خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
ایران جامعه ای بی گفتگو


✳️ چرا توسعه پایدار زمان بر است؟

✳️ “جامعه بی گفتگو،

✳️ ظرفیت های زبانی


🔻 ما از روزی که حرف زدن را یاد می گیریم، درگیر "مونولوگ" هستیم؛

🔻 یعنی یکی می گوید و یکی دیگر فقط گوش می کند:

🔹 ابتدا این پدر و مادر و سایر بزرگ ترهای خانواده و فامیل هستند که امر و نهی می کنند و ما گوش می کنیم.

🔸 سپس معلمان و مدیران و ناظم ها هستند که امر و نهی می کنند و ما فقط گوش می کنیم و مجری هستیم.

🔹 در خدمت سربازی هم که نیمی از جامعه تجربه اش می کنند ، بازار مونولوگ به مراتب داغ تر است.

🔸 در محل کار هم، این رئیس است که می گوید و ما گوش می کنیم.

🔹 در عرصه عمومی هم اوضاع بهتر نیست و برای قرن های متمادی، این حکومت است که می گوید و مردم شنونده اند.

🔸 در روابط همسران نیز، عمدتاً مونولوگ حاکم است
و بر اساس این که مرد گوینده مطلق است و زن شنونده یا برعکس، خانواده های مردسالار یا زن سالار شکل می گیرند.

🔹🔴🔹 گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است.

☑️ در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوی فرصت سخن گفتن دارند.

⚫️ اگر بخواهیم مشکلات جامعه ایرانی را به طور بنیادین بررسی کنیم،

✔️ بی گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، یکی از مهم ترین و اساسی ترین مصائب جامعه ایرانی است که

✔️🔺 اگر فقط همین یک مورد اصلاح شود، بسیاری از مشکلات حل می شود.

🔸🔵🔸 گفت و گو دو مقدمه لازم دارد:

⚪️ یکی خوب گوش کردن

⚪️ و دیگر استدلال داشتن.

✔️یعنی اگر کسی بخواهد گفت و گو کند،

🔻 باید ابتدا گوش کردن را یاد بگیرد.

✔️ واقعیت این است که ما ، چندان با هنر گوش کردن آشنا نیستیم.

✔️✔️ اکثر ما وقتی در حال گوش کردن هستیم، در واقع گوش نمی کنیم که استدلال را بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم؛

✔️ ما در حالی که ظاهراً گوش می کنیم، در واقع خودمان را برای جواب دادن آماده می کنیم. طرف مقابل هم همین طور!

⬅️ به همین دلیل است که کمتر مشاهده کرده ایم دو نفر بحث کنند و در آخر، یکی بگوید من از حرف های شما متقاعد شدم و از دیدگاه قبلی ام برگشتم

⬅️ و طرف مقابل هم بگوید فلان بخش از استدلال های شما درست بود... .

گوش کردن، آنقدر مهم و حیاتی است که در این باره، حتی کتاب هایی هم در دنیا نوشته شده است.

⚪️🔸 اما دومین مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است.

✔️ اگر کسی بخواهد در یک فرهنگ گفت و گومدار زندگی کند، ناگزیر از مجهز شدن به منطق و استدلال است.

✔️ جامعه ای هم که مردمش منطقی و استدلال گرا باشند، در همه زمینه ها رشد خواهد کرد.

✔️در سال های اخیر در کلانتری های برخی شهرها، برای مراجعین دستگاه های نوبت دهی تعبیه شده است؛ دوستی مطلع می گفت از وقتی که این سیستم تعبیه شده است، تعداد افرادی که قبل از به جریان افتادن پرونده شان با یکدیگر مصالحه می کنند، اندکی اما معنا دار، افزایش یافته است.

✔️🔴 علت نیز البته نه خود دستگاه نوبت دهی که فرصت چند دقیقه ای است که طرفین دعوا تا رسیدن نوبت شان در اختیار دارند و می توانند در این چند دقیقه کوتاه با یکدیگر گفت و گو کنند و به این نتیجه برسند که بهتر است با مسالمت، مشکل را حل کنند.

✔️ وقتی فرهنگ گفت و گو نباشد، حتی مسوولان کشور نیز به جای آن که باهم رو در رو حرف بزنند و حرف بشوند، از روش مونولوگ استفاده می کنند،

✔️ بدین گونه که هر کدام، از تریبون های خاص خودشان سخن می گویند تا در همان لحظه، جواب نشنوند و خدای ناکرده، گفت و گو صورت نگیرد!

✔️ در جامعه مونولوگ محور، هر کسی سنگی می زند و در می رود.

☑️ فقدان فرهنگ گفت و گو خانواده ها را از هم می پاشد، سیاست را به تنش می کشد،

☑️ تجارت را کند می سازد،

☑️علم را متوقف می کند،

☑️ دوستی ها را آکنده از سوء تفاهم می کند،

☑️ بدگمانی را در همه سطوح از خانواده تا کلان کشور رواج می دهد و ... .

🔸🔲🔸 نکته اینجاست هیچ وقت هم نخواسته اند گفت و گو را یادمان دهند

◽️🔶◽️ چرا که اولاً آنان که باید یاد بدهند، خود نمی دانند

▫️🔶🔶▫️ و ثانیاً مونولوگ، بیشتر به کارشان می آید.

اما چه باید کرد؟
📣
 چاره نزد خودمان است:

▪️🔴▪️ از همین امروز، گفت و گو را شروع کنیم.

🔻 اول از همه خوب گوش کردن را تمرین کنیم.

🔻تصمیم بگیریم که وقتی کسی حرف می زند، با دقت به او گوش کنیم و هیچگاه وسط حرف دیگری نپریم.

🔻استدلال را مقدم بر هر چیزی بدانیم.

🔻اگر نقدی داریم متوجه استدلال ها کنیم نه اشخاص.

🔻احترام افراد را در گفت و گو حفظ کنیم.

🔻یاد بگیریم که اگر حرف طرف مقابل مان منطقی بود، علناً پذیرش آن را اعلام کنیم

🔻🔸🔻و تصور نکنیم که متقاعد شدن، به معنای شکست خوردن است.

🔻🔸🔸🔻در فرهنگ گفت و گو، متقاعد شدن یعنی احترام به عقلانیت و این، ارزش کمی نیست.

از همین امروز، گفت و گو را آغاز کنیم
از «دموکراسی سیاسی»

تا «مغالطه‌ی دموکراسی»



🔷 مغالطه‌ی دموکراسی یعنی اینکه بگوییم نظر اکثریت همواره مرجع مناسبی برای تعیین درستی یک نظر یا عمل است. این یک مغالطه‌ی غیرصوری است.


🔶 «دموکراسی سیاسی» امری مطلوب است،

🔵 زیرا امکان مشارکت گسترده‌ی سیاسی را فراهم می‌کند

🔹 و می‌تواند در برابر کسانی که می‌خواهند بساط دیکتاتوری پهن کنند مانعی کارآمد باشد.

🔴 اما در بسیاری از زمینه‌ها،

✔️ رأی‌گیری به‌هیچ‌وجه روش قابل‌اعتمادی برای پی‌بردن به شیوه‌ی عمل مناسب نیست.

☑️ کسانی که به مغالطه‌ی دموکراسی تسلیم می‌شوند ساده‌لوحانه می‌انگارند که :

🔺 به رأی‌گذاشتن تصمیم‌ها و قضاوتها

💠بهترین راه برای کشف حقیقت در هر موضوع

💠یا بهترین راهبرد برای اتخاذ تصمیم‌های عاقلانه است

🔺 و احساس می‌کنند که لازم است تصمیم‌ها و قضاوت‌ها حتی‌الامکان به رأی گذاشته شوند.

🔵 اما واضح است که اگر اکثریت رأی‌دهندگان در موضوعی که برایش رأی می‌دهند ناآگاه باشند، احتمال دارد که این ناآگاهی موجب شود که رأی نادرستی ابراز کنند.

✔️ برای مثال، اگر خلبانی، به خاطر شرایط بد جوی، بخواهد تصمیم بگیرد که فرود اضطراری انجام دهد یا نه،

عاقلانه نیست که در این مورد از مسافران نظرخواهی کند.

✔️✔️ رأي اکثریت، هر چه باشد، بسیار بعید است که بر شناخت کامل از پیامد احتمالی و ارزیابی خطرهای ممکن مبتنی باشد.

✔️🔸✔️ خلبانی که در اینجا به نظر مسافران مراجعه می‌کند در واقع از زیر بار تصمیم‌گیری شانه خالی کرده است


◀️ برگرفته از کتاب «اندیشیدن؛ گام نخست در تفکر نقادانه»، صفحه‌ی 162



https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
متدلوژی دیالوگ – 6

🌸❗️🌸❗️🌸❗️🌸❗️

استدلال

🔰 در مورد جمله، جملۀ خبری، قضیه، مدعا و گزاره توضیحات لازم داده شد،

🔰 از جمله اشاره کردیم که جمله کوچکترین واحد گفتاری است که معنای تام دارد،

🔰 مرادمان از معنای تام هم معنایی است که گوینده حق دارد کلامش را همانجا قطع کند و ادامه ندهد زیرا کلام بیان شده واجد یک واحد پیام کامل می باشد و شنونده را هنوز منتظر تمام شدنش نگذاشته است.

🔰 و گفتیم که قضیه و گزاره و مدعا هم کوچکترین واحد بیانی است که ارزش منطقی (صدق، کذب) دارد و نمی توان آن را به دو واحد کلام دارای ارزش منطقی تقسیم کرد و در واقع اتم پیامهای صدق و کذب بردار است.


این همه را دوباره یادآور شدیم تا نکته ای را بر آن بیفزاییم.

🔵 آن هم واحد دیالوگ:

🔰 واحد دیالوگ متفاوت است،

🔰 واحد دیالوگ استدلال است.

🔰استدلال هم اتم دیالوگ است و چیزی که استدلال نباشد در دیالوگ به کار برده نمی شود.

🔳 بد نیست که به معنای اتم هم اشاره بکنیم:

اتم یعنی شکست ناپذیر، غیرقابل تقسیم

🔶 استدلال ترکیب دو یا چند مدعاست اما نه دو مدعای بی ارتباط با هم.

🔷 بلکه ترکیب مدعاهایی که بقیه در پشتیبانی از یکی بیان شده اند به طوری که بتوانیم بگوییم استدلال حاصل چند مقدمه است و یک نتیجه که از آنها حاصل شده است.

🔶 به عبارت دیگر استدلال ترکیب مدعا(نتیجه) است و دلیل

🔷 استدلال = مدعا + دلیل یا = دلیل + مدعا

این جمله را در نظر بگیرید:

💠 آب از اکسیژن و ئیدروژن تشکیل شده است پس مرکب است

🔴 این جمله در واقع از دو قضیه تشکیل شده است که یک قضیه به عنوان دلیل قضیه دیگر آمده است

🔵 یا به تعبیر دیگر یک قضیه از دیگری نتیجه گرفته شده است.

⚫️⬅️ این عبارت در مجموع یک استدلال است و گرچه در منطق آن را مرکب از دو قضیه تلقی میکنیم اما در دیالوگ به عنوان یک واحد استدلال می شناسیم.

✔️ ممکن بود همین استدلال را به گونه ای دیگر می دیدیم:

💠 آب مرکب است زیرا از اکسیژن و ئیدروژن تشکیل شده است.

🔴 همان استدلال است و صرفا جای مدعا و دلیل عوض شده است.

🔵⬅️ پس گفتیم که استدلال مرکب از لااقل دو مدعاست که یکی به عنوان پشتیبان از دیگری ذکر شده است.

از اینجا می توان نتیجه ای گرفت:

☑️ اینکه ما در واقع در یک استدلال حد اقل سه مدعا داریم!

1️⃣ یکی همان که می خواهیم درستی اش را بیان کنیم
2️⃣ دومی آنکه توسط آن درستی اولی را نشان می دهیم
3️⃣ و سومی یک گزاره غیرمذکور است و چیزی است که در لفظ نشانی از آن نیست! اینکه دومی دال بر درستی اولی است.

☑️✔️ البته می توان گفت که نشانواژه ها معرف این مدعای سوم هستند.

یعنی در مثال :
آب از اکسیژن و ئیدروژن تشکیل شده است پس مرکب است
(پس) نشانگر مدعای سوم است

و در مثال:
آب مرکب است زیرا از اکسیژن و ئیدروژن تشکیل شده است
(زیرا) نشانگر آن مدعا

✔️🔺✔️ با این اوصاف به نظر شما این عبارت استدلال است یا نه؟

امروز یک شنبه است، فردا دوشنبه خواهد بود

یا:

امروز یک شنبه است، دیروز شنبه بود

این عبارت چطور؟

امروز یک شنبه و فردا دوشنبه است.

🔚 م . ناجی


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from Hosein
می گفت:

آقای من دوستی به اسم نیست

دوستی به رسم است

دوستی به این است که حرمت نگهداری

دوستی به این است که گاهی به خاطر شادی دوستت خفه بشی، حرف را در گلویت خفه کنی

دوستی به این نیست که به زبان بگویی نوکرتم، چاکرتم

دوستی به این است که هرگز دلت رضا ندهد که دوست را ناراحت ببینی

دوستی هزینه می طلبد؛ تنها فرصت طلبان هستند که با آب حمام دوست صید می کنند و تنها ساده لوحانند که در این دام می افتند

دوستی ، با چشم طمع سیراب نمی شود، دوستی با نقد جان ریشه می گیرد

و چه کم اند دوستان بی ادعا و کوه طبع
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 6 🌸❗️🌸❗️🌸❗️🌸❗️ استدلال 🔰 در مورد جمله، جملۀ خبری، قضیه، مدعا و گزاره توضیحات لازم داده شد، 🔰 از جمله اشاره کردیم که جمله کوچکترین واحد گفتاری است که معنای تام دارد، 🔰 مرادمان از معنای تام هم معنایی است که گوینده حق دارد…»
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😢🥺😢🥺😢🥺😢



داری اشتباه می کنی کاپیتان


کلیپی از مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🌺 در ادب گفت و گوی نقادانه 🌺

✍️ دنیل دنت



🗣 آرتور مارتین می‌گفت :

وقتی درباره مسایل اخلاقی یا علمی بحث می‌کنید،‌ هدف‌تان را نزدیکی به حقیقت و نه غلبه بر رقیب بگذارید.

✔️ در این صورت هیچ وقت بازنده نخواهید بود.

🗣 البته اوضاع همیشه به این شکل پیش نمی‌رود به خصوص وقتی از پشت کیبورد علیه مخالفین عقیده‌تان اعلام جنگ می‌کنید.

🗣 بعضی نقدها واقعا شایسته حرف مارک تواین هستند که می‌گفت نماد منتقدین بایستی سرگین غلتانک (حشره‌ای کوچک م.) باشد که تخم‌اش را در پهن دیگران می‌کارد.

🗣 هدف از نقد می‌بایست افزایش آگاهی عمومی باشد.

🍄 این اصول را در هر گفتگوی نقادانه ای رعایت کنید:

🌿🌼 ۱. می‌بایست تلاش بکنید ابتدا موضع رقیب تان را به قدری واضح و شفاف و منصفانه صورت بندی بکنید که بگوید «سپاسگذارم، ایکاش خودم به این خوبی می‌گفتمش»

🌿🌸 ۲. تمامی مواردی که با رقیب تان اتفاق نظر دارید را ذکر بکنید، به خصوص آنهایی که فراتر از عقل سلیم و توافق عمومی است

🌿🌺 ۳. هر آنچه از رقیب‌تان آموخته‌اید را ذکر بکنید

🌿🌻 تنها آن موقع است که حق گفتن کلامی در نقد او دارید🌻🌿



https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from اتچ بات
شعر از رهی معیری


ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست

و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست

زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال

صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست

شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع

در میان آتش سوزنده جای خواب نیست

مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک

مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است

کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست

ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم

ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست

آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست

ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست

گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست

ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست

گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا

ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

جلوهٔ صبح و شکرخند گل و آوای چنگ

دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست

جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق

موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست


🌹❤️❤️❤️🌹

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
متدلوژی دیالوگ -7 

🌸❗️🌸

قبل از پرداختن به سوالها ، لازم است در باره ی مدعای سوم استدلال کمی توضیح دهیم.

🔷 وقتی فردی می گوید الف پس ب که در آن :

☘️ الف گزاره یا مجموعه گزاره هایی است که به عنوان دلیل و پیشتیبان ذکر شده اند

☘️ و ب گزارۀ مدعای گوینده است که هدفش از بیان استدلال ادعای صدق و درستی آن است

☘️ و روشن است که الف و ب به لحاظ معنایی با هم ارتباط دارند،
ارتباطی وثیق که درستی ب از بطن الف زاده می شود،

✔️ در اینصورت با دقت در معنای استدلال می توان استنباط کرد که:
استدلال در واقع میخواهد بگوید که:
: اگر الف آنگاه ب
: الف پس ب
برای مثال وقتی کسی می گوید که امروز یک شنبه است پس فردا دوشنبه است

✔️ در واقع یک جمله ی شرطی نهان در پشت مدعای وی وجود دارد به این مضمون که:

اگر امروز یک شنبه باشد فردا دوشنبه خواهد بود.
و چون امروز یک شنبه است پس بنابر این فردا دوشنبه است.
و آن جمله ی شرطی همان مدعای سوم نهان در استدلال ماست.

🔶 این مدعای سوم به عنوان مقدمه نهان در هر استدلالی وجود دارد.

مثلا وقتی میگوییم که:
سقراط انسان است
هر انسانی فانی است
: پس سقراط فانی است

این یک استدلال است که در آن
🔺 گزاره های سقراط انسان است و هر انسانی فانی است به عنوان مقدمات استدلال ذکر شده اند

🔺و گزاره سوم یعنی سقراط فانی است نتیجه استدلال است که به آن مدعای استدلال هم گفته می شود( assertion )

🔺در این عبارت سه مدعا وجود دارد که دو تا به عنوان دلیل و یکی به عنوان نتیجه استدلال ذکر شده است

🔺🔻 اما مدعای نهان دیگری هم وجود دارد که ذکر نشده است.

اینکه: اگر دو گزاره ی دلیل درست باشد بالضروره سقراط فانی است درست خواهد بود.

و به تعبیر دیگر: اگر سقراط انسان باشد و هر انسانی فانی باشد ضرورتا سقراط فانی است
📗🔔📗
این جزو مقدمات نهان و غیرمذکور استدلال است و چون در همه استدلالها وجود دارد و درستی اش برای هر دو طرف دیالوگ روشن است ، برای رعایت اختصار همواره حذف می شود و در کلام نمی آید.
📕🔶📕

حال بپردازیم به سوالاتی که شماره پیشین مطرح کرده بودیم:
شماره پیشین سوال کردیم که آیا جملات زیر استدلالند یا نه و چرا؟

🔺الف- امروز یک شنبه است ،فردا دوشنبه خواهد بود

🔺ب- امروز یک شنبه است، دیروز شنبه بود

🔺ج – امروز یک شنبه و فردا شنبه است

✔️مسلم است که اگر سوال در مورد این عبارت بود :

امروز یک شنبه است پس فردا دوشنبه خواهد بود
یا در مورد این جمله:
امروز یک شنبه است زیرا دیروز شنبه بود

پاسخ روشن بود.
با ضرص قاطع و با اطمینان می توانستیم پاسخ دهیم که هر دو استدلال هستند.

آنچه ما را از این داوری مطمئن می کرد وجود نشانواژه های استدلال در ساختار کلام بود.
واژه ی (پس) و (زیرا) نشان از ارتباطی خاص بین دو جمله ی پیش و پس خود دارد همان ارتباطی که یک عبارت را می تواند به استدلال تبدیل کند.

اما وقتی این نشانواژه ها وجود ندارد چه؟
آیا
آیا می توانیم قاطعانه بگوییم که آن دو جمله استدلال نیستند؟

اجازه بدهید از جمله سوم شروع کنیم.

ج – امروز یک شنبه و فردا شنبه است

این جمله چنانکه روشن است در واقع حاکی از دو گزاره است، دو گزاره که با حرف عطف واو با هم ترکیب شده اند.

اما شکل بیان این دو گزاره به گونه ای نیست که هیچ اهل زبانی بین آن دو گزاره رابطۀ استدلالی بفهمد،
یعنی یکی را منتج و نتیجه گرفته شده از دیگری بفهمد ،
دو گزاره هر دو با هم اما هر کدام مستقلا مورد ادعا قرار گرفته اند،
یعنی ما صرفا با دو مدعای مستقل از هم مواجهیم که گوینده هیچکدام را به عنوان دلیلی برای صدق دیگری نیاورده است.

🔸در مورد این جمله می توان با اطمینان گفت که این عبارت یا متن، استدلال نیست.

🔹اما دو مثال اولی به سادگی مثال اخیر نیست.

دو جمله در کنار هم ذکر شده اند اما توسط واو عطف هم به هم وصل نشده اند .

اگر بینشان واو عطف بود ظاهر امر بیشتر شبیه مورد سوم می شد
یعنی اینکه ما با دو مدعا در کنار هم مواجه بودیم که هر دو به طور مستقل ادعا شده اند،

اما وقتی که به هم عطف نشده اند، موضوع مبهم است، گویی آن وسط چیزی کم است،
یعنی چیزی بوده است که به دلیل قرینه های موجود حذف شده اند،
قرینه هایی که در شرایط حاضر برای ما مفقودند و در دسترس نیستند .

برای مثال ممکن است قرینه های معنوی و حالی باشند که در مقام بیان شفاهی در لحن گفتار و کانتکست وجود داشته است.

پس به لحاظ دلالت کلامی، هر دو احتمال ممکن است:

🔺ممکن است گوینده قصد استدلال داشته باشد
🔺و ممکن است مرادش صرفا بیان دو مدعا باشد ، دو گزاره ی هم ارز که به درستی هر دو به یک اندازه مطمئن است.

🔶اما یک نکته را نباید از نظر دور داشت:
اینکه در هر یک از آن دو متن ، یکی از دو گزاره صلاحیت دلیل واقع شدن برای دیگری را دارد، و این امر نکته ای است که در تعیین مراد گوینده می تواند دخالت داشته باشد.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from Deleted Account
چونی بی من - همایون شجریان
چونی بی من _همایون شجریان

ای مونس روزگار چونی بی من
ای همدم غمگسار چونی بی من

من با رخ چون خزان خرابم بی‌تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من

#حضرت_مولانا
Forwarded from Hosein
🌺 ای همدم روزگار

ای همدم روزگار چونی بی من؟
ای مونس و غمگسار چونی بی من؟
من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار چونی بی من؟
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
تو هستی من شدی از آنی همه من
من نیست شدم در تو از آنم همه تو
عشقت به دلم بر آمد و شاد برفت باز آمد و رخت خویش بنهاد و برفت
گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
ای در دل من میل و تمنا همه تو
وندر سر من مایه ی سودا همه تو
هر چند به روزگار در می نگرم امروز همه تویی و فردا همه تو
Audio
فایل فوق العاده قدرتمند برای افزایش قدرت درک و قرارگرفتن درحالت Flow
حالتی که درعین آرام بودن می توانید بالاترین درک را از مطالب داشته باشید.
صدای فایل را در حدی بذارید که صدای امواج را به وضوح بشنوید
Forwarded from اتچ بات
سخنرانی دکتر فاضلی در مورد ملزومات مبارزه با فساد در ایران
Forwarded from اتچ بات
#مولانا غزل شماره 1372
این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیده‌ام


🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰


اوج زندگی اگزیستانسیل در کلام مولانا


🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
متدلوژی دیالوگ -8
(اصلاحشده)
🌺🔥🔥🔥🌺

❇️ کارکردهای استدلال


💠 تا حدودی با استدلال آشنا شدیم.

سوالی در مورد استدلال وجود دارد که شایسته تامل است:

🔺آیا استدلال کارکرد واحدی دارد؟
🔺 آیا استدلال برای رسیدن به هدف واحدی به کار می رود یا ممکن است کارکردهای متعددی داشته باشد؟

📕 اگر به حرفهایی که در مورد استدلال گفته شد توجه کنیم

📘 و به مثالهای مربوط با دقت نگاه کنیم

✔️ در همه ی آنها استدلال برای اثبات درستی مدعا به کار گرفته شده بود.


✔️ این نکته بدین معناست که کارکرد استدلال برای اثبات درستی یک باور است،
باوری که توسط گوینده درستی اش ادعا شده است.

🔆 به این امر در اصطلاح معرفت شناسی توجیه یا موجه سازی گفته می شود.( Justification )

✳️ اگر یادمان باشد در تعریف معرفت گفتیم که تعریف رایج معرفت از دیدگاه معرفت شناسان چنین است:

🔅♻️🔅 باور صادق موجه

یعنی:

🔅Justified true belief🔅

🔆 این همان معنا از توجیه است که در استدلال هم به کار می بریم

❇️ ازینرو می توانیم بگوییم که:

مهمترین کاربرد استدلال این است که نشان دهیم باوری که در این عبارت یا متن اظهار می کنیم یک معرفت است.

چرا؟

برای اینکه دلیل درستی آن باور را به ضمیمه اش بیان و اظهار کرده ایم و می توان آن را یک باور صادق موجه نامید.

⚠️ حال برای اینکه مفهوم توجیه کاملا در ذهنمان عینیت بیابد مثالی می زنیم:

🔰 دو نفر در مورد اینکه یازده سپتامبر 2001 چه روزی بوده اختلاف دارند، یکی مدعی است که یازده سپتامبر روز سه شنبه بود ولی دیگری آن را رد میکند یا در درستی اش تردید دارد.

ازینرو نفر اول به هرحال اگر بخواهد درستی حرفش را نشان دهد باید دلیل ارائه کند.
این کار وی همان توجیه یا موجه سازی باور خویش است.

⁉️ حال چکار باید بکند؟

☑️ ممکن است که تقویم سال 2001 را پیدا کند و روز یازده سپتامبر را در آن به دوستش نشان دهد و به این طریق یعنی ارائه سند مدعایش را ثابت (توجیه)کند یعنی موجه سازد.

☑️ حال ممکن است که تقویم سال 2001 یافت نشود اما از خوش شانسی تقویم سال 2002 را گیر بیاورد.

✔️حال سعی میکند که با بهره گیری از این تقویم مدعایش را توجیه کند:

یازده سپتامبر سال 2002 روز چهارشنبه است.
سال 2002 ، کبیسه نیست
〰️ (زیرا 2002 قابل قسمت بر 4 نیست)
سالهای غیر کبیسه 365 روزند.
〰️یعنی سالی است متشکل از 52 هفته و یک روز

☑️🔘 پس اگر یازده سپتامبر در سال 2001 شنبه باشد در سال 2002 یک شنبه خواهد بود

🔘 و برعکس اگر در سال 2002 یک شنبه باشد نتیجتا در سال2001 شنبه بوده است

از این مقدمات می توان نتیجه گرفت که:

🔘⬅️ چون یازده سپتامبر در سال 2002 چهارشنبه است پس در سال 2001 باید سه شنبه باشد.

✔️🔴✔️ با این استدلال درستی ادعایش را به دوستش مدلل و مستدل نموده

✔️ یعنی آن را توجیه کرده است

✔️✔️ و نشان داده است که مدعایش یک معرفت است

✔️🔴✔️ یعنی باوری است صادق و موجه(مستدل)



حال کمی به این کارکرد استدلال بپردازیم:

شخص استدلال کننده هدفش از استدلال چه بود؟

🔰 اینکه باور دوستش را در موردی خاص تغییر دهد؟

برای اینکار او روشهای دیگری هم می توانست انتخاب کند:
⚠️ مثلا از طریق هیپنوتیزم
⚠️ یا مثلا با نشان دادن یک تقویم جعلی
⚠️ یا مثلا قسم خوردن و جلب اطمینان خاطر او به هر طریق ممکن

〽️ اما او چیز بیشتری می خواست:

🔆🔆 الف-او می خواست هم باوری در طرف مقابل ایجاد کند یا باور قبلی اش را تغییر دهد
🔆🔆 ب- و می خواست که باور دوستش موجه باشد یعنی دوستش از طریق دلیل درست و معتبر به این باور برسد

🔆🌐🔆 و این همان کارکردی است که استدلال در موجه سازی انجام می دهد.


این کارکرد از مهمترین کارکردهای استدلال است و ما در دیالوگ به دنبال این کارکرد استدلال هستیم.

🔴⚪️🔴 اما نکته ی حائز اهمیت این است که استدلال همیشه درستی مدعا را ثابت نمی کند.

⚪️ برخی مواقع کارکردهای دیگری هم دارد که باید آنها را بشناسیم و هنگام مواجهه با یک استدلال دقت کنیم که دلایل برای اثبات درستی مدعا به کار رفته باشد.

🔵 اما کارکردهای دیگر استدلال چیست و برای چه اهداف دیگری کاربرد دارد در شماره بعد به آن می پردازیم.


✍️ م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
متدلوژی دیالوگ -9
🌷☘️☘️☘️🌷

🌸 در شماره قبل در موردمهمترین کارکرد استدلال یعنی توجیه سخن گفتیم.

🔷یک معنای عرفی و عامیانۀ توجیه

✔️ لازم به توضیح است که در اصطلاح عامیانه توجیه معنای دیگری دارد متفاوت.

چنانکه در فرهنگ معین آمده است:
3 –(عامیانه) سعی در موجّه جلوه دادن کار یا حرف نابجا

🔆 در اصطلاح عوام توجیه به این گفته می شود که یک فرد بخواهد برای کاری یا عقیده ای که از نظر دیگری نادرست و نارواست دلیل تراشی کند و آن را درست و روا جلوه دهد.

🔳 مراد ما در این بحث این معنای توجیه نیست و باید مواظب بود که این اشتراک لفظ ما را به دام مغالطه نیفکند.

قرار بود این شماره در مورد کارکرد دیگری از استدلال سخن بگوییم اما حس می شود که نباید بدون توضیحات تکمیلی در مورد توجیه ، از این بحث عبور کرد.

✔️ مورد مشخص و بسیار مهمی از توجیه را در شماره قبل بیان کردیم.

🔴 اینکه ما بخواهیم مخاطب ما به مورد خاصی باور کند یا باورقبلی اش را تغییر دهد و این کار از طریق دلیل آوری انجام دهیم و نه روشهای اقناعی سایکولوژیک یا ...

🔵 این نوع دلیل آوری ممکن است دو حالت داشته باشد که یکی از آنها بسیار حائز اهمیت است و باید شناخته شود:

🔰🔆 توجیه هنجاری غیرشخصی( impersonal normative justification )

✳️ گاهی دلایل ما برای توجیه یک مدعا به گونه ای است که:

1️⃣ سعی شده دلایل به گونه ای باشد که بتواند از محک نقد سرفراز بیرون آید و به بیان ساده تر می توان گفت که هدف گوینده یافتن دلیل خوب است.( normative )

2️⃣ این دلایل به گونه ای هستند که اختصاص به مخاطب خاصی ندارند و هر انسانی که خود را مخاطب استدلال قرار دهد و به خوبی معنا و مفاد آن را بفهمد به درستی آن تصدیق کند و مدعا را بپذیرد یا باید بپذیرد ( impersonal )

🔶 هدف گوینده این است که دلایلی بیان کند که بی توجه به اینکه مخاطب چه کسی است و چه خصوصیات ذهنی- روانی دارد ، برایش دلیل خوبی محسوب شود.

✔️✔️✔️ مثل تمام بحثهای ما در این سلسله مباحث که قطع نظر از اینکه مخاطب چه کسی است بیان شده است و تلاش شده به گونه ای باشد که مخاطب را از هر سنخ فکری که باشد توجیه کند.

🔷 به اینگونه توجیه ، موجه سازی هنجاری ( چون دلیل خوبی برای مدعاست) و غیرشخصی ( چون اختصاص به افراد خاصی ندارد) اطلاق می شود.

🔸 اینگونه استدلالها اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و حتی نیاز به رودر رو شدن گوینده و مخاطب ندارد و هرکسی در هر موقعیتی با چنین استدلالهایی مواجه شود می تواند مخاطب آن باشد.

🔰🔅🔅 توجیه شخصی( personal justification )

🔺اما گاهی توجیه به گونه ای است که برای مخاطب یا مخاطبان خاصی قابل عرضه است و برای افراد دیگر با مشخصات روحی، روانی ، ذهنی، فکری یا ذوقی دیگر نمی تواند موجه باشد و سبب تغییر باورش شود.

🔺بدین معنی که مقدماتش متکی بر اموری است که می تواند در افراد مختلف به گونه های دیگر باشد.

🔴⚪️🔴 معمولا در زندگی روزمره پیش می آید که ما در تعامل با فردی نیاز داشته باشیم که او را به پذیرش باور خاصی یا عمل به کار خاصی ملزم کنیم و بخواهیم این کار را از طریق توجیه انجام دهیم

⚠️ ( لطفا از توجیه معنای خاص این بحث را بفهمید )

💬 برای مثال، اگر بنده فردی آنارشیست و ناملتزم به قانون اخلاق باشم ، اما بدانم که همسایه دیوار به دیوارم انسانی ملتزم به اخلاق و قانون است و همان همسایه در شبی که بنده نیاز شدید به آرامش و استراحت دارم، یک مهمانی پرسرو صدا ترتیب داده و تا نصفه های شب صدای مویسیقی و هیاهوی مهمانها بلند است به طوری که مانع استراحت من می شوند، من برای حل مشکل به ایشان مراجعه کرده و استدلال می کنم که این رفتار شما با اخلاق و قانون منافات دارد و شما باید از ایجاد مزاحمت صوتی بپرهیزید.

☑️♦️ این دلیل آوری من هم نوعی توجیه است، اما توجیهی که از طریق استدلالی تحقق می یابد که خودم به مقدماتش نه باور دارم و نه التزام،

♦️ اما با علم به اینکه مخاطبم به آن مقدمات باور دارد تلاش میکنم ایشان را به نتایج حاصل از استدلال ملتزم سازم.

☑️☑️ گاهی هم مساله برعکس است، بنده برای نشان دادن به اینکه عمل من بر اساس باور موجه است یا اینکه باور من باوری موجه است استدلال می کنم در عین حال که می دانم مخاطبم مقدماتی را که در استدلال به کار برده ام، باور ندارد و نمی پذیرد.

💬 مثلا من برای باورم در مورد وجود زندگی پس از مرگ به کلام قرآن استناد میکنم و می گویم چون قرآن زندگی پس از مرگ را تأیید و تصدیق کرده است و قرآن کلام بی چون و چرای خداست پس زندگی با مرگ پایان نمی پذیرد، در حالی که می دانم مخاطبم یک خداناباور و اتئیست است، این نوع از توجیه هم صرفا برای این است که به مخاطبم نشان دهم که من برای باور خویش دلیل دارم یعنی باور من موجه است و معرفت محسوب می شود.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from سخنرانی‌ها
🔊فایل صوتی

#کتاب_صوتی

#راهنمای #تفکر_نقادانه: #پرسیدن #سوال های #به_جا

ترجمه: #کوروش_کامیاب

حجم فایل حدود 70 مگ
زمان حدود 5 ساعت
درباره کتاب:


اثر شایسته قدردانی بیست و ششمین جایزه کتاب فصل

نویسنده اصلی این کتاب «نیل براون» یک کره ای الاصل آمریکایی تبار محسوب می شود که سال هاست تفکر نقادانه را در دانشگاه های آمریکا تدریس می کند. این کتاب جزو آثار کلاسیک آمریکا به شمار می رود. تفکر نقادانه نیز به عنوان یک مبحث میان رشته ای در دانشگاه های مختلف جهان تدریس می شود.


رویکرد نویسنده در تفکر نقادانه پرسیدن سوال است، به این ترتیب که نویسنده کتاب 11 سوال را برای سنجش صحت و سقم یک استدلال مطرح می کند. مخاطب کتاب نیز با پرسیدن نوبتی این سوالات می تواند صحت یک استدلال را سنجش کند. هر یک از سوالات در قالب یک فصل جداگانه شرح داده شده اند و در فصل پایانی کتاب نیز استدلالی آورده شده و بر اساس این 11 سوال سنجش شده است. سوالات تفکر نقادانه با تشخیص ادعای استدلال آغاز می شود و به ترتیب تشخیص فرض های نویسنده، تشخیص شواهد و قرائنی که نویسنده آورده است و ... پیش می رود.


🆑کانال سخنرانی ها👇
🆔 https://telegram.me/joinchat/CY-w0jvwyDYIn6eR5eAaAw
🌹