#کانال_خرد_سنجشگر
#مغالطه_در_عمل
#م_ناجی
❓❓❓🌑مغالطه در عمل🌑❓❓❓
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قزاز بود بنا به درخواست برخی از دوستانم نوشته هایی سری وار یا به تعبیر رایجتر سریالی در مورد مغالطه را آغاز کنم.
برای شروع کار و به حسب اختلافی که در مورد تعریف مغالطه در گروه سابقه داشت و بنابر ظاهر کتاب منطق دبیرستان مطلق خطا تحت عنوان مغالطه ادعا می شود و در این مورد سوال و ابهام در ذهنم جاری بود تصمیم گرفتم آن را به ترجمه از یک کتاب معتبر انگلیسی آغاز کنم.
و در مقام معرفی طبقه بندی مغالطات بودم که این شبکه اجتماعی که کانال و گروه ما در آن قرار دارد فیلتر شد و با این حادثه اصل ادامه ی فعالیت در این شبکه در محاق قرار گرفت.
گرچه امیدوارم که این مشگل به زودی حل شود و ما برخلاف سیر صعودی قابل انتظار از وضعیت ارتباطات اجتماعی و رسانه ای مواجه با تنگتر شدن دایره ی ارتباطات حمعی در جامعه ی ایران نباشیم.
اما چه این مشگل مقطعی باشد یا ادامه دار، این سوال جای خود را محفوظ می دارد که چرا تلگرام فیلتر شد؟
طبیعی ترین پاسخ برای این سوال که بر ذهن هرکسی که مورد سوال قرار بگیرد به سرعت خواهد نشست و خود را به صورتی کاملا عریان نشان خواهد داد این است که این شبکه ی اجتماعی نقش مهمی در تنش های اجتماعی اخیر و حرکتهای کوچکی که در برخی شهرها به عنوان ابراز نارضایتی رخ داده است نقش داشته است.
آن هم به عنوان اینکه سهمی در سببیت این تنشها ، زیرا همینکه او را به عنوان یک واحد حقیقی یا حقوقی محکوم به فیلترینگ کرده اند در واقع پاداشی نیست که به او و ضاحبانش یا استفاده کنندگانش داده باشند، بلکه به عنوان کیفری و مکافاتی است که با آن صاحبانش یا استفاده کنندگانش را مجازات کرده اند.
وقتی در ذهن چنین تصویری ایجاد می شود سوالی فوری در ذهن نقش بربست:
آیا مغالطه صرفا در مقام دیالوگ و ارتباط زبانی ممکن است؟ یا می تواند در شکل یک ارتباط رفتاری هم ظاهر شود؟ ارتباط رفتاری بین دو فرد یا بین حکومت و مردم یا بین دو مجموعه به عنوان واحدی حقوقی یا مجازی شناخته می شوند.
زیرا برخی رفتارها می توانند چنان پیام واضحی را به ناظران القا کنند که قائم مقام یک محاوره و گفتگو قرار بگیرند.
درست مثل همین موردی که اتفاق افتاد. اتفاقاتی که در عرض چند روز اخیر در کشور افتاد و متعاقبا تلگرام و شاید شبکه اجتماعی دیگری هم فیلتر شد.به طوری که ظهورش در یک پیام گفتاری و یک استدلال بود:
شبکه تلگرام فیلتر شد چون در اعتراضات اجتماعی یا اقتصادی اخیر سببیت داشت.
حال اگر فرض کنیم که می توانستیم این پیام را از اتفاقات اخیر بگیریم ایا این متن حامل و حاوی یک مغالطه نیست؟
چه مغالطه ای؟
اسمش را شاید نتوانم پیدا کنم. اما حقیقت مغالطه در واقع یکی از علل اعدادی که سببیت در آگاهی به تخلفات و قصورهاو تبعیضها در بدنه ی یک نظام را دارد، به عنوان مسبب رفتار خلاف قانون یا خلاف طبع کسانی که بر مسند اداره حکومت نشسته اندقلمداد کردن.
اجازه بدهید مثال روشنتری بزنم.
گویی شما صاحب یک بیمارستان بزرگ هستید و در آن دارای دستگاههای متعددی برای تشخیص بیماری و مطلع کردن شما وجود دارد و روزی از روزها یکی از بستگان شما برای معالجه به شما مراجعه کرده و دستگاه ام آر آی شما یک غده سرطانی را در یکی از اعضای وی به شما و به مریض نشان داده است و شما بلافاصله با دیدن ناراحتی مریض و یا ناراحتی خودتان دستور دادید که دستگاه را از کار انداخته و از کار آن جلوگیری کنند. چرا؟ چون باعث شده است که مریض شما یا دوست شما از بیماری یا نقیصه یا خطری که در وجودش نهفته بود آگاه شود و موجبات ناراحتی او یا شما را فراهم آورده است.
آیا این یک مغالطه نیست؟
آیا شما دچار یک خطای تجویزی یا توصیه ای نشده اید؟
آیا شما یک خدمت را خیانت ندانسته اید؟
آیا شما با از کار انداختن این دستگاه جان بسیاری دیگر از مراجعین خود را به خطر نینداخته اید؟
حال صورت بندی این مغالطه هرچه باشد، اصل آن این است که در این داوری خطای بزرگی مشاهده می شود که به ضرر هر ایرانی و هر وطندوست و علاقمند به این مرز و بوم است.
کمی عاقلانه تر بیندیشیم و محتاطانه تر عمل کنیم.
محمدحسین ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
#مغالطه_در_عمل
#م_ناجی
❓❓❓🌑مغالطه در عمل🌑❓❓❓
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قزاز بود بنا به درخواست برخی از دوستانم نوشته هایی سری وار یا به تعبیر رایجتر سریالی در مورد مغالطه را آغاز کنم.
برای شروع کار و به حسب اختلافی که در مورد تعریف مغالطه در گروه سابقه داشت و بنابر ظاهر کتاب منطق دبیرستان مطلق خطا تحت عنوان مغالطه ادعا می شود و در این مورد سوال و ابهام در ذهنم جاری بود تصمیم گرفتم آن را به ترجمه از یک کتاب معتبر انگلیسی آغاز کنم.
و در مقام معرفی طبقه بندی مغالطات بودم که این شبکه اجتماعی که کانال و گروه ما در آن قرار دارد فیلتر شد و با این حادثه اصل ادامه ی فعالیت در این شبکه در محاق قرار گرفت.
گرچه امیدوارم که این مشگل به زودی حل شود و ما برخلاف سیر صعودی قابل انتظار از وضعیت ارتباطات اجتماعی و رسانه ای مواجه با تنگتر شدن دایره ی ارتباطات حمعی در جامعه ی ایران نباشیم.
اما چه این مشگل مقطعی باشد یا ادامه دار، این سوال جای خود را محفوظ می دارد که چرا تلگرام فیلتر شد؟
طبیعی ترین پاسخ برای این سوال که بر ذهن هرکسی که مورد سوال قرار بگیرد به سرعت خواهد نشست و خود را به صورتی کاملا عریان نشان خواهد داد این است که این شبکه ی اجتماعی نقش مهمی در تنش های اجتماعی اخیر و حرکتهای کوچکی که در برخی شهرها به عنوان ابراز نارضایتی رخ داده است نقش داشته است.
آن هم به عنوان اینکه سهمی در سببیت این تنشها ، زیرا همینکه او را به عنوان یک واحد حقیقی یا حقوقی محکوم به فیلترینگ کرده اند در واقع پاداشی نیست که به او و ضاحبانش یا استفاده کنندگانش داده باشند، بلکه به عنوان کیفری و مکافاتی است که با آن صاحبانش یا استفاده کنندگانش را مجازات کرده اند.
وقتی در ذهن چنین تصویری ایجاد می شود سوالی فوری در ذهن نقش بربست:
آیا مغالطه صرفا در مقام دیالوگ و ارتباط زبانی ممکن است؟ یا می تواند در شکل یک ارتباط رفتاری هم ظاهر شود؟ ارتباط رفتاری بین دو فرد یا بین حکومت و مردم یا بین دو مجموعه به عنوان واحدی حقوقی یا مجازی شناخته می شوند.
زیرا برخی رفتارها می توانند چنان پیام واضحی را به ناظران القا کنند که قائم مقام یک محاوره و گفتگو قرار بگیرند.
درست مثل همین موردی که اتفاق افتاد. اتفاقاتی که در عرض چند روز اخیر در کشور افتاد و متعاقبا تلگرام و شاید شبکه اجتماعی دیگری هم فیلتر شد.به طوری که ظهورش در یک پیام گفتاری و یک استدلال بود:
شبکه تلگرام فیلتر شد چون در اعتراضات اجتماعی یا اقتصادی اخیر سببیت داشت.
حال اگر فرض کنیم که می توانستیم این پیام را از اتفاقات اخیر بگیریم ایا این متن حامل و حاوی یک مغالطه نیست؟
چه مغالطه ای؟
اسمش را شاید نتوانم پیدا کنم. اما حقیقت مغالطه در واقع یکی از علل اعدادی که سببیت در آگاهی به تخلفات و قصورهاو تبعیضها در بدنه ی یک نظام را دارد، به عنوان مسبب رفتار خلاف قانون یا خلاف طبع کسانی که بر مسند اداره حکومت نشسته اندقلمداد کردن.
اجازه بدهید مثال روشنتری بزنم.
گویی شما صاحب یک بیمارستان بزرگ هستید و در آن دارای دستگاههای متعددی برای تشخیص بیماری و مطلع کردن شما وجود دارد و روزی از روزها یکی از بستگان شما برای معالجه به شما مراجعه کرده و دستگاه ام آر آی شما یک غده سرطانی را در یکی از اعضای وی به شما و به مریض نشان داده است و شما بلافاصله با دیدن ناراحتی مریض و یا ناراحتی خودتان دستور دادید که دستگاه را از کار انداخته و از کار آن جلوگیری کنند. چرا؟ چون باعث شده است که مریض شما یا دوست شما از بیماری یا نقیصه یا خطری که در وجودش نهفته بود آگاه شود و موجبات ناراحتی او یا شما را فراهم آورده است.
آیا این یک مغالطه نیست؟
آیا شما دچار یک خطای تجویزی یا توصیه ای نشده اید؟
آیا شما یک خدمت را خیانت ندانسته اید؟
آیا شما با از کار انداختن این دستگاه جان بسیاری دیگر از مراجعین خود را به خطر نینداخته اید؟
حال صورت بندی این مغالطه هرچه باشد، اصل آن این است که در این داوری خطای بزرگی مشاهده می شود که به ضرر هر ایرانی و هر وطندوست و علاقمند به این مرز و بوم است.
کمی عاقلانه تر بیندیشیم و محتاطانه تر عمل کنیم.
محمدحسین ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
خرد سنجشگر pinned «#کانال_خرد_سنجشگر #مغالطه_در_عمل #م_ناجی ❓❓❓🌑مغالطه در عمل🌑❓❓❓ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قزاز بود بنا به درخواست برخی از دوستانم نوشته هایی سری وار یا به تعبیر رایجتر سریالی در مورد مغالطه را آغاز کنم. برای شروع کار و به حسب اختلافی که…»
Forwarded from Hosein
ضمن عرض سلام و صبح به خیر خدمت دوستان
از فرصت استفاده میکنم که در مورد این ویدئو با صدای بلند فکر کنم که ممکن است در ضمن آن سوالاتی هم از خودم و هرکس که بخواهد در مورد این ویدئو بیندیشد داشته باشم.
در مورد شرایط و شروطی که لازم است تا بحث شخصی شود.
امری که در این ویدئو بر آن تاکید می شود این است که هر امری که در مقابل استدلال فرد و در رد سخنان وی به خود گوینده مربوط باشد در واقع شخصی کردن بحث است و شخصی کردن بحث یکی از موارد مغالطات ربط است و طبیعتا باطل و نادرست.
البته گوینده در اواخر سخنش یک شرط را به صورت گذرا ذکر کرده و رد شده است که جا دارد در مورد آن بیشتر صحبت شود.
ایشان بعد از کلی سخن در مورد مغالطه بودن شخصی کردن بحث می گوید شخصی کردن بحث در صورتی مغالطه است که مسایل مطرح شده به موضوع استدلال مربوط نباشد
بنده نمی دانم که طراح این ویدئو چقدر به کل بحث و تبعات و لوازم منطقی آن مسلط بوده است اما به نظر می رسد در برخی از مثالهایی که می زند محلی برای مناقشه و تردید در استدلال وجود داشته باشد.
گوینده از مثالهایی که برای مغالطه شخصی کردن بحث مطرح میکند موردی است که در موقع استدلال دکتری در باره ی مضرات سیگار به وی اشکال بگیرد که خود شما که سیگار می کشید.
به نظر شما این نقد برای فردی که کشیدن سیگار را منع میکند یا توصیه به نکشیدنش میکند ، مصداقی از شخصی کردن بحث است؟
و در حالت کلی توصیه ی طرف مقابل به کاری که خود توصیه کننده عامل به آن نیست نمی تواند دلیلی برای نقد این توصیه محسوب شود؟
در اینجا بحث بر سر اخلاقی بودن یا نبودن اینگونه توصیه ها نیست.
طبیعی است که در برخی از دستگاه های ارزشی، این کار یعنی امر کردن دیگران به کارهایی که خود فرد عامل به آن نیست کاری اخلاقی محسوب نمی شود.از جمله در دستگاه ارزشی قرآن.
اما سوال بر سر این است که آیا تذکر دادن این نکته در واقع نقدی بر استدلال و توصیه ی یک فرد می تواند باشد؟
چیزی که در این مورد می توان گفت این است که قدر متیقن به اندازه ی سایر مغالطات ، وضوح در مغالطه بودن ندارد و جای بحث و مناقشه می تواند باشد .
جا دارد که بحث را در مورد اصول توصیه ای که مبتنی بر قراردادهای اجتماعی است یعنی حالتی الزام آور برای همه دارد و اصولی که الزام آور نیستند به تفصیل بحث شود.
مثلا در مورد رد شدن از چراغ قرمز
ایا اگر کسی در عین عبور از چراغ قرمز به یک فردی که همزمان با او از همان تخلف را انجام می دهد می تواند استدلال بیاورد که نباید این کار را بکنی؟ و پاسخ دادن وی به استدلال کننده مبتنی بر اینکه خودش هم همان جرم را مرتکب می شود مصداق شخصی کردن بحث است؟
به نظر می رسد احساس غالب افراد این است که چنین استدلالی را مغالطه ندانند.
از فرصت استفاده میکنم که در مورد این ویدئو با صدای بلند فکر کنم که ممکن است در ضمن آن سوالاتی هم از خودم و هرکس که بخواهد در مورد این ویدئو بیندیشد داشته باشم.
در مورد شرایط و شروطی که لازم است تا بحث شخصی شود.
امری که در این ویدئو بر آن تاکید می شود این است که هر امری که در مقابل استدلال فرد و در رد سخنان وی به خود گوینده مربوط باشد در واقع شخصی کردن بحث است و شخصی کردن بحث یکی از موارد مغالطات ربط است و طبیعتا باطل و نادرست.
البته گوینده در اواخر سخنش یک شرط را به صورت گذرا ذکر کرده و رد شده است که جا دارد در مورد آن بیشتر صحبت شود.
ایشان بعد از کلی سخن در مورد مغالطه بودن شخصی کردن بحث می گوید شخصی کردن بحث در صورتی مغالطه است که مسایل مطرح شده به موضوع استدلال مربوط نباشد
بنده نمی دانم که طراح این ویدئو چقدر به کل بحث و تبعات و لوازم منطقی آن مسلط بوده است اما به نظر می رسد در برخی از مثالهایی که می زند محلی برای مناقشه و تردید در استدلال وجود داشته باشد.
گوینده از مثالهایی که برای مغالطه شخصی کردن بحث مطرح میکند موردی است که در موقع استدلال دکتری در باره ی مضرات سیگار به وی اشکال بگیرد که خود شما که سیگار می کشید.
به نظر شما این نقد برای فردی که کشیدن سیگار را منع میکند یا توصیه به نکشیدنش میکند ، مصداقی از شخصی کردن بحث است؟
و در حالت کلی توصیه ی طرف مقابل به کاری که خود توصیه کننده عامل به آن نیست نمی تواند دلیلی برای نقد این توصیه محسوب شود؟
در اینجا بحث بر سر اخلاقی بودن یا نبودن اینگونه توصیه ها نیست.
طبیعی است که در برخی از دستگاه های ارزشی، این کار یعنی امر کردن دیگران به کارهایی که خود فرد عامل به آن نیست کاری اخلاقی محسوب نمی شود.از جمله در دستگاه ارزشی قرآن.
اما سوال بر سر این است که آیا تذکر دادن این نکته در واقع نقدی بر استدلال و توصیه ی یک فرد می تواند باشد؟
چیزی که در این مورد می توان گفت این است که قدر متیقن به اندازه ی سایر مغالطات ، وضوح در مغالطه بودن ندارد و جای بحث و مناقشه می تواند باشد .
جا دارد که بحث را در مورد اصول توصیه ای که مبتنی بر قراردادهای اجتماعی است یعنی حالتی الزام آور برای همه دارد و اصولی که الزام آور نیستند به تفصیل بحث شود.
مثلا در مورد رد شدن از چراغ قرمز
ایا اگر کسی در عین عبور از چراغ قرمز به یک فردی که همزمان با او از همان تخلف را انجام می دهد می تواند استدلال بیاورد که نباید این کار را بکنی؟ و پاسخ دادن وی به استدلال کننده مبتنی بر اینکه خودش هم همان جرم را مرتکب می شود مصداق شخصی کردن بحث است؟
به نظر می رسد احساس غالب افراد این است که چنین استدلالی را مغالطه ندانند.