بعد از عاشق شدن فهمیدم بعضی وقتا باید بگذری و بریزی تو خودت تا کسی نفهمه تو دلت چه خبره . برای اینکه حسشو بفهمی باید صبور باشی و منتظر بمونی .
اینکه دوستت داره یا نه ؟!
اینکه اونم همون قدری که دوستش داری دوستت داره یا نه ؟! اینکه اونم با همین رویاهایی که تو باهاش میخوابی ، میخوابه یا نه ؟!
میشه بزرگترین ترس تو .
ترست از اینه که نخوادت ...
باید سخت برسی تا سخت دل بکنی ، این یه قانونه شک نکن .
باید روزا رو هرجوری هست با لبخند مصنوعی بگذرونی و شبارو با بغض و آهنگ ؛ اگه چند چکه باریدی هم که چه بهتر .
بعضی وقت ها از ته دل بخندی و بعضی وقتا بی دلیل گریه کنی .
فقط منتظر بمون ...
عجله نکن ...
باید به امید رسیدن به همون روزی که منتظرشی زندگی کنی ...
اینکه دوستت داره یا نه ؟!
اینکه اونم همون قدری که دوستش داری دوستت داره یا نه ؟! اینکه اونم با همین رویاهایی که تو باهاش میخوابی ، میخوابه یا نه ؟!
میشه بزرگترین ترس تو .
ترست از اینه که نخوادت ...
باید سخت برسی تا سخت دل بکنی ، این یه قانونه شک نکن .
باید روزا رو هرجوری هست با لبخند مصنوعی بگذرونی و شبارو با بغض و آهنگ ؛ اگه چند چکه باریدی هم که چه بهتر .
بعضی وقت ها از ته دل بخندی و بعضی وقتا بی دلیل گریه کنی .
فقط منتظر بمون ...
عجله نکن ...
باید به امید رسیدن به همون روزی که منتظرشی زندگی کنی ...
- مثل طلیسچی نباشید که میگه ، خواستی کم باش ولی باش
شادمهری طور بگید تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن
شادمهری طور بگید تمام تو سهم منه به کم قانعم نکن
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- دَردا که تو همیشه هَمانی که نیستی .
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- همیشه آن که می روَد؛
کمی از ما را با خودَش می بَرد .
کمی از ما را با خودَش می بَرد .
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
-من باشم و تو،انتهای تابستان،ماسوله،هوا ابری باشد و دانههای ریز ریز باران خیسمان کرده باشند،ایستاده باشیم در زیر سقف لبهدار کوتاه خانهای در کنار کوچهی باریک،کاسهی بزرگ لواشک توی دستتو بادی که آرام بوی باقالیهای پخته و گلپرهای تازه را توی هوا پخش میکند،وچشمانت که آرام میخندند...
Dela Az Dast Tanhaei
M.Reza Shajarian
هیجده دقیقه عشق 💛
-گفت نه کسی منتظرمونه که نریم از پیشش، نه کسی منتظرمونه که بریم برسیم بهش، خودمونیم و خودمون، بی حسی برای رفتن و نرفتن، وامونده و دلتنگ
-گفت یه وقتاییم هرکاری کنی نمیشه، نه اینکه چیزی کم گذاشته باشی، نه، فقط همیشه نخواستن اون از خواستن آدم بیشتره، نه میشه داشتش و نه میشه ازش گذشت، فقط میشه به ظاهر فراموشش کرد
-قمیشی داره میخونه، فاصله یه حرف سادهس بین دیدن و ندیدن، به این فکر میکنم که فاصله سخت ترین حرف سادهی دنیاس
-فاصله هرچیز سادهی ممکنی رو به سختترین چیزای غیرممکن تبدیل میکنه، چیزی مثل گرفتن دستش رو
-دلتنگی همیشه توی غیر ممکنترین لحظهی ممکن واسه رفع شدنش اتفاق میوفته
-گفت هم ما میخواستیمش و هم اون ما رو میخواست، فقط نه اون اونجوری که ما میخواستیمش ما رو میخواست، نه ما میتونستیم اونجوری که اون میخواد بخوادمون بخوایمش
-گفت دیوونهها که نمیتونن کسی رو فراموش کنن، نهایت کاری که بتونن بکنن اینه که خودشونو فراموش کنن تا اونی که فراموش نمیکنه رو فراموش کرده باشن