۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
عزيز دلم! می دانی سیم آخر چیست؟
همه خيال می کنند که سيمِ آخر ساز است. حتی يک نوازنده بی‌سواد روی صحنه زد به سيم آخر تارش گفت: اين هم سيم آخر. اما سيم آخر يعنی وقتی می‌رفتند قمار، سکه زرشان را که می‌باختند، جيب شان را می‌گشتند، آخرين سکه ی سيم را هم به قمار می‌زدند. می‌زدند به سیم آخر، به اميد بردن همه هستی، يا به باد دادن آخرين سکه‌ی نيستی. من هم دلم می خواست در این قمار بزنم به سیم آخر، اما گلستان به من گفت: «ببین زری که باختی اصل بود؟» رفتم توی فکر...!

#عباس_معروفی
هر کس مرا می‌بیند
می‌گوید: «به خودت برس!»
نمی‌دانند، آنقدر دور شده‌ای
که من هرگز به "خودم" نمی‌رسم . . .

#علی_سید_صالحی
-آدم یه بار عاشق میشه و بعد بارها و بارها عاشق خصوصیات مشترک بقیه با اون یه نفر میشه!
منتظر آسانسور ایستاده بودیم، سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگتر بود و جدیدتر به نظر می‌آمد، سفت و محکم بین انگشتانش خودنمایی می‌کرد، آن یکی که کوچکتر بود و قدیمی‌تر، روی زمین افتاده بود و بند بندش از هم جدا شده بود ، باتری‌اش یک طرف، در و پیکرش طرف دیگر !
از افتادن گوشی ناراحت نشد، خونسرد خم شد و اجزای جدا شده را از روی زمین جمع کرد، لبخند به لب باتری را سر جایش گذاشت و گفت :«خیلی موبایل خوبی است، تا به حال هزار بار از دستم افتاده و آخ نگفته !» . موبایل جدید را سمتم گرفت و ادامه داد :«اگر این یکی بود همان دفعه‌ی اول سقط شده بود ... این یکی اما سگ جان است !» . دوباره موبایل قدیمی را نشانم داد .
گفتم :«توی زندگی هم همین کار را می‌کنیم، همیشه مراقب آدم‌های حساس زندگی‌مان هستیم، مواظب رفتارمان، حرف زدنمان، چه بگویم چه نگویم هایمان، نکند چیزی بگوییم و دلخورش کنیم، اما آن آدمی که نجیب است، آن که اهل مدارا است و مراعات، یادمان می رود رگ دارد، حس دارد، غرور دارد، آدم است ! حرفمان، رفتارمان، حرکت‌مان چه خطی می‌اندازد روی دلش ...»
چیزی نگفت، فقط نگاهم کرد. سوار آسانسور که شدیم حس کردم موبایل قدیمی را محکم توی مشتش فشار می‌دهد ...

#مریم_سمیع_زادگان
نیستی
به خودم سیگار تعارف می‌زنم
به جای تو اخم می‌کنم
به جای خودم شرم !
جای تو لبخند می‌زنم و جای خودم
عاشقت می‌شوم!
نیستی...
و من اینطور ساده دیوانه می‌شوم !

#حامد_نیازی
-من از اونام که حواسم به همه کسایی که
دوستشون دارم هست ولی هیشکیو ندارم
که حواسش بهم باشه...
حامد بِهداد :یعنی میخوای بگی
تا حالا هیچ نامَحرمی دَستتو نگرفته ؟!

رعنا آزادی ور :من فکر می‌کردم،
گذشته‌ی من به خودم مربوطه ..

حامد بِهداد : ببین ،
هیچوقت یه چیزایی و به مَن نگو ..
هیچوقتِ هیچوقت ...
جَنبه شو ندارم ..
شاید خودم بگم بگو وَلی نگو ؛
بِهم میریزم ..
شاید تیریپِ بی‌غیرتی بردارم ،
بگم بگو ، ولی نگو ..
مَن خودمو می‌شناسم، بِهم میریزم ..

#خانه_دختر
آدم‌هایی هستند که شاید، کم بگویند "دوستت دارم" !
یا شاید اصلا به زبان نیاورند، دوست داشتنِشان را !
بهشان خُرده نگیرید !
این آدم ها فهمیده‌اند، "دوستت دارم" حرمت دارد، مسئولیت دارد !
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی، دوست داشتن واقعی را می فهمی !
می‌فهمی که همه کار می کنند، تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی ، آزارت نمی دهند ، دلت را نمی‌شکنند !
من این دوست داشتن را می‌ستایم...

#زویا_پیرزاد
می‌نویسم «تو»
سنجاق می‌کنم روی قلبم
و تپیدن
آغاز می‌شود.

#مرتضی_فتحی
-زندگیمون شده فکر کردن به روزایی
که منتظر اومدنش بودیم و
بهترین خاطره ها رو میخواستیم بسازیم و نتونستیم
پرشدیم ازچیزایی که فقط میتونیم آرزوشونو داشته باشیم و حرف هایی که تلمبار میشن تو دلمون و بعضی شبا اونقدری زیاد میشن که اشک میشن و گونه هامونو خیس میکنن...
و حالا ما موندیم وشب هایی که جای خالی ها و نداشته های زندگیمونو بیشتر از همیشه به رخمون میکشه...
- دوسم داری؟
+ چی؟
- هیچی، این رو خوب می دونم که هیچ وقت نباید یه سوال رو واسه کسی تکرار کرد، مگه وقتی که مطمئن باشی طرف گوش هاش سنگینه، چون در غیر این صورت داره به این فکر می کنه چه خزعبلاتی تحویلت بده، اگه می خواست راستش رو بگه قطعا همون اول می گفت!

#روزبه_معین
آدما کم کم شبیه معشوقشون میشن.
حتا اگه جز تو رویا باهاش زندگی نکنن.
فک میکنم باید از آدمایی که معشوقای قشنگی رو انتخاب میکنن تشکر کنیم چون عشق هی قشنگ‌ترشون میکنه :)
خدا دست‌های تو را که می‌ساخت
عینک ظریف و زنانه‌ای بر چشم داشت
زیر لب ترانه‌ای را زمزمه می‌کرد
و سر هر انگشت،
اندازه‌ی یک پنجره مکث می‌کرد
کمی کارهای خانه‌اش را انجام می‌داد
و دوباره به تو برمی‌گشت
به دست‌هایت...

رسول ادهمی
ولی من میگم بدتر از دیدن و خواستنش
اینایی که مجازی عاشق میشن،بدشانس ترن!
فکرشو بکن،از یه عکس از یه پیام
طرفشونو میبوسن...
باهاش واسه فصل های بعدی زندگیشون،برنامه میچینن!
توی دلتنگی هاشون،پناه میبرن به پروفایل طرف!
واسه گفتن دوست دارم،کلی از خط های تلفن این کشور رو،اِشغال میکنن!
واسه رسیدن بهم،به خدا نزدیک ترند!
اینایی که مجازی عاشق میشن
یه چیزی تو حقیقت گم کردن...
نتونستن با واقعیت کنار بیان...
شاید اونیکه اولین بار،داشته فضای مجازی اختراع میکرده
دلش از ادمای دور و برش گرفته،یا دنبال یکی بوده
که پیداش کنه توی مجازی،حرف هاش راحت بزنه،هی خجالت نکشه...
خیلی ها میگن،مجازی نمیشه به پای کسی پیر شد
اما،مگه ما تونستیم با اونیکه بود و دیدیمش
ادامه بدیم؟
عشق همه جورش،یه گردابه!
اما مجازیش یه سرابه
دیگه حتی اتفاقی نمیتونی ببینیش..
نمیتونی ازش خبر داشته باشی...
نمیتونی بفهمی واسه کی میمیره...
نمیتونی بفهمی چی شد سر گذشتش..
حتی اتفاقی!
چون اگه بره
باید التماس کنی واسه چهارتاعکسش!
واسه یه انبلاکش!
واسه رسیدن حس بلاتکلیفیت به گوشش!
تاحالا از ته دل
یه عکس بغل نکردی
بفهمی دلتنگی چیه...
بفهمی،همه مون دچاریم...
حتی اشتباهی..

#فرنوش_همتی
كاش دكترى بود كه قلبِ دل شكسته ها رو عمل ميكرد
مثلِ روز اول، همه چى درست ميشد
ديگه نه از خودش خبرى بود...
نه از خاطراتش...
نه از گريه هاىِ گاه و بى گاهت...
ميدونى
ديگه اين دكتر همه چى تموم بود
وقتى كه عملت ميكرد،
ديگه يه "منِ" ديگه ميشدى؛
يكى كه ديگه همه چيو فراموش كرده
كسى كه ديگه خودشو نميسپره دست سرنوشت
ديگه خاطره هاش، هر شب مثه كابوس برات نبود...
قلبِ دل شكسته ها كه عمل ميشد، ديگه هيچى از اونِ لعنتى يادت نميومد
وقتى كه اسمشو جلو روت مياوردن، ميپرسيدى اين كيه كه ميگن؟
؛
اَه...
لعنت به اين خيال بافى هام...
آخه مگه ميشه؟
مگه ميشه همچين چيزى داشته باشيم
نه...
نه...
تو بايد بمونى تو اين خاطره ها
ولى نه...برو
؛
ميبينى
معلوم نيس اصن با خودم چن چندم
بس كه منو گذاشتى تو بلاتكليفى
بس كه هر شب خاطره هات جلومه
؛
دكتر چيه؟
دكتر كيه؟
هه هه
نه جانم
از اينا نداريم
خيالت راحت باشه
خاطره هاىِ لعنتيت، تا آخر عمر بيخِ گوشمه
تو خودتو ناراحت نكن اصن...
دكتر نداريم كه قلب دل شكسته ها رو عمل كنه
همه چي شون رو بريزه دور
و
مثه روز اول كنه...
خيالت تخت...

#طاها_رحيميان
وقتی یک زن موفق را می بینم که
خستگی ناپذیر کار می کند؛
اغلب گوشه ی لبش
لبخندی نامحسوس وجود دارد
و با اعتماد به نفس و مطمئن گام بر می دارد!
با خود می گویم: " بی شک این زن در گوشه ای از این دنیا یک مردِ عاشق دارد! "
تنها نیرویی عظیم چون عشق،
قدرتی شکست ناپذیر به زن ها می دهد!

#ویکتوریا_هولت
-خیلی به این فکر میکنم که تو چطوری بلدی حتا با نبودناتم بیشتر از هر بودنی جاهای خالی تو قلبمو پر کنی تا احساس خلا نکنم تا کم نیارم؟ مگه تو چقد منو بلدی؟ چقد عاشقمی؟ چقد عشقت از سرم زیاده؟ چطور میشه حتا اونور دنیاام که باشی از هر کنار هم بودنی حضورت تو زندگیم پررنگ تر باشه؟؟؟