آدم فقط کسیُ که دوس داره میبخشه...
حتی اگه تو اون آدمی باشی
که چن سال قبل با کارات و رفتارات باعث شدی که من برم از پیشت...
حتی اگه تو این چن سال جایِ خالیم کنارت تو ذوق میزد...
حتی اگه لبات هزار نفرِ دیگه رو بوسیده باشه ...
حتی اگه هرشب با یکی خوابیده باشی و من تو خوابت بوده باشم...
باز به این رسیدی که تهِ همه حال خوبات من بودم من هستم...
من فقط نمیدونم چجوری ببخشمت که خدا دردش نیاد...
تو دیر رسیدی خیلی دیر اونقد که من توانِ بخشیدنت رو هم ندارم حتی...
😔
حتی اگه تو اون آدمی باشی
که چن سال قبل با کارات و رفتارات باعث شدی که من برم از پیشت...
حتی اگه تو این چن سال جایِ خالیم کنارت تو ذوق میزد...
حتی اگه لبات هزار نفرِ دیگه رو بوسیده باشه ...
حتی اگه هرشب با یکی خوابیده باشی و من تو خوابت بوده باشم...
باز به این رسیدی که تهِ همه حال خوبات من بودم من هستم...
من فقط نمیدونم چجوری ببخشمت که خدا دردش نیاد...
تو دیر رسیدی خیلی دیر اونقد که من توانِ بخشیدنت رو هم ندارم حتی...
😔
اولین بار که فهمیدم دوستش دارم دل و جانم آشوب شد!
میترسیدم از دوست داشتنِ کسی که از قلبَش خبر نداشتم
میترسیدم دوستَت دارم هایم تئوریهای بی عمل شود..
قانونِ زندگیم شده بود دهنِ دلم را بستن و من هم آدمِ قانون شکنی نبودم!
یک بار نیمه شب از خواب بیدار شدم گوشیِ تلفن را برداشتم شمارهاش را گرفتم گوشی را که برداشت گفتم « دوسِت دارم» ..
تلفن را گذاشتم و خوابیدم .. زمانِ زیادی از ساعتِ عاشقی گذشته بود!
گفتم و پایِ حرفم ماندم ! آنجا بود که فهمیدم دوستَت دارم گفتن به کسی که دوستش داری چقدر خوب است.. چه کیفی دارد!
هر روز قبل از شروعِ روزم دمِ گوشَش تکرار کردم حرفِ دلم را!
هر شب قبل از خواب دمِ گوشَش تکرار کردم دردِ دلم را!
انقد تکرار کردم که «تکراری» شد برایَش !
رفت ..یعنی فرار کرد از تکرارِ مکررات !
عادَت کرده بودم به دوست داشتنَش!
مادرم همیشه میگفت: « ترکِ عادت موجبِ مرض است»
ترک کردم عادتِ دوستَت دارم گفتن را..
مرض آمد سراغَم . مرضِ بیدِلی!
حالا من یک دخترِ قانون مندِ بی دل شدهام که فقط برایِ یک نفر قانونَش را میشکند!
برایِ کسی که
امد
دلش را برد
و رفت..!
میترسیدم از دوست داشتنِ کسی که از قلبَش خبر نداشتم
میترسیدم دوستَت دارم هایم تئوریهای بی عمل شود..
قانونِ زندگیم شده بود دهنِ دلم را بستن و من هم آدمِ قانون شکنی نبودم!
یک بار نیمه شب از خواب بیدار شدم گوشیِ تلفن را برداشتم شمارهاش را گرفتم گوشی را که برداشت گفتم « دوسِت دارم» ..
تلفن را گذاشتم و خوابیدم .. زمانِ زیادی از ساعتِ عاشقی گذشته بود!
گفتم و پایِ حرفم ماندم ! آنجا بود که فهمیدم دوستَت دارم گفتن به کسی که دوستش داری چقدر خوب است.. چه کیفی دارد!
هر روز قبل از شروعِ روزم دمِ گوشَش تکرار کردم حرفِ دلم را!
هر شب قبل از خواب دمِ گوشَش تکرار کردم دردِ دلم را!
انقد تکرار کردم که «تکراری» شد برایَش !
رفت ..یعنی فرار کرد از تکرارِ مکررات !
عادَت کرده بودم به دوست داشتنَش!
مادرم همیشه میگفت: « ترکِ عادت موجبِ مرض است»
ترک کردم عادتِ دوستَت دارم گفتن را..
مرض آمد سراغَم . مرضِ بیدِلی!
حالا من یک دخترِ قانون مندِ بی دل شدهام که فقط برایِ یک نفر قانونَش را میشکند!
برایِ کسی که
امد
دلش را برد
و رفت..!
كاش كمى بيشتر دوستم داشتى،
تا اگر روزى از من بى خبر بودى
فكرت به زمين و زمان مشكوك ميشد،
كه تاب نمياوردى دوريم را...
كاش كمى بيشتر دوستم داشتى،
تا به جز من كس ديگرى را نميديدى
صداى كسى را نميشنيدى،
هواى كسى را نفس نميكشيدى...
كاش كمى بيشتر دوستم داشتى...
تا از چشمانم بى تابى ام را ميخواندى،
لكنت زبانِ هنگام گفتن "دوستت دارم"
را ميديدى ...
تو،
مرا دوست دارى، اما كم...
آنقدر كم كه هيچ چيز از دلتنگى هاى شبانه ام
نميدانى...
#ترانه_حنيفى
تا اگر روزى از من بى خبر بودى
فكرت به زمين و زمان مشكوك ميشد،
كه تاب نمياوردى دوريم را...
كاش كمى بيشتر دوستم داشتى،
تا به جز من كس ديگرى را نميديدى
صداى كسى را نميشنيدى،
هواى كسى را نفس نميكشيدى...
كاش كمى بيشتر دوستم داشتى...
تا از چشمانم بى تابى ام را ميخواندى،
لكنت زبانِ هنگام گفتن "دوستت دارم"
را ميديدى ...
تو،
مرا دوست دارى، اما كم...
آنقدر كم كه هيچ چيز از دلتنگى هاى شبانه ام
نميدانى...
#ترانه_حنيفى
-امپراتور دلبری بود او
من یه سرباز رونده از دربار....
من یه سرباز رونده از دربار....
گاهی باید به دور خود
یک دیوار تنهایی کشید
نه برای اینکه
دیگران را از خودت دور کنی
بلکه ببینی چه کسی
برای دیدنت
دیوار را خراب می کند
#ژان_پل_سارتر
یک دیوار تنهایی کشید
نه برای اینکه
دیگران را از خودت دور کنی
بلکه ببینی چه کسی
برای دیدنت
دیوار را خراب می کند
#ژان_پل_سارتر
-مانده بودم كه بمانم؛ كه نشد
رفته بودى كه نباشى، كه نشد!
رفته بودى كه نباشى، كه نشد!
-شده يكباره كسى قلب شمارا بِدرَد؛
باز هم قلب شما دردوبلا را بخرد؟
باز هم قلب شما دردوبلا را بخرد؟
-الان تو دنیای موازی دراز کشیدم کنارش رو پشت بوم و در حالی که دارم با انگشتم اون ستاره ای رو که ماله خودمونه رو بهش نشون میدم که هر شب پر رنگتر میشه و تو ذهنم از داشتنش دلم قنج میره :)
#محیکس
#محیکس
-من ساحلم درگیر طوفانه
حالم شبیه صخره و موجاس
حالم شبیه صخره و موجاس
+ برای رسیدن به رویاهات چیکار میکنی؟
_ میخوابم
_ میخوابم
