خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
خرد سنجشگر pinned «🌟🌍🌟 دیالوگ 🌟🌍🌟 🔶 شاید عنوان دیالوگ یا همسخنی همگرایانه آنچنان مبهم است که در ذهن مخاطبان مصداق مشخصی نمی یابد. 🔷 اما لااقل می توان مواردی را شمرد که دیالوگ نیستند: ☑️ دیالوگ سخن گفتن با کسی برای اثبات حقانیت خود و خطای حریف نیست ☑️ دیالوگ…»
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️❤️❤️


حیات
چلچله های درون ماست

که از برای رشد علفزار

ترانه می خوانند

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔵⚪️⚫️🔴🔵⚪️⚫️🔴🔵

هیج مقدار از تجربه هرگز نمی توانند حقیقت را به من ثابت کنند

اما تنها یک تجربه می تواند کذب و نادرستی را به من بنمایاند

✔️آلبرت انیشتین


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
A Mini Guide To Critical Thinking (2.0).pdf
523.1 KB
📘📘📘📘📘📘📘📘



راهنمای کوچک تفکر نقادانه
( زبان اصلی- انگلیسی)


📕📕📕📕📕📕📕📕
♦️ممانعت از برگزاری مراسم تشییع پوران شریعت رضوی در حسینیه ارشاد

احسان شریعتی:
🔹در خیابان شریعتی نماز می خوانیم و مراسم را برگزار خواهیم كرد./ جماران

🆔 @Entekhab_ir
سياه چاله هاى فكرى چيست؟

❇️📕❇️📕❇️📕❇️📕


💠 سیاه چاله های فکری، نظام های ايدئولوژيكى هستند که مردم را درون خود می کشند و آنها را همچون یک اسیر نگه می دارند.
به این ترتیب کسانی که در دام این نظام های عقیدتی افتاده اند مشتاقند که همچون یک برده، ثنای گوی آن نظام عقیدتی باشند.

سیاه چاله های فکری، شاید بخشی جدانشدنی از تمدن بشری باشد. از جمله این سیاه چاله ها می توان به فرقه های فریب دهنده، خرافات مذهبی، افراط گرایی در سیاست، تئوری توطئه، و برخی از طب های مکمل ، اشاره کرد.

از مشخصات این سیاه چاله های فکری این است که دلیل پذیر و عقلانی نیستند.

💠💠 صحبت با کسانی که در چنین سیاه چاله هایی افتاده اند هم می تواند تجربه رنج آوری باشد.

💧 توانایی ذهنی این افراد مخدوش است اما قربانی حتی از این موضوع آگاه هم نیست.

💧 در برخورد با آنها خطاهای ذهنی آنها را پیدا کنید.

💧 مدارکی خلاف آنچه بدان معتقدند را نشانشان دهید.

🔥 اما می بینید که از کنار آن می گذرند، انگار یک نقطه کور دارند.

🔥 این افراد را می توان به بیماران روانی که قدرت تشخیص ندارند (در اثر آسیبی که به برخی از نواحی مغزشان رسیده است) تشبیه کرد.


💠💠💠 برخی از این بیماران حتی اگر فلج هم باشند نمی توانند فلج بودن خودشان را تشخیص دهند.

🖍 اگر جلوی این افراد، مدادی گذاشته شود و از آنها خواسته شود که مداد را برداند در توجیه ناتوانی خود می گویند تلاششان را کردند یا اینکه به مداد نیازی ندارند.

🖍🖍 قربانیان سیاه چاله های فکری، دیگران را گناهکار می دانند چون مانند آنها نیستند.

برشي از كتاب "اعتقاد به مزخرفات" نوشته استفان لا

🗯🖍🗯🖍🗯🖍🗯🖍🗯🖍


🔔یک سؤال و جرعه ای تأمل🔔




به نظر شما تعریف سیاهچاله های فکری که در این نوشتار آمده است از سنخ کدامین نوع از تعریف است؟

برای روشن شدن سوالم ، عرض میکنم که تعریف به دو معنای کاملا متمایز به کار می رود:
🔴 1- به معنای توصیف ( denoscriptive )

🔹مثل اینکه من در مورد آب می گویم:

آب مایعی است بی رنگ و بو و....


🔴 2- به معنای وضع و جعل اصطلاح( stipulative )

🔹مثل اینکه با فرض اینکه قبلا چنین اصطلاحی وجود نداشته است با هم قرار می گذاریم که از این پس به مثلث بگوییم سه کنج

🔹 یا مثلا بعد از این به تلفن همراه بگوییم جیتل ( یعنی تلفن جیبی!)
✍🏻 م . ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from ربات حذف ✂️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📝 #یادداشت_روز


جوردانو بورونو چه می‌گفت که در آتش خشم کلیسا سوخت؟!

🔭
 متدلوژی دیالوگ  -2



🔴 ضرورت تشخیص استدلال
به عنوان مقدمه ای برای تشخیص درستی یا نادرستی شنیده ها و خوانده ها

🔴 ضرورت یادگیری سه فن

📙 فن منطق،

📗 فن دیالوگ

📕 فن تفکر نقادانه


🌀 ما همه روزه با افراد مختلف برای اهداف و اغراض متعددی گفت و گو می کنیم.
با پدر و مادر خود، برادر و خواهر یا همسر و فرزندان و......

🌀 سخنان رد و بدل شده ای به گونه ای است که هر دو طرف گفتگو از دریافتن مراد طرف مقابل خودمطمئنیم
و به سادگی به فهم روزمره خود اطمینان کرده و بر مبنای آن عمل می کنیم.

🌀 غالبا هم از این نحوه عملکرد مشکلی پیش نمی آید الا در موارد نادری که بعدا متوجه برداشت ناقص یا نادرست خود می شویم
و این مساله وقتی اهمیت پیدا میکند که این سوء تفاهم اسباب ضرر و زیانی به یکی از طرفین شده باشد.

🔶 برفرض برادرتان به شما زنگ میزند که یکی رو می فرستم پیشت یه جوری راضیش کن بفرست بره!
و وقتی طرف پیش شما میاد مدعی طلبی از برادرت میشه و شما نهایتا پولی به ایشان میدهید و روانه اش میکنید.
برادرتان بعد از فهمیدن ماجرا مدعی می شود که مگر من گفتم بهش پول بده؟ اگر قرار بود بهش پول بدم که خودم می دادم!

🌀🔳 بنابرین انسانها معمولا به طور نسبی مهارت لازم برای تفهیم و تفاهم در زندگی روزمره و حل مسائل فیمابین را کسب میکنند،
🔻 گرچه میزان تبحر در افراد می تواند متفاوت باشد.

🌀♦️ اما روشن است در همین راستا، هرچه گفتگوها تخصصی تر، استدلالی تر و پیچیده تر گردد، افراد در فهم و درک معنا، و نیز تجزیه و تحلیل آن و درک درستی یا نادرستی استدلالها می توانند با مشکل مواجه شوند یا احیانا دچار خطا شوند.


🌀⚪️ همین گیر افتادن در چاله چوله ها و احیانا چاه های کلامی،و به تعبیر فرگه در تله های زبانی اسباب ضررو زیان های مستقیم و غیرمستقیم بسیاری می شود

🌀◀️ پس روشن است هرکه می خواهد راههای پرخطرتر و با ریسکهای بیشتری را بپیماید ضرورتا باید مهارتهای بیشتری را هم کسب کند و ضریب خطای خویش را تا حدود بسیار زیادی کاهش دهد.

🌀✔️☑️✔️ همین مساله و همین مشکل در زمینه ی جستجوی حقیقت هم وجود دارد،

☑️ کسی که به دنبال حقیقت است ضرورتا باید خود را مجهز به ابزار و لوازمی کند که او را در یافتن حقیقت و تشخیص آن از حقیقت نماها یاری می کنند.

✔️☑️✔️ یکی از مهمترین ابزارها منطق است که در طول چند هزار سال تجربه ی بشری شکل نسبتا کاملی به خود گرفته است و هرکس به اندازه ای که بتواند کاربرد این ابزار را بلد شود می تواند از فویدش بهره مند شود.


✔️☑️✔️ یکی دیگر از این ابزارها که سابقه ی چندان طولانی ندارد و به عنوان یک ابزار تکمیلی در کنار منطق طراحی شده است تفکر نقادانه است

✔️☑️✔️ و یکی دیگر که از آن هم جوانتر است و شاید دوران طفولیت خود را سپری می کند فن دیالوگ است به معنای خاص آن یعنی هم اندیشی.


🔹🔴🔹 در مورد این دو فن اخیر می تواند چنین گفت که این دو طفل در واقع همزادند
و
🔹 زاییدۀ یک مادرند!

🔹 زاییده ی یک نیاز

⬅️ اینکه در دهه های اخیر و

♦️ با پیدایش و تکثیر انسان مدرن

♣️انسان چست و جوی خستگی ناپذیر و بی مهاباتری برای یافتن خویش و سرنوشت خویش برگزیده

♥️ در این راه رو به سوی گفتگو با همسرشتان و همسرنوشتان خویش گامی جدی برداشته

♠️دیالوگ نقش پررنگتری در تعیین نوع زندگی انسانها و سرنوشت آنها پیدا کرده

♦️و به حسب ضرورتهایی که عصر انفحار اطلاعات بر این انسان تحمیل کرده

🔳 این عوامل مطالعه روشهای موثر و مناسب برای این تعامل فکری را به یک ضرورت بدل کرده است

⬅️ و دقیقا در همین راستا

🔹⚪️🔹 این حس را ایجاد کرده است که

منطق با تمامی ابعادش، برای پوشش دادن دیالوگ کافی نیست 

🔸⬅️ زیرا اساسا منطق حالت مونولکتیکال دارد و باید منطقی نو و دیالکتیکال طراحی شود.

⚪️🔴⚪️

تفکر نقادانه زاییده همین نیاز است. نیاز به منطقی دیالکتیکال.

⚪️🔴⚪️


🔶⬅️⬅️⬅️🔶 پس ما در هر سنی و در هر مقطعی ، به اندازه ای که به خودمان اهمیت می دهیم. . . .

✔️✔️✔️  باید به اطمینان از آمادگی قوای ادراکی خود در تشخیص صواب و خطای آنچه می خوانیم و می شنویم، نیز اهمیت بدهیم. 


🔚 م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned « متدلوژی دیالوگ -2 🔴 ضرورت تشخیص استدلال به عنوان مقدمه ای برای تشخیص درستی یا نادرستی شنیده ها و خوانده ها 🔴 ضرورت یادگیری سه فن 📙 فن منطق، 📗 فن دیالوگ 📕 فن تفکر نقادانه 🌀 ما همه روزه با افراد مختلف برای اهداف و اغراض متعددی…»
Forwarded from Deleted Account
🔹از اولین مواردی که بعد از انقلاب باعث اعتراض بخشی از مردم شد مسأله حجاب بود. با زمزمه‌های اجباری شدن حجاب گروهی از مخالفان در روز جهانی زن مصادف با ۱۷ اسفند‌ ۱۳۵۷ به خیابان آمدند و به این موضوع اعتراض کردند. با بالاگرفتن تنش در مورد حجاب و درگیری‌های پیش آمده، دفتر رهبر انقلاب اطلاعیه‌ای صادر کرد که دو روز بعد در ۱۹ اسفند ۱۳۵۷ در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.

🔹بر اساس این اطلاعیه کسانی که برای زنان ایجاد مزاحمت کرده‌اند «گروهی جنایتکار و خیانت‌پیشه تحت عنوان کمیته» بودند و کمیته‌های انقلاب باید با عاملین این برخورد‌ها به شدت مقابله کنند.

منبع: میدان
متدلوژی دیالوگ -3

🔸🗯🔸🗯🔸🗯🔸🗯🔸🗯🔸🗯🔸

💠 جملۀ خبری

💠 قضیه

💠 گزاره

💠 مدعا


🔴 اکثریت قریب به اتفاق ما با کلام و مکالمه، سخن و حرف زدن و گفتگو و در حالت کلی با زبان آشناییم.

🔵 می دانیم که زبان قویترین و مهمترین ابزار ارتباطی انسانهاست که بنا به عقیده ی بسیاری از متفکران، عامل و مبنای تفوق و برتری و چیرگی انسان بر دیگر حیوانات است.

⚫️ زبان در اصل متشکل و مرکب از الفاظ و صداهای مختلفی است که در حنجره ی انسان تولید می شود و به صورتی که توسط انسانهای دیگری که مخاطبند شنیده شود، به آنها القا می شود.

⚪️ ترکیب این صداها به گونه ای است که مخاطب با شنیدن آنها متوجه معنای مدنظر گوینده و مراد وی می شود.

🔴 همانگونه که می دانیم با پیشرفت و تکامل جامعه بشری نوع دیگری از زبان هم ، با علایم ترسیمی به زبان قبلی اضافه شد که در واقع همان صداهای حنجره را به صورت نمادهای تصویری مشخص می کرد و نام این نمادها را خط نهادند

🔵 و ازینرو انسانها یاد گرفتند که بتوانند پیامها را به همدیگر به صورت غیرحضوری هم ارسال کنند.

⚫️ آنها با دریافت نامه ای که پیام به صورت خطی بر روی آن نگارش شده بود می توانستند با ترجمه ی آن به الفاظ و عبارات صوتی معنا و مراد فرستنده پیام را دریافت کنند.

⚪️ با اختراع این زبان بشر این امکان را یافت که افکار و احساسات و منویات و نیز اخبار و اقوال خود را برای نسلهای بعدی هم به یادگار بگذارد و ازینجا بود که تکامل اطلاعات و معرفتها و معلومات بشری سرعت چشمگیری به خود گرفت.

🌐 همه ما با برخی اصطلاحات دستوری آشنا هستیم.

🌐 می دانیم که کوچکترین واحدی را که بتواند یک معنای کامل را به مخاطب برساند جمله می نامیم.

✔️ مثل: پاشو

✔️ بابا نان داد

✔️ مبارک بادا

🌐 و کوچکترین واحد لفظی معنادار را کلمه می نامیم .

✔️ مثل:
🔺 بابا ،
🔺 داد ،
🔺نان ،
🔺 بادا ،
🔺 مبارک،
🔺زیر ،
🔺از

🌐 و کوچکترین اجزای کلمه را حرف(صدا) می نامیم.مثل ب، د، ن، ر، ک


🔆⬅️ پس پیامهایی که توسط ارتباط کلامی بین انسانها تبادل می شوند از طریق واحدهایی به نام جمله است.

🔆🔶 پیامهایی که از طریق جمله بین انسانها رد و بدل می شوند انواع مختلفی دارند که مهمترین آن پیامها و در واقع همان پیامی که ما در بحث دیالوگ با آن سرو کار داریم خبر است.


🔆🔷 انسانها توسط جملات از وجود و عدم و کیفیت هستی و چگونگی رخدادها و حالات پدیده ها و ... به همدیگر خبر می دهند. این نوع جملات را جملۀ خبری ( declarative sentence ) می نامند


🔶✔️✔️✔️🔶 نشان عمده و اصلی این نوع جملات ، این است که می توان آنها را به دروغ بودن و راست بودن متصف کرد.

☑️ اگر الف نماینده و نشانگر یک جمله باشد در صورتی جملۀ خبری است که درباره اش بتوانیم بگوییم که:

الف درست است یا الف نادرست است ،

🔻 برای مثال جملۀ خورشید طلوع کرد یک جملۀ خبری است چون در باره اش می توانیم بگوییم که درست است یا نادرست است.

🔺✔️🔺 اصطلاح جملۀ خبری یک اصطلاح مربوط به دستور زبان و گرامر ( syntax )است ،

🔺✔️🔺 برای این نوع جمله در منطق اصطلاح دیگری به کار برده می شود. اصطلاح قضیه یا ( statement )
گرچه یک فرق بسیار ظریف بین این دو اصطلاح وجود دارد ولی در این نوشته به آن نمی پردازیم.

🔺✔️🔺 به همین نوع از جمله در اصطلاح تفکر نقادانه مدعا ( claim ) گفته می شود

🔺✔️🔺 و اصطلاح گزاره ( proposition )هم در منطق جدید( منطق ریاضی) باز به همین معناست( با کمی تسامح)

پس ما هر جا با یکی از این سه اصطلاح: جمله خبری یا قضیه یا مدعا یا گزاره مواجه شدیم ، باید بدانیم که مراد یکی است و از امر واحدی سخن گفته می شود.

🔅 بنابر این می توان نتیجه گرفت که هیچ جمله ای غیر از جملۀ خبری، قضیه یا مدعا یا گزاره نیست.

یعنی
🌀جملات امر یا نهی مثل: پاشو ، نرو

و
🌀 جملات پرسشی و استفهامی مثل: آیا الان روز است؟
یا اسمت چیست؟

و
🌀 جملات دعا و نفرین مثل: رحمت خدا بر تو ، لعنت بر شیطان

و
🌀جملات ایجادی و عقود و ایقاعات مثل کلمات دال بر خرید و فروش و ازدواج و طلاق

و....... هیچکدام قضیه و گزاره و مدعا نیستند.

به خاطر داشته باشیم که

در قضیه یا گزاره یا مدعا بودن جمله ی خبری فرقی نمی کند که ما از درست بودن یا نبودن آن جمله مطلع باشیم یا نه، امکان اطلاع و وقوف داشته باشیم یا نه؛

همین که جمله صلاحیت داشته باشد که متصف به صدق و کذب شود برای قضیه یا گزاره بودنش کافی است.

🔚م . ناجی



https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
متدلوژی دیالوگ – 4

📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘

❇️ فرق جمله با گزاره و قضیه و مدعا

❇️آنچه در دیالوگ و تفکر نقادانه مقصود ماست گزاره و قضیه است و نه جمله


🔴 در مورد اصطلاحات جمله ، قضیه ، مدعا و گزاره تا حدودی سخن گفتیم.

🔴💧 اما چنانکه معلوم است این اصطلاحات هر کدام به ساحت خاصی از معرفت بشری و علم و فن جدایی تعلق دارند

🔴💧💧 و روشن است که تنها ظرافتهای مربوط به تخصص مربوط را در خود ملحوظ دارند.

🔴💧💧💧 چون ما در حوزۀ دیالوگ و تفکر نقادانه و منطق سخن میگوییم بدین جهت طبیعی است که اصطلاحات کاربردی ما با جمله تفاوتهای جزئی داشته باشند.

🔴⬅️ لذا ضروری است به برخی از فرقهایی که اصطلاحات گزاره ، قضیه و مدعا با اصطلاح جمله و یا جملۀ خبری دارند اشاره کنیم.


فرق جمله خبری با گزاره:

🔵🔸 1- مهمترین خصیصه ای که در قضیه و مدعا و گزاره لحاظ شده است اما در جمله خبری مدنظر نبوده است ، تک ارزشی بودن آنهاست.

🔸 یعنی گزاره حتما باید بسیط باشد در حالی که جمله می تواند مرکب باشد.


⚪️⬛️⚪️ همچنانکه می دانید بحث عمده ما در منطق و تفکر نقادانه و نیز دیالوگ در باره ی صدق و کذب است.


🔵🔸🔸 به همین جهت برای ما مهم است که در این مباحث، واحدی را تعریف کنیم که فقط و فقط در همه حال یکی از دو ارزش صدق یا کذب را بپذیرد و نتوان آن را به دو واحد دارای ارزش مجزا تقسیم کرد.


✔️✔️✔️ برای همین در تعریف گزاره( و نیز قضیه و مدعا) همین مساله شرط شده است.

✔️♥️✔️ یعنی گزاره یک بسته ی معنایی است که دارای ارزش واحدی باشد( صدق یا کذب) و نتوان آن را به دو بسته ی معنایی حامل ارزش تقسیم کرد.


🔸⚪️🔸 در واقع گزاره ، اتم بسته های معنایی مدنظر ماست و غیرقابل تجزیه


☑️ در حالی که در جمله خبری چنین شرطی وجود ندارد و جمله ی خبری ممکن است قابل تقسیم به چند جمله خبری ساده تر باشد.

♦️ مثال یک:

جمله خبری زیر را در نظر بگیرید:

مجید و مهناز دیروز عصر در زیر نم نم باران به سینمای متروپل برای دیدن فیلم تایتانیک رفتند.

به این جمله دقت کنید.

چند گزاره و مدعا یا قضیه می توانید در آن بیابید که بتواند دارای ارزش منطقی باشد؟

🔺الف- مجید و مهناز دیروز عصر با هم بودند!

🔺 ب- مجید دیروز به سینما رفت.

🔺 ج- مهناز دیروز به سینما رفت.

🔺 د- مجید و مهناز با هم به سینما می رفتند!

🔺 ه- سینمایی که مجید و مهناز با هم رفتند متروپل بود.

🔺 و- دیروز سینمای متروپل فیلم تایتانیک را نمایش می داد.

🔺 ز- دیروز عصر باران می بارید

🔺 ح- مجید و مهناز زیر نم نم باران به سینما رفتند.

🔺🔸 و ....


🔵✔️✔️ پس جمله خبری می تواند مرکب از جملات خبری متعدد باشد

✔️✔️✔️ اما گزاره لزوما باید دارای ارزش منطقی واحدی باشد و نتوان آن را به دو گزاره با ارزش منطقی مجزا تقسیم کرد.


🔵🔸🔸 2- گزاره ضرورت ندارد که حتما در ساختار جمله ی خبری نمایش داده شده یا اظهار شود.


🔸✔️ ممکن است در ضمن یک جمله ،به صورت یک عبارت یا قید و وصف ذکر شود.

🔶 مثال:

🔹 دیروز داور سیاهپوش بازی منچستر و پرسپولیس ، در برخورد با بیرانوند دروازه بان منچستر از هوش رفت! 🔹

از جمله گزاره هایی که در این جمله وجود دارد این است که:

🔺✔️ منچستر و پرسپولیس با هم مسابقه دادند.

🔺✔️✔️ و .....


🔵🔸🔸🔸 3- ممکن است گزاره در ضمن یک جمله ی غیر خبری ذکر شود:

🔺✔️ مثال:

🔹 تو در حالی که مردم بر اثر زلزله ی دیشب سرگردان و ویلانند، داری رقص و خوشگذرانی می کنی؟ 🔹


☑️ این جمله در حالی که خبری نیست و یک جمله ی پرسشی است اما متضمن گزاره است:

🔸⚪️🔸 این گزاره که:

دیشب زلزله حادث شده است.

🔸⚪️⚪️🔸 و این گزاره که:

تو در حال رقص و خوشگذرانی هستی.


⚪️⬅️ بنابر این می توان نتیجه گرفت که نباید صرفا ظاهر جملاتی را که در گفتار به کار برده شده است را ملاک قرار دهیم

⚪️⬅️⬅️ و باید معنایی که از آن جملات مستفاد می شود را به دقت استخراج کنیم.

⚪️🔸⬅️ یعنی ممکن است ظاهر یک جمله غیر خبری باشد اما دارای معنایی خبری بوده یا متضمن یک معنای خبری باشد و از این جهت صلاحیت داشته باشد که در ضمن یک استدلال به کار برده شود.


🔸🔲🔸 پس آنچه در فن دیالوگ و تفکر نقادانه مورد توجه است معنایی است که از الفاظ و عبارات و متون  مورد نظر گوینده یا نویسنده مدنظر است و نه خود کلمات و عبارات


🔴🔴 پس ما در مقام دیالوگ با یک پروسه ی بسیار مهم مواجهیم:

 دریافت پیام گوینده یا نویسنده از طریق کلمات و جملات و عباراتی که ایراد کرده است.
پیامی است که از جنس معناست حتی اگر رابطه ای محتوم و اجتناب ناپذیر با کلمات و الفاظ و عبارات داشته باشد


🔔🔥🔔 طبیعی است که هر گونه اشتباه ، نقص و دریافت غیر دقیق تمام مراحل بعدی را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.

🔚 م. ناجی


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 4 📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘 ❇️ فرق جمله با گزاره و قضیه و مدعا ❇️آنچه در دیالوگ و تفکر نقادانه مقصود ماست گزاره و قضیه است و نه جمله 🔴 در مورد اصطلاحات جمله ، قضیه ، مدعا و گزاره تا حدودی سخن گفتیم. 🔴💧 اما چنانکه معلوم است این اصطلاحات…»
متدلوژی دیالوگ -4(2)

📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘🔸📘


سوال:

🌀 چرا جملات بسیط تک ارزشی در منطق( و نیز در فن دیالوگ و تفکر نقادانه) اهمیت دارند؟



1️⃣ همه می دانیم که این سه فن در واقع برای این تدوین و طراحی شده اند که ما را از افتادن در چاله چوله ها و تله های خطاو اشتباه باز دارند.

2️⃣ از طرف دیگر می دانیم که عمده کار ما در تفکر پیوند دادن معلومات قبلی خود به هم و به دست آوردن دانسته های نو است

3️⃣ و باز همگی میدانیم که معلومات ما همه به صورت قضیه ها و گزاره ها در ذهن بایگانی شده اند.

4️⃣ حال وقتی ما می خواهیم از پیوند این دانسته ها ، دانسته های نو کسب کنیم باید از درستی دانسته های قبلی مطمئن باشیم . یعنی بتوانیم به قضیه ای که در پروسه ی فکر استفاده می کنیم ارزش منطقی صفر یا یک بدهیم،

ℹ️ به طور قطع بتوانیم بگوییم که این گزاره درست است یا این گزاره نادرست است.
پس ما در پروسه ی تفکر نیازمند به قضایا و گزاره هایی هستیم که ارزش منطقی آنها معلوم باشد.

با این اوصاف اگر ما قضایایی بسیط و یک ارزشی نداشته باشیم چه اتفاقی می افتد؟

🔆 جمله ی

Ⓜ️ الف = (ارسطو و خواجه نصیر طوسی از دانشمندان شهیر یونان باستان هستند.)
را در نظر بگیرید:

اگر بخواهیم این جمله را در مقدمات یک استدلال به کار ببریم چه ارزشی باید به آن بدهیم؟

هر ارزشی به آن بدهیم نادرست خواهد بود:

اگر بگوییم که این مدعا درست است که: الف

نادرست گفته ایم ℹ️ چون خواجه نصیر یونانی نبوده است


و اگر بگوییم که این مدعا نادرست است که الف

باز نادرست گفته ایم ℹ️چون ارسطو یونانی بوده است

پس ما عملا قادر به ارزشگذاری الف نخواهیم شد

و نتیجتا قادر به ارزشگذاری قضایایی که از الف استنتاج می شوند هم نخواهیم شد.


🔆🔆 اما اگر این جمله را به عنوان ترکیبی از دو قضیه با ارزشهای جدا در نظر بگیریم، مشکل کارمان برطرف می شود.


ما در واقع دارای دو قضیه خواهیم شد که به هم عطف شده اند و ارزش یکی از آندو صفر و ارزش دیگری یک است.


این مساله در منطق صوری( وطبیعتا منطق سمبلیک یا منطق ریاضی) اهمیت فوق العاده ای دارد

❇️ زیرا ما در آن برای راحتی ارزیابی استدلالها علامت و سمبلی را به جای هر گزاره انتخاب کرده و در تحلیل خود برای آن سمبلها ارزش صفر یا یک می دهیم و نتایج را بر اساس آن ارزیابی می کنیم.


🔴 یعنی در مثال بالا بعد از تفکیک آن به دو قضیه:

🔸 ب= ارسطو از دانشمندان شهیر یونان باستان است.

🔹 ج= خواجه نصیر طوسی از دانشمندان شهیر یونان باستان است

الف را به صورت زیر تحلیل می کنیم:
🔸🔺🔹 الف= ب+ج


🔚م. ناجی



https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔧🔨🛠🔩🛠🔨🔧

📕📒📔📓📔📒📕📗📘📗📕

اندیشیدن مفت مفت نیست

زحمت می خواهد


تمرین می خواهد

گرد آوردن مواد اولیه می خواهد


اما ارزانترین گنجی است که انسانها در کل زندگی و کل عالم می توانند کشف کنند


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
چرا بیشتر افراد توان تغییر تفکرات‌شان را ندارند؟


🖍🖌🖍🖌🖍🖌🖍🖌🖍🖌🖍🖌


هر کودک در اثر کمیت و کیفیت برآورده شدن نیازها و نظام باید و نبایدی که محیط به او القاء می‌کند دارای مجموعه اطلاعاتی می‌شود که سیستم معیار فرد را شکل می‌دهد. هربار که از این سیستم معیار جهت تجزیه و تحلیل و استدلال استفاده می‌کنیم اطلاعاتی را قبول یا رد می‌کنیم و به مجموع اطلاعات سیستم معیار خودمان جهت استفاده بعدی اضافه می‌شود.

فرض کنید یک شکل بیضوی را می‌بینیم و آن را می‌شناسیم و با اطلاعات قبلی‌مان انطباق دارد پس بصورت ناخودآگاه آن را توصیف می‌کنیم، اما درصورتی که شکل را نشناسیم و نیاز به آموزش را احساس نکنیم، سعی می‌کنیم تفسیری از اطلاعات قبلی انجام دهیم و آن را مثلاً شبیه دایره بنامیم.

در مورد باورها قضیه پیچیده‌تر می‌شود وقتی با باوری مواجه می‌شویم، آن را با سیستم معیار خود مقایسه می‌کنیم. اگر شبیه بود ناخودآگاه آن را درست و اگر در تضاد با اطلاعات سیستم معیار ما بود ناخودآگاه آن را غلط می‌دانیم.

چون فرایند انطباق باورها و اطلاعات جدید بر سیستم معیار معمولاً بصورت ناخودآگاه انجام می‌شود پس ویژگی اصلی سیستم معیار تأیید باورها و اطلاعات شبه به خود است و فقط زمانی که به نتیجه انطباق شک کنیم می‌توانیم انطباق را خود آگاه انجام و شاید به نتیجه‌ای برسیم که با سیستم معیار منطبق نباشد و موجب تغییری کوچک یا عمده در سیستم معیار شویم.

چون معمولاً نتیجه برخورد ما با تفکرات دیگر تولید تفکراتی شبیه سیستم معیار خودمان است پس معمولاً تغییر زیادی در تفکرات افراد مشاهده نمی‌شود و تنها کسر کوچکی از افراد توان شک کردن و تجزیه و تحلیل خودآگاه را آنهم در موارد خاص و نه همیشه دارا می‌باشند و می‌توانند تفکرات القایی جامعه را رد و خود به ساختن سیستم معیار خود مبادرت ورزند.

به نقل از کانال @thinkin
هشت گناه آموزش و پرورش ایران

🔰 نوشته‌ی حاضر، به پروسه‌ی جاری در آموزش و پرورش و به نتیجه و برون‌داد ساختار آموزش و پرورش می‌پردازد. تلاش می‌کند برخی کاستی‌ها و ضعف‌هایی را در ناحیه‌ی فرایند و محصول آموزش و پرورش یادآوری کند. البته مدعی نیست که می‌تواند حق مطلب را ادا کند، بلکه می‌خواهد برخی نکات را برجسته نماید. به نحو اجمال برخی از ضعف‌ها، سستی‌ها و اشکالات وارده بر آموزش و پرورش به قرار زیر است؛

1️⃣ آموزش حفظیات
به جای تفکر، به حفظیات و انباشت اطلاعات (که بعضا بی‌فایده و بلااستفاده است)، تأکید می‌گردد. دانش‌آموزان را به از برکردن ماشین‌وار محتوای نقل وامی‌دارد.
از این بدتر، آنان را به ظرف‌ها و مخزن‌هایی مبدل می‌کند که باید به وسیله‌ی معلم پر شود. هر قدر این ظرف‌ها با فروتنی بیشتری اجازه دهند که پرشان کنند، دانش‌آموزان بهتری خواهند بود.

2️⃣ آموزش سکوت
نقش دانش‌آموز ایرانی در فرایند آموزش و پرورش، صرفا آموختن و فراگرفتن و سکوت در برابر معلم است. جایگاه و موقعیت معلم، چنان رفیع و دست‌نایافتنی می‌شود و چنان قُدسیتی به آن داده می‌شود، و از سوی دیگر، رعب‌انگیز و ترس‌آلود می‌شود که دانش‌آموز چاره‌ای جز سکوت در برابر آن نمی‌یابد. نظام آموزش و پروش غیردموکراتیک، میوه‌ی ترس و سکوت را در دهان فرهنگ می‌نهد.

3️⃣ آموزش تقلید و پیروی
در آموزش مبتنی بر سلطه،
معلم می‌گوید و دانش‌آموز صرفا مجاز است که سخنان مربی‌اش را تکرار و تصدیق کند. در این شیوه‌ی آموزش، معلم، تماما زبان است و دانش‌آموز، تماما گوش. معلم، کارساز است و دانش‌آموز، کارپذیر. معلم، به منزله‌ی مراد است و دانش‌آموز به منزله‌ی مرید. در آموزش تقلیدی، پرسش و نقد ممنوع است. روحیه‌ی پرسشگری از آنِ آموزش آزادِ مبتنی بر تعامل است. در حالیکه در پیروی، انفعال و خمودگی رشد می‌کند.

4️⃣ آموزش عدم مدارا
یکی دیگر از کارکردهای اساسی آموزش و پرورش توسعه یافته، پرورش شخصیت‌های مداراگر است.
اما نتیجه‌ی آموزش و پرورش در ایران، دامن زدن به کم‌تحملی و عدم مدارا با کسانی است که اندیشه‌ی دگر دارند. هر صبحگاه، مدارس چونان پادگان‌های نظامی، از جلو نظام می‌دهند و مرگ بر این و بر آن بر زبان دانش‌آموزانش جاری شده و به کینه‌توزی‌های تاریخی دامن زده می‌شود، چگونه می‌تواند شهروندانی مداراجو و صبور تربیت کند؟!

5️⃣ جای خالی هنر
هنر، صرفا گذران وقت و سپری کردن ساعاتی از روز نیست. هنر، بیهوده زیستن نیست. هنر، شیوه‌ای موثر در تربیت احساسات و توسعه‌ی زیبایی‌های درون و پرورش حس زیبا دیدن و زیبا زندگی کردن است. تفسیر معنابخش به جهان و هستی است. هنر، آدمی را به خویشتن نزدیک می‌کند و راه‌هایی برای تحمل رنج‌ها در اختیار آدمی می‌نهد. جای خالی هنر در روند آموزش و پروش، عمیقا احساس می‌شود. از میان هنرهای مختلف، جای خالی موسیقی، دل‌آزار است. روح‌های زمخت، نشان می‌دهد که از ظرافت‌های هنر و زیبایی موسیقی، بی‌بهره‌اند و در سرزمین رازآلود هنر گام نزده‌اند.

6️⃣ تربیت، نه برای اکنونِ
نظام آموزش و پرورش، شاگردانش را برای زندگی در جهان کنونی پرورش نمی‌دهد. زندگی "اکنونی و این‌جایی". شاگردانش را برای بنانهادن ساختار دموکراتیک پرورش نمی‌دهد. ساختار غیردموکراتیک آموزش و پرورش در ایران، ماحصلی جز شخصیت‌های غیردموکراتیک نیست. رابطه‌ی دانش‌آموز با معلم غیردموکراتیک است. گفت‌وگو به منزله‌ی فضیلتی انسانی و اخلاقی، چندان مجال بروز و ظهور نمی‌یابد.

7️⃣ جای خالی شادکامی
تلخ زیستن و تلخکامی بر آموزش و پرورش ایران سایه گسترده است و لذت زیستن را از شاگردان مضایقه می‌کند. شادابی و شادخواری، به نحو ضمنی و نانوشته جایی در مدارس ندارد. مناسک و شعایر تاریخی سوگ و برخی برنامه‌های حزین، به آسانی و در طول سال، در تمامی مقاطع و به انحاء مختلف به اجرا درمی‌آید، اما چندان خبری از جشن‌های شادی‌بخش در میان نیست.

8️⃣ ناکارآمدی
ناکارآمدی آموزش و پرورش، سبب شده است که اهداف آموزشی که برای وصول به آن برنامه‌ریزی می‌شود، نافرجام باقی بماند. از این رو است که حدود شش سال (در مقطع راهنمایی و دبیرستان)، زبان انگلیسی تدریس می‌شود، اما فارغ التحصیلان این نظام آموزشی حتی از بیان جمله‌ی ساده‌ی انگلیسی عاجزند. همین‌گونه است ریاضیات، فیزیک، شیمی و دیگر دروس. ناکارآمدی آموزش و پرورش سبب شده است که جریان غیررسمی آموزش در آموزشگاه‌ها و تجارتخانه‌هایی دیگر رشد کند.

✍️ علی زمانی


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
بسیار مهم


این توئیت وزیر ارتباطات، نشان درکی درست از دیالوگ و روابط کلامی مدرن در جامعه مدنی است.

اهمیت این اقدام را تبیین نماییم و دیگر دست اندرکاران را به گزینش این رویکرد ترغیب نماییم

🔺🔹🔺🔹🔺🔹🔺🔹🔺🔹🔺🔹


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker


🔺🔹🔺🔹🔺🔹🔺🔹🔺🔹🔺🔹