است و نه تجربه ی شخصی.
◽️🔸این نوع تقلید شبیه کاری است که در مهندسی معکوس اتفاق می افتد و کسانی که در اندیشه تقلید کار دیگران هستند بی زحمت تجربه و به کارگرفتن اندیشه و تخیل و تجربه ، کاری که دیگران با کلی زحمت و آزمایش و خطا و شکست های متعدد در طرحهای ناموفق، نهایتا به اختراع این وسیله و طرح و اجرای موفق آن دست یافته اند، با رونوشت برداری عملی میکنند.
❗️تقلید در زندگی انسان با این نوع آغاز می شود اما به این نوع ختم نمی شود!.❗️
کودک در طول این یادگیری های مستمر، ناخودآگاه به یک استنباط نهانی می رسد و آن اتوریته و مرجعیت پدر و مادر نسبت به خود است.اینکه آنها می دانند چیزهایی را که او نمی داند.
⬅️ ازینرو وقتی قادر به حرف زدن با پدر ومادر شد و توانست نادانسته های خود را به صورت سؤال از آنها بپرسد، خصوصا در مواردی که قابل تجربۀ شخصی نیستند، برای او جوابهای پدر و مادر پاسخهای درستند . هرچه پدر و مادر گفتند به عنوان پاسخ درست در ذهن کودک ثبت می شود
تقلید از راه چشم
تقلید از راه گوش
✅
در حدود 15سال اول زندگی، تمام شنیده های یک فرد در ذهن وی انباشته شده و خصوصا آنهایی که در تأیید گفته های افراد مرجعش( پدر و مادر و معلم و..) هستند ،تقویت می شوند و در وجودش رسوخ و نفوذ می یابند، به طوری که وقتی فرد به خودآگاهی می رسد و خود را به عنوان یک فرد مستقل و دارای هویت منحصر به فرد می یابد، این باورها را هم بخشی از هویت خود می پندارد
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
☑️ اقسام تقلید
☑️ تقلید آغاز از خود بیگانگی
🅾️ نوبت قبل نحوه شکل گیری معرفت در کودکی به اختصار بیان شد.
💢 اشاره شد که وقتی کودک ، توانایی های ذهنی اش به حدی رسید که به رفتار اطرافیانش توجه کند و آنها را ببیند و بشنود، دریافت که از رفتار آنها می تواند برای یافتن پاسخ مسائل و راه حل مشکلات کمک بگیرد.
💢 همین سرآغاز بهره گیری از تقلید به عنوان شیوه ای راهگشا برای حل مشکلات پیش روی خود بود.
♨️ برای مثال با دیدن رفتار دیگران دریافت که می تواند روی دوپای خود بایستد و بی کمک دستها راه برود، دریافت که با کمک دستان و انگشتانش چه کارهای متنوعی می تواند انجام دهد و ....
🅾️ پس ابتدا بهتر است از خود بپرسیم
تقلید چیست؟💢 تقلید در دو حوزۀ کاملا متفاوت به کار می رود:
🔸 حوزۀ عمل
🔹حوزۀ معرفت
🔸 اگر به مثالهایی از تقلید که در شماره قبل و نیز در بالا بیان شده بود دقت بکنیم ملاحظه می کنیم که ورود تقلید به زندگی انسان، ابتدا در حوزۀ عمل بوده است.
🔸 یعنی مثلا وقتی کودک نحوه باز کردن در را بلد نیست در مشاهده رفتار دیگران یاد می گیرد که چگونه در را باز کند.
🔸🔸 اگر به خوبی وضعیت روانی کودک را درآن سن و سال تصور کنیم، هنوز مفاهیم و واژه های کلی در ذهن او شکل نگرفته اند، هرچه هست اشکال ساده ای از چیزهایی است که در تیررس حواسش قرار می گیرد، ازینرو آنچه او از رفتار مادر یا پدر یا خواهرش ادراک میکند شکل حرکات دست اوست بر روی دستگیره همچنانکه برخی از حیوانات اهلی هم توانایی یادگیری این نوع کارها را دارند، همسایه ما گربه ای داشت که در ورودی خانه را به همین شکل باز می کرد! به روی دستگیره می پرید و آن را به طرف پایین می کشید و در باز می شد و ایشان به درون خانه و راهرو تشریف می بردند!
🔸 متعلق این نوع یادگیری رفتاری است که منجر به حل مشکلی می شود.
◽️ اکثر حیواناتی که اطراف ما زندگی می کنند تا حدودی از این نوع آموزش بهره مندند.
حیوانات چیزهای زیادی را از مادرشان یاد می گیرند.
مشخصه این نوع یادگیری این است که در آن مراحل طبیعی یک یادگیری شخصی که مبتنی بر تجربه و خطاست را طی نکرده و گزینه نهایی و درست ر از تجربۀ فرد دیگری فراگرفته می شود.
◾️ 🔸 مثلا اگر چند جیوان در یک اتاق محبوس باشند و تنها یک خروجی مخفی وجود داشته باشد، هر حیوان برای توفیق در خروج از آنجا احتمالات زیادی را می آزماید و در بین این گزینه ها ، به طور اتفاقی به گزینه درست می رسد و خارج می شود.
هر حیوان دیگری هم بخواهد خودش خارج شود باید همین پروسه را تکرار کند، اما حیوانی اگر نحوه ی خروج همنوعش را دید و مستقیما و بدون امتحان هیچ گزینه دیگری همانند رفیقش عمل کرد و از راهی که او بیرون رفته بود،از اتاق خارج شد، یادگیری اش از روی تقلید بوده است و نه تجربه ی شخصی.
◽️🔸این نوع تقلید شبیه کاری است که در مهندسی معکوس اتفاق می افتد و کسانی که در اندیشه تقلید کار دیگران هستند بی زحمت تجربه و به کارگرفتن اندیشه و تخیل و تجربه ، کاری که دیگران با کلی زحمت و آزمایش و خطا و شکست های متعدد در طرحهای ناموفق، نهایتا به اختراع این وسیله و طرح و اجرای موفق آن دست یافته اند، با رونوشت برداری عملی میکنند.
❗️تقلید در زندگی انسان با این نوع آغاز می شود اما به این نوع ختم نمی شود!.❗️
🔆🔆یک اصل مهم و حیاتی🔆🔆کودک در طول این یادگیری های مستمر، ناخودآگاه به یک استنباط نهانی می رسد و آن اتوریته و مرجعیت پدر و مادر نسبت به خود است.اینکه آنها می دانند چیزهایی را که او نمی داند.
⬅️ ازینرو وقتی قادر به حرف زدن با پدر ومادر شد و توانست نادانسته های خود را به صورت سؤال از آنها بپرسد، خصوصا در مواردی که قابل تجربۀ شخصی نیستند، برای او جوابهای پدر و مادر پاسخهای درستند . هرچه پدر و مادر گفتند به عنوان پاسخ درست در ذهن کودک ثبت می شود
و این بخش دوم از تقلید است ،این تقسیم رابه شکل دیگری هم می توان مطرح کرد:
✅✅✅ تقلید در حوزۀ معرفت.
تقلید از راه چشم
تقلید از راه گوش
✅
باورهایی که با تقلید از راه گوش حاصل می شوند، اصلی ترین منبع باورهای یک شخص هستند؛ در حدود 15سال اول زندگی، تمام شنیده های یک فرد در ذهن وی انباشته شده و خصوصا آنهایی که در تأیید گفته های افراد مرجعش( پدر و مادر و معلم و..) هستند ،تقویت می شوند و در وجودش رسوخ و نفوذ می یابند، به طوری که وقتی فرد به خودآگاهی می رسد و خود را به عنوان یک فرد مستقل و دارای هویت منحصر به فرد می یابد، این باورها را هم بخشی از هویت خود می پندارد
🔚 م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from سهام نیوز
🔴اصلاحطلبان و دارودسته بازرگان!
✍️سیدمصطفی تاجزاده
در یکی از جلسات بازجویی، سرداری که بعدها بعضی دوستان گفتند سردار نقدی بود، درباره همکاری اصلاحطلبان با مبارزان ملی-مذهبی با من بحث کرد. در سالگرد درگذشت زنده یاد مهندس بازرگان انتشار دیالوگهای خود با آن سردار را برای تنویر افکار عمومی مفید دیدم.
▪️سردار: شما اصلاحطلبان خجالت نمیکشید از دارودسته لیبرال بازرگان که از نظر دینی منحرف است حمایت میکنید؟ با اصولگراها اختلاف دارید، چرا با منحرفین همکاری میکنید؟
من: اختلاف سلیقههای سیاسی ما و مهندس بازرگان به جای خود؛ اما ایشان انحراف دینی نداشت.
▪️سردار: چطور نداشت. بازرگان به لحاظ اسلامی فردی صددرصد منحرف بود؛ حاضرم درباره انحراف دینی شخص بازرگان با شما مفصل بحث کنم.
من: آمادهام با شما بحث میکنم اما به یک شرط.
▪️سردار: چه شرطی؟
من: ابتدا پیام رهبر به مناسبت درگذشت مهندس بازرگان را بیاورید و بخوانیم. سپس به بحث بپردازیم.
▪️سردار: مگر رهبری پیام داده است؟
من: بله، اما شما متوجه نشدید. چون در صداوسیما و روزنامههای کشور منتشر نشد. فقط در جمعهای خصوصی انتشار یافت.
▪️سردار: باشد میآورم.
من: منتظرم
✳️ بیش از ۹ سال است که سردار رفته تا این پیام 👇را بیاورد...
بسمهتعالى
جناب آقاى دکتر یدالله سحابى
درگذشت مرحوم آقاى مهندس مهدى بازرگان را به جنابعالى و خانواده محترم آن مرحوم تسلیت مىگویم. ایشان یکى از مبارزان دیرین با رژیم ستمشاهى و نیز از جمله پیشروان ترویج و تبیین اندیشههاى ناب اسلامى با زبان و منطق و شیوه نوین بود و از این رهگذر بىشک در چشم همه علاقهمندان به گسترش و رواج ایمان اسلامى در میان طبقات تحصیلکرده در دوران خفقان و دینزدایى رژیم پهلوى، داراى شأن و ارزش بهخصوص بود.
خداوند ایشان را مشمول رحمت و مغفرت و فضل خود قرار دهد و به تلاشهاى ایشان با چشم رضا و قبول بنگرد.
لطفاً مراتب تسلیت اینجانب را به همسر و فرزندان محترم ایشان ابلاغ فرمایید.
سید على خامنهاى
۷۳/۱۱/۵»
@Sahamnewsorg
✍️سیدمصطفی تاجزاده
در یکی از جلسات بازجویی، سرداری که بعدها بعضی دوستان گفتند سردار نقدی بود، درباره همکاری اصلاحطلبان با مبارزان ملی-مذهبی با من بحث کرد. در سالگرد درگذشت زنده یاد مهندس بازرگان انتشار دیالوگهای خود با آن سردار را برای تنویر افکار عمومی مفید دیدم.
▪️سردار: شما اصلاحطلبان خجالت نمیکشید از دارودسته لیبرال بازرگان که از نظر دینی منحرف است حمایت میکنید؟ با اصولگراها اختلاف دارید، چرا با منحرفین همکاری میکنید؟
من: اختلاف سلیقههای سیاسی ما و مهندس بازرگان به جای خود؛ اما ایشان انحراف دینی نداشت.
▪️سردار: چطور نداشت. بازرگان به لحاظ اسلامی فردی صددرصد منحرف بود؛ حاضرم درباره انحراف دینی شخص بازرگان با شما مفصل بحث کنم.
من: آمادهام با شما بحث میکنم اما به یک شرط.
▪️سردار: چه شرطی؟
من: ابتدا پیام رهبر به مناسبت درگذشت مهندس بازرگان را بیاورید و بخوانیم. سپس به بحث بپردازیم.
▪️سردار: مگر رهبری پیام داده است؟
من: بله، اما شما متوجه نشدید. چون در صداوسیما و روزنامههای کشور منتشر نشد. فقط در جمعهای خصوصی انتشار یافت.
▪️سردار: باشد میآورم.
من: منتظرم
✳️ بیش از ۹ سال است که سردار رفته تا این پیام 👇را بیاورد...
بسمهتعالى
جناب آقاى دکتر یدالله سحابى
درگذشت مرحوم آقاى مهندس مهدى بازرگان را به جنابعالى و خانواده محترم آن مرحوم تسلیت مىگویم. ایشان یکى از مبارزان دیرین با رژیم ستمشاهى و نیز از جمله پیشروان ترویج و تبیین اندیشههاى ناب اسلامى با زبان و منطق و شیوه نوین بود و از این رهگذر بىشک در چشم همه علاقهمندان به گسترش و رواج ایمان اسلامى در میان طبقات تحصیلکرده در دوران خفقان و دینزدایى رژیم پهلوى، داراى شأن و ارزش بهخصوص بود.
خداوند ایشان را مشمول رحمت و مغفرت و فضل خود قرار دهد و به تلاشهاى ایشان با چشم رضا و قبول بنگرد.
لطفاً مراتب تسلیت اینجانب را به همسر و فرزندان محترم ایشان ابلاغ فرمایید.
سید على خامنهاى
۷۳/۱۱/۵»
@Sahamnewsorg