۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
منطقى ها از ديدنت خوشحال مى شوند
ولی احساسى ها با ديدنت "ذوق" ميكنند..
منطقى ها از بودنت لذت مى برند
ولى احساسى از بودنت "كيف" ميكنند..
منطقى ها شبها خوابت را ميبيند
ولى
احساسى ها "رويا"ى تـو را !
منطقى ها به طرف تو قدم بر ميدارند
ولى احساسى ها "پـرواز" ميكنند..

منطقى ها در جواب "دوستت دارم"
لبخند مى زنند..
ولى
احساسى ها مى شنوند
"ذوق" ميكنند
"كيف" ميكنند
"رويا" ميبينند
"بال" در مى آورند
"پرواز" ميكنند
و بارها و بارها
مى گويند:
من هم "دوستت دارم"...

#فرزانه_صدهزارى
۲۲۲
اغما ، کابوس ، خلصه ...
برای ما که کسی شعر نخواهد گفت،
خوشا به حال توئی ‌که مخاطب شعری...

#علی_سید_صالحی
الف..........ای مهربان یارم
ب............باعشق تو میمانم
پ............پای خسته ای دارم
ت............تا هستی منم هستم
ث............ثابت میکنم هستم
ج.............جان من فدای تو
چ.............چند وقتی بمان بامن
ح.............حال از من نمیپرسی
خ.............خوابم با تو شیرینه
د.............در جانم زدی رخنه
ذ.............ذره ذره آبم کن
ر.............رسوای جهانم کن
ز.............زلف خود پریشان کن
ژ.............ژنده جامه ای پوشم
س...........سر برشانه ام بگذار
ش...........شوق من دو چندان کن
ص...........صبح من تو روشن کن
ض...........ضربان دلم بشنو
ط............طاهرگشته‌ام با تو
ظ............ظهر عاشقی بنگر
ع............عاشق شو تو هم چون من
غ ...........غم غربت دلم بشکست
ف...........فریاد دلم بشنو
ق............قربان دو چشمانت
ک............کردی همچو فرهادم
گ............گم گشته دو دستانم
ل.............لای موج موهایت
م.............مروارید چشمانت
ن.............نور دیده من شو
و.............وصف جمله خوبیهات
ه.............هر دم بر زبان جاریست
ی............یادی از دل ماکن
این دیوونه عشق داشت
اما شده شیطان ...💛
جمشید از روت خجالت میکشم
قولمو شیکستم
روم نشد بت بگم
ده بار رفتم نیگاش کردم
تازه اینکه چیزی نیس
حرفم باش زدم
جریحه دار جوابمو نداد
دیگه نگفتم بت اینارو !

#چهرازی
گفت:«خونه همون جاییه که قلبت اونجاس». قلب من روی نیمکتای آبی متروی تآتر شهر جا موند، وقتی کنارم نشسته بودی و هر قطاری که میومد ازت میخواستم:«میشه با بعدی بری؟». نیمکتای آبی ایستگاه تآتر شهر خونه ی من بود.

#محمدرضا_جعفری
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
گفت:«خونه همون جاییه که قلبت اونجاس». قلب من روی نیمکتای آبی متروی تآتر شهر جا موند، وقتی کنارم نشسته بودی و هر قطاری که میومد ازت میخواستم:«میشه با بعدی بری؟». نیمکتای آبی ایستگاه تآتر شهر خونه ی من بود. #محمدرضا_جعفری
خونه ی من اونجاییه که انگشتام قفل شدن تو دستات
اونجایی که موهاتو بافتم
اونجایی که نشستم کنارتو گفتم میشه ببوسمت ؟
اونجایی که کلی خندیدیم
اونجایی که اون بطریِ آب سردُ پاچیدم روت
اونجایی که کورکورانه دنبالِ عینکت میگشتی
اونجایی که بلندت کردم انداختمت رو شونه م
اونجایی که ...
اونجایی که ...
اونجایی که ...
تو کدوم یکی از این خونه ها قلبمو جا گذاشتم که حالا نمیتونم پیداش کنم ؟

#محیکس
مامانم همیشه میگه تا وقتی یکیو پیدا نکردی که برات مثل بچه ت باشه نرو توی رابطه، ازدواج نکن!
یه بار که پرسیدم یعنی چی، گفت یعنی مثل بچه ای که از گوشت و پوست و استخون خودته باشه برات، نه خوبشو، نه بدشو، نه خوشگلشو، نه زشتشو، نه داراشو، نه فقیرشو حاضر نباشی با کس دیگه ای عوض کنی، هر عیب و ایرادیم که داشته باشه دلت نخواد یکی بهترشو بیاری به جاش، چون برات بهترینه در هر حالتی.‌‌..
وقتی ازدواج کن که مطمئن باشی میتونی توی سختیا، نداریا، مریضیا، گرفتاریا مثل یه مادر بمونی به پای آسمون ابری و آفتابی زندگیِ طرفت، گاهی عینک آفتابی بزنی، گاهیم چتر بگیری دستت!

#طاهره_اباذری_هریس
-بر ديوار يكى از سلول هاى آشويتس نوشته شده بود؛ «اگر خدايى وجود داشته باشد، بايد براى بخشش به دست و پايم بيفتد!»
اونجا كه بهش پيام ميدي
بعد هي چك ميكني ببيني سين كرده يا نه!
همونجا كه هربار با ديدن ميفهمي هنوز سين نكرده ضربان قلبت بيشتر و بيشتر ميشه!
اره...
دقيقا همونجا ميفهمي چقدر دوسش داري!
زندگی به من آموخت

آدمها نه دروغ میگویند نه زیر حرفشان میزنند،

اگر چیزی میگویند، صرفا احساسشان در

همان لحظه است ؛ نباید رویش حساب کرد...

#کارلوس_فونتنس
شايد اشتباه ما از اول اين بود كه دوستيمان را تبديل به عشق كرديم
نبايد ان طور عاشقانه نگاهت ميكردم
نبايد ان طور عاشقانه صدايم ميكردي
بايد فقط دوست ميمانديم تا حداقل امروز بتوانم بپرسم
"حال اين روزهايت چگونه است"

#مليكا_سهرابي
یاد بگیرید محکم بودن را
قوی بودن را
کوه و سنگ بودن را
لازمتان میشود برای وقت هایی که
آدم های زندگیتان دستشان میرود
روی نقطه ضعفتان
و دلتان را بند میکنند به نبودنشان...

یاد بگیرید که هیچ جای زندگی ‌
جواب محبت هایتان چیزی نمیشود
که شما میخواهید...

از من به شما نصیحت
قوی بودن را یاد بگیرید
برای تمام روزهایی که قرار است تنتان بلرزد
از آدم هایی که قلبتان میلرزانند...

#فاطمه_سلمانی
به هر فردی که برمی خوریم همیشه درست آن قسمت از وجودمان را آشکار میکند که ما می خواستیم پنهانش کنیم. دردمان این است که می بینیم معشوق جلوی چشممان در تصویری که از ما برای خود می سازد با ارزش ترین فضیلت هامان را حذف می کند و ضعف ها، نقص ها و جنبه ی مضحک وجودمان را برملا می کند.. و دیدگاهش را به ما تحمیل می کند، وادارمان می کند خودمان را با چیزی که او در ما می بیند منطبق کنیم با ایده ی تنگ او.
و همیشه فقط در چشم کس دیگری که محبتش هیچ ارزشی برایمان ندارد فضیلتمان آشکار می شود، استعدادمان می درخشد، قدرتمان فوق طبیعی جلوه می کند و چهره مان بهترین چهره می شود!

برهوت عشق
#فرانسوا_موریاک
ایستگاه اتوبوس.
کنار دستم نشسته بود و یهو به حرف اومد!
 گفت:
"جَوونی کن تا وقت داری!"
گفتم:
"ببخشید؟!"
گفت:
"جَوونی کن جَوون...
الان اگه به حرف دلت نباشی، چند سال دیگه بخواهیم نمیشه!"

سکوت کردم و گفت:
"اگه دختر یا پسری داشتم حتما بهش میگفتم بعضی روزا قید کار و زندگیو بزن و تا لنگ ظهر بگیر بخواب...
بی چتر برو زیر بارون و شعر بخون و عاشقی کن و نترس از برچسب دیوونگی زدنای بقیه!
یه قوری چای هل دار برای خودت دم کن و بشین چارلی چاپلین ببین و بخند!!!
دل بکن از ماشین و اینترنت و گوشی؛
گاهی پیاده راهو گز کن و ببین دور و برت چی میگذره!

به دخترم میگفتم گاهی وقتا رژ پررنگ بزن و کاریم به نگاهای مزخرف بعضیا نداشته باش، گور باباشون!
لاک خوش رنگ بزن و با همین تغییر کوچیک سرحال کن خودتو!
لباسای شاد و رنگی رنگی بپوش و مطمئن باش شاد بودن هیچ‌ منافاتی با متانت و سنگین رنگین بودن نداره!!!
نترس از پیچیدن صدای خنده ت توو گوش شهر، آدم تا جوونه میتونه به هرچیز بی مزه ای بخنده!
بهش میگفتم یکمم برای خودت باش، به خودت برس، گاهی برای خودت کادو بخر، گلی، عروسکی، عطری!
میگفتم عاشق شو و با عشق زندگی کن دختر، عاشق باش همیشه!
میگفتم  هرچند ساله که بودی گاهی سوار تاب شو و لذت ببر از پریشونی موهات توو باد، این موهای بلند و سیاه برای همیشه وفا نمیکنه بهت.
بستنی تابستون و زمستون نداره، هر موقع هوس کردی به خودت یه بستنی جایزه بده و همرنگ جماعتی نشو که قهوه رو شاید تلخ میخورن به خاطر کلاسش و داغ به خاطر ترس از نگاه بقیه!
گاهی وقتا توو خونه بشین جلوی آینه و برای دل خودت آرایش کن و خودت زیباییتو تحسین کن!

به پسرم میگفتم تابستونا بجای کت و شلوار رسمی، یه پیرهن آستین کوتاه خنک بپوش و نترس از اینکه بگن جلفه، مرد نیست!
میگفتم بی ریش و با ریش و مد روز اصلا مهم نیست، ببین چجوری حال دل خودت خوبه همون شکلی باش!
یادش میدادم مرد باشه و عاشق، خودش انتخاب کنه و به انتخابش متعهد باشه و عاشقی کنه برای عشقش!
میگفتم بهش که مال خودت باش گاهی، یه هدیه بخر برای خودت و شاد کن درونتو!
گاهی بیخیال سن و سالت شو و با بچه های توی کوچه گل کوچیک بازی کن و بخند از ته دلت.
دلت که گرفت گریه کن پسرکم، مهم نباشه برات ضرب المثلا، اونی که گریه نمیکنه و رحم نمیکنه به احساساتش، اونه که مرد نیست!
میگفتمش ها که با اخم جذاب تری، اما لبخندت دلبرتره پسر، بخند و بقیه رم بخندون و نگاهای سنگین هیچکسم برات مهم نباشه!
میگفتم بهش که غرور زیادیشم خوب نیست، هر ازگاهی به دور بریاش بگه دوسشون داره، حتی شده با صدای آهسته!

دختر و پسرمو یادش میدادم انسان باشه، نه صرفا یه آدم و ادامه ی نسل بشر، یادش میدادم به بقیه هم همینجوری نگاه کنه، میگفتمش برای خودش زندگی کنه گاهی که اگه برای دلش زندگی نکنه ، وقتی پیرشه دیگه خیلی دیره.
اون موقعه که میگن دیگه سن و سالی ازت گذشته، میگن پیرزنو چه به رژ قرمز، پیرمردو چه به همچین لباسی.
میگن دیگه از شماها گذشته، خودشم میگه دیگه از من گذشت؛ الان دیگه باید به فکر جوونترا بود!!!"
سکوت که طولانی شد، با احتیاط پرسیدم:
"بهتون نمیخوره دختر یا پسر جوون داشته باشین!"
آه بلندی کشید و گفت:
"نه! ندارم، ولی کسی رو هم نداشتم که این حرفارو بهم بزنه و یادم بده زندگی کنم گاهی.
دیگه از ما که گذشت، شماها تا وقت هست جوونی کنین؛ مبادا از شماها هم بگذره و هیچی به هیچی تر شه این روزگار!
راستی این حرفارو از طرف من به بچه هاتم بگو!!!"

تا بیام حرفی بزنم اتوبوس از راه رسید، از رو صندلی بلند شد و سریع خودشو رسوند بهش و سوار شد و رفت و...
من پیاده از ایستگاه اومدم بیرون و تصمیم گرفتم یه کم توو اون بارون بهاری خیابونارو بگردم و یه بستنی به خودم جایزه بدم!!!

#طاهره_اباذری_هریس