حرفینو - غیرفعال
منکه انقدر غرق داستان شدم که دیگه به غلط املایی و اینا توجه نداشتم😂 بیشتر حواسم به محتوا بود...👌
روش جدید برای ندادن پول به ویراستار:
محتوای خوب بنویسید :))
محتوای خوب بنویسید :))
❤4
چرا همه از آخرین روز ۱۴۰۲ عکس میدن؟ من که روزه بودم و مهمون هم داشتیم. اصلا جایی نرفتم. فکر کنم باید از عکسهای طبیعت توی اینترنت عکس بدم و بگم آخرین روز ۱۴۰۲، من این جا نرفتم💀
🤣6
سال هزار و چهارصد و دو به اندازهی عددش پربار نبود. اما بد هم نبود. توانستم آشپزی یاد بگیرم، کتابم را شروع کنم، این جا را بسازم و به وزن دلخواهم دست یابم. دوستهای جدیدی در مجازی پیدا کردم و فهمیدم در دنیای واقعی فقط و فقط یک دوست دارم که به من اهمیت میدهد. مشکلات آداب معاشرتم را تشخیص دادم. دیدم نسبت به دنیا و خودم بازتر شد و بعد از یک سال، بالاخره به رشتهی دانشگاهم علاقهمند شدم.
متوجه شدم اشتباه نکردهام. متوجه شدم که دارم راه درست را میروم.
راهی که ترسناک است. اما بالاخره یک راه است.
متوجه شدم اشتباه نکردهام. متوجه شدم که دارم راه درست را میروم.
راهی که ترسناک است. اما بالاخره یک راه است.
❤2
یکی از ضایعترین خاطرات امسالم مربوط میشه به روزی که دنبال کاغذبازیهای کارآموزیم بودم.
از ساعت نه و نیم صبح تا دوازده ظهر کل دانشگاه رو چند بار طی کردم تا بتونم معرفینامه بگیرم.
اینقدر همه جا دور خورده بودم، که اون آخرهاش مغزم کامل رد داده بود. وقتی خواستم وارد یه اتاق بشم، همینجوری بیهوا دستگیره رو گرفتم و یه کمی در رو باز کردم. بعد یادم افتاد که عه! من که در نزده بودم!
در رو بستم و در زدم. اون وقت دوباره بازش کردم...
بار بعدی هم برخوردم به یه در فلزی. به خودم گفتم: «این بار دیگه در میزنم!»
خلاصه در زدم. در رو که داشتم باز میکردم از اون طرف یه آقا پسر هم در رو سمت خودش کشید. بعد من این جوری تو شوک بودم چقدر مهمم که در رو برام باز میکنن✨
ولی بعدش فهمیدم یه در چوبی هم بعد از این در هست و اون قسمت یه چیزی شبیه اتاق انتظاره!
از ساعت نه و نیم صبح تا دوازده ظهر کل دانشگاه رو چند بار طی کردم تا بتونم معرفینامه بگیرم.
اینقدر همه جا دور خورده بودم، که اون آخرهاش مغزم کامل رد داده بود. وقتی خواستم وارد یه اتاق بشم، همینجوری بیهوا دستگیره رو گرفتم و یه کمی در رو باز کردم. بعد یادم افتاد که عه! من که در نزده بودم!
در رو بستم و در زدم. اون وقت دوباره بازش کردم...
بار بعدی هم برخوردم به یه در فلزی. به خودم گفتم: «این بار دیگه در میزنم!»
خلاصه در زدم. در رو که داشتم باز میکردم از اون طرف یه آقا پسر هم در رو سمت خودش کشید. بعد من این جوری تو شوک بودم چقدر مهمم که در رو برام باز میکنن✨
ولی بعدش فهمیدم یه در چوبی هم بعد از این در هست و اون قسمت یه چیزی شبیه اتاق انتظاره!
❤🔥2
حالا جالب این جا بود که اون در فلزی هم اصلا صدای درست و حسابیای نمیداد و من سفت و سخت درگیر این بودم که مشت میزنم بهش صدا بده.
کسی دوست داشت میتونه از سوتیهای امسالش توی ناشناس تعریف کنه :)
میذارم چنل.
میذارم چنل.
👍2
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
یکی از همکارامون یکی از بستگانش فوت شده از رئیس اجازه گرفت زودتر بره.
وقتی داشت می رفت!
رئیس :شاد باشید
😂😂😂
وقتی داشت می رفت!
رئیس :شاد باشید
😂😂😂
🥴3
حرفینو - غیرفعال
یکی از همکارامون یکی از بستگانش فوت شده از رئیس اجازه گرفت زودتر بره. وقتی داشت می رفت! رئیس :شاد باشید 😂😂😂
یاد خودم افتادم که داییم پشت تلفن بهم گفت التماس دعا، منم گفتم ممنون😂
👍3
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/RoyalBookworm/394
منم یه مدت کلاس زیاد میرفتم به استاد میگفتم خسته نباشید
یبار مهمون اومد برامون من توی سلام احوال پرسی گفتم خسته نباشید😊😂💔
منم یه مدت کلاس زیاد میرفتم به استاد میگفتم خسته نباشید
یبار مهمون اومد برامون من توی سلام احوال پرسی گفتم خسته نباشید😊😂💔
Telegram
🎆Royal Bookworm🎆
یاد خودم افتادم که داییم پشت تلفن بهم گفت التماس دعا، منم گفتم ممنون😂
🤣3
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
من نمیدونم ضایعست یا نه ولی یه بار داشتم لباس میخریدم رفتم تو اتاق که بپوشم (شلوار بود) شلوارمو درآوردم فقط شرت تنم بود با کلی پشم توی پاهام😂🤦یهو یه دختر درو باز کرد دید داد زد بعد محکم درو بست😂😔😔فک کنم ابرو رفت بعد اینکه از اتاق درومدمم دختره یجوری نگام میکرد😔😂
🤣2
حرفینو - غیرفعال
من نمیدونم ضایعست یا نه ولی یه بار داشتم لباس میخریدم رفتم تو اتاق که بپوشم (شلوار بود) شلوارمو درآوردم فقط شرت تنم بود با کلی پشم توی پاهام😂🤦یهو یه دختر درو باز کرد دید داد زد بعد محکم درو بست😂😔😔فک کنم ابرو رفت بعد اینکه از اتاق درومدمم دختره یجوری نگام…
من بودم تا یک ساعت نمیومدم بیرون😂
👍2💔1
عیدتون مبارک بچهها✨✨
امیدوارم امسال سال خوبی براتون باشه.
پی نوشت: اشتباه برداشت نکنین ها! من بیدار نیستم. پیام تایمداره.
امیدوارم امسال سال خوبی براتون باشه.
پی نوشت: اشتباه برداشت نکنین ها! من بیدار نیستم. پیام تایمداره.
❤8
آخرش دووم نیوردم و نسخهی چاپی جناح چهارم رو از آذرباد سفارش دادم. دوباره کارتم خالی شد.
💔3
وارد اکانتم نشده بودم که سفارش دادم🗿
فعلا که تعطیلاته. کی زنگ بزنه بهشون؟
فعلا که تعطیلاته. کی زنگ بزنه بهشون؟