تو هر کجای این دنیا هم که بمانی
او به تو فکر خواهد کرد
در حال درست کردن شام مهمانی فردا شب باشی یا لباس های مدرسه ی پسرت را اتو کنی
موهای دخترکت را ببافی
و یا حتی شوهرت را عزیزم خطاب کنی
او در همه لحظه ها به تو فکر خواهد کرد
همین چند روز آخر تمام حرف هایت را بزن
برایش از آن روز بگو ک اشتباهی لیوان چایی را روی پیراهن سفیدش ریختی و به روی خودت نیاوردی
از آن تماس تلفنی عمیق که دست هایت را مشتاق تر میکرد و آن غرور لعنتی به جایت گفت ک سرما خورده ای و قدم زدن در یک روز بارانی بدون چتر حالت را بد تر می کند
این بار که برای آخرین بار گیسوانت امواج نگاهش را در خود جمع کرد
در گوشش فریاد بزن
ک تو هم همان قدر عجیب و غریب دوستش داشتی
تو هم همان قدر دیوانه وار تشنه ی طعم حرف هایش بودی
بگو که چشمانش چقدر طعم بهار نارنج و امید میداد
حباب نفس هایش را خوب در ریه هایت جمع کن
برای آن روزی که دخترت سر میز صبحانه از معشوقه ات بپرسد
و تو فجیع تر از هر زمان دیگری
یاد لبخند هایش بی افتی و زخمت سر باز کند, چرکی شود, خون بیاید
آخر دیگر سال هاست که به جای هم آغوشی با مرد مهربان هندسه ی عشقت رسیده ای به هم خانه بودن با کسی که شب ها باید روی یک تخت با هم بخوابید
حالا که قرار است این دوستت دارم های بخار کرده روی شیشه را با دستان سرنوشت پاک کنی
یاد زنی باش که در حوالی سی سالگی به یاد یار دیرینه اش بی صدا می گرید.
و به روی خودت نیاور آن زن چقدر می تواند شبیه خودت باشد.
@Deep_Mo ✨
#نرگس_حسینی
او به تو فکر خواهد کرد
در حال درست کردن شام مهمانی فردا شب باشی یا لباس های مدرسه ی پسرت را اتو کنی
موهای دخترکت را ببافی
و یا حتی شوهرت را عزیزم خطاب کنی
او در همه لحظه ها به تو فکر خواهد کرد
همین چند روز آخر تمام حرف هایت را بزن
برایش از آن روز بگو ک اشتباهی لیوان چایی را روی پیراهن سفیدش ریختی و به روی خودت نیاوردی
از آن تماس تلفنی عمیق که دست هایت را مشتاق تر میکرد و آن غرور لعنتی به جایت گفت ک سرما خورده ای و قدم زدن در یک روز بارانی بدون چتر حالت را بد تر می کند
این بار که برای آخرین بار گیسوانت امواج نگاهش را در خود جمع کرد
در گوشش فریاد بزن
ک تو هم همان قدر عجیب و غریب دوستش داشتی
تو هم همان قدر دیوانه وار تشنه ی طعم حرف هایش بودی
بگو که چشمانش چقدر طعم بهار نارنج و امید میداد
حباب نفس هایش را خوب در ریه هایت جمع کن
برای آن روزی که دخترت سر میز صبحانه از معشوقه ات بپرسد
و تو فجیع تر از هر زمان دیگری
یاد لبخند هایش بی افتی و زخمت سر باز کند, چرکی شود, خون بیاید
آخر دیگر سال هاست که به جای هم آغوشی با مرد مهربان هندسه ی عشقت رسیده ای به هم خانه بودن با کسی که شب ها باید روی یک تخت با هم بخوابید
حالا که قرار است این دوستت دارم های بخار کرده روی شیشه را با دستان سرنوشت پاک کنی
یاد زنی باش که در حوالی سی سالگی به یاد یار دیرینه اش بی صدا می گرید.
و به روی خودت نیاور آن زن چقدر می تواند شبیه خودت باشد.
@Deep_Mo ✨
#نرگس_حسینی
عادت بدی داشت!!!
تا تقی به توقی می خورد می گفت کاری نکن تنهایت بگذارم،کاری نکن برای همیشه از دنیایت بروم!دعوایمان که می شد انگار واجب بود روزه ی سکوت بگیرد،سر هر چیز کوچک یک قرن فاصله می گرفت و تمام راههایی که ممکن بود به او برسم را با اخم می بست...
نمیدانم می دانست یا نه ولی هر وقت می گفت تنهایم می گذارد قلبم از کار می افتاد و همه چیز را تمام شده می دانستم،آنقدر می ترسیدم که صبح تا شب خدا را به هزار لهجه التماس می کردم که رفتن را از سرش بیندازد و شب که می شد تا آبی کمرنگ آسمان،کابوس تنهایی ام را می دیدم.
آنقدر گفت...آنقدر ترساند...آنقدر گریاند که یک شب جانم به لبم رسید .نشستم با خودم گفتم مگررفتن یعنی چه،مگر رفتن همین نیست که آغوشش را به رویت ببندد،مگر رفتن همین نیست که از بغض داغون شوی ولی شانه هایش را برای اشک هایت به نامت نزند...فهمیدم آنقدر مرا از رفتنش ترسانده،آنقدر خودش را از من گرفته که دیگر ترسی برایم نمانده،فهمیدم خیلی وقت است خودم را برای نداشتنش آماده کرده ام،فهمیدم خیلی وقت است که از دلم رفته است ...
@Deep_Mo ✨
#صفا_سلدوزی
تا تقی به توقی می خورد می گفت کاری نکن تنهایت بگذارم،کاری نکن برای همیشه از دنیایت بروم!دعوایمان که می شد انگار واجب بود روزه ی سکوت بگیرد،سر هر چیز کوچک یک قرن فاصله می گرفت و تمام راههایی که ممکن بود به او برسم را با اخم می بست...
نمیدانم می دانست یا نه ولی هر وقت می گفت تنهایم می گذارد قلبم از کار می افتاد و همه چیز را تمام شده می دانستم،آنقدر می ترسیدم که صبح تا شب خدا را به هزار لهجه التماس می کردم که رفتن را از سرش بیندازد و شب که می شد تا آبی کمرنگ آسمان،کابوس تنهایی ام را می دیدم.
آنقدر گفت...آنقدر ترساند...آنقدر گریاند که یک شب جانم به لبم رسید .نشستم با خودم گفتم مگررفتن یعنی چه،مگر رفتن همین نیست که آغوشش را به رویت ببندد،مگر رفتن همین نیست که از بغض داغون شوی ولی شانه هایش را برای اشک هایت به نامت نزند...فهمیدم آنقدر مرا از رفتنش ترسانده،آنقدر خودش را از من گرفته که دیگر ترسی برایم نمانده،فهمیدم خیلی وقت است خودم را برای نداشتنش آماده کرده ام،فهمیدم خیلی وقت است که از دلم رفته است ...
@Deep_Mo ✨
#صفا_سلدوزی
ای آرزوی فردا، تو بیا تو بیا... 🌙
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨
من آدولف هیتلر هستم.
من همونم که یه شب به سرم زد فاتح قلب کسی بشم که همه ی دنیا می گفتن هیچ وقت نمی تونی این کار رو بکنی ولی من با تموم قدرت شروع کردم، خوب هم پیش رفتم، خیلی هم بهش نزدیک شدم، اما درست لحظه ای که خواستم تصاحبش کنم، اسیر سرما شدم. سرمای نگاهش، مثل هیتلر که اسیر سرمای زمستون شوروی شد...
هیچ فرقی نداره سرمای نگاه کسی که دوستش داری با سرمای زمستون شوروی، جفتش باعث میشه یه ارتش تلف بشه و جنگ جهانی رو ببازی ...
می دونی اگه آدولف هیتلر، اسیر سرمای وحشتناک شوروی نشده بود، چه اتفاقی می افتاد؟
اون می تونست کل دنیا رو بگیره...
#روزبه_معین
@Deep_Mo ✨
من همونم که یه شب به سرم زد فاتح قلب کسی بشم که همه ی دنیا می گفتن هیچ وقت نمی تونی این کار رو بکنی ولی من با تموم قدرت شروع کردم، خوب هم پیش رفتم، خیلی هم بهش نزدیک شدم، اما درست لحظه ای که خواستم تصاحبش کنم، اسیر سرما شدم. سرمای نگاهش، مثل هیتلر که اسیر سرمای زمستون شوروی شد...
هیچ فرقی نداره سرمای نگاه کسی که دوستش داری با سرمای زمستون شوروی، جفتش باعث میشه یه ارتش تلف بشه و جنگ جهانی رو ببازی ...
می دونی اگه آدولف هیتلر، اسیر سرمای وحشتناک شوروی نشده بود، چه اتفاقی می افتاد؟
اون می تونست کل دنیا رو بگیره...
#روزبه_معین
@Deep_Mo ✨
همیشه به خاطر نقطه ضعف هایش تو دردسر می افتد. مگس ها باید چیزهای چسبناک را خیلی دوست داشته باشند٬ شب پره ها شعله را٬
و آدم ها عشق را...!
@Deep_Mo ✨
و آدم ها عشق را...!
@Deep_Mo ✨
چه چیز در این جهان،
غریبانه تر از زنی ست
که تنهایی اش را بغل میکند و می پوسد
اما حاضر نیست
کسی را دوست بدارد؟
@Deep_Mo ✨
غریبانه تر از زنی ست
که تنهایی اش را بغل میکند و می پوسد
اما حاضر نیست
کسی را دوست بدارد؟
@Deep_Mo ✨
"تو"
تمامِ اولين ها را
با من تجربه كردى...
از اينجا به بعدَش،
برايت ميشود؛
تكرار
تكرار
تكرار
#علي_قاضي_نظام
@Deep_Mo ✨
تمامِ اولين ها را
با من تجربه كردى...
از اينجا به بعدَش،
برايت ميشود؛
تكرار
تكرار
تكرار
#علي_قاضي_نظام
@Deep_Mo ✨