هرکی از داستانم خونده با رامونا آشناست. میخوام اسم اون رو عوض کنم.
هیودی باید یه پیشخدمت فلکزده توی مهمونخونه باشه که کسی بهش توجه نمیکنه😭
👍5
از بس کسی توی نظرسنجی بهش توجه نکرد توی کتاب هم به همین سرنوشت دچار شد.
🤣4
اینقدر دیدمش که دیویدیش خراب شد و دیگه دوبلهاش جایی گیر نمیاد :((
حس میکردم اینجا هم باید بگم:
چرا دوبلهی کوالیما پاندای کونگفوکار نمیآد؟
چرا دوبلهی کوالیما پاندای کونگفوکار نمیآد؟
👍7
🥀🌹Dancing with the devil
من رفتم دانشگاه. درحالی که گوشیم روی تخت خوابیده بود.
ترجمه: گوشیم رو جا گذاشتم.
🤣4
باز خوبه خونهی من و میم نزدیکه و همیشه اسنپ دومقصده میگیریم. وگرنه باید میفتادم دنبال یکی تا کمکم کنه برم خونه.
👍6
همیشه میگفتم من حتی اگه خودم رو جا بذارم گوشیم رو جا نمیذارم. ولی امروز خلافش ثابت شد👍
😁8
البته باز بهتر از این بود که خودم جا بمونم و گوشیم تنهایی بره دانشگاه.
🤣9
وضعیت جوریه که یه چیز مینویسم و میگم: «عه! این که شبیه شش کلاغه!»
یکم تغییرش میدم و یاد شاهکش میافتم. یکم دیگه ایدهپردازی میکنم و میگم: «اینم که اتک آن تایتانه!»
پاک میکنم و میرم توی نت میچرخم. بعد برمیگردم و میبینم دارم ایدهی هازبین هتل رو مینویسم.
دنیا دیگه ایدهی ننوشته نداره.
یکم تغییرش میدم و یاد شاهکش میافتم. یکم دیگه ایدهپردازی میکنم و میگم: «اینم که اتک آن تایتانه!»
پاک میکنم و میرم توی نت میچرخم. بعد برمیگردم و میبینم دارم ایدهی هازبین هتل رو مینویسم.
دنیا دیگه ایدهی ننوشته نداره.
🤣10👍3❤🔥2